عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

مشاوره

سوءظن همسر

نام پرسشگر: ناشناس
مدت ۸ساله ازدواج کردم همسرم سوظن داره خیلی اذیتم میکنه یه دختر ۴ساله هم دارم.فحش میده به خانوادم .نسبت به خاستگارای قبلیم هنوزبدبینه وفکرمیکنه که من باهاشون رابطه دارم...میخام ازش جدا شم اما میترسم.چون منوتهدید کرده که روزگارمو سیاه میکنه.و اذیتم میکنه .حتی من گوشی ندارم که بخام با خانوادم یا کسی درارتباط باشم.بدبینیاش و سوضنش دیگه روانیم کرده

مسایل جنسی

نام پرسشگر: ناشناس
باسلام و خسته نباشی بنده خواستگاری دارم که 3 هفته از آشنایی ما میگذردالبته خانواده ایشان در قدیم با خانواده ما آشنا بوده و اهل شهرستان میباشند ،ایشان در این یک هفته اخیر شب هنگام بسیار راحت در مورد مسایل جنسی و زناشویی صحبت میکنه و از من تقاضای عکس برهنه در فضای تلگرام میکنه و وقتی مخالفت میکنم میگه تو مال من هستی ،البته ایشون از اول صددرصد اطمینان داشت که جواب من مثبت است .ولی در عین حال اخلاقی کاملا عادی داشته و حتی مذهبی و به من تاکید میکنه که بابت این رفتارش قضاوتش نکنم ،البته ایشون چند ساله که تنها در تهران زندگی میکنه ،البته انحراف رفتاری رو در ایشون بعید میدونم. لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید خیلی ممنون و متشکر.

قرصLD

نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید. مجردم.میخوام به مسافرت برم ولی متاسفانه اون زمان پریودمیشم میخواستم بدونم آیامصرفکردن قرص ال دی عوارض داره و ممکنه بعد ها دچار مشکل بشم؟؟طریقه مصرفش رو هم لطفابیان کنید؟متشکرم

احکام نماز

نام پرسشگر: نجفی
با سلام و عرض ادب و احترام و تشکر از پاسخ سوالات قبلی .مخالفین حدیث ذیل را درباره دست بسته بودن نماز (خواندن)شیعه بیان می دارند.آیا این حدیث صحیح است یا خیر؟نقل از تفسیر العیاشی جلد 2 صفحه 37 ناشر مکتبة علمیه اسلامیه تحقیق محلاتی. 100-عن اسحاق بن عمار عن ابی عبدالله (ع)قال:قلت له ایضع الرجل یده علی ذراعه فی الصلاة قال:لا باس ان بنی اسرائيل كانوا اذا دخلوا في الصلاة دخلوا متماوتين كانهم موتي-فانزل الله علي نبيه ع خذ ما أتيتك بقوة فاذادخلت الصلاة فادخل فيها بجلد و قوة ثم ذكرها في طلب الرزق فاذا طلبت.

پزشکی

نام پرسشگر: اردستانی
سلام خسته نباشید من mpvوplcrخون م پایینه آیا خطرناکه یا موردی نیست و با دارو رفع میشه،لطفا کمکم کنید خیلی نگرانم

پزشکی

نام پرسشگر: اردستانی
سلام خسته نباشید ،من آزمایش خون دادم ،mpv:6.7وplcr:5.8خیلی نگرانم میشه برام توضیح بدید

نحوه جلوگیری از بچه دار شدن بعد از حاملگی

نام پرسشگر: د
سلام ما در دوران نامزدی هستیم متوجه شدیم که خانم بعد نزدیکی تازه باردار شده چکار کنیم؟ آیا قرصی هست که حاملگی رو برطرف کنه لطفا جوابو به شماره ام بفرستید خواهشا هر چه سریعتر بهتر

جدا شدن

نام پرسشگر: ناشناس
باسلام من یکساله که با یه دختری آشنا شدم و الان فهمیدم ما به درد هم نمیخوریم چون هم شهرامون از هم دوره و هم فرهنگامون به هم نمیخوره میخوام باهاش به هم بزنم ولی نمیدونم چجوری میترسم آینده اش خراب بشه و منو نبخشه توروخدا کمکم کنید

پوست

نام پرسشگر: سارا
سللام خسته نباشيد ببخشيد پوست من حدود دوساله خيلي حالت بدي پيدا كرده روي حالت قرمزي پيدا كرده پوستم گونه هامو روي بينيم اين حالتو داره شما فك ميكنيد مشكل چي باشه ممنون ميشم راهنمايي كنيد

شرعی

نام پرسشگر: ناشناس
اگر درهنگام غسل جنابت حدث اصغر سر زند (مثلا از معده باد خارج شد) غسل چه حکمی دارد؟

پزشکی

نام پرسشگر: ناشناس
دختری هستم 11ساله که دردوران کودکی 1 ماه زودتر بدنیا امدم والان در راه رفتن و دویدن کمی مشکل دارم ایا این ناهنجاری در زودرس بودنم هست یا علت چیز دیگر؟

آزمایش خون قبل از ازدواج

نام پرسشگر: ا
با سلام.ما رفتیم آزمایش خون قبل از ازدواج داوطلبی .نامزدم مینور هستن و گفتن من هم کمخونی دارم و نیاز به آزمایش خون والدین من هست.میخواستم بدونم راه دیگه ای وجود داره مثلا درمان با قرص که نیاز به اومدن والدین نباشه آخه والدین ما به اندازه کافی ناراضی هستند فقط کافی اینم باشه.خواهشا راهنمایی کنید.جایی که رفتیم آزمایش بدیم برگه آزمایش رو ندادن گفتن اول والدین بیان آزمایش خون بدن ببینیم کم خونی شما ارثی یا نه.خواهشا راهنمایی کنید

چگونه بگم خواستگارمو دوست دارم؟

نام پرسشگر: ف
من ۲۰ سالمه و پدرم به هیچ شرایطی حرفمو گوش نمیکنه و یه رابطه سردی داریم مادرم مبتلا ب ام اس واصلا اوناهم رابطه خوبی ندارن خواستگار دارم دلم میخواد ازدواج کنم راهنمایی کنید چجوری بگم بیان بابابام حرف بزنن؟

ازدواج

نام پرسشگر: ب
با سلام دختری 22 ساله و اکنون معلم هستم .حدود دو سال پیش توسط خواهرم با مردی که اکنون 34 سالشونه آشنا شدم . دو ماه اول آشناییمون از طریق تلفنی و حضوری گذشت و ایشون خیلی از خودشون و اینکه مدرس دانشگاه هستن و موقعیت اجتماعی خوبی دارن تعریف می کردن و منم نسبت بهشون و اخلاقشون علاقه مند شدم . اما بعد از مدتی متوجه شدم که حق التدریسی ان و درآمد مناسبی ندارن و اگه سرمایه ای داشته که ازش تعریف میکرده متعلق به باباش بوده و ایشون تو یه این مدت حتی 500 هزارتومن پس انداز هم نداره و دلش میخواد به طور رسمی مشغول به کار شه .بنابراین ازمن فرصت خواستن که توی آزمون های استخدامی شرکت کنن .منم بهشون فرصت دادم اما متاسفانه با اینکه من ایشونو به خانوادم معرفی کردم ولی ایشون متقابلا اینکارو نکردن و همس از من فرصت میخواستن تا بعد از جور شدن یه کار رسمی منو به خانوادشون معرفی کنن . چهار ماه صبر کردم که توی هر دو آزمون رد شدن .از طرفی گاهی اوقات بهم میگفت که خانوادش دخترایی با موقعیت خوب بهش معرفی کردن و ایشون میخواد باهاشون اشنا شه که من بعد از شنیدن این حرفا رابطمو باهاش کات کردم .ولی بعد از دوهفته بهم زنگ زد و به قول خودش نمیتونسته منو فراموش کنه و نرفته با اونا آشنا شه .اینبار ازم خواست که بهش فرصت بدم تا بره تهران و کار پیدا کنه .الان خدا روشکر به شغلی هم که میخواست رسیده اما متاسفانه با توجه به شرایط کاریم احتمال اینکه به من انتقالی ندن و بتونم به شهر دیگه برم خیلی زیاده . این موضوع رو قبلا هم با ایشون مطرح کردم اما هنوز جواب درست و حسابی بهم ندادن و بین ما وابستگی ایجاد شده . بنظرتون آیا میتونم به ایشون اعتماد کنم و دوباره بهشون فرصت بدم تا برای شروع یه زندگی مشترک و تامین مخارج اولیه پس انداز کنن ؟ وضعیت شغلی ما که هر کدوم توی دو شهر مشغول به کاریم ، چجور آینده ای به دنبال داره ؟

زناشویی

نام پرسشگر: م
باسلام من وهمسرم کم بیناهستیم...همدیگررابسیاردوست داریم واززندگی باشوهرم بسیارراضی ام یه حداقل درآمدی هم داریم که کفاف میده تنهامشکلم باشوهرم اینه که ایشون دوست ندارندمهمان داشته باشیم حتی خانواده ی درجه یک مثله پدرومادروخواهربرادرازهردوخانواده واین درحالیه که خودش خونه ی همه میره من خجالت میکشم مهمان روردمیکنم اگه مهمان نمیخوادپس خودشم نبایدبره هررفتی یک آمدی داره نمیدونم چکارکنم دوست ندارم دیگران درموردش فکربدداشته باشن اعم ازخساست و...درصورتیکه الحمدلله یخچالمون همیشه پره وراحت پذیرای مهمانیم.

دختر بزرگتر

نام پرسشگر: محمد
سلام پسری هستم ۳۰ساله با دختری ۳۲ ساله آشنا شدم که دوسال از من بزرگتر هستن.هردو فوق لیسانس و از لحاظ فرهنگی و خانوادگی تقریبا دریک سطح هستیم.خواستم نظر کلی شمارا جویا شوم؟؟

دو راهی

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من 3 سال پیش از طریق یکی از آشنایان با کسی آشنا شدم که خیلی به او علاقمند شدم. او هم به همین میزان به من علاقه پیدا کرد. تا جایی که وقتی بحث ازدواج پیش آمد به خاطر مشکل مادی تمایلی نشان نداد. حتی با اینکه از کسانی که مارا به هم معرفی کرده بودم شنیدم که اول بار با قصد ازدواج پیش آمده. علاوه بر بهانه مادی مدرک تحصیلی را هم بهانه کرد. چون من فوق لیسانس هستم و از شغل بهتر با درامد بهتری برخوردارم و او فوق دیپلم. با اینکه به همه چیز رصایت دادم بازهم درمورد ازدواج تفره میرود. علاوه بر این من دچار بیماری ام اس هستم اما کاملا با بیماری کنار آمده و فرد سالمی هستم تا جایی که تا وقتی نگویم کسی متوجه نمیشود. وقتی هم که میگویم به خاطر بیماری بهانه می آوری کاملا منکر میشود. در برابر تمام این موارد ما کاملا از نظر اخلاقی با هم خوب هستیم و خیلی خوب بکدبگر را میفهمیم به طوری که به ندرت پیش می آید بحث و دعوا کنیم. با این وجود من واقعا دوستش دارم و نمیدانم چه کار کنم. به قدری از شرایط خسته شدم که چند شب پیش بعد از دیدارمان که مثل همیشه بود و بحث های همیشگی که میگفت من در زندگی هدف ندارم سعی و تلاش نمیکنم و.... سر یه موضوع کوچک بعد از بحث این شخص رو بدون اینکه به خودش بگویم از همه جا بلاک کردم و سعی کردم دیگر فراموشش کنم. با آنکه خیلی ناراحت نیستم سر حرفهایی که همان شب زده شد. اما باز هم احتیاج به هم فکری دارم. راستش از حرفهایش احساس کردم دوست ندارد به من فکر کند و کنارش باشم اما مسقیما نمیگوید حتی قبلا هر وقت جریان را میگویم که تو نمیخواهی با من باشی منکر میشود و کاملا نشان میدهد دوستم دارد. خیلی گیج شدم و اصلا نمیدانم چکار کنم

مشکلاتم

نام پرسشگر: مهسا
سلام.چند ماهیه که با پسری به صورت اینترنتی اشنا شدم .اون اهل تهرانه و من چالوس. البته چون خانوادش چالوس ویلا دارن اون زیاد میاد چالوس. بعد از اشنایی قرار ملاقات گذاشتیم و همدیگرو دیدیم. مدت ها گذشت. اوایل رابطه خیلی عصبی بود و حتی گاهی توهین میکرد بهم. ولی به مرور زمان انگار وقتی فهمید دوسش دارم رفتارش بهتر شد و توهین هاشو کنار گذاشت. ولی رفتاراش برام عجیبه گاهی خیلی باهام خوبه یعنی حرف زدنش مهربونو خوبه ولی گاهی سرد و بی تفاوت. البته به طریقی فهمیدم اون هنوز عاشق دختریه که قبلا باهاش بوده و اون دختر ترکش کرده.شاید منتظره که اون دختر برگرده. از طرفی فکر میکنم چون دختری هستم که خونوادم حساسن و خودم تو رفتارام خوب بودم ازم جدا نشده. ولی گیج شدم .اون هیچ قولی واسه ازدواج بهم نداده. و حتی یه بار بهم گفت اون حسیو که تو میخوای بهت ندارم. من باید چی کار کنم؟ واقعا دوسش دارم. باید بی محلی کنم؟ باید مثل خودش باشم؟ نمیخوام رابطمو تموم کنم. یعنی ممکنه هر چقدر زمان بگذره همه چیز درست بشه؟ اون متولد 72.

ازدواج

نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشین من دختر15ساله ام پسر20ساله ای رادوست دارم اماخانواده ی دوطرف ناراضی ان.من قبلا بایک پسرفرارکردم ودراون جریان متاسفانه دختربودنم ازدست رفته پسری ک دوستش دارم این موضوع رو میدونه و باش مشکلی نداره.میخواستم راهنمایی کنین که آیا ازداوج با این آقاکاردرستیه؟چطورخانواده هارو راضی کنیم؟پسرموردعلاقه نه سربازی رفته نه کار داره

بدون عنوان

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من یه دختر هیجده ساله ام که یکساله به استاد کنکورم فکر میکنم هر جور کلنجاریم ک شده با خودم رفتم تفاوت سنیمون دوازده ساله ولی قسم میخورم به روح مادر بزرگم عشق من بخاطر این نیس ک استادمه یا شرایط خوبی داره چپن پارسال قبل اینکه بفهمم استاد درسیمه حتی قبل اینکه بفهمم مجرده یا متاهل بهش فکر میکردم فردی ک میگم قیافه معمولی داره تیپشم معمولیه گفتم ک بدونین اخساسی و از سر قیافه و اینا تصمیم نگرفتم ولی به طرز عجیبی دلم میخاست اینو بهش بفهمونم و بصورت ناشناس بهش پی ام دادم و همهچیو گفتم اونم قبل اینکه بدونه شاگردشم باهام صحبت میگرد اما خیلی سنگین بعد ک شمارم اشتباه براش ارسال شد و فهمید کیم بازم واکنش خاصی نشون نداد و گفت که هر حرفی تو دلمه بهش بزنم منم همه چیو گفتم ولی نمیدونم واکنشش چیه بهم بگین چطور رفتار کنم خیلی گیجم لطفا کمکم کنید این اقا جزو ارزوهامه و قسم میخورم یکسال به هر شرایطی فکر کردم ولی بازم نمیتونم ازش دل بکنم حتی پارسال ک فهمیدم بهش علاقه دارم دیگه سر کلاسش نرفتم ک فراموشش کنم اما نشد امسال دوباره مجبور شدم سر کلاسش برم خواهش میکنم کمکم کنید و کااامل برام همه چیو توضیح بدین ک خیلی محتاج کمکتونم👩