تولید داخلی و منطق بازار
 

نویسنده: دکتر سید ضیاالدین کیاالحسینی*



 

مطالعه ای اقتصادی در باب امکانات و محدودیت های حمایت از تولید داخلی

نوشتار پیش روی به بررسی امکان ها و محدودیت هایی می پردازد که منطق بازار پیش روی سیاست های حمایت از تولید داخلی می نهد، بررسی جهت گیری های مطلوب در تولید ملی، توضیح شیوه صحیح رویکرد حمایتی نسبت به تولید و تحلیل جایگاه این بحث در دل ادبیات دانش اقتصاد از جمله مباحث مطرح در نوشتار پیش روی است. بنده سعی خواهم کرد دراین نوشتار موضوع را از زاویه ی علمی مورد بحث و بررسی قراردهم.
واژگان کلیدی: استراتژی اقتصادی، حقوق مصرف کننده، رفاه مصرف کننده، انحصار بازار، بازرا رقابتی و...
 

سوابق حمایت از کار و سرمایه داخلی در علم اقتصاد

در سال های دهه شصت میلادی درمیان اقتصاددانان توسعه، بحث حمایت از تولید داخلی مطرح گردید. رویکرد ایشان به مقوله تولید داخلی پیرو اندیشه اقتصادی ای بود که قائل به نظریه مرکز/ پیرامون است و از سوی اندیشمندانی مطرح شد که در علم اقتصاد به وجود یک نقطه مرکزی و شکل گیری پیرامون یک حاشیه آن معتقد بودند.
این دسته از اقتصاددانان، که بیشتردر امریکای مرکزی و جنوبی بودند، قائل به این گردیدند که فرآیند و توسعه کشورها در کمند روابط مرکز و پیرامون (کشورهایی پیشرفت و صنعتی که حس استمارگری دارند و دانش توسعه، سرمایه و صنعت در اختیار آنها است و کشورهای پیرامونی که مورد استعمار هستند) گرفتار آمده است. ذیل نظریه مرکز و پیرامون یکی از استراتژی هایی که طرح شد آن بود که لازم است کشورهای توسعه نیافته و پیرامونی روی پای بایستند و از تولیدات ملی خود حمایت کنند.
حمایت از تولیدات داخلی جنبه های مختلفی داشت. در این میان می تواند به جنبه هایی نظیر حمایت قانونی و حمایت مالی و اعتباری اشاره کرد. در جریان حمایت از تولیدات داخلی، حمایت های مالی بیشتر به صورت تعرفه های شدید بر روی کالاهای وارداتی اعمال می شد. حمایت های اعتباری هم به این صورت بود که تولید کنندگان احساس کنند از جانب سرمایه داخلی مورد پشتیبانی قرارگرفته اند.
بنابراین از نظر دانش اقتصاد مقوله حمایت از تولید داخلی حایز عقبه ای علمی و شناخته شده است. علاوه بر مورد پیش گفته کشورهای جنوب شرقی آسیا نیز درگذشته از کالاهای تولید داخل، تولید ملی و کار نیروهای داخلی حمایت می کردند؛ البته باید توجه داشت که حمایت کشورهای آسیای جنوب شرقی با کشورهای دیگر متفاوت بود. درآسیای جنوب شرقی (کشورهایی مثل ژاپن، مالزی، اندونزی، هنگ کنگ و کره جنوبی و...) اعمال به نحوی در دل مناسبات فرهنگی و آداب عمومی قرار داشت. بنابراین تا حد زیادی نیاز به قانون و مقررات نبود. این روند امری طبیعی قلمداد می شود؛ زیرا بیانگر شاخصه های ویژه فرهنگ آنهااست. اما در کشورهای آمریکای جنوبی برای حمایت از تولید داخلی قوانین جدیدی تصویب شد.

جایگاه استراتژی

حمایت از کار و سرمایه داخلی
با توجه به ضرورت های جهان امروز باید توجه داشت که حمایت از کار و سرمایه داخلی یک استراتژی، در کنار سایر استراتژی ها، از جمله تعامل سازنده و عزت مندانه با دیگر کشورها است.
استراتژی حمایت از تولید داخلی موجب خواهد شد که واردات از کشورهای دیگر محدود شود؛ در عین حال ما در جامعه خود نیازمند قوانینی برای حمایت از تولید داخلی هستیم زیرا اندیشه حمایت، به شدت جوامع آسیای جنوب شرقی، جزیی از فرهنگ بازار در کشور ما نیست و به همین دلیل باید به واسطه قوانین و راه کارها وسیاست های تشویقی از تولیدات ملی حمایت شود.
حال ما در جامعه خود نیازمند قوانینی برای حمایت از تولید داخلی هستیم زیرا اندیشه حمایت، به شدت جوامع آسیای جنوب شرقی، جزیی از فرهنگ بازار در کشور ما نیست و به همین دلیل باید به واسطه قوانین و راه کارها وسیاست های تشویقی از تولیدات ملی حمایت شود.
ضرورت این حمایت با مشاهده محدودیت های جدی ای که در عرصه های مختلف وجود دارد. از جمله عرصه های امنیتی، اقتصادی و انرژی، بیشتر احساس می شود؛ لذا اگر از تولید ملی، در مقابل محدودیت هایی که خارجی ها بر ما عرضه داشته اند، حمایت نشود ضربات سنگینی بر اقتصاد ما وارد خواهد آمد.
مبحث حمایت از تولید داخلی مسئله ای با پیچیدگی های خاص خود است. برای تحلیل بهتر این مسئله به نکات ذیل توجه کافی مبذول داشت.
در درجه نخست باید توجه داشت که حمایت از تولید داخلی در عین حال که اقدامی پسندیده است یک ضرورت و نیاز نیز می باشد.
باید توجه و دقت لازم را داشته باشیم که فرمایش مقام معظم رهبری تنها یک نام گذاری نمادین نیست؛ بلکه لازم است تا شاهد عملی شدن این ایده مهم باشیم و در کنار عملی شدن این حمایت بایستی پی جوی استمرارآن نیزگردیم. به عبارت دیگر در سال های بعدی نیزباید این حمایت ادامه یابد.
در توضیح بیش تر باید گفت که حمایت از تولید داخلی نیازمند عزمی قوی است که در زمانی طولانی و روندی همراه با برنامه ریزی دقیق این مهم را تعقیب نماید.
باید توجه داشت که تولید دارای فرآیندی است که از سرمایه گذاری شروع می شود و پس از مرحله عملیاتی تولید کالا به عرضه آن در بازار ختم می شود.
در واقع ضرورت دارد که در همه این عرصه ها حمایت همواره وجود داشته باشد. به دیگر سخن این روند همراه با موفقیت نخواهد بود اگریک بخش مورد حمایت واقع شود و سایر بخش ها بدون حمایت مؤثر رها شوند.
نکته دوم این است که باید روند حمایت از تولید داخلی با توجه خاص به حقوق رفاه مصرف کننده گان باشد.
در توضیح باید چنین گفت که نباید برای حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی طوری پیش رفت که نهایتاً به زیان مصرف کننده منتهی شود. چنین دیدگاهی (رویکردی به تولید که به زیان مصرف کننده شود) نه تنها موجب بالا رفتن کمیت تولید نخواهد شد؛ بلکه ارتقای کیفیت کالا و خدمات را نیز در برنخواهد داشت. به عبارت دقیق تر فرصتی را باید به عرصه تولید داد که در آن فرصت تولید کنندگان خودشان را به یک سطحی از استانداردهای بین المللی برسانند که خود موجب رشد کیفی محصولات داخلی و تمایل مصرف کنندگان به استفاده از کالای تولید داخلی شود.
نکته سوم این است که در حمایت از تولید حقوق مصرف کننده باید توجه به قیمت اجناس نیز مورد توجه واقع شود؛ چنین رویکردی می تواند موجب در دست گرفتن بازار جهانی شود.
مقوله ای که اکنون کشورهای اروپایی با آن درگیر هستند؛ زیرا کشورهای جنوب شرقی آسیا می توانند همان نوع کالایی را که آنها، سابق بر این، در بازار بین المللی تحت اختیار خود داشتند، با قیمت های پایین تر تولید و به بازار عرضه کنند. واقعیت آن است که چنین نگاهی به تولید داخلی می تواند منافع بسیاری دربرداشته باشد زیرا در صورتی که عرصه بین المللی برای تجارت بازار باشد می توان شاهد تأمین منفعت مردم جامعه بود و درعین حال بهره مصرف کنندگان از رفاه و کیفیت بیشتر می شود.
نکته چهارم، که توجه به آن به دلایلی چند اهمیت دارد، عبارت است از اتخاذ استراتژی های دفاعی با ایده حمایت از تولید داخلی و مقوله اشتغال در جامعه. در نگاه نخست تولید و عرضه در بازار رقابت معنامی یابد و مطابق این دیدگاه تولید زمانی موفق است که امکان رقابت در عرصه بازار جهانی راداشته باشد.
تحقق این فرآیند در وضعیت تحریم ها برای کشور ما تاحدی دشوار است و رقابت به عنوان یکی از اصلی ترین و کلیدی ترین مقولات عرصه اقتصاد تا حدی رنگ می بازد. در این شرایط که کشور با محدودیت هایی مواجه است باید در مسیری حرکت کنیم که کشور روی پای خود بایستد و برای دستیابی به این مهم باید تولیدات داخلی خود را گسترش بدهیم. بنابراین یکی از مهم ترین نکات مثبت حمایت از تولید داخلی افزایش امکان اشتغال افراد جامعه و خودکفایی آن است.
نکته نهایی که می توان به عنوان نتیجه نگاهی دقیق به تولید ملی مطرح نمود بیانگر ملاحظه بسیار ظریفی است که باید در بحث حمایت از تولیدات ملی به آن به صورت ویژه توجه نمود. در واقع این نکته از نقطه نظر محاسبات اقتصادی اهمیت بسیاری دارد.
ذیل این ملاحظه باید به ارتباط زمان، رفاه مصرف کننده و مسئله حمایت از تولید داخلی، به صورت هم زمان، توجه نمود؛ چه آن که فقدان برنامه زمانی معین در حمایت از تولید داخلی به پایین آمدن سطح رفاه مصرف کننده منتهی می شود. این به آن معنا است که حمایت از تولید داخلی و استراتژی دفاعی نمی تواند برنامه ای دائمی و همیشگی باشد.
اگر این برنامه بخواهد دائمی باشد بر روی رفاه مصرف کنندگان اثر منفی دارد لذا باید یک برنامه زمانی را برای تولید ملی در نظر گرفت و آن زمان باید معین باشد که بر اساس یک برنامه ریزی تا آن زمان تولید کنندگان داخلی کشور تولیدات خودشان را به حد استاندارد های بین المللی برسانند؛ در غیر این صورت مصرف کنندگان زیان خواهند کرد و حمایت های بیش از اندازه تولید کنندگان، در کنار ایجاد فرصت های ویژه برای آنها بدون برنامه ریزی معین، به بهبود کیفیت و دسترسی به استانداردهای جهانی منتهی نخواهد شد.
در این شرایط از رفاه مصرف کنندگان کاسته می شود و در چنین شرایطی مصرف کنندگان کالاهایی را استفاده می کنند که دارای کیفیت نیست.
استمرار این روند موجب انحصار در تولید و انحصار در نوع کالای ارائه شده خواهد شد که، به رغم رشد و پیشرفت کمی تولید کننده، به کیفیت نخواهد رسید و عملاً فرایند های تولید مطلوب در کشور رشد نخواهد کرد.

استراتژی های حمایت از تولید داخلی

دو استراتژی مطرح در حمایت از تولید داخلی عبارت است از:
- استراتژی مبتنی بر نگاه آسیای جنوب شرقی؛
- استراتژی مبتنی بر نگاه امریکای جنوبی، نگاه آسیای جنوب شرقی این است که در هر شرایطی باید از تولید ملی حمایت بشود. این جزء ذاتی فرهنگ این کشورها است. در این جوامع تولید کنندگان هم عزم شان را جزم کرده اند تا بتوانند کالاهایی را عرضه کند که دارای کیفیت بین المللی باشد. حمایت های جوامعی مانند مردم کره جنوبی از تولید کنندگان کشورشان آنها را ترغیب کرده است که تولید خود را به حد و اندازه استانداردهای جهانی برسانند.
مسئله ای که ضرورت دارد در این مجال به آن بپردازیم این است که به چه صورت تولید کنندگان خودشان را موظف می کنند که به سمت استاندارهای بین الملللی بروند. یکی از راهکارها برای دستیابی به این مهم به وجود آوردن فضای رقابتی است. اگر فضا رقابتی باشد قطعاً تولید کنندگان خودشان را به چنین استاندارهایی می رسانند؛ زیرا اگر محصولات خود را با استاندارد بالا به مصرف کننده عرضه نکنند لاجرم بازار را از دست می دهند. چنین راهکاری حتی در فضای بازار جهانی نیز پاسخگو است زیرا تولید کننده، در کنار رقیب داخلی، تولید کننده دوم و کالای مشابه خارجی را در برابر خود می بیند. در این شرایط مصرف کننده در معرض انتخاب های متنوع قراردارد و تولید کننده باید توان رقابت و هم آوردی با کالای مشابه خارجی راداشته باشد. طبعاً درچنین وضعیتی اگر تولید کننده بخواهد هم چنان در بازار بماند باید تلاش بیشتری از خود نشان دهد و، با بالاتربردن کیفیت، سطح مطلوبیت مصرف کننده از تولید خود را به سطح مورد توقع در رقابت جهانی برساند.
مسئله مهم دیگر، که در فضای رقابت اهمیت بنیادی دارد، توان استفاده از فن آوری های به روز است. هر چه توان تولید کننده داخلی در بهره گیری از فن آوری های نوین بیشتر باشد حقوق و رفاه مصرف کننده بیشتر رعایت خواهد شد. بنابراین اگر تولید کننده داخلی در فضای انزوای اقتصادی با بهره پایین از فن آوری به تولید ادامه دهد در نهایت مصرف کننده متضرر خواهد شد.
نکته آنجا است که بازار در اقتصاد نقشی تعیین کننده دارد. معمولاً بازار را به دو دسته بازار رقابتی و بازار انحصاری تقسیم می کنیم. هنگامی که کالا در بازار رقابتی عرضه می شود تلاش تولید کننده برای ارائه کالا با کیفیت بهتراست. در صورتی که تولید کننده کالا را دربازار انحصاری ارائه نماید اصطلا حاً وی مواجه با وضعیت بازار انحصاری است.
در بازار انحصاری این انحصارگر است که می تواند قیمت کالا را تعیین کند. در عین حال، تلاش کند که تولید خود را به فنآوری بالا ارائه کند. یعنی ساختار بازار به نحوی است که تنها در یک مدت کوتاهی انحصار گر می تواند قیمت کالا را تعیین کند؛ اما همواره با این بیم مواجه است که تولید کنندگان دیگر هم کالایی با کیفیت بالاتررا در بازار عرضه کنند.
بنابراین امکان ارائه کیفیت بالاتر از سوی سایرین می تواند انحصار بازار را از میان بردارد؛ اما اگر در بازار انحصاری تولید کننده داخلی با حمایت نیز مواجه شود، در این شرایط کیفیت شکل انحصاری به خود می گیرد و مصرف کننده ناگزیر از مصرف تنها کالای موجود در بازار، به رغم افت کیفیت آن، می شود. چه آن که در چنین شرایطی کالای مشابه خارجی وارد نمی شود. به این ترتیب در ارائه حمایت های مبتنی بر انحصار بازار برای تولید کنندگان باید، به دلیل رفاه مصرف کننده، محدوده حمایت را مشخص نمود.

چالش عدم حمایت از تولید ملی

در بخش پیشین به ضرورت توجه به رفاه مصرف کننده پرداختیم و محدودیت های بازار انحصاری را برشمردیم. اکنون به آن سوی مسئله نیز نظر می افکنیم و تهدیدات ناشی از عدم حمایت از تولید کنندگان داخلی را برمی شماریم، در واقع در اینجا ما با چالشی مواجه هستیم که در هر دو سوی آن مسئله پیچیده است: اگر حمایت از تولید وجود داشته باشد مسئله انحصار پیش می آید و اگر بخواهیم بازار طراحی کنیم مسئله نفی تولید پیش می آید.
نکته مهم آنکه اگر از تولید ملی حمایت نشود تبعات آن نظیر عدم اشتغال، بیکاری و هدر رفت منابع دامنگیر مصرف کنندگان نیز می شود و فقط تولید کنندگان متضرر نخواهند شد. در چنین شرایطی، بی گمان، حمایت گسترده و بدون حد و مرز از بازار رقابتی و بازرگانی استراتژی درستی نخواهد بود.
مطالب پیش گفته به این معنا است که اگر چه حمایت دارای درجه و اندازه است، اما بازرگانی به صورت بازار باز به ضررتولید کننده داخلی است؛ چه آنکه ایجاد فضای بازار باز در بازرگانی ما را بالا رفتن رفتن حجم واردات مواجه خواهد کرد.
به این ترتیب می توان نسبت به پیچیدگی این مبحث معترف شد و آن را بحثی "سهل و ممتنع" دانست که رویکرد مناسب به آن نیاز به دقت هایی ظریف و دقیق دارد. به نظر می رسد که نگاه دقیق اقتضا می کند که ما سیاست های کنترلی بر بازار را به نفع مصرف کننده، در کنارحمایت از تولید کننده، بر اساس برنامه ای دقیق وجامع پیش برانیم که، بر مبنای آن، بتوان روند حمایت از تولید و سرمایه داخلی را به نفع شرایط اقتصادی کشور محقق شود.
به این ترتیب، و مطابق آنچه آمد، حمایت از تولیدات داخلی باید محدوده مشخصی داشته باشد و در قالبی چارچوب مند و بر اساس برنامه ای زمان بندی شده اعمال شود. این نکته نیز شایان توجه است که در تجربه دیگران نیز حمایت از بازار انحصاری هیچ گاه به نحو مطلق نبوده است.
تعیین محدوده برای حمایت از انحصار تولید کننده داخلی برای وی نیزمفید فایده است؛ چه آنکه، به دلیل تعیین مهلت زمانی، وی گزیر از ارائه کیفیت بالاتر پیش از انقضای دوره حمایت از انحصار تولید است. این فرایند، در مرحله بعدی، به نفع مصرف کننده خواهد بود؛ چرا که امکان دسترسی به کالایی با کیفیت بالاتر را، وجود حمایت زمان مند، به دست خواهد داد. بنابراین تعیین چارچوب و زمان معین برای حمایت از تولید ملی می تواند مفید حال طرفین بازار باشد.
درتوضیح مطالب فوق باید گفت حمایت از تولید ملی نباید تا آن اندازه استمرار یابد که مصرف کننده در تنگنا قرارگیرد و امکان بهره مندی از تنوع و کیفیت محصولات را از دست بدهد و هر چند این امر را نیز نباید از نظر دور داشت که حمایت از تولید ملی در اصل استراتژی شایسته ای است و در نهایت منافع قابل توجهی را برای اقتصاد ملی، و طبعاً مصرف کنندگان، دربرخواهد داشت.

حمایت در عرصه های معین

به این ترتیب، و بر اساس آنچه آمد، باید به تعیین محدوده هایی برای حمایت از تولید داخلی پرداخت. واقعیت آن است که تولید داخلی در برخی عرصه ها امکان بروز و ظهور بیش تری دارد و در برخی عرصه ها نیز امکان شکوفایی و پیشرفت آن جدی تراست. حتی می توان انتظار داشت که، با توجه به مزیت های نسبی در برخی از زمینه ها، رویکرد حمایتی از بازار به تبدیل کشور در آن زمینه ها به قطب اقتصادی در جهان کمک رساند.
هنگامی که بحث تفکیک محدوده حمایت از تولید ملی مطرح می شود تلویحاً این نکته را نیز دربر می گیرد که درجهان کنونی امکان انزوا و انحصار بازار به شیوه ای قطعی و پایانی وجود ندارد و نمی توان بدون ارتباطات جهانی و جدای از سیستم اقتصادی بین المللی به تولید مؤثر در عرصه های گوناگون پرداخت. چنین رویکردی به مسئله در همه کشورها و در همه سطوح دیده می شود حتی جوامع بسیار پیشرفته نیز صرفاً دربخشی از تولیدات خود به حمایت از تولید کننده داخلی می پردازد و بیشتر بخش های اقتصادی آنها در ارتباط با جهان بیرون به رونق و شکوفایی می رسد و در نهایت، مجموع روابط، برای آنها سودآور می شود.
دقت در مفاد اندیشه رهبری، که رویکرد پیش روانه در اقتصاد و گسترش توانایی کشور را هدف معرفی می کنند، بیانگر آن است که فرمایش معظم له در حمایت از تولید داخلی ناظر بر بخشی از عرصه ها است که ما در آنها مزیت نسبی داریم و تولید داخلی مثمر ثمر و نتیجه بخش خواهد بود؛ چه آنکه بخشی از عرصه ها باید مورد حمایت قرار گیرد.
در تشریح مباحث مطرح شده باید تأکید نمود که معنای حمایت بخشی و گزینشی از تولید داخلی به معنای عدم خودکفایی، خود کفایی در همه عرصه ها نیست، بلکه خوداتکایی یا خودکفایی در عرصه های ویژه و استراتژیک است. واقعیت آن است که خودکفایی در هر کشوری با توجه به شرایط و منابع آن کشور تعریف می شود؛ یعنی بحث خود کفایی را باید با توجه به وجود منابع و نیز امکان فعلیت یابی آن منابع در نظر گرفت. منابع هم می تواند اعم از منابع انسانی، علمی، فیزیکی و طبیعی باشد. طبعاً اگر بتوانیم این منابع را از قوه به فعل برسانیم، در این صورت، توانسته ایم از مزیت های نسبی خود نسبت به دیگر کشورها بهره برداری کنیم. به زبان دیگر این مزیت می تواند به یک مزیت جهانی تبدیل شود؛ در این صورت ما باید از تولید ملی در چنین عرصه هایی حمایت کنیم.
در حالی که حمایت از تولید داخلی در بخش هایی که استعداد لازم برای توسعه را دارند. نتیجه ای ارزشمند می دهد حمایت از بخش هایی که منابع و شرایط لازم برای توسعه، خود کفایی و نهایتاً گسترش را ندارند کارایی نخواهد داشت و به اقتصاد مصرف کننده سودی نخواهد.
به این ترتیب باید گفت که عملی شدن ایده ارزشمند حمایت از تولید ملی نیازمند نگاهی علمی، تفکیکی و دقیق به مباحث اقتصادی، تولید، شرایط بازار و منابع و امکانات کشور است. ذیل چنین رویکردی است که می توان به عملی سازی فرمایش مقام معظم رهبری به شیوه ای شایسته و مؤثر اقدام نمود؛ چه آنکه زمانی حمایت موثراز تولید داخلی می تواند ثمربخش باشد که اولاً با برنامه ریزی و تعیین اولویت و محدوده معین به بالندگی اقتصاد کمک کند و به فعلیت رسیدن مزیت های نسبی را سبب شود، ثانیاً، در سطح منطقه و جهانی مزیت ها را گسترش دهد و از مرحله توجه به بازار داخلی به مرحله فتح بازارهای خارجی سوق دهد.

ارتباط و حمایت از تولید ملی

در مباحث پیشین به بررسی رابطه بازار و حمایت از تولید داخلی پرداختیم. در این بخش به مبحث ارتباطات و استراتژی حمایت از تولید داخلی، با توجه به تاریخ صدر اسلام، می پردازیم.
با توجه به مناسبات موجود در جامعه صدر اسلام می توان گفت استراتژی ارتباطات در آن زمان به جد مورد توجه بوده است.
در واقع در صدر اسلام ارتباطات رکنی اساسی در مناسبات اقتصادی به حساب می آمد. ارتباطات می تواند به معنای بهره گرفتن از نیروهای متخصص و یا ارتباطات بازرگانی باشد. این دید گاه با توجه به حضور نیروهای متخصص از فرهنگ های متفاوت در جامعه اسلامی تأیید می شود. به عنوان نمونه در دستگاه دیوان سالاری پیغمبر اکرم (ص) مشاهده می شود که در نبرد نیروی متخصص، متخصص غیرمسلمان حضوردارند. مورد دیگر حضور دیوان داران ایرانی در دستگاه دیوان سالاری اسلامی است. ایشان به ثبت و ضبط و نظم امور می پرداختند.
در توضیح وجود ارتباطات بازرگانی موفق در آن زمان باید گفت که قریش، به خاطر منطقه سوق الجیشی جزیره العرب و عدم برخورداری از امکانات تولیدی و کشاورزی، عهده دار یکی از مهمترین مراکز تجاری آن دوره بود.
طبعاً این به معنای درستی وجود ارتباطات در جامعه اسلامی است. با این حال نباید به غلط گمان برد که وجود ارتباطات راه را بر ارایه بسته های حمایتی از تولید داخلی می بندد؛ چه آنکه گسترش تولید داخلی در نهایت به گسترش توانمندی اقتصادی کشور ختم می شود و، این مسئله، ارتقاء سطح اقتصادی کشور و بالارفتن ارتباطات مالی و بازرگانی آن را سبب می گردد.
به عبارت دیگر حمایت از تولید ملی، اگر به شیوه ای صحیح انجام پذیرد، زمینه ساز پیشرفت کشور می شود.

پی‌نوشت‌ها:

* عضو هیأت علمی و گروه اقتصاد دانشگاه مفید

منبع:دکتر سید ضیاالدین کیاالحسینی (1391) خرد نامه همشهری شماره 96 کاری از گروه مجلات همشهری