تولید ملی؛ زمینه ها و ضرورت ها
 

نویسنده: حسن عبدی پور*
 

مسأله تولید در دو نظام ارزشی غربی و اسلامی

مسأله تولید ذیل مباحث اقتصادی قرارمی گیرد و اولاً وبالذات به این حوزه مربوط می شود. چنین مطالعه ای، طبعاً، شامل مباحثی نظیر فرایند تولید، کیفیت تولید و روابط حاکم بر تولید خواهدبود. در نظام های غیراسلامی فرآیندهای مرتبط با تولید مبتنی برمبانی، سیاست ها، اصول و برداشت ها و نگاه های اقتصادی غربی است. در نظام آفرینش، که خداوند عالم در آن همه چیز را برای رفاه آدمی و در خدمت به وی قرارداده است، به انسان توصیه گردیده است که به بهره برداری از مواهب الهی بر اساس کار و تلاش دست زند. چنین تلاشی، از منظر اسلام اگر به شیوه صحیح انجام پذیرد، عبادت است. سیستم هایی از این دست، معمولاً، بر اساس سود و زیان به این عرصه می نگرند. طبعاً این برداشت منجر به آن می شود که برای ایشان، در اکثرمواقع، محدودیت دیگری وجود نداشته باشد و ملاحظه ای غیراز گسترش سود در کار نباشد. هدف سیستم های غربی معمولاًً گسترش سود است. این رویکرد عدم توجه جدی به مسائل انسانی و اخلاقی را نتیجه می بخشد.
در جهان بینی اسلامی و نظام دینی، بر خلاف آن چه پیش تر در ارتباط با اندیشه غربی آمد، روابط انسان ها در چارچوب آموزه های دین قرار می گیرند. این روابط نسبتی معنادار به هم پیوسته با هم دارند. طبعاً چنین انتظاری در آموزه های دینی از روابط اقتصادی هنگامی به نتیجه خواهد رسید که نگاه ما به این آموزه ها به صورت یک مجموعه همگرا باشد. چنین مجموعه ای قابلیت توجه به مؤلفه های مؤثردر سبک زندگی فردی و اجتماعی را دارد و به شیوه ای جدی، و در سطوح مختلف، زندگی آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد.
نکته دیگر آنکه نظام اقتصادی مورد نظر اسلام به انسان ها در موقعیت های مختلف نظر دارد و آموزه های دینی را در سطوح مختلف در ارتباط با روابط آدمی با تولید و مباحث منشعب از آن در دیگر حوزه ها جاری می سازد. به عنوان مثال ما در اسلام، و در دانش فقه، به عناوینی برمی خوریم که شیوه های معامله معتبررا نشان می دهد: عناوینی نظیر جعاله و مضاربه از جمله این موارد هستند.
این بحث حایز اهمیت است که شیوه رویکرد مابه این عناوین نباید به عبور از روح آن ها منجرشود به زبان دیگر توجه ما باید بر آن باشیم که تحقق عینی عناوینی از این دست را در حوزه روابط اقتصادی رقم زنیم.

اهمیت نقش آموزش در رویکرد صحیح و متشرعانه به تجارت

آموزش نقشی حیاتی در انتقال اندیشه اسلامی، که در فرازهای قبلی در مورد آن سخن گفتیم، به عرصه اقتصاد دارد. به عبارت دیگر اصلاح روابط بازار بر اساس اندیشه اسلامی منوط به آموزش آموزه های اسلامی به عموم مردم است.
اگربه گذشته ها نظر افکنیم جایگاه رویکردهای جدی آموزشی را به خوبی در بازار می یابیم. تجار قبلاً، و در اطوار گذشته، بعضا تا کتاب مکاسب را درس می گرفتند و با آگاهی وارد بازار می شدند. در موارد دیگر ایشان، دست کم، قسمت هایی از بحث بیع را در دروس حوزه های علمیه شرکت می کردند و فرا می گرفتند. این امر باعث شده بود که بسیاری از مردم عادی نیز با مسائل اقتصادی و تجاری از منظر اسلام به خوبی آشنا شوند.

رویکرد اسلام به مقوله کار و تولید

درآموزه های اسلامی در باب اقتصاد مسئله کار نقشی مرکزی دارد و اسلام به صورت جدی و اساسی به مسأله کار و تولید توجه نشان داده است. این اهمیت تا آن جا است که بر اساس این دین روشنگر کار می تواند عبادت باشد.
در واقع در نظام آفرینش، که خداوند عالم در آن همه چیز را برای رفاه آدمی و در خدمت به وی قرارداده است، به انسان توصیه گردیده است که به بهره برداری از مواهب الهی بر اساس کار و تلاش دست زند. چنین تلاشی، از منظر اسلام اگر به شیوه صحیح انجام پذیرد، عبادت است.

عدالت بر اساس کار و تلاش

از منظر اسلام بهره برداری از این این مواهب و نعمت های الهی باید متعادل باشد و به شیوه ای افراطی یا بر اساس نگاهی تفریطی صورت نگیرد. علاوه بر این همگان باید قادر به چنین بهره برداری هایی به صورت معقول باشند. هم چنین لازم است تا مجموع فرآیندها و ساختارهای منجر به بهره برداری به شیوه ای عادلانه و به گونه ای مصلحانه سامان یافته باشند.

بیشتر بخوانید: الزامات و ضرورت های تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی (1)


واقعیت آن است که مقوله عدالت و تقسیم عادلانه به صورت ویژه ای مورد توجه و تأکید اسلام قرار گرفته است. با توجه به همین ویژگی می توان گفت که اقتصاد اسلامی فرقی اساسی و ماهیتی با دیگر مکاتب اقتصادی دارد. مکاتبی که هر یک، هم چون مکتب اقتصادی اسلام، با زنجیره ای از مسائل ریشه ای و مفاهیم بنیادین، نظیر جهان بینی و ایدئولوژی حامی خود، توصیه هایی را در حوزه اقتصاد ارایه می دهند.
درگذشته برخی از اقتصاددانان کوشیدند تا مسائل اقتصادی را به عنوان علم اقتصاد، مجزای از مبانی فلسفی، جهان بینی و ایدئولوژی ها مطرح کنند؛ ولی بر خلاف نظر این گروه از اقتصادانان نمی توان به وجود رابطه میان مبانی فلسفی و مکتب اقتصادی متأثر از آن اذعان ننمود.
این واقعیت، به تدریج، مورد تأیید همگان قرارگرفت و هم اکنون مسئله ای، کمابیش، مورد وفاق به حساب می آید. نکته آنجا است که بخش مهم و تعیین کننده ای از مباحث اقتصادی مبتنی بر تحلیل های اعتقادی یا سلسله ای از پیش فرض هایی در مواقعی نظیر تعریف ما از سود و زیان به جد تاثیر گذار واقع می شوند.
نتیجه آن که در بررسی یک نظام اقتصادی نباید رابطه آن با مبانی فلسفی موثردر شکل گیری اش نادیده گرفته شود و قلمرو مطالعه به درون علم اقتصاد، مجزا از شبکه مفاهیم بالادستی سازنده اش، محدود گردد. اهمیت این مسئله تا آنجا است که حتی می توان گفت که تأثیر این مفاهیم، اعتقادات و جهانی بینی در مسائل اقتصادی خیلی بیشتر از تأثیر مکانیزمهای درون اقتصادی و قضایای علم اقتصاد و روابط علت و معلولی اقتصادی است.
با لحاظ آنچه آمد باید گفت که نباید بدون لحاظ مباحثی از این دست، و فارغ از اعمال دقتی نظری و تئوریک، به سمت مدل های پیشرفت و توسعه ای گام برداشت.
با لحاظ آنچه که آمد باید گفت که نباید بدون لحاظ مباحثی از این دست، و فارغ از اعمال دقتی نظری و تئوریک، به سمت مدل های پیشرفت و توسعه ای گام برداشت.
واقعیت آن است که حاصل عمل کردن به نسخه برخی از نظریه های توسعه اضطراب و سرگشتگی انسان است. این نظریه ها، متأسفانه، حضور دین را در زندگی انسان نمی بینند و،، به وضوح، مسائل اعتقادی و تربیتی را نادیده می گیرند. این در حالی است که اعتقادات نقشی کلیدی در سالم سازی، تعدیل و برجسته کردن شاخصه های اخلاقی دارد. به عنوان نمونه در سابقه اقتصاد اسلامی، کار مشروع، تولید سالم و کارآفرینی به استقلال و خودکفایی و خارج شدن از زیر یوق دشمنان و سیستم های ظالمانه اقتصادی مرتبط می شود. "درتحکیم بنیادهای اقتصادی اصل، رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل اوست نه هم چون دیگر نظام های اقتصادی، تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، زیرا در مکاتب مادی اقتصادی خد هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می شود ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارآیی بهتر در راه وصول به هدف نمی توان داشت. ذیل چنین نگاهی است که اسلام بر این اعتقاد پای می فشارد که کار عبادت است و باعث می شود ما نسبت به همدیگر مهربان تر و منصف ترباشیم. در چنین جامعه ای است که انسان ها به همدیگر کمک می کنند و احاد جامعه به شکلی از رفاه نسبی برخوردار می شوند.
بر اساس اندیشه اسلامی باید به سمتی برویم که فاصله های طبقاتی کم شود و تعداد فقرای جامعه هر روز کمتر شوند. نگاهی به فرازهای مختلف اقتصادی اسلام رویکرد به این مسئله را نشان می دهد به عنوان نمونه می توان از مبحث زکات در اسلام یاد کرد. زکات موجب کمک به برخی از اعضای جامعه از این طریق می شود. کسانی که توانایی مالی محدودتری دارند و در زندگی خود دچار مشکل هستند.

ویژگی هخای مبنایی نظام اقتصاد اسلامی:

سه ویژگی مبنای نظام اقتصادی اسلام از قرار زیر است:
1- اقتصاد اسلام مبنی بر جهان بینی دینی است؛
2- اقتصاد، از نظراسلام، بخشی از قلمرو اختیار در جامعه و تاریخ است؛ یعنی اقتصاد در خدمت است و نه انسان در خدمت اقتصاد.
3- اقتصاد اسلامی، در عین واقع گرایی، برخوردار از ارزش های معنوی و ضوابط اخلاقی می باشد.
نگاهی به قانون اساسی رویکرد نظام اسلامی را در حوزه اقتصاد به این سه ویژگی نشان می دهد:
"درتحکیم بنیادهای اقتصادی اصل، رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل اوست نه هم چون دیگر نظام های اقتصادی، تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، زیرا در مکاتب مادی اقتصادی خد هدف است و بدین جهت در مراحل رشد، اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می شود ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارآیی بهتر در راه وصول به هدف نمی توان داشت. با این دیدگاه برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کرن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی است و بدین جهت تأمین امکانات مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی او بر عهده حکومت اسلامی است". (مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)

حمایت از مصرف کنندگان و گسترش تولید ملی

از جمله تلاش هایی که در مسیر حمایت از تولید ملی می تواند مورد توجه واقع شود فعال سازی هرچه بیشتر مورد توجه واقع شود فعال سازی هر چه بیشتر سازمان حمایت از مصرف کنندگان است. این سازمان می تواند شیوه ارتباط خود با مردم را تنوع ببخشد و، به عنوان نمونه، با استفاده از ابزارهایی هم چون تبلیغات تلویزیونی، به تشویقی دست بزند که منافع مصرف کننده را به صورت جدی تر در نظر می گیرد.
هم اکنون شبکه بازار توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی راه اندازی شده است. این گام مثبتی است زیرا به آگاهی هر چه بیش تر مصرف کننده کمک می کند. طبعاً گسترش کنترل بر بازار، نظارت بر فرآیند تولید و نیز نظارت بر تبلیغات کالا از دیگر فعالیت هایی است که انجام آن به مصرف کننده کمک خواهد نمود. حتی باید فراتر از مصرف کننده داخلی به ارایه کالایی اندیشید که در سطح بین المللی نیز موفق ظاهر شود. نگاه به مقوله حمایت از مصرف کننده در این سطح بسیار مهم است و به گسترش کیفیت محصول صادراتی می انجامد.

برخی از پیش زمینه های گسترش تولید ملی

به نظر می رسد که برنامه ریزی مهم می تواند به انجام این مهم مددی شایان توجه رساند. چنین برنامه ریزی هایی باید مواردی نظیر تخصیص اعتبار ارزی لازم به مقوله تولید، پیش خرید تصمینی برخی از کالاهای مهم را از تولید کنندگان و نیز توزیع تدریجی آن در را در بازار، ارایه حمایت های فکری توسط دانشگاه ها به تولید کنندگان، ایجاد استاندارد معطوف به گسترش کیفیت برای محصولات داخلی، ارایه مشوق های لازم به برخی تولید کنندگان داخلی، شکل بخشی به سازمانها و مراکز تحقیقاتی جهت ارتقاء کیفیت محصولات داخلی و کاهش یا ممنوعیت تبلیغ کالاهای غیرداخلی را مد نظر قراردهد.
نگاهی به شرایط کشور بیانگر لزوم جدی گرفتن فرهنگ کار و تلاش است. عنوان سال گذشته، جهاد اقتصادی، به حساسیت هرچه بیشتر فرهنگ عمومی نسبت به این موضوع مدد رساند. باید آن روحیه جهادی به مدد تولید ملی، که مورد اشاره عنوان سال فعلی است، بیاید.
واقعیت آن است که پیشرفت ایران بستگی به همت افرادی دارد که در مسیر پیشرفت ایران از خود گذشتگی می کنند و خود را وقف خدمت به ملت و نظام می نمایند. رویکر مؤثر قمام معظم رهبری به الگوی پیشرفت ایرانی اسالمی باید به مثابه مرکز همه تلاش هایی دانسته شود که در این مسیر مورد توجه قرار می گیرد.
در این مقطع مهم لازم است، تا امکانات نظام در راه گسترش تولید ملی هماهنگ شود و از مجموع ظرفیت ها به درستی استفاده گردد. بخشی از این ها فرهنگ سازی است و یا نیازمند به تئوری پردازی و ارائه مدل های اجرایی در حوزه های اقتصادی.

پی‌نوشت‌ها:

* پژوهشگر و مدیر اداره ساماندهی پژوهش های دینی مرکز همکاری های علمی و پژوهشی

منبع:حسن عبدی پور (1391) خرد نامه همشهری شماره 96 کاری از گروه مجلات همشهری