عضویت العربیة English
امام حسین علیه السلام: چشمان هر کس که در مصیبت‌هاى ما قطره‌اى اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جاى مى‌دهد. احقاق الحق، ج 5، ص523

آرزوى غلام به واقعیّت پیوست

 
a433b6090c
a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 14051
محل سکونت : خراسان جنوبی

آرزوى غلام به واقعیّت پیوست
سه شنبه 25 اسفند 1394  06:33 ق.ظ

33952228386245560856.jpg

 

آرزوى غلام به واقعیّت پیوست

از نظر من صحّت قول رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ثابت است كه فرمود: بهترین اعمال و كارها بعد از نماز صبح ، دلى را شاد گرداندن است ، به وسیله آنچه كه سبب گناه نشود.
و سپس افزود: روزى غلامى را دیدم كه با سگى هم غذا بود، وقتى سبب آن را از او پرسیدم ، در پاسخ گفت : اى پسر رسول خدا! من غمناك و ناراحت هستم ، مى خواهم با خوشحال كردن این سگ ، خودم را شادمان و مسرور گردانم .
سپس در ادامه اظهار داشت : من داراى اربابى یهودى هستم كه آرزو دارم ، شاید بتوانم از او جدا شده و آسوده گردم .
امام حسین علیه السّلام مى فرماید: من با شنیدن سخنان غلام ، نزد ارباب او آمدم و تصمیم گرفتم تا مبلغ دویست دینار به عنوان قیمت غلام تحویل أ ربابش دهم و او را خریدارى نمایم .
پس چون یهودى از تصمیم من آگاه شد، اظهار داشت : اى پسر رسول خدا! آن غلام فداى قدمت باد، او را به تو بخشیدم و این باغ را هم به او بخشیدم ؛ و سپس پول ها را هم نیز برگرداند.
امام حسین علیه السّلام فرماید: من پول ها را به او پس دادم ؛ و اظهار داشتم : من هم این پول را به تو مى بخشم .
یهودى گفت : پول ها را پذیرفتم و به غلام بخشیدم .
امام علیه السّلام افزود: من غلام را آزاد كردم و باغ را هم به او بخشیدم ؛ و آن دویست دینار را هم دریافت كرد.
پس همسر یهودى كه شاهد این جریان بود مسلمان شد و مهریه خود را به شوهرش بخشید.
و در پایان یهودى چون چنین برخوردى را دید، گفت : من نیز مسلمان شدم و این خانه مسكونى را به همسرم بخشیدم .(1)
-----------------------------------------------
1-بحارالا نوار: ج 44، ص 189.

كتاب «چهل داستان از امام حسین علیه السّلام»

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها