عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

وسواس

نام پرسشگر: اخر
با سلام، من چندین ساله درگیر افکارم، بطوری که نوعی خیال پردازی میشه گفت وقتی میخام کاری رو انجام بدم روش تمرکز ندارم یهو ذهنم منو می بره یه لحظه به اینده یا گاهی گذشته یا یاد خاطره بی ارتباط وقتی چشممو انگار باز میکنم متوجه این چیزا میشم این افکارا ذهنمو خسته میکنه باعث کاهش قدرت ذهنم و یادگیریم هم شده خیلی از کارای روزمرم یادم میره، کارامو نمی تونم خوب انجام بدم چون روش تمرکز ندارم می ترسم کارمو از دست بدم، پیش مشاورم رفتم دارو هم مصرف کردم تاثیری نداشته، کلی تلاش میکنم به چیزی تو ذهنم میاد بهش اهمیت ندم و بزارم بره، ولی یه ان به خودم میام میبینم انگار یه جای دیگه هستم، نا امید میشم، دیگه انرژی برای بودن با دوستامو خانوادمو ندارم کمکم کنید.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام همه ی این حرف هایی که می گویید درست است اما من درس خواندنم را چه کنم همان طور که در پیام های قبلی به عرضتان رساندم این افکار غلط حتی موقع درس خواندن نیز مرا ول نمی کند از بدبختی من امسال کنکور می دم. من خودم فکر می کنم دیوونه شدم. وهیچ امیدی دیگه برا زندگی کردن ندارم مگر اینکه معجزه ایی شود. کار من به جایی کشیده که اگر یک درس زمانی که در یک مهمانی که هر2 خانواده باهم هستیم بخونم هر وقت بخواهم ان مطلب یا درس را دوباره بخوانم خود به خود و زود به زود در ذهم یادوری می شود که مثلا مو قع خواندن این درس یک جا بودیم این طوری شد فلان کار شد. من امیدم بعداز خدا شما هستید لطف با راهنمایی هایتان کمکم کنید
نام پرسشگر: حامد
با سلام من مدت زیادی دچار وسواس فکریم، ذهنمو نمی تونم کنترل کنم و تمرکز ندارم ، وکارهامو نمی تونم درست انجام بدم، وهمیشه حالم از خودم بد میشه و فکرای منفی میاد سراغم، دارو هم مصرف کردم ولی نتجه نداده، از زندگی بیزار شدم، تمام سعیمو میکنم شاید نهایت کمتر از یک روز خوب بشم باز حالم بد میشه، متاهلم هستم بخدا خسته شدم کمکم کنید
نام پرسشگر: مهدی
سلام من دچار به نوعی حساسیت دینی هستم یعنی می خوام همیشه کار درست رو انجام بدم و اشتباه نکنم در واقع می خوام نه افراط داشته باشم نه تفریط ولی خیلی وقتا این مهیا نمی شه ممکنه سر یه اشتباه کوچیک کلی ناراحت بشم دلیل این رفتارم هم اهداف و الگوهایی که دارم و نمی خوام با اشتباه از اونا دور بشم لطفا راه حلی به من بدید که بتونم به موفقیت دینی برسم و با اشتباهات هم با آرامش برخورد کنم
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام، من یک سال هست که زندگی مشترک رو شروع کردم توو این مدت خانمم روی نجسی و پاکی خیلی حساسه و گاها به کوچکترین موارد مشاجره لفظی پیش میاد و زود رفع میشه از قبیل این وسیله رو شستم مراقب باش بهش برخورد نکنی وگرنه باید دوباره بشورمش یا یک وسیله رو شسته بعد یک لکه شبیه مانده کف روی وسیله دیده میگه نجسه باید دوباره بشورمش حتی متقاعدش کردم زنگ بزنه دفتر مرجع تقلید و کسب تکلیف کنه اوناهم گفتن پاکه ولی باز به من میگه چیکارش کنم نشورمش. اینها رو گفتم تا به این مسئله برسم الان میگه بچه بیاریم ولی من از بعدش و این بحث نجس و پاکیش با بچه و اذیت شدن همه مون توو اون زمان نگرانم.ممنون میشم راهنماییم کنید
نام پرسشگر: ناشناس
سلام لطفا کمکم کنید شرایطم بحرانیه! من یک پسر 15 ساله هستم که بلوغ زودرس داشته ام...خیلی هم به فیلم های پورنوگرافی گرایش دارم.البته میدونم خوب نیست و دین آن را منع کرده ولی نمیتوانم بی خیالش شوم...اما مشکل اصلی من رابطه من با دیگر اعضای خانواده است! چیزی که مرا به یک دو گانگی شخصیتی مبتلا کرده!خانواده من خانواده ای مذهبی است و از وقتی که از کار های من در اینترنت (بعضی اوقات) سر در آورده اند ، رابطه ما کمی تیره شده و اعتماد بین ما کم رنگ شده.. من برای رسیدن به علاقه ام مجبورم به آن ها دروغ بگویم و از آن ها مخفی کاری بکنم... لطفا کمکم کنید ... نه میخواهم روابطمان تیره تر شود و نه میتوانم از علاقه ام دست بکشم!
نام پرسشگر: نيكتا
مدتى است كه دائم خطوط اطراف وسايل و اشخاص را در ذهنم مي كشم. هنگام تماشاي فيلم دور چهره و لباس بازيگرها را ترسيم مي كنم؛ حتى موقع خواندن نماز، نقوش قالى دائم ذهنم را مشغول مي كند و تا به خود بيايم، متوجه مي شوم كه هر گل قالى را چندين بار ذهنى رسم كرده ام. حواسم را جمع مي كنم اما دوباره و ناخواسته نقاشي ذهنى مي كنم. اين حالت اذيت كننده است. گفتنى است در گذشته هم وسواس شمارش داشتم و هر چيز حتى بي اهميتى را هم مي شمردم. خواهشمندم مرا راهنمايى فرماييد.
نام پرسشگر: ه
سلام توروخدا کمکم کنید من دختری 17 ساله و کاملا محجبه هست تماحالا با هیچکس رابطه دوستی نداشتم و همیشه مراقب رفتار خودم بودم چیز زیادی درباره ی مسائل جنسی نمیدونم چون میترسم بادونستن بیشتر بهشون فکر کنم و به گناه بیفتم به دلیل شرایط کاری با آقایان برخورد دارم..اما جدیدا هر آقایی را که میبینم افکار جنسی با ایشان نا خودآگاه به سراغم میاد...باور کنید من دختر بدی نیستم و این افکار ناخواسته به سراغم میاد و آزارم میده ...قبلاسابقه افسردگی هم داشتم تورو خدا کمکم کنید
نام پرسشگر:
باسلام من جدیدا افکار ناشایستی به ذهنم می اید که دوست ندارم اینطور باشد. مثلا با اینکه خودم فردی مذهبی ام گهگاهی توهین به مقدسات و ائمه ی معصومین و شک به خدا به ذهنم می آید . با توجه به اینکه قبلا وسواس شست و شو داشته ام آیا این دو به هم مربوط اند؟
نام پرسشگر:
سلام خواهرم عادت داره همینطور که نشسته ابروهاش را میکنه- 20 سالشه به طوری که الآن ابروهایش بسیار کم شده چه راه حلی برای کاهش این عادت پیشنهاد می دهید؟
نام پرسشگر:
با سلام و عرض خسته نباشید - من خانمی شاغل مدتی است که دچار وسواس فکری در زمینه ی حلال و حرام درآمد از محل کارم شده ام و این فکرها خیلی مرا اآزار می دهد چه کار کنم؟
نام پرسشگر:
سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت گاها اعصابم را بهم می ریزد. دوست دارم همیشه خانه روشن روشن باشد و چراغ ها را روشن کنم. همیشه دوست دارم چراغ راهروها و یا مثلا چراغ دم در خانه را روشن کنم اما وقتی این کار را می کنم عذاب وجدان می گیرم!! و احساس می کنم گناه مرتکب می شوم و خدا از من ناراحت است و اگر در حال نماز و دعا باشم احساس می کنم کلا مقبول واقع نمی شود. این مساله در مورد چکه کردن شیرهای خونه هم هست!! مثلا اگر یکی از شیرهای خونه چکه کنه و با دستکاری کردن موقتی درست میشه ، باید حتما برم و درستش کنم، گاها در حال استراحت یا درس خواندن یا کارهای دیگر هستم که به ذهنم میاد فلان شیر داره چکه می کنه (البته مطمئنم که چکه می کنه) باید همون لحظه برم و شیر رو درستش کنم و اگه این کار رو نکنم احساس می کنم گناه کردم و خدا ازم ناراحته. امثال این جور کارها تو زندگیم زیاده و مشکلاتی رو برام ایجاد کرده.
نام پرسشگر:
سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت گاها اعصابم را بهم می ریزد. دوست دارم همیشه خانه روشن روشن باشد و چراغ ها را روشن کنم. همیشه دوست دارم چراغ راهروها و یا مثلا چراغ دم در خانه را روشن کنم اما وقتی این کار را می کنم عذاب وجدان می گیرم!! و احساس می کنم گناه مرتکب می شوم و خدا از من ناراحت است و اگر در حال نماز و دعا باشم احساس می کنم کلا مقبول واقع نمی شود. این مساله در مورد چکه کردن شیرهای خونه هم هست!! مثلا اگر یکی از شیرهای خونه چکه کنه و با دستکاری کردن موقتی درست میشه ، باید حتما برم و درستش کنم، گاها در حال استراحت یا درس خواندن یا کارهای دیگر هستم که به ذهنم میاد فلان شیر داره چکه می کنه (البته مطمئنم که چکه می کنه) باید همون لحظه برم و شیر رو درستش کنم و اگه این کار رو نکنم احساس می کنم گناه کردم و خدا ازم ناراحته. امثال این جور کارها تو زندگیم زیاده و مشکلاتی رو برام ایجاد کرده. امیدوارم من رو راهنمایی کنید. ان شاءالله
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام من قبلا یک پیام داده بودم مبنی بر اینکه ترس از مرگ دارم. شما فرمودید باید به روانشنا بالینی مراجعه کنم چند سال پیش که وضعیتم حاد نبود مراجعه کردم اما پاسخ خوبی دریافت نکردم مثلا یکی گفت که خب مردی چالت میکنیم یا یکی دیگه گفت تو میگی هر لحظه میترسی بمیری ولی مرگ فقط یکبار میاد.در ضمن میخواستم ببینم آیا تیک قابل درمانه یا نه؟ مشکل دیگری که دارم مقایسه ی خودم با دیگرانه و میبینم بعضی افراد خیلی راحت شاغل میشنوند یا ازدواج میکنند ناراحت میشم و آرزو میکنم بدبخت بشن. در ضمن از پدر و مادرم خوشم نمیاد چون خودم رو محصول تربیت و زنتیک معیوب آونا میدونم.با توجه به اینکه قبلا مشکلات روحی داشتم و قرص مصرف کردم و نزد روانشناس و مشاور رفتم اما کامل خوب نشدم آیا امیدی به بهبودم هست و آیا هیچ بیمار روحی تا بحال بهبود یافته یا نه؟
نام پرسشگر:
با عرض سلام. خیلی ممنونم بابت مشاوره عالی در نوبت قبلی ولی راستش ترس من بصورت کلی از میکروب فقط بخاطر مبتلا نشدن به بیماریه اخه یمدتی بود برادرم بیماری پوستی داشت برای همین از همون زمان اون هراس در وجود من باقی مونده لطفا راهنمایی کنید با تشکر
نام پرسشگر: آرمین
با سلام و خسته نباشید. راستش مدتی است از مشکل بزرگی رنج می برم که پیامدهای منفی اونو هم خودم و هم خونوادم به ناچار تحمل میکنیم و اون وسواس از میکروب است من دائم فکر میکنم هرچیزی عامل منتقل کننده میکروبه لذلک از همه چیز هراس دارم از هروسیله ای از هر کتابی و ..... لطفا کمکم کنید با تشکر.
نام پرسشگر: محمدصادق
سلام خسته نباشید یه مدت که به مسائل پیرامونم خیلی حساس شدم و همچنین وسواس پیدا کردم مثلا وقتی اینترنتم قطع میشه فکر میکنم هــک شدم یا کافیه که سیستم یه ارور بده و یا ریستارت بشه پیش خودم هزارویک فکر میکنمـ. یا نسبت به تمام اعضای خانواده و دوستام هم به شدت حساس شدم مثلا اگه دوستم جواب تلفنم رو نده فکر میکنم که از دستم ناراحت شده یا اینکه دوست نداره دوستیش رو با من ادامه بده تو مسائل دینی هم این حساسیت واقعا برام مشکل ایجاد کرده :( و یا تو تمیز کردن اتاقم کلی وسواس به خرج میدم و کلی مسائل دیگه .. میشه کمکم کنید؟!؟ و اینکه آیا به نظرتون به روانپزشک مراجعه کنم؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام وعرض خسته نباشید من از وسواس ذهنی رنج میبرم میخواستم ببینم به غیر از ره رفتن به روانشناسی میشود فعلا راهی یا کتابی معرفی کنید تا شاید مشکلم حل شود خیلی ممنون
نام پرسشگر: م
با سلام و وقت بخیر. راستش من مشکلی دارم که تازه فهمیدم اسمش وسواسه!من همیشه فکر می کردم وسواس یعنی شستشوی مداوم و این چیزا اما من اینجوری نیستم!مشکل من اینه که هر کاری رو بخوام شروع کنم از خودم یه عالم سوال می پرسم!خوبه یا بده؟!یا به نتیجه می رسه یا نمی رسه؟!تقریبا بیشتر وقتم صرف همین موضوع می شه!جدیدا هر کاری رو بخوام انجام بدم فال می گیرم!فال حافظ یا چیزی مثل اون گاهی خوب میاد گاهی بد!نمی دونم باید به کدوم اعتماد کنم!با خوبه شاد می شم و با بده ناراحت و هردوشم خیلی زود جاشو به تردید مجدد و فال مجدد می ده!اینطوریم نیست که تلاش نکنم اتفاقا تلاشمو می کنم اما یا گاهی کاملش نمی کنم یا اگه کاملش کنم دنبال یه مورد می گردم تا مطمئن نباشم!می شه راهنماییم کنید؟!چی کار کنم که تصمیم به کاری گرفتم انجامش بدم و بعدشو بسپارم به خدا؟!چون همه تلاشمو می کنم و بعدش مرددم!هرگز به موفقیتم مطمئن نیستم!گاهی می ترسم این اطمینان منو ضایع کنه!جلوی خودم و هر کس که از این فکر موفقیت براش گفتم.ممنون می شم منو راهنمایی کنید.
نام پرسشگر: ح
با سلام خانوم بنده خیلی وسواس داره طوریکه زمان دسشویی و حموم ش خیلی طولانی میشه . خودشم میدونه و سعی شو میکنه رفتارش بهتر کنه ولی گاهی دیگه خیلی کلافه میشه میخام بدونم من چه کاری میتونم براش بکنم