خود هیپنوتیزم

 

نویسنده: دکتر علی فیروزآبادی




 

آیا می توان عمل هیپنوتیزم را برای خود انجام داد؟

اگر بتوان فرایند تلقین را درباره ی دیگران به کار برد چرا نتوان این کار را برای خود اجرا کرد؟ کاربردهای خود هیپنوتیزم را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

1- اختصاص دادن زمانی ( 15 تا 20 دقیقه) در روز برای آرام سازی که در کاهش تنش ها و فشارهای روزمره بسیار مؤثر است.
2- در مقابله با بیماری هایی مانند آسم، میگرن، مشکلات گوارشی، فشارخون، سرطان، اختلالات سیستم ایمنی و بسیاری از بیماری های دیگر که فشار و تنش روحی فرد در تشدید علایم دخالت دارد هیپنوتیزم می تواند به تعدیل علایم کمک کند.
3- خود هیپنوتیزم به عنوان وسیله ای برای تثبیت و تقویت تغییراتی که فرد آن را طی می کند و هم چنین به حفظ انگیزه ی او و جلوگیری از عود دوباره کمک می کند مانند ترک سیگار و یا کاهش وزن.
4- خود هیپنوتیزم در مهار کردن خشم و اضطراب و تسلط بر خود یاری می رساند.
5- در تحمل و سازگاری با درد در بیماری های مزمن مؤثر است.
6- خود هیپنوتیزم به آماده کردن فرد برای یادگیری و آزاد کردن ذهن و بدن از تنش و فراهم کردن شرایط مناسب کمک می کند.
7- در نزدیک شدن بیش تر فرد به تجارب، احساسات، خاطرات و تخیلات خود مؤثر است.

بسیاری از افراد وقتی عمل خود هیپنوتیزم را انجام می دهند، بیان می کنند در این راه موفق نبوده اند در حالی که پس از بررسی بیش تر روشن می شود آن ها قادر به ایجاد آثاری مطابق اراده ی خود همانند آثاری که در هیپنوتیزم کردن دیگران به وجود می آید نیستند. بسیاری می گویند که این عمل تنها منجر به خوابیدن آن ها شده است. به نظر می رسد که اشکال در استفاده از مفهوم اراده است و این افراد می پندارند که تغییرات باید طبق اراده ی آن ها صورت گیرد و چون در این جا تلقین کننده و تلقین شونده یک نفر است این امر با اشکال روبه رو می شود . در عین حال در خود هیپنوتیزمی نیز تفاوت های فردی دخالت دارد و همه ی افراد قابلیت برابر ندارند.
یکی از مزایای تلقین به خود نسبت به تلقین به دیگران این است که در آن نیازی به استفاده از کلمات برای تصاویر ذهنی نیست و این تصاویر مستقیم ایجاد می شود. مفهوم کلیدی در تلقین به خود این است که تلقین را ارائه کنیم و منتظر بمانیم تا به وقت و شیوه ی خود اثر کند بدون آن که کار اضافی دیگری انجام دهیم.
برای انجام عمل خودهیپنوتیزمی قبل از هر کاری باید برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده داشت. اگر این کار را نامنظم و هر زمان که فرصت اجازه داد انجام دهیم به احتمال زیاد با شکست رو به رو می شویم. باید درباره ی زمانی مشخص در روز که برای ما مناسب ترین زمان است تصمیم بگیریم. این زمان بهتر است زمانی باشد که در هشیاری و بیداری مناسب قرار داریم. اگر وقتی خسته از کار روزانه به خانه برمی گردیم و آماده ی رفتن به بستر هستیم این کار را انجام دهیم تنها به خوابیدن خود کمک کرده ایم. می توان در ابتدای روز قبل از بر خاستن از بستر هر گاه فرصت کافی داشتیم این عمل را انجام دهیم و اگر جزء افرادی هستیم که شب ها به سختی به خواب می روند قبل از خواب زمان مناسبی برای خودهیپنوتیزمی است.
قدم بعدی رها سازی و شل کردن بدن است که با چند تنفس عمیق آغاز می شود. هوا را پند لحظه نگه می داریم و سپس آهسته رها می کنیم. می توان چنین مجسم کرد که با هر عمل بازدم تنش خود را بیرون می فرستیم. این مرحله می تواند از چند لحظه تا حدود نیم ساعت طول بکشد و مرحله ی مهمی در روند خودهیپنوتیزمی است که نباید در گذاشتن از آن عجله کرد.
پس از این مرحله می توان به القای هیپنوتیزم پرداخت، افراد تازه کار منتظر اتفاق خاصی هستند که نشان دهنده ی ورود آن ها به حالت هیپنوتیزمی است . همان طور که در زمان به خواب رفتن نمی توان لحظه ی دقیقی را که به دنیای خواب وارد می شویم بدانیم و اگر بخواهیم منتظر این لحظه باشیم خواب از چشمان مان گرفته می شود، در ورود به حالت هیپنوتیزمی نیز نمی توان گفت که چه زمانی وارد آن می شویم؛ بنابراین لازم نیست منتظر زمانی خاص و اتفاقی ویژه بمانیم، تنها کار لازم رها کردن خود و سپردن خویش به روندی است که در هر حال در جریان است.
یکی از روش های ورود به مرحله ی هیپنوتیزمی و عمیق تر کردن آن شمردن است. به طور مثال می توان از عدد صد تا یک را یکی یکی شمرد و کم کرد. لزومی به شمردن با صدای بلند نیست تنها فکر کردن به آن کافی است. روش های دیگری همانند ایجاد تصاویر ذهنی مانند پایین رفتن از طبقات ساختمان به وسیله ی آسانسور هم می تواند به کار رود، به خود چنین می گوییم که با رسیدن به طبقه ی همکف وارد مرحله ی هیپنوتیزمی می شویم. پس از ورود به عمق مناسب می توان تلقینات را به خود ارائه کرد و در حقیقت با خود وارد گفت و گو می شویم. بهتر است از ضمیر « من» به جای « تو» استفاده شود . برای خاتمه دادن به کار با شمردن مرحله به مرحله، خود را به حالت هشیاری نزدیک تر می کنیم. به طور مثال می توان گفت: « یک .... من بیدار می شوم. دو... هشیاری من هر لحظه بیش تر می شود. سه.... من کاملاً بیدارم». استفاده از این روش و روش های مشابه مانع از تبدیل شدن حالت هیپنوتیزمی به خواب می شود. اگر قرار است پس از هیپنوتیزم کردن خود به خواب رویم بهتر است ابتدا از حالت هیپنوتیزمی خارج شویم و مرز واضح و روشنی بین این دو مرحله برقرار کنیم.

چه عواملی بر قابلیت فرد برای هیپنوتیزم شدن تأثیر گذار است؟

به طور کلی، افراد با هوش و دارای انگیزه ی قوی به علت توان بالا در تمرکز بهترین سوژه ها برای هیپنوتیزم شدن هستند. هیپنوتیزم پذیری در سنین 9 تا 13 سال بیش ترین قابلیت را دارد. تفاوت معنی داری میان زنان و مردان دیده نشده است. افراد عقب مانده ی ذهنی، کهنسالان، مبتلایان به روان پریشی و کودکان زیر 6 سال که توان تمرکز کمی دارند نامزدهای خوبی برای هیپنوتیزم شدن نیستند، اما قابلیت تمرکز با آن که شرطی لازم برای هیپنوتیزم شدن است، کافی نیست و افرادی با توان تمرکز بالاگاه به دشواری هیپنوتیزم می شوند . گفتن این که افراد کم هوش قابلیت هیپنوتیزم پذیری کمی دارند انگیزه ی فرد را بالا می برد، چون همه دوست دارند جزء افراد هوش تلقی شوند. افراد موشکاف و دارای ذهنیتی علم گرایانه به علت تجزیه و تحلیل وسواس گونه ی پاسخ های خود، به تلقینات پاسخ خوبی نمی دهند. معطوف کردن توجه فرد به سمت پاسخ های حسی یا حرکتی اش موجب افزایش ظرفیت پاسخ دهی او به تلقینات می شود، به طور مثال می توان چنین گفت: « توجهت را به انگشتان پا و پایت بده. دقت کن که چگونه احساس سنگینی در کفش هایت به وجود می آید. این احساس هر لحظه بیش تر و بیش تر می شود». تقریباً همه ی افراد این احساس سنگینی را درک می کنند و این آغازی می شود تا تلقینات بعدی هیپنوتیزم گر تأثیر خود را اعمال کند. پس از مکثی کوتاه می توان چنین ادامه داد: « حالا به ساعتت که بر مچ دست چپت بسته شده توجه کن. ساعتت نیز هر لحظه سنگین تر می شود... خیلی سنگین. حالا دیگر سنگینی پاهایت را حس نمی کنی. این طور نیست؟ ( سر تکان می دهد)... الان ساعتت را حس می کنی... درسته؟ ( سر تکان می دهد)... بنابراین تو می توانی نسبت به حس های مختلفی که در بدنت وجود دارد آگاه باشی یا نباشی». همان گونه که در قبل اشاره شد هر گاه فرد حسی را پس از حس دیگر تجربه کند اعتقاد به تلقیناتی که پس از آن داده می شود، افزایش پیدا می کند.
افراد دارای شخصیت های هیجانی و نمایشی که در روابط بین فردی درصدد جلب توجه هستند پاسخ خوبی به تلقینات هیپنوتیزم گرهای صحنه می دهند. در واقع این قدرت هیپنوتیزم گر صحنه نیست که فرد را وادار به رفتارهای خارق العاده می کند که بلکه تمایل و انتظار سوژه برای روی دادن چنین رفتارهایی است که نقش تعیین کننده دارد. هیپنوتیزم گر صحنه تمایل به تأثیر گذاری بر تماشاگران به وسیله ی حرکات دست، حالت چشم ها و کلمات خود دارد؛ ارائه ی چنین نمایشی موجب می شود این حقیقت که هیپنوتیزم در نیتجه ی تخیلات و تمایلات سوژه اتفاق می افتد، پنهان شود، او در واقع از تمایل سوژه برای جلب توجه دیگران ( هیپنوتیزم گر و تماشاگران) بهره می برد.
وضعیت روحی و هیجانی بیمار گاه به عنوان مانعی برای هیپنوتیزم شدن عمل می کند. برخی به علت ترس خودآگاه یا ناخودآگاه از هیپنوتیزم قادر به تمرکز شدن نیستند. این بیماران می توانند ترس خود را به شکل خنده ی زیر لب یا با صدای بلند، تعریق و یا لرزش نشان دهند. درمانگر باید نسبت به این حالت ها حساس باشد و تا زمانی که آمادگی مناسب در بیمار به وجود نیامده است اقدام به انجام هیپنوتیزم نکند.
منبع مقاله: فیروز آبادی، علی، (1388)، هیپنوتیزم به زبان ساده: پرسش های احتمالی- پاسخ های اجمالی، تهران: نشر قطره.