عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349
درخواست مشاوره از راسخون
گروه اصلی:
نام کامل:
جنسیت:
زن مرد
سن:
تحصیلات:
ناشناس:
پست الکنرونیک:
نوع سوال:
عمومی خصوصی
متن سوال:
انصراف

تربیت فرزند

نام پرسشگر: ناشناس
با سلام.دختری دارم 8 ماه و نیم. هیچ شی خوردنی یا غیرخوردنی را خودش سمت دهانش نمی برد. همه میگن غیرطبیعی است چون بچه ها در این سن همه اجسام را جهت تست درون دهانشان می برند. دخترم فقط با دست انرا لمس می کند و فشار می دهد.دد می گوید.بای بای نیز می کند. خودش هم می نشیند.خواهشاً راهنمایی بفرمایید
نام پرسشگر: ناشناس
سلام . من برادر16ساله ای دارم که به شدت ناستزگار هست جر و بحث قهر میکنه و در دو سه سال گذشته افت درسی قابله توجهی داشته . پدر و مادر م برای اون همه چیز خریدن گوشی و لپ تاب یکی از اوناس زیادی تو تلگرام و اینستاگرام میره و پیامهاشو پاک میکنه خودش که بهم میگفت خواب هلی ترسناک میبینه و شب ها به شدت میترسه از خوابیدن . اما روز ها در ساعات طولانی میخوابه . چند روز پیش یکی از دختران فامیل نزدیکمون بهمون گفت که پیامهای به شدت غیر اخلاقی (میشه گفت ... چت)بهش داده و عکس پیامها رو بدام فرستاد وگفت چند بار هم ازش عکس خواسته این دختر به نوعی خواهر برادرم هست البته اون دختر اطلاعات زیادی رو بهم نداد چون روش نمیشد . من از قبل کمی بهش مشکوک شده بودم که ممکنه از کسی خوشش بیاد اما هیچ وقت فکر نمیکردم همچین پیام هایی رو تو تلگرام رد و بدل کنه . نمیتونم با پدر و مادرم مطرح کنم چون منطقی برخورد نمیکنن و به شدت در تربیتشون اشکال وجود داره از طرفی نمیدونم چطور باید جلوی این اشتباهش رو بگیرم ؟ اون نماز نمیخونه با اینکه قبلا هر روز مسجد بود ولی بزرگتر که شد کلا مسجد رو ترک کرد . دوستان خوبی هم داره و این دوستانش مشکلی در ظاهر از نظر اخلاقی ندارن . این مسئله به هیچ عنوان برام حل نمیشه. به شدت نگرانم به طوری که اصلا نمیتونم باهاش روبرو بشم و نمیدونم چطور بتید خودش و پدرو مادرم روومتوجه کنم؟ زمینه های زیادی برای بیدار شدن غریزه وجود داره و خودم تا حدودی اکن ها رو شناسایی کردم.اما اینکه اومده به دختری از فامیل پیام داده به دت شوکه بزرگی بوده خواهش میکنم راهی پیش روم بذارین نمیتونم این موضوع رو هضم کنم .نمیدونم چطور باید این مشکل رو حل کنم . خواهش میکنم راهی رو جلوی پام بذارید بگید چطور میتونم جلوی این رفتاراش رو بگیرم ؟ چطور میتوتم تلگرام و... اون رو کم و کنترل کنم ؟ تو رو خدا خیلی سریع بهم جواب بدین
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام شوهرمن بعلت کم رویی اگرپسر11ساله من دربازی بابچه ها دچارمشکلی شودمخصوصا اقوام بااینکه حق باپسرمن است ازشخص روبرو دفاع میکند مثلا پسربرادرش راخیلی تحویل میگیره اوفردی پرروه وپسرمن بسیاردرونگرا هرچند مشکل را بیان میکند پدرش به جای حمایت ازاو مجبورش میکندحرفی نزند ومی گویدسکوت کن درمقابل برادر شوهرم اگرپسرم خطایی بکنه عملا واردمیشه حتی فیزیکی یاکلامی او بزرگترازشوهرمه وازلحاظ مالی بدهکاریم حتی ازاول هم برای مشکلات به من می گفت سکوت کن گذشت کن من هم عمل می کردم توی خانواده شوهرم خیلی حرف وداستانه دیگه دارم دیوونه میشم نمی دونم به چه زبونی بگم روشت اشتباهه معلم پسرم گفت پسرت ازدرسی عالیه ولی اصلا حرفشو نمیتونه بزنه به پشتوانه بچه ها میزنه توگوش شوهرم هرچی می خونم دراینده مشکل پیدا می کنه دعوادرست میکنه پسرامفقط غراشونو به من میزنندواصلا باباشون مطرح نمی کنن من بایدمساءلو بگم پسردومم هم خیلی کم روه اگه خودم یه حرفو جواب بدم مثلابه اقوام تکه اندازش انچنان چشم غره میره یااگه پسرم به شوخی به مادرش یه حرفی بزنهانچنان توجمع خرابش میکنه حالاهی میگن تربیت بامادره پدرشوهم هم خیلی زیاد امرونهی میکنه وشوهرمن هم تحت این تربیت بوده وبسیاروابسته ماهنوزبعداز12 سال پیش اونهاییم این هم یه معزله که درجریان تمام کارهامونند ازطریق پسرشون بدلایل مالی مستقل نشدیم ازاول شوهرم باکارمنمخالف بودفقطشرایط ویژه که مردنباشه سرکارخیلی تصمیمات انهادرزندگی من اثرداره به این میگن زندگی مستقل.؟ من هم بااین روندخیلی کم حرف وگوشه گیرشدم باوسواسهای بیجای شوهروپدرشوهرم ودخالتهای مادرشوهر ازمن گذشت خیلی نگران کم رویی پسرم هستم چه کنم شوهرم توسال سومه که افسردگی گرفته ورفتارهای غی رقابل پیش بینی دارد می ترسم بچه هام هم دچاراین وسواسهای بیجا بشن هرچند پسرااولم دچارشده خواهشا مراراهنمایی کنین درمقابل خواسته های بچه هاهم عاجزیم چون تمام اقوام ازلحاظ مالی بسیارخوبندوناچارا هم بااهاشون رفت وامد داریم و این روی بچه هااثرداره چه ازلحاظ خوراک مسکن مدرسه امکانات وغیره وباعث می شه که احساس خوشبختی نکنند لطفا راهنمایی کنین ممنونم
نام پرسشگر:
با سلام مدتی است که کودک ۳ساله ام در شلوارش دسشویی<ءء> میکند در حالیکه بخوبی دسشویی رفتن را یاد گرفته بود دیگر کلافه شده ام نمیدانم با او چگونه رفتار کنم که به حالت قبلش باز گردد در حالیکه با او هم بازی میکنم هم هرروز بیرون میبرمش هم به او ازادی بسیاری میدهم چه کنم تا ءء اش را در شلوارش نکند؟
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام خدمت شما دختری دارم که پنج سال و سه ماهه برای انجام تست هوش و مشاوره به کانون روانشاسی کودک و نوجوان (دکتر حمید رصا اشرفی)مراجعه کرده ام سوالم از شما اینست که آیا مراکز مشاوره دانشکاهی را پیشنهاد میکنید ـ و یا یک مرکزمشاور معتبر را معرفی می نمایید با تشکر خواهش میکنم راهنمایی کنید چون واقعا در انتخاب سر در گم هستم
نام پرسشگر: عاطفه
سلام. خسته نباشید.من دانش اموز دبیرستانی هستم و یک مشکلی که دارم اصلا تمرکز ندارم...من باید چکار کنم؟ و یک مورد دیگه اینکه بعضی موقع ها فکر میکنم من نمیتونم در صورتی که اگه اون کار رو انجام بدم بهتر از هر کسی دیگه ای ممکنه بتونم انجام بدم نمیدونم با این مشکلی که به خودم نگم نمیتونم باید چکار کنم...لطفا راهنماییم کنید. با تشکر
نام پرسشگر: ناشناس
سلام.من دانش اموز پیش دانشگاهی هستم و هرروز من و تمام دانش اموزای پایه خودم تا ساعت هشت نه شب به خاطر کنکور تو مدرسه هستیم یعنی فقط برای شام و خوابیدن درواقع خونه میایم.من مدتی هستش که بایکی از دوستام به مشکلی برخوردم.من خب خودم ایشونو خیلی دوست دارم و باتوجه به این که برادری ندارم ایشونو مثل داداشم میدونم و واقعا خیلی اوقات منفعت ایشونو به منفعت خودم ترجیح میدم.البتع گاهی اوقات بخوام رو راست باشم شیطان غلبه میکنه بهم و تو دل خودم متاسفانه یه حس لذت که گناه هستش هم بهم دست میده از بودن پیشش ولی اینقد برام مهم هست دوستم که هیچ وقت این حسو بروز ندم و یا حتی به گناهی بزرگتر بکشونمش و از این بابت مطمئنم وهمیشه به دنبال ترک این حس هم هستم ولی متاسفانه نتونستم تاحالا.خب برم سراغ بحث اصلی.متاسفانه به دلایلی من خب خیلی وابسته بودم یه زمانی به دوستم و خیلی ایشونو حرص میدادم طبق حرفای خودشونو و تاحالا سه بارم قهر کرده باهام به مدت حداقل یه هفته در هر دفعه ولی هربار خداروشکر دوباره ارتباط ایجاد شده بینمون ولی این دفعه ی اخری که قبل عید بود باعث شده که دیگه یه سری محدودیتا برام ایجاد شه که به طور مثال نمیزاره دیگه پیشش زیاد بشینم یا این که بگم داداش بهش در صورتی که خودشم همینطوری منو صدا میزد....راستش رفتار محدودش بامن و این که میبینم با دیگران رفتاری بهتر داره خیلی حرصم میده گاهی اوقات و کاملا تمرکزمو ازم میگیره....از طرفی اصن نمیتونم دور باشم ازش چون ذهنم همش درگیر ایشون میشه و به طور مثال همش نگران میشم که شاید مشکلی براش پیش بیاد که اگه من باشم مشکله به وجوذ نیاد یا چیزای دیگه و همینطور این که باعث میشه بودنم پیشش یه اعتماد به نفس تو من ایجاد میکنه که یه پشتیبان پیشمه که پشتم هستش تو مشکلاتم.من خیلی درگیر این موضوع بودم حتی یه بار که خیلی ناراحت بودم و واقعا دلم شکسته بود از خدا کمک خواستم و به قرآن مراجعه که کردم این ایه جلوم باز شد...ایه ده سوره ی حجرات که توش نوشته جز این نیست گه مومنان برادر یک دیگرند وبنابراین درهمه ی نزاع ها واختلافات میان برادرانتان صلح و اشتی برقرارکنید و خب وقتی اینو به ایشونم گفتم اشتی کرد تو اون قهر.ایشون خب باعث شدن که من به خدا نزدیک تر از قبل شم و نماز بخونم و بودن پیش ایشون گناهای دیگمو به صفر میرسونه...میخواستم راهنماییم کنید با توجه به مشکلاتم....باتشکر از مشاورین سایت راسخون...
نام پرسشگر: a
سلام و وقت بخیر .... من دبیر تربیت بدنی هستم و در یکی از شهرستانهای استانم مشغول به کار م. امسال در یک دبستان مشغول به کارم هفته ای یک روز . مشکلی که دارم مربوط به یکی از دانش اموزانم هست که کلاس سوم دبستانه. دانش اموزم با من و همکاران دیگرم فقط در حد تک کلمات یا با حرکت سر ارتباط برقرار میکنه و دیگه هیچ صحبتی نداره .این موضوع فکرم رو به خودش مشغول کرده و دوست دارم در ارتباط با رشته تحصیلیم و تخصصم مشکلش رو حل کنم.نیاز به راهنماییتون دارم. ممنون .سربلند و پاینده باشید.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام وقت بخیر دانش اموزی دارم کلاس سوم دبستان که خرف نمیزنه و بیشتر با تک کلمه یا حرکات سر و یا صداهای گنگ با من و دیگر همکاران مدرسه ارتباط برقرار میکنه. من در این دبستان دبیر تربیت بدنی هستم .خیلی دوست دارم بتونم در رابطه با تخصص خودم مشکل او را حل کنم.در ضمن مدرسه در یکی از شهرستانهای محروم قرار داره و به دلیل تعصبات خاص همکاری خانواده در حداقل هست به طوری که معتقدند بچه اونها مشکلی نداره . ایا من میتونم کاری برای رفع سکوت انتخابی دانش اموزم انجام بدم؟ نیاز به کمک و راهنمایی شما دارم . با تشکر
نام پرسشگر: mostafa
بهترین آموزش برای فرزندپسر 4 ساله ام در مورد آموزشهای دینی چه چیزی هست اگر در اصفهان مکانی هست برایم ذکر فرمائید. ممنون
نام پرسشگر:
سلام و خسته نباشید. من قبلا هم از مشاوره های شما استفاده کرده ام. می خواهم ببینم شیوه ی رفتار با نوجوان 20 ساله ای که از هیچ کس حرف شنوی ندارد. مدام با دوستان بزرگتر از خودش می گردد - قلیون می کشد و بسیار لجباز است چگونه است. ایشان برادرم هستند و تقریبا من سعی کرده ام رابطه ی خوبی با او داشته باشم
نام پرسشگر:
مشکل اصلی من استمنا است.در دوران دبیرستان این کار را انجام می دادم تا الان و تاریخ روز هایی رو که خودارضایی کردم رو حدودا در یک سال اخیر رو دارم.در پیش دانشگاهی افسردگی شدید گرفتم و یه مدت همش گریه می کردم و خانواده نیز از من می پرسیدند که چت شده است.یک شب با گریه و داد و فریاد گفتم که من استمنا می کنم و... و فردای آن روز پدرم مرا به مشاوره برد و با مشاوره و دارو (برای افسردگی) تقریبا بخش زیادی از مشکل افسردگی ام حل شد.البته یه مقداری رو هرکسی داره که خیلی مهم نیست.من خودم رو شناخته ام که اهل ترک استمنا نیستم و تقریبا به آن عادت کرده ام.البته با فیلم ها و تصاویرنیز نا آشنا نیستم و برخی موارد نیز هنگام دیدن این فیلم ها ....درباره احادیث و اثرات استمنا و روش های ترک و آثار دیدن فیلم و عکس های ... نیز زیاد مطالعه کردم و برایم فرقی نیز نمی کند که نظراتی که گفته شده کدام درست است و کدام نادرست.والیدنم فکر می کنند که بعد از مراجعه به مشاوره در پیشدانشگاهی من دیگر خودارضایی نمی کنم و پدرم نیز بارها جلوی دیگران گفته که من پسرم به هر کجای جهان برود به او اعتماد دارم!.ازدواج را برایم زود می دانند و نظر پدرم این است که بعد از تکمیل کارشناسی بروم سپاه و....البته می گوید که فقط پیشنهاد می دهد.من همیشه دستم تو جیب والدینم است و هیچ درآمدی از خود ندارم.داخل خانه نیز پدر و مادر خیلی باهم سر مسائل جزئی دعوای لفظی می کنند و من نیز بیشترین اختلافات را با پدرم دارم و بسیار در چشمم بی ارزش شده است. و همچنین مادر چون با خودم می گویم « به جای اینکه خرج های اضافه الکی کنند به من کمک کنند و من زودتر ازدواج کنم»-نمی دانم به والدینم بگویم که هنوز خودارضایی می کنم و به فکر ازدواج من باشند یا نه؟-البته حرف های زیادی دارم که مهمترینش که همون استمنا بود رو گفتم.حالا نمی دونم که چند وقت دیگه جواب بدین.از همه ی مسئولان سایت راسخون هم تشکر می کنم.من خیلی ساعت ها را با سایت شما گذرانده ام و عضو هم هستم با یه ایمیل دیگه.
نام پرسشگر: ناشناس
سلام. دختری 18 ساله هستم، لطفا کمکم کنید، من در برقراری رابطه با دوستام اصلا نمیتونم خوب باشم و تعادل برقرار کنم همش وابسته میشم و ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍی ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﻣﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺭﻧﺞ ﻣﯿﺒﺮﻡ. حتی چندبار هم از این بابت صدمه دیدم
نام پرسشگر: ناشناس
با سلام دوباره وتبریک سال نو به شما. من همین کاری را که شما گفتید انجام دادم سعی کردم حتی با او در مهمانی ها وموقع خداحافظی ,خداحافظی نیز نکنم اما این احساس به نظر من هنوز هیچ فرقی نکرده چون با دیدن دوباره ی او دوباره افکارم بهم میریزد . به طوری که هر لحظه به یادش می افتم شاید بخندید به این حرفی که گفتم ولی راست است اصلا اصلا نمی توانم تمرکز کنم وکنترلی بر خود داشته باشم.
نام پرسشگر: ا
سلام خدمت شما عزیزان. من دانشجوی پزشکی هستم و سوالی در مورد ازدواج داشتم. بنده بعد از گرفتن مدرک عمومی سعی در گرفتن مدرک تخصص دارم. که پس از پایان آن حد اقل 34 سال سن دارم. میخواستم ببینم من باید تا 34 سالگی مجرد بمانم؟این که سن زیادی است. پس یعنی من باید تا آخر عمر مجرد بمانم؟اگر نه ، پس کی باید ازدواج کنم؟من بعد از گرفتن مدرک عمومی هیچ پشتوانه مالی ندارم که ازدواج کنم و باید کار کنم تا خرج همسر و زندگی را در بیاورم. اما با قبولی در رشته تخصص دیگر حق کار ندارم پس اینکار ممکن نیست. به علاوه پزشکی شغلی بسیار پر مشغله است و وقت کمی برای بودن با خانواده در اختیار است. با این حال آیا من باید تا آخر عمرم مجرد بمانم؟
نام پرسشگر: ناشناس
سلام،من از همه چیزِ ازدواج بدم میاد ،از روابط جنسی ،از مردا،کلاً از همه چیه ازدواج.مخصوصاًبا وجود مادری که تا الان که به این سن رسیدم همیشه ما رو از مردا ترسوند ومتنفر کرد.هیچ وقت به خاطر این کارش نمیبخشمش.چرا بعضی زنای ایرانی اینجورین؟
نام پرسشگر: ناشناس
باسلام و وقت بخیر من یک خواهر در مقطه پیش دانشگاهی دارم. متاسفانه خیلی لجباز هست و در مورد همه چیز در خانه ایراد می گیرد. مثلا در مورد غذا، همه نوع غذایی را نمی خورد و ایراد می گیرد مثلا چرا غذا ترشه، چرا آبکیه و .... . بدون اجازه پدر و مادرش خرید میره و آن چیزی که خودش می خواد را بدون اینکه در مورد بپرسه و فکر کنه می خره. امسال هم کنکور داره و ممکنه برای تحصیل شهر دیگه بره و تحت تاثیر فضای خابگاه رفتاراش خیلی بدتر شود. برخورد پدر و مادرم هم با او خیلی مناسب نیست، مادرم هر چی ک بگه به حرفش می کنه و پدرم هم برخورد مناسبی نداره. اگر هم کسی از افراد خانه با او صحبت کنن هیچ اهمیتی نمیده و حرفای افراد بیرون خانه براش معتبرتره. میشه من را اهنمایی کنید که چگوه باید با اون برخورد کنم؟باید زمان بگذره تا خودش متوجه بشه؟ ممنون
نام پرسشگر: سو
سلام متاسفانه چندی پیش پدرم را از دست دادم وبعد از آن بعلت پسربزگتر بودن سرپرستی خانوداه ام رو برعهده گرفتم یک برادر 13 ساله دارم که زود عصبانی می شود و قبلا پدر خدابیامرزم اون رو کنترل میکرد الان ازتون راهنمایی میخوام چطور بتونم این مشکل برادرم را حل کنم تا آرامتر باشد
نام پرسشگر: ناشناس
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما من کودک دختری 6 ماهه دارم که از از طرف شوهرم نوه ی سوم است و یک پسر عموی بزرگتر از خودش دارد که 4 ساله است.از وقتی که کودکم دنیا امده خواهرشوهر هایم مدام به او میگویند عروس عمویش است و هر اتفاق عادی که ان پسر بچه انجام دهد مثل بازی کردن یا واکنش نشان دادن به با نمکی های دخترم انها پای مسائل دیگیری میگذارم. بارها با شوخی گفته ام که انها هم بازی اند یا دخترم خواهر کوچکترش است اما باز میگوند عروس و داماد یا مثلا نامزد. من از این حرفا خوشم نمیاید و از طرفی شوهرم چون فرزند کوچک خانواده است واکنشی نشان نمیدهد با وجود اینکه خودش هم ناراحت میشود. چکار کنم؟
نام پرسشگر: naz
با سلام خسته نباشید پسری دارم 14 ماهه و 20 روزه کلمه هایی مثل بابا ماما دد نه چیه بده رو میگه؛زمانی که اسمش رو صدا میزنم توجه میکنه؛وقتی که بهش میگم نه به چیزی دست نزن یا جیزه و داغه رو میفهمه؛میگم بیا به طرفم میاد؛میگم دستت رو بده بهم میده؛ولی چیزی رو میگم بیار انجام نمیده:دس دسی کردن رو قبل یک سالگی بلد بود فقط 12 ماهگی بای بای کردن رو بلد نبود که تو 13 ماهگی یاد گرفت زمانی که میگم بابا اومد به در ورودی خونه نگاه میکنه و یا میگم اب بازی سرش رو سمت حمام میچرخونه ؛ولی به چیزی با دست اشاره نمیکنه؛گهگاهی اگر پارچه و یا تسبیح و عروسکی پیدا کنه اون رو میچرخونه میخواستم بدونم این چرخوندن و اشاره نکردن نشونه مشکله؟؟خیلی نگرانم به خاطر اشاره نکردن با دستش و چرخوندن وسیله هاشما رو به خدا قسم اگر مشکلی هست بهم بگین که چکار کنم؟