عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته

هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته
شنبه 13 دی 1393  11:15 ق.ظ

بسمه تعالي

به نام وياد خداوند بخشنده ي مهربان و با درود بر محمد وآل محمد و باسلام خدمت تمامي كاربران راسخوني

اين تاپيك جهت آشنايي با پيامبر اكرم تولد آن حضرت و... تعبيه شده است.

پست هاي ارسالي بايد داراي مضامين ذيل باشند

1)درباره ي پيامبر اكرم

2)فضايل واخلاقيات آن حضرت

3)تولد ايشان به روايت اهل سنت وشيعه

4)دليل نام گذاري 12 تا 17 ربيع به نام هفته ي وحدت

5)چگونگي ايجاد وحدت بين مسلمانام اعم از شيعه وسني

6)نام گذاري هفته ي وحدت توسط كه بود؟

7)و...

مهلت ارسال مقالات تا پايان هفته ي وحدت يعني تا 19دي مصادف با 17 ربيع الاول

به مقالات وپست هايي كه تاليفي و دست نويس باشند امتياز بيشتري تعلق مي گيرد

توجه: پست هايي كه بدون ذكر منبع ارسال شود حذف خواهد شد

خداوندا من در کلبه حقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرشه کبریایی خود نداری! من خدایی چون تو دارم و تو چون خودی نداری!

تالار های اسلام شناسی وشیعه شناسی

 

 

alirezaHmzezadh

alirezaHmzezadh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 2470
محل سکونت : اصفهان
ravabet_rasekhoon nazaninfatemeh sayyed13737373 f3080h517 ria1365 salma57 zare58 moradi92 khodaeem1 farshon shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 omiddeymi1368 ghaem72 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
شنبه 13 دی 1393  04:09 ب.ظ

سلام و عرض ادب خدمت همه بزرگواران منم.این ایام رو تبریگ میگم منم سعی میکنم دلایل خود را بنابر روال سابق با ساختن پاورپوینت در اختیار دوستان محقق این عرصه قرار بدهم باتشکر

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

ria1365

ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7861

alirezaHmzezadh zare58 shirdel2 amirhossein1392 moradi92 09303495228 omiddeymi1368 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
شنبه 13 دی 1393  04:15 ب.ظ

با توجه به اختلاف نظر بین علمای اسلامی اهل سنت و شیعه که اهل سنت 12 ربیع الاول و شیعیان 17 ربیع الاول را میلاد رسول اکرم میدانند، امام خمینی(ره) با درایت کامل 12 تا 17 ربیع الاول را هفته وحدت اعلام کردند تا به هر دو مذهب بزرگ اسلام احترام گذاشته باشند.

rezamar67

rezamar67
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 21
محل سکونت : تهران
alirezaHmzezadh zare58 ria1365 amirhossein1392 moradi92 omiddeymi1368 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
شنبه 13 دی 1393  06:49 ب.ظ

دانشنامه هفته وحدت

کینه های کهنه

بدون شک، نیاز مسلمین به اتحاد و اتفاق، از مبرم ترین نیازهاست، و درد اساسی جهان اسلام، همین کینه های کهنه میان مردم مسلمان است. دشمن همواره از همین شکاف ها سود می جوید. البته مفهوم اتحاد اسلامی که در صد سال اخیر، میان علما و فضلای مؤمن و روشن فکر اسلامی مطرح است، این نیست که فرقه های اسلامی برای ایجاد اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فِرَق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ زیرا این کار نه منطقی است و نه عملی. از اینرو فرقه های اسلامی، در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست، می توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند.

گل بانگ وحدت

یکی از زیباترین و والاترین واژه ها، واژه وحدت و برادری است. برادری و وحدتی که پیامبر رحمت در استمرار رسالت دیگر انبیای عظام برای جوامع بشری به ارمغان آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مهاجرین و انصار را به میثاق اخوت و عقد برادری فرا خواند و بدین سان گل بانگ وحدت برای نخستین بار در فضای مدینه طنین افکند و دل و جان قرون و اعصار را نوازش داد و عطر دل انگیز آن مسلمانان را مدهوش خویش ساخت. سنگ زیرین بنای اتحاد و همبستگی اسلامی نهاده شد و ارزش های متعالی اسلامی و برادری و اتحاد، جانشین ارزش های پوچ و خیالی جاهلی شد. آری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با استناد به آیات قرآن، جوامع اسلامی رابه اعتصام به حبل متین الهی و پرهیز از تفرقه و تشکیل امت واحده در سایه عبودیت اللّه، دعوت کرد. مسلمانان نیز در پرتو عمل به این دعوت و حرکت در طریق وحدت، متحد شدند و بر دشمنان چیره شدند و دیری نپایید که شاهد فتح و پیروزی را در آغوش کشیدند.

اخوت دینی و وحدت اسلامی

اسلام به عنوان مکتب جامع و جاوید، همان گونه که عرصه دعوت خویش را به قوم و ملت خاصی محدود نکرده است، اتحاد امت اسلامی را در صدر برنامه های سیاسی و اجتماعی خویش قرار داده و عقد اخوت دینی را میان فرزندان امت اسلام جاری کرده است. وحدت اسلامی که قوی ترین عامل توانمندی و اقتدار امت اسلام محسوب می شود، از دیرباز دست خوش توطئه های دشمنان قرار گرفته است. استعمارگران خارجی و ایادی داخلی آنان که قوّت خود را در ضعف جوامع اسلامی می جویند، برای غارت منابع و ثروت های ملل اسلامی، سعی در فرو ریختن جوّ اعتماد و فضای برادری حاکم میان ملل اسلامی داشته اند. حضرت امام خمینی رحمه الله با تاکید بر اهمیت این عامل حیاتی، نقش استعمار در از بین بردن آن را چنین بازگو نموده اند: «علما و دانشمندان سراسر جهان، بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله باز و توطئه گر... بپاخیزند... و این کتاب هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می زنند نابود کنند و ریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری های مظلومان است را برکنند و یک دل و یک سو بر این رسانه های گروهی که بیشترِ ساعاتِ شب و روز، به فتنه انگیزی و نفاق افکنی... عمر خود را می گذرانند، پرخاش کنند.

اسلام، محور اتحاد (با تکیه بر نظر امام خمینی رحمه الله )

در اندیشه تقریب مذاهب و ملت های اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله تمامی محورهایی را که به کلیت و فراگیری امت اسلامی صدمه می زند، رد نموده، اسلام را به عنوان تنها محور اتحاد این امت عظیم مطرح می کند. ایشان خطاب به حجاج بیت اللّه الحرام می فرماید: «از جمله وظایف در این اجتماع عظیم، دعوت مردم و جوامع اسلامی به وحدت کلمه و رفع اختلافات بین طبقات مسلمین است که خطبا، گویندگان و نویسندگان در این امر حیاتی اقدام نمایند و کوشش کنند در به وجود آوردن جبهه مستضعفین که با وحدت جبهه و وحدت کلمه و شعار «لا اله الاّ اللّه»، از تحت اسارت قدرت های شیطانی، و اجانب و استعمارگران و استثمارگران بیرون آیند و با اخوت اسلامی بر مشکلات غلبه پیدا کنند».

وحدت اسلامی و تشکیل جبهه مستضعفان (با تکیه بر دیدگاه امام)

تاکید بر ایجاد جبهه واحد مستضعفان در برابر استکبار و قدرت های شیطانی، یکی از محورهای مورد تأکید امام رحمه الله است که جامعه اسلامی را برای نیل به تحقق وحدت اسلامی یاری می رساند. امام، با اعتقاد به پیوند عمیق میان وحدت اسلامی و شکل گیری جبهه مستضعفان، می فرماید: «مستضعفین جهان، چه آنهایی که زیر سلطه آمریکا و چه آنها که زیر سلطه سایر قدرتمندان هستند، اگر بیدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قیام نکنند، سلطه های شیطانی، رفع نخواهد شد و همه باید کوشش کنیم که وحدت بین مستضعفین در هر مسلک ومذهبی که باشند، تحقق پیدا کند.... و آنچه مهم است این است که شما در مذهب خود و ما در مذهب خودمان اخلاص را حفظ کنیم».

اتحاد ممالک اسلامی از منظر امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله با بازگو کردن دیدگاه اسلام و یادآوری تأکید قرآن کریم بر اندیشه برادری دینی، اشاعه این تفکر را به عنوان یکی از راه کارهای شکل گیری وحدت اسلامی و تقریب مذاهب مطرح می کنند. در این باره موضع قاطع و روشن ایشان، در بخشی از بیاناتشان دقیقا مشخص است: «ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیّا هستیم. برنامه ما ـ که برنامه اسلام است ـ وحدت کلمه مسلمین است؛اتحاد ممالک اسلامی است؛ برادری با جمیع فِرَق اسلامی است در تمام نقاط عالم؛ هم پیمانی، با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان».

امام خمینی و سفارش به برادری بین تشیع و تسنن

حضرت امام رحمه الله که ایجاد تفرقه مذهبی میان شیعه و سنی را محصول دست های پلید استکبار و اجانب می دانند، توسعه اخوت دینی میان پیروان تمامی مذاهب را دنبال نموده و پیروان مذاهب تشیع و تسنن را از اختلاف بر حذر داشته و به برادری و رفتار نیک با همدیگر سفارش فرموده است. آن گرامی خطاب به ملت ایران چنین می فرمایند: «من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران، چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع، و تمام کسانی که در این ملت هستند، از اقلیت های مذهبی، با هم جمع باشند و همه مثل برادر با هم رفتار کنند، تا این که این مملکت به پیش برود».

پیامدهای تفرقه از دیدگاه امام

بیداری امروز امت اسلامی، بازگشت مسلمین به قرآن و سنت، مطرح شدن ولایت امر و خلافت اسلامی، آزادی خواهی، عزت طلبی و حرکت های وحدت طلبانه مسلمین، بدون شک از ثمرات انقلاب مقدس امام خمینی رحمه الله است. حضرت امام در طول حیات طیبه خویش باعث و بانی تحرکات مهمی در جهان اسلام بودند که یکی از اقدامات مهم ایشان، ایجاد وحدت و اخوت دینی، در میان مسلمین بود. آن فرزانه هم چنین برای تحقق این هدف مقدس و ایجاد وحدت و هم گرایی مسلمانان، در بسیاری از سخنان و نوشته های خود، امت اسلام را از تفرقه بر حذر داشته و آنان را به پیامدهای زیان بار و ناگوار تفرقه و اختلاف توجه داده اند. ایشان در این باره می فرمایند: «امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها می خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما با توجه به این معنی که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت کنیم».

حیله های استکبار در اختلاف بین شیعه و سنی

جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی با توطئه های مختلف استکبار جهانی و ایادی فرومایه آن مواجه شد. حیله ها و توطئه های رنگارنگ دشمنان به منظور تضعیف انقلاب اسلامی و رهبری آن، یکی پس از دیگری به مرحله اجرا درآمد. یکی از مهم ترین حیله های استکبار ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی بود که با درایت و دوراندیشی امام راحل رحمه الله خنثی شد. از آن زمان جلوه های راستین وحدت در پرتو رهبری های مصلح کبیر امام خمینی رحمه الله در نظام جمهوری اسلامی آغاز و تحقق یافت و امروز در امتداد رهبری های حکیمانه بزرگ مرد تاریخ مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، پرچم پرافتخار توحید به اهتزاز درآمده است.

جمهوری اسلامی، پیش گام وحدت اسلامی

وحدت اسلامی ـ که همواره آرزوی اندیشمندان اسلامی بود ـ با مجاهدت و تلاش خالصانه مسئولان جمهوری اسلامی پایه های اساسی آن تحکیم یافته است. تشکیل و تأسیس «مجمع التقریب بین المذاهب» از سوی رهبر معظم انقلاب زمینه را برای گفت وگوی مستقیم اندیشمندان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام هموارتر ساخت و همین امر موجب شد تا گام های بسیار مهمی در خصوص وحدت اسلامی برداشته شود. جمهوری اسلامی، بدون شک از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، همواره با تمام توان، آیه های وحدت و همبستگی را برای مسلمانان قرائت نموده و گام های مهم عملی برای تحقق این هدف والا و ارزشمند برداشته است که بر هیچ فردی پنهان نیست.

وحدت در قرآن

قرآن کریم همبستگی را برای مسلمانان ضروری تلقی کرده است و از آنان می خواهد تا در گسترش این فرهنگ کوشا باشند. قرآن کریم کسانی را که خدای واحد را می پرستند، به سوی یک قبله نماز می گذارند، کتاب آسمانی شان قرآن است و پیامبر والایشان حضرت محمد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، به اتحاد و یگانگی فرا می خواند و همه امت اسلامی را از منازعه و اختلاف باز می دارد؛ چنان که در سوره انفال آیه 46 می خوانیم: «از خدا و رسول خدا اطاعت کنید و منازعه و اختلاف نکنید که سستی بر شما غلبه کرده، هیبتتان از دست خواهد رفت». در جای دیگر قرآن کریم محور وحدت مسلمانان را توحید می داند و می فرماید: «همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید». بدان امید که مسلمانان، رهنمودهای قرآن را همواره سرلوحه زندگی شان قرار داده، با تکیه بر مشترکات عقیدتی خویش، گام های مهمی را برای تحقق وحدت بردارند.

عطر وحدت

چه خوش بود آن روزهایی که اصحاب پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله وسلم با همه نظرهای متفاوتی که با یکدیگر داشتند گرداگرد شمع وجود آن نور مقدس حلقه می زدند و از شجره نبوت، نور هدایت را اقتباس می کردند. چه صفابخش بود محفل هایی که در مسجد النبی صلی الله علیه و آله وسلم تحقق بخش اولین مصادیق آیه شریفه «و امرهم شوری بینهم» بود. چه شورانگیز بود پیمان برادری بین مهاجران و انصار که گره زننده آن، رسول رب العالمین و دستاورد آن، ایثارهای صحنه های جنگ و فداکاری های پشت آن صحنه ها شد. چه معطّر بود نسیم وحدت امت در آن عصر که از مُشک وحی بر گلبرگ های پیکر امت می وزید. یاران! اکنون که به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران زمینه گسترش اندیشه تقریب و وحدت سیاسی جهان اسلام بیش از پیش فراهم شده است، بیایید به پیروی از رسول اسلام، دست اخوت به یکدیگر داده، با هم دلی و صمیمیت، بسیاری از مشکلات جهان اسلام را حل کنیم. بیایید همه مان منادیان راستین همبستگی جوامع اسلامی مان باشیم.

توحید کلمه و کلمه توحید

از آن هنگام که خورشید فروزان اسلام بر سرزمین سرد و تاریک جاهلیت دمید و سپیده صبح امید، افق زندگی جاهلی را گرمی و روشنایی بخشید، نور امید و رهایی در دل بردگان تابیدن گرفت و دیدگانشان به درخششی جاودانه فروغ گرفت. نغمه توحید، کران تا کران را درنوردید و قوم ها و قبیله های پراکنده را با دعوت به اعتصام به حبل متین الهی، متحد و منسجم ساخت. این همه، به برکت میلاد نور، پیام آور توحید، رسول وحدت، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم بود که با بعثت خویش، شعار برادری و پیمان اخوت را برای جوامع بشری به ارمغان آورد. اکنون که بیش از 1400 سال از آن روزهای پرشکوه و به یادماندنی می گذرد، هنوز هم آن نغمه شورانگیز، قلب و اندیشه مؤمنان را به یکدیگر نزدیک ساخته، آنان را به گزینش برترین راه رهایی ـ که توحید کلمه و کلمه توحید است ـ فرا می خواند.

جمهوری اسلامی، منادی راستین وحدت

مستکبران و استعمارگران همواره با نقشه ها و توطئه های شوم خویش و به وسیله مزدوران خود در کشورهای اسلامی، مانع شکل گیری وحدت سیاسی جوامع مسلمان شده و با مطرح ساختن فرقه های ساختگی، به ستیز با اندیشه وحدت و تقریب برآمده اند. اما به لطف خداوند متعال، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله ، بار دیگر اندیشه تقریب بین مذاهب و وحدت سیاسی جوامع اسلامی را احیا کرد و با دعوت همه مسلمانان به اتحاد، سربلندی و عزّت مؤمنان را در جهان فراهم آورد. قرار دادن هفته وحدت و تشکیل کنفرانس ها و سمینارهای بین المللی وحدت اسلامی بهترین شاهد گویا بر این مدعا است که تنها جمهوری اسلامی ایران منادی راستین وحدت در جهان است. کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی یکی از بزرگ ترین تجلیگاههای وحدت مسلمانان و ارزنده ترین همایش جهانی دانشمندان و اندیشمندان مذاهب اسلامی است که همه ساله به همت «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در تهران برگزار می شود و تاکنون دستاوردهای مهمی را به همراه داشته است.

اتحاد و الفت، بزرگ ترین دستاورد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

بزرگ ترین دستاورد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ایجاد الفت و اتحاد در میان مردمی متفرق و پراکنده بود؛ مردمی که به واسطه تعصبات جاهلی به جان هم افتاده، در حال سقوط بودند و پیامبر با تعالیم اسلامی همه را متوجه خدای یگانه کرد و امتیازات موهوم از قبیل مال و ثروت و نژاد و رنگ و حسب و نسب و امثال آنها را از میان برداشت و تنها تقوا، علم و مجاهدت را ملاک برتری و فضیلت دانست. علی علیه السلام نیز همواره به اصحابش گوشزد می کرد که قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانند، تا پس از الفت و اتحاد به تفرقه و اختلاف گرایش پیدا نکنند. در خطبه 96 نهج البلاغه، آن حضرت با برشمردن برخی از فضایل رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «دل های نیکوکاران شیفته او گشت. عنان دیده ها به سوی او متوجه شد. به برکت وجودش خداوند کینه های دیرینه را دفن کرد، شعله های عداوت را فرو نشاند و مردم را با یکدیگر الفت داد و برادر ساخت».

نقش وحدت در تعالی امت

بدون شک عزت و سربلندی و تعالی هر امت در یگانگی و هم بستگی آنهاست. اتحاد و اتفاق بزرگ ترین عامل قدرت و شوکت هر جامعه و امت، و در مقابل، ذلت و سرافکندگی و سقوط هر امت در تفرقه و پراکندگی آن نهفته است. بر همین اساس حضرت علی علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه با بیان سرگذشت امت های پیشین، مردم را به عبرت گرفتن از سرنوشت آنها و تفکر در علل تعالی و سقوط آنها، فرا خوانده و بعد از تحلیل این امر، مسلمانان را به کارهایی که موجب عزت و شوکت و قدرتشان می شود، تشویق فرموده است. آن حضرت چنین می فرمایند: «آن اموری که موجب عزت و شوکت امت های گذشته شد، دوری گزیدن از پراکندگی و همت گماشتن و توصیه و ترغیب یکدیگر به رعایت هم بستگی بود. آنها از هر امری که ستون فقرات امتشان را می شکست و قدرتشان را سست می کرد، دوری می گزیدند».

وحدت در اندیشه شهید مطهری

اکنون که انقلاب بزرگ اسلامی، این فریاد بلند زمان بر تیرگی های شب تاریخ، طلسم ظلمت را شکست، بر عالمان و متفکران مصلح و متعهد شیعه و سنی است که علیه تعصّب های کور و گرایش ها و فشارهای توده های عوام قیام کنند و صبح وحدت و آگاهی و پیروزی را به امّت اسلام تقدیم کنند. بی تردید، شهید مطهری یکی از این چهره ها و از شیفتگان وحدت اسلامی است. این متفکر بزرگ، راه نجات و سعادت جوامع اسلامی را در وحدت دانسته، می گوید: «وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستش ها و نیایش ها، و در آداب و سنن اجتماعی، به خوبی می تواند از مسلمین امت واحد بسازد و قدرتی عظیم به وجود آورد که قدرت های عظیم جهانی ناچار در برابر آن خضوع نمایند». به راستی با وحدت تمامی گروه های مسلمان است که می توان دست های جنایت کارانه دشمن را قطع و مقاصد شوم آن را خنثی کرد. با توحید کلمه است که می توان در مقابل توطئه های شوم استکبار جهانی، که هدفی جز نابودی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم ندارد، با صلابت هرچه بیشتر ایستادگی کرد. به امید روزی که اسلام مجد و عظمت حقیقی خویش را در سایه اتحاد مسلمین باز یابد.

توحید کلمه، شالوده ادیان آسمانی

در گستره گیتی، واژه دل انگیز وحدت ستاره وار می درخشد و پرتو هستی آفرین آن، زوایای آفرینش را زیب و زینتی خاص می بخشد و گوهر تکامل و عروج به ملکوت و لقای حق را در اختیار انسان می دهد. با گذر و نظر به ژرفنای تاریخ انسان و مروری عبرت آموز بر احوال امت های پیشین، نقش بالنده و نیروی سازنده کلمه توحید و توحید کلمه ـ که شالوده و اساس محکم و استوار ادیان آسمانی است ـ در مجد و عظمت و عزت جوامع بشری به خوبی نمایان می شود. در نقطه مقابل آن، آهنگ شوم افتراق و اختلاف که خشت آغازین بنای کفر و شرک است ارمغانی جز ویرانی و تباهی و مرگ نداشته و ددان و بدانِ آدمی خوار را بر آن داشته است تا از گسیختگی مردمان، بساط عیش و عشرت خویش را رونق بخشند و مایه فقر و سختی و جهل فریب خوردگان نفاق و جدایی را فراهم آورند.

همبستگی، ریشه قدرت مسلمانان

همواره به یُمن وجود سراسر جود و برکت مردان الهی که حلقه ارتباط و پیوند خلق و خالقند، رشته الفت و برادری انسان ها و آرمان وحدت گرایی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، حتی در لابلای تعصبات خشک و کور و فضای مسموم و زهرآگینی که وحدت ستیزانِ خلق، ایجاد کرده بودند، نیز درخشش و پرتوافکنی داشته است. آری پیوندو اتصال مردان الهی با کانون توحید و وحی، وسعتی اقیانوس گونه به آنان می بخشد که جویبارهای ناآشنا و نهرها و رودهای متفرق را هم ساز و هم صدا و هم سو می کنند و در پرتو شعاع وجود توحیدی خویش به سرمنزل اتحاد و کمال و عزت رهنمون می گردند. این چنین است که وجود اینان ـ که پرتوی از انوار خداست ـ خورشید آگاهی و نوید و امید محرومان و مستضعفان و پایان بزم و عیش شب پرستانِ نورستیز می باشد. امام خمینی رحمه الله سرسلسله جنبان این خدامردان بودند که مسلمانان را به بیداری فرا خواندند و هم بستگی آنان را ریشه قدرت و عزت مسلمانان دانستند.

ابتکاری نو

چندین سال است که به ابتکار جمهوری اسلامی ایران، که مورد استقبال مسلمانان دیگر نقاط جهان نیز قرار گرفته، دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول سال روز میلاد خجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، به عنوان هفته وحدت قرار داده شده است تا به یمن این ایام خجسته، شاهد تحقق انسجام امّت، و تاکید بر اصول مشترک و مورد اتفاق امت اسلامی باشیم.

قرآن و مسئله تفرقه

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد

در برابر اندیشه وحدت، اندیشه تفرقه افکنی و ایجاد چنددستگی قرار دارد. همگان جمله معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» را شنیده ایم. شاید باور این نکته چندان آسان نباشد که علی رغم تصور بسیاری از افراد، که این روش را منحصرا ابزار استثمار و استعمار برای سلطه گری بر ملت های عقب مانده وغارت آنها می دانند، به کارگیری آن قدمتی چندین هزارساله دارد. در قرآن کریم آمده است که: «فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم کرد». این شاهد قرآنی، خود مؤید گفته بالاست که استفاده از ابزار تفرقه افکنی پیشینه ای به قدمت طغیان و برتری طلبی انسان و بهره کشی او از هم نوع خود دارد. در نتیجه چرایی دعوت ادیان به وحدت کلمه و اعتصام همگانی به ریسمان الهی و نیز مخالفت طاغوت ها با پیام آوران این دعوت آشکار می شود.

شیاطین

حضرت امام خمینی رحمه الله می فرماید: «پیغمبرها که از اول تا ختم شان آمده اند مردم را به برادری، به دوستی، به اخوت دعوت کرده اند... تمام این مسائل تفرقه افکن از قدرت های بزرگ است و شیطان های بزرگ، که بین ملت ها و بین افراد انسان ها می خواهند تفرقه بیاندازند».

ملاک وحدت

از نظر قرآن ملاک وحدت فراتر از سلیقه ها، برداشت های شخصی، معیارهای رایج و عامه پسندی هم چون نژاد، رنگ، زبان، طبقه اجتماعی است. این کتاب آسمانی ایمان را ملاک برادری می داند. به گفته امام راحل: «اسلام تکیه کرده است بر اخوت با تعبیرهای مختلف. «اِنَّما المُؤمِنوُن اِخْوَةٌ» از آن استفاده می شود که کانّه مؤمنین هیچ شأنی ندارند الاّ برادری. همه چیزشان در برادری خلاصه می شود».

پیوند ایمانی؛ محکم تر از رابطه نژادی

«هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند آنها پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند». به فرموده امام راحل یکی از راه های ایجاد تفرقه در امت اسلامی، دامن زدن به اختلافات نژادی، زبانی و فرقه ای بوده است: «ما دیدیم آنچه در این قرن های آخر واقع شد، خصوصا در این پنجاه سال، از آن طرف با تبلیغات وسیع بین برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع کوشش کردند که تفرقه ای ایجاد کنند... یک شکل آن ملّی گرایی. [بود] آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن می گوید ملت ترک. این ملی گرایی که به این معناست که هر کشوری، هر زبانی، مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستند، این آن امری است که اساس دعوت پیغمبرها را به هم می زند».

اندیشه طبقاتی، وحدت شکن است

«اشراف کافر قوم نوح به او گفتند: ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی بینیم، و کسانی را که از تو پیروی کرده اند جز گروهی دون پایه ساده لوح نمی دانیم و برای شما نسبت به خود فضیلتی نمی بینیم».

«[به نوح] گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم درحالی که افراد پست و بی ارزش از تو پیروی کرده اند؟»

این خود برتربینی و تفوق طلبی است که منجر به شکاف میان صفوف و عدم تحقق وحدت کلمه می گردد و چه بسا به کفر و انکار و دشمنی با خدا و خلق بیانجامد. شاید بتوان گفت که برتری طلبان و معتقدان به درجه بندی های اجتماعی، بر اساس معیارهای دنیوی، در عمل به راهی رفته اند که دشمنان خواسته اند.

وحدت با ستمگران، هرگز!

هر تفکری می تواند دیگران را به وحدت با خود فرا خواند. امروزه، هم فرعونیان داعیه وحدت و نظم نوین جهانی دارند و هم صالحان، ملت ها را به اتحاد بر محور مبارزه با کفر و نفاق دعوت می کنند. امّا قرآن اعتماد به ظالمان را جایز نمی داند، تا چه رسد به وحدت با آنها. اعتماد به ظالمان و تکیه بر آنان موجب خذلان و گرفتاری در آتش است: «و بر ظالمان تکیه ننمایید، که آتش شما را فرا می گیرد و در آن حال هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت و یاری نمی شوید».

وحدت با پیروان ادیان دیگر

نگرش قرآن در باب وحدت، به نظر، فراتر از وحدت پیروان یک مذهب یا یک دین است. در قرآن به وحدت کلمه با سایر ادیان توصیه شده است: «بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سخنی که میان ما و شما یکسان است [گرد آییم؛ یعنی] جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعض دیگر را ـ غیر از خدای یگانه ـ ارباب خویش قرار ندهند».

چگونگی وحدت

راه کارهای وحدت چیست؟ اساسی ترینِ آنها از دید قرآن نفی طاغوت و عبودیت خداوند است؛ یعنی کلمه توحید: «و ما در هر امتی رسولی برانگیختیم تا خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید». همین مسئله عبودیت پروردگار و نفی طاغوت است که مستکبران را به معارضه با پیامبران و ملل مستضعف برمی انگیزد: «و اشراف قوم فرعون به او گفتند: آیا موسی و قومش را رها می کنی که در زمین فساد کنند تو و خدایت را وا گذارند؟»

وحدت بر اساس ایمان و محبت

از دید قرآن، ایمان و محبت به خدا عامل انسجام و وحدت است: «و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت ایجاد کرد و به نعمت او برادر شدید». آری در سایه ایمان به خدا دل های متفرق انسان ها در کنار هم قرار گرفت.

شرط تحقق وحدت

اراده مردم بر تحقق جامعه مؤمن، عدالت خواه و متحد و منسجم شرط اساسی ایجاد چنین مجتمعی است. در واقع این خود اعضای جامعه ایمانی هستند که باید برای وحدت و عدالت قیام کنند به گونه ای که اگر حتی پیامبر خدا و رهبر جامعه در میان ایشان نبود متفرق نشده، به قهقرا دچار نشوند: «محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به عقب باز می گردید؟»

توصیه های قرآن به جلوگیری از اختلاف

قرآن به مؤمنان توصیه می کند که از اختلاف پرهیز کنند و نتایج شوم تفرقه را به خاطر داشته باشند: «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید» «و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و نزاع نکنید که سست شوید و قدرت شما از میان برود». و در جایی که نزاع هست قرآن خیرخواهانه راه علاج و رفع خصومت را نشان می دهد: «ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبر خدا و اولی الامر را اطاعت کنید و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است».

چند توصیه از امام راحل درباره وحدت

ما محتاج وحدت هستیم در سالیان دراز. همیشه، قرآن کریم به ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده برای یک سال و ده سال و صد سال نیست؛ برای سرتاسر عالم است. در سرتاسر تاریخ و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم.

برکات وحدت شما در تمام امور است غافل از این وحدت نباشید، غافل از این خط الهی نباشید.

این وحدت همان چیزی است که در قرآن کریم درباره آن سفارش شده است.

در سایه سار وحدت

مردمان یا هم کیشند یا همنوعند و باید به دنبال راهی برای هم راهی و هم یاری بود. دشمنان این را نمی خواهند و بذرهای تفرقه را می پرورند. سفله آن کس که ناخواسته در این کشتزار به بیگاری گرفته شده است، شیعه نام باشد یا مدعی «سنت». در سایه اخوت و برادری است که مصیبت ها آسان می شود. وحدت است که پویایی می آفریند. باید به قرآن بازگردیم. باید هویت گم گشته خویش را بازشناسیم باید به ریسمان الهی چنگ زنیم و از ناملایمات هراسی به دل راه ندهیم که اگر خدا را باور کنیم و دل به آنچه در کتاب او آمده بسپاریم، نه سست خواهیم شد و نه اندوهناک.

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

zare58

zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران
alirezaHmzezadh ria1365 shirdel2 amirhossein1392 moradi92 omiddeymi1368 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
شنبه 13 دی 1393  06:51 ب.ظ

آداب آن حضرت در خوردنی ها و آشامیدنى‏ ها
 
1ـدر معانى الاخبار به یك طریق از ابى هاله تمیمى از حسن بن على علیهماالسلام و به طریق دیگر از حضرت رضا، از آباء گرامیش از على بن الحسین از حسن بن على(ع) و به طریق دیگرى از مردى از اولاد ابى هاله از حسن بن على(ع) روایت شده كه گفت: از دائى خود هند بن ابى هاله كه رسول خدا را براى مردم وصف مى‏كرد تقاضا كردم كه مقدارى از اوصاف آن حضرت را براى من نیز بیان كند، بلكه به این وسیله علاقه‏ام به آن جناب بیشتر شود او نیز تقاضایم را پذیرفت و گفت:
 
رسول خدا(ص) مردى بود كه در چشم هر بیننده، بزرگ و موقر مى‏نمود و روى نیكویش در تلألؤ چون ماه تمام و قامت رعنایش از قامت معتدل بلندتر و از بلند بالایان كوتاهتر بود، سرى بزرگ و مویى كه پیچ داشت و اگر هم گاهى موهایش آشفته می شد شانه مى‏زد، و اگر گیسوان خود را بلند می نمود، از نرمه گوشش تجاوز نمى‏كرد. رنگى مهتابى و جبینى فراخ و ابروانى باریك و طولانى داشت و فاصله بین دو ابرویش فراخ بود، بین دو ابروانش رگى بود كه در مواقع خشم از خون پر مى‏شد و این رگ به طورى براق بود كه اگر كسى دقت نمى‏كرد خیال مى‏كرد دنباله بینى آن جناب است و آن حضرت كشیده بینى است، محاسن شریفش پُر پشت و كوتاه و گونه‏هایش كم گوشت و غیر برجسته بود، دهانش خوشبو و فراخ و بیشتر اوقات باز و دندانهایش از هم باز و جدا و چون مروارید سفید، و گردنش در زیبائى چنان بود كه تو گویى گردن آهو است، و از روشنى و صفا تو گویى نقره است، خلقى معتدل داشت. فاصله بین دو شانه‏اش زیاد و به اصطلاح چهار شانه بود. بند دستهایش كشیده و محیط كف دستش فراخ و استخوان ‏بندى آن و استخوان ‏بندى كف پایش درشت بود. سرا پاى بدنش صاف و استخوانهایش باریك و بدون برآمدگى بود، و گودى كف پا و دستش از متعارف بیشتر و دو كف قدمش محدب و بیشتر از متعارف برآمده، و هم چنین پهن بود، به طورى كه آب بر آن قرار مى‏گرفت، وقتى قدم برمى‏داشت تو گویى آن را از زمین مى‏كند و به آرامى گام برمى‏داشت و با وقار راه مى‏پیمود، و در راه رفتن سریع بود، و راه رفتنش چنان بود كه تو گویى از كوه سرازیر مى‏شود، و وقتى بجائى التفات مى‏كرد با تمام بدن متوجه مى‏شد، چشمهایش افتاده یعنى نگاهش بیشتر به زمین بود تا به آسمان، و آن قدر نافذ بود كه كسى را یاراى خیره شدن بر آن نبود، و به هر كس برمى‏خورد در سلام از او سبقت مى‏جست.
 
راوى گفت پرسیدم: منطقش را برایم وصف كن، گفت: رسول خدا(ص) دائما با غصه‏ها قرین و دائما در فكر بود و یك لحظه راحتى نداشت، بسیار كم حرف بود و جز در مواقع ضرورت تكلم نمى‏فرمود، و وقتى حرف می زد كلام را از اول تا به آخر با تمام فضاى دهان ادا مى‏كرد، این تعبیر كنایه است از فصاحت، و كلامش همه كوتاه و جامع و خالى از زوائد و وافى به تمام مقصود بود. خُلق نازنینش بسیار نرم بود، به این معنا كه نه كسى را با كلام خود مى‏آزرد و نه به كسى اهانت مى‏نمود، نعمت در نظرش بزرگ جلوه مى‏نمود، اگر چه هم ناچیز مى‏بود، و هیچ نعمتى را مذمت نمى‏فرمود، و در خصوص طعام ها مذمت نمى‏كرد و از طعم آن تعریف هم نمى‏نمود، دنیا و ناملایمات آن هرگز او را به خشم در نمى‏آورد، و وقتى كه حقى پایمال مى‏شد از شدت خشم كسى او را نمى‏شناخت، و از هیچ چیزى پروا نداشت تا آن كه احقاق حق مى‏كرد، و اگر به چیزى اشاره مى‏فرمود با تمام كف دست اشاره مى‏نمود، و وقتى از مطلبى تعجب مى‏كرد دست‏ها را پشت و روى مى‏كرد و وقتى سخن مى‏گفت انگشت ابهام دست چپ را به كف دست راست مى‏زد، و وقتى غضب مى‏فرمود، روى مبارك را مى‏گرداند در حالتى كه چشم ها را هم مى‏بست، و وقتى مى‏خندید خنده‏اش تبسمى شیرین بود به طورى كه تنها دندان هاى چون تگرگش نمایان مى‏شد.
 
صدوق(علیه الرحمه) در كتاب مزبور مى‏گوید: تا اینجا روایت ابى القاسم بن منیع از اسماعیل بن محمد بن اسحاق بن جعفر بن محمد بود، و از این پس تا آخر روایت عبد الرحمن است، در این روایت حسن بن على(ع) مى‏فرماید: تا مدتى من این اوصاف را كه از دایى خود شنیده بودم از حسین(ع) كتمان مى‏كردم، تا این كه وقتى برایش نقل كردم، دیدم او بهتر از من وارد است، پرسیدم تو از كه شنیدى، گفت من از پدرم امیرالمؤمنین (ع) از وضع داخلى و خارجى رسول خدا(ص) و هم چنین از چگونگى مجلسش و از شكل و شمایلش سؤال كردم، آن جناب نیز چیزى را فروگذار نفرمود.
 
امام حسین(ع) براى برادر خود چنین نقل كرد كه: من از پدرم از روش رفتار رسول خدا(ص) در منزل پرسیدم، فرمود: به منزل رفتنش به اختیار خود بود، و وقتى تشریف مى‏برد، وقت خود را در خانه به سه جزء تقسیم مى‏كرد، قسمتى را براى عبادت خدا، و قسمتى را براى به سر بردن با اهلش و قسمتى را به خود اختصاص مى‏داد، در آن قسمتى هم كه مربوط به خودش بود، باز به كلى قطع رابطه نمى‏كرد، بلكه مقدارى از آن را بوسیله خواص خود در كارهاى عامه مردم صرف مى‏فرمود، و از آن مقدار چیزى را براى خود ذخیره نمى‏كرد. از جمله سیره آن حضرت این بود كه اهل فضل را با ادب خود ایثار مى‏فرمود، و هر كس را به مقدار فضیلتى كه در دین داشت احترام مى‏نمود، و حوائج‏ شان را برطرف مى‏ساخت، چون حوائج ‏شان یكسان نبود، بعضى را یك حاجت بود و بعضى را دو حاجت و بعضى را بیشتر، رسول خدا(ص) با ایشان مشغول مى‏شد و ایشان را سرگرم اصلاح نواقص‏ شان مى‏كرد، و از ایشان درباره امورشان پرسش مى‏كرد، و به معارف دینیشان آشنا مى‏ساخت، و دراین باره هر خبرى كه مى‏داد دنبالش مى‏فرمود : حاضرین آن را به غائبین برسانند، و نیزمى‏فرمود:
 
حاجت كسانى را كه به من دسترسى ندارند به من ابلاغ كنید، و بدانید كه هر كس حاجت اشخاص ناتوان و بى رابطه با سلطان را نزد سلطان برد، و آن را برآورده كند، خداى تعالى قدم‏هایش را در روز قیامت ثابت و استوار مى‏سازد.
 
در مجلس آن حضرت غیر این گونه مطالب ذكر نمى‏شد، و از كسى سخنى از غیر این سنخ مطالب نمى‏پذیرفت، مردم براى درك فیض و طلب علم شرفیاب حضورش مى‏شدند و بیرون نمى‏رفتند مگر این كه دل هایشان سرشار از علم و معرفت بود و خود از راهنمایان و ادله راه حق شده بودند.
 
سپس از پدرم امیرالمؤمنین(ع) از برنامه و سیره آن جناب در خارج از منزل پرسیدم، فرمود: رسول خدا(ص) زبان خود را از غیر سخنان مورد لزوم باز مى‏داشت، و با مردم انس مى‏گرفت، و آنان را از خود رنجیده خاطر نمى‏كرد، بزرگ هر قومى را احترام مى‏كرد، و تولیت امور قوم را به او واگذار مى‏نمود، همیشه از مردم برحذر بود، و خود را مى‏پائید، و در عین حال بشره و خلق خود را درهم نمى‏پیچید، همواره از اصحاب خود تفقد مى‏كرد، و از مردم حال مردم را مى‏پرسید، و هر عمل نیكى را تحسین و تقویت مى‏كرد، و هر عمل زشتى را تقبیح مى‏نمود، در همه امور میانه رو بود، گاهى افراط و گاهى تفریط  نمى‏كرد، از غفلت مسلمین و انحراف‏ شان غافل نبود، و درباره حق، كوتاهى نمى‏كرد و از آن تجاوز نمى‏نمود، در میان اطرافیان خود كسى را برگزیده ‏تر و بهتر مى‏دانست كه داراى فضیلت بیشتر و براى مسلمین خیرخواه ‏تر بود، و در نزد او مقام و منزلت آن كسى بزرگتر بود كه مواسات و پشتیبانیش براى مسلمین بهتر بود.
 
سید الشهدا (ع) سپس فرمود: من از پدر بزرگوارم از وضع مجلس رسول الله (ص) پرسیدم، فرمود:هیچ نشست و برخاستى نمى‏كرد مگر با ذكر خدا،ودر هیچ مجلسى جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏كرد، و از صدرنشینى نهى مى‏فرمود، و در مجالس هر جا كه خالى بود مى‏نشست، و اصحاب را هم دستور مى‏داد كه چنان كنند.و در مجلس، حق همه را ادا مى‏كرد، به طورى كه احدى از همنشینانش احساس نمى‏كرد كه از دیگران در نزد او محترم ‏تر است، و هر كسى كه شرفیاب حضورش مى‏شد این قدر صبر مى‏كرد تا خود او برخیزد و برود،و هر كس حاجتى از او طلب مى‏كرد برنمى‏گشت مگر این كه یا حاجت خود را گرفته بود، یا با بیانى قانع، دلخوش شده بود، خُلق نازنینش این قدر نرم بود كه به مردم اجازه مى‏داد او را براى خود پدرى مهربان بپندارند، و همه نزد او در حق مساوى بودند، مجلسش، مجلس حلم و حیا و راستى و امانت بود و در آن صداها بلند نمى‏شد، و نوامیس و احترامات مردم هتك نمى‏گردید، و اگر احیانا از كسى لغزشى سر مى‏زد، آن جناب طورى تادیبش مى‏فرمود كه براى همیشه مراقب مى‏شد، همنشینانش همه با هم متعادل بودند، و مى‏كوشیدند كه با تقوا یكدیگر را مواصلت كنند، با یكدیگر متواضع بودند، بزرگتران را احترام نموده و به كوچكتران مهربان بودند، و صاحبان حاجت را بر خود مقدم مى‏شمردند، و غریب‏ها را حفاظت مى‏كردند.
 
و نیز فرمود: پرسیدم سیره آن حضرت در میان همنشینانش چطور بود؟ فرمود: دائما خوش‏ رو و نرم ‏خو بود، خشن و درشت خو و داد و فریاد كن و فحاش و عیب جو و همچنین مداح نبود، و به هر چیزى كه رغبت و میل نداشت بى میلى خود را در قیافه خود نشان نمى‏داد و لذا اشخاص از پیشنهاد آن مایوس نبودند،امیدواران را ناامید نمى‏كرد،نفس خود را از سه چیز پرهیز می داد:
 
1ـ مراء و مجادله 
2ـ پر حرفى
 
3ـ گفتن حرف‏هاى بدرد نخور.
 
 و نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز مى‏كرد:
 
1ـ هرگز احدى را مذمت و سرزنش نمى‏كرد.
 
 2ـ هرگز لغزش و عیب‏هایشان را جستجو نمى‏نمود.
 
3 ـ هیچ وقت حرف نمى‏زد مگر در جایى كه امید ثواب در آن مى‏داشت.
 
 
و وقتى تكلم مى‏فرمود همنشینانش سرها را به زیر مى‏انداختند گویى مرگ بر سر آنها سایه افكنده است، و وقتى ساكت مى‏شد، آنها تكلم مى‏كردند، و در حضور او نزاع  و مشاجره نمى‏كردند، و اگر كسى تكلم مى‏كرد دیگران سكوت مى‏كردند تا كلامش پایان پذیرد، و تكلم ‏شان در حضور آن جناب به نوبت بود، اگر همنشینانش از چیزى به خنده مى‏افتادند، آن جناب نیز مى‏خندید و اگر از چیزى تعجب مى‏كردند او نیز تعجب مى‏كرد، و اگر ناشناسى از آن حضرت چیزى مى‏خواست و در درخواستش اسائه ادب و جفایى مى‏كرد، آن جناب تحمل مى‏نمود، به حدى كه اصحابش در صدد رفع مزاحمت او برمی آمدند و آن حضرت مى‏فرمود: همیشه صاحبان حاجت را معاونت و یارى كنید، و هرگز ثناى كسى را نمى‏پذیرفت مگر این كه به وى احسانى كرده باشد، و كلام احدى را قطع نمى‏كرد مگر این كه مى‏دید كه از حد مشروع تجاوز مى‏كند كه در این صورت یا به نهى و بازداریش از تجاوز یا به برخاستن از مجلس كلامش را قطع مى‏كرد.
 
سید الشهدا(ع) مى‏فرماید: سپس از سكوت آن حضرت پرسیدم، فرمود:
 
سكوت رسول خدا(ص) چهار نوع بود:1ـ حلم  2ـ حذر  3ـ تقدیر  4ـ تفكر.
 
 سكوتش از حلم و صبر این بود كه هیچ چیز آن حضرت را به خشم در نمى‏آورد و از جاى نمى‏كند، و سكوتش از حذر در چهار مورد بود:
 
1ـ در جایى كه مى‏خواست وجهه نیكو و پسندیده  كار را پیدا كند تا مردم نیز در آن كار به وى اقتدا نمایند.
 
2ـ در جایى كه حرف زدن قبیح بود و مى‏خواست به طرف یاد دهد تا او نیز از آن خوددارى كند.
 
3 ـ در جایى كه مى‏خواست درباره صلاح امتش مطالعه و فكر كند.
 
4 ـ در مواردى كه مى‏خواست دست به كارى زند كه خیر دنیا و آخرتش در آن بود.
 
و سكوتش از تقدیر این بود كه مى‏خواست همه مردم را به یك چشم دیده و به گفتار همه به یك نحو استماع فرماید، و اما سكوتش در تفكر عبارت بود از تفكر در این كه چه چیزى باقى است و چه چیزى فانى. (1)
 
این روایت را صاحب كتاب مكارم الاخلاق از كتاب محمد بن اسحاق بن ابراهیم طالقانى به طریقى كه او به حسنین(ع) دارد نقل كرده (2) ، مرحوم مجلسى هم در بحارالانوار فرموده (3) ، كه این روایت از اخبار مشهور است، عامه هم آن را در بیشتر كتاب‏هاى خود نقل كرده‏اند.
 
2ـ و در كتاب احیاء العلوم است كه: رسول خدا گفتارش از همه فصیح ‏تر و شیرین ‏تر بود ـ تا آنجا كه می گوید ـ  و سخنانش همه كلمات كوتاه و جامع و خالى از زوائد و وافى به تمام مقصود بود، و چنان بود كه گویى اجزاى آنان تابع یكدیگرند، وقتى سخن مى‏گفت بین جملات را فاصله مى‏داد تا اگر كسى بخواهد سخنانش را حفظ كند فرصت داشته باشد، جوهره صدایش بلند و از تمامى مردم خوش‏ نغمه ‏تر بود. (4)
 
3ـ و شیخ در كتاب تهذیب به سند خود از اسحاق بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر از پدران بزرگوارش از على(ع) نقل كرده كه فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم كه مى‏فرمود: من مبعوث شده‏ام به مكارم اخلاق و محاسن آن. (5)
 
4ـ و در كتاب مكارم الاخلاق است كه ابى سعید خدرى گفت: حیاى رسول خدا (ص) از عروس بیشتر بود، و چنان بود كه اگر چیزى را دوست نمى‏داشت ما از قیافه‏اش مى‏فهمیدیم. (6)
 
5ـو در كتاب كافى به سند خود از محمد بن مسلم روایت مى‏كند كه گفت: شنیدم كه حضرت ابو جعفر(ع) مى‏فرمود: فرشته‏اى نزد رسول الله (ص) آمد و عرض كرد: خدایت مخیر فرموده كه اگر خواهى بنده‏اى متواضع و رسول باشى و اگر خواهى پادشاهى رسول باشى، جبرئیل این صحنه را مى‏دید رسول خدا(ص) از راه مشورت به جبرئیل نگریست، او با دست اشاره كرد كه افتادگى را اختیار كن و لذا رسول الله (ص) در جواب آن فرشته فرمود: بندگى و تواضع را با رسالت اختیار كردم، فرشته مزبور در حالى كه كلید خزانه هاى زمین را در دست داشت گفت: اینك چیزى هم از آنچه در نزد خدایت دارى كاسته نشد. (7)
 
6 ـ و در نهج البلاغه مى‏فرماید: پس باید كه تاسى كنى به نبى اطهر و اطیب ـ تا آنجا كه مى‏فرماید ـ از خوردنی هاى دنیا اندك خورد، و دهان خود را از آن پُر نكرد و به آن التفاتى ننمود، لاغرترین اهل دنیا بود از حیث تهى گاه و گرسنه ‏ترین شان بود از جهت شكم، خزائن دنیا بر او عرضه شد، لیكن او از قبولش استنكاف نمود، وقتى فهمید كه خداى تعالى چیزى را دشمن دارد او نیز دشمن مى‏داشت، و هر چیزى را كه خداى تعالى حقیر مى‏دانست او نیز تحقیرش مى‏كرد، و ما بر عكس آن جنابیم و اگر از معایب چیزى در ما نبود جز همین كه دوست مى‏داریم دنیائى را كه خدا دشمن داشته و بزرگ مى‏شماریم دنیائى را كه خدایش تحقیر كرده، همین براى شقاوت و بدبختى و نافرمانیمان بس بود، و حال آن كه رسول الله (ص) روى زمین غذا مى‏خورد، و چون بندگان مى‏نشست، و كفش خود را به دست خود مى‏دوخت، و بر مرکب ساده  سوار مى‏شد، و شخص دیگرى را هم پشت سر خود بر آن حیوان سوار مى‏كرد. آرى به قلب و از صمیم دل از دنیا اعراض كرده بود، و یادش را در دل خود كشته و از بین برده بود، تا جایى كه دوست مى‏داشت زینت دنیا را حتى به چشم هم نبیند و دنیا را خانه قرارنمی دید. از این رو دنیا را به كلى از دل خود بیرون كرده، و یاد آن را از قلب كوچ داده، و از نظر دوربین خود هم پنهان نموده بود. آرى وقتى شخصى از چیزى بدش آید نظر كردن به آن را هم دوست نمى‏دارد، حتى دوست نمى‏دارد كه كسى نزد او اسم آن چیز را ببرد. (8)
 
7 ـ و در كتاب احتجاج از موسى بن جعفر از پدرش و از پدرانش از حسن بن على از پدرش على (ع) روایت كرده كه در ضمن خبرى طولانى فرمود: رسول خدا (ص) از خوف خداى عزوجل آنقدر مى‏گریست كه سجاده و مصلایش از اشك چشم او تر مى‏شد، با این كه جرم و گناهى هم نداشت. (9)
 
8 ـ و در كتاب مناقب است كه رسول الله (ص) آنقدر مى‏گریست كه بیهوش مى‏شد، خدمتش عرضه مى‏داشتند مگر خداى تعالى در قرآن نفرموده كه خداوند از گناهان گذشته و آینده تو، در گذشته است پس این همه گریه براى چیست؟! مى‏فرمود: درست است كه خدا مرا بخشیده، لیكن من چرا بنده‏اى شكرگزار نباشم، و همچنین بود بیهوشى‏هاى على بن ابى طالب وصى آن حضرت در مقام عبادتش. (10)
 
گویا سائل خیال مى‏كرده كه  به طور كلى عبادت براى ایمنى از عذاب است، و حال آن كه چنین نیست، بلكه روایاتى وارد شده كه عبادت از ترس عذاب مانند عبادت بندگان از ترس موالى است، بناى پاسخ آن جناب هم بر این است كه عبادت از باب شكر خداى سبحان است، و این چنین عبادت، عبادت كرام و قسم دیگرى است از عبادت.
 
و در ماثور از ائمه اهل بیت(ع) هم وارد شده كه بعضى از عبادتها از ترس عقاب است و این عبادت نظیر عبادتى است كه غلامان براى آقاى خود و از ترس او انجام مى‏دهند، و بعضى از عبادات عبادتى است كه به طمع ثواب انجام مى‏شود، این عبادت نظیر عبادت تجار است كه از هر كارى سود آن را در نظر دارند، و بعضى از آنها عبادتى است كه به خاطر اداى شكر نعمتهاى خداى سبحان انجام مى‏شود. (11)
 
و در بعضى روایات از این قسم عبادت تعبیر شده به این كه به خاطر محبت خداى سبحان انجام مى‏شود، و در بعضى از روایات دیگر دارد كه به خاطر این انجام مى‏شود كه خدا را اهل و سزاوار عبادت مى‏بیند.
 
و ما در تفسیر جمله " سیجزى الله الشاكرین" (12) در جلد چهارم ص 75 این كتاب درباره معناى این روایات به طور مفصل بحث كردیم، و در آنجا گفتیم كه شكر در عبادت خدا، عبارتست از اخلاص نیت براى خدا، و شاكرین همان مخلصین(به فتح لام)از بندگان خدایند، و مقصود از آیه شریفه"سبحان الله عما یصفون. الا عباد الله المخلصین" (13) و امثال آن، همین مخلصین مى‏باشند.
 
9ـو در كتاب ارشاد دیلمى است كه ابراهیم خلیل(ع) وقتى به نماز مى‏ایستاد جوش و خروشى نظیر هیجان و اضطراب اشخاص ترسیده، از او شنیده مى‏شد، و رسول الله (ص) هم همین طور بود. (14)
 
10 ـ و در تفسیر ابى الفتوح از ابى سعید خدرى روایت شده كه گفت: وقتى آیه شریفه " و اذكروا الله كثیرا؛ و خدا را بسیار ذكر كنید" نازل شد رسول الله (ص) مشغول به ذكر خدا گشت تا جایى كه كفار مى‏گفتند این مرد جن زده شده است. (15)
 
11 ـ و در كتاب كافى به سند خود از زید شحام از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه فرمود: رسول خدا(ص) در هر روز هفتاد بار توبه مى‏كرد، پرسیدم آیا هفتاد بار مى‏گفت "استغفر الله و اتوب الیه"؟ فرمودند: نه، بلكه مى‏گفت: "اتوب الى الله" عرض كردم رسول خدا(ص) توبه مى‏كرد و گناه مرتكب نمى‏شد و ما توبه مى‏كنیم و باز تكرار مى‏نمائیم، فرمود: "الله المستعان؛ باید از خدا مدد گرفت." (16)
 
12ـ و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب: "النبوة" از على (ع) نقل مى‏كند كه آن جناب هر وقت رسول خدا(ص) را وصف مى‏كرد مى‏فرمود: كف دستش از تمامى كف‏ها سخى‏تر و سینه‏اش از همه سینه‏ها جرأت ‏دارتر و لهجه‏اش از همه لهجه‏ها و زبان ها راستگوتر و به عهد و پیمان از همه مردم وفادارتر و خوى نازنینش از خوى همه نرم‏ تر و دودمانش از همه دودمان‏ها كریم‏تر و محترم تر، اگر كسى ناگهانى می دیدش از او هیبت مى‏برد و اگر كسى با او از روى معرفت همنشین بود دوستش مى‏داشت، قبل از او و بعد از او من هرگز كسى را مثل او ندیدم. (17)
 
13ـ و در كتاب كافى به سند خود از عمر بن على از پدر بزرگوارش نقل مى‏كند كه فرمود: از جمله سوگندهاى رسول خدا این بود كه مى‏فرمود: "لا و استغفرالله ؛ نه، و از خدا آمرزش مى‏خواهم". (18)
 
14ـ و در احیاء العلوم است كه آن جناب وقتى خیلى خوشحال مى‏شد زیاد دست به محاسن شریف خود مى‏كشید. (19)
 
15ـ و نیز در همان كتاب است كه: رسول خدا(ص) سخى‏ترین مردم بود، به طورى كه هیچ وقت درهم و دینارى نزدش نمى‏ماند، حتى اگر وقتى چیزى نزدش زیادى مى‏ماند و تا شب كسى را نمى‏یافت كه آن را به او بدهد، به خانه نمى‏رفت تا ذمه خود را از آن برى سازد و آن را به محتاجى برساند، و از آنچه خدا روزیش مى‏كرد بیش از آذوقه یك سال از خرما و جوى كه در دسترس بود براى خود ذخیره نمى‏كرد و ما بقى را در راه خدا صرف مى‏كرد، كسى از آن جناب چیزى درخواست نمى‏كرد مگر این كه آن حضرت حاجتش را هر چه بود برآورده مى‏نمود، و همچنین مى‏داد تا آن كه نوبت مى‏رسید به غذاى ذخیره یك ساله‏اش از آن هم ایثار مى‏فرمود، و بسیار اتفاق مى‏افتاد كه قبل از گذشتن یك سال قوت خود را انفاق كرده و اگر چیز دیگرى عایدش نمى‏شد خود محتاج شده بود.
 
غزالى سپس اضافه مى‏كند كه: رسول خدا(ص) حق را انفاذ مى‏كرد اگر چه ضررش عاید خودش و یا اصحابش مى‏شد.
 
و نیز مى‏گوید: رسول خدا(ص) دشمنان زیادى داشت و با این حال در بین آنان تنها و بدون نگهبان رفت و آمد مى‏كرد.
 
و نیز مى‏گوید: كه هیچ امرى از امور دنیا آن جناب را به هول و هراس در نمى‏آورد.
 
و نیز مى‏گوید: رسول خدا(ص) با فقرا مى‏نشست و با مساكین هم غذا مى‏شد و كسانى را كه داراى فضائل اخلاقى بودند احترام مى‏كرد، و با اشخاص آبرومند الفت مى‏گرفت، به این معنى كه به آنان احسان مى‏نمود، و خویشاوندان را در عین این كه بر افضل از آنان مقدم نمى‏داشت صله رحم مى‏كرد، به احدى از مردم جفا نمى‏نمود، و عذر هر معتذرى را مى‏پذیرفت.
 
و نیز مى‏گوید: رسول خدا(ص) هیچ دقیقه‏اى از عمر شریفش را بیهوده و بدون عملى در راه خدا و یا كارى از كارهاى لازم خویشتن نمى‏گذراند، و گاهى براى سركشى به اصحاب خود به باغات ‏ایشان تشریف مى‏برد، و هرگز مسكینى را براى تهى دستى و یا مرضش تحقیر نمى‏كرد و از هیچ سلطانى به خاطر سلطنتش نمى‏ترسید، آن فقیر و این سلطان را به یك نحو دعوت به توحید مى‏نمود. (20)
 
16ـو نیز در كتاب مزبور مى‏گوید:
 
رسول خدا(ص) از همه مردم دیرتر به غضب در مى‏آمد و از همه زودتر آشتى مى‏كرد و خشنود مى‏شد و از همه  رؤوف ‏تر به مردم بود و بهترین مردم و نافع‏ترین آنان براى مردم بود.(21)
 
17ـو نیز در آن كتاب مى‏گوید: رسول خدا(ص) چنان بود كه اگر مسرور و راضى مى‏شد مسرت و رضایتش براى مردم بهترین مسرت‏ها و رضایت‏ها بود، اگر موعظه مى‏كرد موعظه‏اش جدى بود نه به شوخى، و اگر غضب مى‏كرد ـ و البته جز براى خدا غضب نمى‏كرد ـ هیچ چیزى تاب مقاومت در برابر غضبش را نداشت، و هم چنین در تمامى امورش همین طور بود، وقتى هم كه به مصیبتى و یا به ناملایمى برمى‏خورد امر را به خدا واگذار مى‏كرد، و از حول و قوه خویش تبرى مى‏جست و از خدا راه چاره مى‏خواست. (22)
 
معانى توكل بر خدا و تفویض امر به او و تبرى از حول و قوه خویشتن و راه چاره از خدا خواستن همه به هم مربوط و برگشت همه آنها به یك اصل است و آن این است كه براى امور استنادى است به اراده الهى‏اى كه غالب بر هر اراده دیگرى است و هرگز مغلوب نمى‏شود و قدرت الهى‏اى كه مافوق هر قدرت و غیر متناهى است، و این خود معنا و حقیقتى است كه كتاب خدا و سنت رسول گرامیش متفقاً مردم را به اعتقاد بر آن و عمل بر طبق آن دعوت كرده‏اند، قرآن كریم مى‏فرماید: " و على الله فلیتوكل المتوكلون." (23) و نیز مى‏فرمود:
 
"و افوض امرى الى الله" (24) و نیز مى‏فرمود: "و من یتوكل على الله فهو حسبه." (25) و نیز مى‏فرماید: "الا له الخلق و الامر" (26) و نیز مى‏فرماید: "و ان الى ربك المنتهى" (27) و غیر از اینها آیات، و روایات در این باره از حد شمارش افزون است.
 
و متخلق به این خلق‏ها و متادب به این آداب شدن علاوه بر این كه آدمى را در مسیر حقایق و واقعیات قرار داده و عملش را منطبق بر وجهى مى‏سازد كه بر حسب واقع باید آن طور واقع شود و علاوه بر این كه آدمى را مستقر در دین فطرت كرده، كه حقیقت هر چیزى و نشانه حقیقت بودن آن برگشت حقیقى آن است به خداى سبحان، كما این كه خود فرمود: "الا الى الله تصیرالامور" (28) علاوه بر این، فائده مهم دیگرى دارد، و آن این است كه اتكا و اعتماد انسان بر پروردگارش ـ در حالتى انسان را آشناى به پروردگارى مى‏كند كه داراى قدرت غیر متناهى و اراده‏اى قاهر غیر مغلوب است ـ اراده‏اش را چنان كشش داده و عزمش را چنان راسخ مى‏كند كه موانعى كه پیش مى‏آید، در او رخنه نكرده و رنج و تعبى كه در راه رسیدن به هدف مى‏بیند خللى در او وارد نمى‏سازد و هیچ وسوسه شیطانى كه به صورت خطورهاى وهمى در ضمیر انسان خودنمائى مى‏كند آن را از بین نمى‏برد.
 
پی نوشت ها:
 
1- معانى الاخبار،انتشارات اسلامى، ص 79 ،ح 1.
 
2- مكارم الاخلاق، ط اعلمى، ص 11.
 
3- بحارالانوار، ط اسلامى، ج 16، ص 161.
 
4- احیاء العلوم، ج 7، ص 1305.
 
5- بحار، ج 16، ص 287، ح 142، از امالى شیخ صدوق.
 
6- مكارم الاخلاق، ص 17.
 
7- كافى، ط دارالتعارف، ج 2، ص 122، ح 5.
 
8- نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ط دار احیاء كتب العربى، ج 9، ص 232.
 
9- احتجاج طبرسى، ط دارالنعمان، ج 1، ص 331.
 
10-  مستدرك الوسائل، ج 2، ص 295/  درالمنثور، ج 6، ص 70 ،ط بیروت.
 
11- بحارالانوار، ج 70، ص 255، ح 12.
 
12- سوره آل عمران/ آیه 144.
 
13- منزه است خدا از آنچه كه آنها توصیفش مى‏كنند مگر بندگان مخلص او. سوره صافات /160.
 
14- ارشاد القلوب، ج 1، ص 105.
 
15- درالمنثور فى التفسیر بالماثور، ج 5، ص 205.
 
16- كافى، ج 2، ص 432.
 
17- مكارم الاخلاق، ص 18.
 
18- كافى، ج 7، ص 463، ح 20.
 
19- احیاء العلوم، ج 7، ص 140.
 
20- احیاء العلوم، ج 7، ص 120.
 
21- احیاء العلوم، ج 7، ص 115.
 
22- احیاء العلوم، ج 7، ص 120.
 
23- پس باید كه توكل كنندگان تنها بر خدا توكل كنند. سوره ابراهیم/ 12.
 
24- و امر خود را واگذار به خدا مى‏كنم. سوره مؤمن/ 44.
 
25- و كسى كه بر خدا توكل كند پس همان خدا ضامن و كفایت كننده اوست. سوره طلاق/ 3.
 
26- آگاه باشید كه براى اوست آفرینش و همه امور عالم. سوره اعراف/ 54.
 
27- و بدرستى نهایت و سرانجام هر چیزى به سوى پروردگار تو است. سوره نجم/ 42.
 
28- سوره شورى/ 53.
 
 

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

zare58

zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران
alirezaHmzezadh ria1365 shirdel2 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  01:09 ق.ظ

در اوج تيرگي و ظلمت و جهل و عداوت، ولادت فرزندي پاك، پيام‌آور نور و رحمت و آزادي و سعادت بشريت شد. گرچه شيعي و سني در روز ولادت آن حضرت اختلاف نظر دارند اما در سال و ماه ولادتش تقريباً وحدت نظر است. شيعيان روز 17 ربيع‌الاول سال 570‌م را روز ولادت و اهل تسنن روز 12 ربيع‌الاول همان سال را روز ولادت پربركت منجي عالم بشريت مي‌دانند.1 بنابراين هفته وحدت يا سالروز ولادت آن حضرت مناسبت بسيار خجسته‌اي است تا در سايه نزديكي قلوب، در پي تحكيم وحدت و يكپارچگي بين يكديگر و همسو ساختن اهداف بلند اسلامي و حل مشكلات كشورهاي مسلمان بيش از پيش همت گماريم.
اسلام آيين وحدت و همبستگي است. در اين زمينه آيات بسياري در قرآن آمده است كه از آن جمله مي‌توان به آيه زير اشاره كرد:
ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون. (انبيا،93)
اين است امت شما كه امتي يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.
و اعتصموا بحبل الله جميعاً ‌و لاتفرقوا. (آل عمران،103)
و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد.
و از تفرقه و جدايي كه از عوامل مهم در صنعت و تزلزل است باز مي‌دارد، و تفرقه‌افكنان را به عذابي دردناك بشارت مي‌دهد.
و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم. (آل عمران،105)
و چون كساني مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند و براي آنان عذابي سهمگين است.
و در جايي ديگر تفرقه و پراكندگي را يكي از نشانه‌ها و پيامدهاي شرك مي‌شمارد... و لاتكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعاً (روم،31و32)
و از مشركان مباشيد كساني كه دين خدا را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبي بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند!
و در آياتي ديگر زمينه‌هاي لازم جهت ايجاد همبستگي و دوري از دوگانگي فراهم مي‌نمايد.
انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم. (حجرات، 10)
در حقيقت مومنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد. 
يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم. (حجرات،13)
اي مردم شما را از مرد و زني آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.
بنابراين فرهنگ اسلامي پر از آموزه‌هايي است كه انسان‌ها را به وحدت فرا مي‌خواند و از پراكندگي نهي مي‌كند. چنانچه پيامبر اسلام نيز دوران زندگي خويش بر اين مسأله همت گماشت.
شكوه و عظمت فرهنگ و تمدن اسلامي نيز حاصل وحدت و يكپارچگي مسلمانان در آن عصر بود. اما با گذشت زمان مسلمانان متفرق شدند و در مسائل عديده اختلاف جستند. در پي اين اختلافات، خصومت‌ها، جنگ‌ها و هتك حرمت‌ها پديد آمد و وحدت و يكدلي مسلمان‌ها به تزلزل و سستي تبديل گشت.
نويسنده كتاب همبستگي مذاهب اسلامي در مقدمه كتاب با بررسي دوره‌هاي مختلف اسلام از جهت وحدت و تفرقه چنين مي‌نويسد: با ورق زدن مختصر تاريخ اسلام ديديم كه در هر كجا مسلمانان پيشرفتي داشته‌اند در سايه وحدت بوده است و هركجا انحطاط و سقوط كرده‌اند اغلب به دليل تفرقه و پراكندگي از حول محور اسلام و كشيدن حصارهاي تعصب ميان خود بوده است. همواره دشمنان يهودي و صليبي از پيشرفت مسلمانان به خشم آمده و كوشيده‌اند كه شكاف بين مسلمين و تعصبات حاكم بر آنان را تقويت كند و با جداكردن آنان از يكديگر آنها را درهم بشكند.2
به رغم آنكه اختلافات ميان مسلمانان عمدتاً مضر بوده است اما نوع ديگري از اختلافات نيز وجود دارد كه زمينه‌ پيشرفت‌هاي زيادي بوده است. از اين جهت در ذيل انواع اختلافات را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
اختلافات طبيعي
وجود اقوام، ملل، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي مختلف در طول تاريخ حاكي از اين امر است كه اختلاف امري تكويني است. انسان عاقل به واسطه عقل و آنچه پيرامون اوست تفكر، اعتقاد فرهنگ و اعتقاد خود را سامان‌ مي‌دهد. اين اختلاف وسيله شناخته شدن و تفكيك و تمايز آنها از يكديگر است.
آري انسان‌ها از نظر تفكر، شرايط محيطي، تربيت و رشد با هم اختلاف دارند و طبعاً مختلف فكر مي‌كنند و توقع اينكه همه يك جور فكر ‌كنند همانند ملائكه، توقعي بي‌‌جا است و با فلسفه خلقت انسان سازگار نيست. قلم آفرينش انسان را با اين خصوصيات مختلف خواسته است.3 بنابراين همانگونه كه ذكر شد اختلاف ميان انسان‌ها امري تكويني و طبيعي است. پيشرفت علمي نيز حاصل تضارب آراء و انديشه‌ها و در پي اين اختلافات است.
اختلاف عقيده
تفاوت ذاتي ميان انسان‌ها آنها را در عقيده و تفكر هم متفاوت مي‌سازد هيچ دو انساني وجود ندارد كه در تمامي زمينه‌هاي فكري و عقيدتي يكسان باشند شيخ شلتوت كه با فتواي تاريخي خود رجوع به مذهب شيعه در كنار چهار مذهب اهل‌سنت را مجاز دانست در اين زمينه مي‌گويد: اختلاف رأي و نظري يك امر ضروري و طبيعي جامعه است كه رهايي از آن ممكن نيست ولي فرق است ميان اختلافي كه تعصب مذهبي و جمود فكري آن را به وجود آورده و اختلافي كه از جهت و دليل سرچشمه گرفته است. اولي اختلاف مذموم و دومي اختلاف منصفانه است كه توام با احترام مذاهب نسبت به يكديگر است و همگي احترام‌گذار به اصل جامع ميان خود يعني مصدرها و مأخذهاي اوليه و قواعد اصولي اسلامي مي‌باشند.4
بنابر اين، اختلاف كه امري طبيعي است به گرايش افراد و به عقايد و مذاهب متفاوت نيز جريان مي‌يابد. حال چه بايد كرد؟ و اين اختلافات چه معنايي دارد؟
منظور از اختلاف اين نيست كه هيچ وجه مشتركي ميان مذاهب اسلامي وجود ندارد. مسائل اصولي و اساسي دين، وجه اشتراك مذاهب اسلامي به حساب مي‌آيد. آنچه كه همه مسلمانان بدان اعتقاد دارند هيچ مسلماني نيست كه آن را انكار كند، به گونه‌اي كه اعتقاد يا عدم اتقاد به آنها مرز ايمان و كفر محسوب مي‌گردد. آري مسائل اساسي و اعتقادي، حقايقي هستند كه خداوند از آن خبر داده بر ما واجب كرده كه به آنها معتقد شويم؛ اصولي كه با دگرگوني‌ها و اختلاف مصالح و يا اجتهاد مجتهدين تغييرپذير نيست.5
اما آنچه اختلاف است در زمينه مسائل فرعي و نظري است و آن نيز به مصلحت بشر است تا در ميدان فكر و انديشه، گره‌گشاي مسائل متعدد بشر در زمان‌هاي مختلف گردد و همواره امورشان در كفه بررسي علمي و عقلي قرار داشته تا دچار جمود نباشند. اگر بنا بود مسائل فرعي و نظري هم مانند اصول ايمان، قطعي و يقيني باشد، راهي براي تفكر و تعقل باقي نمي‌ماند.6
وحدت در عين اختلاف
آنچه دشوار به نظر مي‌رسد و واقعيت عيني نيز بر آن دلالت دارد دست‌يابي به وحدت در عين اختلافات است. متأسفانه جهان اسلام هنوز نتوانسته است به اين آرمان دست يابد. براي روشن شدن بحث به اين نكته مي‌پردازيم كه منظور از وحدت چيست؟ آيا پيروان همه مذاهب اسلامي بايد از مذهب خود دست برداشته و پيرو يك مذهب شوند؟ يا تلفيقي از مذاهب مختلف به دست آيد و همه به اين مذهب مشترك روي آورند؟ پاسخ منفي است چرا كه وحدت به اين معني كه شيعه يا سني دست از عقيده خود بردارد و تسليم ديگري شود نامفهوم است. وحدت به اين معني كه قدر مشترك‌ها را در ميان مذاهب اسلامي بگيريم و موارد اختلاف را دور بزنيم و از همه مسلمانان بخواهيم فقط به اين قدر مشترك‌ها معتقد باشند و به غير آن عقيده نداشته باشند نامفهوم و بي‌معناست.7
دكتر شهيدي نيز معتقد است مقصود از وحدت امت مسلمان اين نيست كه رأي فقيهان در فروع دين يكي شود، چرا كه چنين وحدتي نه عقلاً‌ ممكن است و نه شرعاً لازم‌التعبد.8
چگونه مي‌توان آتش تفرقه در جهان اسلام را فرو نشاند و بر مشكلات فراوان ناشي از آن فائق آمد؟ با كمال تأسف اگر تاريخ را ورق بزنيم مي‌بينيم كه اختلاف بين شيعه و سني چه برادركشي‌ها و كشت و كشتارهايي به بار آورده كه بسيار تلخ و مايه بسي تأسف است. چنانكه جنگ چالدران، جنگ شاه‌صفي، كشتارهاي بين شيعه و سني در قاره هند و... نمايشگر شكاف عميق بين مذاهب اسلامي است.9 واقعيت اين است كه نه با انكار اختلاف و نه با بي‌تفاوتي نسبت به آن نمي‌توان به وحدت اسلامي دست يازيد. بايد با مشتركات كه در مقابل اختلافات، هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي به مراتب بيشتر است آغاز كرد و به تعبيري برادري را به اثبات رساند. آنگاه اختلافاتي كه منجر به هتك حرمت يكديگر يا اعتقادات يكديگر مي‌شود را كنار گذاشت و چون يدي واحد در برابر مناسبات ظالمانه و حاكميت استكبار در جهان ايستاد. چرا كه در عصر حاضر سكوت در برابر هجمه‌هاي فرهنگي و اعتقادي دشمنان، اسلام را از هر زمان ديگر آسيب‌پذيرتر مي‌سازد. چنانكه در گذشته نيز در اثر بي‌كفايتي زمامداران حكومت‌هاي اسلامي و دامن زدن آنان به اختلافات فرقه‌اي، بسياري از آثار ارزشمند اسلامي را از دست داديم و سال‌هاي درازي سرمايه‌هاي فكري و هنري خويش را صرف اختلافات بي‌اساس كرديم.10 براي فرار از اين وضعيت دردناك حاكم بر جهان اسلام بايد يكديگر و اعتقادات يكديگر را به رسميت بشناسيم. بايد براي اعتقادات يكديگر احترامي قائل شويم و به سيره حضرت رسول تأسي جوييم. همان‌طور كه پيامبر جامعه آن روز را كه در اثر اختلافات، به تعبير قرآن كريم «علي شفا حفره من النار» بود، با هم متحد كرد و آنها را با اعتصام به حبل الله به اقتدار كامل رساند، امروز نيز ما مي‌توانيم در مقابل استكبار شرق و غرب و با استفاده از امكانات موجود جبهه اسلامي واحدي تشكيل دهيم و حقوق غصب شده ملل اسلامي را باز ستانيم و عزت و شكوه صدر اسلام را احيا كنيم.11 
خلاصه سخن آنكه اگر مسلمانان در صدد پيشرفت هستند بايد سيره و روش پيامبر اعظم را مد نظر قرار دهند. تا بتوانند از كيان خود دفاع كنند. ولادت پيامبر و گراميداشت آن حقيقتاً مي‌تواند مايه وحدت و اتحاد مسلمانان باشد، زيرا همه آنها از هر گروه و فرقه ارج و منزلت پيامبر اعظم را مي‌ستايند و او را محور حركت‌ها و سخنان و كردار خود مي‌دانند.
 



پي‌‌نوشت‌ها:

1- فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج1، ص121و122
2- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه از چاپ سوم، ص26
3- همان، ص10
4- همان، ص355
5- همان، نقل از مقاله علامه محمدتقي قمي، ص89
6- همان، ص90
7- منشور همبستگي، به نقل از سخنراني آيت‌الله مكارم شيرازي، ص238
8- همان، سخنراني، دكترسيد جعفر شهيدي، ص177
9- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه، چاپ اول، ص34
10- انديشه تقريب، سال دوم، شماره هشتم، نقل از مقاله رحيم ابوالحسيني، ص112
11- منشور همبستگي، سخنراني حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني، ص24

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

ria1365

ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7861

alirezaHmzezadh shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  08:43 ق.ظ

فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالکَرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد صلى الله علیه و آله بنا بر روایات موجود در شیعه است ، از سوی امام خمینی ره ، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است . ارکَانی رسمی هم با نام ( مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی ) رسما الان در حال فعالیت هست ( ابتدا زیر نظر سازمان فرهنکَـ و ارتباطات بود اما اکنون جند سالی است که به شکل مستقل کار می کند و از این سازمان جداشده است ، و هر ساله کنفرانسهایی برگزار می کند ، که کنفرانس بین المللی وحدت در هفته وحدت هر ساله در تهران برکَذار می شود و علمای بزرکَـ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می کند . و همواره از شخص مقام معظم هبری تا همه مسولین این مملکت تأکید دارند که وحدت میان مسلمانان باید ایجاد شود و عوامل تفرقه خشکانده شود.
به امیدروزی که به این آرزوی دیرینه قرآن،اسلام،پیامبر،امام،رهبروهمه مسلمین جامه عمل پوشانده شود
پس به پیش بسوی وحدت واتحاد اسلامی دربرابرکفروشرک ونفاق واستکبارواستثمار

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

farshon

farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 36743
محل سکونت : خراسان رضوی
amirali123 alirezaHmzezadh shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  08:43 ق.ظ

 

۱-به دلیل این که دین اسلام دین کامل و تحریف نشده یکتاپرستی است.

۲-برای حفظ وحدت میان اهل سنت وشیعه که در زادروز رسول ا… اتفاق نظرندارند.

۳-برای این که قرآن کتابی است آسمانی و جامع که برای راهنمایی همه بشریت نازل شده.
۴-به دلیل پیروزی انقلاب اسلامی که مدیون وحدت امت اسلامی است

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

farshon

farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 36743
محل سکونت : خراسان رضوی
amirali123 alirezaHmzezadh shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  08:46 ق.ظ

 

 

عکس هفته وحدت

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

farshon

farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 36743
محل سکونت : خراسان رضوی
amirali123 alirezaHmzezadh shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  09:03 ق.ظ

مقاله در مورد هفته وحدت - تصویر 1

هفته وحدت گرامی باد

 

گرامی باد هفته ی وحدت، که درآن میثاق ها تحکیم می شود ، پبمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد ، دست ها وبازوها درهم قرار می گیرد ، چهره ها بر یکدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند ، قشرها همه باهمند ، امت، یکپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی اسلام، با هم و در کنار هم، در یک راه و به سوی یک هدف سرود وحدت می خوانند.

 

قبله ی مشترک، رسول مشترک، کتاب واحد و رهبر واحد، وحدت بخش قشرهای این امت شهید است.

 

گرامی باد هفته وحدت، سالروز ولادت پبامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی مردم.

 

گرامی باد هفته وحدت که در بردارنده ولادت ششمین پبشوای شیعه است. گرامی باد
هفته ی وحدت، که خنثی کننده ی توطئه های دشمنان، درمسیر تفرقه افکنی است.

 

گرامی باد هفته وحدت، که هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است.

 

گرامی باد هفته وحدت که ملت ما را منسجم تر می کند،و امتمان را با رهبر خود پبوندی مجدد می زند،

 

گرامی باد این هفته که بازوها را با هم گره زده ، توان ها را درجهت واحد و بر ضد
دشمن متجاوز به کار می گیرد.

 

گرامی باد هفته وحدت ، که پبام” رسالت” و ندای ” امامت” رابه گوش متجاوز، به کار
می گیرد.

 

هفته ی وحدت ، چتری مبارک ازایثار و فداکاری بر مردم است.

 

چشمه ساری از معرفت و شعور، در کام تشنه ی خلق خداست.

 

سایه ساری آرامش بخش ، دل انگیز و روح پرور برای هموطنان مسلمان ماست.

 

الهام بخش حرکت و انسجام و اخلاص است.

 

زداینده ی کینه ها ، کدورت ها ، خودخواهی ها ، گروه گرائی ها ، تعصب ها ، ملیت پرستی ها ، فرقه بازی ها و تفرقه جوئی هاست.

 

هفته ی وحدت، ایام میثاق با خون شهیدان است.

 

هفته ی پبمان با راه اسلام و خط امام فقیدمان ، حضرت روح الله (ره ) است.

 

هفته ی درس آموزی از کلاس معلم بشریت ، حضرت ختمی مرتبت(ص) است که به برکت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد ، شرک ها به توحید مبدل گشت ، عبادت خدا جای اطاعت از طاغوت ها را گرفت ، نفاق ها به یکرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین ساله، به ” اخوت اسلامی” تبدیل شد ، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر گردیدند.

 

دراین هفته ، رسالتمدار بزرگ، حضرت محمدبن عبدالله (ص) دیده به جهان گشود تا نعمت خدا، بربندگان تکمیل شود ، راه از چاه باز شناخته گردد و مردم در سایه نبوتش ، از ضلالت به هدایت ، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.

اکنون نیز، که هزار و چهارصد و اندی از آن تاریخ می گذرد ، ملت ما ، در سالگرد این میلاد مقدس، پرشکوهترین مراسم ، گرم ترین مجالس و باصفا ترین تجمعات را به پا می دارند تا روح اخوت اسلامی درپبکره ی اجتماع ، بیش از پیش زنده شود.

 

غزال خوش صدا توئی ، راسخون

شیرین تر از عسل توئی ، راسخون

بین تموم سایتهای اینترنت

 نگین بی بدل توئی ، راسخون

amirali123

amirali123
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 13562
محل سکونت : آذربایجان شرقی
alirezaHmzezadh ria1365 shirdel2 hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  10:13 ب.ظ

يافتن و داشتن اسوه و چهار چوب هاى فكرى , كردارى و گفتارى در روابط خانوادگى براى هر انسانى توفيقى در جهت تكامل هر چه بهتر اوست. از سويى محك اخلاق انسان در خانواده است زيرا اشخاص در بيرون قدرت بر رفتار ضد اخلاقى ندارند يا به دليل پاره اى ملاحظات بد اخلاقى نمى كنند. آن كس كه در منزل كه زن و فرزندانش تحت نظر اويند خوش رفتارى كرد , خوش اخلاق است.

در اين مقاله نمايى كلى از اخلاق خانوادگى پيامبر (ص) را كه سرمشق اعلا و بالاترين اسوه  و نمونه برجسته اخلاق الهى است و براى تكميل اخلاق مبعوث شد ـ  تصوير مى كنيم تا با الهام گيرى از سيره والاى او زندگى خداپسندانه اى داشته باشيم و به گونه اى كه آن بزرگوار با اعضاى خانواده رفتار مى كرد معاشرت كنيم, به گونه اى سخن بگوييم كه آن حضرت سخن مى گفت , آن جايى غضب كنيم كه آن عزيز خشمگين مى شد و جايى عفو كنيم كه آن جناب مى بخشيد.

عايشه , عيال رسول خدا (ص) كه به خصوصيات اخلاقى او آگاه بود , جزئيات اخلاقى و رفتارى پيامبر را در يك جمله خلاصه كرد ، كه در روايت آمده است :
مرحوم فيض كاشانى دركتاب محجه البيضأ از سعدبن هشام روايت كرده كه گفت :
به ديدار عايشه رفتم و از اخلاق رسول خدا (ص) پرسيدم. او گفت : آيا قرآن نمى خوانى ؟ گفتم : چرا
گفت : اخلاق رسول خدا (ص) قرآنى است.
عايشه گفته است : احدى از پيامبر (ص) خوش خلق تر نبود , هيچ كس از اصحاب و اهل بيت او را صدا نمى زد مگر اين كه در جواب مى فرمود : لبيك

رشيد الدين ميبدى در تفسير آيه «انك لعلى خلق عظيم»  مى گويد :
رسول خدا (ص) امر و نهى قرآن را چنان پيش رفتى و نگه داشتى به خوش طبعى كه گويى خلق وى و طبع وى خود آن بود.

بلغ العلى بكماله ، كشف الدجى بجماله ، حسنت جميع خصاله ، صلوا عليه و آله
او رهنمودهاى قرآن را به دل مى گرفت و در زندگى اش از شيوه اى كه قرآن پيشنهاد مى كردـ بى هيچ انحرافى و بى آن كه هيچ ناراحتى در آن روا دارد ـ پيروى مى كرد و لذا تجسم قرآن به حساب مى آمد.و اين ادعا از نظر كلام الله مجيد مورد تأييد است.
كار در منزل
خيركم , خيركم لنسائه و انا خيركم لنسائى
بهترين شما شخصى است كه با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمامى شما نسبت به همسرانم خوش رفتارترم.

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

fatemexry

fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5422
محل سکونت : خراسان جنوبی
shirdel2 alirezaHmzezadh hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  10:14 ب.ظ

در اخلاق حضرت محمد , همين بس كه با آن جلالت و موقعيتى كه به سلاطين نامه دعوت مى نوشت در خانه , تا حد امكان كارش را شخصا انجام مى داد.

اهل سيره نوشته اند : پيامبر خدا در خانه خويش خدمتكار اهل خود بود , گوشت را تكه تكه مى كرد و بر سفره غذاى حقيرانه مى نشست و انگشتان خويش را مى ليسيد , بز خود را مى دوشيد و لباس خود را وصله مى نمود و بر شتر خود عقال مى زد و به ناقه خود علف مى داد , با خدمتكار منزل آرد را آسياب مى كرد و خمير مى ساخت.

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب , (ج 1, ص 146) روايت كرده كه :
رسول خدا (ص) كفش خود را وصله مى زد , پوشاك خويش را مى دوخت , در منزل را شخصا باز مى كرد , گوسفندان و شترها را مى دوشيد و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مى شتافت و آب وضوى شبش را خود تهيه مى كرد. و در همه كارها به اهل خانه كمك مى كرد. لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مى برد.
گاه اتفاق مى افتاد كه حضرت خانه خويش را نظافت مى كرد و جارو مى كشيد و خود مكرر مى فرمود : كمك به همسر و كارهاى منزل , صدقه و احسان در راه خدا محسوب مى شود.

از عايشه نقل شده كه گفته است : محبوب ترين كارها نزد رسول خدا (ص) خياطى بود.
پيامبراكرم (ص) با همه عظمت و موقعيت ممتازش در منزل كار مى كرد. و به نگهدارى و پرستارى از كودكان مى پرداخت.
عايشه همسر آن حضرت مى گويد : وقتى خلوت مى شد , پيامبر لباس خود را مى دوخت و كفش خويش را وصله مى كرد.

 

زندگی حضرت محمد (ص)

 

على(ع) بيش از سى سال عمر خود را با رسول خدا (ص) سپرى كرده و شناساترين فرد به رسول خدا بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقيق داشته , امام حسين(ع) مى فرمايد :
سإلت إبى عن مدخل رسول الله صلى الله عليه و آله فقال :
كان دخوله فى نفسه مإذونا فى ذلك, فاذا آوى الى منزله جزإ دخوله ثلاثه اجزإ, جزءا لله و جزءا لا هله و جزءا لنفسه. ثم جزء جزئه بينه و بين الناس فيرد ذلك بالخاصه على العامه و لا يدخر عنهم عنه شيئا....

از پدرم در مورد امور رسول خدا (ص) در داخل خانه سوال كردم , فرمودند :
وقتى به خانه اش مى رفت , اوقاتش را سه قسمت مى كرد : يك قسمت براى خدا و يك قسمت براى خانواده اش و يك قسمت براى خودش , آن گاه قسمت خودش را نيز ميان خود و مردم تقسيم مى كرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (كه در منزلش به خدمت او مى رسيدند) قرار مى داد و ذره اى از امكانات خود را از آنان دريغ نمى نمود (بلكه آن چه امكان داشت در حقشان انجام مى داد.)

حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مى شد , خشمگين نمى شد. تنها براى خدا , آن گاه كه حرمت هاى الهى شكسته مى شد , غضب مى كرد. يكى از همسران آن حضرت مى گويد : وقتى رسول خدا (ص) غضب مى كرد به جز على (ع) كسى را ياراى سخن گفتن با حضرتش نبود

علاوه بر همسران , همنشينان روزانه پيامبر (ص) عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاريخ و روايات فراوان , علاقه پيامبر خاتم (ص) به آن ها قابل قياس با ديگر كسان و نزديكان حضرت نبود. به موجب روايتى كه عايشه نقل كرد , هر گاه فاطمه (س) بر پدر وارد مى شد رسول خدا (ص) جلوى پاى دخترش بلند مى شد و او را مى بوسيد و در جاى خود مى نشانيد.

در عروسى فاطمه (س) زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مى كردند و سرود مى خواندند و مى گفتند : ابوها سيد الناس.
رسول خدا (ص) فرمود : بگوييد و بعلها ذو الشده الباس.

و اين مصراع چون در مدح حضرت اميرالمومنين (ع) بود , با آن كه رسول خدا خواسته بود بانوان بگويند اما عايشه , زنان را منع كرد از اضافه كردن اين مصراع. پيامبر(ص) متوجه موضوع شد و فرمود : عايشه عداوت ما را ترك نمى كند!

روزى رسول اكرم (ص) وارد اطاق عايشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود : اى حميرا ! مجاورت نعمت هاى الهى را بر خويشتن گرامى دار تا هرگز نعمت هاى خداوندى از مردم دور نشوند.

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

fatemexry

fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5422
محل سکونت : خراسان جنوبی
shirdel2 alirezaHmzezadh hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
یک شنبه 14 دی 1393  10:15 ب.ظ

1. رسول خدا (ص) : هرکس دوستی دنیا و لذائذ آن را بر طلب علم الهی ترجیح دهد مستوجب خشم الهی میشود و در پائین ترین درجات آتش دوزخ با جهودان محشور خواهد بود و درباره چنین افرادی آیه زیر نازل گشته است . سوره بقره آیه 89 : و چون عرضه شد برایشان راه راست و شناختند صحیح بودن آنرا پس کفران این نعمت نمودند و از آن روی برتافتند پس لعنت خدا بر کافران باد.   مکارم الاخلاق صفحه 528

2.رسول خدا (ص) : ای بندگان خدا شما همانند بیمارانید و خداوند مانند طبیب مصلحت مریض در ایناست که به دستورات طبیب عمل نماید نه آنکه به چیزی که خود می پسندد اظهار تمایل کند پس تسلیم اوامر و دستورات الهی شوید تا به گروه نجات یافتگان بپیوندید و به خیر و سعادت دست بیابید.    مجموعه ورام جلد 2 صفحه 117

3.رسول خدا (ص) : در تفسیر قول خدای عزوجل سوره واقعه آیه 10 و 11 (( السابقون السابقون اولئک المقربون )) (( سبقت گیرندگان در انجام اوامر الهی همان مقربان درگاه الهی هستند )) فرمودند : جبرئیل به من خبر داده سابقون علی (ع) و شیعیانش میباشند آنها هستند که به بهشت سبقت گیرند و به جهت کرامتی که خداوند به آنها نموده مقربان درگاه الهی می باشند.   امالی شیخ مفید صفحه 339

4.پیغمبر(ص) : دوستی من و خاندانم در هفت جای پروحشت سودمند است وقت مرگ در قبر هنگام زنده شدن موقع تحویل دادن نامه اعمال در وقت حساب و سنجش اعمال و عبور از پل صراط   کتاب نصایح صفحه 263 حدیث

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

fatemexry

fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5422
محل سکونت : خراسان جنوبی
shirdel2 alirezaHmzezadh hossein201273 amirhossein1392 moradi92 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
دوشنبه 15 دی 1393  07:52 ق.ظ

بنام خدا

وحدت در کلام ولی امر مسلمین: قسمت اول

مقام عظمای ولایت ضمن تاکید بر حفظ وحدت و اتحاد در بین امت اسلامی، گوش جان سپردن به وصایای امام خمینی (ره) را توصیه می فرمایند. در این جا به فرازهایی از سخنان و رهنمودهای عالمانه ایشان در خصوص حفظ وحدت و اتحاد بین مردم مسلمان سرافراز ایران و سایر ملل اسلامی می پردازیم :
* اتحاد مذاهب اسلامی
"...مذاهب اسلامى باید دست در دست هم، برادروار در جهت اهداف و آرمانهاى بلند اسلامى به کمک هم حرکت کنند. دشمن امید بسته است که بتواند پیروان مذاهب گوناگون را مقابل هم قرار بدهد. هیچ کس نباید تسلیم این نقشه‏ى خائنانه و خباثت‏ آمیز دشمن بشود. آنها میخواهند شیعه در مقابل سنى، سنى در مقابل شیعه، دلها از هم چرکین، نسبت به هم بدبین، آنها این را میخواهند. براى همین است که من اعلام کردم، باز هم تأکید می کنم که خط قرمز از نظر نظام اسلامى و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر. آن کسانى که نادانسته، از روى غفلت، گاهى از روى تعصبهاى کور و بی جا، چه سنى و چه شیعه، به مقدسات یکدیگر توهین می کنند، نمی فهمند چه می کنند. بهترین وسیله براى دشمن همینها هستند، بهترین ابزار در دست دشمن همینها هستند، این خط قرمز است.
سنى و شیعه هر کدام مراسم مذهبى خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظائف دینى خودشان را انجام می دهند و باید بدهند. اما خط قرمز این است که نباید مطلقاً بین اینها به خاطر اهانت به مقدسات - چه آنچه که از سوى بعضى از افراد شیعه از روى غفلت صادر می شود، چه آنچه که از روى غفلت از بعضى از افراد سنى مثل سلفى‏ها و امثال اینها صادر می شود که یکدیگر را نفى می کنند - چیزى بیان شود. این همان چیزى است که دشمن می خواهد. اینجا هم باید هوشیارى باشد.

* سوء استفاده دشمن از اختلافات شیعه و سنی
"...کسـانی که شعـار اتحـاد و وحدت و برادری مسلمین را می دهند، اینها دشمن مسلمانان نیستند، دوست مسلمانانند، خیر مسلمانان را می خواهند و مایلند همه ی مسلمین عالم عزیز باشند. چه فایده ای دارد که در داخل جامعه ی اسلامی، مسلمانان از مذاهب مختلف، روبه روی هم بایستند و به همدیگر ضربه بزنند. از آن طرف هم دشمن بیاید، هر دوی اینها را محاصره کند، سرشان را به هم بکوبد و خودش بنشیند، تماشا و استفاده بکند. این خوب است؟
اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند، سنی هم سنی بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفته ایم که منظورمان از وحدت این که شما شیعه بشوید. ما چنین چیزی نگفته ایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمی گوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما می گوییم شیعه و سنی باید همیشه سر عقل باشند، همچنانکه بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی، در کشور ما مشاهده شد. نگذارند دشمن از اختلافات اینها سوء استفاده کند. برگزاری هفته وحدت، برای این است."

* نیاز به تقریب در دنیای اسلام
"...امروز دنیای اسلام نیازمند این تقریب است. در این تقریب همان طور کـه مکرر گفته شده، غـرض این است که فرقه های اسلامی، در مقام فکر و اعتقاد به یکدیگر نزدیک بشوند. ای بسا برخی از تصورات فِرق نسبت به یکدیگر، با مباحثه و مذاکره، به استنتاج خوبی منتهی بشود. شاید بعضی از سوء تفاهم ها برطرف و بعضی از عقاید تعدیل و بعضی از افکار به طور واقعی به هم نزدیک بشود. البته اگر این بشود، بسیار بهتر از هر شکل دیگر است. حداقل این است که بر روی مشترکات تأکید بشود. این گفتگوها و مذاکرات، کمترین فایده اش این خواهد بود. بنابراین، باید از طرح مسائل تفرقه انگیز خودداری بشود."

برگرفته از سایت تبیان

shirdel2

shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 4367
محل سکونت : یزد
alirezaHmzezadh hossein201273 amirhossein1392 moradi92 ria1365 تشکرات از این پست

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه
دوشنبه 15 دی 1393  07:53 ق.ظ

بنام خدا

وحدت در کلام ولی امر مسلمین: قسمت دوم


* تلاش قدرتمندان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین
"...در زمان حال، برای این که مسلمین با هم متحد و متفق نباشند و علیـه هـم کار کنند، تلاشهای مضاعفی انجام می گیرد. این تلاشها به خصوص از وقتی تشدید شده، که نیاز مسلمین به وحدت، بیش از همیشه است. به تصور خیلی نزدیک به واقعیت، انگیزه تلاشهای دشمنان این است که از تحقق آرزوی سیادت و حاکمیت اسلام که امروز به مراحل عملی نزدیک می شود ،جلوگیری کنند. طبیعی است که اگر اسلام بخواهد حاکمیت پیدا کند و مسلمین در دنیای اسلام بخواهند به اسلام تمسک کنند،با این اختلافات امکان پذیر نیست."

* سربلندی دنیای اسلام با اتحاد مسلمین
"...یک میلیارد انسان در دنیا هستند که درباره ی خدا و پیامبر و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیاری از احکام دینی، با هم یک عقیده دارند، یک یاچند مورد اختلاف هم دارند. اینها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند، با هم بجنگند، تا آن کسی که با اصل خدا و پیامبر (ص) و دین و همه چیز مخالف است، کار خودش را انجام بدهد. آیا این عاقلانه است؟ ما گفتیم یک عده از علما و متفکران دور هم بنشینند و در سطح علمی و فرهنگی، برای تقریب و نزدیک کردن ، «مؤسسه التقریب بین المذاهب الاسلامیّه» را به وجود آورند. چهار مذهب فقهی در اهل سنت هست، مذهب امامیه هست، مذهب زیدیه هست، مذاهب دیگر اسلامی هستند. اینهـا بنشینند ببینند، در مسایل علمی و دینی، چقـدر می توانند با یکدیگر همکاری و کار کنند. ما این مرکز را تشکیل دادیم. ان شاء الله برادرانی که مسئول این کار هستند و معین شده اند، آن را با قوت دنبال می کنند. این کار، کاری است که خدای متعال از آن راضی است و سرنوشت اسلام به این طور کارهاست. اگر مسلمین دست در دست هم بگذارند و با هم صمیمی باشند، ولو عقایدشان مخالف با یکدیگر باشد، اما آلت دست دشمن نشوند، دنیای اسلام سربلند خواهد شد."

برگرفته از سایت تبیان

shirdel2

shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 4367
محل سکونت : یزد
alirezaHmzezadh hossein201273 amirhossein1392 moradi92 ria1365 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها