عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

واکنش قاسم سلیمانی هنگام ورود به «ام‌الخصیب»/ عملیات کربلای ۴ در رده بکلی‌سری لو رفت

واکنش قاسم سلیمانی هنگام ورود به «ام‌الخصیب»/ عملیات کربلای ۴ در رده بکلی‌سری لو رفت
شنبه 13 دی 1393  12:14 ب.ظ

حماسه‌ کربلای پنج-21/ مشخصه‌های عملیات کربلای ۵ از نگاه سرلشکر غلامعلی رشید (۱) 13 دی 1393 ساعت 09:36

واکنش قاسم سلیمانی هنگام ورود به «ام‌الخصیب»/ عملیات کربلای ۴ در رده بکلی‌سری لو رفت


ساعت ۵ صبح آقایان قاسم سلیمانی و مرتضی قربانی پشت بی‌سیم فریاد می‌زدند که وارد «ام‌الرصاص» شده و می‌خواهیم عبور کنیم و وارد «ام‌الخصیب» شویم.
واکنش قاسم سلیمانی هنگام ورود به «ام‌الخصیب»/ عملیات کربلای ۴ در رده بکلی‌سری لو رفت

به گزارش سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس، سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۹۲ در جمع تعدادی از پیشکسوتان جهاد و شهادت، سخنرانی مهمی با عنوان «عملیات کربلای ۵، مشخصه‌های تاکتیکی و تأثیرات راهبردی» داشته که در این سخنرانی نکات مهمی را در خصوص عملیات کربلای ۴ و ۵ عنوان کرد. بخش اول از متن کامل این سخنرانی در ذیل آمده است:

مشخصه‌های عملیات کربلای ۵

در آغاز صحبت یاد کنیم از شهدای عظیم‌الشأن عملیات کربلای ۴، کربلای ۵، کربلای ۶ و فرماندهان بزرگ شهیدی که در این عملیات شهید شدند، شهید حسین خرّازی، شهید اسماعیل دقایقی، عارف مجاهد و مجاهد عارف آقای میثمی و بسیاری از عزیزان دیگر، شهید شاه‌مردای، قاسم میرحسینی، محمدحسن طوسی، یدالله کلهر، خلیل مطهرنیا، مرتضی جاویدی، هاشم اعتمادی، حبیب‌الله کریمی، اصغر لاوی، علیرضا فارسی، علیرضا نوری، بختیاری، فرومندی، نوبخت و کبیرزاده و خیل عظیم شهدای دیگر.

«و من یتق‌الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب، و من یتوکل علی‌الله فهو حسبه، ان‌الله بالغ امره قد جعل الله لکل شئ قدرا»

قسمتی از آیه دوم و سوم سوره طلاق، این آیاتی که قرائت شد تناسب زیادی با شرایط روحی و حال و احوال ما بین عملیات کربلای ۴ و کربلای ۵ داشت، ترجمه‌ای این است که هرکس خداترس باشد و از خدا پروا داشته باشد خداوند راه بیرون شدن را بر او می‌گشاید و گشایشی در کار او می‌دهد و از مسیری و طریقی که خود او پیش‌بینی نمی‌کند و احتمال نمی‌دهد روزی می‌رساند، و هرکس بر خداوند توکّل کند خدا برای او کافی است و به هر چه بخواهد می‌رسد، خداوند سررشته‌دار کار خویش است و بر هر چیزی قدر و اندازه‌ای نهاده است.

عنوان بحثی را که من انتخاب کردم «عملیات کربلای ۵، مشخصه‌های تاکتیکی و تاثیرات راهبردی» است زیرا اکنون ۲۷ سال از اجرای عملیات کربلای ۵ در شرق بصره گذشته؛ با گذشت این همه سال ما چگونه باید درباره عملیات کربلای ۵ حرف بزنیم و سخن بگوئیم.

شیوه پژوهش‌های دفاع مقدس مبتنی بر رویدادهای عملیاتی کفایت نمی‌کند

معموملاً شیوه بیان و تفکرات و پژوهش‌های ما پیرامون ۸ سال دفاع مقدس و عملیات‌های آن بیشتر ناظر بر توجه به رویدادهای عملیاتی و کمی هم سیاسی است، به نظر می‌رسد این کفایت نمی‌کند زیرا با توجه به گذشت زمان، امکان فهم عمیق‌تر و تفکر عمیق‌تر و فهم جدیدتر نسبت به حوادث و رخدادهای ۸ سال دفاع مقدس به وجود آمده که ما باید اهتمام بیشتری به خرج بدهیم و تلاش کنیم تا آن لایه‌های پنهان ۸ سال دفاع مقدس را باز کنیم و بگشاییم و درس‌هایی برای مقابله با تهدیدات دفاعی-امنیتی در آینده نظام استخراج کنیم.

با این ملاحظه‌ایی که عرض کردم برای ورود به بحث یک پرسش طرح می‌کنم و تلاش می‌کنم این پرسش را توضیح بدهم و این سؤال این است که عملیات کربلای ۵ از چه مشخصه‌هایی برخوردار بود و چه تأثیری در روند تحولات راهبردی جنگ داشت؟

در این بررسی کوتاه که حقیقتاً یک سمینار و یک همایش یک روزه می‌طلبد، منظور از مشخصه‌ها، به معنای عوامل مؤثر بر پیروزی نظامی است و منظور ما از تحولات راهبردی به معنای تأثیر پیروزی نظامی بر شرایط و موقعیت ایران برای پیشبرد اهداف سیاسی در جنگ است.



 

چالش‌های پیش رو در عملیات کربلای ۵

برای تجزیه‌وتحلیل به سه تا چهار نکته تحت عنوان چالش‌های پیش روی ما برای انجام عملیات کربلای ۵ اشاره می‌کنم؛ نکته اول شرایط سیاسی ما در آستانه عملیات کربلای ۵ بود.

شرایط سیاسی در آستانه عملیات کربلای ۵ تحت تأثیر پیروزی ما در عملیات فاو قرار داشت و شکست ما در عملیات کربلای ۴، البته من معتقدم که پیروزی‌های ما بیشتر از این‌ها بود که در اینجا ما قبل از عملیات کربلای ۴ را عنوان می کنم.

من معتقدم این ۱۴ ماه یعنی از بهمن سال ۶۴ تا پایان سال ۶۵، این ۱۴ ماه یک قطعه درخشانی از ۸ سال دفاع مقدس است. من محاسبه کردم، سپاه را عرض می‌کنم که باید نیروهای زمینی ارتش را هم محاسبه کنیم و لحاظ کنیم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در طول این ۱۴ ماه قریب به ۵۰۰ گردان به‌کار گرفت، ما عملیات فاو را با ۱۵۰ تا ۱۸۰ گردان آغاز کردیم، فاو را تصرّف کردیم؛ در والفجر ۸، دشمن با ۳ سپاه که معروف هم بودند تعداد ۷۸ تا ۸۰ روز پاتک کرد اما قادر به بازپس‌گیری فاو نشد.

این شکست دومی بود، یعنی هم ما فاو را از او گرفتیم و هم او را در پاتک‌های طولانی شکست دادیم، اگر یادتان باشد دشمن در آغاز سال ۶۵ به توصیه کارشناسان خارجی آمد و دست به یک تحرکاتی تحت عنوان استراتژی دفاع متحرک زد و به ۱۰ الی ۱۵ نقطه از مرزهای ما که عمدتاً نیروی زمینی ارتش پدافند می‌کرد، حمله کرد.

اما در تمامی این تهاجمات شکست خورد که البته ما به نیروی زمینی ارتش کمک هم می‌کردیم، یکجا موفق شد مهران را بگیرد و حتی فریاد زد که مهران در مقابل فاو ولی بلافاصله ما در تیرماه سال ۶۵ وارد شدیم و مهران را از او گرفتیم، یعنی بازپس‌گیری کردیم که این هم یک پیروزی بود.

در تمام این حوادث ما نیرو وارد عمل می‌کردیم که عرض کردم قریب به ۵۰۰ گردان ما نیرو وارد عملیات کردیم؛ بنابراین ما در آستانه عملیات کربلای ۵ یک چنین شرایطی داشتیم؛ یعنی ازیک‌طرف تحت تأثیر این ۳ تا ۴ پیروزی قبلی بود و ازیک‌طرف دیگر تحت تأثیر شکستی که در عملیات کربلای ۴ ما متحمّل شده بودیم، قرار داشتیم.

موازنه قوا بعد از فتح فاو به سود ایران تغییر کرد

ملاحظه یاد شده به این معنا بود که دستاوردهای پیروزی سیاسی- نظامی ما و تغییر در موازنه قوا به سود ایران که بعد از فتح خرمشهر یک‌بار دیگر موازنه قوا بعد از فتح فاو به سود جمهوری اسلامی ایران تغییر کرد، این‌ها به مخاطره افتاده بود.

نکته دوم از لحاظ تاکتیکی طراحی عملیات کربلای ۵ به میزان زیادی، نمی‌گویم تماماً، بلکه به میزان زیادی بازگشت به تجربه‌های تاکتیکی سه سال قبل بود چون عملیات کربلای ۴ را در امتداد تجربیات تاکتیکی فاو، خیبر و بدر شروع کرده بودیم.

در طی این سه سال از سال ۶۲ تا ۶۴، درون لشکرهای سپاه که شما می‌رفتید ده‌ها فروند قایق و نیروهای غواص می‌دیدید که دائماً در حال آموزش برای عبور از هور، رودخانه‌ها و نهرها، و انجام آموزش برای عملیات آبی- خاکی بودند.

اصلاً ماهیت تاکتیکی یگان‌های ما عوض شده بود به نحوی که کربلای ۴ را در امتداد همین تجربیات ادامه دادیم، چون آنجا هم باید از رودخانه اروند عبور می‌کردیم و وارد جزیره «ابوالخصیب» می‌شدیم و با عبور از جزیره «ام‌الرصاص» و شهر «ابوالخصیب» را در جنوب شرق بصره تصرف می‌کردیم.

ولی در عملیات کربلای ۵ باید برمی‌گشتیم درون زمینی که در حقیقت روزی در عملیات بیت‌المقدس و رمضان در آن جنگیده بودیم؛ چون عملیات کربلای ۵ بخشی از زمین‌های عملیات کربلای ۴ بود و به دلیل جنس زمین، رده‌های دفاعی، موانعی که پیش روی ما قرار داشت، شاید بشود گفت که باید ۷۰ درصد به تاکتیک‌های سه سال قبل برمی‌گشتیم که این خود چالشی پیشروی یگان‌های سپاه بود البته ۳۰ درصد نیز عبور از نهرها داشتیم و باید از آب‌گرفتگی‌هایی که قبل موانع وجود داشت، عبور می کردیم.



 

باید بر بن‌بست‌های تاکتیکی غلبه می‌کردیم

نکته سوم؛ چالش دیگری که پیشروی ما بود و باید بگوییم چالش‌ها، این بود که پیشروی ما موکول شده بود به اینکه ما باید عملیات انجام می‌دادیم، دشمن را غافل‌گیر می‌کردیم و پیروز می‌شدیم؛ به عبارت دیگر باید بر بن‌بست‌های تاکتیکی غلبه می‌کردیم و نباید شکست می‌خوردیم.

یعنی پنج معادله پیش روی ما بود، برادر عزیزم آقا محسن می‌گفتند ما باید در این عملیات پیروز شویم و دشمن را در همین زمین و کمتر از دو هفته، غافلگیر کنیم؛ چون من عرض کردم که زمین کربلای ۵ قطعه‌ای از منطقه عملیاتی کربلای ۴ بود، می‌گفتند همین‌جا ما باید دشمن را غافلگیر کنیم و این هم باید در زمانی کمتر از دو هفته، انجام شود.

دائم بعد از روز چهارم و پنجم دی‌ماه می‌گفتند زودتر از ۲۰ دی‌ماه ما باید عمل کنیم، من روز چهارم دی‌ماه یادم هست که عملیات کربلای ۴ را سوم دی انجام دادیم یعنی سوم دی در شب عمل کردیم.

بنا بود که ما ساعت ۱۰:۳۰شب عمل کنیم که ۹:۳۰ بخشی از غواص‌های ما در مقابل همین جزیره «ام‌الرصاص» کشف شدند و بعد دیگر تا یگان‌ها درگیر شدند شد ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۱، آقا محسن به من و آقای شمخانی فرمودند که شما بروید یک کم استراحت کنید تا من و آقا رحیم چند ساعتی ادامه بدهیم و بعد شما بیایید، که ما رفتیم حدود دو ساعتی استراحت کردیم.

قاسم سلیمانی فریاد می‌زد که می‌خواهیم وارد «ام‌الخصیب» شویم

از ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ استراحت کردیم اما بعد که بیدار شدیم، دیدیم عملیات خوب پیش نمی‌رود و آقا محسن فکر کنم آمد استراحت کند که دید نمی‌شود؛ البته ساعت ۵ صبح آقای قاسم سلیمانی و مرتضی قربانی پشت بی‌سیم فریاد می‌زدند که وارد «ام‌الرصاص» شده و می‌خواهیم عبور کنیم و وارد «ام‌الخصیب» شویم، یعنی با روحیه‌ای بسیار قوی دم از پیروزی می‌زدند، ولی سایر واحدها این‌طور نبود.

مباحث همین‌طور پیش رفت که ساعت ۷ یا ۸ صبح آقامحسن به این نتیجه رسید که تداوم این عملیات به مصلحت نیست و دستور توقف دادند؛ یکجا من یادم هست که در قرارگاه گفت عملیات در رده بکلی‌سری لو رفته است.

بعد حواشی ظهر بود که به ما گفت بروید امیدیّه و ماجرا را به آقای هاشمی توضیح بدهید و بگویید ما در شلمچه عمل می‌کنیم که این برای خود من خیلی سخت بود.

ما رفتیم و آقایان رفیق‌دوست، عراقی و علائی بودند، فکر می‌کنم آقای باقری و آقای سنجقی هم بودند که رفتیم و سوار بالگرد شدیم و رفتیم امیدیه، آنجا وارد یک سالن بزرگ شدیم که آقایان هاشمی و روحانی ـ ریاست محترم کنونی جمهوری اسلامی ایران ـ بودند و یک تعدادی از عزیزان ارتشی هم حضور داشتند که ماجرا را توضیح دادیم و گفتیم که آقا محسن هم گفته ما در شلمچه عمل می‌کنیم، حتی آقای هاشمی فکر کرد همین امشب، که گفتیم نه.

موقعی که برگشتیم پیش آقامحسن، احساس کرد که با تردید و ابهام موضع را مطرح کردیم، لذا خودش فردای آن روز روز یعنی پنجم دی‌ماه دوباره آمد امیدیه و گفت برویم امیدیه و آنجا مفصلاً با آقای هاشمی صحبت کرد و گفت که ما در شلمچه عمل خواهیم کرد. 

بن بست های تاکتیکی از چالش‌های اساسی بود

واقعاً بعداً حقانیت آن در عملیات اثبات شد که ایشان روی چه نکاتی انگشت گذاشته است، یعنی شرایط سیاسی حاکم بر جنگ درحالی‌که انجام هرگونه عملیات را به کسب پیروزی نظامی مشروط کرده بود، می‌گفتند در عملیات بعدی باید پیروز شوید و حق شکست ندارید، شما نباید شکست بخورید؛ ولی بن بست های تاکتیکی و غافل‌گیری دشمن از چالش‌های اساسی پیشروی ما بود.

منبع: فصلنامه نگین ایران

انتهای پیام/

 

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 238779
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز
دسترسی سریع به انجمن ها