انقلاب اسلامی حلقه واسطه عاشورا و انتظار

 

نویسنده: محمدرضا کتابی




 

چکیده

جامعه شیعه از بدو ایجاد تاکنون در سایه هدایت و سرپرستی معصومان (علیهم السلام) به حرکت تکاملی و رو به رشد خود ادامه می دهد و اقامه کلمه توحید و ایجاد بستر بندگی و جاری شدن عبودیت خدای متعال در تمامی شئون حیات را هدف نهایی خود قرار داده است. در میان مقاطع تاریخی سیر تکاملی جامعه شیعی، نهضت عاشورا، انقلاب اسلامی و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) سه مقطع بسیار حساس، کلیدی و تأثیرگذار محسوب می شوند. عاشورا محورتاریخ خداپرستی و کانون جوشان محبت و عواطف شیعی و الهام بخش تمام مبارزات خداپرستانه است. جامعه مهدوی و ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) نیز نقطه آمال و آرمان های بزرگ و تاریخی جامعه شیعی و ثمره و محصول تمام مجاهدت ها و تلاش های انبیاء و اولیاء و پیروان آنان است.
دراین میان انقلاب اسلامی به عنوان بزرگ ترین و موفق ترین حرکت اجتماعی جامعه شیعه از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است و به عنوان حلقه واسطه این دو نهضت عظیم عمل می نماید.
انقلاب اسلامی ازیک سو ریشه در نهضت عاشورا و حماسه کربلا دارد و فرهنگ حماسی عاشورا اعم از ایثار، شهادت طلبی، شجاعت، وفاداری و فداکاری، ظلم ستیزی و عزت مداری و ولایت پذیری تام، الهام بخش و دستورالعمل آن محسوب می گردد و از سویی دیگر چشم به عصر ظهور و تشکیل جامعه مهدوی دارد.
انگیزه های این انقلاب عظیم، انگیزه های حسینی و عاشورایی است و زمینه سازی برای ظهور منجی بشریت و آخرین ذخیره الهی را وجهه همت خود قرار داده است. این آرمان عظیم سختی ها و دشواری ها و موانع بزرگی را در پیش روی دارد که انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ عاشورا به مبارزه با این موانع پرداخته است و در جهت آماده سازی مقدمات ظهور عمل می نماید. در واقع می توان چنین گفت که انقلاب اسلامی جلوه ای از عاشورا و طلیعه آغاز صبح امید و ظهور صغرای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

واژگان کلیدی:

عاشورا،فرهنگ انتظار، جامعه مهدوی، جامعه شیعی، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مقدمه

اقامه کلمه توحید و ایجاد بستر بندگی خدای متعال و عبادت حضرت حق در تمامی شئون حیات، فلسفه تحقق انقلاب اسلامی و محقق شدن جامعه اسلامی و تمدن اسلامی بر پایه ارزش ها و باورهای اسلامی، هدف بزرگ انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی تحولی بسیار بزرگ در قرون و اعصار اخیر و انفجار نور و تبلور وعده الهی «یخرجهم من الظلمات الی النور» (قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه 257) و بشارت دهنده پیام معنویت و حیات طیبه برای انسان سرگشته در سراب تمدن مادی است.
این انقلاب عظیم بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از حیات طیبه آن کارآمدی خود را اثبات نموده و تأثیرهای عمیق اجتماعی و تاریخی از خود به جای گذاشته و مسیری نو و نورانی برای تاریخ و بشریت تعریف نموده و سریع و شتابان به سمت فتح قله های جدید و اهداف و آرمان های مقدس در حرکت است.
این پیدایش و ظهور قدرتمند و حرکت سریع رو به جلو و دستاوردهای کلان به دلیل آن است که این انقلاب از یک سو ریشه در عاشورا و حماسه حسینی و از سویی دیگر چشم به عصر ظهور دارد و منتظر جامعه مهدوی است. در واقع انقلاب اسلامی به عنوان حلقه واسطه میان مکتب عاشورا و فرهنگ انتظار عمل می نماید و با الهام از حماسه عظیم عاشورا،پای در جاده انتظار و حرکت به سمت جامعه مهدوی دارد و در پی زمینه سازی برای تحقق آن آرمان و آرزوی بزرگ و وعده حتمی الهی است. انقلاب اسلامی آمیخته ای از رنگ سرخ حسینی و رنگ سبز مهدوی است که شروع آن با نام مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و حفظ تداوم و رشد آن با نام مبارک حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) می باشد.
این نوشته کوتاه برآن است که در حد بضاعت خود به بررسی نسبت های میان این سه مقوله و حلقه واسطه بودن انقلاب اسلامی نسبت به دو مقوله دیگر بپردازد.
این بحث در چهار فصل تنظیم گردیده است و شایان ذکر است که مقصود از انتظار دراین نوشته اعم از فرهنگ انتظار، عصر ظهور و جامعه مهدوی است.

فصل اول: عاشورا،انقلاب اسلامی و عصر ظهور سه مقطع از درگیری تاریخی جبهه حق علیه و باطل و تاریخ تکاملی جامعه شیعه

1-ملاحظه این مقاطع در جریان درگیری تاریخی جبهه حق علیه باطل

از ابتدای خلقت حضرت آدم (علی نبینا) و آله و علیه السلام) و تمرد و سرپیچی شیطان (همان،آیه 31) از دستورالهی، دو جبهه حق و باطل به سرپرستی خدای متعال و طاغوت ایجاد شده است. قرآن کریم در آیه الکرسی به وجود این دو جبهه تصریح می نماید و خدای متعال و مؤمنان را دریک جبهه و طاغوت و کافران را در جبهه مقابل جای می دهد(همان، آیات 255- 257)
در این آیه شریفه به آثار و پیامدهای این دو سرپرستی نیز اشاره می گردد که محصول ولایت خدای متعال و جبهه حق را نور و سعادت و محصول ولایت طاغوت و کفر را ظلمت و شقاوت معرفی می نماید.
این درگیری محدود به عرصه ها و حوزه های خاص نمی باشد و وسعت و دامنه آن تمام تاریخ را پوشانده است. این رویارویی دائمی است و از ابتدای خلقت انسان تا برپایی حکومت جهانی حق و محو باطل ادامه خواهد داشت.
علت این درگیری دائمی آن است که در نظام هستی که به صورت نظام مند و به هم پیوسته خلق گردیده است، اصطکاک و تقابل اختیارها و اراده ها درباره یکدیگر امری ضروری و طبیعی است و هرکدام از دو جبهه نور و ظلمت که قصد توسعه و گسترش فعالیت های خود را داشته باشد، لزوماً دامنه گسترش حرکت مقابل را ضیق و تنگ می نماید و «وسعت حکومت» یکی «محدودیت حاکمیت» دیگری را به دنبال خواهد داشت؛ لذا این دو جریان از آنجا که از مواضع و اهداف خود عدول نخواهند نمود، درگیری برای حاکمیت حق و حقیقت و توسعه بندگی و در مقابل تلاش برای حاکمیت شیطان و پرستش اهواء به صورت دائم و همه جانبه ادامه خواهد داشت. (جمعی از نویسندگان، 1367، 6)
دراین میان آنان که شدیدترین اختیار را در مسیر نور یا ظلمت نموده اند، سرپرستی و ولایت سایر افراد هم جهت خود را برعهده می گیرند و اساسی ترین تأثیر را در جهت دادن به حرکت سایر انسان ها و میسر حرکت جامعه انجام می دهند.
نمونه های این تقابل را می توان در رویارویی و جهاد پیامبران بزرگ الهی با مشرکان و پرچم داران جبهه طاغوت مشاهده کرد. صفحات تاریخ درگیری حضرت موسی (علیه السلام) با فرعون و ابراهیم (علیه السلام) با نمرود و پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را با جبهه مشرکان قریش و دیگر دشمنان به تصویر کشیده است و ائمه طهار (علیهم السلام) هرکدام با طواغیت زمان خود درگیری بوده اند.
با این نگاه نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی و قیام حضرت مهدی( عجل الله تعالی فرجه الشریف) سه مقطع از درگیری تاریخی جبهه حق علیه باطل است که هر سه حرکت دارای اهداف مشترک می باشند.
نهضت عاشورا سنگین ترین و خونین ترین نبرد مقدس دراین درگیری دائمی است که برای اقامه حق،امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح انحراف عمیق در جامعه اسلامی مبنی بر جدایی دین از ولایت و دینداری بدون امامت و پذیرش سلطنت برای سرپرستی جامعه اسلامی و...برپا گردیده است و همواره محور و الگو و الهام بخش مبارزات جبهه حق علیه باطل بوده است.
انقلاب اسلامی نیز پرچمدار جبهه حق در مقطع زمانی رنسانس و ظهور مدرنیته و حاکمیت و سیطره کامل تمدن مادی و هجوم همه جانبه آن به دین، ارزش ها و اعتقادها و طرد و انزوای دین و دینداران از عرصه های حیات اجتماعی بشر بود.
این انقلاب با انگیزه های الهی و ایمانی و تلاش برای آزادی جامعه خود و مسلمین و در نهایت کل بشریت از یوغ بندگی تمدن مادی و جبهه باطل و مقابله با اهداف توسعه طلبانه آنان و با هدف توسعه شعار لا اله الاالله و جریان توحید و بندگی خدای متعال به وقوع پیوست.
انقلاب و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) نیز به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری، حلقه ای است از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود و قیام حضرت آخرین حلقه از مجموعه حلقه های مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان بر پا بوده و مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تحقق بخش ایدئال همه انبیاء و اولیاء و مردان مبارزه در راه حق است. (مطهری، 1373، 68)

2-ملاحظه این مقاطع در سیر تکاملی جامعه شیعی

انقلاب اسلامی یکی از حلقه های تکامل جامعه شیعی تا رسیدن به سرمنزل مقصود و تحقق دولت عدل علوی به دست آخرین پرچمدار این جامعه می باشد. از این منظر انقلاب اسلامی برآیند حرکت تکاملی جامعه شیعی است ؛ که این حرکت نیز در درون جبهه حق و در جهت ادامه نهضت انبیاء عظام (علیهم السلام) و به عنوان طلایه دار اسلام ناب و اصیل قرار دارد.
رشد و تکامل جامعه شیعی در اینجا به معنای بلوغ جامعه شیعه می باشد که بلوغ و رشد همه جانبه ظرفیت های روحی، فکری و عملی را شامل می شود و کمال این بلوغ به بلوغ در ولایت پذیری تعریف می گردد. براساس این دیدگاه تمامی تحولات و سیر رشد جامعه شیعه براساس سرپرستی و ولایت امامان معصوم(علیهم السلام) صورت گرفته است و این ولایت هم اکنون نیز در وجود امام زمان (علیه السلام ) ظاهر و متجلی است.
دراین تحلیل سیر و حرکت تکاملی جامعه شیعه از منظر رشد اجتماعی و ظرفیت سازی برای تشکیل حکومت و نظام الهی که مقدمه تشکیل نظام جهانی حضرت بقیه الله الاعظم می باشد مورد بررسی قرار می گیرد.
جامعه شیعی در سیر رشد و تکامل و بلوغ ظرفیت های آن از بدو ایجاد هسته اولیه تا کنون مراحلی را پشت سر گذاشته است که به اختصار به آن اشاره می شود.
رشد استعدادها و بلوغ ظرفیت های جامعه شیعی محصول سرپرستی و ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) می باشد و هریک از امامان بزرگوار (علیهم السلام) در زمان حیات دینوی خود سرپرستی جامعه شیعی را به عهده داشته اند و تمامی مساعی خود را در جهت رشد و توسعه ظرفیت های شیعیان و هویت کلی جامعه شیعی به کار می برده اند.
محصول سرپرستی و ولایت معصومان(علیهم السلام) تکامل شیعیان و جامعه شیعی و بلوغ ظرفیت های عاطفی، روحی، علمی و عملی جامعه شیعه بوده است.
تلاش برای رشد و توسعه ظرفیت های «روحی و عاطفی» گام اول و مهم امامان معصوم (علیهم السلام) در سیر تکاملی جامعه شیعی بوده است. از آنجا که گرایش ها و جهت گیری ها و بینش فکری خاص و موضع گیری ها ریشه در نظام تمایلات دارد،توسعه ظرفیت های روحی و عاطفی - که گرایش ها و جهت گیری ها بر آن اساس صورت می گیرد- مهم و بسیار کلیدی است.
دراین جهت بخش مهمی از فعالیت ها و گفتارهای معصومان (علیه السلام) به این موضوع مهم اختصاص دارد و در روایات تأکیدی فراوان نسبت به حب و بغض فی الله و محبت اهل بیت (علیهم السلام) و آثار دنیوی و اخروی آن و در مقابل تبری نسبت به دشمنان آنان صورت گرفته است ؛که این حب و بغض ها مهم ترین عامل
در پرورش روحی شیعیان می باشد.
به جرئت می توان عنصر محوری در این زمینه را قیام عاشورا و شهادت حضرت سید الشهدا و اصحاب با وفایش دانست ؛ این واقعه عظیم، ظرفیت تمایلات شیعه را بسیار بالا برد و محبت و گرایش به اهل بیت (علیهم السلام) را عمیق و دائمی نمود و برای همیشه عواطف و گرایش های جامعه شیعه را حول این محور مقدس جمع آوری و سازماندهی کرد. به دلیل اهمیت این عنصر تأثیر گذار ائمه اطهار( علیهم السلام) بیشترین اهتمام را به اقامه مجالس عزاداری سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)داشته اند.
در کنار اهتمام و تلاش برای ظرفیت سازی روحی و عاطفی شیعیان و تقویت بعد گرایشی و جهت گیری جامعه شیعی، امامام معصوم (علیهم السلام) همواره در پی اعتلای بعد «علمی و فرهنگی» شیعیان و تقویت قوه تفکر وبینش آنان بوده اند ؛ که نقطه اوج این حرکت را باید در تلاش علمی و فرهنگی سه امام بزرگوار امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) و تأسیس یک مرکز بزرگ علمی در مدینه و نظام مند نمودن معارف شیعه و ارائه آن در حد یک مکتب و ایدئولوژی و تربیت شاگردان قوی و مبرز در رشته های مختلف علمی جستجو نمود.
اما ظرفیت سازی «رفتاری و عملی» حلقه مکمل ظرفیت سازی روحی و عاطفی وفکری و فرهنگی بوده است که به دست ائمه اطهار(علیهم السلام) دنبال می شده است و می توان آن را به معنی تولی تام و صبر و بصیرت و انسجام رفتار و عمل جامعه شیعه در پذیرش ولایت و موضع گیری و اقدام مناسب و آمادگی برای دوران جدایی و غیبت امام زمان (علیه السلام) تعریف نمود.
کم شدن انشعابات ایجاد شده و توقف آن در جامعه شیعه و ایجاد فرهنگ انتظار و عدم تردید در وجود حضرت ولی عصر (اروحنا فداه)بعد از انتظار طولانی و اطاعت و تولی نسبت به ایشان در عصر غیبت و پذیرش ولایت فقیه به عنوان حاکم نظام اسلامی و نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جمله آثار ارتقاء ظرفیت های جامعه شیعه می باشد.
دراین میان متغیر اصلی، ظرفیت سازی «روحی و عاطفی» است که حول محور عاشورا وحضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ایجاد شده است و نظام علمی و نظام رفتاری جامعه شیعه ریشه در آن پایگاه و کانون محبت و تمایلات دارد.
جامعه شیعه در عصر غیبت در سایه سرپرستی مستقیم حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ازمرحله رشد و بلوغ و تربیت فردی، پا به مرحله رشد و بلوغ اجتماعی و سازمانی می گذارد و با رشد کمی و کیفی به سوی تشکیل حکومتی دینی حرکت می کند.
دولت صفویه اولین دولت شیعی است که علمای شیعه درآن حضور پیدا کردند و در واقع نوعی حکومت دینی شیعی در قالب تعامل میان سلطان و فقیه محقق گردید. و نهضت مشروطیت نیز که در آغاز نهضت عدالت خواهی بود،نشان دهنده مقطعی از بلوغ جامعه شیعی است که در آن قدرت ایجاد انقلاب و تغییرات اجتماعی در پرتو انگیزه های ایمانی به دست مردم و علمای شیعه به تصویر کشیده می شود.
اما انقلاب اسلامی نماد تکامل و بلوغ چشم گیر جامعه شیعی در ابعاد مختلف روحی،فکری و عملی است که درآن شاهد قیام فراگیر با انگیزه های دینی و ایمانی تحت رهبری ولایت فقیه به عنوان نایب امام زمان (علیه السلام) و تشکیل حکومت دینی و حفظ و استمرار آن هستیم.
ملاحظه این سیر حرکت تکاملی روشن می سازد که جامعه شیعی با نفی «خلافت» و «سلطنت» به پذیرش «ولایت» روی آورده است و طی مراحل خاص تاریخی و با سرپرستی ائمه اطهار(علیهم السلام) به رشد و بلوغ در ولایت پذیری و تولی تام روحی، فکری و عملی رسیده است.
در واقع جامعه شیعه بعد از مرحله اول که مرحله رشد و بلوغ فردی و تربیت انسان مؤمن و موحد می باشد، پا به مرحله دوم یعنی مرحله جامعه پردازی و تشکیل حکومت و ایجاد جامعه اسلامی گذارده است و شعار حکومت دینی و جامعه الهی سر داده است که نشانه بلوغ در دینداری و توسعه تولی به دین و ائمه اطهار(علیهم السلام) است.
دراین مقطع انقلاب اسلامی و حکومت دینی بعد از طرح شعار پرستش اجتماعی دین و لزوم حکومت دینی و اراده جامعه براساس دین، با نفی اندیشه های
مادی و تمدن سکولار، شعار جهانی سازی الهی و ایجاد تمدن الهی و خدا محور را سر داده است.
حال با این مقدمات می توان به این نتیجه رسید که می توان عاشورا، انقلاب اسلامی و جامعه مهدوی را به عنوان سه مقطع رشد تکاملی جامعه شیعی مورد بررسی قرار داد و قیام عاشورا به عنوان نمونه ور شد حرکت و بلوغ فردی و انقلاب اسلامی را به منزله حرکت اجتماعی و انقلاب مهدوی را به منزله حرکت جهانی و تمدنی ملاحظه نمود.

فصل دوم: نسبت متقابل عاشورا و انتظار

میان عاشورا و فرهنگ انتظار و تحقق جامعه مهدوی نسبت های خاصی وجود دارد که اشاره به آنها ما را در نتیجه گیری بهتر از بحث یاری می رساند.

1- قیام مهدوی بزرگ ترین نمونه شبیه سازی شده عاشورا در مقیاس جهانی

اگرچه در انتهای فصل اول از نهضت عاشورا و قیام امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش به عنوان حرکت در مقیاس فردی یاد کردیم، اما این حرکت به ظاهر کوچک با سپاهیان اندک و این جنگ یک روزه خود به تنهایی محور تاریخ است و تاریخ خدا پرستی و بندگی خدای متعال براین محور می چرخد و تمام تلاش ها و قیام ها و نهضت های الهی و خداپرستانه از آن قیام الگو و الهام می گیرد.
بزرگداشت یاد و نام حضرت و توسل به آستان مقدس حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) هم باعث تهذیب فرد و هم سبب تهذیب جامعه و هم باعث تهذیب تاریخ است. توسل و محبت به حضرت نزدیک ترین راه قرب به خدای متعال و تقرب به آستان اوست و هدایت و نجات با پیوند با آن حضرت ممکن است ؛ که إن الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه.
از سوی دیگر توسل و تجلیل حداکثری حضرت در سطح جامعه باعث نزدیک شدن و یک رنگی نظام ارزشی جامعه با نظام ارزشی ارائه شده از سوی اهل بیت (علیهم السلام) خواهد شد، از آنجا که نظام های دستوری و حقوقی جامعه از نظام
ارزشی نشئت می گیرند و براساس آن جهت گیری تنظیم می گردند، توسل و تولی اجتماعی باعث خواهد شد که فرهنگ و هنجارهای اجتماعی رنگ و بوی فرهنگ حسینی و ولایی بگیرد؛ که با توجه به تأثیرگذاری عمیق فرهنگ در دیگر ابعاد جامعه و حلقه واسطه بودن فرهنگ میان سیاست و اقتصاد، کل نهادها و ساختارهای جامعه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و تهذیب اجتماعی اتفاق خواهد افتاد.
علاوه بر آن، تأسی به راه حضرت سیدالشهداء و قیام در برابر ظلم و بی عدالتی و شرک و نفاق و کفر در طی تاریخ، حرکت تاریخ و سیر حرکت جامعه جهانی را به سمت نزدیک شدن به عصر ظهور و تهذیب کل تاریخ به پیش برده است.
نهضت عاشورا در بطن خود ظرفیت نمونه های نازله و شبیه سازی شده خود را ارائه می دهد. قیام توابین که در کوفه،قیام زیدابن علی ابن الحسین (علیه السلام) قیام فرزندان زید و قیام خونین حسین ابن علی صاحب فخ و قیام های از این قبیل همگی از پیامدهای قیام عاشورا بود.
نهضت ها و حرکت های انقلاب شیعی همگی تحت تأثیر واقعه عظیم عاشورا ایجاد شدند و حتی در قیام های غیر شیعیان و غیرمسلمانان نیز این اقتدار به روش سالار شهیدان به چشم می خورد. افرادی همچون گاندی و محمد علی جناح رهبران انقلاب های هند و پاکستان الگوی نجات بخش را پیروی از حرکت امام حسین (علیه السلام) معرفی می نمایند.(مجله نور دانش، 1341، شماره 3)
دراین میان قیام و انقلاب مهدوی بزرگ ترین نمونه شبیه سازی شده قیام عاشورا در مقیاس جهانی است که با پرچم سرخ «یا لثارات الحسین» و شعار خونخواهی حضرت صورت می گیرد.(مجلسی، بحارالانوار، ج 99، 194)

2- فرهنگ انتظار و تحقق جامعه مهدوی نیازمند فرهنگ عاشورا

در روایت متعدد ذکر گردیده است که حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمین را پر از قسط و عدل می نمایند همان طور که پر از ظلم و جور شده بود.(همان، ج 51، 133).
حاکمیت طواغیت در عصر غیبت و دوره انتظار بشر ثمره ای جز ظلمت، شقاوت و ظلم و جور و ستم برای بشریت نداشته است. درهمین جهت در عصر مدرنیته و در زمان سلطه تمدن مادی، شاهد نهادینه شدن ظلم وجور و بی عدالتی سیاسی، فرهنگی و اقتصای در بزرگ ترین مقیاس و در وسیع ترین سطوح می باشیم که هم اکنون نیز این سیطره ظالمانه ادامه دارد.

نیاز به فرهنگ فداکاری، شهادت طلبی، شجاعت و وفاداری برای تحقق جامعه مهدوی

بی گمان درگیری با این نظام سلطه که از موانع بزرگ تحقق ظهور می باشد و مبارزه با قدرت سیاسی و نظامی آنان و نابودی فرهنگ مادی آن نیاز به فداکاری و صبر و استقامت در مصائب و مشکلات و ناملایمات دارد. دراین مسیر سخت و دشوار جامعه منتظر نیازمند الگو گیری از فرهنگ عاشورا به عنوان الگو و نمونه صبر و ایثار و استقامت است.
نابودی حکومت و فرهنگ اموی تنها با فداکاری و شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) ممکن شد و جز این درجه از ایثار و فداکاری و شهادت طلبی چیزی قادر به نابودی فرهنگ اموی و انحراف ایجاد شده در عالم اسلام نبود. حضرت امام خمینی(ره) با بینش قوی خود به این نکته اشاره فرموده اند که شکستن فرهنگ شرق و غرب و پایه ریزی فرهنگ جدید بر مبنای اسلام در جهان بدون شهادت میسر نیست. (امام خمینی،صحیفه امام، ج 21، ص 327)
جبهه کفر و نفاق چهره حقیقی خود را پوشانده و باطن حقیقی خود را در پس پرده مفاهیمی همچون دموکراسی و مردم سالاری مخفی نموده است و به اغواگری و شیطنت می پردازد؛ اتمام این ظرفیت فریب و اغواگری و نشان دادن چهره واقعی و برانداختن پرده نفاق و استفاده از ابزار زور و خشونت به دست جبهه باطل نیاز به مقاومت و فداکاری و استقامت دارد.
زدودن حجاب ظلمانی تمدن مادی و شیطانی که ثمره حکومت طاغوت است ؛ با اقتدا به نور حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و شهادت و نثار خون میسر است.
از سویی دیگر آماده سازی مقدمات ظهور نیازمند انسان های شجاع و بی باک و خطر پذیر است و کارآمدترین مکتب برای پرورش روحی انسان و جامعه و تزریق روحیه شجاعت، شهامت، مکتب ایثار و شهادت است.
پذیرش امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه الشریف) و آمادگی برای پذیرفتن و استقبال از حضرت نیاز به تولی شدید و بلوغ در تولی تام نسبت به ولی الله الاعظم دارد ؛که این تولی تام نسبت به حضرت ولی عصر(علیه السلام) با اقتدا با اصحاب حضرت و حضرت قمر بنی هاشم(علیه السلام) آموختنی است. شهادت و جانفشانی جلوه تولی و اعلام نهایت عشق و محبت و وفاداری به محبوب و نشان دهنده تبری از دشمنان ولی الله و بیزاری ازپرچمدار طاغوت است.

3- ارتباط ویژه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) با حضرت سید الشهداء (علیه السلام)

وجه دیگر ارتباط عاشورا و انتظار محبت تام و تمام حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) نسبت به وجود مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) می باشد. این محبت و عشق ورزی یک محبت دائمی و حداکثری است. جای جای زیارت ناحیه مقدسه گویای این محبت و دلدادگی است. حضرت در فرازی از این زیارت می فرمایند: فلئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور فلاندبنک صباحا و مساءا و لابکین علیک بدل الدموع دما(مجلسی،بحار ج 98، 320 ). اگر فاصله زمانی مرا از تو دور داشت و مرا از یاری تو بازداشت، پس برایت صبح و شب می گریم و اگر اشک چشمم خشک شود برایت خون می گریم. این محبت و اشک، دائمی و شبانه روزی و برای همه ایام است.
آغاز قیام حضرت نیز با نام ویاد حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و ذکر مصیبت او (یزدی حائری، 1379، ج 2، 282) و با پرچم خونخواهی اوست.
حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) با روضه و اشک و ماتم و پرچم خونخواهی سالار شهیدان عواطف انسانی را حول محور حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) گرد می آورد و سپس آن ها را سازماندهی می کند؛ چرا که هیچ نام و انگیزه ای به اندازه نام و محبت امام حسین (علیه السلام) ظرفیت تحریک عواطف و احساسات و آماده
سازی انسان ها برای جهاد و فداکاری و شهادت را ندارد و همین توسل و اشک و محبت و وفاداری نسبت به حضرت و اقتدای عملی به ایشان است که باعث تهذیب تاریخ است.

فصل سوم: نسبت متقابل انقلاب اسلامی و عاشورا

1- انقلاب اسلامی نمونه شبیه سازی شده عاشورا در مقیاس اجتماعی

همان گونه که در فصل گذشته ذکر گردید، نهضت عاشورا در طی تاریخ نمونه های نازله خود را در مقیاس های مختلف ایجاد می نماید و این نشان از ظرفیت بالای نهضت مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) دارد که کانون جوشان فریاد و خروش و اقدام علیه ظلم و ستم و بی عدالتی و کفر است.
انقلاب اسلامی نمونه شبیه سازی شده عاشورا در مقیاس اجتماعی است که بر اساسی مبانی فکری و عقیدتی عاشورایی ایجاد شده است و نهضت عظیم عاشورا در ظهور و بروز و تداوم، همیشه الهام بخش آن بوده است و به تعبیر معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن بوده است. (امام خمینی، صحیفه نور،ج 18،ص 12)

2- عاشورا به منزله مبنا و ریشه انقلاب اسلامی

نهضت عاشورا ریشه و مبنا و روح حاکم بر انقلاب اسلامی است و درجای جای تصمیم ها و اقدام ها و اهداف آن جریان دارد. روح حسینی و عاشورایی بودن انقلاب اسلامی در انگیزه ها، شعارها و اهداف انقلاب اسلامی به خوبی متجلی است و دین ستیزی و عاشورا ستیزی سلسله پهلوی از عوامل مهم بروز و ظهور انقلاب اسلامی می باشد. حضرت امام شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را دستور عمل امام حسین (سلام الله علیه) برای همه و ادامه این حرکت در هر روز و در هر جا می دانستند. (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(1373، 58)
یکی از ارکان مهم انقلاب اسلامی و از عوامل اصلی و بسیار مؤثر در موفقیت انقلاب، حضور حماسی و فداکارانه و ایثارگرانه همراه نمایش وحدت یکپارچه ملی
و اسلامی بوده است. بی گمان ریشه و عامل اصلی این روحیات و حضور فداکارانه و وحدت و همبستگی ملی و آن چیزی که همه را یک رنگ می کرد و به یک وحدت و هویت و ملیت واحد می رساند،محبت و ولایت و عزاداری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بود و حضرت امام در وصیت نامه الهی و سیاسی خود به این موضوع اشاره می نمایند. (امام خمینی، صحیفه نور، ج 21، ص 173)
به نظر امام حوادثی چون 15 خرداد ریشه در دسته جات سینه زنی داشت و این واقعه تنها با قدرت خون سیدالشهداء پدید آمد. (همان، ج 16، ص 207)
در آغاز نهضت و بعد از حادثه خونین و ننگین حمله به مدرسه فیضیه، حضرت امام (ره) مهم ترین اعتراض و سخنرانی مشهور و کوبنده خود را 70 روز بعد از این واقعه و در روز عاشورا در مدرسه فیضیه ایراد نمودند(منصوری، 1379، 180 و 182) و این حمله را با ددمنشی خاندان بنی امیه و واقعه کربلا مقایسه نمودند و آن را با تحریک اسرائیل دانستند و شاه را دست نشانده اسرائیل خواندند.(جمعی از نویسندگان، 1380، 181)
مهم ترین پایگاه انقلاب و مرکز مدیریت، فرماندهی و سازماندهی انقلاب مساجد و تکایا و حسینه ها بودند و مجالس عزاداری سرور شهیدان حضرت امام حسین (علیه السلام) محل تجمع و گردهم آیی انقلابیون و کسب روحیه و انگیزه لازم و آشنایی با اهداف انقلاب و نقطه آغاز حرکت های انقلابی بود. پیروزی و موفقیت انقلاب اسلامی ریشه در همین روضه ها و گریه ها و عزاداری ها داشت و حضرت امام در این زمینه به درستی می فرمایند: ما ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت 2500 ساله را از بین بردیم. (امام خمینی، صحیفه نور، ج 16، ص 310)

3-الهام های انقلاب اسلامی از عاشورا

اصلاح اجتماعی

حرکت انقلاب اسلامی و رهبری آن از ابتدا تا آن ها و در همه دوران و حوادث الهام گرفته از نهضت عاشورا بود و مردم و امام سرمشق خود را از کتاب حماسه عاشورا دریافت می کردند.
حضرت سید الشهدا(علیه السلام) هدف از قیام خود را اصلاح امت و جامعه معرفی می نمایند و می فرمایند: انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی (مجلسی، بحار ج 44، 329 ). یکی از عوامل اصلی ظهور و ایجاد انقلاب اسلامی که بسیاری از صاحب نظران به آن اذعان دارند برنامه مدرنیزاسیون واصلاحات به سبک غربی و مورد پسند آمریکا بود که عرصه های فرهنگی و اقتصادی کشوررا کاملاً تحت الشعاع قرار می داد و جامعه را از هویت اسلامی و ایرانی تهی می کرد. یکی از علل و عوامل اصلی بروز انقلاب اسلامی مقابله با این شیوه از اصلاحات و اقدام برای اصلاح امور جامعه در جهت منافع ملی و اسلامی بود. (فوزی تویسرکانی، 1380، 178- 190)

امر به معروف و نهی از منکر

دیگر هدف عالی قیام حضرت حسین ابن علی (علیه السلام) امر به معروف و نهی از منکر است در آنجا که می فرمایند: و ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر.
(مجلسی، بحار ج 44، 329)
یکی از اهداف عالی انقلاب و امام نیز احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از فساد و شیوع منکرهای بزرگ و عظیم در دستگاه پهلوی و اقامه معروف و هدایت الهی بود.

نجات دین از تحریف و تلاش برای نشر و بقای آن

امامت و ولایت جزء اصول و ارکان مسلم دین است و جدا شدن اسلام ازولایت و امامت و پذیرش خلافت و سلطنت در جامعه اسلامی بزرگ ترین انحرافی بود که در دین و جامعه اسلامی رخ داده بود و هدف اصلی حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از قیام عاشورا، برطرف ساختن این انحراف و اعوجاج بود. (ان کان دین محمد لم یستقم الابقتلی فیاسیوف خذینی)
از اهداف اصلی انقلاب و امام در مقابل دین ستیزی و مذهب ستیزی خاندان پهلوی و تفکر جدایی دین از سیاست، حفظ دین و تلاش برای نشر و بقای آن بود. همه تلاش امام برای ارائه تصویر اسلام جامعه و کامل بود؛ مکتبی که قدرت مدیریت
و پاسخگویی به همه نیازهای فردی و جامعه برای همه دوران را دارد(امام خمینی، صحیفه امام، ج 9، 104- 105) و برنامه رشد و تربیت انسان و نیز برنامه ریزی و سیاستگذاری اجتماعی در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و روابط بین المللی بر اساس آن صورت می گیرد. (همان، ج 5، 218)

ظلم ستیزی و عزت مداری

زیربار ظلم و ستم نرفتن و حفظ عزت، شعار و پیام جاویدان نهضت حسینی است و شعار هیهات من الذله شعاری برای تمام تاریخ است و پیامی که هرکس که حسینی است از ذلت به دور است. ازاین رو مشاهده می گردد که عدم پذیرش ظلم و ظالم و زندگی نکردن در زیر سایه ظلم و تشبیه شاه با یزید از پررنگ ترین شعارهای مردم در انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی با نصب العین قراردادن شعار تاریخی و استراتژیک «هیهات من الذله» همواره در پی حفظ عزت و کرامت خود و ذلت ناپذیری در برابر دشمنان بوده است.

تشکیل حکومت دینی

علاوه بر منصب ولایت تاریخی، ولایت اجتماعی و حکومت بر جامعه نیز حق امام است و حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) درحرکت تاریخی خود تنها به دنبال شهامت نبود،بلکه با سرباز زدن از بیعت با یزید و نامشروع اعلام کردن حکومتش به دنبال تشکیل حکومت دینی نیز بود و همه ائمه اطهار(علیهم السلام) نیز این هدف را دنبال نموده اند.
در بینش الهی، دنیا مرحله ای از سیر حرکت تکامل انسان دریک فرآیند پیچیده و ابدی است و دنیا به تعبیر بزرگان دین، مزرعه آخرت است و ازاین رو سعادت اخروی و کمال، وابستگی مستقیم به زندگی دنیوی دارد؛ لذا تمام تنظیمات فردی و اجتماعی باید به گونه ای هماهنگ با سعادت گره زده شوند و تنها معارف اسلامی و شیعی با جامعیت و کمال خود قادر است این هماهنگی را ایجاد و سعادت دین و
دنیای انسان و جامعه را تضمین نماید. نتیجه طبیعی این دیدگاه این است که دین باید سرپرستی انسان وجامعه را به دست گیرد و تشکیل حکومت دینی ضرورتی واجب است.(خمینی، روح الله، 1378، 19 تا 33)
طبیعی است که اهداف دیگر همچون اصلاح اجتماعی، امر به معروف و نهی ازمنکر، نجات دین از تحریف و نشر و بقای اسلام و مبارزه با ظلم و حفظ عزت اسلام و مسلمانان، در سایه تشکیل یک حکومت دینی و الهی ممکن است و حکومت دینی راه رسیدن به این اهداف را هموار می نماید. (برای آشنایی بیشتر با نظریات امام در باب ضرورت تشکیل حکومت دینی و ماهیت آن مراجع کنید به : صحیفه امام، ج 4، ص 19 و 260. ج 8، ص 414، ج 14، ص 65.ج 13، ص 432)

تکلیف گرایی

حضرت امام (ره) در جریان انقلاب و به تبع ایشان مردم انقلابی وظیفه خود را در پی گیری این اهداف می دانستند. این روحیه تکلیف گرایی و واگذاری نتیجه به خدای متعال درسی بود که از نهضت عاشورا آموخته بودند.
حضرت امام می فرمودند: حجت ما هم در جواز عمل،عمل سیدالشهداء است و اگر صدها هزار نفر از ما کشته بشود برای رفع ظلم این ها و برای اینکه دست این ها را از مملکت اسلامی کوتاه کنیم ارزش دارد(خمینی، روح الله، صحیفه نور، ج 14، 3/ 8/ 1357)
و درجایی دیگری می فرماید: حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم،در مقابل حکومت جائر چه باید کرد... در طی تاریخ آموخت به همه که راه همین است.از قلت عدد نترسید. (صحیفه امام،ج 17، ص 58)

شهادت طلبی

انقلاب اسلامی برای دستیابی به اهداف خود هیچ یک از ابزارهای ظاهری موفقیت اعم از قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی و احزاب و گروه ها و حمایت جهانی را در اختیارنداشت و تنها اسلحه پیشرفته و برنده آن سلاح شهادت طلبی بود. شعار
اصلی انقلاب شعار پیروزی خون بر شمشیر بود. روحیه شهادت طلبی و... مسجد و محرم وایام عاشورا و تاسوعا از عوامل تسریع کننده حرکت شتابنده انقلاب بودند. (جمعی از نویسندگان، 1380، 20)
دراین زمینه حضرت امام می فرمایند: ما همان طوری که سید الشهداء در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحه ای که آن ها داشتند قیام کرد تا شهید شد؛ ما هم همین طور، ما هم برای شهادت حاضریم.(صحیفه نور، ج 17، ص 62) و مگر خون ما رنگین تر از خون سیدالشهداست و چرا بترسیم از اینکه خون یا جان بدهیم.
ادبیات انقلاب اسلامی ادبیات توحیدی و عاشورایی بود و در انقلاب خون بر شمشیر پیروز بود و نه اسلحه در برابر اسلحه.
پطروشفسکی دراین زمینه می گوید: درمیان شیعه امامیه که مورد زجر و آزار قرار گرفته و غالباً به صورت مخفی به موجودیت خویش دوام داده اند، فکر عظمت شهادت در راه دین و پاک شدن از طریق شهادت و سرنوشت غم انگیز اهل بیت علی (علیه السلام) یکی از عقاید اصلی و رهبری کننده بود.(پطروشفسکی، 282، 1350)
دکتر حمید عنایت نیز به این نکته اشاره دارد که عنصر شهادت جاذبه ای نیرومند برای همه نهضت های شیعی داشته که نظام حاکم را به مبارزه طلبیده اند.(عنایت، 1363، 309)

4- رشد فهم از عاشورا در انقلاب اسلامی و استفاده بهینه از آن در انقلاب و دفاع مقدس

حضرت امام خمینی(ره) در جریان مبارزات انقلابی ابتدا با طرح و بیان فلسفه قیام عاشورا و نهضت امام حسین (علیه السلام) و زدودن غبار تفاسیر کهن که رنگ و صبغه انفعالی به آن نهضت عظیم بخشیده بود، به زنده کردن و امروزی کردن آن همت گماشت و سپس با قیاس اوضاع سیاسی دوران نهضت انقلابی مردم ایران با اوضاع نهضت امام حسین (علیه السلام) هوشمندانه نتایج آن قیام بزرگ را با اوضاع و متضیات زمانه خود پیوند زد و موجب برانگیخته شدن و تحریک احساسات مذهبی و مردم شد.(هنری لطیف پور، 1380، 136)معظم له دراین باره می فرمایند که
سفارش ائمه اطهار (علیهم السلام) به بزرگداشت حماسه عاشورا ولعن و نفرین بر ستمگران آل البیت، فریاد قهرمانانه ملت هاست بر سردمداران ستم پیشه در طی تاریخ الی الابد ولعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه (لعن الله علیهم) فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شکن است و این پرخاش و فریاد باید زنده بماند. (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1375، 73) و گریه بر حضرت را نه فقط وسیله ای برای آمرزش گناهان و کسب شفاعت بلکه به معنای اقامه راه حضرت و حفظ نهضت معرفی می کنند(همان، 6)
حضرت امام معتقد بودند؛ این کلمه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا کلمه ای بزرگ است که اشتباهی ازآن می فهمند... همه روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلا است و باید نقش کربلا را پیاده کنیم؛ انحصار به یک سرزمین هم ندارد؛ انحصار به یک فرد هم نمی شود.(همان، 59 - 58)
انقلاب اسلامی با نوع نگاه حماسی به عاشورا و خارج کردن آن از صیغه عزاداری و سوگ و ماتم تنها به نتیجه رسید. دراین منظر عاشورا یک مکتب و کلاس درس و کانون عزت و حماسه است که تمسک به آن و اقامه آن علاوه بر انسان سازی و شفاعت و دستگیری و نجات، باعث قیام علیه حکومت های ظالم و برنتافتن طاغوت و اصلاح همه عناصر ناهماهنگ با فرهنگ و مکتب عاشورا می شود. این اصلاح و پاک سازی فقط در بعد سیاسی و براندازی رژیم نامشروع طاغوت نیست، بلکه فرهنگ طاغوتی و غیرالهی و همچنی اقتصاد و ساختارهای غیرالهی نیز باید پاک سازی شوند.
درعالی ترین سطح، قیام حضرت و تمسک به ایشان و توسل و اقتدار به آن عزیز باعث تهذیب تاریخ و تسلیم همه اراده های تاریخی در مقابل دین خواهد شد و زمینه را برای حکومت نهایی اهل بیت و اولیاء تاریخی فراهم خواهد کرد.
این نگاه و نگرش به عاشورا از این منظر، کارآمدی خود را در انقلاب و دفاع مقدس نشان داد و همه دستاوردها و تداوم انقلاب اسلامی مرهون این نگاه حماسی و کاربردی است.

فصل چهارم: نسبت متقابل انقلاب اسلامی و انتظار

1- عصر ظهور و جامعه مهدوی به عنوان قله و افق انقلاب اسلامی

عاشورا ریشه و الهام بخش انقلاب اسلامی بود و عصر ظهور و جامعه مهدوی قله و افق این انقلاب عظیم است. شور و حماسه، ایثار و فداکاری، ظلم ستیزی و ذلت ناپذیری، تکلیف گرایی و شهادت طلبی و نفی سلطنت و خلافت و پذیرش ولایت و حرکت برای تشکیل حکومت دینی، مبادی حرکت جامعه شیعه و انقلاب اسلامی است و شوق، انتظار وامید برای برپایی حکومت جهانی، عدالت جهانی، امنیت جهانی و جهان سازی الهی و نابودی جبهه کفر و نفاق و پیروزی نهایی جبهه حق و نور و حتمی دانستن این آرزو و آرمان، افق و قله پیش روی انقلاب اسلامی می باشد.
پیروزی نهایی جبهه حق و وراثت زمین و حاکمیت و امامت مؤمنان، مستضعفان و بندگان صالح خدا بر کره ارض، وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی است که در قرآن کریم آن را وعده داده است (قرآن کریم، سوره های مبارکه نور، آیه 55 و انبیائ، آیه 105) و این وعده ای است شورانگیز و شوق افزا.
این شور و شوق و عشق و امید،نیرویی عظیم را برای دستیابی به اهداف ایجاد می نماید و انقلاب اسلامی با این سرمایه معنوی و با تلاش و کوشش فراوان همراه صبر و بصیرت به سمت فتح این قله ها و دستیابی به آن آرمان ها درحال حرکت است.

2- تأثیر فرهنگ انتظار در تحقق و پیروزی انقلاب اسلامی

وجود دو فرهنگ عاشورا و انتظار و عقیده به مهدویت در جامعه شیعی ایران منشاء و سرچشمه بروز و گسترش حرکت های انقلابی در تاریخ ایران گردیده است.
نهضت هایی چون سربداران در سده های گذشته برای مبارزه با نظام های سیاسی حاکم و ستمگر زمان روی داده و به شدت تحت تأثیر باور و عقیده مهدویت و دیگر عناصر فرهنگ شیعه بوده اند؛ نهضت های دو سده اخیر ایران نیز مانند نهضت تنباکو، مشروطیت و انقلاب اسلامی نیز با الهام از مفاهیم و نهادهای مذهبی شیعی و هدایت
و رهبری علمای شیعه بوده است. مرحوم میرزای شیرازی در نهضت تنباکو، استعمال تنباکو را در حکم مبارزه با امام زمان (علیه السلام) اعلام نمودند و علمای مشروطیت نیز هدف و انگیزه نهضت را مبارزه در رکاب امام زمان (علیه السلام) معرفی نمودند.
(حائری، 1360، 109)
ماربین ؛مستشرق معروف آلمانی، در کتاب انقلاب بزرگ می گوید: از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری شیعه شده است، همانا اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست. حتی اگر آثار معتقدات مذهبی از بین برود، شیعه دارای آن سرمایه ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعی و عارضی مذهب می باشد و شوکت و اقتدار و قوت حکومت خود را در عالم نگاه خواهد داشت. (بلخاری، 1379، 132)
تمام مذاهب و مکاتب به منجی اعتقاد دارند اما تنها تمدنی که منجی و موعودش یک موجود زنده عینی است، شیعه است. تمدن های دیگر منجی شان را قاب کرده اند و زده اند به سینه آسمان! یعنی موعود آن ها یک موجود ذهنی است و در زندگی تجلی ندارد.(همان)
اما عقیده به ظهور یک نجات بخش حقیقی به روشن ترین وجه در مذهب تشیع بروز یافته است. اینکه موضوع انتظار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درمیان شیعیان ایران تا چه حد شدید بوده، از نمونه های تاریخی زیر پیداست.
بنابه گفته یاقوت درآغاز قرن هفتم هجری در شهر کاشان که از کانون های اصلی شیعه ایرانی بوده، بزرگان شهر هر روزه به هنگام بامداد از دروازه شهر بیرون می رفتند، اسب سفید زین کرده و آراسته ای را با خود بیرون می بردند تا چنانچه امام مهدی که هر لحظه انتظارش را می کشیدند به ناگاه ظاهر شود، بر آن مرکب سوار شود. شبیه این واقعه دریکی از مراکز شیعه یعنی سبزوار که در آن زمان، سربداران در آن شهر حکمروا بودند تکرار شد.(همان)
وجود شور و خروش انقلابی در جامعه شیعی به واسطه فرهنگ انتظار به این دلیل است که از یک سو به وجود امام زنده و غائب و ظهور حتمی او و سرپرستی و پشتیبانی او در عصر غیبت از جامعه شیعه ایمان راسخ و باور عمیق دارد و از سویی
دیگر به دلیل آن است که در عصر غیبت تنها حکومتی را که مأذون از طرف امام و نایب امام باشد می پذیرد و درغیر این صورت قائل به عدم مشروعیت و ظالمانه و جائرانه بودن آن است.(الگار، 1360، 21) از این رو مسئله امامت در شیعه همواره تهدیدی نسبت به قدرت دولت های غیر مذهبی بوده است و در شیعه از لحاظ تئوری، حکومت مشروع متعلق به امامان است.(بشیریه، 120)
جان دی استمبل نیز در کتاب درون انقلاب ایران دراین زمینه می نویسد: از نظر تاریخی، اسلام شیعه معتقد است که هردولت غیرمذهبی، ذاتا فاسد است و سرانجام هنگام ظهور مهدی (علیه السلام) امام دوازدهم شیعیان (آن دولت) باید سرنگون شود و به جای آن حکومت عدل الهی درجهان مستقر گردد.(استمبل، 1377، 65)
حضرت امام خمینی (ره) در ادامه حرکت تکاملی جامعه شیعی و در زمان مبارزه با رژیم شاهنشاهی بحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه را مطرح فرمودند: که جانمایه این اصل (ولایت فقیه) این بود که وقتی امام معصوم (علیه السلام) در میان مردم نباشد و در عصر غیبت به سر برد، فقیه عادل،رهبر جامعه اسلامی و ضامن اجرای احکام الهی است. (آیت اللهی، 1363، 136- 135)
اطاعت همه جانبه و بی چون و چرای مردم از حضرت امام و قیام برای براندازی سلطنت از همین اندیشه و فرهنگ ناشی می شد که حکومت شاه را نامشروع و ظالمانه و حضرت امام را نائب امام زمان (علیه السلام) می دانستند، مارتین کرام در این زمینه می گوید: طرفداران پرشور امام خمینی او را نائب امام؛ یعنی نماینده امام غایب می دانستند. چنین عنوانی به این معناست که پیروان امام خمینی قدرت او را الهی و مشروع می دانند. (بلخاری، 1379، 1308)

3- تفسیر جدیداز غیبت و انتظار در انقلاب اسلامی

قبل از انقلاب اسلامی نظریه های در باب غیبت و انتظار، نظریاتی انفعالی و مخرب بود بر طبق این نظریات با توجه به زمان غیبت، ایجاد حکومت اسلامی عادلانه امکان پذیر نبود و از آنجا که براساس این اندیشه تا آخرالزمان و بدون وجود
حضرت عدالت واقعی برقرار نخواهد شد، مبارزات سیاسی علیه حکومت های موجود بی ثمر خواهد بود؛ چون ممکن است به حکومت ناعادلانه دیگری بینجامد. با این وصف باید منفعلانه منتظر ظهور بود و هرگونه تلاشی برای کاهش ظلم و بی عدالتی به معنی به تعویق انداختن ظهور نهایی است و برخی معتقد بودند با گسترش ظلم می توان نسبت به ظهور امیدوارتر شد. (اخوان مفرد، 1381، 157 - 158)
در مقابل این تفسیر از غیبت و انتظار، حضرت امام (ره) اعلام کردند که اسلام سیعی برای زمان غیبت طرح و برنامه حکومتی دارد که بر ولایت فقیه مبتنی است ؛ ایشان انتظار را نیز به معنی سازنده و انقلابی آن تعریف کرد و انتظار را از نظریه ای به معنی سکوت و انفعال وپذیرش وضع موجود به نظریه عدم پذیرش باطل و وضع موجود و به امری تحرک آفرین تبدیل کرد. این انتظار سازنده،تحرک بخش و تعهد آور و برترین عبادت است. در مقابل انتظار انفعالی، مخرب و بازدارنده و فلج کننده و ویرانگر است و نوعی اباملی گری محسوب می شود.(مطهری، 1373، 62)
این تفسیر انقلابی و سازنده و محرک و شوق آفرین از انتظار، تأثیری بسزا در حرکت انقلابی و اجتماعی مردم از خود به جای گذارد.

4- انقلاب اسلامی و آماده سازی مقدمات ظهور

انقلاب اسلامی با این مبانی و اعتقادات و با تعریف سازنده از انتظار در پی آماده سازی مقدمات ظهور و رسیدن به آرمان های بزرگ خود، یک درگیری تمام عیار و همه جانبه را با این تمدن مادی آغاز نموده و به فتوحات چشم گیری نیز دست یافته است و انشاء الله این مسیر تا تحقق آن هدف بزرگ و نورانی ادامه دارد
که در ذیل به نمونه ای از این اقدام ها و راهبردها اشاره می گردد.
الف. انقلاب اسلامی در عصری پدید آمد که جهان تحت سیطره یک نظم توین و جهانی سازی مادی تحت عنوان مدرنیته و تجدد بود. نظام های سرمایه داری و مارکسیستی که هردو مولود مدرنیته بودند،جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم نموده و سلطه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را بر جهان حاکم کرده بودند. در این فضای تاریک مادی، اصل وجود خدای متعال به دست مارکسیست انکار شد و دین افیون توده ها لقب گرفت. نظام های لیبرال دموکراسی نیز دین را امری شخصی و فردی قلمداد نمودند و با ادعای ناکارآمدی دین هیچ سهمی برای اداره جامعه برای آن قائل نشدند. دراین سیر اصل کلمه توحید و شعار انبیاء در جامعه جهانی تحقیر شد و در محافل روشنفکری جامعه جهانی، دین علامت عقب ماندگی و تحجر معرفی گردید. دراین فرآیند به جرئت می توان گفت به جز هویت شیعی تمامی هویت ها و فرهنگ های ملل دیگر دراین سیر جهانی سازی مادی نحل گردید.
ادامه این فضا و تسلط مدرنیته بر جهان بزرگ ترین مانع انتظار فرج و ظهور بود؛ زیرا هیچ توجه و شوقی از طرف جامعه جهانی نسبت به امر دین و معنویت صورت نمی گرفت و دینداران منزوی شده بودند.
انقلاب اسلامی با نفی وضعیت موجود و اقدام علیه آن انفجاری نوری بود که این فضای تاریک را شکست و فریادی بود که خفتگان عالم را بیدار کرد و دعوتی به سوی نور و معنویت بود که توجه جامعه جهانی را دوباره به سمت دین و مذهب و کارآمدی آن جلب کرد. انقلاب اسلامی این تک صدایی را شکست و نظم نوین جهانی را برهم زد و مدعی نظم جدید بر پایه دین و معنویت گردید. در واقع انقلاب اسلامی عکس العمل جامعه مؤمن و خداجویی بود که تحقیر دین را در سطح تنظیمات کلان اجتماعی بر نتافت و در مقابل این تمدن و این نظام مادی عکس العمل نشان داد.(میرباقری، 1379، 7) و به عبارت دیگر این انقلاب به رهبری حضرت امام خمینی (ره) قیام علیه تمدن صنعتی و فراصنعتی سکولار و جدا از دین و معنویت و تقابل با مدرنیته بود. (مولانا، 1382، 461 - 462)
بدیهی است که حرکت به سمت یک تمدن الهی و ایمان محور و نظم جدید تعریف شده براساس دین و ایمان و با محوریت ولی الله الاعظم، جز با درگیری و تضعیف و شکست تمدن دنیا محور ممکن نیست؛ که انقلاب اسلامی گامی بلند و اساسی در این زمینه برداشت و اردوگاه شرق و غرب را دچار مجادله های عظیم نمود که به لطف خدا این سیر با تقویت و پیشر فت روز افزون انقلاب ادامه دارد.
ب. از موانع عمده تحقق حکومت دینی و ولایت اجتماعی به دست ائمه اطهار (علیهم السلام) کمبود و قلت یار و یاور و در مقابل قدرت نابرابر طاغوت بود. از این رو برای آماده سازی مقدمات ظهور، ایجاد یک موازنه قوا و موازنه قدرت به نفع جبهه اسلامی و منتظران حضرت و تشکیل یک جبهه جدید و قوی از موحدان و مستضعفان و عدالت طلبان عالم و پشتیبانی مادی و معنوی آنان در برابر جبهه کفر لازم و ضروری است. به لطف خدای متعال انقلاب اسلامی اکنون تبدیل به یک ابر قدرت معنوی گردیده است و حمایت های معنوی و قلبی عالم اسلامی و آزادی خواهان و عدالت طلبان عالم را پشتوانه خود دارد و به سمت نقطه مطلوب و ایجاد یک قطب بندی جدید در دنیا در حال حرکت است.
ج- سلطه نظم نوین مادی و هجوم به فرهنگ و هویت ملت ها و ارزش های دینی و الهی به مثابه تیغ دو دمی بود که از یک سو باعث منحل شدن فرهنگ ملت ها و حذف و انزوای دین و دینداران شد،اما از سوی دیگر مشکلات عدیده ای را برای خود آنان به وجود آورد و جوامع غربی را دچار بحران ها و پارادوکس ها ی عظیم نمود. انقلاب اسلامی با برهم زدن آن نظم نویت و با دعوت بشریت به دین و معنویت و حمایت مادی و معنوی از مستضعفان و ستم دیدگان عالم و ارائه یک دعوت نو برای بشر و با ایجاد مجادله سیاسی و فرهنگی برای آنان، از یک سو آن بحران ها و ضعف ها و نقائص را بیشتر آشکار کرد و از سویی دیگر بروز آن ها را سرعت بخشید. از این بحران های ایجاد شده در دامن مدرنیته و نظم مادی می توان به بحران هویت، بحران خانواده، بحران عاطفه، بحران اخلاق، بحران سلامت، بحران محیط زیست و بحران جرم و جنایت اشاره نمود(گارودی، 1363، 42- 43) که همگی محصول دوری از خدا و معنویت و سرکشی انسان و حرص و طمع، خودخواهی و بی قیدی و بی بند وباری ایجاد شد در بستر مدرنیته است.
ایجاد این بستر تازه از یک جهت باعث افول افکار مادی و اثبات ناکارآمدی آنان در پاسخ به نیازهای واقعی و معنوی بشر شده و از جهتی دیگر نگاه و تفکر جامعه بشری معطوف به حق و موعودی آسمانی گردیده است. امروز صدها سایت اینترنتی، هزاران جلد کتاب، صدها فیلم سینمایی و تلویزیونی با موضوعات و مضامین موعودی و رشد روزافزون جمعیت هایی که ذهنشان متوجه آخرالزمان، ظهور منجی و جنگ پایانی است و میلیون ها مردمی که با گسست از فرهنگ و تمدن غربی سر در پی منجی آخر الزمان و موعود آسمانی نهاده اند، پرده از یک یأس بزرگ و فراگیر برمی دارد(شفیعی سروستانی، 1383، 33 - 34)
بی گمان انقلاب اسلامی با اثبات کارآمدی دین و معنویت در افول افکار مادی و ناامیدی و یأس بشر از آنان و توجه و رویکرد به مذهب سهم انکارناپذیری دارد. در ادامه مسیر نیز احیاء معنویت و توجه دادن بشر به مسائل معنوی و پاسخ به نیازهای معنوی آن از اهداف بلند انقلاب اسلامی است که با توجه به فرهنگ سخنان حضرت امام به عنوان معمار کبیر انقلاب اسلامی این اندیشه و عقیده به خوبی مشهود است (امام خمینی، صحیفه امام ج4، صص 8 و 9 و 360) و (ج 8- ص 44) و (ج 9- ص 288) و نامه سیاسی و معنوی حضرت امام به گورپاچف، آخرین صدر اعظم شوروی سابق، از مصادیق بارز دعوت به معنویت و احیاء معنویت است.
د- عدالت خواهی از نیازهای حقیقی و فطری بشر است و حاکم کل جهان و هستی، روابط و مناسبات جهان را براساس عدالت پی ریزی نموده است. قرآن کریم نیز برپایی عدالت و قسط و گسترش آن را یکی از دو هدف اساسی بعثت و نیکوترین خصلت انسان معرفی می نماید. (قرآن کریم، سوره های مبارکه حدید آیه 25،شوری آیه 15،مائده آیه 8،نساء آیه 58، نمل آیه 90)
انقلاب اسلامی در واقع یک فریاد بلند به بی عدالتی و تبعیض در بعد داخلی و جهانی است و برقراری عدالت اجتماعی و اصلاح روابط اجتماعی از اهداف کلان و محوری انقلاب اسلامی در بعد ملی و تحقق شعار عدالت جهانی و نفی تبعیض و بی عدالتی در جهان از اهداف جهانی انقلاب اسلامی می باشد.
اندیشه مهدویت و انتظار موعود در واقع اعتقاد به عدالت جهانی و انتظار برای تحقق آن است و شعار عدالت اجتماعی و جهانی در انقلاب اسلامی و تلاش و حرکت برای تحقق آن در واقع مقدمه عدالت جهانی و تاریخی حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) می باشد.
ه- انقلاب اسلامی اراده خود را برای جریان عبودیت و بندگی خدای متعال در تمامی ارکان زندگی بشر اعلام نموده است و از همین جاست که باید تمامی تلاش ها در نظام اسلامی حول احیای تمدن الهی تبلور یابد و تحقق اهداف تعریف شده دیگر منوط به تحقق این هدف مهم و محوری است. از این رو محوری ترین هدف انقلاب اسلامی را می توان ایجاد حرکتی در مقیاس جهانی برای دستیابی به تمدن بزرگ اسلامی برای آماده سازی زمینه های ظهور قیام منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برشمرد.
حضرت امام راحل دراین خصوص می فرمایند:
همه مکلفیم که حفظ کنیم این را، با این نهضت اسلامی ما تا اینجا آمدیم و قدرت ها را عقب زدیم؛ با این نهضت اسلامی باید سازندگی کنیم از حالا به بعد؛ یعنی همه با هم همه با هم جلو برویم. همه با هم به سوی یک تمدن صحیح،نه تمدن محمد رضایی، تمدن الهی، تمدن رسول اللهی.(امام خمینی، صحیفه امام، ج 6، 343)
تمدن مادی ؛جهانی سازی مادی را در دعوت به دنیا پرستی و یک رنگی با دنیای غرب در پذیرش روش ها و منش ها و الگوهای معرفی شده از سوی دنیای مدرن تعریف می نماید. در مقابل انقلاب اسلامی با طرح شعار تمدن اسلامی و الهی تمامی معیارها و ارزش های تعریف شده دراین جهانی سازی مادی را شکسته و ادعایی جدید را برای اداره جامعه جهانی بر پایه محوریت ارزش های الهی و انسانی و بسط بندگی خدای متعال مطرح کرده است و مدعی است که نیازهای حقیقی بشر اعم از تأمین امنیت، آزادی، رفاه، عدالت و کرامت انسانی را از گذرگاه معنویت و عدالت و محوریت ایمان پاسخ می دهد و در پی تکامل معنویت و دینداری بشری است. طرح شعار نهضت نرم افزاری و انقلاب علمی نیز برای دستیابی به نرم افزارهای دینی و علمی و اجرایی و الگوهای اداره مخصوص این تمدن است.
انقلاب اسلامی به دنبال مدیریت سیر جهانی سازی با محوریت اسلام ناب است واین هدف بارها در کلام معمار کبیر انقلاب اسلامی اظهار گردیده است که هدف عظیم انقلاب اسلامی حکومت جهانی اسلام(همان، ج 20، 206) ؛ و اسلامی شدن همه حکومت ها و اجرا کردن اهداف بین المللی اسلامی در جهان فقر و گرسنگی (امام خمینی، صحیفه نور، ج 17، ص 112) و گسترش نفوذ اسلام و کم کردن سلطه جهان خواران و اهتزازپرچم لاالله الا الله بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری است.(همان، ج 20، ص 236)
حضرت امام از همان ابتدای نهضت در سال 1341 معتقد بودند که مبارزه سه مرحله دارد؛ اول : اسلامی کردن ایران، دوم: اسلامی شدن کشورهای اسلامی و سوم اسلامی شدن جهان و آن روز است که ما به مولا عرض می کنیم که مولا جان جهان منتظر قدوم مبارک شماست. (خاطره آقای عسکر اولادی در سال 1341 از دیداربا امام در قم که در سخنرانی در مدرسه حقانی در تاریخ 15/ 11/ 83 ایراد نمودند)
اعلام این اهداف و مدیریت جهانی سازی بر مبنای ارزش های الهی و دستیابی به تمدن الهی و اسلامی در جهت اعتقاد به جامعه مهدوی و سیطره حکومت معنوی و ولایت امام معصوم(علیه السلام) بر پهنه کره خاکی است و انقلاب اسلامی درصدد زمینه چینی و آماده سازی جامعه جهانی به سمت این هدف عظیم و مبارک است.
از منظر معمار کبیر انقلاب اسلامی مقدمه فرو ریختن کاخ های ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان (امام خمینی، صحیفه نور ج 20، 118) و مقدمه برای ظهور حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) بود (همان، ج 16، 88) و ایشان نسل جوان را به تلاش برای فراهم سازی زمینه قیام منجی عالم و خاتم الاوصیاء و مفتحر الاولیاء حضرت بقیه الله سفارش نموده اند.(همان، ج 19، 297)

نتیجه گیری :انقلاب اسلامی جلوه ای از نهضت عاشورا و ظهور صغرای حضرت مهدی (عج)

با توجه به سیر تکاملی جامعه شیعه به نظر می رسد همان گونه که برای غیبت طولانی و کبرای حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) ظرفیت سازی و آماده سازی
لازم صورت گرفت و حضرت با 69 سال غیبت صغری و ارتباط با نواب خاص خود جامعه شیعه را آماده غیبت طولانی نمودند،ظهور حضرت نیز بدون آماده سازی و ظرفیت سازی لازم و آماده شدن مقدمات کار نخواهد بود.
از این رو به نظر می رسد انقلاب اسلامی از یک سو جلوه ای از عاشورا و نمونه شبیه سازی شده این نهضت عظیم در مقیاس اجتماعی است که براساس درس ها، پیام ها و الهام های عاشورا و با اقتدای عملی به روش سرور آزادگان جهان حضرت حسین ابن علی (علیه السلام) ایجاد شده است و ریشه در کربلا و عاشورا دارد.
از سوی دیگر با توجه به سنت الهی که تکامل تاریخ و رشد جوامع با تولی و ولایت پذیری جامعه نسبت به ولی خدا و همراهی و فداکاری و استقامت در رکاب او و به صورت تدریجی صورت می پذیرد و قرار برانجام دفعی و ناگهانی و اعجاز گونه امور نیست، لذا ظهور حضرت مهدی (سلام الله علیه) نیز با آمادگی و ظرفیت سازی و مقدمه چینی خاص ممکن است.
تضعیف جلوه باطل، شکسته شدن نظام دو قطبی جهانی و پدید آمدن یک قطب معنوی قدرتمند، رویکرد به دین و تبدیل دین به کانون توجهات جهانی، طرح شعار تمدن اسلامی، پذیرش ولایت فقیه و اعلام وفاداری و فداکاری برای او به عنوان نایب امام زمان (علیه السلام) و قوت گرفتن بحث انتظار و موعود آسمانی و ناامیدی از افکار و مکاتب مادی و... همه و همه جلوه ای از ظهور صغرای امام زمان (علیه السلام) می باشد و بی شک این شرایط، توفیقات و دستاوردها با اراده و سرپرستی ایشان پدید آمده است.
ادامه این مسیر نورانی و درگیری همه جانبه با تمدن مادی و موانع ظهور و فتح سنگرهای کلیدی و قله های دیگر و شناساندن آن چهره نورانی به جهانیان و ارائه الگو و ماکتی کوچک از عصر ظهور و ایجاد انتظار جهانی و شوق و رغبت نسبت به آن حکومت الهی و مهدوی، زمینه نهایی را برای ظهور آن یگانه دوران و آخرین ذخیره الهی و امید نهایی بشر فراهم خوهد کرد.
در خاتمه کلام را با سخن گهربار حضرت امام خمینی (ره) به پایان می بریم که می فرمایند:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان وجهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، 327)
کتابنامه:
قرآن کریم،سوره های مبارکه بقره، حدید؛ شوری، مائده، نساء، نمل، نور،انبیاء
اخوان مفرد، حمیدرضا (1378). ایدئولوژی انقلاب ایران، قم: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.
امام خمینی، روح الله، صحیفه امام،جلدهای 4، 6، 8، 9، 13، 14، 17، 21.
---- جلدهای 3، 16، 17، 18، 19، 20، 21.
----ولایت فقیه،تهران: پیام آزادی.
----(1378). شئون و اختیارات ولی فقیه. ترجمه مبحث ولایت فقیه از کتاب البیع، ترجمه جعفر کیوانی، تهران: کنگره.
استمبل، جان، دی (1377).درون انقلاب ایران. ترجمه محمود شجاعی. تهران: نگارش.
الگار، حامد(1360). انقلاب اسلامی درایران، ترجمه مرتضی اسعدی و حسن چیذری.
تهران: قلم.
آیت اللهی، سید محمد تقی (1363). ولایت فقیه زیربنای حکومت مشروعه مشروطه. تهران: امیر کبیر.
بشیریه، حسین (1378).سیری در نظریه های جدید در علوم سیاسی، تهران: مؤسسه نشر علوم نوین.
بلخاری قهی، حسن (1379). تفاوت یا تهاجم فرهنگی، تهران: حسن افزا، چاپ سوم.
پطروشفسکی، ایلیا پاولویچ (1350). ترجمه کریم کشاورز. تهران: پیام.
جمعی از نویسندگان (1379).تبیین استراتژی نظام از کلام امام. قم: انتشارات داخلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم.
جمعی از نویسندگان (1380).انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن. قم: دفتر نشر معارف، چاپ شانزدهم، ویراست سوم.
حائری، عبدالهادی (1360).تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق. تهران : امیر کبیر.
شفیعی سروستانی، اسماعیل (1383). استراتژی انتظار. تهران: نشر موعود عصر(عج)، فصل دوم، چاپ سوم.
عنایت، حمید (1363). اندیشه سیاسی دراسلام معاصر. ترجمه بهاءالدین خرمشاهی تهران. خوارزمی.
فوزی تویسرکانی، سید یحیی (1380). مذهب و مدرنیزاسیون در ایران. تهران:مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
گارودی، روژه(1363).هشدار به زندگان. ترجمه علی اکبر کسمائی. هاشمی و ویس.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، جلدهای 44-51-98-99.
مجله نور دانش (1341). شماره 3.
مطهری، مرتضی (1373).قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، قم: صدرا، چاپ سیزدهم.
منصوری، جواد(1379). سیر تکوینی انقلاب اسلامی. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،چاپ سوم.
مولانا،حمید(1383). رهبری و فرایند انقلاب اسلامی. (مجموعه مقالات کنگره بین المللی تبیین انقلاب اسلامی) جلد دوم، مقاله «فراسوی دولت- ملت، امام خمینی و احیای هویت اسلامی.»
میرباقری، سید محمد مهدی (1379). مدرنیته وانقلاب اسلامی. قم: فجر ولایت.
هنری لطیف پور، یدالله (1380). فرهنگ سیاسی شیعه و انقلاب اسلامی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم.
یزدی حائری،علی (1379).الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب (عج).تهران: داوود.
---- ف(1373).قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی. تهران: مؤسسه تنظیم و نظر آثار امام خمینی، چاپ دوم.

منبع مقاله : نشریه مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری عاشورا پژوهی عاشورا، انقلاب، انتظار، جلد 3.