هیپنوتیزم و درمانگری

 

نویسنده: دکتر علی فیروزآبادی




 

هیپنوتیزم در پزشکی و درمان طبی چه جایگاهی دارد؟

هیپنوتیزم بالینی، استفاده ی اصولی و منطقی از تلقین هیپنوتیزمی برای رفع یا کاهش مشکلات جسمی یا روحی بیمار است. هر کس می تواند هیپنوتیزم گر باشد اما هیپنوتیزم گری کارا و مؤثر مطلبی جداگانه است. در این جا دو نکته مطرح می شود: یکی داشتن تأثیر در جهت ایجاد آثار هیپنوتیزمی و دیگری استفاده از این آثار در جهت ایجاد تأثیراتی ورای اثراتی که از تلقین مستقیم به دست می آید. مؤثر و کارا بودن نه تنها بستگی به دانش و کفایت هیپنوتیزم گر دارد بلکه نیازمند آگاهی و مهارت در زمینه ای است که از هیپنوتیزم برای رفع آن استفاده می شود. انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا بیست ساعت جلسات مشاوره، تحت هدایت فردی صاحب صلاحیت و هم چنین شرکت در جلسات آموزش هیپنوتیزم را به مدت چهل ساعت برای آن که به فردی صلاحیت هیپنوتیزم کردن دهد لازم می داند. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران تنها افرادی صلاحیت استفاده ی درمانی از هیپنوتیزم را دارند که صلاحیت درمان آن اختلال را بدون استفاده از هیپنوتیزم داشته باشند.
باید توجه داشت که هیپنوتیزم روش درمانی مستقلی نیست بلکه شیوه ای است که در چارچوب روش های مختلف درمانی و بر اساس اصولی که این روش ها پینشهاد می کند به کار گرفته می شود. لازم است قبل از اقدام به هیپنوتیزم در جهت درمان و یا کاستن از شدت علایم بیماری نکاتی چند در نظر گرفته شود از جمله این که وسعت مشکل تا چه حد است و در حل این مشکل از هیپنوتیزم چه استفاده ای می توان کرد. توانایی ها و استعدادها و ویژگی های شخصیتی بیمار کدام است و آیا با توجه به شرایط زندگی و امکانات وی، هیپنوتیزم روشی عملی و معقول است؟ پاسخ گویی به این پرسش ها در هر بیمار مستلزم صرف وقت کافی است و درمانگر با تجربه در شروع کار با بیمار اقدام به هیپنوتیزم کردن وی نمی کند. گزارش هایی که درباره ی درمان های سریع و معجزه آسا به وسیله ی هیپنوتیزم وجود دارد بسیار نادر است و بسیاری از روان درمانی هایی که در آن ها از هیپنوتیزم استفاده می شود ماه ها و گاه سال ها به طور می انجامد.
بیماری که از بیماری جسمی و یا روحی رنج می برد علایم مختلف و متفاوتی دارد و قرار نیست که هیپنوتیزم به عنوان یک شیوه به تمامی این علایم بپردازد. درمانگر باید با تعریف دقیق مشکل بیمار حوزه ای را که می توان در آن از هیپنوتیزم استفاده کرد مشخص کند.
هیپنوتیزم آثار متعددی دارد و در هر فردی باید روشن شود که چه آثاری مطلوب و خواستنی است و از چه آثاری باید اجتناب کرد. هر انسانی محدودیت های خاص خود را دارد و به وسیله ی هیپنوتیزم نمی توان فراتر از این محدودیت ها رفت. به طور مثال نمی توان با استفاده از هیپنوتیزم ضریب هوشی کسی را تغییر داد و یا استعداد ریاضی او را افزایش داد. عملی بودن و قابل قبول بودن تلقینات در رابطه با زندگی روزمره ی فرد نیز مقوله ی مهم دیگری است که باید به آن توجه داشت. به طور مثال می توان به فرد تلقین کرد که در برابر الکل و یا سیگار دچار حالت تهوع می شود، اگر این تلقین در وقت مناسب خود داده نشود می تواند اسباب شرمندگی و خجالت فرد را در یک مهمانی شام فراهم کند و یا در استفاده از هیپنوتیزم برای کاهش درد باید به این نکته توجه کرد که درد به عنوان سازوکاری دفاعی به نفع فرد عمل می کند و از بین بردن کامل آن می تواند آسیب های جبران ناپذیری ایجاد کند.
زمانی استفاده ی درمانی از هیپنوتیزم می تواند اثربخش باشد که این شیوه به طور هماهنگ با سایر اقدامات درمانی انجام شود. هیپنوتیزم ابزاری کمکی در چارچوب رویکرد درمانی خاص است و نباید به آن به عنوان نوعی جدید از درمان نگریست. مراجعه فردی درمانگر و تقاضا درباره ی هیپنوتیزم شدن به این معنی نیست که این فرد از آگاهی لازم در خصوص هیپنوتیزم و تأثیرات آن برخوردار است. قبل از آن که درمانگر با تقاضای او موافقت کند باید اطلاعات و انتظارات بیمار بررسی شود و برداشت های اشتباه وی تصحیح شود و در نهایت این درمانگر است که درباره ی هیپنوتیزم کردن او تصمیم می گیرد. درباره ی روش های مختلف القا مزیتی بین شیوه های مختلف وجود ندارد اما توصیه می شود که تا علت خاصی موجود نیست از روش های انفعالی نسبت به روش های فعالانه استفاده شود. اتاق درمانگر باید به صورتی باشد که بیماری بتواند به راحتی بر روی مبل بنشیند و درمانگر در سمت چپ یا راست وی با زاویه ای حدود 45 درجه قرار گیرد، فاصله ی درمانگر از بیمار باید به گونه ای باشد که بتواند شانه های او را با درازکردن دست خود لمس کند.
به عنوان مقدمه برای بیمار توضیح می دهیم که هیپنوتیزم به طور ساده عبارت است از استفاده از تلقین و تلقین شامل ایده هایی است که درمانگر آن ها را به شیوه ای به بیماری ارائه می کند که اثری مستقیم و خاص بر رفتار او داشته باشد. این آثار بدون دخالت اراده ی بیمار عمل می کند و بهترین کمکی که او می تواند به تأثیر این تلقینات کند این است که اجازه دهد آن چه به وی گفته می شود مانند رودی جریان یابد و هیچ کوششی در جهت سد کردن یا تسهیل روند آن انجام ندهد، علاوه بر این به وی می گوییم هرچند برخی از افراد در حین هیپنوتیزم احساس می کنند به خواب می روند اما هیپنوتیزم نوعی از خواب نیست؛ سپس به عنوان نمونه از تلقین رسیدن دست ها به هم استفاده می کنیم. دلایل مختلفی برای استفاده از این تلقین در این مرحله از درمان وجود دارد، این شیوه برای بیمار فرصتی فراهم می کند که اثر تلقینی ملایم و بی ضرر را تجربه کند و آمادگی لازم برای القای هیپنوتیزمی به دست آورد و عامل دیگری که در مؤثر واقع شدن هیپنوتیزم مهم است، میزان تلقین پذیری بیمار است. پاسخ مناسب بیمار نشان دهنده ی آمادگی او برای هیپنوتیزم شدن است.

موارد استفاده ی هیپنوتیزم در شاخه های مختلف علم پزشکی کدام است؟

بیماری های قلبی - عروقی

فشار خون بالا: هیپنوتیزم در بیماری فشار خون، فشارهای روحی و روانی و خشم سرکوب شده نقش مهمی بازی می کند. به نظر می رسد فرد مبتلا در جنگ سرد دایمی با محیط خود به سر می برد. تلقین پس از هیپنوتیزمی به همراه ایجاد تصورات ذهنی از طریق تمرینات خودهیپنوتیزمی به تقویت اثر داروها برای کاهش دادن فشار خون کمک می کند. گفته می شود روش های تن آرامی و هیپنوتیزم ملایم در مواردی که فشارخون فرد اندکی از حد طبیعی بالاتر است ( 90/140 -100/160) حتی از داروها مؤثرتر است.
بی نظمی های ضربان قلب و تپش قلب: این علایم می تواند موجب یادآوری خود به خودی خاطرات دردناک شود؛ شک و نگرانی درباره ی سلامتی قلب خود موجب تغییر در میزان و نظم ضربان قلب می شود. ترس، اضطراب و شوک های ناگهانی به شکلی شایع با دردهای اطراف قلب هم راه است. قانع کردن این بیماران که مشکلات شان منشأ روان شناختی دارد و به خود قلب مربوط نیست کار بسیار مشکلی است. روش های شرطی سازی تحت هیپنوتیزم اغلب موجب کاهش درد در قفسه ی سینه و علایم مرتبط با آن در بیماران مضطرب و پرتنش می شود. واپس روی زمانی به شکلی موفقیت آمیز در بیماران مبتلا به بی نظمی ضربان قلب ناشی از تب روماتیسمی به کار گرفته شده است. در مواردی که بی نظمی ضربان به موقعیت خاصی مرتبط باشد، هرگاه بیمار را بتوان به شکلی شرطی کرد که به محرکات هیجانی پاسخ شدید نشان ندهد نتیجه ی درمان هیپنوتیزمی بسیار قابل توجه است. این امر تعجب آوری نیست چرا که سازوکارهای تنظیمی مغز از طریق هیپوتالاموس بر ضربان قلب تأثیر می گذارد و می تواند موجب ضربان های نا به جا و تپش قلب شود. پاولوف بیان کرد: « ذراتی از تجارب گذشته به شکلی پایدار در مغز ما حک می شود و می تواند به وسیله ی بازتاب های تداعی کننده ی مناسب دوباره فعال شود، تحت تأثیر هیپنوتیزم زمانی که این خاطرات یادآوری شود و هیجانات مرتبط با آن آزاد شود، از طریق فرایندی معکوس علایم بر طرف می شود . در بسیاری از موارد رابطه ی مناسب پزشک - بیمار به اندازه ی داروها در درمان درد ناشی از آنژین صدری مؤثر است. مشاهده شده است که تلقین مستقیم می تواند در برطرف کردن تپش قلب مزمن بسیاری سودبخش باشد. ( آنژین صدری به حمله ی موقتی درد قلب گفته می شود که بیمار آن را در ناحیه ی سینه حس می کند و ممکن است باعث تیر کشیدن بازوهای او نیز شود. این حالت به علت کم خونی موضعی قلب به وجود می آید و می تواند مقدمه ای برای سکته ی قلبی باشد).
بیماری های عروق کرونر: فشار روانی حاد یا مزمن عامل مهمی در تولید این بیماری است، به ویژه زمانی که با چاقی، چربی بالا و فشارخون بالا همراه باشد. تنش های هیجانی به خودی خود می تواند موجب بالا بردن کلسترول خون به میزان 35 میلی گرم در عرض یک ساعت شود. در برخی موارد این یک معما است که چگونه فرد مبتلا می تواند ساعت ها کار سخت انجام دهد و در عین حال از بالا رفتن از چند پله عاجز است. برخی اوقات حمله ی قلبی پس از فعالیتی سبک رخ می دهد و در همان حال در فعالیت های شدیدتر مشکلی ایجاد نمی شود. به وسیله ی تلقین هیپنوتیزمی می توان برون ده قلب را به میزان قابل توجهی افزایش داد. بسیاری از بیماران قلبی زمانی که محدودیت های خود را درک می کنند و یاد می گیرند چگونه به خود آرامش دهند و علایق نوینی برای خود بیابند قادر به بالا بردن کیفیت و کمیت زندگی خود می شوند. به وسیله ی تلقین هیپنوتیزمی می توان روحیه ی فرد و تمایل وی به زندگی را بالا برد.
نارسایی قلبی: در نارسایی قلبی، حملات تنگی نفس در شب هنگام شایع تر است و می توان به فرد آموزش داد تا از طریق خود هیپنوتیزمی به آرامش بخشیدن به خود کمک کند.

بیماری های گوارشی

تحقیقات متعددی نشان داده است که عوامل روان شناختی می تواند موجب ایجاد اسپاسم در دستگاه گوارش شود. عدم توانایی در شناخت و درمان این عوامل می تواند به قیمت شکست در درمان بیمار تمام شود . ترکیب هیپنوتیزم و رژیم دارویی مناسب می تواند به بیمار کمک کند تا تأثیرات مخرب برخاسته از مغز را خنثی کند و با آرامش بخشیدن به خود به حرکات دستگاه گوارش نظم بخشد. خیال پردازی نقش مهمی در مشکلات گوارش دارد، به طور مثال در برخی افراد شنیدن درباره ی بوی تهوع آور یا حتی فکر کردن درباره ی آن می تواند به استفراغ منجر شود. در بیمارانی که پاسخ مناسبی به تحریکات هیپنوتیزم می دهند می توان به وسیله ی تلقین، علایم را به وجود آورد و از این طریق به بیمار نشان داد که چگونه تحریکات روحی موجب بیماری می شود.
زخم دستگاه گوارش: این مطلبی تثبیت شده است که زخم های گوارشی می تواند به دنبال سوختگی شدید، شوک و کاهش اکسیژن خون رخ دهند. تحریک هدایت شده از طریق کورتکس و ساقه ی مغز، غده ی فوق کلیوی را تحریک می کند و هورمون های ترشح شده موجب افزایش فعایت سلول های معده می شود. احساساتی از قبیل خشم و نیاز به محبت و جلب توجه دیگران در افراد مبتلا به زخم معده شایع است و هیپنوتزیم می تواند به دلیل و شناخت این احساسات کمک کند. به کمک هیپنوتیزم و روش های خاصی مانند گذاشتن دست بر روی شکم و تلقین گرمی و کم شدن ترشح معده می توان به التیام زخم کمک کرد.
سندرم روده ی تحریک پذیر: در تحقیقی در انگلیس از خودهیپنوتیزمی در هفت جلسه ی نیم ساعته در طول سه ماه برای درمان این اختلال استفاده شد و میزان موفقیت هشتاد درصد بود. بیمار دست خود را بر روی شکم می گذارد و تصور می کند دستش گرم شده است و جریان گرما به روده هایش سرایت می کند و به خود می گوید که این موجب می شود حرکت روده هایش بهتر شود. تصوراتی از قبیل حرکت راحت مواد غذایی از روده ها و عمل کرد مناسب اسفنکترها را می توان القا کرد، هم چنین می توان از تشبیهاتی چون حرکت آب در رودخانه که انسداد جریان در آن به وسیله گذاشتن دست بر روی شکم رفع می شود استفاده کرد.

بیماری های پوست

زگیل: مطالعات متعددی اثربخشی هیپنوتیزم را در از بین بردن زگیل در نقاط مختلف بدن نشان داده است . در اکثر این پژوهش ها از تلقین مستقیم استفاده شده است که بیشتر در رابطه با افزایش جریان خود در ناحیه ی درگیر و هجوم گلبول های سفید برای ریشه کن کردن ضایعه بوده است. در عین حال برخی دیگر کاهش خون رسانی به زگیل را تلقین کرده اند و از این طریق به از بین بردن آن کمک کرده اند.
اگزما: در این حالت تصویر القا شده ی شایع به تأثیر شفابخش اشعه ی خورشید مربوط می شود، اما این روش نباید درباره ی کسی که می گوید نور آفتاب موجب بدتر شدن ضایعات وی می شود به کار گرفته می شود. می توان به ترتیبی مشابه از آب و تصور غوطه ور شدن در آن استفاده کرد. تصویر نور آفتاب و آب می تواند در تصویرسازی هدایت شده ای مخلوط شود. به طور مثال می توان به فرد گفت که در دریاست و دارد شنا می کند و یا می توان چنین گفت که جریان خون پوست افزایش یافته است و این موجب بهتر شدن تغذیه ی آن و التیام ضایعات می شود. تلقین دیگر می تواند درباره ی بی حسی ناحیه ی درگیر پوست به منظور کاهش خارش باشد. هم چنین می توان تلقین پس از هیپنوتیزم را به این صورت داد که هرگاه دست فرد به سمت خاراندن ناحیه ی درگیر پیش می رود - حتی در خواب - قسمتی از ذهن فرد به فوریت از آن آگاه می شود، دست را عقب می کشد و به وی احساس کاهش تنش دست می دهد.

بیهوشی و بی حسی

استفاده از هیپنوتیزم در ایجاد بی حسی و بی هوشی می تواند در جراحی، بیماری های زنان و زایمان و دندان پزشکی برای پزشکانی که در این حوزه ها کار می کنند بسیار مفید باشد. درد وجوه گوناگونی دارد که حتی امروزه تمامی جنبه های آن شناخته نشده است. درد پدیده ای وسیع از فرایندی است که در اثر تحریک گیرنده های خاص پدید می آید. تعاملاتی بین حس درد و سایر حس ها در سطح ارتباطات بین نرونی رخ می دهد که می تواند بر تجربه ی درد اثر گذارد. علی رغم تداوم تحریک ایجاد شده از سوی منبع درد، احساس درد می تواند پس از مدتی کاهش یابد یا از بین برود. در حالات عمیق هیپنوتیزمی که با خواب گردی همراه است احساس درد به شکل خودبه خودی از بین می رود. اما در وضعیت تلقین سبک تر باید آن را القا کرد. در قرن نوزدهم قبل از کشف اتر، جراح اسکاتلندی جیمز اسدیل در هند صدها عمل جراحی بزرگ و کوچک را به کمک هیپنوتیزم انجام داد. مستقیم ترین و ساده ترین شیوه این است که به بیمار گفته شود دیگر دردی حس نمی کند. برخی درمانگران به استفاده از علامت تمایل دارند به طور مثال می توان چنین گفت: « در لحظه ای خاص، وقتی که من کلمه ی حالا را به زبان آوردم تو دیگر دردی حس نمی کنی» یا این که: « من تا سه می شمارم و با شماره ی سه درد تو از بین می رود». باید به تفاوت بین بی حسی و بی دردی توجه داشت و در مواردی که بی دردی را القا می کنیم تجربه ی حس های دیگر توسط بیمار به معنی عدم موفقیت القا نیست. ایجاد بی حسی و بی دردی در دست ها به شکل دستکش به دلایلی که هنوز روشن نیست از سایر نقاط بدن راحت تر است و بسیاری از درمانگران در ابتدا در دست ها القای بی دردی می کنند و سپس آن را به نقطه ی مورد نظر انتقال می دهند، به این ترتیب که دست بی حس شده را روی قسمتی که مورد نظر است قرار می دهند و چنین القا می کنند که بی حسی یا بی دردی از دست به آن ناحیه منتقل می شود. گاهی نیز می توان به بیمار تجربه ی قرار گرفتن ناحیه ای از بدنش را در یخ یا آب سرد القا کرد. برخی درمانگران به جای القای بی حسی و بی دردی به بیمار چنین تلقین می کنند که نسبت به ناحیه ای از بدنش آگاهی ندارد و در وی حالتی تجزیه ای به وجود می آورند. مثلاً: « وقتی من کلمه ی حالا را به زبان آوردم تو دیگر از قسمت پایین بدنت آگاهی و خبری نخواهی داشت، مثل این که اصلاً وجود ندارد».
القای بی حسی برای اعمال جراحی بزرگ در کم تر از ده درصد موارد موفقیت آمیز است. افراد باید به دقت انتخاب شوند و آموزش داده شوند. هیپنوتیزم ، بیش تر برای جراحی های کوچک و کمک به بیمار در قبل و پس از جراحی مناسب است. در جراحی های سر و گردن که نگهداری راه هوای مناسب مهم است هیپنوتیزم می تواند کمک کننده باشد. علاوه بر این استفاده ی هم زمان از داروهای بی هوشی و هیپنوتیزم نیاز به داروهای بیهوشی را کم تر می کند. بسیاری از متخصصین بیهوشی که از هیپنوتیزم استفاده می کنند به مفید بودن آن برای آماده کردن بیمار قبل از عمل و تسریع روند بهبودی پس از عمل اذعان دارند. به ویژه در مواردی مانند احتباس ادراری، سکسکه، سرفه، تعویض پانسمان، زدودن بافت های مرده و تسهیل بی حرکتی بیمار.

کاهش وزن

عوامل روان شناختی در ایجاد چاقی نقش تعیین کننده ای بازی می کند. هیپنوتیزم می تواند در جهت تسهیل روند رعایت رژیم غذایی مناسب ازسوی بیمار کمک کننده باشد . مستقیم ترین و ساده ترین رویکرد این است که به بیمار در حالی که هیپنوتیزم است مطلبی شبیه به این گفت: « از این زمان به بعد تو رژیم غذایی خود را رعایت می کنی و با این کار وزن تو به اندازه ای که لازم است کاهش می یابد و به هیچ وجه از رژیم خود تا زمانی که وزن مناسب را به دست نیاورده ای عدول نمی کنی. تو تنها .... کالری در روز مصرف می کنی، در فاصله ی بین وعده های غذایی چیزی نمی خورد، هر وعده ی غذا را با احساس سیری تمام می کنی و هیچ فکری درباره ی خوراکی در بین وعده های غذا نداری. دیدن غذا و افرادی که غذا می خورند هیچ تأثیری بر تو ندارد چرا که توجهی به آن ها نداری، تو می توانی آن ها را نادیده بگیری. اگر به رستوران یا به مهمانی بروی همان قدر که لازم است می خوری و هیچ مشکلی در این زمینه نخواهی داشت حتی اگر لازم باشد مقداری غذا در بشقابت باقی بماند. هر بار که خود را وزن می کنی و می بینی که مقداری از آن کاسته شده است احساس خوبی به تو دست می دهد».
اگر در رژیم غذایی، غذاهای خاصی وجود داشته باشد می توان از آن ها در حین تلقین نام برد و احساس مثبتی را به فرد درباره ی آن ها القا کرد. هرگاه چنین رویکرد مستقیمی کارایی لازم را نداشت می توان از روش های غیر مستقیم که بر شرطی کردن فرد استوار است استفاده کرد، به طور مثال می توان خوردن برخی غذاها را با حالت احساسی نامطبوع همراه کرد.

ترک سیگار

روش های هیپنوتیزمی که در ترک سیگار به کار می رود شباهت زیادی به روش های کاهش وزن دارد اما موفقیت آن ها در ترک دادن افراد سیگاری بسیار کم تر است. روشی که در برخی افراد مؤثر واقع می شود این است که ریه ی خود را در حال حاضر و یک سال بعد در صورت تداوم کشیدن سیگار مجسم کنند. در تعدادی از افراد این تجسم به حدی قوی است که می تواند اثر عمیقی در جهت قطع مصرف سیگار اعمال کند. رویکردی این است که هدف خود را نه ترک بلکه کاهش مصرف سیگار قرار دهیم. در حین هیپنوتیزم از فرد می پرسیم که در هفته ی آینده تمایل به کشیدن چند نخ سیگار دارد و سپس بر اساس عددی که می گوید به وی گفته می شود که این تعداد سیگار را خواهد کشید. هم چنین به وی تلقین می شود که مدت کشیدن هر نخ سیگار از سیگار قبلی طولانی تر می شود و اثر هر سیگار تداوم بیش تری خواهد داشت. اگر این تلقینات مؤثر بود، هفته ی آینده دوباره با تلقیناتی مشابه، تعداد سیگار مصرفی را کم تر می کنیم. برخی افراد به همین روش موفق به ترک کامل سیگار می شوند، دیده شده که میزان ترک به وسیله ی این روش ها در طول یک تا دو ماه اول 50 تا 60 درصد است اما با گذشت یک سال به 20 تا 30 درصد کاهش می یابد.

سرطان

از زمان بقراط این تصور مطرح بود که افرادی با ویژگی های خاص بیش از دیگران در معرض سرطان قرار دارند. در طول سه دهه ی گذشته دانش ما درباره ی تأثیر هیجانات و احساسات در درمان و سیر سرطان ها به میزان زیادی افزایش یافته است. برخی تحقیقات به نفع رابطه ی میان شخصیت نوع C و سرطان بوده اند ( شخصیت نوع C شخصیتی که بر خلاف A که حالتی مبارزه جویانه، پرتنش و برون گرایانه دارد، حالتی منفعل، درون گرا و گوشه گیرانه دارد و احساسات خود را به درون می ریزد). این افراد خصوصیاتی از قبیل به درون بردن احساسات، انفعال و میل به راضی نگه داشتن دیگران دارند. دیده شده است که با استفاده از هیپنوتیزم می توان برخی پاسخ های ایمنی بدن از قبیل میزان جریان خون و فعالیت سلول های ایمنی را تغییر داد. هیپنوتیزم می تواند در موارد زیر در درمان بیماران سرطانی مؤثر باشد: کنترل احساسات منفی و اضطراب، تجسم روند بهبودی، تسهیل شیمی درمانی و رادیوتراپی و کاهش عوارض آن ها، کاهش درد، تقویت انگیزه و امید.

بیماری های زنان و زایمان

بسیاری از محققین بر این عقیده اند که اضطراب و تنش از طریق تأثیر بر ترشح هورمون ها و دستگاه ایمنی در نازایی برخی زنان مؤثر است و گزارش هایی درباره ی تأثیر هیپنوتیزم در این زمینه وجود دارد. در مدت حاملگی از هیپنوتیزم می توان برای کاهش تنش مادر و آماده سازی وی برای وضع حملی راحت استفاده کرد. دیده شده است که هیپنوتیزم حرکات جنین را در رحم افزایش می دهد و مادران به هنگام وضع حمل عوارض کم تری را تجربه می کنند، هم چنین هیپنوتیزم در کاهش شدت تهوع و استفراغ صبحگاهی مؤثر است؛ علاوه بر این ها می توان از هیپنوتیزم در کنترل فشار خون، دردهای زودرس زایمانی و خونریزی های نابهنگام استفاده کرد. به هنگام وضع حمل نیز چه به وسیله ی روش های تلقینی، چه با استفاده از خود هیپنوتیزم می توان به شخص کمک کرد تا درد کم تری را تجربه کند و زایمان راحت تری داشته باشد. در بیماری هایی چون مقاربت دردناک، سردمزاجی و اسپاسم واژن می توان از هیپنوتیزم کمک گرفت.

بیماری های دستگاه ادراری - تناسلی

هیپنوتیزم در اختلالاتی چون تحریک پذیری مثانه، کاهش اضطراب بیماران دیالیزی، انزال زودرس و ناتوانی جنسی و حتی عقیمی مردان می توان مؤثر باشد. مشاهده شده است که عوامل احساسی می تواند بر ظرفیت باروری اسپرم ها اثر داشته باشد. خستگی، شوک های عصبی، ناراحتی و تنش در انسان و حیوانات می تواند منجر به ناباروری شود. هیپنوتیزم بر تعداد و توانایی حرکتی اسپرم تأثیری ندارد اما تغییرات آنزیمی ثانوی به فرایندهای خود ایمنی می تواند در توانایی اسپرم در نفوذ به تخمک اثر داشته باشد.

بیماری های چشم، گوش و حلق و بینی

کاهش جریان خون در عروق صلبیه ی چشم به وسیله ی هیپنوتیزم گزارش شده است. گفته شده است که هیپنوتیزم به وسیله ی شل کردن قرنیه به آن اجازه می دهد که راحت تر شکلی کروی به خود بگیرد و آستیگمانیسم را اصلاح کند. گزارشی موردی از دختر 8 ساله ای وجود دارد که تحت تأثیر هیپنوتیزم قادر به کنترل ارادی پاسخ مردمک های خود شد. هیپنوتیزم نتایج قابل قبولی را در درمان تنبلی چشم کودکان نشان داده است. هم چنین گزارشاتی از تأثیر هیپنوتیزم در اصلاح نزدیک بینی وجود دارد. در آب سیاه می توان به وسیله ی هیپنوتیزم به کاهش تنش ها و اضطراب های شخص و در نهایت کاهش فشار چشم اقدام کرد.
در برخی انواع وز وز گوش که عوامل روان شناختی در آن دخالت دارد، می توان از هیپنوتیزم کمک گرفت. در بیماری های مختلف گوش و حلق و بینی هم که فرد دچار مشکلات بلع، حالت تهوع و درد می شود هیپنوتیزم می تواند به کاهش درد و رنج بیمار کمک کند.
منبع مقاله: فیروز آبادی، علی، (1388)، هیپنوتیزم به زبان ساده( پرسش های احتمالی- پاسخ های اجمالی)، تهران: نشر قطره.