عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

شناخت مهدویت

شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:00 ق.ظ

راز اصلی غیبت حضرت ولی‌عصر(عج) چیست!؟
 

 

راز اصلی غیبت حضرت ولی‌عصر(عج) چیست!؟

 

 

در طول تاریخ، مسأله غیبت برای پیامبران و برخی از اولیاء روی داده از این روی غیبت امام زمان مسأله تازه و ناشناخته برای مسلمانان و دیگر امت‌ها نیست، برای آن دلایل فراوانی وجود دارد، چنانکه برای غیبت دیگر اولیا دلایل فراوانی وجود داشته، شیخ صدوق در کتاب «کمال‌الدین» که آن را به اشاره آن حضرت نوشته درباره غیبت پیامبران و عمرطولانی آن‌ها و علل غیبتشان مطالب جالبی نوشته است.

غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) از اموری‌ است‌ که‌ عقل‌ بشر به‌ تنهایی‌ از کشف‌ همه‌ اسرار آن‌ ناتوان‌ است‌ و پیوسته‌ مورد سؤال‌ قرار گرفته‌ و فکرها را مشغول‌ کرده است‌، ولی‌ باید توجه‌ داشت‌ که‌ بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ علت‌ و فلسفه واقعی‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) سرّی‌ از اسرار الهی‌ است‌ که‌ حکمت‌ آن‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌ و جز خدا و امامان‌ معصوم‌(ع) کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع ‌کافی‌ و کامل‌ ندارد و تنها بعد از ظهور آن‌ حضرت‌ این‌ مطلب‌ روشن‌ خواهد شد.

لذا پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: «یا جابر! ان‌ هذا لامر من‌ أمرالله‌ و سرّ من‌ سرّ الله‌، مطوّی‌ عن‌ عباده‌ فایّاک و الشّک فی‌ أمر الله‌ فهو کفر» ای‌ جابر! (غیبت‌ امام‌ زمان‌) سرّی‌ از اسرار الهی‌ می‌باشد که‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌، مبادا در امر خدا شک کنی‌، چرا که‌ تردید در امر خدا کفر است‌.

چنانکه‌ عبدالله‌ بن‌ فضل‌ هاشمی‌ روایت‌ کرده‌ که‌ از امام‌ صادق‌(ع) شنیدم که‌ می‌فرمود: همانا برای‌ صاحب‌ الامر غیبتی ‌تخلف ‌ناپذیر است‌، به‌ طوری که‌ اهل‌ باطل‌ در آن‌ تردید می‌کنند. عرض‌ کردم‌: یابن‌ رسول‌ الله‌! چرا غیبت‌ می‌کند؟ فرمود: به‌ علّتی‌ که‌ به‌ ما اجازه‌ نداده‌اند ان را آشکار سازیم‌. عرض‌ کردم‌: چه‌ حکمتی‌ در غیبت‌ اوست‌؟ فرمود: همان‌ حکمتی‌ که‌ در غیبت‌ حجت‌های‌ پیش‌ از او بوده‌ است‌. حکمت‌ غیبت‌ قائم‌ بعد از آمدن‌ خود او ظاهر می‌شود، چنانکه‌ حکمت‌ سوراخ‌ کردن‌ کشتی‌ توسط‌ خضر(ع) و کشتن‌ آن‌ بچه‌ و تعمیر دیوار، برای‌ حضرت‌ موسی(ع) ظاهر نگشت‌، مگر موقعی‌ که‌ خواستند از هم‌ جدا شوند.

بنابراین‌ هر چند نمی‌توان‌ به‌ همه‌ اسرار غیبت آن‌ حضرت‌ پی‌برد، اما مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم با استفاده‌ از روایات‌ معصومین(ع) به‌ برخی‌ از این‌ علل‌ و حکمت‌ها اشاره‌ کرده است:

- آزمایش‌ مردم‌

چنان‌ که‌ می‌دانیم‌ یکی‌ از سنت‌های‌ ثابت‌ الهی‌ آزمایش‌ بندگان‌ و گزینش‌ صالحان‌ و پاکان‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ صحنه‌ زندگی ‌همواره‌ صحنه امتحان‌ و آزمایش‌ است‌ تا بندگان‌ از این‌ راه‌ در پرتو ایمان‌ و استقامت‌ و تسلیم‌ خویش‌ در پیروی‌ از اوامر خداوند تربیت‌ یافته‌ و به‌ کمال‌ برسند و استعدادهای‌ نهفته‌ آنان‌ شکوفا شود. لذا در برخی‌ از روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ فلسفه ‌غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) آزمایش‌ مردم‌ است‌. در این‌ زمینه‌ به‌ چند روایت‌ توجه‌ فرمایید:

1- رسول‌ اکرم‌(ص) می‌فرماید: «ذاک الّذی‌ یغیب‌ عن‌ شیعته‌ و اوْلیائه‌ غیْبة‌ لا یثْبت‌ فیها علی‌ القوْل‌ بامامته‌ الاّ من‌ امْتحن‌الله‌ قلْبه‌ للاْیمان‌»، او (امام‌ زمان‌) کسی‌ است‌ که‌ از یاران‌ و شیعیانش‌ غایب‌ می‌شود، غیبتی‌ که‌ در آن‌ غیبت‌ کسی‌ در اعتقاد به‌ امامت‌ حضرت‌ ثابت‌ نمی‌ماند، مگر کسی‌ که‌ خدا قلبش‌ را به‌ ایمان‌ آزموده‌ باشد.

2- امام‌ علی(ع) می‌فرماید: «اما و الله لاقتلن‌ انا و ابنای‌ هذان‌، ولیبعثن‌ الله من‌ ولدی‌ فی‌ آخر الزمان‌ یطالب‌ بدمائنا، و لیبعثن‌ عنهم‌ تمییزاً لأهل‌الضلالة‌ حتی‌ یقول‌ الجاهل‌: ما للّه‌ فی‌ آل‌ محمد من‌ حاجة»، به‌ خدا قسم‌ من‌، و این‌ دو فرزندم‌ (حسن‌ و حسین‌) شهید خواهیم‌ شد، خداوند در آخر الزمان‌ مردی‌ از فرزندانم‌ را به ‌خون خواهی‌ ما بر خواهد انگیخت‌ و او مدتی‌ غایب‌ خواهد شد تا مردم‌ آزمایش‌ شوند و گمراهان‌ جدا شوند، تا جایی‌ که‌ نادان‌ می‌گوید: خداوند دیگر نیازی‌ به‌ آل‌ محمد ندارد».

3ـ امام‌ حسین(ع) می‌فرماید: «برای‌ امام‌ مهدی‌(عج) غیبتی‌ است‌. در این‌ غیبت‌ برخی‌ از دین‌ بر می‌گردند و برخی‌ ثابت‌ قدم‌ می‌مانند. هر کس‌ در این‌ غیبت‌ صبر کند و بر مشکلاتی‌ که‌ از سوی‌ دشمنان‌ ایجاد می‌شود استقامت‌ کند، به‌ قدری‌ از اجر خداوند بهره‌مند می‌‌شود که‌ انگار در کنار پیامبر(ص) به وسیله شمشیر با دشمنان‌ جنگیده‌ است‌».

4ـ پیامبر اسلام(ص) ضمن‌ حدیث‌ مفصلی‌ می‌فرماید: «مهدی‌ از دیدگان‌ پیروانش‌ غایب‌ می‌شود و جز کسانی‌ که‌ خدا دل های‌آنان‌ را جهت‌ ایمان‌، شایسته‌ قرار داده، در اعتقاد و امامت‌ او استوار نمی‌مانند».

5ـ امام‌ صادق(ع)‌ فرمود: این‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) امتحان‌ پیروان‌ و شیعیان است‌. «ان‌ الله عزوجل‌ یحب‌ أن‌ یمتحن‌ الشیعه‌». 

6ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) می‌فرماید: هنگامی‌ که‌ پنجمین‌ فرزندم‌ غایب‌ شد مواظب‌ دین‌ خود باشید، مبادا کسی‌ شما را از دین‌ خارج‌ کند. او ناگزیر غیبتی‌ خواهد داشت‌، به‌ طوری‌ که‌ گروهی‌ از مؤمنان‌ از عقیده خویش‌ بر می‌گردند. خداوند به‌ وسیله ‌غیبت‌، بندگان‌ خویش‌ را آزمایش‌ می‌کند...».

7ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) در روایت‌ دیگر می‌فرماید: «انّما هی‌ من‌ الله ـ عزوجل‌ ـ امتحن‌ بها خلقه‌»، غیبت‌ امام‌مهدی‌ (عج) خود مایه‌ امتحان‌ بندگان‌ از سوی خداوند بزرگ‌ است‌.

شیخ‌ طوسی‌ می‌گوید: از سخنان‌ پیشوایان‌ اسلام‌ بر می‌آید که‌ آزمایش‌ به‌ وسیله‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدی‌(عج) از سخت‌ترین‌آزمایش‌های‌ الهی‌ است‌.

-آزادی‌ از بیعت‌ طاغوت‌های‌ زمان‌

در برخی‌ از روایات‌ اسلامی‌ آمده‌ است‌ که‌ علت‌ و حکمت‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ به وسیله‌ غیبت‌ از یوغ ‌بیعت‌ با طاغوت‌های‌ زمان‌ آزاد می‌شود و تعهد و بیعت‌ با هیچ‌ حاکمی‌ را بر عهده‌ ندارد، تا بتواند در زمان‌ قیام‌ خود، آزادانه‌ تلاش‌ کند. دیگر امامان‌(ع) از روی‌ تقیه‌ حکومت‌ا را به‌ رسمیت‌ می‌شناختند، ولی‌ امام‌ مهدی(عج) مأمور به‌ تقیه‌ نیست‌ و به‌ همین‌ جهت‌ با حکومت‌ها و طاغوت‌های‌ زمان‌ بیعت‌ نمی‌کند. اگر غیبت‌ آن‌ حضرت‌ نباشد، این‌ امر شدنی‌ نیست‌.

امام‌ حسن‌ مجتبی(ع) در این‌ باره‌ فرمود: «ما منّا احد الاّ و یقع‌ فی‌ عنقه‌ بیعة‌ لطاغیة‌ زمانه‌ الاّ القائم‌ الّذی‌ یصّلی‌ روح‌ اللّه ‌عیسی‌ بن‌ مریم‌ خلفه‌ فان‌ الله ـ عزّوجل‌ ـ یخفی‌ ولادته‌ و یغیب‌ شخصه‌ لئلاّ یکون‌ لاحد فی‌ عنقه‌ بیعة‌ اذا خرج‌، ذاک التاسع‌ من‌ ولد اخی‌ الحسین‌...»، هر کدام‌ از ما (امامان‌ اهل‌ البیت(ع)) در زمان‌ خود بیعت‌ حاکمان‌ و طاغوت‌های‌ زمان‌ را از روی‌ تقیه‌ به‌ عهده‌ گرفته‌ایم‌، مگر امام‌ مهدی(عج) که‌ عیسی‌ بن‌ مریم‌ به‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ نماز می‌گذارد. خداوند ولادت‌ او را مخفی‌ نگه‌ داشت‌ و برای‌ او غیبتی‌ در نظر گرفت‌، تا زمانی‌ که‌ قیام‌ می‌کند بر گردنش‌ بیعت‌ حاکمی‌ نباشد».

-حفظ‌ جان‌ امام‌ مهدی‌(عج)

خداوند به‌ وسیله‌ غیبت‌ امام‌ دوازدهم(عج) جانش‌ را از شر دشمنان‌ حفظ‌ کرده است‌. اگر مسأله‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) مطرح‌ نبود «معتمد» عباسی‌ که‌ به‌ خون‌ آن‌ حضرت‌ تشنه‌ بود، مانند پدران‌ بزرگوار آن‌ حضرت‌، امام‌ مهدی(عج) را نیز شهید می‌کرد و زمین‌ از حجت‌ خداوندی‌ خالی‌ می‌شد.

در این‌ باره‌ روایات‌ فراوانی‌ از امامان‌ معصوم(ع)‌ به‌ ما رسیده‌ است‌:

امام‌ محمد باقر(ع) فرمود: ان‌ّ للقائم‌ غیبة‌ قبل‌ ان‌ یقوم‌، قال‌: قلت‌: و لم‌، قال‌: یخاف‌، برای‌ قائم‌ ما (امام‌ مهدی(عج)) قبل‌ از آنکه‌ به‌ پا خیزد غیبتی‌ است‌، راوی‌ پرسید: برای‌ چه‌؟، حضرت‌ فرمود: به‌ جهت‌ اینکه‌ ترس‌ از کشته‌ شدن‌ او وجود دارد.

-آمادگی‌ جهان‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(عج)

به‌ عنوان‌ خاتم‌ الاوصیا و منجی‌ بشریت‌ و کسی‌ که‌ در کره‌ زمین‌ دین‌ اسلام‌ را بر تمامی‌ دین‌ها پیروز می‌گرداند، قطعاً به‌ زمینه‌ و آمادگی‌ جهانی‌ نیازمند است‌. زیرا روش‌ و سیره‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر رعایت‌ امور ظاهری‌ و حکم‌ به‌ ظاهر نیست‌ بلکه‌ مبنی‌ بر رعایت‌ حقایق‌ و حکم‌ به‌ واقعیّات‌، ترک تقیّه‌، مسامحه‌ نکردن‌ در امور دینی‌، احقاق‌ حقوق‌، برقراری‌ عدالت‌ واقعی‌ و اجرای‌ تمام‌ احکام‌ اسلامی‌ است‌.

معلوم‌ است‌ که‌ انجام‌ این‌ برنامه‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ و همه‌ جانبه‌ نیازمند ترقی‌ و رشد بشر در ناحیه‌ علوم‌، معارف‌، فکر، اخلاق‌ و آمادگی‌ جامعه‌ برای‌ پذیرش‌ و استقبال‌ این‌ نهضت‌ و لیاقت‌ زمامداری‌ آن‌ رهبر الهی‌ است.

از این‌ رو جهان‌ باید زمینه این‌ پذیرش‌ را داشته‌ باشد تا این‌ هدف‌ محقق‌ شود. بنابراین‌ می‌توان‌ ‌ آمادگی‌ نداشتن جهان‌ را یکی‌ از فلسفه‌ها و حکمت‌های‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) بر شمرد. نتیجه علت‌ و فلسفه‌ واقعی‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(عج) ‌یکی‌ از رازهای‌ الهی‌ است‌ که جز خداوند و پیشوایان‌ معصوم کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع‌ کافی‌ و کامل‌ ندارد.

راز اصلی غیبت

با این‌ حال‌ طبق‌ بیان‌ معصومین(ع)‌، راز اصلی‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ عبارت‌ است‌ از:

1ـ فراهم‌ نبودن‌ شرایط‌ ظهور، برای‌ تحقق‌ بخشیدن‌ به‌ آرمانی‌ بزرگ‌ همان گسترش‌ عدل‌ و قسط‌ جهانی‌ و به‌ اهتزاز در آوردن‌ پرچم‌ توحید در تمام‌ کره‌ خاکی‌. این‌ آرمان ‌بزرگ‌ نیاز به‌ گذشت‌ زمان‌ و شکوفایی‌ عقل‌ و دانش‌ بشر و آمادگی‌ روحی‌ بشریت‌ دارد، تا جهان‌ به‌ استقبال‌ آن‌ امام‌ عدل‌ و آزادی‌ برود. طبیعی‌ است‌ اگر آن‌ حضرت‌ پیش‌ از فراهم‌ شدن‌ مقدمات‌ در میان‌ مردم‌ ظاهر شود، سرنوشتی‌ مانند دیگر امامان‌ (شهادت‌) یافته‌ و قبل‌ از تحقق‌ آن‌ آرمان‌ بزرگ‌ دیده‌ از جهان‌ برخواهد بست‌.

2ـ محفوظ‌ ماندن‌ از شر جباران‌ و ستمگران‌ است‌.

3ـ در بعضی‌ از روایات‌ حکمت‌های‌ دیگری‌ از جمله‌ آزمایش‌ مردم‌ و اندازه‌ پایبندی‌ و پایداری‌ آنان‌ به‌ دین‌ و ولایت‌ بیان‌ شده‌ است‌. غیبت‌ آن‌ حضرت‌ سبب‌ می‌شود تا نفاق‌ پنهان‌ عده‌ای‌ آشکار شود، ایمان‌ حقیقی‌ دوستداران‌ و شیعیان‌ واقعی‌ امام(عج) از افراد ناخالص‌ و سست‌ ایمان‌ جدا و پاک شود و در یک جمله‌ مؤمن‌ از منافق‌ معلوم‌ شود.

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:01 ق.ظ

شباهت های ظهور امام مهدی(ع) و قیامت
 

 

 

شباهت های ظهور امام مهدی(ع) و قیامت

 

علم زمان ظهور امام مهدی(ع) نزد خداست و هیچ کس از آن آگاهی ندارد. شهیدصدر بااشاره به نشانه های ظهور حضرت حجت(ع)، این نکته را بیان می کند: این نشانه ها حداکثر بر نزدیکی موعود دلالت می کند. . .

 

 

 "تعیین کنندگان وقت دروغگویند، تعیین کنندگان وقت دروغگویند، تعیین کنندگان وقت دروغگویند...(1)" این پاسخ امام باقر(ع) در جواب فردی است که از ایشان پرسید: آیا برای این امر [برخاستن قائم] وقت [مشخص] وجود دارد؟

 

شاید عمر سوال از زمان ظهور امام مهدی(ع)، به درازای عمر مطرح شدن موضوع غیبت ایشان باشد؛ چه بسا پیامبرانی بوده اند که پیش از بعثت نبی مکرم اسلام(ص)، مسئلة غیبت منجی آخرالزمان را مطرح کرده اند و با این پرسش از جانب مردم روبه رو شده اند که آخرین منجی، کی ظهور خواهد کرد؟

معصومین(ع) در پاسخ به این پرسش نشانه هایی را مطرح کرده اند که به عنوان نشانه های ظهور شهرت یافته اند. البته ایشان همواره تأکید کرده اند که زمان ظهور از اسراری است که کسی جز خداوند از آن خبر ندارد و مردم را از تعیین زمان دقیق ظهور منع کرده اند، همانطور که در حدیث ابتدایی مشاهده کردید.

بنابراین علم زمان ظهور امام مهدی(ع)، فقط نزد خداست و هیچ کس از آن آگاهی ندارد. شهید سیدمحمدصدر در کتاب تاریخ پس از ظهور در ضمن اشاره به نشانه های ظهور حضرت حجت(ع)، این نکته را هم بیان کرده است: "البته این نشانه ها، حداکثر بر نزدیک بودن روز موعود دلالت می کند وگرنه تعیین دقیق زمان ظهور، سری است در علم خداوند سبحان تا هنگام ظهور(2)." با کمی تأمل و سیر در آیات قرآن کریم متوجه می شویم که این فقط زمان ظهور امام موعود نیست که از اسرار الهی است، بلکه زمان وقوع قیامت کبری هم در ظرف علم و سر الهی جایگیر شده است.

یکی دیگر از پرسش های قدیمی بشر، سوال از زمان برپایی قیامت و دادگاه عدل الهی است. امت اسلام نیز این پرسش را بارها و بارها در محضر رسول اکرم(ص) مطرح کرده اند. خداوند در سوره اعراف به این موضوع اشاره کرده است : « یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّاعَةِ أَیّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ: از تو درباره قیامت می پرسند [که] وقوع آن چه وقت است؟ بگو: علم آن، تنها نزد پروردگار من است. جز او[ هیچ کس ] آن را به موقع خود آشکار نمی گرداند.[ این حادثه ] بر آسمان ها و زمین گران است، جز ناگهان به شما نمی رسد. [ باز ] از تو می پرسند گویا تو از [ زمان وقوع ] آن آگاهی. بگو: علم آن، تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی دانند (3).»

در پایان این مطلب، راز خداوندی بودن زمان ظهور و قیامت را نیز به لیست شباهت های ظهور حضرت حجت(ع) و قیامت اضافه می کنیم.

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:02 ق.ظ

شباهت های ظهور امام مهدی(ع) و قیامت
 

 

 

شباهت های ظهور امام مهدی(ع) و قیامت

 

 

علم زمان ظهور امام مهدی(ع) نزد خداست و هیچ کس از آن آگاهی ندارد. شهیدصدر بااشاره به نشانه های ظهور حضرت حجت(ع)، این نکته را بیان می کند: این نشانه ها حداکثر بر نزدیکی موعود دلالت می کند. . .

 

 

 

 

 "تعیین کنندگان وقت دروغگویند، تعیین کنندگان وقت دروغگویند، تعیین کنندگان وقت دروغگویند...(1)" این پاسخ امام باقر(ع) در جواب فردی است که از ایشان پرسید: آیا برای این امر [برخاستن قائم] وقت [مشخص] وجود دارد؟

 

شاید عمر سوال از زمان ظهور امام مهدی(ع)، به درازای عمر مطرح شدن موضوع غیبت ایشان باشد؛ چه بسا پیامبرانی بوده اند که پیش از بعثت نبی مکرم اسلام(ص)، مسئلة غیبت منجی آخرالزمان را مطرح کرده اند و با این پرسش از جانب مردم روبه رو شده اند که آخرین منجی، کی ظهور خواهد کرد؟

معصومین(ع) در پاسخ به این پرسش نشانه هایی را مطرح کرده اند که به عنوان نشانه های ظهور شهرت یافته اند. البته ایشان همواره تأکید کرده اند که زمان ظهور از اسراری است که کسی جز خداوند از آن خبر ندارد و مردم را از تعیین زمان دقیق ظهور منع کرده اند، همانطور که در حدیث ابتدایی مشاهده کردید.

بنابراین علم زمان ظهور امام مهدی(ع)، فقط نزد خداست و هیچ کس از آن آگاهی ندارد. شهید سیدمحمدصدر در کتاب تاریخ پس از ظهور در ضمن اشاره به نشانه های ظهور حضرت حجت(ع)، این نکته را هم بیان کرده است: "البته این نشانه ها، حداکثر بر نزدیک بودن روز موعود دلالت می کند وگرنه تعیین دقیق زمان ظهور، سری است در علم خداوند سبحان تا هنگام ظهور(2)." با کمی تأمل و سیر در آیات قرآن کریم متوجه می شویم که این فقط زمان ظهور امام موعود نیست که از اسرار الهی است، بلکه زمان وقوع قیامت کبری هم در ظرف علم و سر الهی جایگیر شده است.

یکی دیگر از پرسش های قدیمی بشر، سوال از زمان برپایی قیامت و دادگاه عدل الهی است. امت اسلام نیز این پرسش را بارها و بارها در محضر رسول اکرم(ص) مطرح کرده اند. خداوند در سوره اعراف به این موضوع اشاره کرده است : « یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّاعَةِ أَیّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ: از تو درباره قیامت می پرسند [که] وقوع آن چه وقت است؟ بگو: علم آن، تنها نزد پروردگار من است. جز او[ هیچ کس ] آن را به موقع خود آشکار نمی گرداند.[ این حادثه ] بر آسمان ها و زمین گران است، جز ناگهان به شما نمی رسد. [ باز ] از تو می پرسند گویا تو از [ زمان وقوع ] آن آگاهی. بگو: علم آن، تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی دانند (3).»

در پایان این مطلب، راز خداوندی بودن زمان ظهور و قیامت را نیز به لیست شباهت های ظهور حضرت حجت(ع) و قیامت اضافه می کنیم.

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:03 ق.ظ

تفاوت رجعت با قیامت!
 

 

 

اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(علیه السلام) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث همدلی مۆمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

 

معنای رجعت چیست؟

 

«رجعت» در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح کلام و حدیث، به بازگشت گروهی از مۆمنان خالص و کافران شرور پس از مرگ به این جهان، قبل از قیامت، رجعت گفته می‌شود.

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌گردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

علامه طباطبایی می‌فرماید: روایاتی که رجعت را اثبات می‌کنند، اگر چه با هم اختلافی دارند، اما همه آن‌ها در این معنا متحدند که سیر و حرکت نظام عالم به سمتی است که تمام آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و دیگر معصیت خدای سبحان انجام نشود، بلکه به طور خالص و بدون دخالت‌ هوای نفس و وسوسه شیطان عبارت شود، عده‌ای از دوستان و دشمنان خدای تعالی که مرده‌اند به دنیا برگردند و حق و باطل کاملاً از هم جدا و شناخته شوند.

 

 

 

این مطلب می‌رساند که رجعت یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحله پایین‌تری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنه‌انگیزی هست- اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد - از همین رو، دوران ظهور حضرت مهدی (عج) نیز شاید یکی از مراتب قیامت باشد؛ زیرا در آن روز نیز حق ظهوری آشکار دارد، هر چند که در این جهت روز ظهور باز در مرتبه‌ای پایین‌تر از رجعت قرار دارد. از قول امامان معصوم(علیهم السلام) نیز وارد شده است که «ایام‌الله 3 روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت».

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌کردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این 3 روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم(علیهم السلام) بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به ظهور و گاهی به ظهور حضرت مهدی(عج) تفسیر فرمایند.

 

 

 

از زنده شدن مو منان و انتقام از دشمنان خدا تا لذت درک دولت حق در زمان ظهور

 

فلسفه و فواید رجعت چیست؟

 

 

 

برخی از فلسفه‌ها و فواید عبارتند از :

 

 

 

- پاداش و کیفردهی

 

یکی از فلسفه‌هایی که برای رجعت در روایات شمرده و اندیشمندان شیعی نیز به آ‌ن تصریح کرده‌اند، این است که گروهی از شیعیان که پیش از قیام امام مهدی(عج) از دنیا رفته‌اند به دنیا باز می‌گردند تا به پاداش یاری و همراهی و درک ظهور و حکومت آن حضرت برسند. نیز برخی از دشمنان امام مهدی(عج) زنده می‌شوند تا به سزای برخی از اعمال زشت خود برسند و از آنان انتقام گرفته شود.

 

 

 

-خشنودی و ناراحتی از حکومت حق (تکریم مومنان):

 

 

 

در برخی روایات آمده است که بازنگشتن مۆمنان خالص به این دنیا، به خاطر شادی و لذت بردن از تحقق دولت حق است و بازگشت کافران شرور، برای ناراحتی و تألم از برپایی حکومت الهی و عادلانه است.

 

 

 

-ایجاد امید:

 

بی‌تردید، همان‌گونه که انتظار فرج عبادتی بس بزرگ است که نقش مهمی در پویایی و تحرک جامعه ایفا می‌کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا در زمان دولت کریمه نیز می‌تواند نقش برجسته‌ای در نشاط دینی و امید به ظهور در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) داشته باشد؛ چرا که انسان با دیدن افرادی که تمام عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) سپری کرده‌اند و آن گاه بدون درک ظهور از دنیا می‌روند، دچار سرخوردگی شده و حتی در مقام انتظار نیز دچار یأس خواهد شد، اما اگر بداند در هنگام ظهور، در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام وجود دارد، در امیدواری نقش بسیاری خواهد داشت.

 

 

 

-رسیدن به کمال و مرتبه بالای ایمان:

 

از آن جا که رجعت کنندگان باید به مرتبه بالای ایمان دست یابند، شخصی که می‌خواهد ظهور را درک کند و از یاوران امام عصر(عج) شود، نهایت تلاش خود را به کار می‌بندند تا به درجه بالای ایمانی دست یابد و از رجعت‌کنندگان شود.

 

 

 

آیت‌الله شاه‌آبادی (استاد عرفان امام خمینی) می‌گوید: «بازگشت مجدد مۆمنان خالص به دنیا به منظور تکمیل حلقه تکاملی است که ناتمام مانده»؛ چرا که کمال نهایی در سایه تربیت مستقیم معصوم و حکومت اسلامی امکان‌پذیر است.

 

 

 

اعتقاد به «رجعت» واجب است

 

رجعت از اعتقادات مهم شیعه و از ضروریات تشیع به شمار می‌آید، این عقیده در زمان پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) تاکنون مدنظر علمای دین بوده و ده‌ها کتاب در این زمینه به نگارش در آمده است، فضل ‌بن شاذان که هم‌زمان با امام جواد و امام هادی(علیه السلام) بوده، کتابی در اثبات رجعت نوشته است، حتی برخی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) مانند ابوالطفیل کتانی و اصبغ بن نباته اعتقاد به رجعت داشتند.

 

 

 

انکار رجعت جایز نیست. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد و در روایت دیگری از امام رضا (علیه السلام) می‌خوانیم: کسی که به چند چیز اقرار داشته‌اند، او مۆمن حقیقی و از شیعیان ما اهل بیت است: اقرار به یگانگی خدا، رجعت، معراج، سئوال قبر، قیامت، شفاعت، حساب و ... همچنین برخی از دانشمندان شیعی اعتقاد به رجعت را واجب دانسته‌اند.

 

 

 

آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌اند.

 

 

 

طعم خوش حکومت اسلامی به رهبری ائمه(علیه السلام) در مرحله دوم رجعت احساس می‌شود .

 


رجعت چند مرحله دارد؟

 

رجعت 2 مرحله دارد:

 

مرحله اول، رجعت هنگام ظهور امام زمان(عج) است، در این زمان، تعدادی از افرادی که دارای ایمان کامل هستند، زنده می‌شوند و به این دنیا باز می‌گردند تا امام زمان(عج) را یاری کنند و شوکت و عظمت حکومت جهانی ایشان را ببینند و متنعم شوند، نیز عده‌ای از بدترین کافران منافقان، زنده می‌شوند تا عذاب شوند و به مقداری از سزای کارهای ناشایست خود برسند، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیه السلام) نیز در زمان امام مهدی(عج) رجعت می‌کنند و به او یاری می‌رسانند.

 

 

 

مرحله دوم: رجعت پس از دوره حکومت امام مهدی(عج) است، در این نوع رجعت، امامان همراه اصحاب خاص و دشمنان سرسختشان به دنیا باز می‌گردند و دولت کریمه و عادلانه امامان شروع می‌شود، اگر مردم در هزاران سال غالباً حکمرانی حاکمان ستمگر را دیده‌اند، هنگام رجعت امامان، طعم خوش حکومت اسلامی را به رهبری ائمه اطهار(علیه السلام) درک می‌کنند، آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌تفاوت رجعت با قیامت!
 

 

 

اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(علیه السلام) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث همدلی مۆمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

 

معنای رجعت چیست؟

 

«رجعت» در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح کلام و حدیث، به بازگشت گروهی از مۆمنان خالص و کافران شرور پس از مرگ به این جهان، قبل از قیامت، رجعت گفته می‌شود.

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌گردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

علامه طباطبایی می‌فرماید: روایاتی که رجعت را اثبات می‌کنند، اگر چه با هم اختلافی دارند، اما همه آن‌ها در این معنا متحدند که سیر و حرکت نظام عالم به سمتی است که تمام آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و دیگر معصیت خدای سبحان انجام نشود، بلکه به طور خالص و بدون دخالت‌ هوای نفس و وسوسه شیطان عبارت شود، عده‌ای از دوستان و دشمنان خدای تعالی که مرده‌اند به دنیا برگردند و حق و باطل کاملاً از هم جدا و شناخته شوند.

 

 

 

این مطلب می‌رساند که رجعت یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحله پایین‌تری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنه‌انگیزی هست- اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد - از همین رو، دوران ظهور حضرت مهدی (عج) نیز شاید یکی از مراتب قیامت باشد؛ زیرا در آن روز نیز حق ظهوری آشکار دارد، هر چند که در این جهت روز ظهور باز در مرتبه‌ای پایین‌تر از رجعت قرار دارد. از قول امامان معصوم(علیهم السلام) نیز وارد شده است که «ایام‌الله 3 روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت».

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌کردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این 3 روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم(علیهم السلام) بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به ظهور و گاهی به ظهور حضرت مهدی(عج) تفسیر فرمایند.

 

 

 

از زنده شدن مو منان و انتقام از دشمنان خدا تا لذت درک دولت حق در زمان ظهور

 

فلسفه و فواید رجعت چیست؟

 

 

 

برخی از فلسفه‌ها و فواید عبارتند از :

 

 

 

- پاداش و کیفردهی

 

یکی از فلسفه‌هایی که برای رجعت در روایات شمرده و اندیشمندان شیعی نیز به آ‌ن تصریح کرده‌اند، این است که گروهی از شیعیان که پیش از قیام امام مهدی(عج) از دنیا رفته‌اند به دنیا باز می‌گردند تا به پاداش یاری و همراهی و درک ظهور و حکومت آن حضرت برسند. نیز برخی از دشمنان امام مهدی(عج) زنده می‌شوند تا به سزای برخی از اعمال زشت خود برسند و از آنان انتقام گرفته شود.

 

 

 

-خشنودی و ناراحتی از حکومت حق (تکریم مومنان):

 

 

 

در برخی روایات آمده است که بازنگشتن مۆمنان خالص به این دنیا، به خاطر شادی و لذت بردن از تحقق دولت حق است و بازگشت کافران شرور، برای ناراحتی و تألم از برپایی حکومت الهی و عادلانه است.

 

 

 

-ایجاد امید:

 

بی‌تردید، همان‌گونه که انتظار فرج عبادتی بس بزرگ است که نقش مهمی در پویایی و تحرک جامعه ایفا می‌کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا در زمان دولت کریمه نیز می‌تواند نقش برجسته‌ای در نشاط دینی و امید به ظهور در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) داشته باشد؛ چرا که انسان با دیدن افرادی که تمام عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) سپری کرده‌اند و آن گاه بدون درک ظهور از دنیا می‌روند، دچار سرخوردگی شده و حتی در مقام انتظار نیز دچار یأس خواهد شد، اما اگر بداند در هنگام ظهور، در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام وجود دارد، در امیدواری نقش بسیاری خواهد داشت.

 

 

 

-رسیدن به کمال و مرتبه بالای ایمان:

 

از آن جا که رجعت کنندگان باید به مرتبه بالای ایمان دست یابند، شخصی که می‌خواهد ظهور را درک کند و از یاوران امام عصر(عج) شود، نهایت تلاش خود را به کار می‌بندند تا به درجه بالای ایمانی دست یابد و از رجعت‌کنندگان شود.

 

 

 

آیت‌الله شاه‌آبادی (استاد عرفان امام خمینی) می‌گوید: «بازگشت مجدد مۆمنان خالص به دنیا به منظور تکمیل حلقه تکاملی است که ناتمام مانده»؛ چرا که کمال نهایی در سایه تربیت مستقیم معصوم و حکومت اسلامی امکان‌پذیر است.

 

 

 

اعتقاد به «رجعت» واجب است

 

رجعت از اعتقادات مهم شیعه و از ضروریات تشیع به شمار می‌آید، این عقیده در زمان پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) تاکنون مدنظر علمای دین بوده و ده‌ها کتاب در این زمینه به نگارش در آمده است، فضل ‌بن شاذان که هم‌زمان با امام جواد و امام هادی(علیه السلام) بوده، کتابی در اثبات رجعت نوشته است، حتی برخی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) مانند ابوالطفیل کتانی و اصبغ بن نباته اعتقاد به رجعت داشتند.

 

 

 

انکار رجعت جایز نیست. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد و در روایت دیگری از امام رضا (علیه السلام) می‌خوانیم: کسی که به چند چیز اقرار داشته‌اند، او مۆمن حقیقی و از شیعیان ما اهل بیت است: اقرار به یگانگی خدا، رجعت، معراج، سئوال قبر، قیامت، شفاعت، حساب و ... همچنین برخی از دانشمندان شیعی اعتقاد به رجعت را واجب دانسته‌اند.

 

 

 

آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌اند.

 

 

 

طعم خوش حکومت اسلامی به رهبری ائمه(علیه السلام) در مرحله دوم رجعت احساس می‌شود .

 


رجعت چند مرحله دارد؟

 

رجعت 2 مرحله دارد:

 

مرحله اول، رجعت هنگام ظهور امام زمان(عج) است، در این زمان، تعدادی از افرادی که دارای ایمان کامل هستند، زنده می‌شوند و به این دنیا باز می‌گردند تا امام زمان(عج) را یاری کنند و شوکت و عظمت حکومت جهانی ایشان را ببینند و متنعم شوند، نیز عده‌ای از بدترین کافران منافقان، زنده می‌شوند تا عذاب شوند و به مقداری از سزای کارهای ناشایست خود برسند، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیه السلام) نیز در زمان امام مهدی(عج) رجعت می‌کنند و به او یاری می‌رسانند.

 

 

 

مرحله دوم: رجعت پس از دوره حکومت امام مهدی(عج) است، در این نوع رجعت، امامان همراه اصحاب خاص و دشمنان سرسختشان به دنیا باز می‌گردند و دولت کریمه و عادلانه امامان شروع می‌شود، اگر مردم در هزاران سال غالباً حکمرانی حاکمان ستمگر را دیده‌اند، هنگام رجعت امامان، طعم خوش حکومت اسلامی را به رهبری ائمه اطهار(علیه السلام) درک می‌کنند، آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌تفاوت رجعت با قیامت!

 

 

اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(علیه السلام) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث همدلی مۆمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

 

معنای رجعت چیست؟

 

«رجعت» در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح کلام و حدیث، به بازگشت گروهی از مۆمنان خالص و کافران شرور پس از مرگ به این جهان، قبل از قیامت، رجعت گفته می‌شود.

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌گردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

علامه طباطبایی می‌فرماید: روایاتی که رجعت را اثبات می‌کنند، اگر چه با هم اختلافی دارند، اما همه آن‌ها در این معنا متحدند که سیر و حرکت نظام عالم به سمتی است که تمام آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و دیگر معصیت خدای سبحان انجام نشود، بلکه به طور خالص و بدون دخالت‌ هوای نفس و وسوسه شیطان عبارت شود، عده‌ای از دوستان و دشمنان خدای تعالی که مرده‌اند به دنیا برگردند و حق و باطل کاملاً از هم جدا و شناخته شوند.

 

 

 

این مطلب می‌رساند که رجعت یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحله پایین‌تری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنه‌انگیزی هست- اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد - از همین رو، دوران ظهور حضرت مهدی (عج) نیز شاید یکی از مراتب قیامت باشد؛ زیرا در آن روز نیز حق ظهوری آشکار دارد، هر چند که در این جهت روز ظهور باز در مرتبه‌ای پایین‌تر از رجعت قرار دارد. از قول امامان معصوم(علیهم السلام) نیز وارد شده است که «ایام‌الله 3 روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت».

 

 

 

در حقیقت «رجعت» جلوه کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است، تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌کردند و در قیامت همه مردم بدون استثناء محشور می‌شوند.

 

 

 

و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این 3 روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم(علیهم السلام) بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به ظهور و گاهی به ظهور حضرت مهدی(عج) تفسیر فرمایند.

 

 

 

از زنده شدن مو منان و انتقام از دشمنان خدا تا لذت درک دولت حق در زمان ظهور

 

فلسفه و فواید رجعت چیست؟

 

 

 

برخی از فلسفه‌ها و فواید عبارتند از :

 

 

 

- پاداش و کیفردهی

 

یکی از فلسفه‌هایی که برای رجعت در روایات شمرده و اندیشمندان شیعی نیز به آ‌ن تصریح کرده‌اند، این است که گروهی از شیعیان که پیش از قیام امام مهدی(عج) از دنیا رفته‌اند به دنیا باز می‌گردند تا به پاداش یاری و همراهی و درک ظهور و حکومت آن حضرت برسند. نیز برخی از دشمنان امام مهدی(عج) زنده می‌شوند تا به سزای برخی از اعمال زشت خود برسند و از آنان انتقام گرفته شود.

 

 

 

-خشنودی و ناراحتی از حکومت حق (تکریم مومنان):

 

 

 

در برخی روایات آمده است که بازنگشتن مۆمنان خالص به این دنیا، به خاطر شادی و لذت بردن از تحقق دولت حق است و بازگشت کافران شرور، برای ناراحتی و تألم از برپایی حکومت الهی و عادلانه است.

 

 

 

-ایجاد امید:

 

بی‌تردید، همان‌گونه که انتظار فرج عبادتی بس بزرگ است که نقش مهمی در پویایی و تحرک جامعه ایفا می‌کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا در زمان دولت کریمه نیز می‌تواند نقش برجسته‌ای در نشاط دینی و امید به ظهور در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) داشته باشد؛ چرا که انسان با دیدن افرادی که تمام عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) سپری کرده‌اند و آن گاه بدون درک ظهور از دنیا می‌روند، دچار سرخوردگی شده و حتی در مقام انتظار نیز دچار یأس خواهد شد، اما اگر بداند در هنگام ظهور، در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام وجود دارد، در امیدواری نقش بسیاری خواهد داشت.

 

 

 

-رسیدن به کمال و مرتبه بالای ایمان:

 

از آن جا که رجعت کنندگان باید به مرتبه بالای ایمان دست یابند، شخصی که می‌خواهد ظهور را درک کند و از یاوران امام عصر(عج) شود، نهایت تلاش خود را به کار می‌بندند تا به درجه بالای ایمانی دست یابد و از رجعت‌کنندگان شود.

 

 

 

آیت‌الله شاه‌آبادی (استاد عرفان امام خمینی) می‌گوید: «بازگشت مجدد مۆمنان خالص به دنیا به منظور تکمیل حلقه تکاملی است که ناتمام مانده»؛ چرا که کمال نهایی در سایه تربیت مستقیم معصوم و حکومت اسلامی امکان‌پذیر است.

 

 

 

اعتقاد به «رجعت» واجب است

 

رجعت از اعتقادات مهم شیعه و از ضروریات تشیع به شمار می‌آید، این عقیده در زمان پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) تاکنون مدنظر علمای دین بوده و ده‌ها کتاب در این زمینه به نگارش در آمده است، فضل ‌بن شاذان که هم‌زمان با امام جواد و امام هادی(علیه السلام) بوده، کتابی در اثبات رجعت نوشته است، حتی برخی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) مانند ابوالطفیل کتانی و اصبغ بن نباته اعتقاد به رجعت داشتند.

 

 

 

انکار رجعت جایز نیست. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد و در روایت دیگری از امام رضا (علیه السلام) می‌خوانیم: کسی که به چند چیز اقرار داشته‌اند، او مۆمن حقیقی و از شیعیان ما اهل بیت است: اقرار به یگانگی خدا، رجعت، معراج، سئوال قبر، قیامت، شفاعت، حساب و ... همچنین برخی از دانشمندان شیعی اعتقاد به رجعت را واجب دانسته‌اند.

 

 

 

آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌اند.

 

 

 

طعم خوش حکومت اسلامی به رهبری ائمه(علیه السلام) در مرحله دوم رجعت احساس می‌شود .

 


رجعت چند مرحله دارد؟

 

رجعت 2 مرحله دارد:

 

مرحله اول، رجعت هنگام ظهور امام زمان(عج) است، در این زمان، تعدادی از افرادی که دارای ایمان کامل هستند، زنده می‌شوند و به این دنیا باز می‌گردند تا امام زمان(عج) را یاری کنند و شوکت و عظمت حکومت جهانی ایشان را ببینند و متنعم شوند، نیز عده‌ای از بدترین کافران منافقان، زنده می‌شوند تا عذاب شوند و به مقداری از سزای کارهای ناشایست خود برسند، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیه السلام) نیز در زمان امام مهدی(عج) رجعت می‌کنند و به او یاری می‌رسانند.

 

 

 

مرحله دوم: رجعت پس از دوره حکومت امام مهدی(عج) است، در این نوع رجعت، امامان همراه اصحاب خاص و دشمنان سرسختشان به دنیا باز می‌گردند و دولت کریمه و عادلانه امامان شروع می‌شود، اگر مردم در هزاران سال غالباً حکمرانی حاکمان ستمگر را دیده‌اند، هنگام رجعت امامان، طعم خوش حکومت اسلامی را به رهبری ائمه اطهار(علیه السلام) درک می‌کنند، آری! دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهی‌اند

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:04 ق.ظ

علت فاش ‌شدن محل سکونت حضرت حجت(عج)
 

 

علت فاش ‌شدن محل سکونت حضرت حجت(عج)

 

پنجشنبه بیست و سوم ذی‌الحجه سال 412 هجری قمری، فرمان دیگری از پیشگاه مقدس اباصالح‌المهدی(عج) به افتخار شیخ مفید صادر شد، برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری از آن‌ها این جمله نورانی دیده می‌شود: "برادر گرامی و استوار: شیخ مفید..." اما به راستی شیخ مفید چه ویژگی‌داشت که این گونه مورد محبت امام زمان(عج) خویش قرار می‌گیرد؟

 

 

لقب مفید را چه کسی به شیخ داد؟
در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامه‌ای از طرف حضرت ولی‌عصر(عج) برای وی فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب (مفید) به او داده شد. این نامه با عبارات زیر شروع می‌شود: "للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید..."

 

همچنین در توقیعی دیگر با لطفی افزون‌تر در پنج‌شنبه 23 ذی‌الحجه هجری با این عبارت: "بسم‌الله الرحمن الرحیم، سلام الله علیک ایها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمه الصدق..." عظمت آن عالم فرزانه، به شیعیان ثابت شد.

 

متن توقیع امام زمان(عج) به مفید امتش در 23 ذی‌الحجه
درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین و شایسته، مردم را به سوی حق فرا می‎خوانی!

 

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه می‎طلبیم.

 

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

 

 

 

چرا امام زمان(عج) محل سکونتش را به شیخ مفید گفت؟
ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

 

ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیده‎ایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، به ناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت به این جا آمده‎ایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا به آن وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

 

از این رو تو که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ کند، باید در برابر فتنه‎ای که جان آنان را که آن را در دل‎هایشان کشته‎اند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.

 

هنگامی که حضرت مهدی(عج) خبر از واقعه‌ای به شیخ مفید می‌دهد
و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و کناره‎گیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎کردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.

 

راهکارهای امام زمان(عج) برای در امان ماندن از فتنه‌های عصر غیبت برای شیعیانش
بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.

 

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همان طور که دوستان شایسته‎کردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید کند! ما به تو اطمینان می‎دهیم که هر کس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمت‎هایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.

 

دلایل تاخیر ظهور از زبان حضرت حجت(عج)
دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک صدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

 

از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد، خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(ص) و خاندان پاکش باد!

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:05 ق.ظ

اصحاب و یاران حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف - بخش 2
 

 

اصحاب و یاران حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف - بخش 2

 

 

بخش دوم و پایانی

 

رزمندگان خراسان

 

براساس روایات، از نیروهایی که هنگام ظهور، به حمایت از قیام حضرت به پا می‌خیزند، سپاهیان خراسانند که از ایران سازماندهی می‌شوند. سپاه اهالی خراسان که در روایات ناظر به ایران آن زمان است و تا مناطق ماوراءالنهر را شامل می‌شود، پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام با پرچم‌های سیاه، به فرماندهی سید خراسانی برای بیعت و یاری امام مهدی علیه السلام حرکت می‌کنند.

 

این، هنگامی است که امام عصر علیه السلام از مدینه به سوی کوفه حرکت کرده است. سپاه خراسانی، میان راه به حضرت مهدی علیه السلام می‌پیوندند و تحت فرمان حضرت، برای جنگ با سفیانی راهی کوفه می‌شوند.

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هنگامی که مشاهده کردید پرچم‌های سیاه از سوی خراسان می‌آیند، با هر وسیله ممکن به سوی آن‌ها بشتابید؛ هر چند مجبور باشید برای این کار روی برف و یخ سینه‌ خیز بروید؛ چرا که خلیفة الله مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میان آن پرچم‌ها حضور دارد (مجلسی، همان: ج51، ص82).

 

ابو خالد کابلی از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: گویا می‌بینم قومی را که در مشرق خروج کرده‌اند و حق را مطالبه می‌کنند؛ پس به ایشان داده نمی‌شود. باز مطالبه حق می‌کنند و به ایشان داده نمی‌شود؛ پس چون چنین ببینند، شمشیرهای خود را بر دوش خود گذارند.

 

آن‌گاه آنچه می‌خواستند به ایشان داده شود و ایشان قبول نکنند، تا این‌که قیام کنند و نخواهند دولت را مگر، به صاحب شما. کشته‌های ایشان، شهدایند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک می‌کردم، خود را برای صاحب این امر، نگاه می‌داشتم (نعمانی، همان: ص182؛ کورانی، همان: ج3، ص269).

 

این روایت، بر اصالت و حقانیت نهضت مردمان مشرق زمین و نقش زمینه‌ساز آن دلالت روشنی دارد. ظاهراً کلمة «مشرق» در این روایت نیز ناظر به منطقة خراسان است؛ همان چیزی که در دیگر روایات بدان تصریح شده است. از این روایت استفاده می‌شود که تشکیل سپاه و سازماندهی رزمندگان خراسان، با مدیریت مستقیم امام مهدی علیه السلام و دست‌کم با هماهنگی و اشراف آن حضرت است. آنان، در مقابله و شکست دشمنان حضرت در عراق یعنی جنبش سفیانی، نقش مؤثری خواهند داشت.

 

در رابطه با قیام خراسانی، چند نکته قابل ذکر است: 1. عنوان خراسان ـ همان‌گونه که اشاره شد ـ تا آن طرف بلخ و بخارا را شامل می‌شود؛ لذا دربارة محل خروج وی و این‌که خراسانی از کدام قسمت خراسان خروج می‌کند، در روایات به محل خاصی اشاره نشده است. 2. ماهیت و چگونگی قیام خراسانی نیز در روایات به صورت شفاف بیان نشده است؛ به همین سبب در این خصوص و نیز شخصیتی که رهبری این قیام را بر عهده دارد، اطلاعات دقیقی وجود ندارد.

 

در برخی روایات سخن از خروج سید خراسانی و در برخی دیگر از روایات از سید حسنی، سخن به میان آمده است. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «بیرق‌های سیاهی که از خراسان خروج می‏کند، به کوفه نازل خواهند شد؛ پس چون مهدی علیه السلام به سوی عراق حرکت کند، آنان با او بیعت خواهند نمود» (مجلسی، همان: ج52، ص217)؛ به همین سبب این احتمال که این دو عنوان برای یک نفر باشد یا این‌که بیانگر دو قیام از خراسان با رهبری دو نفر باشد، وجود دارد.

 

3. نقش قیام خراسانی در زمینه سازی و حمایت از قیام امام مهدی علیه السلام قابل توجه است. در روایتی که ابو‏خالد کابلی از امام باقر علیه السلام نقل کرده است، حضرت، نقش آنان را چنین توصیف کرده است: گویی اکنون گروهی را با چشم خود می‏بینم که از مشرق قیام کرده‏اند و خواستار حقند؛ ولی آن را به آن‌ها نمی‏دهند.

 

سپس باز حقشان را می‏طلبند؛ ولی به آنان داده نمی‏شود و چون چنان دیدند، اسلحه‏های خود را برمی‏گیرند و بر گردن هایشان می‏گذارند. این وقت، آنچه را که می‏خواستند به آن‌ها داده می‏شود؛ ولی آن طایفه دیگر نمی‏پذیرند، تا این‌که قیام می‏کنند و کارشان رونق می‏گیرد، و آنان آن را به کسی نخواهند داد مگر به صاحب شما )= حضرت مهدی علیه السلام‌( و کشته ‏شدگانشان شهیدند.

 

آگاه باش که اگر من آن روز را درک می‏کردم؛ خود را برای صاحب این امر، نگه می‏داشتم (نعمانی، همان: ص273؛ مجلسی، همان: ج52، ص243). در این روایت، امام باقر علیه السلام ضمن این‌که برحقانیت انقلاب کنندگان و کشته‏شدگان آن‌ها تأکید فرموده، از نقش حمایتی آنان برای برپایی حکومت عدل مهدوی خبرداده است.

 

4. همزمانی قیام خراسانی باخروج سفیانی. در برخی روایات، خروج خراسانی و سفیانی، به دو اسب مسابقه تشبیه شده‏اند که خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف کوفه در حرکتند، می‌فرماید: خراسانی و سفیانی در حالی خروج می‌کنند که یکی از طرف شرق و دیگری از طرف غرب به سوی کوفه و عراق در حرکتند و هر کدام سعی می‌کند که از دیگری پیشی بگیرد (نعمانی، همان: ص264). همچنین حرکت سپاهیان خراسانی، با حرکت نیروهای یمن به فرماندهی شخصی موسوم به یمانی هم‌زمان است. روایات مربوط به این همراهی و هم‌زمانی را در قسمت بعدی بیان خواهیم کرد.

 

سپاه شعیب بن صالح

 

از قیام‌هایی که در آستانه ظهور به وقوع می‌پیوندد، قیامی است که با فرماندهی چهرة شاخصی به نام شعیب بن صالح برای مقابله با دشمنان امام مهدی علیه السلام و حمایت از حضرت صورت می‌گیرد. دربارة این‌که قیام شعیب بن صالح از کدام منطقه است و پیروان او ساکن کدام سرزمین هستند، در برخی روایات، قیام وی از منطقة سمرقند ذکر شده است. از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که فرمود: «بعد از خروج عوف سلمی در تکریت عراق، خروج شعیب بن صالح است از سمرقند» (طوسی، همان: ص444؛ مجلسی، همان: ج52، ص213).

 

قیام شعیب بن صالح، همانند قیام خراسانی با هدف مقابله با جریان ستمگر سفیانی انجام می‌گیرد. این قیام، اندکی قبل از ظهور به وقوع می‌پیوندد و به ظهور امام مهدی علیه السلام می‌انجامد. با ظهور حضرت مهدی علیه السلام شعیب بن صالح با نیروهای تحت امرش به حمایت از حضرت می‌پردازند و با امام مهدی علیه السلام بیعت می‌کنند.

 

بر اساس روایات، او پس از پیوستن به لشکریان حضرت مهدی علیه السلام، خود از سرداران سپاه حضرت می‌شود. در روایتی که عمار یاسر نقل کرده، نام شعیب بن صالح برده شده و او را علمدار حضرت صاحب علیه السلام یاد کرده است (کورانی، همان: ج1، ص399). همچنین از حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: سپس شعیب بن صالح رو می‌آورد. خداوند، بلاد شعیب را به رحمت خود سیراب گرداند! با بیرق‌های سیاه می‌آید، تا این‌که با مهدی بیعت می‌کند و سپس علمدار او می‌شود (کورانی، همان: ج1، ص401).

 

مسلم است که قیام شعیب و نبرد و جهاد وی با جبهة سفیانیان، نقش مهمی در تقویت جبهة حق و فراهم سازی مقدمات ظهور حضرت مهدی علیه السلام، خواهند داشت. امیر المومنین علیه السلام می‌فرماید: «هرگاه پرچم‌های سیاهی که شعیب بن صالح فرماندهی آن را بر عهده دارد، ظاهر شوند و لشکریان سفیانی را شکست دهند، مردم آرزوی مهدی کنند و به جست‌و‌جوی او برآیند» (کورانی، همان: ج3، ص76-621). همچنین از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « شعیب بن صالح، با لشکریان سفیانی جنگ خواهند کرد و آنان را شکست خواهند داد» (کورانی، همان: ص270).

 

سپاه سید حسنی

 

از دیگر قیام‌های آستانة ظهور، قیامی است که با پرچمداری شخصی به نام سید حسنی، به وقوع می‌پیوندد. در روایات، وی جوانی هاشمی که جمعی از سادات دور او را گرفته و پس از قیام از مشرق با امام مهدی علیه السلام در کوفه بیعت می‌کند معرفی شده است. از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «جوانی از بنی هاشم از خراسان بیاید و در جلو او شعیب بن صالح باشد» (همان). به همین احتمال این‌که وی همان سید خراسانی باشد نیز وجود دارد؛ به ویژه با توجه به این‌که شعیب بن صالح نیز پیش‌قراول قیام وی مطرح شده است.

 

به هرحال آنچه قطعی است، این است که مراد از سید حسنی و خروج او در اخبار، غیر از آن سید حسنی معروف به نفس زکیه است که به عنوان پیک امام مهدی علیه السلام در مکه در هنگام ظهور امام علیه السلام کشته می‌شود و سر او را به شام می‌فرستند. نیز مراد، غیر از آن «حسنی»‌ای است که در شام، با امویان می‌جنگد و سفیانی بر او غالب می‌شود؛ بلکه این سید حسنی، کسی است که خروج او از بلاد شرق انجام می‌گیرد و بعد از ورود به عراق، در کوفه با امام مهدی علیه السلام ملاقات و بیعت می‌کند. درپاره‌ای از روایات، خروج وی، از علامات ظهور ذکر شده است. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «… و ظاهر شود سفیانی و یمانی. و حرکت کند حسنی. آن‌گاه صاحب این امر، خروج کند» (مجلسی، همان: ج52، ص242).

 

مجاهد مردان یمنی

 

نهضت یمنی‌ها به فرماندهی شخصی که در روایات از وی با عنوان«یمانی» نام برده شده، یکی از رخدادهای مهم و تأثیرگذار هنگام ظهور است. این نهضت ـ که در روایات، یکی از نشانه‌ها و علائم حتمی ظهور یاد شده، بیش از همه مورد ستایش و تأکید قرار گرفته است. این موضوع، از جهات مختلفی نظیر رهبری نهضت، زمان قیام، مکان قیام، ملیت یمانی، خصوصیات شخصی یمانی، اهداف قیام، ویژگی‌های قیام و… قابل بررسی است.

 

در این نوشتار، نگارنده کوشیده است با نگرش روایی به این بحث، ابعاد مختلف این موضوع را از منظر روایات، مورد توجه قرار دهند. مسألة قیام یمانی در آستانة ظهور حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از نظر منبع شناسی، فقط در منابع روایی شیعی منعکس شده و در مجامع روایی اهل سنت مطرح نگردیده است. روایات موجود در منابع شیعی، وی را از جهات مختلفی توصیف کرده است. این روایات، اصل قیام یمانی را در هنگامة ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک امر قطعی و مسلم می‌داند و تعداد این روایات نیز در حد استفاضه نقل شده است.

 

بر اساس تتبع نگارنده، در مجامع حدیثی شیعه بیش از 45 روایت در این رابطه نقل شده که از این مجموع، تعداد روایاتی که بدون تکرار در مصادر اولیه نقل شده، حدود شانزده روایت است؛ از این رو، در یک تقسیم‌‌بندی کلی، موضوعات مطرح شده در این روایات را در چند محور، می‌توان مورد توجه قرارداد:

 

1. مشخصات فردی: در روایات، هویت فردی و خصوصیات اسمی و نسبی این شخصیت، چندان شفاف بیان نشده است. در این‌باره، فقط دو روایت وجود دارد که وی را با نام حسن یا حسین از منطقة صنعا در یمن، معرفی کرده است: نخست، روایتی است که در کتاب بشارة الاسلام نقل شده است. در این روایت، از یمانی، با نام «حسین» یا «حسن» یاد شده است. در این روایت، آمده است: فرمانروایی از صنعای یمن به نام حسین یا حسن قیام خواهد کرد. در پرتو قیام او که خجسته و طاهر است، فتنه‌ها از میان می‌رود و حق پس از پنهان شدن، آشکار می‌شود (کاظمی، بی‌تا: ص187). روایت دوم نیز در کتاب بشارة الاسلام، از امام صادق علیه السلام نقل شده است. در این روایت که به نسب یمانی اشاره دارد، آمده است: «…خروج مردی از فرزندان عمویم زید در یمن». (همان)

 

آنچه که در کتاب‌های متأخران دربارة مشخصات اسمی یا نسبی یمانی ذکر شده نیز مبتنی بر همین دو روایت است. نویسنده کتاب عصر ظهور، با اشاره به روایت اول می‌گوید: «در بخشی از روایات، وارد شده است که او از یمن و از یک آبادی به نام «کرعه» خروج می‌کند». وی گفته است که بعید نیست این شخص همان یمانی باشد که قبل از قیام حضرت خروج می‌کند (کورانی، همان: ص159). آیت الله صافی گلپایگانی نیز در منتخب الاثر معتقد است وی از یمن خروج می‌کند: «یمانی مردی است که مردم را به سوی مهدی علیه السلام فرا می‌خواند و از یمن خروج می‌کند» (صافی گلپایگانی، 1421: ج2، ص563).

 

به نظر می‌رسد دلالت این دو روایت بر اثبات مطلب، قابل تأمل است؛ زیرا ظاهر این دو روایت دلالت روشنی ندارد که یمانی در این‌جا همان یمانی مورد نظر در باب علایم ظهورباشد؛ چون در هیچ یک از این دو روایت، صحبت از خروج هنگام ظهور یا نزدیک به ظهور، مطرح نیست؛ لذا این احتمال وجود دارد که مراد از یمانی در این دو روایت، یمانی معهود در عصر راوی باشد. بنابراین دربارة شناسنامة اسمی و نسبی «یمانی»، به سبب عدم شفافیت مسأله در روایات، نمی‌توان قضاوت قطعی کرد.

 

2. ملیت یمانی: اما درباره ملیت یمانی و این‌که اهل کجا است و از چه منطقه‌ای قیام خواهد کرد، آنچه در روایات آمده، این است که وی از منطقة «یمن» خروج خواهد کرد. اما این‌که آیا مراد از «یمن»، کشور یمن فعلی است که مرکز آن «صنعا» است یا این‌که منطقة گسترده‌ و وسیع‌تری را شامل می‌شود، باید گفت که روایات در این‌باره نیز صراحت ندارد؛ ولی باتوجه به این‌که در روایات، از اهل یمن به دلیل نقش با اهمیت آنان در زمینه سازی ظهور و یاری حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، تجلیل و ستایش شده است، این احتمال، بیشتر تقویت می‌شود که وی از اهل یمن فعلی باشد. افزون بر این‌که هیچ قرینه‌ای وجود ندارد که اصطلاح «یمنی» در گذشته دارای قلمرو بیشتر از یمن فعلی بوده باشد.

 

3. خروج یمانی، از علائم ظهور: در بعضی از روایات، تصریح شده است، خروج یمانی، یکی از علایم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ مانند روایتی که عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام چنین نقل می‌کند: «پیش از قیام حضرت مهدی علیه السلام، پنج چیز به عنوان علامت و نشانه رخ خواهد داد: «ندای آسمانی، سفیانی، واقعه خسف بیدا و خروج یمانی و کشته شدن نفس زکیه» (صدوق، بی‌تا: ص649؛ همو، بی‌تا: ص304). در حدیث دیگر محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می‌کند که فرمود: از نشانه‌های خروج وی، خروج سفیانی از شام و یمانی از یمن و شنیده شدن صدا از آسمان در ماه رمضان است که ایشان را با نام خود و نام پدرش از آسمان فریاد می‌زند (کاظمی، همان: ص100).

 

4. حتمی بودن خروج یمانی: مسألة دیگر دربارة یمانی حتمی بودن قیام وی در آستانة ظهور است. در روایات، بر محتوم بودن خروج وی، تصریح کرده است: الف. امیر المؤمنین علیه السلام می‌فرماید: «از اموری که حتما اتفاق می‌افتد قبل از قیام قائم علیه السلام، خروج سفیانی، خسف بیدا، کشته شدن نفس زکیه، شنیده شدن صدای آسمانی و خروج یمانی است» (نعمانی، همان: ص252). ب. عبد الله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که حضرت فرمود: «شنیده شدن صدای آسمانی و خروج سفیانی و یمانی و… امری حتمی است» (مفید، همان: ص336).

 

5. زمان قیام یمانی: در روایات، قیام یمانی هم‌زمان قیام خراسانی و خروج سفیانی در آستانه ظهور، بیان شده است. خروج این دو (خراسانی و یمانی) در جهت دعوت به حق و به سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سفیانی در جهت مقابله با قیام حضرت، در یک سال و یک‌ماه و یک روز عنوان شده است که اکنون به چند نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم:

 

الف. ابو بصیر از امام باقر علیه السلام در حدیثی مفصل نقل می‌کند که حضرت فرمود: «خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق می‌افتد؛ به صورت پی در پی یکی به دنبال دیگری رخ می‌دهد».(نعمانی، همان: ص253)

 

ب. امام صادق علیه السلام نیز درباره هم‌زمانی و رقابت یمانی با سفیانی می‌فرماید: «قیام این دو شخص یکی در جبهه حق و دیگری در جبهه باطل در تقابل و رقابت با هم قرار دارد؛ همانند رقابت دو اسب تیزرو» (نعمانی، همان: ص253).

 

ج. در روایت عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام، حضرت می‌فرماید: «پنج علامت و نشانه قبل از خروج حضرت مهدی علیه السلام رخ خواهند داد: صدای آسمانی، خروج سفیانی، بلعیده شدن گروهی در سرزمین بیداء، خروج یمانی و کشته شدن نفس زکیه» (طوسی، همان: ص436).

 

د. امام صادق علیه السلام در روایت دیگر با اندک تفاوتی می‌فرماید: «پنج چیز نشانه قیام قائم علیه السلام است: خروج یمانی و سفیانی و صدای آسمانی و واقعة خسف بیدا و قتل نفس زکیه» (صدوق، بی‌تا: ص244).

 

باید توجه داشت که در این روایات، ضمن تأکید بر این‌که خروج یمانی از علائم قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود، محل خروج یمانی را نیز «یمن» بیان کرده است که موید احتمال «یمنی» بودن وی می‌باشد، همان‌گونه که قبلاً نیز اشاره شد؛ زیرا ظاهر کلام حضرت (الیمانی من الیمن) در روایت اخیر و تعبیر (خروج الیمانی من الیمن) در روایت نخست به قرینه جملة (خروج السفیانی من الشام) که قبل از آن مطرح شده، این است که حضرت محل خروج وی را «یمن» معرفی کرده است. ه‍. در جای دیگر نیز امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «سه شخص: خراسانی، سفیانی و یمانی در یکسال و یکماه و یک روز خروج می‌کنند» (مفید، همان: ج2، ص446).

 

و. در روایت یعقوب سراج از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: چه وقت فرج و گشایش شیعیان شما فرا می‌رسد؟ فرمود: زمانی که بین فرزندان عباس اختلاف و نزاع رخ دهد و حکومتش سست شود و کسانی که گمان نمی‌رود بر آنان هجوم آورد و حکام عرب از جایگاه خود به زیر آورده شود و هر صاحب ادعایی تلاش خود را بنماید و سفیانی خارج شود و یمانی قیام کند و حسنی به پا خیزد. آن‌گاه صاحب الامر علیه السلام از مدینه به سمت مکه حرکت کند در حالی که میراث پیامبر صلی الله علیه و آله را با خود دارد (نعمانی، همان: ص27).

 

در این روایت نیز خروج یمانی، همانند خروج سفیانی و حرکت سید حسنی که شاید مراد همان سید خراسانی مذکور در روایات باشد، اندکی قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام یا متصل به آن، ذکر شده است. خود تعبیر «واقبل الیمانی» در این روایت، بیانگر اقدامات تمهیدی و زمینه ساز جناب یمانی در جهت استقبال از حضور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، می‌باشد.

 

6. اهداف و ویژگیهای قیام یمانی: میان شخصیت‌های مؤثر در زمینه سازی و قیام برای دفاع و حمایت از حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، هیچ شخصیتی همانند یمانی و قیام او در روایات، مورد تجلیل و عنایت قرار نگرفته است.

 

قیام یمانی از جهت قداست هدف و خلوص انگیزه و دعوت به سوی حق از سوی ائمه علیه السلام بیش از دیگران، مورد تأیید و تکریم خاص قرار گرفته است: الف. امام صادق علیه السلام در توصیف قیام یمانی می‌فرماید: «هیچ پرچمی و حرکتی در هنگامه ظهور، رشد یافته‌تر از حرکت یمانی نیست. او مردم را به سوی حق هدایت و راهنمایی می‌کند» (طوسی، همان: ص446).

 

ب. در روایت ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: در میان پرچم‌های برافراشته شده هیچ پرچمی مثل پرچم یمانی هدایت بخش نیست. پرچم وی هدایت است، چون وی مردم را به سوی صاحب شما دعوت می‌کند، پس هنگامی که یمانی قیام کرد، فروش سلاح بر مردم حرام خواهد بود. در آن هنگام باید به سوی وی شتافته شود چون او پرچمدار هدایت است. بر هیچ مسلمانی روا نیست که از وی روی بگرداند وگرنه اهل آتش خواهد بود چون او به سوی حق و راه مستقیم فرا می‌خواند (نعمانی، همان: ص253).

 

تعابیر و فرازهای به کار رفته در این حدیث شریف، گویای درخشش شخصیت ممتاز یمانی هنگام ظهور و صحت قیام و انقلاب وی است. جالب این است که این توصیفات درباره یمانی که وی را شخصی مورد تأیید و لازم الاتباع معرفی کرده، بعد از قراردادن آن در کنار سید خراسانی در صدر روایت بوده است؛ یعنی بعد از این‌که قیام یمانی را با قیام خراسانی هم‌زمان ذکر نموده، فرازهای ذیل روایت در مقام تجلیل از شخصیت منحصر به فرد وی و تأیید کامل قیام او، با تأکید مکرر بیان شده است که قیام یمانی را از نظر خلوص انگیزه و صداقت در اهداف، از دیگران متمایز می‌کند.

 

در این رابطه توجه به دو نکتة مهم، ضروری است: نکتة اول، تأیید محکم روایات، بر حقانیت قیام یمانی و امضای کامل جنبش یمانی است؛ نظیر آنچه در فقرات «لیس فی الرایات أهدی من رایة الیمانی»، «هی رایة هدی»، «فإن رایته رایة الحق»، «یهدی إلی الحق و إلی طریق مستقیم»، «لأنه یدعوا إلی صاحبکم» و… مشاهده می‌شود. در این فقرات، کلمه «هدی» که مطلق ذکر شده و نیز تعبیر «أهدی»، گویای مشروعیت کامل این قیام است. نیز تعابیری که در جهت تعلیل انگیزه‌های قیام یمانی به کار رفته، وجه حقانیت وی را در دعوت به سوی حق و امام زمان علیه السلام بیان کرده است.

 

نکتة دوم، وجوب حمایت از قیام یمانی است؛ چنان‌که در روایت قبل، امام صادق علیه السلام مردم را به پیوستن و همراهی وی مکلف کرده است و مخالفت و پشت کردن با او را نه تنها حرام، بلکه مستلزم کفر و شقاوت دانسته و اهل آتش شدن اعلام کرده است؛ چنان‌که پیش‌تر اشاره شد.

 

علاوه بر حرمت مخالفت فکری با وی، مخالفت عملی و عدم اطاعت از وی را در ممنوع بودن فروش اسلحه نیز یاد آور شده است که همه این‌ها بیانگر اهمیت و نقش برجسته حرکت انقلابی یمانی در مقایسه با دیگران در آستانة ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف و هجوم فتنه‌ها در آن عصر و زمان است.

 

اما این‌که چرا در روایات نهضت یمانی، هدایت بخش‌تر از دیگران توصیف شده و وجه برجستگی و استقامت پرچم وی میان دیگر پرچم‌ها و قیام‌ها چیست، پرسشی است که با تأمل در روایات قبل، می‌توان پاسخ آن را به دست آورد.

 

در این‌باره، نویسندة کتاب عصرظهور، چند وجه را یاد آور شده است که توجه به آن، حائز اهمیت است: وجه اول این‌که سیستم رهبری سیاسی در یمن، از جهت سادگی و قاطعیت، نزدیک‌تر به اسلام و دستورات مربوط به توسعه و گسترش اسلام و الزامات آن است. وجه دوم این‌که ممکن است این امتیاز، به سبب وجود نیروهای مطیع، مخلص و تسخیر‌ناپذیر در سپاه یمانی ‌باشد.

 

وجه سوم این‌که ممکن است عدم پایبندی و عدم تعهد به عناوین ثانوی و معاهدات بین المللی حرکت یمانی، موجب برتری نهضت وی در آن شرایط باشد؛ برخلاف نهضت خراسانی از ایران که با توجه به سابقة سیاسی و تعهدات متقابل با نظام‌های بین المللی، در چنین وضعیتی قرار ندارد. وجه چهارم این‌که قیام یمانی به دلیل این‌که به دیدار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نائل شده و مستقیماً از رهنمودهای امام علیه السلام بر خوردار است، خالص‌تر و مطمئن‌تر از قیام‌های دیگر است (کورانی، همان: ص159).

 

نویسنده عصر ظهور در نهایت، وجه اخیر را ترجیح می‌دهد؛ ولی دلیلی وجود ندارد که جناب یمانی در خروجش مستقیما از حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف دستور بگیرد یا این‌که شخصاً با حضرت دیدار داشته باشد؛ بنابراین در توجیه و تحلیل برتری و هدایت بخشی قیام یمانی، وجه اول و وجه سوم مناسب‌تر به نظر می‌رسد. غیر از آنچه اشاره شد،

 

گروه‌های دیگری نیز هستند که هنگام ظهور، برای یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از مناطق مختلف قیام می‌کنند و به لشکریان پیروز حضرت می‌پیوندند. این نیروها، از مناطق مختلفی مثل کوفه، شام، مصر و… به سوی حضرت به پا می‌خیزند.

 

در برخی روایات از این نیروها و مجموعه ها، با عناوینی همچون: «ابدال»، «نجبا» و «عصائب» یاد شده است (مجلسی، همان: ج51، ص88). در برخی روایات، از اهالی طالقان به عنوان یاران و اصحاب حضرت مهدی علیه السلام، تجلیل شده است. از امام صادق علیه السلام درباره اهالی طالقان، نقل شده است که فرمود:

 

«برای قائم علیه السلام، گنجی است در طالقان که نه طلا است و نه نقره» (همان: ج52، ص308). همچنین از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود: خوشا به حال طالقان، که از برای خداوند عز و جل در آن گنج‌هایی است نه از جنس طلا و نه از نقره و لکن درآن مردانی است اهل ایمان که خدا را از روی معرفت شناخته‌اند، آنان انصار و یاوران مهدی در آخر الزمان خواهند

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:06 ق.ظ

ابعاد شاخص حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) چیست؟
 

 

 

ایجاد حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) براساس عدالت و برابری از عقاید و باورهای قطعی ما مسلمانان است. از این رو معرفی جنبه های این حکومت جهانی به خصوص شاخصه های فرهنگی آن می تواند به تبیین بیشتر این باور کمک کند. گفت و گوی ذیل پیرامون ابعاد حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) با حجت الاسلام رحیم کارگر، مدیر گروه آینده پژوهی پژوهشکده مهدویت است که از منظر فرهیختگان می گذرد.


ابعاد شاخص حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) چیست؟

 

آنچه مسلم است اینکه چند امر جهانی در این حکومت حضرت مهدی وجود دارد: نکته اول باور داشت جهانی به وجود موعود است و اینکه در برهه ای از زمان توسط یک مرد الهی، حکومت بزرگ و گسترده جهانی شکل خواهد گرفت. پس یک باور عمومی و تقریبا جهانی در این زمینه وجود دارد.

 

نکته بعدی اینکه اهداف و برنامه های اصلاحی منجی موعود یعنی امام مهدی جهانی و فراگیر است و شامل همه افراد و موضوعات می شود. آنچه مسلم است بشر در همه امور خود در هر جای عالم، دارای مشکلات عدیده و کاستی های فراوانی است که توسط امام مهدی رفع خواهد شد.

 

مساله بعدی، انقلاب و قیام جهانی ایشان است. در واقع برای اینکه بتوانیم به مدینه فاضله اسلامی برسیم و در پرتو حکومت جهانی مهدوی زندگی خوب و سالمی داشته باشیم، باید به مقدمات آن نیز توجه کنیم. مهم ترین این مقدمات شکل گیری انقلاب جهانی است که با حضور صالحان و توده های مستضعف از سراسر عالم برپا می شود و به پیروزی و تشکیل حکومت جهانی منجر می شود.

 

وقتی که این انقلاب جهانی تحت امامت و رهبری امام مهدی شکل گرفت و حکومت جهانی با مرکزیت کوفه تاسیس شد، یکسری برنامه­ها و اقداماتی برای اصلاح امور پیگیری می شود که همه آنها جنبه جهانی و عمومی دارد. در واقع تحقق این اهداف نیاز به ابزار و وسیله هایی دارد که مهم ترین آن حکومت جهانی است، یعنی با تشکیل این حکومت است که اهداف و آرمان های مورد نظر اسلام محقق می شود. براساس روایات گستره این حکومت، از شرق تا غرب عالم بوده و مرکز آن شهر کوفه و مسجد کوفه است. در واقع اداره واحد و یکپارچه جهان از این مرکز واحد است و حضرت مهدی خود کارگزارن جهان را انتخاب می کند و به سراسر دنیا اعزام می کند و آنها را حاکمان روی زمین قرر می دهد . این اتفاق زمانی است که ایشان همه حکام ستمگر و باطل گرا را از بین می برد. این حکومت دارای ابعاد و زوایای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که در روایات به خوبی شرح و بیان شده است.

 

 

 

جایگاه بعد فرهنگی در برنامه حکومت جهانی چیست؟

 

به نظر می رسد مهمترین بعد و مولفه حکومت جهانی همین بعد فرهنگ است؛ یعنی در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) به مقوله فرهنگ و فرهنگ سازی اهمیت خاصی داده می شود و یک تحول فرهنگی عظیم صورت می گیرد و فرهنگ جدیدی جایگزین فرهنگ های ناسالم و منحط می گردد. اگر ما فرهنگ را شامل باورها، ارزش ها، هنجارها، رفتارها، دانش و محصولات و نمادها بدانیم، خواهیم دید که همه ابعاد فرهنگ مورد توجه امام زمان بوده و اصلاح و دگرگونی اساسی در آن رخ خواهد داد. ظهور، دوران گسترش فرهنگ سالم و انسانی در همه سطوح جامعه و زدودن خرافات، پیرایه‌ها و آداب و رسوم ناسالم و غیر مفید است. همچنین عصر فعالیت‌های گستردة فرهنگی است؛ یعنی، بعضی از مشکلات و کاستی‌های جامعه، از طریق فرهنگی (تبلیغی و آگاهی بخشی و ارشادی)، قابل حل است و اقدامات حکومت جهانی نیز، بیشتر ماهیت فرهنگی و ارزشی دارد. در این برهة نورانی، انسان‌ها به عمق و زشتی مفاسد اخلاقی و کژتابی‌های فکری و عملی پی می‌برند و از آلودگی‌ها بی‌زار می‌گردند و این تنها در سایه ترویج و تعمیق "فرهنگ برتر دینی" و یا "فرهنگ سازی جامع" است؛ یعنی، فرهنگ سالم دینی در همه سطوح گسترش می‌یابد و ماهیت امور فرهنگی می‌شود. در روایتی می‌فرماید: "یدعوا الناس الی کتاب الله و سنة نبیّه…؛ "مهدی(ع) مردم را به سوی کتاب خدا، سنت پیامبر و… دعوت می‌کند" و نیز: "یظهر علی الثقلین و لایترک فی الارض الادنین" "بر ثقلین (انس و جنس) پیروز می‌شود و ریشه پستی و انحراف را از روی زمین بر می‌دارد". این فرهنگ سازی جامع، همان اصلاح گری اخلاقی و الهی است که جامعه و انسان‌ها را از فساد و انحطاط فرهنگی به دور می‌سازد: "ان یصلح امة بعد فسادها".

 

 

 

شاخص ها و مولفه های فرهنگ در عصر ظهور در حوزه باورها چیست؟

 

در حوزه باورها: حضرت به تکمیل عقول و فهم بشر مبادرت می ورزد و خرد ورزی و عقلانیت آنها را به حد اعلای خودش می رساند و زمینه های کمال و رشد فکری آنان را فراهم می سازد. در این راستا باورهای اعتقادی صحیح دینی را به مردم می آموزاند و مبانی فکری و اعتقادی آنها را بر اساس آموزه های اسلام و مکتب اهل بیت تقویت می کند.. به همین خاطر در روایات آمده که مهمترین کار حضرت دعوت مردم به توحید، حاکمیت اسلام و قرآن و ولایت مداری است. در عصر ظهور نیز تقویت بنیان‌های فکری و اعتقادی مورد توجه خاصی خواهد بود: "یدعو الناس الی کتاب الله و سنة نبیه و الولایة لعلی بن ابیطالب و البراءة من عدوه؛ "مردم را به سوی کتاب خدا، سنت پیامبر، ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب و بیزاری از دشمنان او دعوت می‌کند" و "لا یبقی فی الارض الانودی فیها شهادة لا اله الاالله؛ "هنگامی که او قیام می‌کند، زمینی باقی نمی‌ماند، مگر آنکه گلبانگ توحید در آن بلند گردد.

 

 

 

شاخص ها و مولفه های فرهنگ در عصر ظهور در حوزه ارزش ها چیست؟

 

در بحث ارزش ها: حضرت یک انقلاب فرهنگی بزرگی ایجاد می کند و مبتنی بر اخلاق اسلامی، ارزش های بدیعی را برای جامعه جهانی به ارمغان می آورد. این ارزش ها در حوزه اقتصاد، انسان ها را شخصیت مستغنی و بی نیاز بارمی آورد و آنها را از مادی گرایی و تجمل پرستی دور می کند. در حوزه سیاست نیز فرهنگ شایسته سالاری و فرهنگ حق مداری حاکمیت می یابد و حکومت صالحان معیار و شاخص فعالیت ها قرار می گیرد. براساس این فرهنگ سالم ریشه ظلم و بی عدالتی و تبعیض و قدرت گرایی خشک می شود . مهم تر از همه در حوزه سیاست توجه وافری به معنویت و اخلاق الهی می شود و ارزش های جدیدی به فرهنگ بشری افزوده می شود و آنها را از فرهنگ ناسالم و ملحد سابق دور می کند. سستی در اجرای حدود الهی، عمل به قوانین بشری مخالف با دستورات دینی، تبعیض و برخورد چندگانه با تکالیف دینی، تفسیر و تحلیل شخصی و نادرست از آنها، غرق شدن در زندگی مادی و شهوانی و … موجب دوری بشر از خدا و معنویت شده و او را در گرداب ناملایمات و کاستی‌های اخلاقی می‌اندازد. "عصر ظهور" دوران رهایی انسان از این کاستی‌ها و ناراستی‌ها در پرتو عمل به دستورات الهی ـ به خصوص ارزش‌های اخلاقی ـ و برپاداشت قوانین دینی و آموزه‌های وحیانی است. "لایبقی موضع قَدَم الاّ وطئهُ و اقام فیه الدّین الواجب لله"؛ "جای پایی در روی زمین نمی‌ماند جز اینکه به آنجا گام می‌نهد و آیینی را که از سوی خداوند واجب گشته، اقامه می‌کند". "… یُمهّد الارض و یُحیی السنّةو الفرض"؛ "زمین را مهد ]زندگی[ می‌سازد و سنّت و واجبات ]دینی[ را زنده می‌کند". طبق روایت امام باقر(ع) نیز آن حضرت دست خود را بر سر تمامی بندگان خدا می‌گذارد و عقول آنها را متمرکز و اخلاقشان را کامل می‌کند (اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم).

 

 

 

در مورد شاخصه های فرهنگی در حوزه هنجارها کمی توضیح دهید؟

 

اما در حوزه هنجارها: ملاک ها و معیارهای هنجاری بودن رفتارها و گفتارها تغییر اساسی می یابد و هنجارهای جدید براساس قرآن و رهنمودهای اسلام تفسیر و تعیین می شود. پس هر آنچه که مخالف اسلام و قرآن باشد ناهنجار تلقی شده و به دور افکنده می شود. در اینجا آداب و رسوم و سنت ها و قواعد مبتنی بر مکتب دروغین و جاهلی بشر بازنگری می شود و سنت های نیکوی الهی جایگزین آنها می گردد. هنجار پذیری، فرآیندی است که منجر به انتقال آموزه‌های اخلاقی و مکارم انسانی و تثبیت آنها در افراد می‌شود. در این فرآیند ـ همچون جامعه‌پذیری ـ ارزش‌های اخلاقی تبیین و تشریع می‌گردند و ضمن آگاه کردن انسان‌ها از آنها، زمینه‌های علاقة قلبی آنان و کشش درونی به آنها را فراهم می‌سازند. مهم‌ترین ویژگی هنجار‌پذیری انسان، فهم و پذیرش قوانین ثابت اخلاقی و تلاش برای گسترش و حاکمیت این اصول است؛ یعنی، مزین شدن به آرایه‌های ارزشی و پایبندی معرفت مدارانه به آنها. مهم‌ترین برنامة امام مهدی(ع)، حاکمیت ارزش‌های اخلاقی و آگاهی بخشی به مردم در این زمینه است ؛ چنانکه در روایتی آمده است : تقوا و پرهیزگاری را مطرح می‌کند و بر اساس هدایت گری رفتار می‌کند" و یا او مردم را به حق (راه حق) فرا می‌خواند و به سیرة پیامبر(ص) در میان مردم رفتار کرده و عمل او را مبنا قرار می‌دهد.

 

 

 

تغییرات جهان در حوزه رفتارها و دانش چگونه خواهد بود؟

 

در حوزه رفتارها: شاهد این خواهیم بود که در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) همه رفتارهای شرک آلود و فساد آلود، شر تلقی شده و با آنها شدت برخورد خواهد شد. به همین خاطر براساس روایات رباخواری، زنا، شرب خواری و ... برچیده خواهد شد و مردم به عبادات و رفتارهای صالح همت خواهند گمارد. ر عصر ظهور این برنامة تربیتی و اخلاقی به جدّ پیگیری شده و شرور و ناراستی‌ها از سطح جامعه زدوده می‌شود. این مسأله هم در راستای تربیت دینی و امر به معروف و نهی از منکر است و هم برای حاکمیت قوانین اخلاقی در اجتماع از سوی حکومت جهانی مهدوی پیگیری می‌شود. "یعمل بکتاب الله لایری فیکم منکراً الّا انکره "او به کتاب خدا عمل می‌کند و زشتی (منکری) در شما نمی‌بیند، مگر اینکه از آن نهی می‌کند" "یذهبُ الشرّ و یبقی الخیر … یذهب الزّنا و شرب الخمر و یذهب الربا"؛ "شرّ از بین می‌رود و خیر باقی می‌ماند…زنا و شراب‌خواری و ربا ریشه‌کن می‌شود".

 

در حوزه دانش: علم به حد اعلای خود شکوفا خواهد شد و تمامی شعبه های علوم برروی شیفتگان و تشنگان دانش گشوده شده و جهالت و نادانی و انحراف فکری زدوده می شود و مردم از سرچشمه اصلی علم سیراب می شوند. به همین خاطر از مجهولات و ناگفته های دانش رمز گشایی و حکمت ودانش واقعی به مردم آموخته خواهد شد. بدین جهت "تعلیم حکمت قدسی" بارزترین ویژگی عصر ظهور است تا مردم در پرتو آن، پاک‌گزین و خیرگرا شوند و از نیروی دانش و خرد، در جهت نورانیت و معنویت درون استفاده کنند. "تؤتون الحکمة فی زمانه…"؛ "در زمان ظهور، به مردم حکمت عطا می‌شود" و "یملأالله عزوجل به الارض نوراً بعد ظلمتها و عدلاً‌ بعد جورها و علماً بعد جهلها"؛ "خدای عزوجل به وسیلة او، زمین را پس از تاریکی آن از نور آکنده می‌سازد و پس از ستم آن، از داد پر می‌نماید و آن را پس از جهل و نادانی، از دانش مالامال می‌کند".

 

برای اینکه یک اندیشه واحد و جامع شکل بگیرد، آن حضرت حقایق قرآنی و آموزه‌های اصیل آن‌را تعلیم می‌دهد و موجب دانایی پرهیزگارانه انسان‌ها می‌شود؛ چون قرآن کریم هم بر نور دل‌ها می‌افزاید و هم بر دانش و حکمت آنان: "….. یعلم الناس القرآن علی ما انزل الله جل جلاله" قرآن، همان گونه که خداوند نازل کرده به مردم یاد داده می‌شود" و "استأنف بکم تعلیم القرآن و شرایع الدین… کما انزل الله علی محمد؛ "وقتی قائم قیام می‌کند، قرآن و احکام دین را همان گونه که بر پیامبر(ص) نازل شده است، از نو به شما می‌آموزد".

 

و البته تغییرات و تحولات اساسی در حوزه نمادها و محصولات فرهنگی و... اتفاق می افتد که مجالی برای بیان آنها نیست.

 

 

 

اگر بخواهیم مساله فرهنگی در عصر ظهور را توضیح دهیم به نظر شما مهمترین نکته کلیدی آن چیست؟

 

مهمترین نکته کلیدی در فرهنگ سازی حکومت جهانی و تحول فرهنگی بزرگ در آن دوران زیبا ، بحث رسیدن مردم به کمال است؛ یعنی مردم تحت اقدامات و برنامه های فرهنگی و تربیتی امام مهدی به کمال واقعی خواهند رسید. پس کلید واژه فرهنگی در عصر ظهور، کمال گرایی و رشد و تعالی معنوی و روحی مردم جهان است. کمال نهایی همان عبودیت و قرب به خداوند است که از طریق کمالات فرعی محقق می شود . و در این راستا مردم ابتدا به کمال عقلی می رسند یعنی خرد و عقول آنها متکامل شده و بی بصیرتی از جلوی دیدگان آنها زدوده خواهد شد. همچنین مردم به کمال اخلاقی نائل خواهند آمد که مهمترین ثمره آن معنویت، عمل صالح ، توجه به حسنات و نیکی ها و دوری از رذائل و زشتی های اخلاقی است و در نهایت کمال اجتماعی که در عدالت ظهور و بروز دارد. جایگاه ویژه ای در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) خواهد داشت. یعنی عدالت با تمام ابعاد و زوایای آن در جامعه بشری گسترش خواه یافت و مردم مظلوم و مستضعف جهان از زییایی ها و محاسن آن برخوردار خواهند شد.

 

و بر این اساس حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) خواهد توانست بر مشکلات و ناراستی های فرهنگ غلبه کند و یک فرهنگ سالم و انسانی را گسترش دهد.

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:07 ق.ظ

قیام و انقلاب جهانی واپسین ذخیره الهی به عنوان بزرگ‌ترین حادثه نظام آفرینش
 

 

 

قیام و انقلاب جهانی واپسین ذخیره الهی به عنوان بزرگ‌ترین حادثه نظام آفرینش

 

در بیشتر دین‌ها و آیین‌های جهان، از نجات‌بخشی سخن به میان آمده که در پایان دوران آشکار خواهد شد و به بیدادهای بیدادگران پایان داده، بنیان حاکمیتی را براساس دادگری پایه گذاری خواهد کرد. اسلام نیز به این مسئله اشاره کرده و خداوند متعال در قرآن در چندین آیه از حکومت حضرت مهدی(عج) سخن به میان آورده، حجت الاسلام سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت در یادداشتی به بررسی این مطلب پرداخته است.
قیام و انقلاب جهانی واپسین ذخیره الهی به عنوان بزرگ‌ترین حادثه نظام آفرینش در صحیفه آسمانی مسلمانان فراوان مورد توجّه و اشارت قرار گرفته است.

بدون تردید آیات نورانی قرآن درباره این ظهور و قیام مانند بسیاری از زمینه‏های دیگر بدون اینکه وارد جزئیات شود، به صورت اصولی و کلّی بحث کرده، از تشکیل حکومت عدل جهانی، و پیروزی کامل بندگان شایسته در روی زمین سخن گفته است. این گونه آیات را مفسران سترگ شیعه و برخی مفسران اهل سنّت، به استناد سخنان نورانی معصومین: و دانشوران بزرگ اسلامی، مربوط به حضرت مهدی(ع)، ظهور و قیام جهانی آن حضرت دانسته‏اند.

 

از مجموع آیات قرآنی ـ که ناظر به این موضوع دانسته شده، و صراحت بیشتری دارد، جهت رعایت اختصارـ فقط به برخی اشاره می‌شود[1]:

 

آیه نخست: خداوند بزرگ، آنگاه که آفتاب امید و آرزوی راستین را در تاریکی ظلم و ستم, بر قلب بندگان شایسته خود تابید فرمود: "َلقَدْ کَتَبْنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ یرِثُها عِبادِی‏َ الصّالِحُونَ؛[2]" و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد".

 

پیش از آنکه به روایات معصومین، ذیل آیه اشاره شود توضیح این نکته لازم است که:

 

ـ "زبور" داود ـ یا به تعبیر کتاب‌های عهد قدیم "مزامیر داود"ـ عبارت است از: "مجموعه‏ای از مناجات‌ها و نیایش‌ها و اندرزهای داود پیامبر(ع)".[3]

 

ـ "ذکر" در اصل به معنای چیزی است که مایه تذکر و یادآوری باشد؛ ولی در این آیه به قرینه معرفی آن قبل از زبور به کتاب آسمانی حضرت موسی(ع)، (تورات) تفسیر شده است.

 

ـ "الارض" به مجموع کره زمین گفته می‏شود؛ مگر اینکه قرینه خاصّی در کار باشد.

 

ـ "ارث"؛ یعنی، چیزی که بدون معامله و داد و ستد، به کسی انتقال می‏یابد. و در قرآن کریم گاهی به معنای تسلط و پیروزی یک قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختیار گرفتن موهبت‌های و امکانات آنها گفته شده است.[4]

 

با توجه به اضافه شدن "بندگان" به "خدا"، ایمان و توحید آنان روشن می‏شود و با توجه به کلمه "صالحون"، همه شایستگی‌ها به ذهن می‌آید: عمل و تقوا، علم و آگاهی، قدرت و قوت، و تدبیر و نظم و درک اجتماعی.

 

هنگامی که بندگان با ایمان، این شایستگی‌‌‌ها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز یاری می‌کند تا آنان بر مستکبران غلبه یابند، دست‌های آلوده ا‏شان را از حکومت بر روی زمین کوتاه کنند و وارث میراث‌های آنها گردند.

 

 

 

بنابراین، فقط "استضعاف" دلیل بر پیروزی بر دشمنان و حکومت بر روی زمین نیست؛ بلکه وجود ایمان و کسب شایستگی‌ها بایسته است و مستضعفان جهان تا زمانی که این دو اصل را زنده نکنند به حکومت روی زمین نخواهند رسید. خداوند در این آیه به یکی از روشن‌ترین پاداش‌های دنیوی صالحان که حکومت روی زمین است اشاره کرده است. و روایاتی چند این رخداد مهمّ را در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) دانسته‌اند.

 

 

 

در تفسیر این آیه امام باقر(ع)فرمود: "[این بندگان صالح]، همانا آل محمّد هستند که خداوند مهدی آنها را پس کوشش آنها مبعوث می‌نماید پس ایشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد".[5]

 

البته مفهوم این روایات، انحصار نیست، بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است، و این تفسیرها هرگز فراگیری مفهوم آیه را محدود نمی‌سازد.

 

این تعبیرها، دلیل بر عمومیت حکومت صالحان است و به‌طور کامل با احادیث قیام حضرت مهدی(عج) تطبیق می‌کند. گرچه برای آنها که بیشتر, حکومت ستمگران را دیده‌اند، مشکل است این حقیقت را به آسانی بپذیرند که تمام این حکومت‌ها بر خلاف نوامیس آفرینش و قوانین جهان آفرینش است و آن چه با آن همآهنگ می‌باشد همان حکومت صالحان با ایمان است.

 

ولی تحلیل‌های فلسفی به اینجا می‌رسد که این یک واقعیت است، بنابراین جمله "أَنَّ الارضَ یرِثُها عِبادِی‏َ الصّالِحُونَ" پیش از آنکه یک وعده الهی باشد یک قانون تکوینی محسوب می‏شود.

 

نتیجه اینکه نظام آفرینش دلیل روشنی بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده، در جهان انسانیت خواهد بود، و این همان چیزی است که از آیه مورد بحث و احادیث مربوط به قیام مصلح بزرگ جهانی استفاده می‌شود. [6]

 

علامه طباطبایی، پس از بیان دیدگاه‌های گوناگون در باره انواع وراثت می‌نویسد: "از همین‌جا معلوم می‏شود که آیه مورد بحث خاصّ به یکی از دو وراثت‏های دنیایی و آخرتی نیست بلکه هر دو را شامل می‏شود. و مفسرینی که آن را به وراثت آخرتی اختصاص داده‏اند و به آیاتی که مناسب با آن وراثت است تمسک جسته و چه بسا گفته‏اند همین معنا متعیناً مقصود است چون پس از اعاده دیگر زمینی نیست تا صالحان آن را ارث ببرند، حرف درستی نزده‏اند، زیرا معلوم نیست که آیه مورد بحث عطف بر آیه قبلی‏اش که متعرض مساله اعاده بوده شده باشد تا بگویید پس از اعاده دیگر زمینی باقی نمی‏ماند. و ممکن است عطف به اول آیات باشد که می‏فرمود: "فمن یعمل من الصالحات". آن مفسرینی هم که آیه را به وراثت دنیایی اختصاص داده حمل بر دوره ظهور اسلام و یا دوران مهدی(ع) ـ که رسول خدا9 در اخبار متواتره از آن خبر داده و شیعه و سنّی آنها را نقل کرده‏اند ـ نموده‏اند باز راه درستی نرفته‏اند زیرا روایات مذکور هر چند متواتر و مسلم است اما آیه را تخصیص نمی‏زند.

 

کوتاه سخن، همان‌گونه که گفته شد آیه شریفه مطلق است و شامل هر دو وراثت می‏شود چیزی که هست از نگاه سیاق آنچه که عقل و اعتبار اقتضاء می‏کند این است که آیه شریفه عطف بر همان جمله "فمن یعمل من الصالحات و هو مؤمن..." باشد چون آن آیه به تفصیل حال اهل اختلاف از نگاه پاداش آخرتی اشاره می‏کرد و این آیه به تفصیل حال آنان از نگاه پاداش دنیایی اشاره می‏کند، و در نتیجه حاصل کلام این می‏شود که: ما بشر را به سوی دینی واحد دعوت کردیم لیکن ایشان دین را قطعه قطعه کرده در آن اختلاف کردند و مجازاتشان هم گوناگون شد، اما در آخرت آنهایی که ایمان آوردند سعی‌شان مشکور و عمل‌شان مکتوب شد ـ و از کفار بر خلاف این شد ـ و اما در دنیا، آنهایی که ایمان آوردند زمین را به وراثت مالک شدند ـ به خلاف دیگران.

 

آن‌گاه مرحوم علامه در بحث روایی می‌نویسد: در معانی الاخبار به سند خود از محمّدبن سنان، از مفضل‌بن عمر، روایت کرده که گفت: از امام صادق(ع) شنیدم، می‏فرمود: رسول خدا(ص)نگاهی به علی و حسن و حسین8 کرد و گریست و فرمود: شما پس از من مستضعف خواهید شد، مفضل می‏گوید گفتم: معنای این کلام رسول خدا(ص) چیست؟ فرمود: معنایش این است که: پس از من شما امامید، چون خداوند عزوجل می‏فرماید: "وَنُریدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ"؛ پس این آیه تا روز قیامت درباره ما جریان دارد و این پیشوایی تا روز قیامت در ما جاری است.[7]

 

 

 

صاحب تفسیر المیزان در پایان این بحث چنین می‌نویسد: در اینکه آیه مذکور در باره ائمه اهل بیت:‏ است، روایات بسیاری از طریق شیعه رسیده است، و از این روایت برمی‏آید که همه روایات این باب از قبیل جری و تطبیق مصداق بر کلی است.[8] در تفسیر مجمع البیان نیز پس از ذکر روایاتی چند ذیل آیة شریفه آن را مربوط به حکومت حضرت مهدی(عج) دانسته است.[9]

 

آیه دوم: اگر چه ستمگران و مستکبران چند روزی, عرصه را بر بندگان خوب و شایستة خدا تنگ می‌کنند، ولی باید بدانند اراده قطعی خداوند بر آن تعلق گرفته که روزی بینی مستکبران بر خاک مالیده شود و در آن روزگار کسانی که به استضاف کشیده شده‌اند، وارثین زمین خواهند بود؛ که خداوند متعال فرمود:

 

"وَنُریدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»؛[10] "و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم‏] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین‏] کنیم".

 

در این آیه یک اصل اساسی مطرح شده است و آن این که اراده خداوند متعال بر آن تعلق گرفته که مستکبران ریشه‌کن شده، بندگان شایسته خداوند مورد عنایت ویژه قرار گیرند و سرانجام، پیشوایان و رهبران جهان شده، پهنای زمین در اختیار آنان قرار گیرد و وارثان و حاکمان زمین شوند.

 

این آیه نیز طبق سخن امام علی(ع)، در "نهج البلاغه" و روایاتی چند از دیگر ائمه، که مورد اشاره قرار خواهد گرفت به گونه‌ای، ناظر به پیروزی مستضعفان بر مستکبران است و اینکه سرانجام، جهان از آنِ شایستگان خواهد شد.

 

بدون تردید آیه مورد نظر، هرگز سخن از یک برنامه موضعی و خصوصی مربوط به بنی اسرائیل نمی‌گوید، بلکه بیان‌گر یک قانون فراگیر برای همه عصرها و قرن‌ها و همه قوم‌‌‌ها و گروه‌ها است.

 

این بشارتی است در زمینه پیروزی حق بر باطل و ایمان بر کفر.

 

این نویدی است برای همه انسان‌های آزاده و آزادی خواه و کسانی که خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ستم و جور هستند.

 

نمونه‏ای از تحقق این خواست الهی، حکومت بنی اسرائیل و نابودی حکومت فرعونیان بود.

 

و نمونه کامل‌تر آن، حکومت پیامبر اسلام(ص) و یارانش پس از ظهور اسلام بود.

 

و سرانجام گسترده‏ترین نمونه آن، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کرة زمین به وسیلة حضرت مهدی(عج) است.

 

این آیه از جمله آیاتی است که به روشنی بشارت ظهور چنین حکومتی را می‏دهد، لذا در روایات اسلامی می‏خوانیم که اهل‌بیت(ع) در تفسیر این آیه اشاره به این ظهور بزرگ کرده‏اند.[11]

 

حضرت علی(ع) فرمود: "دنیا پس از چموشی و سرکشی ـ همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده‏اش خودداری می‏کند و برای بچه‏اش نگه می‏دارد ـ به ما روی می‏آورد ... سپس آیه "ونرید ان نمن" را تلاوت فرمود".[12]

 

در حدیث دیگری از همان امام بزرگوار می‏خوانیم که در تفسیر آیه بالا فرمود: "این گروه آل محمّد(ص) هستند، خداوند مهدی آنها را پس از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می‏شود برمی‏انگیزد و به آنها عزّت می‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می‏کند".[13]

 

البته حکومت جهانی مهدی(عج) در آخر کار هرگز مانع از حکومت‌های اسلامی در مقیاس‌های محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود و هر زمان شرایط آن را فراهم سازند وعده حتمی و مشیت الهی در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزی نصیبشان می‏شود.[14]

 

 

 

آیه سوم: بدون تردید خداوند به تمام وعده‌هایی که داده است، عمل خواهد کرد. به ویژه در جایی که به آن وعده تصریح هم کرده باشد. یکی از وعده‌های بسیار مهّم خداوند وعده به بندگان مؤمن خود است آن‌جا که فرموده است:

 

"وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنی‏ لا یشْرِکُونَ بی‏ شَیئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ"؛[15] «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند".

 

از آنجا که در آیات پیش از این آیه، سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر(ص) بود، آیه مورد بحث همین موضوع را ادامه داده و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانی است بیان می‏کند، و به صورت مؤکد می‏گوید: خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده می‏دهد که آنها را به طور قطع خلیفه روی زمین خواهد کرد، همان‌گونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید. و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده، به طور ریشه‏دار و پا برجا در صفحه زمین مستقر سازد. و ترس آنها را، به امنیت و آرامش مبدّل خواهد کرد. و آن چنان می‌شود که فقط مرا می‏پرستند و چیزی را شریک من قرار نخواهند داد.

 

مسلم است پس از این سیطره حکومت توحید و استقرار آیین الهی و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنی و هر گونه شرک، کسانی که پس از آن کافر شوند فاسقان واقعی آنها هستند.

 

به هرحال از مجموع آیه چنین بر می‏آید که خداوند به گروهی از مسلمانان که دارای این دو ویژگی هستند ایمان و عمل صالح سه نوید داده است:

 

1 ـ استخلاف و حکومت روی زمین.

 

2 ـ نشر آیین حق به‌طور اساسی و ریشه‏دار در همه جا.

 

3 ـ از میان رفتن تمام اسباب ترس, وحشت و ناامنی .

 

و نتیجه این امور آن خواهد شد که با نهایت آزادی, خدا را بپرستند و فرمان‌های او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و یگانه‌پرستی خالص را در همه جا بگسترانند.

 

در اینکه جملة "کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ" اشاره به چه اشخاصی است که پیش از مسلمانان دارای خلافت شدند؟ در میان مفسران گفتگو است: بعضی آن را اشاره به آدم و داود و سلیمان دانسته‏اند. چرا که قرآن در آیه 30 سوره "بقره" درباره آدم می‏فرماید: "إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة"؛ "من در زمین جانشینی خواهم گماشت." و در آیه 26 سوره "ص" درباره داود می فرماید: "یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْض"؛ "ای داود" ما تو را جانشین در زمین گردانیدیم".

 

و از آن‌جا که سلیمان به مقتضای آیه 16 سوره "نمل" وارث حکومت داود بود، جانشین در روی زمین شد.

 

اما جمعی معتقدند که این آیه اشاره به بنی اسرائیل است، زیرا آنها با ظهور موسی(ع) و در هم شکسته شدن قدرت فرعون و فرعونیان مالک حکومت روی زمین شدند، چنان که در آیه‌ای دیگر می‏فرماید: "وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذینَ کانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتی‏ بارَکْنا فیها …؛[16] "و به آن گروهی که پیوسته تضعیف می شدند، [بخشهای] باختر و خاوری سرزمین [فلسطین] را ـ که در آن برکت قرار داده بودیم ـ به میراث عطا کردیم...." و نیز درباره همان‌ها می‏فرماید: "وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْض"؛ "ما اراده کرده‏ایم که قوم مستضعف )مؤمنان بنی اسرائیل) را در روی زمین تمکین دهیم) و صاحب نفوذ و تسلط سازیم)".

 

 

 

درست است که در میان بنی اسرائیل حتی در عصر موسی(ع)، افراد ناباب و فاسق و گاهی افراد کافری بودند، ولی به هرحال حکومت به دست مؤمنان صالح بود) بنابراین ایرادی که بعضی از مفسران به این تفسیر کرده‏اند با این بیان دفع می‏شود) تفسیر سوم نزدیک‌تر به نظر می‏رسد.

 

در آیه خواندیم خدا وعده حکومت روی زمین و تمکین دین و آیین و امنیت کامل را به گروهی که ایمان دارند و اعمالشان صالح است داده است. اما در اینکه منظور از این گروه از نگاه مصداقی چه اشخاصی هستند؟ باز در میان مفسران گفت و گو است: بعضی آن را مخصوص صحابه پیامبر(ص) دانسته‏اند که با پیروزی اسلام در عصر پیامبر(ص) صاحب حکومت در زمین شدند) البته منظور از ارض تمام روی زمین نیست بلکه مفهومی است که بر جزء و کل صدق می‏کند). بعضی مفهوم آن را چنان گسترده دانسته‏اند که این وعده را شامل تمام مسلمانانی که دارای این صفتند می‏دانند و گروهی آن را اشاره به حکومت مهدی(عج) می‏دانند که شرق و غرب جهان در زیر پرچم حکومتش قرار می‏گیرد و آیین حق در همه جا نفوذ می‏کند و ناامنی و ترس و جنگ از روی زمین بر‌چیده می‏شود و بندگی بدون شرک برای جهانیان تحقق می‏یابد.

 

بدون شک آیه شامل مسلمانان نخستین می‏شود و بدون شک حکومت مهدی(عج) که طبق عقیده عموم مسلمانان اعم از شیعه و اهل تسنن سراسر روی زمین را پر از عدل و داد می‏کند پس از آن که ستم و جور همه جا را گرفته باشد مصداق کامل این آیه است، ولی با این حال مانع از گستردگی مفهوم آیه نخواهد بود.

 

به علاوه شأن نزول آیه نیز نشان می‏دهد که حداقل نمونه‏ای از این حکومت در عصر پیامبر(ص) برای مسلمانان )هر چند در اواخر عمر آن حضرت) به دست آمده است.

 

ولی باز تکرار می‏کنیم که نتیجه تمام زحمات پیامبران، و تبلیغات مستمر و پیگیر آنها و نمونه کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت خالی از شرک در زمانی تحقق می‌یابد که مهدی(ع) آن سلاله پاک انبیا و فرزند پیامبر اسلام(ص) ظاهر شود.[17]

 

آنچه از همه مطالب بر آمد این شد که خدای سبحان به کسانی که ایمان آورده عمل صالح انجام می‌دهند، وعده می‌دهد که به زودی جامعه‌ای برایشان برپا می‌کند که به تمام معنا صالح باشد و از لکه ننگ کفر و نفاق و فسق پاک باشد، زمین را ارث برد و در عقاید افراد آن و اعمالشان جز دین حق، چیزی حاکم نباشد. در امنیت زندگی کنند، ترسی از دشمنی داخلی یا خارجی نداشته باشند، از کید نیرنگ‌بازان و ظلم ستمگران و زورگویی زورگویان آزاد باشند.

 

و این جامعه طیّب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده، و دنیا از روزی که پیامبر(ص) مبعوث به رسالت گشته تاکنون چنین جامعه‌ای به خود ندیده‌، ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی(عج) خواهد بود.[18]

 

ابوبصیر از امام صادق7 روایت کرده که آن حضرت ذیل آیه شریفه چنین فرمود: "درباره قائم و یاران او نازل شده است".[19]

 

همان گونه که گفتیم این تفسیرها به معنی انحصار معنی آیه نیست، بلکه بیان مصداق کامل است.

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شناخت مهدویت
شنبه 13 دی 1393  11:07 ق.ظ

مهدویت و عدالت خواهی بال سبز شیعه
 

 

 

 

 

مکتب شیعه به عنوان یکی از سه رکن اساسی انقلاب اسلامی ایران در کنار ارکان مردم و رهبری با محتوایی متفاوت از دیگر مکاتب رایج که عموماً در قالب لیبرالیسم و سوسیالیسم مطرح می­شوند، توانست بسترساز انقلابی شود که در روش، آرمان و اهداف تفاوت های بنیادین با مکاتب ماتریالیستی رایج دارند. به شهادت بسیاری از اندیشمندان وجود دو پارامتر اصلی مذهب شیعه "جهاد وشهادت" و "انتظار و مهدویت" باعث آن شد که انقلاب اسلامی ایران قابل گنجاندن درقالب های رایج تحلیل انقلاب ها نباشد.

در جوامع غربى انقلاب ها به صورتى کاملا فرموله رخ مى دهند، به بیان ساده ­تر و درقالب یک فرمول می­توان گفت:"انحطاط طبقه حاکم" و "نارضایتى مردم" پیش شرط وقوع انقلاب ها هستند و انقلاب نیز محصول همین نارضایتی­هاست. نگاه مکتب مارکسیسم نیز به مقوله انقلاب نگاهى کاملا ماتریالیستى با تکیه بر نظریه "زیر بنا" و"روبنا" و اختلافات طبقاتى کارل مارکس است، به عبارت دیگر تمام انقلاب هایی که تا به امروز در جهان به ویژه در دنیای غرب به وقوع پیوسته است را درقالب همین فرمول می­توان تبیین نمود. برای نمونه انقلاب های بزرگی نظیر انقلاب فرانسه، انقلاب بلشویکها در روسیه و یا انقلاب چین را با استفاده از فرمول بالا به راحتی می­توان تبیین نمود. انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک "نمونه خاص" در شرایطی به وقوع پیوست که نه تنها طبقه حاکم روبه انحطاط نرفته بود بلکه در بهترین شرایط به سر می­برد، این امر چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی به وضوح نمایان بود و فکت های فراوانی (ازجمله افزایش بی­سابقه قیمت نفت در دهه 50 خورشیدی) برای آن وجود دارد. از این رو تئوری هاى غربى در هر دو سطح کاربردى و تئوریک قدرت توجیه و تفسیر این انقلاب را ندارند و روح انقلاب اسلامى ایران با دیگر انقلابهاى جهان تفاوتى بنیادین دارد. میشل فوکو از جمله افرادیست که انقلاب اسلامى ایران را به صورتى مبنایى مورد بررسى قرارداده است.

 

میشل فوکو فیلسوف، تاریخ­دان و متفکر معاصر فرانسوى و از رهبران اصلی پسا ساختگرایى یا پست مدرن محسوب مى شود. علاقه فوکو به انقلاب اسلامی ایران به دلیل نظریه های خاصی است که او پیرامون مقولات تاریخ، قدرت و مدرنیسم دارد. او این انقلاب را مورد مناسبی برای محک نظریه های خود می بیند(فراهانی، روزنامه رسالت،1385). فوکو از منظر فرهنگی، انقلاب ایران را تحلیل می کند. او از فرهنگ اسلامی و شیعی به عنوان یک پتانسیل قوی سخن به میان آورده و معتقد است مردم ایران با مذهب شیعی و اسلامی خود قدرت و نیرویی تولید می کنند که به واسطه این نیرو رژیم تا دندان مسلح پهلوی وادار به تسلیم می شود. "معنویت" عاملى است که میشل فوکو در خصوص انقلاب اسلامى ایران تکیه زیادى بر روى آن داشته است. میشل فوکو در تحقیقات خود راجع به انقلاب اسلامى ایران، شیفتگى قابل توجهى نسبت به دو مفهوم "انتظار" و "شهادت "پیدا مى کند( نظری، سایت آفتاب، 1385).

 

وی برخلاف نظریه­پردازان مارکسیست عقیده داشت جز باورهای دینی هیچ عامل دیگری قدرت بسیج این­چنین توده ها را ندارد بلکه این مذهب تشیع است که با تکیه بر موضع انتقادی خود توانسته این چنین بسیج سیاسی به راه اندازد. برخورد با انقلاب ایران، میشل فوکو را به مطالعه در زمینه تشیع برانگیخت و آن چه برای وی حیرت انگیز بود اولا وجود همانندی­ها در الاهیات مسیحی و الاهیات شیعی و ثانیا امکانات نهفته در الاهیات شیعی برای شکستن و برگذشتن از چارچوب گفتارهای مدرن بود. میشل فوکو، انقلاب ایران را نوید بخش ظهور گفتمان رادیکال سیاسی ـ عرفانی جدیدی می‌داند که از دل مفاهیم و آموزه‌های مذهبی که در طی قرون متمادی در پس لایه‌های غبار خرافه، ارتجاع و نسیان مدفون شده بود، سربرآورد است(زرشناس، سایت باشگاه اندیشه، 1386). فوکو در نگاهی به مفهوم انتظار در مذهب شیعه بر این امر تاکید می­کند؛ این اصل که حقیقت با آخرین پیامبر کارش به پایان نمی رسد و بعد از محمد (ص) دور دیگری آغاز می شود که دور ناتمام امامانی است که با سخن خود، با سرمشقی که با زندگی خود می دهند، و با شهادت خود حامل نوری هستند که همواره یکی است و همواره دگرگون می شود، نوری که شریعت را، که تنها برای این نیامده است که حفظ شود بلکه معنایی باطنی دارد که باید به مرور زمان آشکار گردد، از درون روشن می کند. بنابراین امام دوازدهم، هر چند پیش از ظهور از چشمها پنهان است، به طور کلی و قطعی غایب نیست، خود مردمند که هر چه بیشتر نور بیدارگر حقیقت بر دلشان بتابد بیشتر اسباب بازگشت او را فراهم می کنند(میشل فوکو، 1377، ص 42).

 

بر این اساس، مفهوم معنویت گرایی سیاسی، قلب تحلیل فوکو از انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می دهد. فوکو با نگاهی فرصت­گونه به وجود دو پارامتر شهادت و انتظار در مکتب شیعه از این مکتب به عنوان یک مکتب راهگشا در دنیای پر از بن­بست مدرنیته نام برده است. در مقابل دیدگاه فوکو شاهد روایت دیگری از سوی فرانسیس فوکویاما هستیم که وجود مذهب شیعه و دو پارامتر اساسی و اصلی این مذهب(شهادت و انتظار) را تهدیدی برای بشریت و به ویژه تمدن غرب دانسته و خواستار سدنفوذ در برابر گسترش این مکتب شده است. این روایت به تبع پیروزی انقلاب اسلامی ایران و اهمیت یافتن گفتمان شیعه در جهان مطرح گردید.

 

فرانسیس فوکایاما نئومحافظه کار، پژوهشگر و تاریخ نگار ژاپنی الاصل و تبعه ی آمریکاست. وی با شخصیتی نیمه سیاسی ـ نیمه فلسفی دارای سابقه ی کار در اداره ی امنیت امریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت «رند» از شرکتهای وابسته به پنتاگون می باشد. وی در سال 1989 با نگارش مقاله «پایان تاریخ و واپسین انسان» (the End of History and the last man) که در سال 1991 با تفصیل بیشتر و به همین نام، به صورت کتاب چاپ گردید، به شهرت جهانی رسید. در این دو نوشته، فوکایاما به دفاع تاریخی از ارزشهای سیاسی غربی برخاست و استدلال کرد که رویدادهای اواخر قرن بیستم نشان می دهد که اجماعی جهانی به نفع لیبرال دموکراسی به وجود آمده است. فوکایاما در کنفرانسی که در اورشلیم برگزار شد به ترسیم اندیشه سیاسی شیعه پرداخت. او در این کنفرانس که بازشناسی هویت شیعه نام داشت می گوید:
"شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای است که دو بال دارد. یک بال سبز و یک بال سرخ، بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی اوست، چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است و نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد". بر اساس نظریه فوکایاما بال سبز شیعه همان فلسفه انتظار یا عدالت خواهی است. او می گوید: "بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است" شیعه با این دو بال افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهراگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی، اخلاقی و ... به آن نمی رسد. وی اضافه می کند؛ آن نقطه که خیلی اهمیت دارد بعد سوم شیعه است: "این پرنده زرهی بنام ولایت پذیری بر تن دارد که آنها را شکست ناپذیر نموده است". در بین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت، فقهی است؛ یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.

 

 

 

این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است. فوکایاما معتقد است: «ولایت پذیری شیعه که بر اساس صلاحیت هم شکل می گیرد، او را تهدید ناپذیر کرده است». در توضیح فنا ناپذیری شیعه می گوید: « شیعه با شهادت دو چندان می شود. شیعه عنصری است که هر چه او را از بین ببرند بیشتر می شود» و جنگ ایران و عراق را مثال می زند. در ادامه می گوید: «شما باید برای غرب هم امام زمان(انتظار) و کربلا(شهادت) و ولایت فقیه بتراشید» برای این کار ایشان مکتب جدیدی به نام «اوانجلیس» عرضه کرد که قدمتش به 1989 بر می گردد یعنی شش ماه بعد از نظریه جدید آقای فوکومایا. آنها معتقدند عیسی ناصری خواهد آمد. هرچه دوباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان هست به عیسی ناصری نسبت داده اند! گفته اند زمانی که دنیا پر از ظلم و جور شود عیسی ناصری خواهد آمد تا آن را پر از عدل و داد کند! در همین ر استا شبکه ای درست کردند به نام T . B . N که کارش تحلیل محتوای وقایعی است که در جامعه رخ می دهد وقتی سونامی رخ داد پرفسور هالدینگ زی (شاگرد فوکایاما) بیش از بیست ساعت تفسیر کرد که این یکی از علائم ظهور عیسی مسیح است.

 

 

 

پس این فکر چهار پایه­ی اساسی دارد: اسارت غیبت انتظار نجات، از انتظار و اعتقاد به این که نجات بخشی که اکنون غائب است خواهد آمد و عدالت را مستقر خواهد کرد و بشریت را نجات خواهد داد و حقیقت و عدل و برابری پیروز خواهد شد، به صورت منفیش دشمنان عدالت و عاملین فساد و تبهکاری و کسانی که هیچ مسوولیتی در زندگیشان نمی شناسند و هیچ حدی از شرارت و فسادشان را محدود نمی کنند استناد می کنند، به این معنا مردم را قانع و معتقد می کنند که نجات بشر و استقرار عدالت فقط و فقط موکول به ظهور نجات بخش خاص غیبی است نه هیچ کس و کسان دیگر و چنین استدلال می کنند که اگر ما عدالت را استقرار نمی دهیم و اگر قدرتی یا حکومتی ظلم و فساد می کند، جبری و طبیعی است غیر عادی نیست و چون طبیعی است باید پذیرفت که پذیرفتنی است و چون ناگذیر و حتمی است در برابرش مخالفت و مقاومت ممکن نیست و هر کوشش و فداکاری در راه عدالت و اصلاح عموم بیهوده است، پوچ است.

 

می بینیم که غیبت – با این گونه توجیه از "انتظار منفی" بهترین وسیله است برای کسانی که جنایت و ظلم و ستم و فساد می کنند و دین و مذهب را آلت منافع گروهی و مادی و سیاسی و معنوی خودشان کرده اند تا به نیابت امام از پیروان او کار بگیرند و بر گرده اندیشه و اقتصاد و زندگی و کوشش و فعالیت آنها سوار شوند. اما همین اصول با همین اعتقادات یعنی اعتقاد به انتظار، اعتقاد به دوره غیبت و اعتقاد به جبری و حتمی بودن نجات در آخرالزمان، یک رویه متضاد با این رویه دارد که بزرگترین قدرت نفی کننده این عوامل است و مردمی که مجهز به این ایدئولوژی اند نیرومند ترین سلاح را برای نابودی فساد و بزرگترین ضربه را برای کوبیدن ظلم و بزرگترین انرژی برای حرکت به طرف آینده دارا می باشند.

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

ghasem8224

ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی
دسترسی سریع به انجمن ها