بررسی عملکرد شیخ بهایی در دوره صفوی

 

نويسندگان:
مراد کیانی پور*
علی جعفری**





 

چکیده

در دوره صفویه و شرایط به وجود آمده ناشی از رسمی شدن مذهب شیعه در سراسر قلمرو ایران، اختلافات مذهبی و اذیت و آزار دولت عثمانی باعث مهاجرت برخی از علما و مذهبیون مراکز شیعی نشین آناتولی و لبنان به ایران شد. ازجمله این افراد شیخ بهایی می باشد که به همراه پدرش که خود از علمای آن مناطق بود به ایران آمد و توانست نقش موثری در دولت و دربار صفویه داشته باشد. وی با تاثیر گذاشتن بر شاهان صفوی و یافتن جایگاهی مناسب در بین مردم و دربار در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی نقش به سزایی داشت. در این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای، عملکرد شیخ بهایی دردوره صفوی مورد بررسی قرار می گیرد.

کلید واژه:

صفویه، شیخ بهایی، فرهنگ، تمدن اسلامی

مقدمه

در تاریخ ایران، پس از اسلام ظهور سلسله ی صفوی نقطه عطف مهمی است،؛ پس از قرن ها فرمانروایی بیگانه، ایران دوباره به کشوری قدرتمند در شرق اسلام بدل می شود، به رقابتی نزدیک با امپراتوری عثمانی بر می خیزد و داعیه ی سروری خلافت عثمانیان را بر ممالک اسلامی رد می کند. دوره صفویه بیش از دیگر دوره های تاریخی نموداری روشن از اتحاد یک ملت را تحت لوای عناصری قوام دهنده و پایدار نشان می دهد. یکپارچه سازی ایران از ویژگی های این دوره تاریخی شمرده می شود. به ویژه در مقایسه با فضای تاریخی دیگر سلسله ها و دوره ها، نمود بیش تری می یابد. در عصر صفویه که اولین حکومت شیعه درقلمرویی وسیع تشکیل شد، دانشمندان زیادی ازنقاط مختلف علی الخصوص مناطق شیعه نشین جبل عامل لبنان به ایران مهاجرت وبا شاهان صفوی همکاری نمودند. نیازحکومت بیش از 220 ساله صفویان به جلب فقهای شیعه باعث شد که بنیانگذارسلسله صفوی،شاه اسماعیل اول سپس شاه طهماسب برای ترویج تشیع و آشنا ساختن مردم ایران با احکام آن به سبب کمبود علمای شیعی آگاه به اصول و احکام اسلامی از شماری ازفقهای نامدار نواحی مختلف بویژه الحسا، بحرین،جبل عامل و حله برای مهاجرت به ایران دعوت نمایند. پدرشیخ بهایی، عزالدین بن حسین عاملی ازعلمای برجسته مذهبی جبل عامل بود که در عصر شاه طهماسب به منصب شیخ الاسلامی هرات منصوب و با مرگ وی پسرش شیخ بهایی جانشین وی گردید. علمای جبل عاملی با انتقال افکار و دانش خود در زمینه های گوناگون نسلی از فقیهان ایرانی را تربیت کردند، که بعدها امور سیاسی دولت صفوی را به دست گرفتند. تلاش آنان برای مشروعیت بخشیدن به دولت صفوی بسیار مؤثر واقع شد. این علما از سویی توانستند فقه شیعه را در ابعاد سیاسی و حکومتی آن غنا بخشند و از سوی دیگر به حکومت صفویه به مثابه حکومتی شیعه یاری رسانند تا در نظر مردم به منزلة حکومتی مشروع پذیرفته شود.
شیخ بها الدین محمد عاملی از جمله علمای مهاجر جبل عاملی بود که در زمان شاه عباس اول به شیخ الاسلامی اصفهان منصوب شد. وی برای علمااحترام خاصی قائل و دربار او محل رفت وآمد فضلاوعالمان گرانقدربود. شیخ بهایی درعصر پر رونق وشکوفای صفوی در کلیه علوم اعم از علوم نقلی وعقلی سرامد فضلا عصر بود که تاثیرات مهمی در فرهنگ و تمدن ایران علی الخصوص اصفهان گذاشت.

شیخ بهایی از تولد تا مرگ

بهاء الدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثی همدانی عاملی جبعی (جباعی) معروف به شیخ بهائی در سال 953 هـ. ق 1546 میلادی در بعلبک متولد شد. او در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام جبع یا جباع می زیسته و از نژاد حارث بن عبدا... اعور همدانی متوفی به سال 65 هجری از مشاهیر اسلام و یار وفادار حضرت علی علیه السلام بوده است (مدرس،1369: ج 3،ص 302) جبل عامل (jable amel) منطقه اي است کوهستاني که در جنوب لبنان قرار دارد (امين،1345: ج 1، ص 110) و از رود ليطاني به طرف جنوب تا حدود فلسطين امتداد دارد (مصاحب،1374: ج 2، ص 729؛ دهخدا،1341: ج 6:345). اين منطقه طي قرون سوم تا نهم هجري از نواحي شام محسوب مي شده است (الفقيه، 1406: ص 7)
تاریخ تولد شیخ بهایی بر روی سنگ قبر و کاشیکاریهای دیوار اتاق مقبره اندکی متفاوت است. در کتیبه کاشیکاری دیوار تولد شیخ بهایی را 26 ذیحجه 953 هجری قمری برابر با پنجشنبه 8 اسفند 925 خورشیدی و 27 فوریه 1547 قید گردیده است و در کتیبه سنگ قبر تولد ایشان غروب پنجشنبه محرم الحرام 953 هجری قمری برابر با فروردین 925 خورشیدی و مارس 1546 قید گردیده است.
محمد در دامان پاک خانواده ای روحانی تربیت یافت. لبنان کنونی در آن عصر مهد فرهنگ تشیع بود. محمد دوران کودکی و نوجوانی را در آن سرزمین پاکان سپری کرد خواندن و نوشتن، قرآن و احکام شرعی و نماز را نزد مادر، پدر، معلمان پرهیزکار جبع و جعلبک فرا گرفت و با مهر علی علیه السلام و اولادش رشد یافت.
پدر شیخ بهایی، عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد حارثی جبل عاملی همدانی (متوفی 984 هـ. ق) از علما و مفاخر بزرگ دوران خود در لبنان و ایران و از شاگردان شهید ثانی (متوفی 966 هـ. ق) بود. وی در سال 918 هجری در جبل عامل متولد شد و مدت های طولانی از محضر علم و اخلاق استادش استفاده کرد. (خوانساری اصفهانی،1392: ج 7، ص 80-54)
در تاریخ عالم آرای عباسی درباره عزالدین حسین آمده است: «شیخ حسین از مشایخ غلام جبل عامل در جمیع فنون به تخصیص فقه و تفسیر و حدیث و عربیت، فاضل و دانشمند بوده بعد از آن که جناب شیخ به جهت تشیع به دست رومیان درجه شهادت یافت، مشارالیه از وطن مألوف به جانب عجم آمد» (ترکمان،1382: ص 155).
همچنین در همان کتاب در مورد عزالدین حسین آمده است: «و خلاصه ایام شباب و روزگار جوانی را در صحبت شهید ثانی و زنده جاودانی شیخ زید الدین علیه الرحمه به سر برده در تصحیح حدیث و رجال و تحصیل مقدمات اشتهار و کسب کمالات مشارک و مصاحب یکدیگر بوده اند»
از آنجا که وی شاگرد شهید دوم بوده و از سرزمینی آمده بود که مرکز دیرین شیعیان بود، پیشرفت و شهرت بسیار یافت و مورد توجه سلطان محمد خدابنده پدر شاه عباس بزرگ قرار گرفت و پس از چندی مقام شیخ الاسلامی دارالسلطنه ی هرات به وی تفویض شد.

اوضاع ایران عصر شیخ بهایی

ایران در زمان شیخ بهایی، در سایه اقتدار حکومت سیاست – مذهبی صفویه دارای ثبات و آرامش نسبی گردید و پادشاهان این سلسله بویژه شاه عباس اول از بزرگترین حامیان شیعه به شمار می آمدند. دوست داران خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را محترم می شمردند و دانشمندان را از گوشه و کنار جهان به ایران فرا می خواندند. از اینرو، ایران در مقایسه با قلمرو عثمانی، محل امن و پایگاه بسیار مناسبی برای شیعیان سراسر دنیا به شمار می رفت. تعلیم و تربیت شیخ بهایی قبل از ورودش به ایران، در جبل عامل آغاز شده بود. اولین معلم او که باید او را بهترین معلمش نیز دانست، پدرش حسین بن عبدالصمد بود. او از پدر دانشمند خود علاوه بر علوم عربی، فقه، اصول و تفسیر، درس اخلاق و حب اهل بیت علیهم السلام را نیز به خوبی آموخت. این تربیت عظیم به خصوص جنبه های اخلاقی آن، نزدیک به 30 سال ادامه یافت. شیخ بهایی به سبب جامعیت و احاطه ای که بر علوم متداول و غیرمتداول زمان خود داشت، در طول حیات پر بارش توانست شرایط رشد و نمو مؤثری در کاروان بشریت داشته باشد که توانسته است سازندگی های شیخ را در عرصه معنویات و تربیت شاگردان برجسته در علوم گوناگون و ارشاد و هدایت مردم با زبان و بنان و تألیفات گسترده ای را در پی آورد، همین کثرت آثار و دست نوشته های او که در بسیاری از کتابخانه های ایران و جهان موجودات و همچنین کتابخانه شخصی او که آثار نفیسی را در خود جای داده و کتابخانه دخترش و در نهایت علاقه و همت شیخ در جمع آوری نسخه های پراکنده شده و به تاراج رفته روضه مطهر رضوی که اغلب در جریان یورش های ازبکان به سرزمین خراسان رخ داده به عواملی است که جایگاه ویژه ای به توانمندی او در جامع علوم معقول و منقول زمان صفویه به شمار می آید (مرعشی نجفی،1387: ص 410)
شیخ بهایی با سعی و مجاهدت بسیار در شبانه روز مدام تعلیم می گرفت. عربی و تفسیر و حدیث را در نزد پدر فرا گرفت و حکمت و کلام و قسمتی از علوم منقول را از ملا عبدا... یزدی صاحب کتاب «حاشیه در منطق» و ریاضی را از مولانا فضل بن محمد قائینی در مشهد مقدس آموخت. شیخ بهایی حکیم عارف، فقیه، ادیب، ریاضیدان و مهندسی برجسته بود و چون از قدرت سخنوری تبحر کافی داشت در محافل و مجالس ادبی و سیاسی و علمی طرفداران زیادی را کسب کرد تا آنجا که با توجه به معلومات و محبوبیتش به مقام وزارت منصوب شد.
وضعیت سیاسی و اوضاع حکومتی دوره شیخ بهایی به گونه ای بود که به عنوان یک فقیه متشرع روشنگر و غیرمتعصب و یک اندیشمند سیاسی و نه یک نظریه پرداز سیاسی یا فیلسوف سیاسی مانند فارابی یا خواجه نصیرالدین طوسی بلکه به واقع مانند غزالی، که اندیشه سیاسی مذهب سنت را تثبیت نموده توانست اندیشه سیاسی شیعه را به صورت کاربردی، علمی و ماندگار، نه آرمانی ارائه دهد.
شیخ بهایی در بیان مشروعیت حکومت اسلامی دو اصل عدالت و علم را عامل مشروعیت حکومت اسلامی بیان می کند و اعتقاد دارد که فقها و عالمان به شرط رعایت اصل عدالت به دلیل آگاهی عمیق از اصول و قواعد دین در دوران غیبت صلاحیت حکومت بر جامعه اسلامی را دارند. با این اوصاف و درک عمیق شیخ از اصول اسلامی و شیعی برخی محققین کنونی به تناقض در افکار و اعمال شیخ بهایی اعتقاد دارند. ولیکن با درک نگاه ابزاری شیخ بهایی به حضور در دستگاه و دربار صفوی و تلاش در جهت حفظ حکومت به عنوان نگهبانان مذهب شیعه در برابر توسعه طلبی های حاکمان و عثمانی و از یک طرف می توان به اهمیت این اقدامات شیخ بهایی در حفظ و گسترش فقه شیعه در برابر تندبادها پی برد. (منتظرالقائم واحمدوند،1388: ص 56)
در دوران حیات شیخ بهایی و حتی کمی قبل از آن زمان حاکم عثمانی شهر بعلبک با شیعیان خوشرفتاری نمی کرد و به عناوین مختلف به آنها سختگیری می نمود، ناچار شیعیان منطقه جبل عامل به اتفاق و به صورت گروهی تصمیم به مهاجرت به نقاط مختلف گرفتند.
عز الدین پدر شیخ بهایی ناچار شد به همراه پسر سیزده ساله خود به ایران سفر کند و در شهر قزوین که در آن زمان پایتخت شاه طهماسب صفوی بود سکنی گزیند و چون در آن زمان شاه طهماسب صفوی شیعیان را می پذیرفت، مقدم او را گرامی داشت و او را تحت حمایت خود قرار داد. پدر شیخ بهائی که از نویسندگان و محققان و اهل مطالعه بود کتاب «عقد الطهماسبی» را در همان زمان نوشت. مدتی این خانواده در قزوین بودند و هنگامی که شاه عباس پایتختش را به اصفهان منتقل کرد، شیخ بهایی به همراه پدرش به اصفهان رفتند.
وی در جوانی به سیر و سیاحت پرداخت و با مردم شهرهای افغانستان، دمشق، فلسطین و مصر درآمیخت. در سال 984 هـ. ق برای حج به مکه سفر کرد و در سال 992 سفر دوم خود را به حجاز آغاز نمود و در سال 1001 هـ. ق به همراه شاه عباس صفوی با پای پیاده و بدون آن که سوار بر مرکبی شود، عازم مشهد مقدس گردید.
محمد هنوز سیزده بهار بیش شکوفایی باغهای سیب جبل عامل را ندیده بود که آهنگ سفری دراز نمود.
شاه طهماسب در سال 962 هـ. ق قزوین را پایتخت ایران قرار داد و قزوین در ایام حکومت وی دوران اوج طلایی خود را می گذراند. در همین زمان علمای شیعه از سراسر جهان به قزوین آمدند و بدین سان حوزه علمیه قزوین تأسیس شد. چنین به نظر می رسد که بنیانگذار حوزه علمیه قزوین، محقق ثانی است. به علاوه که وی بنیانگذار حوزه علمیه اصفهان نامیده اند، شیخ بهایی علوم اسلامی را در حوزه های علمیه قزوین و اصفهان فرا گرفت.

شاهان هم عصر شیخ بهایی

محمد بن حسین عاملی (شیخ بهایی) در مدت 75 سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده است ولی عمده فعالیت سیاسی او در دوره دو پادشاه آخر گذشته است. در ادامه خلاصه ای از وضعیت آنان را عنوان می کنیم:

1- شاه طهماسب (902- 984 هـ.ق)

بعد از شاه اسماعیل بزرگترین فرزند وی طهماسب جای او را گرفت، در حالی که ده سال بیشتر از عمرش نمی گذشت. وی بر عکس پدر سلطنت ممتدی داشت یعنی تا سال 984 ه.ق پادشاهی کرد و بنابراین مدت سلطنت او به پنجاه و چهار سال بالغ گشت.
او را مردی سفاک و خونریز و سخت گیر و بیرحم می دانند و در سال 930 هـ. ق به سلطنت رسید و از شرایط و ویژگی های دوران حکومت وی می توان به موارد ذیل اشاره کرد. دو تن از برادران خود به نامهای سام میرزا و القاص میرزارا حبس و به قتل رساند. بایزید فرزند سلطان سلیم را که به وی پناهنده شده بود، تحویل دولت عثمانی داد. شرح احوال و اعمال خود را به طریق یادداشت در کتابی نگاشته است. وی حملات و جنگهای مختلفی با عثمانیان و ازبکان داشت. جنگهای میان ایران و گرجیان رخ داد که بسیاری از گرجیان کشته و اسیر شدند. در عهد شاه طهماسب روابط نزدیک ایرانیان و اروپاییان آغاز شد و سفیرانی از دولت های ونیز، انگلیسی و پرتقال به دربار پادشاه صفوی فرستاده شدند.

2- شاه اسماعیل دوم (985- 984 ه.ق)

بعد از فوت شاه طهماسب، فرزند وی شاه اسماعیل دوم به سلطنت رسید و حدود یکسال حکومت کرد. به علت مدت طولانی 25 ساله حضور در زندان و حبس، خوی درنده و خشنی یافته بود و در طول سلطنت کوتاه خود، بسیاری از افراد خاندان صفوی را کشت. در نهایت در شب سیزدهم رمضان سال 985 ه.ق بر اثر افراط در شرابخوارگی مرد.

3- شاه محمد خدابنده (995- 985 ه.ق)

پس از شاه اسماعیل دوم، برادرش شاه محمد خدابنده به سلطنت رسید، وی با اینکه کور بود و 46 ساله بود توانست تا سال 995 ه.ق سلطنت صفوی را در وی داشته باشد. در دورة حکومت خدابنده چندین مرتبه دولت عثمانی به ایران حمله کرد که ناشی از ضعف دولت صفوی بود و چندین قتل و کشتار در درون خاندان صفوی صورت گرفته که ناشی از دسیسه های دربار و حرمسرا و اختلاف خاندان و نوادگان پادشاه بود. در نهایت شاه محمد خدابنده مجبور به کناره گیری از سلطنت شد و در سال 995 ه.ق عباس میرزا به سلطنت رسید.

4- شاه عباس اول (1038- 995 ه.ق)

بنا بر قول صاحب عالم آرای عباسی وی در سال 978 ه.ق یا 979 ه.ق ولادت یافت. در سال 995 ه.ق بر تخت لرزان سلطنت صفوی جلوس کرد و در مدت چهل و سه سال سلطنت پر افتخار خویش ایران را به اوج عظمت رساند و یکی از درخشان ترین ادوار شکوه و جلال این مرز و بوم را بوجود آورد. او از داخل و هم از خارج دچار مخاطرات عظیم و گرفتاریهای بزرگ بود. رقابت و کارشکنی و جنگ و ستیز امرای قزلباش با یکدیگر و همچنین از غرب دولت عثمانی و از شرق دولت ازبکان حکومت صفوی را تهدید می کرد.
از لحاظ سیاست عمومی شاه عباس متوجه شد که با وضعیت ایران نمی تواند همزمان با هر دو دشمن قوی مبارزه کند، پس به ناچار با دولت عثمانی موقتاً از در صلح درآمد، شرایط صلح سخت و به ضرر ایران بود و نواحی و بلاد که تا آن زمان توسط دولت عثمانی فتح شده بود، تسلیم عثمانیان گشت و همچنین حیدر میرزا نیز به عنوان گروگان به دربار عثمانی گسیل گشت. پس از این صلح شاه عباس به آشوبها و نابسامانیهای داخلی پایان داد و سپس از راه قزوین به خراسان رفت و به جنگ ازبکان پرداخت. سپس شاه عباس در ارتباط با ایجاد رابطه دوستی با دولت های خارجی با همکاری برادران شرلی اقداماتی را انجام داد.
شاه عباس پس از شکست ازبکان به فکر اصلاح ارتش ایران افتاد و ازبرادران شرلی و همراهان ایشان برای تهیه توپخانه و تفنگ استفاده کرد. شاه عباس با ایجاد رقابت بین پرتغالیان و انگلیسی ها توانست اوضاع خلیج فارس را آرام و به نفع ایران نتیجه گیری کند و جزایر ایران را از قدرت های خارج باز پس بگیرد.
شاه عباس در عمران و آبادانی کشور کوشید و در بسط عدل و داد توجه خاص داشت و در عین اعتقاد شدید به دین و احترام با ائمه علیهم السلام و پیشوایان مذهبی شیعه و تعمیر بقاع متبرکه؛ از آزادی فکر و حدیت عقیده نیز بهره مند بود. او در سال 1006 ه.ق پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد زیرا این شهر در شاهنشاهی وسیع دوره او بیش از هر جایی دیگر دارای مرکزیت و اهمیت بود او در اصفهان کاخهای باشکوه و مساجد عالیه و خیابانها بنا کرد.
در دوره طولانی حکومت شاه عباس، توجه به علما و دانشمندان و علم و دانش باعث شد که علم و فنون پیشرفت رونق خاص یابد. از جمله اشخاصی که توانست در دوره حکومت شاهان صفوی به خصوص شاه عباس مؤثر و نقش چشمگیر و چند جانبه داشته باشد، شیخ بهایی را می توان نام برد که با تسلط بر دو زبان عربی و فارسی و داشتن روحیه خاص و نبوغ و دستور او منحصر به فرد در تمام ابعاد علمی، ادبی، سیاسی و عمران و آبادانی شخصیتی برتر و حائز اهمیت داشته باشد.
در واقع شاه عباس صفوی توانست با حمایت قزلباشان از طریق کودتا علیه پدرش بر تخت بنشیند، او بزرگ ترین پادشاه قدرتمند سلاله صفوی است. مردی که به کانون اندیشه ورزی محققان درباره عظمت و اقتدار سلسله تاریخی و بزرگ تبدیل شد. اقدامات مدبرانه ی شاه عباس باعث شد محققان او را با پسوند کبیر بشناسند و سلسله ی صفویه را نیز یک امپراتوری تمام عیار بخوانند. او با درایتی بی مانند موفق شد کنترل تجارت خارجی را با انحصار تجارت بسیاری از کالاهای معتبر در داخل کشور، به دست گیرد و ایران را در تولید و خودکفایی حصولاتی منحصر به فرد به درجه ای عالی از موفقیت برساند.

پایان زندگی شیخ بهایی

مرگ شیخ بهایی ُاین عارف بزرگ دانشمند را به سال 1030 ه.ق و یا 1031 ه.ق در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند. وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شأن او بود به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.
کتیبه کاشیکاری دیوار 12 شوال 1030 ه.ق (برابر با 8 شهریور 1000 خورشیدی و 30 اوت 1621 و کتیبه سنگ قبر: شوال 1031 ه.ق برابر با مرداد یا شهریور 1001 خورشیدی و اوت 1622 میلادی).
کتیبه دیوار در سال 1324 خورشیدی در زمان استانداری علی منصور ساخته شد و حاوی تاریخ روز، ماه و سال است، در حالی که کتیبه سنگ قبر فقط حاوی ماه و سال است. به نظر می رسد که در هنگام بازسازی اتاق تحقیقاتی درباره تاریخ تولد و مرگ انجام شده باشد و به این خاطر تاریخ روز به کتیبه کاشیکاری اضافه گشته است. در این صورت به نظر می رسد که تاریخ های کتیبه دیوار دقیق تر باشند.
سیدعلیخان مدنی در حدائق المدینه نوشته اند برخی از اصحاب مورد وثوق و بزرگوار برای من حکایت کرده اند، که شیخ چند روز پیش از وفاتش به زیارت اهل قبور رفت و هنوز ننشسته بودند که ناگهان شیخ گفت من صدایی شنیدم آیا شما هم شنیدید؟ گفتند نه ما چیزی نشنیدیم و سپس هر چه از او پرسیدند که چیزی شنیده است نگفت و به خانه اش بازگشت و درها را به روی خود بست و چندی نگذشت که به رحمت خدا رفت. و در روضات الجنات هم از قول مجلسی آورده شده است. باری بعد از فوت شیخ جسدش را نخست در مسجد جامع عتیق اصفهان غسل دادند و سپس در بقعه امام زین العابدین که مقبره دو امامزاده و معروف به امامزداده اسماعیل است به امانت دفن کردند و بعد او را به مشهد مقدس بردند و طبق وصیت خودش در محلی که در هنگام اقامتش در مشهد در آن جا تدریس می کرد، یعنی در پای حضرت امام رضا علیه السلام دفن کردند که امروزه در همان جا زیارتگاه مردم است (خوانساری اصفهانی،1392: ج 7، ص 75).

آثار علمی و ادبی شیخ بهایی

جایگاه رفیع شیخ در دربار صفوی و شهرت روزافزون او در پایتخت صفویان، عاملی بود تا بسیاری از کاتبان به استنساخ آثار و تألیفات وی همت گمارند. در این میان نسخه های متعددی را می توان یافت که دست خط شیخ بهایی بر آنها نقش بسته است. این گروه از آثار را باید به نگاشته های برجای مانده به خط خود او افزود تا بتوان سیاهه بالنسبه کاملی از آثار وی پدید آورد. (امیر خانی،1389:ص 4).
بهاء الدین عاملی در علومی که در ان زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات دارای تألیفات بسیار است. تألیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان (کشکول ج 1) بالغ بر 95 کتاب و رساله است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را 120 عنوان ذکر کرده اند (عروه الوثقی) در این جا برخی از آثار علمی شیخ را بررسی می کنیم. (ترکمان،1382: ج 1، ص 155).

جامع عباسی

شاخص ترین اثر شیخ است در فقه و به زبان فارسی که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می رفت تا آن جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی رابه صورت رساله عملیه نوشته شده است یاد می کنند، این کتاب از یک مقدمه و بیست باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده است (صفا، 1371: ج 5 ص 45).

الزیده فی الاصول

مهم ترین اثر شیخ در اصول است که تاریخ نگارش آن یعنی سال 1018 هـ. ق و به قولی در سال 1005 هـ. ق حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده است. (دوانی، 1372: ج 8، ص 256).

اربعین

تألیف اربعین از سوی محدثان و عالمان شیعی بر اساس حدیث معروفی است که از پیامبر اسلام نقل شده است. شیخ بهایی نیز به پیروی از این سنت معمول، به تألیف اربعین حدیث پرداخت با این امتیاز که شرح کافی و جامع درباره احادیث یاد شده دارد و در مجموع از بهترین و معروف ترین اربعین ها می باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح مجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث سیاسی پرداخته است. مؤلف در شرح حدیث پانزدهم (که درباره حرمت اعانت ظالمان و گرایش قلبی به آن ها وارد شده است) به تفصیل دیدگاههای خود را مطرح کرده است. شیخ درباره این موضوع به طور صریح و شفاف سخن گفته است. از این رو می توان دیدگاه و عقیده باطنی او در مورد رفتار با حاکم جور و نیز علل و عوامل همکاری علما با شاهان صفوی را به دست آورد، همچنین وی در این اثر به بحث از امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراحل آن پرداخته است (صفا، 1373: ص 1042).

مثنوی سوانح الحجاز (نان و حلوا)

این کتاب آمیخته ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است با زبانی روان و دلنشین. نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنیایی، شیخ بهایی در یکی از بخش های این مثنوی به دوری از سلاطین که خود آن را از نزدیک تجربه کرده بود اشاره می کند، چرا که قرب شاهان غارت دل و دین را در پی دارد و در مجموع، مثنوی نان و حلوا از جمله آثار شیخ بهایی است که در تبیین دیدگاه و اندیشه سیاسی او می توان به آن استناد کرد.

کشکول

این کتاب به صورت جنگی آزاد، شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه بهایی است که برخی از خود وی و برخی نیز گردآوری او از دیوان ها و کتاب های مورد علاقه اش بوده اند. این مطالب اغلب بی هیچ نظم خاص به دنبال هم آمده اند، لیکن بیش از سایر تألیفات وی خواننده را به ضمیر فکری شیخ بهایی نزدیک می کند.
در واقع آثار شیخ سه دسته است اول کتاب ها که حجم هر کدام بیش از پنجاه صفحه است دوم رساله ها که حجم هر کدام کمتر از 50 صفحه است و در حکم مقالات علمی است که امروزه در مجلات تخصصی چاپ می شود. سوم حواشی که گرچه از نظر حجم شبیه به رساله ها هستند، اما تألیف مستقلی نیستند بلکه حاشیه هایی هستند که نویسنده در هنگام مطالعه کتاب به عنوان تعلیق می نویسد. معمولاً این نوع حواشی را جداگانه در دفترها می نوشتند و مؤلف گاهی در حین تدریس کتاب خود یا مراجعه مجدد به آن حاشیه هایی به کتاب خود می افزود که این گونه حواشی را حشایه «منه» یعنی از خود مؤلف می نامند. (نفیسی،1372: ص 240)

اساتید و شاگردان شیخ بهایی

شیخ بهایی با شور وشوق فراوانی درمحضراساتیدگرانقدری نظیرملا عبدالله یزدی مولف،حاشیه ملا عبدالله،ملا علی مذهب وملا افضل قاضی،ملا محمد باقر بن زین العابدین یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار به تحصیل علوم نقلی و عقلی پرداخت. شیخ بهایی که پس از مرگ پدرش مدت کوتاهی شیخ الاسلام هرات بود چند سالی به سیر و سیاحت پرداخت وبا دانشمندان زیادی از مناطق مختلف جهان اسلام دیدار و مباحثه نمود.. (دانشنامه جهان اسلام،1375: ج 4،7- 664)
از آنجائی که عالم شهیر شیخ بهایی در تعلیم وتربیت اهتمام تمام داشته موجب گردیدکه بسیاری از فضلای نامی عصر صفوی در حوزه درسش حاضر و هر کدام فراخور استعداد و توانشان از معرفت ودانش بیکران شیخ بهره ببرندکه شاگردی ملا صدرا،محمد تقی مجلسی و نظایر ایشان که هر یک رجال بزرگ وتاریخی هستندعظمت، کمالات و تبحر خاص شیج بهایی را می رساند. (مدرس، بی تا: ج 3،صص 7-306) شاگردان وی در روزهای تعطیل بیش ازروز درس از همنشینی با شیخ بهره می بردند زیرا دران روز مطالب علمی،نوادر اخبار، اشعار وحکایات بسیار می گفت (شیخ بهایی،1372:38)سید عزالدین حسین کرکی درباره استادش شیخ بهایی می گوید:"او فاضلترین مردم روزگار بود ودر دانستن برخی دانشها یگانه بود". (همان جا) شیخ بهایی شاگردانش به مناسبت تقدیر از مراتب وفضائل علمی اش، بهاءالمله، الحق والدین،علم الائمه والاعلام لقب داده اند. (دایره المعارف تشیع،1383: ج 10، ص 161) شیخ بهایی با حضورش در اصفهان تحول علمی گسترده ای بوجود آوردوباعث رونق و شکوفایی بسیاری ازدانش ها شد.لذا تعداد بی شماری ازدانشوران نامی قرن یازدهم از بلاد مختلف نظیر ملا صدرا،محمد تقی مجلسی، فیض کاشانی، ما جدبحرانی و…ازمحضر شیخ بهایی کسب فیض کردندکه وی با تربیت چنین فرزانگانی درمکتب خویش خدمت بزرگی به اسلام نمودندکه در ادمه به شرح حال شماری از انان پرداخته می شود.

1- محمد بن ابراهیم شیرازی ملقب به صدرالمتألهین معروف به صدرا می باشد که در زمانی که اصفهان پایتخت فرهنگی و سیاسی سلسله صفوی بوده او یکی از چهره های مکتب اصفهان بود. اسفار اربعه، مشاعر، شرح اصول کافی از آثار وی می باشد (دوانی، 1372: صص 118-7).
2- محمد تقی بن مقصود علی اصفهانی مشهور به مجلسی که از مشاهیر عرفا و محققین عالم تشیع است که در علم فقه و حدیث درآمد اهل روزگار بود. مجلسی بیش از 23 تألیف داشته که از جمله تصنیفاتش حدیقه المتقین و شرح من لا یحضره الفقیه می باشد (حسینیان، 1380، ص 183).
3- محمد بن مرتضی بن محمود معروف به ملاحسین فیض که از پیشوایان عرفان، الهیات و حدیث بود. از آثار گرانقدر وی می توان به سفینه النجاه، عین الیقین، رساله آیینه شاهی و ... اشاره داشت (هنرمند نیا، 1384، 399).
4- محمد باقر بن مومن سبزواری معروف به محقق سبزواری که بعدها نزد شاه عباس دوم و وزیر دانشمند او خلیفه السلطان بسیار عزیز و محترم شمرده می شد و تألیفات زیادی به فارسی و عربی دارد از جمله آنها کفایه الاحکام، ذخیره العماد فی شرح الارشاد و روضه انوار عباسی می باشد (دایره المعارف تشیع، 1381، ج 9، ص 90)
5- ماجدین هاشم بحرانی، فقیه و محدث شیعی قرن دهم و یازدهم که نخستین کسی بود که حوزه نشر حدیث را در شیراز سر و سامان بخشید. از جمله آثار او حاشیه تهذیب، حاشیه خلاصة الرجال و المقامات می باشد (دانشنامه جهان اسلام، 1375، ص 313).
6- حسین بن محمد خوانساری از مشاهیر فلسفه و کلام که شرح بر کتاب مشارق الشموس ابن مکی از آثار اوست (جر فادقانی، 1364: ص 140).
7- نظام الدین محمد بن حسین ساوجی که به فرمان شاه عباس اول پس از مرگ شیخ بهایی کتاب جامع عباسی را که ناتمام مانده بود به پایان رساند و صاحب آثار دیگری چون نظام الافول و رساله صلاه الجمعه است (افندی، 1415: ص 271).
8- محمد بن علی معروف به ابن خاتون از علمای امامیه قرن یازدهم که اربعین را ترجمه و شرحی نیز بر جامع عباسی نگاشته است (مدرس، بی تا: ص 490).
9- زین الدین علی بن سلیمان بحرینی ملقب به ام الحدیث که نخستین کسی بود که در مناطق مختلف بحرین به ترویج علم حدیث و نشر اخبار پیامبر اسلام (ص) اهتمام و جدیت کرد. از آثار وی حاشیه تذهیب و استبصار طوسی می باشد (جرفادقانی، 1364: ص 512).
10- شیخ جواد بن سعداله کاظمینی مشهور به فاضل جواد می باشد. وی با درجه اعلی علوم منقول، معقول و ریاضیات را گذرانید. شرحی بر کتابهای زبده الاصول و خلاصه الحساب دارد (نعمه،1367" ص 350).
11- ملاحسنعلی شوشتری از علمای عهدشاه صفی و شاه عباس دوم است و مؤلف تبیان در زمینه فقه می باشد (مدرس، بی تا: ص 333)
12- ملاخلیل قزوینی از رجال بزرگ حکمت و حدیث که در ردیف علامه محمدتقی مجلسی می باشد و حاشیه مجمع البیان و رساله الجمعه از تألیفات او به شمار می آید (مدرس، بی تا: ج 2، ص 451)
13- ملاعلی مظفر الدین از علمای اواسط قرن یازدهم که شرح حال شیخ بهایی و حاشیه اربعین از تألیفات وی به شمار می آیند (مدرس، بی تا: ص 329).
14- عبداللطیف بن علی فقیه محدث و از عالمان شهیر امامیه که دارای تألیفات متعددی از جمله الرجال و جامع الاخبار فی ایضاح الاستیصار می باشد (دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1367: ص 542).
15- زین الدین بن محمد بن حسن بن شهید ثانی از علمای فاضل قرن یازدهم جامع فنون عقلیات و نقلیات بوده است (مدرس، بی تا: ص 405).
از تعداد زیاد دیگر شاگردان شیخ بهایی صرف نظر می کنیم و این نتیجه حاصل می شود که شیخ بهایی یکی از بزرگترین نوابغ جهان اسلام و شرق بوده است که از بین جوامع اسلامی از اعتبار و منزلتی خاص برخودار می باشد. این شخصیت بزرگ به عنوان یکی از وارسته ترین سالکان شریعت عرفان و از مشهورترین علما، فقها ومفسرین علوم مذهبی در قرن یازدهم هجری شناخته می شود. شیخ بهایی با تربیت شاگردان در زمینه های مختلف فلسفه، فقه، تفسیر، حدیث و غیره، عالمان شهیری را تحویل جامعه داد که نقش مهمی در آشنا ساختن مردم با احکام و شرایع اسلامی و هدایت جوامع بشری در بلاد مختلف و در واقع باعث رونق فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر صفوی و بعدها گردیده است.

نتیجه گیری

علمای جبل عامل که با ورود به ایران از امنیت خاصی برخوردار شده بودند و از فضای بسته و التهاب آور جبل عامل که تحت سیطره حاکمان سنی مذهب بود، دورشده بودند، فضا برای بیان عقایدشان آماده دیدند. آنان می¬خواستند علاوه بر رواج فرهنگ تشیع،اقتدار دولت شیعه مذهب صفوی را فراهم آورند. شیخ بهایی یکی از شهیر ترین علمای جبل عامل بود که با مساعد بودن شرایط و مهاجرت به ایران با توجه به استعداد فوق العاده ای که داشت خیلی زود توانست به دربار صفوی راه پیدا کند و در تمام زمینه های سیاسی، اجتماعی، علمی وفرهنگی در عصر صفوی نقش وجایگاه والایی داشته باشد. شیخ بهایی با تألیف دهها کتاب و رساله در زمینه های مختلف و تربیت صدها شاگرد در گسترش و رونق فرهنگ وتمدن اسلامی تاثیر بسزایی داشته است.

پي‌نوشت‌ها:

* دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه باقرالعلوم
** دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه اصفهان

کتابنامه
1) دانشنامه جهان اسلام، (1375)، زیرنظر غلامعلی حداد عادل،تهران، بنياد دايره المعارف اسلامي، ج 4
2) دايره المعارف بزرگ اسلامي، (1367) زير نظر کاظم موسوي بجنوردي، تهران، مرکز دائره المعارف، ج 1.
3) دایره المعارف تشیع، (1381)زیر نظر احمد جوادی، کامران فانی، بها ءالدین خرمشاهی، چاپ اول، تهران نشرشهید سعید محبی، ج 9.
4) دایره المعارف تشیع، (1383)، زیرنظراحمدجوادی، کامرانفانی، بهاءالدین خرمشاهی، تهران، نشر شهید سعید محبی، ج 10.
5) دواني علي، (1372)، مفاخر اسلام، تهران، مرکز فرهنگي قبله. ج 8
6) شیخ بهایی، محمد بن حسین، (1372)، کلیات اشعاروآثار، با مقدمه، سعیدنفیسی، تهران چکامه.
7) مدرس، محمدعلي، (بی تا)، ريحانه الادب في تراجم المعروفين بالکتبه باللقب کنيه و القاب، تبريز،خيام، 7 ج.
8) نعمه، عبدالله، (1367)، فلاسفه شیعه، ترجمه جعفر غضبان تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،
9) ترکمان، اسکندر،بيک (1382)، تاريخ عالم اراي عباسي، زیر نظر ایرج افشار، تهران: انتشارات امیر کبیر
10) صفا، ذبیح الله 1371) تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات فردوسی
11) منتظر القائم، اصغر، احمد وند، زینب (1388) بررسی مشروعیت حکومت اسلامی ازدیدگاه شیخ بهایی دکتر، فصلنامه رهیافت تاریخی، سال اول، شماره 2، زمستان
12) امين، محسن. (1345)، اعيان الشيعه، ترجمه کمال موسوي، ج 2 و 1، تهران: انتشارات کتابفروشي اسلاميه، ي.
13) الفقيه، محمد تقي. (1406 ق)، جبل عامل في التاريخ، بيروت: دارالاخواء، الطبعة الثاني.
14) دهخدا، علي اکبر. (1341)، لغت نامه دهخدا، زير نظر محمد معين، ج 6، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
15) خوانساری، محمد باقربن زین العابدین، (1397) روضات الجنات، تهران، کتاب فروشی اسلامیه