عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

وقتی عایشه از فاطمه علیهاالسلام می گوید

وقتی عایشه از فاطمه علیهاالسلام می گوید
پنج شنبه 20 اسفند 1394  06:18 ب.ظ

آیا می دانستید برخی از فضائل و توصیفات بانوی دو عالم، از زبان «عایشه» نقل شده است؟! شاید برایتان جالب باشد که برخی از این روایات را مستقیم، خام، و بدون هرگونه تقطیع ببینید. آن هم روایاتی که مربوط به سال آخر عمر کوتاهِ «حضرت مادر» باشد. پس توجه شما را به دو روایت از «عایشه» جلب می کنم. همان طور که در پاورقی ملاحظه می فرمایید، این روایات، در ده ها کتاب معتبر اهل سنّت آمده است.

 
فاطمه زهرا

روایت اول: گنجینه اسرار رسول

راوی می گوید که عایشه اُمّ المؤمنین برای من تعریف کرد که: "روزی، همه ما زنان پیامبر بدون استثناء در محضر او بودیم كه فاطمه از راه رسید. قسم به خدا نحوه راه رفتن او هیچ فرقى با راه رفتن رسول خدا نداشت. آن حضرت تا او را دید جائى باز نمود و فرمود: «مرحبا به دخترم!» بعد او را در طرف راست یا چپ خویش نشاند و با او نجوا نمود و سرّى را براى او بیان كرد كه یكباره فاطمه به شدّت گریه کرد. چون رسول خدا حزن او را مشاهده نمود؛ دوباره با او پنهانى سخنى گفت كه این بار فاطمه ناگهان خندان شد.

از بین زنان پیامبر، من به او گفتم: «رسول خدا از میان همه ما، سرّ خود را تنها به تو گفت و فقط با تو نجوا نمود. آن وقت تو گریه مى كنى؟!» چون رسول خدا برخاست؛ من از فاطمه پرسیدم: «پیامبر چه سرّى را براى تو بیان نمود؟» او گفت: «من این چنین نیستم كه سرّ رسول خدا را فاش كنم.»
وقتى رسول خدا از دنیا رفت؛ من به فاطمه گفتم: «تو را به آن حقّى كه بر تو دارم قسم مى دهم كه از آن سرّ پیامبر، مرا با خبر سازى.» او گفت: «باشد! الآن مانعى ندارد.» و گفت: «امّا مرتبه اوّل، پیامبر به من این طور فرمود: «جبرائیل سالى یك بار قرآن را بر من عرضه می دارد و مقابله مى نماید. ولى امسال دو بار قرآن را عرضه كرده است. حتماً أجل من نزدیك شده است. پس تقواى إلهى را پیشه ساز و صبر نما، كه من سلف خوبى براى تو بوده ام.» در این هنگام همان طور كه دیدى من گریستم. چون پدر جزع و اندوه مرا دید در مرتبه دوّم فرمود: «اى فاطمه! آیا نمى پسندى كه سیّده زنان مؤمن یا سیّده زنان این امّت باشى؟!»" (1)

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله نه یك بار و دو بار، بلکه بارهاى عدیده؛ نه در نزد یك نفر و دو نفر، بلکه نزد گروه های بسیار؛ در مجالس مختلفه، نزد مهاجرین و أنصار، نزد دوست و دشمن، فرمود: «فَاطِمَه بَضْعَه مِنِّى فَمَنْ أغْضَبَهَا أغْضَبَنِى: فاطمه پاره بدن من است. برای همین هر كس او را به خشم درآورد مرا به خشم در آورده است.»

روایت دوم: محبوبترین فرد نزد نبیّ

آیة الله سیّد شرف الدّین عاملى روایت مى كند: ابن عمیر می گوید: "بر عایشه وارد شدم و از او پرسیدم: «كدام یك از مردم نزد رسول خدا محبوبتر بود؟» گفت: «فاطمه!» پرسیدم: «از مردان چه كسى؟» گفت: «شوهرش!»." (2)

 

و امّا پیامبر وحی در مورد «فاطمه» چه فرمود؟

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله نه یك بار و دو بار، بلکه بارهاى عدیده؛ نه در نزد یك نفر و دو نفر، بلکه نزد گروه های بسیار؛ در مجالس مختلفه، نزد مهاجرین و أنصار، نزد دوست و دشمن، فرمود: «فَاطِمَه بَضْعَه مِنِّى فَمَنْ أغْضَبَهَا أغْضَبَنِى: فاطمه پاره بدن من است. برای همین هر كس او را به خشم درآورد مرا به خشم در آورده است.»
و به گونه ای دیگر فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى یُؤْذِینِى مَا ءَاذَاهَا و یُغْضِبُنِى مَا یُغْضِبُها: فاطمه قطعه اى از بدن من است. آزار می رساند به من آن چه به او آزار می رساند، و مرا به غضب در مى آورد هر چه او را به غضب در آورد.»
و به گونه ای دیگر فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى یَقْبِضُنِى مَا یَقْبِضُهَا وَ  یَبْسُطُنِى مَا یَبْسُطُهَا: فاطمه پاره ایست از من. مرا به اندوه و غصّه در آورَد هر چه فاطمه را به اندوه و غصّه درآورد، و مرا خوشحال گرداند هر چه فاطمه را خوشحال گرداند.»
و به گونه ای دیگر فرمود: «فَاطَمِةُ بَضْعَةٌ مِنِّى یُؤْذِینِى مَا ءَاذَاهَا وَ یُنْصِبُنِى مَا أَنْصَبَهَا: فاطمه پاره بدن من است. رنج می دهد مرا آن چه او را رنج دهد، و خسته می كند مرا آن چه او را خسته كند.»
و به گونه ای دیگر فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى یُرِیبُنى مَا أَرَابَهَا وَ یُؤْذِینِى مَا ءَاذَاهَا: فاطمه پاره بدن من است. فاطمه قطعه بدن من است. مرا ناراحت و كَدِر نماید آنچه او را ناراحت و كدر نماید، و مرا آزار دهد آن چه او را آزار دهد.»
و به گونه ای دیگر فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى یُسْعِفُنِى مَا یُسْعِفُهَا: فاطمه پاره اى از من است. به من می رسد آنچه به او می رسد. (خوبى به من می رسد چنان چه خوبى به او برسد و گزند به من می رسد چنان چه گزندى به او برسد.»
و به گونه ای دیگر: «فَاطِمَةُ شَجْنَةٌ مِنِّى یَبْسُطُنِى مَا یَبْسُطُهَا وَ یَقْبِضُنِى مَا یَقْبِضُهَا: فاطمه شاخه پیچیده شده بر اصل و بنیاد من است. خوش حال و فرحناك می كند مرا آن چه او را خوشحال كند و گرفته و مهموم می كند مرا آن چه او را مهموم و گرفته كند.»
و به گونه ای دیگر: «فَاطِمَةُ مُضْغَةٌ مِنّى مَنْ ءَاذَاهَا فَقَدْ ءَاذَانِى.»
و به گونه ای دیگر: «فَاطِمَةُ مُضْغَةٌ مِنِّى یَقْبِضُنِى مَا یَقْبِضُهَا وَ یَبْسُطُنِى مَا یَبْسُطُها.»
و به گونه ای دیگر: «فَاطِمَةُ مُضْغَةٌ مِنِّى یَسُرُّنِى مَا یَسُرُّهَا: فاطمه پاره گوشت من است... .»
اینها أحادیثى است كه أئمّه اهل سنّت در «صحاح ستّه»، و بسیارى از محدّثینِ بزرگ در كتب معتبر خود با اَسناد صحیح روایت نموده اند. تنها علامّه أمینى قدّس سرّه در «الغدیر»، این أحادیث را، از 59 نفر از بزرگان اهل سنت روایت فرموده است!  (3)

 

 

 

پی نوشت:

1.صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح ترمذى، الجمعِ بینَ الصّحیحَین، الجمعِ بین الصِّحاحِ السّته، مسند احمد بن حنبل، استیعاب ابن عبد البرّ، جزء ثامن طبقات، جزء رابع استئذان، «ترجمه الزهراء من الإصابه» ابوعلی و بسیاری دیگر:
حدَّثَنا موسى عن أبى عوانه عن فراس عن عامرٍ عن مسروقٍ، حدَّثَتنى عائشه اُمُّ المؤمنین قالت :إنّا كنّا أزواجَ النّبىِّ عندَهُ جمیعًا لَم تُغادِر منّا واحده ، فأقبَلَت فاطمةُ تَمشى، لا و الله ما تَخْفى مِشْیَتُها مِن مِشْیَةِ رَسولِ اللَهِ. فَلَمّا رَءَاها رَحَّبَ وَ قالَ: مَرْحَبًا بِابْنَتى! ثُمَّ أجْلَسَها عَن یَمینِهِ أو عَن شِمالِهِ ثُمَّ سآرَّها، فَبَكَت بُكآءً شَدیدًا. فَلَمّا رَأَى حُزْنَها سآرَّها الثّانیَةَ إذا هِىَ تَضْحَكُ. فَقُلْتُ لَها أنا مِن بَینِ نِسآئِهِ: خَصَّكِ رَسولُ اللَهِ بِالسِّرِّ مِن بَینِنا ثُمَّ أنتِ تَبْكینَ! فَلَمّا قامَ رَسولُ اللَهِ سَألتُها: عَمّا سآرَّكِ؟ قالَتْ : ما كُنتُ لاُفْشِىَ عَلَى رَسولِ اللَهِ سِرَّهُ. فَلَمّا تُوُفّىَ قُلتُ لَها: عَزَمْتُ عَلَیكِ بِما لى عَلَیكِ مِن الحَقِّ لَمّا أخْبَرْتِنى؟ قالَتْ: أمّا الأَنَ فَنَعَمْ. فَأخْبَرَتْنى قالَت: أمّا حینَ سآرَّنى فى الأمْرِ الأوَّلِ فإنَّهُ أخْبَرَنى جبْرآئیلَ كانَ یُعارِضُهُ [بِالْقُرْءَانِ] كُلَّ سَنَةٍ مَرَّةً وَ أنَّهُ قَدْ عارَضَنى بِهِ الْعامَ مَرَّتَینِ، وَ لاأرَى الاْجَلَ إلاّ قَدِ اقْتَرَبَ، فَاتَّقِى اللَهَ وَ اصْبِرى فَإنّى نِعْمَ السَّلَفُ أنا لَكِ. قالَتْ: فَبَكَیتُ بُكآئِىَ الَّذى رَأَیْتِ. فَلَمّا رَأَى جَزَعى سآرَّنى الثّانیَةَ قالَ: یا فاطِمَةُ! ألا تَرْضَیِنَّ أن تَكونى سَیِّدَةَ نِسآءِ المُؤْمِنینَ أوْ سَیِّدَةَ نِسآءِ هَذِهِ الاُمَّةِ؟!
 2. الكلمة الغرّاء، آیه الله سید شرف الدین عاملی، ص246 به نقل از «استیعاب» ابن عبد البرّ:
وَ أخْرَجَ ابْنُ عَبْدِ البِرِّ بِالإسْنادِ إلَى ابنِ عُمَیْرٍ قال : دَخَلْتُ عَلَى عَآئِشَةَ فَسَألْتُها أَىُّ النّاسِ كانَ أحَبَّ إلَى رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ؟ قالَتْ : فاطِمَةُ . قُلْتُ : فَمِنَ الرِّجالِ؟ قالَتْ : زَوْجُها .
 3. با اقتباس از رساله مودّت و نخستین قربانی، علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59194
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها