شهر سنتي

 

نويسنده: آنتوني گيدنز
مترجم: منوچهر صبوري



 

با معيارهاي امروزي شهرها در جوامع سنتي اکثراً بسيار کوچک بودند. براي مثال بابل يکي از بزرگترين شهرهاي باستاني خاورنزديک در مساحتي برابر با 3/2 مايل مربع گسترده بود- و شايد در دوران اوج خود جمعيتي بيش از پانزده يا بيست هزار نفر نداشت. نخستين شهرهاي جهان در حدود 3500 سال پيش از ميلاد، در دره هاي رود نيل در مصر، دجله و فرات در عراق امروز و سند در پاکستان امروزي پديدار گرديدند. شهر رم در دوران امپراتور اگوستوس بزرگترين شهر جهان خارج از چين بود که شمار ساکنان آن به حدود 300.000 نفر مي رسيد.
در اکثر شهرهاي جهان باستان با وجود گوناگوني تمدنهايشان، برخي ويژگيهاي مشترک يافت گرديده اند. شهرها معمولاً داراي ديوار بودند؛ ديوارها که اساساً به خاطر دفاع نظامي برپا مي شد بر جدايي اجتماع شهري از روستا تأکيد مي کرد. ناحيه ي مرکزي شهر، که اغلب شامل فضاي عمومي بزرگي بود، گاه در درون ديوار داخلي دومي احاطه مي شد. مرکز شهر اگرچه معمولاً داراي بازاري بود، اما با نواحي تجاري که در هسته ي شهرهاي امروزي يافت مي شوند کاملاً فرق داشت. ساختمانهاي اصلي تقريباً هميشه مذهبي و سياسي بودند، مانند معابد و کاخها يا دربار. ( Sjoberg, 1960, 1963; Cox, 1964; Wheatley, 1971 ) سکونتگاههاي طبقه ي حاکم يا نخبگان در مرکز شهر يا نزديک به مرکز بود، در حالي که طبقات غيرممتاز نزديک به کناره هاي شهر زندگي مي کردند، و برخي بيرون از ديوارهاي شهر مي زيستند اما در مواقع حمله خارجي مي توانستند به سرعت وارد آن شوند.
گروههاي قومي و مذهبي مختلف اغلب محله هاي جداگانه اي داشتند که اعضاي آنها در آنجا هم زندگي و هم کار مي کردند. گاهي اين محله ها نيز با ديوارهايي احاطه شده بود. ميدان مرکزي که گردهم آييهاي تشريفاتي در آن صورت مي گرفت، معمولاً کوچکتر از آن بود که بتواند بيش از گروه اندکي از شهروندان را در خود جاي دهد و ارتباط ميان ساکنان شهر معمولاً نامنظم بود؛ اعلانهاي عمومي توسط کارگزاراني که فرياد مي زدند به اطلاع مردم مي رسيد. اگرچه تعداد کمي از شهرهاي سنتي گذرگاههاي بزرگي داشتند، در اکثر آنها تعداد " خيابانها " به معناي امروزي اندک بود؛ گذرگاهها معمولاً باريکه هاي زميني بودند که روي آنها هنوز هيچ کس چيزي نساخته بود. براي بيشتر مردم، خانه و کارگاه جزئي از يک ساختمان، و گاه حتي يک اتاق بود. رفتن به سر کار کم و بيش ناشناخته بود.
در معدودي کشورهاي قديمي سيستمهاي پيشرفته راهها شهرها را به يکديگر مي پيوست، اما اين راهها اساساً براي مقاصد نظامي ساخته شده بود و ارتباط اکثراً کند و در واقع محدود بود. سفر تا حد زيادي امري اختصاصي بود؛ بازرگانان و سربازان تنها مردمي بودند که به طور منظم سفر کرده و مسافتي را مي پيمودند. شهرها در جوامع قديمي کانون اصلي علم، هنر و فرهنگ جهان بيني (1) بودند، اما ميزان نفوذ و تأثير آنها بر نواحي روستايي هميشه نسبتاً کم بود. نسبت اندکي از جمعيت در شهرها زندگي مي کرد و جدايي ميان شهر و روستا کاملاً محسوس بود. اکثريت قاطع مردم در اجتماعات کوچک روستايي زندگي مي کردند و اگر هم به ندرت برخوردي اتفاقي با مردم شهري داشتند جز با کارگزاري دولتي يا بازرگاني شهري نبود.

پي نوشت :

1. cosmopclitan culture

منبع مقاله :
گيدنز، آنتوني، (1376)، جامعه شناسي، ترجمه ي منوچهر صبوري، تهران: نشر ني، چاپ بيست و هفتم: 1391