عضویت العربیة English
امام رضا علیه‌السلام: هر یک از دوستانم مرا با شناخت حقّم زیارت نمى‌کند مگر این که در روز قیامت، شفاعتم از او پذیرفته مى‌شود. وسائل الشیعه
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

خانواده

نام پرسشگر: ناشناس
با سلام خدمت شما بزگوار من متاهل هستم صاحب دوفرزند مدتی هست که از شهرستان به شیراز آمده ام واز روزی که از شهرستان آمده ام به شیراز وضیت اقتصادی بدی دارم وبا حقوق کارمندی زندگی میکنم واین باعث شده که در ماندن در شیراز دودل شوم وخود به خود در زنگیم دارد تاثیر می گذارد بگوئید چه کاری کنم بهتر است ممنونم
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام خدمت شما مشاورین گرامی من نمیدانم سوالم را چگونه مطرح کنم در شهر کوچک مااکثریت مردم اینجا رسمشان است که عروس خانواده را بسیار بی احترامی میکنند به خصوص مادر و خواهرشوهرها و عروس باید پیوسته التماس کند و منت کشی خانواده شوهر را کند تا فقط فحش نخورد یعنی زن یک خانه برای شوهر یا عروس برا مادر شوهر هیچ ارزشی ندارد تازه باید ممنون هم باشه که یک لقمه نان به او میدهند از گرسنگی نمیرد. من وضع مالی پدرم خوب است خدارا شکر و حدود 10 سال پیش پدرم پولدارترین مرد شهر بودپدر شوهر من با پدرم هم محلی هستند و شناخت کامل دارنداما من نمیتوانم با این رفتارهای خانواده شوهر کنار بیام و هیچ وقت هم منت کشی نکردم بی احترامی هم کردم به آنها برای اینکه بفهمند که اجباری وجود نداره عروس تو سری خور باشه اما میانه شوهرم با من خوب نیست و در مسایل مالی به زور پول خرج میکند من را راهنمایی کنید
نام پرسشگر: ناشناس
با عرض سلام خدمت مشاورین محترم و تشکر از مطالب خوب شما در این سایت من 6 سال ازدواج کردم یک بچه دارم شوهر من هیچ وقت پس اندازی برای آینده زندگیمان نمیکند و اصلا به مخارج خانه و آینده بچه اهمیت نمیدهد روزانه رانندگی میکند برجی 2 میلیون یه خانه کوچک آپارتمانیدر یک روستااز خودمان داریم که همسایه مادر شوهر هستیم و شوهر من نه رضایت به خرید طلا برای من و دخترم متدهد و نه از این خانه کوچک نقل مکان میدهد کرایه خانه در این شهر کوچک بسیار پایین است شوهرم فقط خوراک و دکتر رفتن ما را تامین میکند به فکر پس اندازی برای خانه یا آینده نیست البته پدر و مادر شوهرم با اینکه از نظر مالی اصلا به پسرشان نگاه هم نکردند اما توقعاتبی حد و بی منطقی از پسرشون دارند لطفا من را راهنمایی گنید
نام پرسشگر: ا
سلام میشه کمکم کنین من یه سال عقدکردم ولی نمیدونم چرانمیتونم شوهرمو دوس داشته باشم ازهرنظرخوبه ولی من خیلی بداخلاقم اذیتش میکنم همیشه باهاش لجبازی میکنم نمیتونم باهاش بیرون برم اعتمادبه نفسم خییییلی کم مگه ازم راضی نیست حقم داره قبل ازدواجم به کسی علاقه نداشتم چوم دیدم پسرخوبیه باهاش ازدواج کردم ازاین که این افکاراومده توذهنم خودمم عذاب میکشم نمیدونم چیکارکنم همش باهش بخاطر چیزای بیخودی دعوامیکنم لطفاراهنمایم کنین
نام پرسشگر: s
سلام من حدود یک سال و نیمه نامزدم کردم، همسرم خیلی خوبه خیلی، فقط مشکلی که داریم اینه که همسرم اضافه وزن داره و این منو خیلی آزار میده، هر وقت میریم بیرون همه بهم میگن چقدر شوهرت چاقه چرا رژیم نمیگیره واقعا از این دست حرفا خسته شدم انگار دسته منه. منهم هر چی به شوهرم میگم گوش نمیده و هی امروز و فردا میکنه. حدود 6 ماه قبل رژیم گرفت و 15 کیلو لاغر کرده بود و خیلی خوب شده بود ولی باز رژیم و بیخیال شد و دوباره روز از نو روزی از نو. من چیکار کنم الان واقعا خسته شدم.
نام پرسشگر: ز
با سلام و خسته نباشیدلطفا من را راهنمایی کنید چکار کنم که شوهر بد اخلاقم با خانواده و مادر و پدردو به هم زن که همیشه آرامش زندگی من را به هم زده اند همراه نشود و به من و زندگییمان فکر کند؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام اشکالات مجالس مختلط در چیست؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام شوهرم نسبت به من حساسیت بسیار زیادی دارد و مدام من رو چک میکند و گاهی این حساسیت دردسر ساز است و موجب جنگ و دعوا میشودولطفا مرا راهنمایی کنید
نام پرسشگر: ناشناس
سلام وقت بخیر خلاصه میپرسم سوالم رو حدود 2 سال هست ازدواج کردم و از رابطه سرد همسر و خانوادم راضی نیستم ... راه حل کلی چی هستش؟؟؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام خدمت مشاور محترم من 32 ساله هستم و همیشه مشغله ذهنی فراوانی دارم و بیشترین دغدغه من از همسرم می باشد که بیخود وبیجهت به ایشان شک دارم چون بعضی مواقع کارهایی می کند که دوست ندارد من از آن ها مطلع شوم همیشه با گوشی خود بازی می کند البته در فضای مجازی حتی اوایل رمز گوشی را در اختیار من نمی گذاشت و به اسرار و قهر و مشاجره رمز گوشی را گرفتم و وقتی که در هنگام کار با گوشی به او مشکوک شدم او متوجه رفتار من شد و من از دور می دیدم که در حال مشاهده عکس یک خانوم می باشد و کنجکاو شدم تا طرف را بشناسم نزدیک او شدم و همان موقع از برنامه خارج شد و بین ما بحث و جدل شد آیا شک و تردید من به جاست یا بیخود شک میکنم و همیشه در ذهن خود برای چه همسر من با زنان دیگر در ارتباط است و با اینکه همیشه در مسائل زنا شویی مواظب هستم که کم نگذارم لطفا مرا راهنمایی کنید چگونه باید رفتار کنم تا باعث آزردگی خاطر من نشود
نام پرسشگر: ناشناس
سلام اگر زوجی با یکدیگر ناسازگاری داشته باشند ولی بتوانند یکدیگر را تحمل کنند هرچند با روابط ضعیف این بهتر است جدایی . لازم به ذکراست که زوج دارای فرزند نیز هستند.
نام پرسشگر: رسول
باسلام. یک مدتی هست که من اعتیادبه فیلم های پورن پیداکردم وچندبارتصمیم گرفتم که ترک کنم اماباز بعدازمدتی دوباره رفتم سمت این مسائل.درضمن هربار که میرم روی گوشیم فیلترشکن دانلودمیکنم ووقتی که دیدم دوباره پاک میکنم واین کاربارها تکرارشده.متاسفانه استمنا هم بااین فیلم ها به وجود آمده.وقتی که کارم تموم میشه پشیمون میشم.ولی بعدمدتی باز برمیگردم سرخونه اول. لطفاراهنماییم کنیم
نام پرسشگر: ناشناس
سلام وخسته نباشید من چهارماهه عقدکردم ومنو همسرم هردوهم سنیم و اویک ماه بزرگتره.شوهرم تک پسره و سه خواهرداره که همشون ازدواج کردند.من شوهرمو دوست دارم اونم میگه که منو دوست داره ولی یک موضوعی باعث ناراحتی منه و سرش همش بحث داریم اینه که شوهرم اونقدری که میخام پیش من نیست حتی روزایی که تعطیله بااینکه میگه من برای توهه که تعطیلی گرفتم ازین موضوع خسته شدم.
نام پرسشگر: میم
سلام سال83همسرم باواسطه پیشنهاد ازدواج داد و قبول کردم.سال 89 بچه دار شدیم دختری که الان6 ساله اس. تقریبا خاطره خوبی با هم نداریم. الان هیچ حسی بهش ندارم.هیچ حسی ، نه عشق و نه نفرت! خنثی خنثی هستم، به نتیجه ای که رسیدم تاالان اینه که بچه طلاق از بچه دعوا و خانواده بی محبت و سرد بهتره! خانم من قول میده درست بشه ولی وقتی بر میگرده خونه میزنه زیر قولاش، حس محبت کردن بهش ندارم . چکار باید بکنم؟ باترحم نگهش دارم که بالاسر بچه م باشه؟ زندگی رو باهاش تموم کنم؟ نمی دونم!!!! خیلی ذهنم فرسوده شده بیش از ده ساله که با این شرایط زندگی کردم ولی الان حاضرم تمام مهرشو بدم فقط از زندگیم بره بیرون .
نام پرسشگر: ن
سلام دوستان من هم مدرک لیسانس دارم وخدمت سربازی راهم تمام کردم بیکار هستم حتی همه جا برای سرایه داری و آبدارچی ومستخدمی سرزدم ولی برام گیرنمیاد فقط گهگهایی کارگری جلودست بنا میکنم که ازشانس بدم اونم دائمی نیست دیگه دیوانه شدم تاحالا دوبار خواستم خودم رو بکشم حتی طناب هم به گردنم انداختم ولی بازنتونستم دیگه جونم به لبم رسیده دارم دیوانه میشم بخدا
نام پرسشگر: ناشناس
سلام شوهرم بعداز تولددخترم که الان 6ماهه است به من بی توجه شده اصلادیگه منونمیبینه ازسرکارکه میاددخترمون روبغل میکنه ومیره خونه باباش طبقه بالا بیشترباخانواده اش میگذرونه حتی دیگه حاظرنیست بامن بیادپارک سرکوچه قدم بزنیم نمیدونم چیکارکنم خانواده اش هم سواستفاده میکنن وبدمنومیگن شماروبه خداکمکم کنیدمن شوهرم رودوست دارم نمیخوام ازدستش بدم
نام پرسشگر: م
با عرض سلام من از 17 سالگی میل جنسی شدیدی داشتم و چون خیلی به اعتقاداتم پایبندم و از طرفی شرایط ازدواج نداشتم با هر طریقی که بود خودم رو کنترل میکردم و سعی در ارتباطات پنهانی نداشتم اما الان که سنم به 27 سال رسیده و میبینم بازم ازدواج سخته با وجود اینکه به ایه قران که قول یاری ای که خداوند دادن واقفم بازم ترس دارم و علتش هم بالا بودن هزینه هاست به نظرتون چیکار میتونم بکنم؟ کارمند هم هستم و حقوقم کمه و اصلا کفاف نمیده
نام پرسشگر: e
سلام خسته نباشید من 20 سالمه و تا الان خواستگاری نداشتم.شرایط خوبی دارم شاغلم و دانشجو حقوقم و خانواده خوبی هم دارم.در محل کارم هم به خوش خنده ک خوش اخلاق معروفم.دوستام که نامزد کردن یا ازدواج کردن واقعا حسودیم میشه میبینم خیلی شرایط پایین.تری از من دارن.یکم نیاز به امیدواری دارم.چون احساس میکنم کسی از من خوشش نمیاد.
نام پرسشگر: ال
سلام خسته نباشید  من 20 سالمه و تا الان خواستگاری نداشتم.شرایط خوبی دارم شاغلم و دانشجو حقوقم و خانواده خوبی هم دارم.در محل کارم هم به خوش خنده ک خوش اخلاق معروفم.دوستام که نامزد کردن یا ازدواج کردن واقعا حسودیم میشه میبینم خیلی شرایط پایین تری از من دارن.یکم نیاز به امیدواری دارم.چون احساس میکنم کسی از من خوشش نمیاد.حتی گاهی خانوادم به شوخی میگن که خواستگار ندارم.کمک کنید لطفا
نام پرسشگر: فتانه
چه کار هایی میتواند یک زن را برای مردش جذابتر کند؟