ارجاع متشابهات به محکمات، کلید بصیرت

نویسنده: علامه مصباح یزدی




 
به منظور مصون ماندن از خطا، اشتباه و مغالطه در حوادث و رخدادهای گوناگون پیرامون خود، قرآن راهی را در پیش پای ما می گذارد که هم در علوم عقلی، هم در علوم نقلی و هم در تفسیر حوادث به کار می آید و آن، این است که دانسته های ما یا از قبیل محکمات اند و یا از قبیل متشابهات. بعضی امور، روشن و آشکار است و نیاز زیادی به فکر کردن ندارد؛ ولی برخی دیگر پیچیده و مبهم است و باید رنج بسیاری کشید تا به ژرفای آن رسید. آن عده از اهل فکر، که عالِم حدیث اند و مجتهد، باید نخست به سراغ یقینیات بروند. مفسران هم در تفسیر آیات قرآن، باید به سراغ محکمات آن بروند و در پرتو محکمات، متشابهات را تفسیر کنند:
هوَ الذی أنزلَ علیکَ الکتابَ‌منهُ آیاتٌ محکماتٌ هنَّ اُمُّ الکتابِ و اخرُ متشابهاتٌ فامّا الذین فی قلوبهم زیغٌ فیتّبعونَ ما تشابهَ منهُ ابتغاءَ الفتنه و ابتغاءَ تأویله (1)؛ او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد که قسمتی از آن، آیات محکم و قسمتی از آن، متشابه است؛ اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهات اند تا فتنه انگیزی کنند و تفسیر[نادرستی] برای آن می طلبند.
در علوم عقلی هم ما باید از یقینیات شروع کنیم و در پرتو آنها، بکوشیم ظنیات و مشکوکات را حل کنیم. در رویدادها هم ما باید از امور محکم و آشکار آغاز کنیم تا بتوانیم آن امور پیچیده و مبهم را کشف کنیم.
این راه، راهی کلی است که در تمام موارد باید لحاظ شود. اگر برای حل مسائل، ابتدا از متشابهات شروع شود، به نتیجه نخواهد رسید؛ همچون مسائل ریاضی که اگر برای حل معادله ای، کسی نخست سراغ مشکوکات و مجهولات برود، هیچ گاه نخواهد توانست آن معادله را حل کند و نتیجه درستی بگیرد؛ اما اگر همین شخص برای حل معادله، ابتدا از معلومات استفاده کند، در این صورت احتمال آن هست که به نتیجه درست دست یابد. در مسائل اجتماعی نیز یقینیاتی وجود دارد که شک کردن در آنها یا ناشی از قصور فهم است و یا ناشی از غرض؛ چرا که به قدری مسئله آشکار است که هر انسان منصفی متوجه آن می شود.
برای نمونه، اگر از شخص منصفی، هرچند غیرمسلمان یا غیرشیعه و غیرانقلابی، در مورد جریاناتی که در فتنه 1388 در کشور رخ داد، پرسیده شود که نوک پیکان این فتنه به کدامین سو نشانه رفته بود، پاسخ درست را می توان شنید. تمام فعالیت هایی که در این جریان، از هر سو، با شکل های مختلفی همچون مبارزه های سیاسی انتخاباتی، فعالیت های مطبوعاتی، آشوب ها، تخریب شخصیت ها و اتهام زدن ها انجام گرفت، یک نقطه مشترک داشت که از همان اوایل انقلاب نیز مطرح بوده است و در هر زمان به شکل خاصی ظهور پیدا کرده است. مسائلی همچون اینکه نظارت شورای نگهبان استصوابی است یا استطلاعی، از همان زمان مطرح بود. در همان زمان امام رحمه الله، برخی با خبرگان قانون اساسی مشکل جدّی داشتند. اگر کسی متن گفت و گوهای دوره انتخاب خبرگان قانون اساسی را به یاد آورد، پی خواهد برد که برخی همان زمان مطرح می کردند که باید اختیارات رئیس جمهور افزایش یابد؛ به طوری که بتواند مجلس یا شورای نگهبان را تعطیل کند. هم اکنون نیز همانها با سخن تازه ای به میدان آمده اند. اگر به جریان فتنه 1388 توجه شود، به خوبی می توان دریافت که نقطه مشترک تهاجم آنان، همان اسلامی است که مظهرش ولایت فقیه است. آنان با اسلامی که تنها نماز و روزه از انسان می خواهد، مخالفتی ندارند؛ آنان با اسلامی مخالف اند که منافع آنان را به خطر اندازد و این اسلام همان است که تأکید دارد قانون خدا باید حاکم باشد. در صورت حاکم شدن قوانین الهی، مباحثی همچون ولایت فقیه مطرح می شود که خوشایند آنان نیست.

پی نوشت ها :

1. همان.

منبع: مصباح یزدی، آیت الله محمدتقی،(1390)، زلال نگاه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، زمستان 1390.