عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

دوران نامزدی

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من یک ساله که نامزدکردم ولی هیچ حسی به شوهرم ندارم نمیتونم دوسش داشته باشم اولش فک میکردم درس میشه ولی هرکاری میکنم نمیشه میترسم واردزندگی مشترک بشم خودمم درعذاب هستم نمیتونمم ازش جدا بشم چون خانوادم پشتم نیستن
نام پرسشگر: ناشناس
سلام.خسته نباشین .من همسرم صرع داره.الان ما تو دوران عقدیم .قبل ازدواج بهم گفته بود.ولی من زیاد تحقیق نکردم و بیشتر تو احساسات بودم..الان از آینده بچه هام میترسم..که خدای نکرده دچار عقب ماندگی و ...بشن .چون کسایی که صرع داذن بچه هاشون چند درصدی ممکنه اختلال پیدا کنن..بنظرتون بخام طلاق بدم گناه شرعی گردنه منه؟بنظر شما چه کنم؟ میشه به ایمیلم جواب بدین و توسایت نزارین؟
نام پرسشگر: ناشناس
نزدیک یک ساله ک با عقد کردیم شوهرم بیشتر اوقات بهم بی توجهی میکنه ،شبا باید خیلی منتظرش بمونم تا از گوشی بیرون بیاد،بیشتر اوقات من باید سمتش برم و گرنه باید منتظرش بمونم از صبح تا هفت شب سرکاره وقتی هم ک خونه میاد خودش با گوشی سرگرم میکنه و من باید سه چار ساعت منتظرش باشم یا سمتش برم وقتایی ک پیش هم نیستیم هم همینطوره ،من باید برم سمتش ،نمیتونم بی توجه بشم ،بهش صد درصد اعتماد دارم ،ولی من نیاز دارم ساعت هفت ک میاد از سر کار وقتشو با من بگذرونه ،چون ما هر ده روز درمیون همو میبنیم و واقعا ساعتها برای من ارزشمنده ولی شوهرم میگه ما ک همیشه پیش همیم ،انتظار دارم روزایی ک هستم و قدر بدونه کنارم باشه ولی بی توجهی میکنه ب نظرتون من باید چیکار کنم ؟ منم سمتش نرم ؟ یه راهکار بهم نشون بدین
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام.دختری ک به عقد درآمده و هنوز خانه شوهر نرفته آیا برای انجام امورات و یا مسافرت و... باید از شوهر کسب اجازه کند یا پدر؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام من دختری 25 ساله هستم که سه ماه نامزد کردم روز خواستگاری همسرم بهم گفت من دانشجو علوم قرآن هستم و تا شهریور قران من تموم میشه ولی الان به شهنریور رسیدیم نه قران تموم شده و نه کارش درست شده به خاطر همین باهاش دارم به مشکل برمیخورم .البته9 ناگفته نماند که من شاغلم و همسرم میگفت فقط بچسب به درست از کارت بیا بیرون الان که فهمیده من پولی ازش نمیگیرم بهم میگه برو سرکارت این حرفاش واسم سنگین داره تموم میشه میشه راهنماییم کنید چیکار کنم؟شاید مشکل از من باشه ولی با این کاراش داره از چشمم می افته
نام پرسشگر: د
سلام بنده 9 ماه نامزد هستم،نامزدم 15 سالشه مشکلی که دارم اینه که نامزدم به نیازهای عاطفی من پاسخگو نیست. بسیار کم موردی است که آغاز کننده کلام باشه، ابراز محبت نمیکنه، و... ضمنا من نسبت به روانشناسی زنان آگاهی بالایی دارم ولی واقعا نامزدم کلافه م کرده ضمنا خودمم میدونم سنشون کم هست، شاید این مشکلات به خاطر سنشون هست لطفا بفرمایید رفتارشان طبیعی سنشان هست یا نه؟؟؟؟ برای حل این مشکل و رفع کم رویی و کم محبتی چکار کنم؟؟؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید در حال حاضر در دوران عقد به سر می برم و رابطه جنسی من و همسرم به طور کامل است یعنی دخول هم انجام می شود. با توجه به اینکه هنوز در دوره عقد هستیم به دلیل رابطه کامل آیا نفقه بر ایشان واجب است؟ متشکرم
نام پرسشگر: kjh
سلام. ممنون از سایت خوبتون. اگر امکان دارد خانم دکتر صفری پاسخ دهند. من دختر 25 ساله هستم که 6 ماه است عقد کرده ام و در این دوران مطمئن شده ام که شوهرم خسیس است حال دچار شک و تردید شده ام که آیا با این ویژگی می توانم کنار بیایم یا خیر خودم اصلا اینطور نیستم. ممنون
نام پرسشگر: ناشناس
سلام. ممنون از سایت خوبتون. اگر امکان دارد خانم دکتر صفری پاسخ دهند. من دختر 25 ساله هستم که 6 ماه است عقد کرده ام و در این دوران مطمئن شده ام که شوهرم خسیس است حال دچار شک و تردید شده ام که آیا با این ویژگی می توانم کنار بیایم یا خیر خودم اصلا اینطور نیستم. ممنون
نام پرسشگر: ناشناس
با عرض سلام و خسته نباشید .من الان مدت 5 است که ازدواج کرده ام چیزی که الان خیلی من را ازار میدهد این مسئله است که من در دوران مجردی همیشه پیش خودم این تصور را داشته ام که من اگر ازدواج کنم یک دختر خوشگل با قیافه خیلی خوب میگیرم اما موقعی که به خواستگاری میرفتم هیچکدام از گزینه ها قیافهشان به دلم نمینشست و الان که ازدواج کرده ام همسرم قیافه همسری که میخواستم ندارد اما از لحاظ دیگه خیلی خوب است و الان میدانم این طرز فکرم اشتباه بوده است.و الان هر از چند وقت این فکر که در مجردی میکردم به سراغم میاید و میبنم که همسرم اون قیافه ای که میخواستم نبود ازارم میدهد هر کاری میکنم این فکر را از خود دور کنم نمیتوانم خودم میدانم که این طرز فکرم اشتباه است حالا از شما خواهش میکنم کمکم کنید این طرز فکر را از خود دور کنم چون میترسم در اینده به زندگیم اسیب وارد کند.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید واقعا، اگه ممکنه یه راهنمایی ام بکنیم در مورد یه موضوعی، والا جریان اینه که من تازه نامزد کردم و خیلی ام نامزدم رو دوستشون دارم ولی بعضی وقتا احساس می کنم که انتخابم اشتباهه و نباید با ایشون نامزد می کردم و وقتی یکی در مورد ایشون حرفی می زنن نظرم در موردش عوض میشه و الان فکر می کنم که خیلی دهن بینم و نباید اینطور باشه از شما خواهش می کنم که راهنماییم کنید تا در مورد انتخابم مطمئن شم . خیلی ممنون که هستید.
نام پرسشگر: عادل
سلام چند هفته است که نامزد کردم که از یکی فامیل های نزدیکم گرفتم که خیلی دوستش دارم و از قبل تا حدودی بش شناخت داشتم که الان دو مشکل باش دارم نمیدوم باید چه طوری باش کنار بیام اولی شدیدا انسان خونسرد و بسیار کم حرف و به هیچ وجه احساساتش بروز نمیده بعضی وقتها فکر میکنم که این دختر اصلا احساسات داره قبلا فکر می کردم اگر ازش خواستگاری کنم او منو به عنوان شوهر قبول کنه تغییر میکنه اما تغییر نکرد و وقتی که بش پیام میدم چند ساعت بعد به من جواب میده و من مطمئنم و میدونم که او منو می خواد و امتحانش کردم و فقط راجع به مراسم عقد و ازدواج حرف میزنیم و وقتی بش ابراز علاقه میکنم فقط بم میگه "مرسی "نمی دونم باید با این خصلتش چکار کنم و با این رفتارش منم به او دارم سرد میشم و دومش انسان رفیق بازه و همیشه با دوستاش در ارتباطه ایا این رفیق بازیش به رندگی اینده ما آسیب میرسونه متشکرم دوست عزیز
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام مشکل بنده با نامزدم هست اصلا نمی تونم نصیختش کنم و اخلاق بدی که داره رو درست کنم یه تصمیم میگیره که اصلاح کنه ولی هفته بعدش تکرار میکنه نمی دونم چه کنم بسیار عصبی و ناراخت هستم و صبر رو از من گرفته
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام خدم شما مشاور احترام و سپاس فراوان مشکل ایجاد رابط با نامزدم هست. رابط حساس گونه من و زود رنجی من.بنده با هر مسئله کوچکی ناراحت و ازرده خاطر میشم نه تنها برای همسرم حتی برای خودم به طور مثال از هر مشاجره کوچک ناراحت و به شدت احساس تنهایی میکنم. یکی از بزرگترین مشکلاتم ناراحتی همسرم هست زمانی که ایشون ناراحت هستند من به جایی اینکه آرامشان کنم از غم اون بیشتر ناراحت میشم و نمی تونم کاری کنم آقای دکتر , به گونه ای تسلط به اعصاب و ناراحتی خودم ندارم به جای آرامش, تشویش رو به بار میارم . به طور کلی بسیار زود رنج و ناراحت هستم آقای دکتر امکان شاد کردن نامزدم رو به سختی دارم و یا در کنارش بودن هنگام درد رو.لطفا کمکم کنید بسیار بسیار دارم شکنجه روحی میشم.یکی دیگه از مشکلاتم ارتباطیم اینکه زمانی که همسرم ناراحت و عصبی از موضوعی هست هر چی اصرار به گفتن و بررسی علت ناراحتی رو دارم ایشون حرفی نمی زنه و فقط میگه حوصله ندام حرف نزدن ایشون بد جوری من رو ناراحت میکنه و حس امین و راز دار بودن و اعتماد کردن رو از من میگیره نمی دونم چطور در موقع ناراحتی ازش بخوام واسم حرف بزنه آقای دکتر خواهش خواهش کمک کنید خیلی زندگیم دچار تشویش و اضطرابه...سپاس فراوان
نام پرسشگر: ناشناس
سلام نامزد من در خارج از کشور زندگی می کند ودر مورد مساله حجاب کمی با هم مشکل داریم، البته کاملا محجبه هست، و مشکل ما فقط این است که ایشان بعضی اوقات لباس هایی می پوشند که بالای زانو و ران هستند، البته هیچ وقت لباس های خیلی کوتاه و تنگ نمی پوشد، من همیشه تاکید داشته ام که لباس ها تا زانو باشند بهتر است، ولی بازهم توجه خاصی نمی کند، می خواستم بدانم در این مورد چه کاری می توانم انجام دهم یا مشکلی نیست و اهمیت ندهم (در کشوری غربی زندگی می کند که پوشیدن این نوع لباس ها و بدتر از این نوع، عرف است) با تشکر
نام پرسشگر: ناشناس
من 5 ماهه نامزدم تو این دوران اختلاف وتفاوت خیلی بود تا بالاخره همه چی پیش رفت. مثلا من کارمندم ،منضبط همیشه با برنامه ریزی .او شغلش آزاده ریلکس و آرام بدون عجله و یکم زیادی آرام. حرفش اینه که خدا همه چی را درست می کنه اگه بخواد ما نباید خیلی تلاش زیادی کنیم و بایستی صبور باشیم.الان می خواهیم عقد کنیم انوادشون میگن بایستی خانواده دختر نیمی از هزینه عروسی را بدهند که اختلاف هست البته من به او گفتم خانواده ما قبول نمی کنند. و همین جور حرف و داستان های اینجوری. او اصلا عقیده داره عروسی نگیریم و من علاقه دارم که بگیرم.حس می کنم این کش مکش های بین دو خانواده انگار بی حرمتی به من است.البته مادرشون یا خواهرشون زنگ می زنند و میگن ما خوشبختی شما را می خواهیم و نمی خواهیم دخالت کنیم او هم مرتب به من گفته که من مستقلم ولی من همش حراس دارم دو دلم.خصوصا با اتفاقات اخیر خانوادم بکلی نگرانند و تاحدی راضی به این وصلت نیستنو چجوری بفهمم که مستقل است؟ احساس می کنم این وضعیت من را دچار افسردگی کرده .مدام گریه می کنم.او آرام است و هیچ نگران نیست. مثلا علاقه ای به گل دادن نداره .وقتی به مناسبتی هدیه میاره نه تزئئین نه شیرینی .و میگه اینا برا دیگران . نمیدونم چجور برخوردی مناسب؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام دختری 28 ساله هستم 3ماه نامزد کردم ولی هم نسبت به نامزدم دچار نوسان دوست داشتن هستم و هم احساس می کنم در مسائل مالی در مورد درامدش پنهان کاری دارد با توجه به اینکه بنده خودم شاغل هستم و از ایشان هیچ خواسته ای نداشتم تا به حال
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام .دختری 28 ساله هستم 3 ماه نامزدی کردم .احساس می کنم نامزدم در مورد دارایی و از لحاظ مالیش پنهان کاری میکند با توجه به این که بنده شاغل هستم و هیچ موقع طلب چیزی از ایشان نکردم .لطفا راهنمایی کنید چه طور با این مشکل کنار بیام
نام پرسشگر: ناشناس
فوری فوری باسلام،مدت چهارساله با دختری که نسبت فامیلی دوری باهم داریم نامزد هستم ،همسرم دختر باایمان ومهربانی است ولی خیلی ساکت وکم حرفه و هنوزم بعد از چهار سال از من خجالت می کشه وبا من مثل روز های اول نامزدی رفتار می کنه نمی دانم چه باید بکنم ؟نمی دانم چه رفتار ی باید داشته باشم تا اون با من وخانواده من با سردی رفتار نکنه ؟ ،لطفا کمکم کنید؟ ضمنا،همسرم حدود13سال از من کوچکته متشکرم
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام وخسته نباشیدمن6ماهه عقدکردم وهمسرم مردخیلی خوب ومومن ومهربانی است وازنظرخانواده ام حرف نداره ولی نمیدانم چراهیچ حسی بعداز6ماه بهش ندارم توروخدامنوراهنمایی کنیدمیترسم بااین احساس واردزندگیش بشم ولی چکارکنم که دوستش ندارم اولابه خودم گفتم که خوب میشم به مرورزمان امانشد چیکارکنم توروخداراهنماییم کنید