عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

ازدواج

نام پرسشگر: مخالف ازدواج
سلام. پاسخ شما به پسری 36 ساله که با ازدواج مخالف هست چیست؟ این پسر میگوید: اگر به شما مشاور محترم بگویند که مثلا این موبایل یا لباس یا کامپیوتر و یا . . . رو میتوانی بخری اما تا آخر عمر حق عوض کردنش رو نداری، مطمئنا از خریدش صرفه نظر می کنید. هر چند جریان ازدواج با فرضا همین موبایل فرق دارد اما دقیقا به همین دلیل است که این پسر ازدواج نمیکند. بالاخره هر کسی روحیات و عقایدی دارد و میتواند نادرست هم باشد. جواب شما چیست؟ لطفا پاسخ تان دقیق و بدور از هرگونه جبهه گرفتن باشد تا بتوانم عین جواب شما رو بهش منتقل کنم. خدا را چه دیدی؟ شاید شما بانی خیر شُدید. با تشکر
نام پرسشگر: ناشناس
سلام من یک ساله که نامزدکردم ولی هیچ حسی به شوهرم ندارم نمیتونم دوسش داشته باشم اولش فک میکردم درس میشه ولی هرکاری میکنم نمیشه میترسم واردزندگی مشترک بشم خودمم درعذاب هستم نمیتونمم ازش جدا بشم چون خانوادم پشتم نیستن
نام پرسشگر: ناشناس
ضمن عرض سلام وخسته نباشید. بنا به دلایل شغلی که دارم مدتی که برای قصد ازدواج با دختر هماسیه مون که نزدیک محل کارمه از طریق واسط با تماس تلفنی یه چورایی متوجشون کردم . اما پدر دختر بنا به علت هایی تقاضایی برای وصلت داشتن که شرط این امر مهم و به داشتن تسهیلات( ازجمله ماشین وخونه) عنوان کردن وگفتن یه فرصت کوتاهی میخوان وبعد جواب میدن . ولی بعد مدت یه ماهی هنوز هیچ جوابی ندادن و منم هیچ اقدامی دیکه ای انجام ندادم . نا گفته نماند که خود دختر یه جورایی با حرکات متوجه این قضیه شده لطفا راهمنایی کنید.
نام پرسشگر: hamid
عرض سلام من جوان 26 ساله مجرد هستم به نظر شما عوامل عدم ازدواج جوانان چیست؟ فقط مسایل اقتصادی یا چیز دیگه ای
نام پرسشگر: ت
سلام، من مدت یک ماه هست باکسی آشنا شدم برای ازدواج با اطلاع خانواده ام، ولی ایشون هنوز خواستگاری نیومدن به خاطر فوت مادربزرگ و بعد از چهلم ایشان میگن بخاطر ماه صفر مامان نمیاد میگه بعد ماه صفر میریم و من ارتباطم رو با ایشون قطع کردم البته نه به طور کامل پیامکی و تلفنی صحبت میکردیم ،ایشون الان اصرار دارن که صحبت کنیم تا بعد صفر که میان خواستگاری ولی من شک کردم ایشون از من دو سال کوچکتر هستن و اوایل آشنایی گفتند که مادرم میگه تا اخلاقت درست نشه برات زن نمیگیرم الان نمیدونم من چیکار کنم مشکل کجاست ما خصوصیات مشترک زیادی داریم ولی ایشون کمی تند هستن برعکس من که آرامم و مهربان، به نظر شما مادر ایشون مخالف ازدواج ما هستن، چون من خواستگار دیگه هم دارم و تحت فشارم از طرف خانواده که میگن اگه واقعا تو رو میخواست تا حالا اومده بود
نام پرسشگر: ناشناس
سلام ببخشیدمیشه کمکم کنین من یه ساله ازدواج کردم ولی نمیدونم چرانمیتونم شوهرمو دوس داشته باشم اون ازهرلحاظ خوبه حتی اخلاقش ولی من همش بهش گیرمیدم لجبازی میکنم سرچیزای کوچیک دعوامیکنم باهاش نمیتونم بیرون برم احساس میکنم همه درباره ی ما صحبت میکنن اونم میگه ازم راضی نیست اعتمادبه نفسم کم 20روزیه بارمیبینمش هروقت میگه بیابریم بیرون به یه بهانه ای نمیرم قبل ازداجم به کسی علاقه نداشتم چون پسرخوبی بودباهاش ازدواج کردم ولی این افکارخودمم اذیت میکنه عذاب میکشم اگه میشه کمکم کنین
نام پرسشگر: ناشناس
سلام و عرض ادب خدمت شما مشاوران گرامی راسخون سربازی نرفتم یک کار کوچیک دارم که ممکنه ماهی 300 دستمو بگیره دانشجو هستم علاقه دارم ازدواج کنم چکاری انجام بدم سربازی نرفتم و از آینده کاری خودم مطلع نیستم سرمایه به خصوصی هم از جانب خانواده نیست بدهکاری دارن زیاد عاقبت بخیر شید دلاتون زهرایی
نام پرسشگر: محدثه
ملاک خوشبختی و موفقیت چیست؟؟؟به پول؟؟؟شغل من و همسرم؟؟؟ریبایی؟؟؟
نام پرسشگر: ناشناس
احترام بین زن وشوهر باید در چه حد باشد ازنظر کلامی و رفتاری؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و خسته نباشی خدمت شما اساتید محترم در مواقعی که برای دختر خواستگاری می آید که از همه نظر شرایط ایده آلی دارد و دختر موافق است ولی پدر دختر خانم مخالف است وبه دلایلی می گوید به صلاح شما نیست دختر باید چه کار کند تا پدر را به این ازدواج راضی کند؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید .ممنون از سایت عالیتون. قبلا هم به خاطر نداشتن خواستگار مزاحم شده بودم و شما راهنمایی کردید منو الان یه سوالی داشتم.از اون سوال 2ماهی میگذره از اون تاریخ به بعد خواب هایی میبینم ک در ظاهر ربطی به مسئله ازدواج نداره ولی هر کدوم رو تعبیر کردم به ازدواج و بخت خوب در نزدیکی تعبیر شده به نظر شما میشه اعتنایی کرد به این خواب ها؟؟؟البته بگم ک تعبیر خواب هم اکثر از امام صادق ع بوده.ممنون میشم کمکم کنیدپ
نام پرسشگر: ناشناس
به نام خدا با سلام و احترام خدمت مشاوران گرامی اینجانب مشکلی داشتم امیدوارم بتوانید مرا یاری فرمایید.بنده قبل از ازدواج ملاک هایی داشتم ازجمله ملاک های من زیبایی و اخلاق خوب بود.من بعد از یک جلسه خواستگاری عقد کردم و بعد از عقد چند شب باهم هم بیرون رفتیم ، شب سوم که با هم بیرون رفتیم فهمیدم قیافه ی زنم عادیه اینجا خیلی دلسرد و ناراحت شدم اما ترس از وجدان و اینکه کسی و بدبخت نکنم و مشکلات طلاق، گفتم صبر میکنم تا شاید این حالت از من دور شود بالاخره یک ماه و نیم بعد از عقد مراسم ازدواج و گرفتیم روز ازدواج خیلی غمگبن و ناراحت بودم چون اون زنی که میخواستم نبود حتی بعضی اخلاقاش با من سازگار نبود ، الان 4 ماه از ازدواجم میگذرد هر روز احساس پشیمانی سراغ من می آید اما با آن مبارزه میکنم.زنم از نظر اخلاقی تو این چهار ماه خوب بود اما این احساس پشیمانی بر من مسلط شده است و دائما به فکر طلاق هستم از طرفی وجدانم راضی نمیشود .به نظر شما راه حل چیست ؟ چگونه میتوانم مشکلم را حل کنم؟بیشتر پشیمانی من به خاطر ابن است که زنم زیبا نیست عادیه و اینکه چرا اینقد عجله ای ازدواج کردم.
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و خسته نباشین من یک دختر 26 ساله هستم هنوز ازدواج نکردم خواستگار زیاد داشتم اما به هر دلیلی نشده توی کل خانواده خیلی تنهام هیچ کس و ندارم تشنه ی محبتم اینکه یکی باشه بهم بگه دوست دارم برا همین مدتی هست با یکی تلفنی آشنا شدم باهم حرف میزنیم اس می دیم ولی درواقع می دونم گناه می کنم اما خیلی تنهام اون قصد ازدواج با منو داره اما من می دونم به هیچ عنوان نمی شه چکارکنم؟
نام پرسشگر: س
با سلام و خسته نباشید من تازه ازدواج کردم و هفته پیش نزدیکی داشتم ، با اینکه مراقب بودیم ولی به بارداری شک دارم از قرص لنوجوسترول هم 3 روز بعدش استفاده کردم ، حالا نمیدونم چیکار کنم ؟ این قرصا جواب میده یا نه ممنون اگه راهنماییم کنین
نام پرسشگر: ناشناس
سلام دختری هستم 21ساله که ایمان از شاخص های مهم در ازدواجم هست وخواستگارهای زیادی داشتم اما ازبین آنها شخصی هست بسیار متدین اما از نظر چهره باب میلم نیست ،گل بی عیب خداست اما نمی دونم چرا نمی تونم به چهره اهمیت ندم وترسم ازاینه که تو مسائل زناشویی باایشون به مشکل بر بخورم وایشون رو نپذیرم واز سوی دیگه بسیار دهن بین هستم
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام من یکسال پیش با دختر داییم دوست بودم و قصدمون هم ازدواج بود اما کسی نمیدونست اما بعد از چن مدت همه فهمیدن کهماباهم بودیم و ارو از همدیگه دور کردن و ما خیلی هم دیگه رد دوست داشتیم ومیخواستیم تاهمین چن وقت پیش که رفتیم واسه خواستگاری و قول گرفتیم واسه چن سال دیگه اون موقع هم دختر داییم خیلی راضی بود و توی این مدت هیچرتباطی باهم نداشتیم تاهمین چن وقت پیش که جواب داده بود من راضی نیستم اما بعد ها خودش به من گفت که دست خودم نی از هیچ پسری خوشم نمیاد من فک میکنم طلسمش کرده باشن اخه همیشه بی حال و خستس و همیششه دوست داره گریه کن وفکر میکنه تنهاست بنظرتون باید چیکار کنیم؟؟؟؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام و خسته نباشید دانشجوی ترم دو حقوق هستم چند ماه پیش یکی از هم دانشگاهی هام ک ترم پنج هست آشنا شدم و ایشون ازم خواستگاری کردند ولی من فعلا موضوع رو با خانوادم مطرح نکردم چون ایشون سال بعد درسشون تموم میشه و و فعلا کار هم ندارند و قرار بر این هست که بعد پیدا کردن کار به طور رسمی خواستگاری کنند اما خودم دربارشون تردید دارم چون از طرفی خانواده ایشون شهر دیگه هستن و غریبه و ما هیچ شناختی نداریم خانواده ماهم همش از ازدواج با غریبه ترس دارند میگن غریبه رو نمیشه به این زودی ها شناخت همینطور سن ایشون هم کمه من 19سالمه ایشون 21 به نظر شما ازدواج با غریبه و اینکه شهر دیگه درست هست؟ و همینطور فاصله ی سنی ما که تقریبا 2سال هست خوبه؟
نام پرسشگر: ر
سلام. راستش دلم خیلی پر است. دانشجوی پزشکی هستم . عاشق کسی شدم که اونیز عاشق من است و خانواده دار و بافرهنگ . پدر و مادر من موافق ازدواج هستند. ولی من شغلی ندارم. بعد از فارغ التحصیلی هم شغل من مشخص نیست. نمیتوانم خرج یک زندگی را بدهم. اجاره خانه و مخارج دیگر و... خیلی خسته ام. من قصد ادامه تحصیل دارم برای تخصص . ولی تا 35 سالگی من طول خواهد کشید. میترسم ان دختر خانم تا ان موقع ازدواج کند. واقعا نمیدانم چه کنم. لطفا کمکم کنین.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید من ی خانم 22ساله هستم که مادرم ب شدت از بحث ازدواج بامن پرهیز میکنه تمامی خواستگاران را بدون اینکه مطلع بشم رد میکنه یا اگه فکر کنه کسی میخواد خواستگاری کنه میگه ک دخترم هنوز کوچیکه زودخهمیخواد دکترام بگیره منم ک ی بار غیر مستقیم فهموندم بدم نمیاد خیلی بهش برخورد وبحث پیچوند الان من ترسیدم مادرم میخواد چکارکنه یعنی تاچند سالگی این نطرو داره جرات نمیکنمم برم رک بشینم صحبت کنم از بس بد نگاه میکنه وی کاری میکنه خجالت بکشی میزار کی ازدواج کنم درضمن برا بقیه مشاور خوبی برای این مسایله وراهنماییشون میکنه وب هم میرسونه ولی برای من اینجور منم اصلا دلم نیخواد ازشد بخونم اخه هروقت عصبانیه میگه میخوای عروسی کنی ک دیگه درس نمیخونی درضمن منم بدوناینکه باهاش مطرح کنم هرچی خواستگاری ازم بشه رد میکنم بهشهم نمیگم اولا جوابش منفیه وخب من ب مادر پسر مردم روم نمشه شماره بدم بعدشم نمیخوام جلوش بگم رد دادم کب گه اره دخترمم شوهر نمیخواد چیکارکنم؟
نام پرسشگر: م
سلام ،خسته نباشید من چند ماه پیش از طریق سایت از شما کمک گرفتم و ازتون ممنونم الان هم از شما کمک می خوام من بعد از ۹ ما از جدایی تو دوران عقد دوباره یه خواستگار دارم می خوام شرایط رو برا شما توضیح بدم و ازتون کمک بگیرم حالا اگه دوتا خانواده رو بخوایم مقایسه کنیم من ۳۲ سالمه فوق لیسانس کشاورزی هستم خانواده من از خوانواده اون خیلی تو شهرمون سرشناس تر و فاصله طبقاتی بالا تری داره هنوز پدرم تحقیق نکرده الان بیشتر رویه مشخص شدن دقیق کار پسر تو شهرمون و درامد ثابتش و خونه خریدنش تاکید داره که دقیق مشخص بشه ازتون خواهش می کنم بگین روند اصولی اشنایی چطوری هست برا کمی تو ضیح بدین باید چی کار کنیم تا بدونم این ازدواج به صلاحم هست یا نه ازتون یک دنیا ممنونم