عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

از خامی تا پختگی

از خامی تا پختگی
دوشنبه 24 اسفند 1394  11:24 ق.ظ

 

111148_631.jpg
خلاصه:هر پسر و دختري كه به سن رشد و بلوغ مي رسند بزرگترين آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگي مشترك زناشويي،استقلال و آزادي بيشتري بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازي داشته باشند 

هر پسر و دختري كه به سن رشد و بلوغ مي‏رسند بزرگترين‏ آرزويشان اينست كه ازدواج كنند،با تاسيس زندگي مشترك زناشويي،استقلال و آزادي بيشتري بدست آورند،يار و مونس مهربان و محرم رازي ‏داشته باشند.آغاز زندگي سعادتمندانه خويش را از زمان ازدواج حساب‏ مي‏كنند و برايش جشن مي‏گيرند. زن براي مرد آفريده شده و مرد براي زن، و مانند مغناطيسي يكديگر را جذب مي‏كنند .زناشويي و تاسيس زندگي ‏مشترك خانوادگي يك خواسته طبيعي است كه غرائزش در وجود انسانها نهاده شده است.و اين خود يكي ازنعمتهاي بزرگ الهي است.راستي به‏غير از كانون گرم خانوادگي كجا را سراغ داريد كه براي جوانان پناهگاه‏ مطمئني باشد؟علاقه به خانواده است كه جوانان را از افكار پراكنده و اضطرابهاي دروني نجات مي‏دهد.در آنجاست كه مي‏توانند يار و مونس‏ با وفا و مهرباني پيداكنند كه در شدائد و گرفتاريها يار و غمگسارشان ‏باشد.پيمان مقدس زناشويي رشته‏اي است آسماني كه دلها را بهم پيوند مي‏زند،دلهاي پريشان را آرامش مي‏دهد افكار پراكنده را به يك هدف متوجه مي‏سازد.خانه،جايگاه عشق و محبت،كانون انس و مودت و بهترين آسايشگاه است. 


خداوند بزرگ در قرآن مجيد از اين نعمت‏ بزرگ ياد كرده ‏مي‏فرمايد: 
يكي از آيات خدا اينست كه از خود شما برايتان همسران آفريد تابا آنها انس بگيريد و آرامش خاطر پيدا كنيد،و در ميانتان دوستي ومهرباني افكند.و در اين موضوع براي انديشمندان آيات و نشانه‏ هايي‏ است. (1) 
پيغمبر اسلام فرمود: مردي كه زن نداشته باشد مسكين و بيچاره ‏است،گر چه ثروتمند باشد.و زني كه شوهر نداشته باشد مسكين و بيچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. (2) 


حضرت صادق عليه السلام از مردي پرسيد:همسر داري؟عرض‏ كرد:نه فرمود: 
دوست ندارم يك شب بي‏ همسر بمانم گر چه مالك تمام دنيا باشم. (3) 
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:بنائي در اسلام پايه گذاري‏ نشده كه نزد خدا محبوبتر وعزيزتر از ازدواج باشد. (4) 
آري خداي مهربان يك چنين نعمت گرانبهايي را به بشر عطا كرده‏است ليكن افسوس و صدا فسوس كه از اين نعمت ‏بزرگ قدرداني نمي‏كند و چه بسا،بواسطه ناداني و خودخواهي،همين كانون مهر و مودت‏را به صورت يك زندان تاريك بلكه جهنم سوزاني تبديل مي‏سازد.در اثرجهالت و ناداني بشر است كه محيط نوراني و با صفاي خانواده به صورت‏ زندان دردناك يتبديل مي‏شود كه اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏ زندان تاريك بسر برند يا پيمان مقدس زناشويي را متلاشي سازند. 
آري اگر زن و شوهر به وظيفه خويش آشنا باشند و عمل كنند محيط خانه مانند بهشت‏ برين با صفا و نوراني مي‏گردد.و اگر اختلاف و كشمكشهاي خانوادگي به ميان آمد محيط خانه به صورت يك زندان ‏حقيقي تبديل خواهد شد. 
اختلافات خانوادگي علل و عوامل مختلفي دارد.از قبيل عوامل ‏اقتصادي،تربيت‏ خانوادگي زنيا شوهر،محيط زندگي،دخالتهاي بيجاي‏ پدر و مادر زن و شوهر يا ساير بستگان آنها و ده ها چيز ديگر. 
ليكن به عقيده نگارنده، مهمترين عامل ناسازگاري و اختلافات‏ داخلي، آشنا نبودن زن و شوهر به وظائف زناشويي و عدم آمادگي براي‏ زندگي مشترك خانوادگي است،براي تصدي هر مقامو انجام هر كاري،تخصص و آمادگي يك شرط اساسي محسوب مي‏شود.و كسي كه ‏اطلاعات كافي و آمادگي قبلي نداشته باشد نمي‏تواند كاري را بخوبي ‏انجام دهد.بهمين جهت، براي تصدي هر مقامي كلاسهاي كار آموزي ‏تاسيس مي‏شود. 
براي ازدواج و تاسيس زندگي مشترك خانوادگي نيز تخصص وآمادگي و اطلاعات كافي لازماست.پسر بايد از طرز تفكر همسرش وخواسته‏ هاي دروني او و مشكلات زناشوئي و راه علاج آنها و آداب معاشرت اطلاعات كافي داشته باشد.بايد توجه داشته باشد كه زن گرفتن‏ به معناي جنس خريدن يا كلفت گرفتن نيست،بلكه به معناي پيمان وفا وصداقت و محبت وهمكاري و شركت در زندگي مشترك خانوادگي است. 
زن نيز بايد به طرز تفكر شوهرش و خواسته ‏هاي دروني او توجه ‏داشته باشد و بداند كه شوهركردن به معناي نوكر گرفتن و تامين بدون قيد و شرط خواسته‏ ها و آرزوهاي دروني نيست.بلكه پيمان همكاري و تشريك مساعي است و براي رسيدن به اين هدف مقدس،گذشتو فداكاري و همكاري و تفاهم لازم است. 
با اينكه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مي‏شود واطلاعات لازم و آمادگي اخلاقي برايش ضروري است متاسفانه اجتماع ما نسبت‏ به اين موضوع حياتي غفلت دارد. 
نسبت ‏به جهاز و مهر و زيبائي و شخصيت پدر و مادر كاملا عنايت‏ دارند.ليكن آمادگي براي زنداري و شوهرداري و تاسيس زندگي مشترك‏ خانوادگي را اصلا شرط نمي‏دانند. 
دختر را به خانه بخت مي‏فرستند با اينكه شوهرداري و كدبانوگري‏ را نياموخته است پسر رازن مي‏دهند با اينكه از زنداري و سرپرستي ‏خانواده اطلاع ندارد. 
دو نوجوان بي‏اطلاع و كم تجربه وارد زندگي نوين مي‏شوند.بدين‏جهت صدها مشكل بوجود مي‏آيد.اختلافات و ناسازگاريها و قهر ودعواها شروع مي‏شود دخالت پدر و مادرها هم چون ازروي عقل و تدبير نيست،نه تنها مشكلي را حل نمي‏كند بلكه اختلافات را عميق‏تر وريشه ‏دارتر مي‏سازد دوران اول ازدواج يك دوران پر آشوب و بحراني است.بسياري از زندگيها در همين دوران بواسطه طلاق متلاشي مي‏گردد. 
بعضي از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به كشمكش و زورآزمايي‏ادامه مي‏دهند و عذاب در اين زندان اختياري را بر طلاق مقدم مي‏دارند. 
بعضي از خانواده‏ ها هم پس از مدتي،كوتاه يا دراز،با اخلاق و رفتاريكديگر آشنا مي‏شوند وآسايش و آرامش نسبي پيدا مي‏كنند. 
اي كاش براي پسران و دختراني كه در صدد ازدواج بودندكلاسهايي به عنوان‏«آموزش ازدواج‏»تاسيس مي‏شد و بعد از اينكه يك‏دوره راهنمايي مي‏ديدند و براي زندگي مشترك خانوادگي آماده مي‏شدند وبرگ صلاحيت ‏برايشان صادر مي‏شد اقدام به ازدواج مي‏كردند.(به اميد آنروز انشاء الله) . 
نگارنده چون بدين نياز اجتماعي توجه داشته و ضرورت آن را احساس نموده كتاب حاضر رانگاشته است در اين كتاب مشكلات‏ زناشويي مورد بررسي قرار گرفته و با استفاده از قرآن شريف و احاديث‏ پيغمبر و ائمه عليهم السلام و گاهي با استفاده از آمار عمومي وتجربه ‏هاي‏ شخصي، تذكراتي داده شده و راهنماييهاي لازم بعمل آمده است. 
نگارنده مدعي نيست كه با خواندن اين كتاب تمام مشكلات‏ خانوادگي حل و فصل خواهدشد. زيرا عوامل ديگري نيز بدون شك ‏دخالت دارند ليكن اميدوار است كه خواندن اين كتاب و بكار بستن آن،در حل بسياري از مشكلات به خانواده‏ ها كمك كند از دانشمندان و خيرخواهان ملت انتظار مي‏رود كه ضرورت اين موضوع را دريابند و بااقدامات جدي و مؤثرخانواده‏ها را از پريشاني و بدبختي نجات دهند (به ‏اميد آن روز) . در اين كتاب وظائف هر يكاز زن و مرد بطور جداگانه موردبررسي قرار گرفته و كتاب به دو بخش تقسيم شده است:بخش اول،وظيفه ‏زن نسبت‏به شوهرش بخش دوم، وظيفه مرد نسبت ‏به همسرش ليكن لازم ‏است كه زن و شوهر هر دو بخش را بخوانند تا به وظائف مشترك آشناشوند و بينايي بهتري پيدا كنند وقتي يكي از دو بخش كتاب را مي‏خوانيد ممكن است‏خيال كنيد كه از يك طرف جانبداري شده و وظيفه ديگري‏ مورد غفلت واقع شده است، ليكن چنين نيست، وقتي بخش ديگر رابخوانيد تصديق خواهيد كرد كه تعصبي در كار نبوده و بيطرفانه قضاوت‏ شدهاست.

 

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

borkhar

borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 16536
محل سکونت : اصفهان
khodaeem1 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها