عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

همه چيز درباره نهم ربيع الاول

همه چيز درباره نهم ربيع الاول
جمعه 12 دی 1393  01:15 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

بسمه و بذکر ولیه مولانا صاحب الزمان علیه السلام 


امروزه ضمن برداشت هايي غير مستند از واژه تبرّي، اعمالي در جامعه اسلامي اتفاق مي افتد که بي شکّ مقبول امامان شيعه نيست و با سيره ي متعالي آنان در تضادّ است.در اين نوشتار برآنيم تا درباره ي


• تبرّي 
• حديث رفع القلم و نهم ربيع الاول 
• شخصيت ابولولو 
• مجالس مربوط به نهم ربيع 
• لزوم اتحاد و برادري 
و ... مطالبي را يادآور شويم. 

تبرّي يعني ؟ 


« تبري به دوري و جدا شدن از چيزي گفته مي شود که در نزديک شدن به آن کراهت است. » 
و « ‌‌ ابراز برائت خداوند از کافران به معناي دور ساختن آن ها از رحمتش مي باشد. » 


چرا تبري ؟ Huh
اگر تبري از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهاي دوستي و دشمني به هم مي‌ريزد و حق و باطل در هم مي‌آميزد . اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهي نكوهيده نشود، اگر بد كاران مورد عداوت قرار نگيرند، تباهي نهادينه مي‌شود؛ فساد مقبول مي‌گردد و تبه كاران بي‌پروا مي‌شوند. 
برائت يعني؛ حق و ديگر هيچ، برائت يعني دشمني با دشمنان خدا. 
تبري نجستن از دشمنان، عامل هم‌گرايي، تقليد، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن مي‌شود. 
مرزهاي اعتقادي را بايد توان‌مند‌تر از مرزهاي جغرافيايي، پاس داشت. 
در اين باره، آيات و روايات فراواني وارد شده است هم چون: جامعه‌اي نخواهي يافت كه به خدا و روز رستاخيز ايمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستي كنند. بي‌ترديد چنين كساني تبري قلبي ندارند. 
امام رضا ( عليه السلام ) مي فرمايند : 
کمال و نهايت دين در ولايت ما و برائت از دشمنان ماست.


ديگر اينكه شخصي به امام صادق عليه السلام عرضه داشت : همانا شخصي است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعيف است. 
امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ ميگويد کسي که گمان مي کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمي جويد. 
[b]تبرّي ، بدون شناخت ؟! 
تبرّي دو مرحله دارد : 
1- شناخت حق و باطل 
2- دوري جستن و فاصله گرفتن از باطل 
وقتي حارث بن حوط در جنگ به علي ( عليه السلام ) مي گويد: از نظر من طلحه و زبير و عايشه بر حق هستن. 
حضرت علي ( عليه السلام ) مي فرمايد: اي حارث به راستي تو حق را نشناختي تا بتواني اهلش را بشناسي و همين طور باطل را نشناختي تا اهلش را بشناسي » 


شيوه هاي تبري 


الف) قلبي 
قلب انسان كانون تمايلات، مهرورزي‌ها و كينه‌توزي‌ها و محل بروز گرايش‌هاست؛ از اين رو تبري قلبي نقشي سرنوشت ساز در زندگي انسان‌ها دارد. بايد به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت بايد به دشمنان اولياي خداوند مهر نورزيد و از آنان در دل بغض داشت . 


ب) زباني 
بايد با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولياي او تبري جست. البته نه با فحش و ركيك گويي و ياوه پردازي كه دين ما با هرزه گويي و هرزه گرايي سر ستيز دارد. 
قرآن كريم مي‌گويد: معبودهاي مشركان را دشنام نگوييد، چون ممكن است كه آن‌ها هم از روي جهل، خدا را كه معبود شماست، دشنام گويند. گفته‌اند كه مسلمانان بت‌هاي مشركان را دشنام مي‌دادند، خدا آنان را از اين كار نهي كرد؛ مبادا كه آن‌ها خدا را از روي جهالت، ناسزا گويند. 
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبوني است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا كه مي‌توانند، طرف مقابل خود را با منطقي شايسته و بياني استوار، قانع سازند. 


ج) عملي 
ما بايد هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبري داشته باشيم . 
تبري در عمل جلوه‌هاي گوناگوني دارد: 
يكي از ‌آن‌ها نداشتن تشبه به كفار است. اين كه تشبه به كفار را ناروا دانسته‌اند، براي تبري عملي و حفظ هويت ديني است. سيد كاظم يزدي(رحمة الله علیه) زماني كه فرهنگ غرب هجوم آورده‌ بود، كلاه ايتاليايي را حرام كرد. 
اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) درباره تشبه، جمله زيبايي دارند كه بسيار درس آموز است. حضرت مي‌فرمايند: اگر شما بردبار نيستيد، خود را شبيه بردباران سازيد. شيوه بردباران را پيشه كنيد. و بعد فرمودند: اندك است كسي كه به جامعه‌اي شباهت پيدا كند، مگر اين كه به زودي از آنان مي‌شود. 
يكي ديگر از نمونه‌هاي عملي نداشتن تبري است. نجس دانستن مشركان از ديگر تبلور‌هاي برائت عملي است. 
مجاز نبودن ازدواج با آنان نيز اين مرز جدايي را مستحكم‌تر مي‌كند. 
مباح نبودن ذبيحه آنان، علاوه بر پاسداري از مرزهاي اعتقادي، از توان اقتصادي آنان مي‌كاهد. 
دو گزارش از خسارت هايي كه نتيجه جهالت ها است 
قبل از پرداختن به حديث معروف رفع القلم ، لازم است دو جريان را براي شما عزيزان نقل كنيم، تا هدف نويسندگان اين مقاله كمي روشن شود . 

ادامه ........2
 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

ria1365

ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7861

alirezaHmzezadh تشکرات از این پست

پاسخ به:همه چيز درباره نهم ربيع الاول 2
جمعه 12 دی 1393  01:17 ق.ظ

حقيقت اين است كه ما فقط و فقط به خاطر خشنودي دل فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) اقدام به تهيه اين مقاله كرديم و دليل پرداختن به اين موضوع هم زيان هايي است كه از روي جهالت به مكتب اسلام وارد شده است و موجب مي شود بعضي از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... عليها ) در ديگر كشور ها يا در نقاطي كه اكثريت با اهل سنت است ، سختي هاي فراوان را تحمل كنند . 
گزارش اول : 
شما عمرکشون کنيد ماهم ... 
آيت الله مظاهري مي فرمايد: « من کفايه و مکاسب را پيش آيت الله مرعشي گذراندم. يک روز ايشان تعريف مي کردند: 
پدرم از علماي نجف بود. شاگردي سني مذهب داشت. بالاخره اين شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ايران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسيد کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روي قاعده شيعه و سني گري خيلي بد بود. اتفاقا آن شاگرد سني را ديدم. مرا با خود به خانه اش برد. خيلي هم پذيرايي کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسه اي داريم شما هم بياييد برويم. پدر مي گويد: مرا بردند آن جلسه. ديدم آن سيبيل گنده ها دارند مي آيند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسيده بودم. يک وقت ديدم يک جواني زير غل و زنجير آوردند. يک سفره چرمي هم پهن کردند، اورا نشاندند روي سفره، يک کسي با يک ضربت گردن آن جوان را زد. غل و زنجير را باز کردند، او هي دست وپا مي زد، آن ها هم قاه قاه مي خنديدند. 


پدرم گفت: من بيهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شيعه هستم و مي خواستند مرا نيز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ايشان استاد من است، ايشان از آن سني هاي داغ است. 
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سني ام اما مريد شما هستم. نمي خواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا يک پيام به علماي نجف بدهيد و آن اينکه شما عمرکشون راه بيندازيد ما هم اينجور مي کنيم. ما رسممان اين است، يک شيعه را يک جا پيدا کنيم زنداني اش مي کنيم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع مي شويم براي رضايت خدا، قربة الي الله آن شيعه را مي آوريم و اين بلا را که ديدي به سرش مي آوريم. 
گزارش دوم : 
بي بصيرتي ما، کشته شدن ديگران 
گاهي افراد بدون توجه به شرايط کنوني محيط خود و ديگران بي پروا شروع به لعن کردن مي کنند. اينگونه رفتارهاي عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسياري از افراد شده است. داستان زير فقط يک نمونه از آن ها را بيان مي کند. 
سال 1328 هـ .ق، به روايت مجله « درة النجف » 
عرض حال يکي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا به مقام منيع رياست روحاني اسلام در نجف اشرف ( سلام الله علي من دفن فيها ) 


بسم الله الرحمن الرحيم 
« به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمين آيت الله في العالمين (متعنا الله بطول بقائه ) مي رساند: 
... لابد اخبارات اينجانب به سمع مبارک رسيده است که اهل عامه ( اهل سنت ) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتي زن حامله را در ميان عام شکمش را دريده و جنين هشت ماهه را بيرون آورده و پاره پاره نموده اند بعضي از دخترها را به کنيزي بردند. و دکاکين و خانه هاي ما را غارت نمودند، در ميان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمت ها بستند،الي الان هم فارق از بليه نيستيم، بعد از اين هم معلوم نيست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب اين گونه صدمات به ما از بي تقيه گي مصنفان و مولفان و نويسندگان چاپ خانه ها مي باشد. توقع از ارباب نوع، اين که امر بفرمايند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چيزي که باعث بر اين گونه صدمات و ابتلائات مي شود، ننويسند. » 
ضمنا بايد توجه كرد كه اين حوادث در زماني رخ داده است كه خطر فتنه گري و لجن پراکني رسانه هاي جمعي تحت تسخير غرب و وارثان خاندان اميّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاري چنين جلساتي انتقال مي يافته است . 
9 ربيع يا 26 ذي الحجة؟ 
بسياري از بزرگان شيعه براين اتفاق نظر دارند که تاريخ قتل خليفه دوم 26 يا 29 ذي الحجة سال 23 هـ .ق است. 
شيخ مفيد در کتاب « مسار الشيعه » آورده است: 
« در روز بيست و ششم ذي الحجة سال 23 هجري عمر بن خطاب مجروح گرديد و در بيست ونهم ماه درگذشت . » 
هم چنين ابن ادريس حلي در كتاب معروفي به نام سرائر آورده است: 
« بايد دانست که قتل خليفه دوم در 26 ذي الحجة سال 23 هـ .ق واقع شده است و اين مطلبي است که صاحبان کتاب هاي « قره »، « معجم »، « طبقات »، « مسار الشيعه »، و سيد بن طاووس بر آن تصريح نموده اند بلکه اجماع شيعه و اهل تسنن نيز براين است . » 
سيد بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال نوشته است : در رابطه با روز نهم ربيع الاول ، روايتي عظيم الشان نقل شده است و برخي از برادران امامي غير عربما در اين روز بسيار اظهار خوشحالي نموده و قائلند كه اين روز ، روز هلاكت شخصي است كه به خدا و رسول ( صلي ا... عليه و اله ) اهانت كرده و دشمني مي ورزيد ؛ 


ولي من با وجود تفحص در كتب ، تاكنون روايتي موافق با اين روايت نيافته ام . 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

ria1365

ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7861

alirezaHmzezadh تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها