عضویت العربیة English
امام هادی علیه‌السلام: شب زنده دارى، خواب را شیرین‌تر و گرسنگى، غذا را لذت بخش‌تر مى‌کند. تنبیه الخواطر، ص141
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

ازدواج

نام پرسشگر: د
با سلام وخسته نباشی. من 25 سالمه مجرد سه ساله با یه دختری اشناشدم خیلی هم همدیگرو دوست داریم بهم وابسته اییم.دختره چشم یکیش هتروکرومیا دارد(رنگ چشم با اون یکی فرق دارد) خانواده دختر از هرلحاظ خوبن و موافقن به ازدواج ما ولی پدر مادر من رازی نیستن میگن ایراده فردا چجوری به مهمونی ببریم فامیل چی میگن دختر تموم شده اینو گرفتین همدیگه میترسن اینده به فرزندانمون ارث برسه.میشه منو راهنمایی کنین من چیکار کنم خیلیم دوسش دارم نمیتونم غیراز اون به کسی فکر کنم.خیلی ممنون میشم زودتر بگین
نام پرسشگر: س
سلام من دختری22ساله هستم ولی خواستگاری دارم که 35سالشه از نظر بقیه خصوصیات خوبه ولی بخاطر 13اختلاف سنی که بامن داره میترسم که جواب بله بدهم لطفا در این خصوص راهنمایی نمایید ممنون
نام پرسشگر: ا
سلام من دختری22ساله هستم ولی خواستگاری دارم که 35سالشه از نظر بقیه خصوصیات خوبه ولی بخاطر 13اختلاف سنی که بامن داره میترسم که جواب بله بدهم لطفا در این خصوص راهنمایی نمایید ممنون
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام بنده ۲۵ سال سن دارم و به تازگی به تشخیص پزشک متوجه شدم به گلوتن حساسیت دارم(بیماری سلیاک) و حال که قصد اقدام به ازدواج را دارم بین دوراهی بدی قرار گرفتم و نمیدانم دقیقا چکار کنم؟آاگر به خواستگاری رفتم این مساله رو به طرف مقابل بگم ؟لطفا راهنمایی جامعی را به بنده بفرمایید باتشکر
نام پرسشگر: ع
باسلام وخسته نباشید خدمت شما مشاوران محترم.دختری ۲۳ ساله هستم از یک خانواده بسیار مذهبی وکاملا مقید.خواستگاری دارم که از سایر جهات شرایط مناسبی دارد اما نکته نگران کننده این است که ایشان با وجود اینکه اهل نماز و مسجد هستن ولی گفته قبلا مشروب هم خورده و در حال حاضر هم بیشتر وقتشو با دوستانی میگذرونه که اهل هیچ قید و بندی نیستن همیشه با همین دوستاشون درگیر مهمانی های آنچنانی که حتی مشروب هم وجود داره هستن این آقا درمورد این مهمونی های شبونه ی هرروزه اول گفت که دیگه نمیرم وفقط وقتی که مهم باشه خودم تنها میرم و شما نیا وقتی گفتم نه یا باهم یا هیچ کدوم گفت که نه شما که نمیتونی مثل اونا بپوشی و مسخره میکنن.با توجه به این که ملاک اصلی من برای ازدواج اعتقادات مذهبیه آیا نگرانی من به جا هست یا نه؟لطفا منو راهنمایی کنین.باتشکر فراوان
نام پرسشگر: س
با عرض سلام و خسته نباشید من هفته پیش درخواست مشاوره از شما کردم ممنون میشم راهنماییم کنید... من حدود دو سال میشه که عقد کردم و الان در دوران عقد هستم, الان ۵ ماه هستش که با همسرم بخاطر یه موضوع کوچیک دعوامون شد اما پای خانواده ها به میون اومد, الان پنج ماه هست که هیچ اطلاعی از همسرم ندارم حتی یه تماس هم با من نگرفتن و البته خانواده هامون هم از هیچ اطلاعی ندارن, خانواده من اصرار دارن جدا بشم اما خودم نمیتونم تصمیم بگیرم با توجه به اینکه ایشون پنج ماه که خبری ازش نیست.... خیلی لطف میکنید راهنماییم کنید
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام کارمندی تازه کار هستم و دوسال هست که با دختر مورد علاقه ام نامزد هستیم اما چون حقوقم پایین هست و از همه جهت عقب هستم من جمله نداشتن خانه و نداشتن پول کافی برای عروسی و اقلام منزل نتوانسته ام ازدواج کنم و چون رسم ما آن است که نباید بین عقد و جشن عروسی فاصله بیفتد عقدمان هم به تاخیر افتاده است .شدت زیاد میل جنسی از یک طرف و عدم توانایی برای ازدواج از طرف دیگر برما فشار می آورد.سوال من این هست که چرا برای جوانان این مملکت فکری نمیکنند؟ بنده برای تخلیه قوای جنسی خودم چه اقدامی انجام بدهم که خدا راضی باشد؟من یک کارمندم و این وضعیتم هست چه بر سر بیکاران می اید؟ تکلیفشان چیست؟
نام پرسشگر: ناشناس
فورییییی سلام و عرض ادب خدمت شما من 21 سال سن دارم سربازی نرفتم مسکن ندارم تک فرزندم و در روستا زندگی میکنیم دارای خانه هستیم یعنی با خانواده فوق دیپلم گرفتم الانم داره لیسانسم شروع میشه دوسال لیسانس باید بخونم دوسالم سربازی در پیش هست ک البته با هدفی که دارم یعنی وارد شدن در نظام سربازی نمیرم بدش رو درنظر بگیریم 4 سال دگ کاملا آزادم الان قصد ازدواج دارم با توکل میخوام وارد بشم. میرم دنبال ی کار نیمه وقت که بتونم حداقل ماهی 300 400 بگرم. بظر شما چطوره وضعیت
نام پرسشگر: س
سلام من خواستگاری دارم که همه چیزش خوبه فقط بعضی وقتا به مادرش که ۴۵ سال بیشتر نداره میگه تو پیری و منم نمیدونم داره باهاش شوخی میکنه یا بی احترامی ? میترسم یه وقتی تو زندگی مون هم به من و خانوادم بی احترامی کنه بنظرتون شوخیه یا از روی بی احترامی و بی عقلیه ? بنظرتون چیکار کنم ?
نام پرسشگر: ناشناس
باعرض سلام دیروزیک سوال مطرح کردم درباره ازدواج بیرون گروهی ودرون گروهی . منظورم ازبیرون گروهی ازدواج باغریبه است ومنظورم ازدرون گروهی ازدواج باخویش ، اقوام مثلا دختردایی ، دخترعمه است منظورم کدامش مزیت دارد لظفا رهنمایی ام کنید ؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام مشاوره ای پیرامون نحسی اعداد از نگاه مردم میخواستم بدانم.گروهی از والدین به دلیل تعداد 313 یار امام زمان مهریه فرزندانشان را 313 میگذارند و عده ای با پایه قرار دادن این عدله اما به دلیل اعتقاد بر نحسی عدد 13 یک سکه به آن اضافه کرده و 314 را به عنوان مهریه مینویسند.سوال بنده از شما مشاورین عزیز آن است که آیا این اعتقادات صحیح است و اگر دلیل شرعی دارد ریشه آن چیست ؟ اگر چنین است چه اعدادی نحس است؟ به عنوان سوالی دیگر آنکه مقدار مهریه مناسب از دیدگاه ائمه چه تعداد است و اینکه تعیین مقدار مهریه چند درصد به عهده عروس است و چن درصد رضایت یا عدم رضایت والدین درآن نقش دارد؟ دختری که مقدار مهریه اش را انتخاب کرده اما مورد مخالفت والدین قرار میگیرد که باید مقدار بیشتری باشد چه باید بکند؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و خسته نباشید میخواستم بدونم چطور میشه تو یه رابطه آشنایی اتفاقی با جنس مخالف فهمید که قصد ایشون ازدواجه یا یه دوستی فقطالبته ؟با توجه به اینکه در دوشهر مختلف هستیم. و اینکه چطور بفهمم که آیا فقط با من رابطه داره یا کس دیگه ای هم هست؟ بنده تابحال دوست پسر نداشتم و درواقع با رابطه آشنایی با ایشون عذاب وجدان دارم...دوست دارم بدونم اگه واقعا قصدشون ازدواجه ادامه بدم.اگه مستقیم ازشون بپرسم یا بگم که عذاب وجدان دارم چطوره؟
نام پرسشگر: ناشناس
به نام خدا باسلام و خداقوت دختری هستم28ساله.ازاوایل ماه صفر بحث خواستگاری یک پسر26ساله مطرح شد و خوانواده اش برای مراسم نامزدی به خانواده ما تماس گرفتنداما چون ماه صفر بود ما در حد2ساعت درهفته بااطلاع خانواده 2طرف آن هم در محل کارخودم که یک مکان عمومی است باهم صحبت می کردیم و چندجلسه شناخت . من شاغل هستم اما خواستگارم دانشجو و درسطح متوسط و درروستا زندگی می کند که طبق صحبت ها گفتن اززمان عقد برای زندگی به شهر می آیند ضمنا ایشان فقط یک برادر متاهل دارند و پدر نابینا. ازنظراخلاق،ایمان و اصالت خانوادگی خوب هستند چون تاحدی خانواده شان را میشناسیم اما بعدازصفردقیقایکروز قبل از مراسم نامزدی پدربزرگش فوت کرد و اتفاقا در این بازه زمانی صفر2خواستگارداشتم که ازنظرموقعیت کاری ازایشان بهتربودند اما من قبول نکردم و به نظرخودم خیانت محسوب می شود چون دوست ندارم کسی این کار را با زندگی خودم انجام دهد.اما بعداز فوت پدربزرگش الان خانواده ام می گویند نباید موقعیت های بهتری را بخاطر او ازدست بدهی و من هم نمی دانم باید چه کاری انجام دهم درست است.لطفا جواب را به ایمیل بفرستید.متشکرم
نام پرسشگر: ناشناس
سلام من ۳۲ ساله با یه خانم که ۳سال هم از خودم بزرگترا قرار ازدواج گذاشتیم و در حال حاضر به جز مخالفت خانواده هیچ مشکلی ندارم البته سوال اصلیم در مورد استخاره هست من ۳ بار استخاره کردم و بد آمده و حالا میخوام بدونم که آیا استخاره قطع به یقین پیش بینیش درست اتفاق می افته و من باید دست از این خانم بردارم یا نه استخاره یه امر حتمی نیست خواهشا واضح جواب بدین
نام پرسشگر: ج
باعرض سلام خدمت تمام مشاورین محترم راسیخون ازشما خواهشمندم بنده راراهنمایی کنید چون واقعا اززندگی خسته شده ام 37 سال سن دارم مجرد هستم وهیچ تمایلی به ازدواج ندارم فکرمیکنم ازلحاظ جنسی همسرآینده خود راارضاء کرده نمیتوانم لطفا پاسخ بنده را بدهید؟ متشکرم
نام پرسشگر: آسیه
باسلام میخواستم بدونم چطور میشه تو یه رابطه فهمید که قصد طرف مقابل از این رابطه ازدواجه یا فقط صرفا دوستی؟ لطفا با طرح یه سوال که از طرف مقابل باید بپرسیم تا به این موضوع پی ببریم راهنمایی کنید.ممنون
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و عرض ادب و احترام. پدري هستم كه دخترم حدود 2 ماه قبل صيغه كردند. نامزدش جوان بسيار مؤمن و باخدايي است. متأسفانه از همون روز اول دخترم نسبت به ايشون رفتار خوبي نداشت و محبتي از خود نشان نمي‌دهد. اين را هم بگم كه ايشون از اول مخالف اين وصلت بودند و با اصرار بنده و مادرشان حاضر شدند صيغه بينشان خوانده شود به اين اميد كه در اين مدت 3 ماه بتوانند به هم نزديك شوند و ارتباط عاطفي برقرار كنند. متأسفانه تا چند روز ديگر تاريخ عقد دائم ايشون است ولي هنوز علاقه‌ و محبتي نشان نمي‌دهند و از ظاهر ايشون ايراد مي‌گيرند. اين را هم بگم كه ظاهرشان زياد هم بد نيست شايد كمي معمولي باشد ولي صفات خوب بسيار ديگري دارند كه در مقابل اين ضعف اصلاً به چشم نمي‌آيد. دخترم مي‌گويد من حرف شما را زمين نمي‌اندازم و با ايشون ازدواج مي‌كنم ولي قلباً راضي به اين كار نيستم. دارم ديوانه مي‌شوم هم خودم هم مادرش. خواهش مي‌كنم راهنماييم كنيد وقت زيادي هم نداريم.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام من یه دختر 18ساله ام خانوادم خوستگارامو رد میکنن قبل از اینکه بهم بگن ومن به شدت به ازدواج کردن علاقه ونیاز دارم من چکار کنم؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و خسته نباشید. من مدتی است با دختری آشنا شدم. هردو بهم علاقه مندیم و فكر می كنیم از بسیاری جهات خواسته های یكسانی داریم. ایشان 1 سال است از همسر سابق خودشان جدا شده اند.وقتی با خانواده خود برای خواستگاری به منزلشان رفتیم پدرم متوجه شد كه برادر این دختر با خواهر آن فرد (همسر اول دختر مورد علاقه من) ازدواج كرده و الان 5 سال است زندگی می كنند.البته من از قبل می دانستم ولی به پدرم نگفته بودم. به هر جهت پدرم مخالف ازواج ماست و می گوید چون این دو خانواده هنوز با هم وصلت دارند ممكن است شوهر اول دختر با تو در آینده روبرو شود و زندگی شما را به خطر اندازد. ظاهرا همسر اول این دختر خانم دچار مشكلات روحی بودند و سابقه خودزنی داشته.به همین جهت پدرم به هیچ وجه راضی نمی شود. حالا به نظر شما چه كار كنم؟ آیا به نظر شما چنین ازدواجی اصلا به صلاح است؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام. دختری 33 ساله هستم که در یک خانوادۀ پرجمعیت سنتی مذهبی بزرگ و تربیت شدم که به فراخور شرایط خانوادگی و شغلی و تحصیلی خواستگارانی داشتم اما مدام فکر می کردم بلوغ زندگی مشترک و تشکیل خانواده را ندارم. اما مدتی هست که فکر می کنم آمادگی تشکیل خانواده و پذیرش مسولیت زندگی مشترک و نقش همسر و مادر بودن رو دارم. به خاطر همین چند ماه پیش در یکی از سایت های همسریابی ثبت نام کردم و با آقایی 35ساله آشنا شدم. بیش از دو ماه هست که با هم مکالمۀ تلفنی داریم و چند باری هم هم دیگه رو ملاقات کردیم. فردی محترم، مودب، خوش اخلاق، مهربان و البته مقید هستن. در مورد ازدواج و معیاهارمون صحبت کرده ایم و به توافق نسبی رسیده ایم. اما چند نکته وجود داره که می خوام با شما در میان بذارم و ازتون مشورت بخوام. من هرگز دنبال زیبایی نبودم با این حال این فرد از نظر ظاهری خیلی باب میل من نیستن. شرایط مالی مساعدی ندارن. تهران زندگی نمی کنن ولی از نظر شغلی شرایط شون طوری هست که به محض ازدواج می تونن انتقالی بگیرن از نظر تحصیلی ایشون کاردانی هستن و من کارشناسی ارشد. علاقۀ ایشون نسبت به من خیلی زیاد و در حد عشق اما علاقۀ من در حد یک احترام و علاقۀ ساده که به خاطر خوب و قابل اعتماد بودن شون شکل گرفته. از نظر مذهبی و خانوادگی هم کفو هستیم. آیا نکاتی که در موردشون صحبت کردم از یک ترس و وسواس ناشی می شه یا باید در موردشون بیشتر فکر کنم و به عنوان یک مشکل باهاش برخورد کنم؟! متشکرم.
cript>