عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

اصول تربیت کودک هایم جینات قسمت 31 به بعد

اصول تربیت کودک هایم جینات قسمت 31 به بعد
شنبه 29 اسفند 1394  12:46 ب.ظ

پیش از این 30 بخش از "اصول تربیت کودک" از دیدگاه "هایم جینات" را در پستهای جداگانه نوشته بودم. از این به بعد در همین پست آن نوشته ها را ادامه می دهم:

31-از کارهای موفقیت آمیزکودک تمجید کنیم یا از شخصیت او؟

بسیاری بر این باورند که تمجید از کودک سبب می شود تا او اعتماد به نفس پیدا کند و نیز احساس امنیت داشته باشد و خود را درامان بداند. اما عملاً، تمجید ممکن است باعث پدید آمدن بحران عاطفی و بدرفتاری بشود. چرا؟

هرچند وقت یکبار، بسیاری از کودکان برای اعضاء خانواده شان آرزوهای ویرانگری می کنند. وقتی والدین به کودک می گویند: ((تو چه پسر خوبی هستی))، او شاید نتواند این گفته را قبول کند، زیرا تصویری که او در ذهنش ازخود ساخته کاملاً با این گفته مغایرت دارد. او، از دیدگاه خودش، نمی تواند ((خوب)) باشد، زیرا اخیراً آرزو کرده که بر دهان مادرش زیپی می بود و نمی توانست حرف بزند یا اینکه کاش برادرش هفتۀ بعد در بیمارستان بستری می شد. در واقع، ما هرچه بیشتر از او تمجید می کنیم، او بدرفتاری بیشتری از خود نشان می دهد تا آن ((خود واقعی)) اش را آشکار سازد. والدین بارها نقل می کنند: ((درست پس از اینکه از بچّه مان به خاطر اخلاق و رفتار خوبش تمجید کردیم، شروع کرد به وحشی بازی در آوردن، انگار که می خواهد تعریف ما را مردود حساب کند.))

البّته، این امکان هم وجود دارد. کودک شاید((بدرفتاری)) می کند تا از این طریق به دیگران بفهماند که نظرش در مورد عقیدۀ مردم نسبت به او چیست.

در شماره ی بعدی به تبیین تمجید مطلوب و نامطلوب می پردازیم.

 برگرفته از کتاب «رابطه ی والد و فرزند»

 

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
monaaa zahra_53 fatemeh_75 تشکرات از این پست

32-تمجید مطلوب و تمجید نامطلوب
یک شنبه 1 فروردین 1395  10:51 ق.ظ

32-تمجید مطلوب و تمجید نامطلوب

✅ از آنچه که در شماره ی گذشته شرح داده شد آیا باید نتیجه بگیریم که اکنون دیگر تمجید((مفید واقع نمی شود))؟ به هیچ وجه این طور نیست. مفهوم شرح شماره ی گذشته این است که تمجید، همچون پنی سیلین نباید برحسب تصادف مورد استفاده واقع شود. اصول و احتیاط هایی وجود دارد که استعمال داروهای قوی را کنترل می کنند، نظیر دستورالعملهایی که دربارۀ زمان ومقدارمصرف داروهاست و یا احتیاطهایی که دربارۀ آلرژی های ناشی از دارو بعمل می آید. دستور العملهای مشابهی نیز در استعمال داروی احساسی وجود دارد. مهمترین دستورالعمل این است که تمجید فقط باید با تلاشها و کارهای موفقیت آمیز کودک سروکار داشته باشد، نه با صفات شخصی و شخصیت او.

✅وقتی پسربچّه ای حیاط خانه را تمیز می کند، تنها این نوع تمجید طبیعی خواهد بود که دربارۀ مقدار سختی کار نظری بدهیم و نیز بگوییم که حیاط چقدر خوب به نظر می رسد. بسار نامربوط و نامناسب خواهد بود اگر به او بگوییم چه پسر خوبی است. گفتار تمجیدآمیز ما باید همچون یک آینه، تصویری واقعی از موفقیتهایش را به او نشان بدهد، نه تصویری مبهم و متغایر از شخصیت او.

⬅️مثالی که در زیرآمده است، تمجید مطلوب رابخوبی نشان می دهد: پسر هشت ساله ای با تمیز کردن حیاط خانه کاری خوب انجام داد. برگهایی را که ریخته بودند، جمع کرد، زباله ها را در ظرف مخصوص زباله ریخت، و ابزارها را دوباره در جایشان گذاشت و به آنها نظم داد. مادر او تحت تاثیر این کار پسرش واقع شد و از تلاشها و کارهایی که پسرش کرده بود، قدردانی به عمل آورد:

🔸مادر: ((حیاط خیلی کثیف بود. باورم نمی شد که بتوان یکروزه تمیزش کرد.))

🔹فرزند: ((امّا من تمیزش کردم!))

🔸مادر: ((پر از برگ و زباله و چیزهای دیگر بود.))

🔹فرزند: ((من همه اش را تمیز کردم.))

🔸مادر: ((چه کار دشواری، وای!))

🔹فرزند: ((بله مادر،واقعاً کار سختی بود.))

🔸مادر: ((حیاط خیلی تمیز شده، آدم لذّت می برد نگاهش کند.))

🔹فرزند: ((قشنگ شده، مادر.))

🔸مادر: ((ازت متشکرم، پسرم.))

🔹فرزند: (با لبخندی طولانی): ((قابل شما را نداشت.))

 برگرفته از کتاب «رابطه ی والد و فرزند»

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

33- ما نباید درک کودک را محدود کنیم
دوشنبه 2 فروردین 1395  11:20 ق.ظ

33- ما نباید درک کودک را محدود کنیم

✅برای احساسات فرزندتان ارزش قائل شوید و به او نگویید:" هنوز بچه ای،چه میفهمی." یا :"سر هیچ و پوچ این همه سروصدا راه انداختی."

 اکنون وظیفه ما درمقام یک پدر یا مادر این است که کمک کنیم فرزندانمان بفهمند احساسات واقعی شان چیست،زیرا برای آنها لازم است بدانند واقعاًچه حس می کنند. همه ی احساسات کودک ، حتی آنهایی که بار منفی دارند، باید به رسمیت شناخته شوند. برای مثال :" وقتی عمه جان لپت را نیشگون میگیرد، خیلی ناراحت می شوی؟"

⬅️گرفتن آیینه دربرابر احساس کودک برای او مفید واقع می شود.

برگرفته از کتاب «کودک،خانواده، انسان »

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

34- وکیل مدافع
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:18 ب.ظ

34- وکیل مدافع

کودکان به اندازه کافی قاضی،دادستان و شاکی دارند؛ والدین می توانند وکیل مدافع کودک باشند. والدین باید همه ی احساسات کودک را بپذیرند و از به کاربردن شیوه های محکوم به شکست ، مانند طعنه زدن، هشدارهای مکرر و قول دادن پرهیز کنند.

برگرفته از کتاب «کودک،خانواده، انسان »

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

اصول تربیت کودک_هایم جینات(بخش 35)
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:22 ب.ظ

35- کمک کردن به یک کودک تا بتواند احساساتش را روشن تر بیان کند، به این معنا نیست که با آنها موافقت کرده ایم، و به این معنا نیست که روی آنها صحه گذاشته ایم .

باید به آنها گوش کنیم و دربرابر درک روحیه ی کودک واکنش مناسبی نشان دهیم. یک ابراز موافقت صمیمانه "آره می فهمم" ، به فرزند شما می فهماند که تمام احساسات او ، همه اش ، برای شما مهم است، چه احساسات خوب و چه احساسات بد.همه ی آنها بخشی از فرزند شماست . احساسات آنها ، نه شما را می ترساند و نه برایتان تعجب آور است. تا وقتی احساسات خشم و ناامیدی بچه به وضوح بیرون نریزد ، به آنها توجه نشود و به عنوان واقعیت پذیرفته نشود ، قابل تغییر نیست.

برای روشن تر شدن مطلب به این مثال توجه کنید :" مادری دو فرزند دارد ، که فرزند بزرگتر ازفرزند کوچکتر بیزار است.صبح یک روز بچه ی کوچک خواب است و فرزند برزگتر دائم می دود و پتو را از روی او کنار میزند.مادر درست زمانی که آماده است تا یکی به پشتش بزند و به او بگوید :" تو دیگر بزرگ شده ای ، باید بیش از این بفهمی." سکوت می کند و می داند که تا احساسات بد تخلیه نشود ، احساس خوب جانشین آن نمی شود ، فقط دست او را می گیرد و می گوید :" می دانم که این بچه گاهی تو را اذیت می کند ، حتی وقتی خواب است. شرط می بندم دیدن او دراین خانه تو را عصبانی می کند."درچنین زمانی فرزند بزرگتر برخلاف همیشه خواهد گفت :" بچه سردش است ، رویش را بپوشان."

برگرفته از کتاب «کودک،خانواده، انسان »

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

اصول تربیت کودک هایم جینات قسمت 36
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:24 ب.ظ

36- نظریه ی ظریف پذیرش احساسات کودکان ، هم درباره ی مسائل بی اهمیت مثل یک خراش کوچک روی انگشت یا اسباب بازی گم شده کارساز است و هم در مورد مشکلات واقعی مثل طرد شدن توسط یک دوست پاسخ گو می باشد. درهر حال وظیفه ی والدین این است که همه ی احساسات کودک را مثل آیینه منعکس کنند.

⬅️والدین باید بدانند درد کشیدن ، رشد بچه ها را تسریع می کند و مبارزه ، شخصیت آنها را می سازد. والدین آنفدر دلشان می خواهد فرزندشان را خوشحال ببینند که آنها را از تجربه ی رشد دهنده ای مانند یأس ، محرومیت و غم محروم می کنند. وقتی بچه دستش را می برد ، هیچ چیز در دنیا نمی تواند زخم او را آناً شفا دهد، یک داروی ضدعفونی کننده روی آن می مالید و یک نوار چسب برآن می چسبانید و بقیه را به زمان وامی گذارید تا خوب شود. درمورد زخم روان نیز دقیقاً همین طور است. کمک های اولیه ی روحی باید انجام شود و باید واقعیت را بپذیریم که دوره ی شفا یافتن کند پیش می رود.

⬅️پدر یا مادر از طریق همدردی کردن و درک عمق احساسات بچه قدرت خارق العاده ای در همراهی او دارند. والدین باید نه درد بچه را نفی کنند و نه به وسیله ی آن خرد شوند ، بلکه با قدرت تمام ، دردو رنج کودک را بشنوند و آگاه از آن ، با گوش سپردن به آن ، مهم ترین پیام را به کودک بدهند :" میتوان تحمل کرد." حتی اگر فقط یک نفر هم دراین دنیا باشد و به انسان گوش فرا دهد و احساس او را درک کند ، هر دردی قابل تحمل است.

برگرفته از کتاب «کودک،خانواده، انسان »

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

37- وقت خواب
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:25 ب.ظ

37- وقت خواب

✅در بسیاری از خانواده‌ها، وقت خواب دیوانه‌کننده است. کودکان و مادر دست به دست هم می‌دهند و جامعه ی کوچکی پدید می‌آورند که در آن، هر کدام دیگری را مأیوس می‌سازد. کودکان سعی می‌کنند تا آنجا که ممکن است بیدار بمانند، در حالی که مادر از آنها می‌خواهد هر چه زودتر بخوابند. مواقع خواب، زمان عمده ی ایرادگیری برای مادران و زمان بهانه‌گیری و طفره روی تاکتیکی برای کودکان می‌شود. کودکانی که هنوز به مدرسه نمی‌روند ، محتاجند که مادر یا پدر آنها را بخوابانند. از وقت خواب می‌توان برای ایجاد گفتگوی صمیمانه و خودمانی با کودک خود استفاده کرد. در نتیجه، کودکان به تدریج به وقت خواب علاقه‌مند می‌شوند. آنها از اینکه «زمانی را تنها با» پدر یا مادر خود باشند، خوششان می‌آید.

⬅️اگر والدین ناراحتی و سختی گوش دادن به حرف‌های کودک را بر خود هموار سازند، کودک یاد خواهد گرفت که ترس‌ها، امیدها و آرزوهایش را با آنان در میان بگذارد. این تماس‌های صمیمانه، کودک را از اضطراب رها می‌سازد و او را به خواب خوش فرو می‌برد.

بعضی از کودکان بزرگتر نیز دوست دارند که پدر و یا مادر آنها را بخوابانند. به این خواسته ی آنها باید احترام گذاشته و آن را واقعیت بخشید. کودکان نباید به خاطر خواستن چیزهایی که از نظر والدین « افکار کودکانه » است، مورد تمسخر و سرزنش قرار گیرند. وقت خواب در مورد کودکان بزرگتر بایستی تغییر پذیر باشد: «وقت خواب بین ساعت هشت و نه [یا بین نه و ده] است. تصمیم بگیر که دقیقاً چه ساعتی می‌خوابی».

⬅️وقتی کودک ادعا می‌کند که « فراموش کرده » مسواک بزند یا وقتی کودک یک لیوان آب می‌خواهد، بهترین کار برای والدین این است که درگیر جنگ با او نشوند.

 برگرفته از کتاب «رابطه ی والد و فرزند»

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

38- احساسات کودکان و اشکال بروز آن(1)
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:29 ب.ظ

38- احساسات کودکان و اشکال بروز آن(1)

✅گوش فرادادن و صحه گذاشتن براحساسات کودکان رکن اساسی یک رابطه ی انسانی است.دراصل،همین طورهم هست.ولی این موضوع شکل های مختلفی دارد که دانستن همه ی آنها بسیار مفیداست.

1-نیازبرخی کودکان به جلب توجه آنقدرزیاد است که ازحدتحمل پدرومادرها فراتر می رود.می بایست راهی پیداکرد که درعین حال که به بحث خاتمه داده می شود،کودک مطمئن شود که به او توجه کافی مبذول شده است.

⬅️فرض کنیدکودکتان با دوستش دعوا کرده و ازاین اتفاق شاکی است. شما کوشش میکنید اورا تسلی دهید ولی او همچنان باتفصیل ادامه می دهد به گونه ای که ازحد طاقت شما خارج می شود.شما باید بیش از پیش صبور بوده و ابراز همدردی کنید تا اطمینان بیابد که شما به او توجه کافی دارید.برای مثال به او بگویید:"تمام حست را می فهمم،کاملاً درک میکنم که تو چقدرمایوس و عصبانی هستی."

برگرفته از کتاب «کودک ،انسان،خانواده»

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

39- احساسات کودکان و اشکال بروز آن(2)
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:30 ب.ظ

39- احساسات کودکان و اشکال بروز آن(2)

✅بعضی اوقات بچه ها احساس شان را به زبانی چنان توهین آمیز توصیف می کنند که نمی شود به آن گوش فرا داد چه رسد به اینکه کمک شان کرد هر کدام از ما یک نقطه ی جوش مخصوص به خود داریم ولی بعضی جملات برای همه ی ما غیر قابل تحمل هستند. مثلا: «بابا چقدر بی عرضه است» یا :«آقا معلم یک الاغ احمق است»

⬅️وقتی فرزندتان به شما می گوید :«امیدوارم بمیری» هرگز نباید او را سرزنش کنیم و بگوییم :« این چه حرفیه زشته!» بلکه باید با آرامش کامل مثلا به او بگوییم:«این درست نیست! می دانم عصبانی هستی ولی باید طور دیگه ای این مطلب را به من بگی حالا میخوام تنها باشم»

برگرفته از کتاب «کودک،خانواده، انسان »

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

40- تمجید فرزندان
سه شنبه 3 فروردین 1395  03:37 ب.ظ

40- تمجید فرزندان

✅تمجید از دو بخش تشکیل می شود : گفتار ما و نتیجه گیریهای کودک. گفتار ما باید به طور واضح نشان بدهد که ما تلاش ، کار ، موفقیت ، یاری ، توجه و یا آفرینشهای او را ارج می نهیم. گفتار ما بایستی شبیه یک پرده نقاشی سحرآمیز باشد که کودک فقط بتواند تصویری مثبت از خودش بر روی آن بکشد. این مورد در نمونه های زیر نشان داده شده است :

تمجید مفید : « ممنونم که ماشین را شستی ، حالا باز هم نو بنظر می رسد.»

نتیجه گیری احتمالی کودک : « من کار خوبی انجام دادم . از کارم قدردانی کردند . »

تمجید غیر مفید : « تو یک فرشته ای . »

تمجید مفید : « از کارت تبریکی که به من دادی ، خوشم آمد . قشنگ و دوست داشتنی بود .»

نتیجه گیری احتمالی کودک : « من خوش سلیقه ام و می توانم به انتخابهایم اعتماد کنم . »

تمجید مفید : « شعرت حرف دلم را می گفت. »

نتیجه گیری احتمالی کودک : « خوشحالم که می توانم شعر بگویم . »

تمجید غیر مفید : « در حد سن خودت شاعر خوبی هستی . »

تمجید مفید : « قفسه کتابی که درست کردی قشنگ به نظر می آید .»

نتیجه گیری احتمالی کودک : « من فرد با لیاقت و شایسته ای هستم .»

تمجید غیر مفید : « تو چه نجار خوبی هستی . »

تمجید مفید : « نامه ات خیلی خوشحالم کرد . »

نتیجه گیری احتمالی کودک : « پس من می توانم سبب خوشحالی دیگران شوم . »

تمجید غیر مفید : « وقتی به نامه هایت توجه می کنم ، می بینم تو خارق العاده ای .»

تمجید مفید : « از اینکه امروز ظرفها را شستی خیلی ازت ممنونم . »

نتیجه گیری احتمالی کودک : « من مفید واقع می شوم . »

تمجید غیر مفید : « تو بهتر از پیشخدمت مان این کار را انجام دادی . »

تمجید مفید : « ازت متشکرم که به ام گفتی زیاد به ات پول داده ام ، من ارزش زیادی برای این عملت قایل هستم.»

نتیجه گیری احتمالی کودک : « خوشحالم که امین و درستکار بودم . »

تمجید غیر مفید : « تو چه بچه ی درستکاری هستی . »

تمجید مفید : « ایده هایی جدید از انشای تو کسب کردم . »

نتیجه گیری احتمالی : « من می توانم ایده هایی جدید از خودم ارایه بدهم . »

تمجید غیر مفید : « نسبت به پایه ات خوب می نویسی ، البته هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیری.»

⬅️این قبیل اظهارنظرهای توصیفی و نتیجه گیریهای مثبت کودک ، پایه های اساسی و حیاتی سلامت روانی کودک هستند. هرچه را که کودک در پاسخ به گفته های ما درباره ی خودشنتیجه گیری می کند، بعدها درسکوت پیش خودش بازگومی کند، اظهارنظرهای واقعی و مثبتی که کودک در درون خود تکرار می کند، تا حدزیادی ، تعیین کننده ی نظر خوب او نسبت به خودش ودنیای پیرامونش هستند.

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

41- تمجید فرزندان (2)
چهارشنبه 4 فروردین 1395  09:51 ق.ظ

41- تمجید فرزندان (2)

 

تمجید مستقیم از شخصیت

این نوع اظهار نظرها ممکن است کودک را بترسا ند و در او اضطراب ایجاد کند. کودک شاید این احساس را بدست آورد که با خارق العاده بودن فاصلۀ زیادی دارد و اینکه، نمی تواند در زندگی خود از این برچسب پیروی کند. به همین دلیل، به جای اینکه با دلی آکنده از ترس و نگرانی انتظار بکشد تا فریبکاری اش فاش شود، شاید تصمیم بگیرد با بدرفتاری خود به”جرمش”اعتراف کند تا بلافاصله از بار مسولیتش کاسته شود.

تمجید مستقیم از شخصیت، همچون نور مستقیم خورشید، ناراحتی بوجود می آورد و خیره کننده است. برای یک شخص خجالت آور است که بگویند او خارق العاده، فرشته، باسخاوت و متواضع است. وی احساس می کند که ناچار است دست کم بخشی از این تمجید را نپذیرد و انکار کند. وی نمی تواند در میان همگان بایستد و بگوید:”از شما متشکرم، اظهارنظرهایتان را مبنی بر اینکه من فردی خارق العاده هستم، می پذیرم”درمیان همگان که نباشد، پیش خودش ناچار است چنین تمجیدی را رد کند. او نمی تواند صادقانه به خود بگوید:”من خارق العاده ام. من خوب، قوی، با سخاوت و متواضع هستم.”

وی شاید نه تنها این تمجید را رد کند و نپذیرد، بلکه نسبت به آنانکه از او تمجید کرده اند، افکار ثانویه ای پیدا کند:”اگر آنها مرا شخصی بزرگ بحساب می آورند، پس نمی توانند چنانکه باید و شاید باهوش باشند.”

 

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

 

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

43- تمجید فرزندان (3)
چهارشنبه 4 فروردین 1395  09:54 ق.ظ

43- تمجید فرزندان (3)

گفتار ما و نتیجه گیری کودک

تمجید نباید در مورد خصوصیات و صفات شخصیتی کودک صورت گیرد بلکه ما باید از تلاشها و کارهای موفقیت آمیز کودک تمجید کنیم، اظهار نظرهای ما بایستی به طریقی مطرح شوند که کودک از آنها نتیجه گیری مثبتی درباره شخصیتش بکند.

“فرزند ”دهساله ای به پدرش کمک کرد تا زیرزمین خانه را مرتب کند. در جریان این کار،”فرزند”می بایست میزکار سنگینی را جابجا می کرد.

پدر:”این میزکار خیلی سنگین است، آدم بسختی می تواند جابجایش کند.”

“فرزند”(مغرورانه):”اما من جابجایش کردم، پدر”

پدر:”زور زیادی می خواهد، پسرم.”

“فرزند”(در حالی که بازو گرفته است):”من قوی هستم، پدر.”

در مثال فوق، پدر درباره ی دشواری این کار اظهار نظر کرد و این خود کودک بود که نتیجه گیری درباره قدرت فردی اش را انجام داد. اگر پدر به پسرش گفته بود:”تو چقدر قوی هستی، پسرم”.”فرزند”شاید جواب داده بود:”نه پدر، من قوی نیستم، در کلاس قویتر از من هست.”و شاید بگومگویی بی حاصل، اگر نه تند و تیز، به دنبال آن صورت می گرفت.

 

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

 

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

44- کارها چگونه غلط ازآب در می آیند؟
چهارشنبه 4 فروردین 1395  09:57 ق.ظ

44- کارها چگونه غلط ازآب در می آیند؟

در بیشترخانه ها، طوفانهایی که بین والدین و کودکان صورت می گیرد، توالی قابل پیش بینی و منظّمی دارند. وقتی کودک کاری را (ا شتباه) انجام می دهد یا چیزی را (اشتباه) می گوید و یکی از والدین با رفتار یا گفتار توهین آمیز واکنشی از خود نشان می دهد، کودک با گفتار یا رفتاری بدتر پاسخ می دهد و سپس مادر و یا پدر با تهدید های فریادآمیز یا با تنبیه خودخواهانه مقابله می کنند. و همین طور این این مشاجره که درآن، هریک هرچه می خواهد به دیگری می گوید، ادامه پیدا می کند.
مثال زیر نمونه ی بارز و خوبی است برای یک برخورد و تقابل غلط میان والدین و فرزند:

فرزند نه ساله ای داشت با یک فنجان چای خالی بازی می کرد.
-مادر: (آخرآن را خواهی شکست. تو همیشه چیزها را می شکنی.)
:فرزند: (نه خیر، نمی شکنمش.)
درست در همان هنگام، فنجان از دست فرزند افتاد و شکست.
-مادر: (تو را به خدا نگاه کن. آخر تو چقدر احمقی، پسر. تو همۀ چیزهای این خانه را داری یکی یکی می شکنی.)
:فرزند: (پس، خودت هم احمقی. تو ریش تراش برقی بابا را شکستی.)
-مادر: (به مادرت گفتی احمق! تو خیلی بی ادبی.)
:فرزند: (خودت بی ادبی. تو بودی که اوّلش به من گفتی احمق.)
-مادر:(دیگر نشنوم حرفی بزنی ها! زود برو تو اتاقت، زود!)
:فرزند: (برو، بابا می خواهد مجبورم کند، هه!)

مادر مشاهده کرد که فرزند کوچکش در مقابل قدرت او ایستاده است و مستقیماً مقاومت می کند؛ به همین خاطر عصبانی شد و پسرش را گرفت و با خشم و غضب شروع کرد به کتک زدنش. فرزند که سعی می کرد از دست مادرش فرار کند، او را هل داد طرف در شیشه ای اتاق؛ شیشه شکست و دست مادر برید. فرزند خون را که دید وحشت کرد؛ از خانه بیرون دوید و تا دیر وقت عصر آن روز به خانه باز نگشت. ناگفته پیداست که همۀ اعضای خانواده در اضطراب بودند. آن شب، هیچکس ازآنها خوب نخوابید.

اینکه فرزند بازی نکردن با فنجانهای خالی را یاد گرفت، اهمیت چندانی نداشت بلکه این مهم بود که این کودک دربارۀ خودش و مادرش درسی منفی و مخرّب آموخت. اکنون سوال ما این است: آیا این دعوا و مرافعه ضروری بود؟ آیا این جنگ و جدل اجتناب ناپذیر بود؟ آیا امکان دارد که در این قبیل حوادث شخص عاقلانه تر رفتار کند؟

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک
@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

45- کارها چگونه غلط ازآب در می آیند؟(2)
چهارشنبه 4 فروردین 1395  09:59 ق.ظ

45- کارها چگونه غلط ازآب در می آیند؟(2)

در شماره ی گذشته مثالی زدیم که نشان گر برخورد غلط والدین با فرزندان بود اکنون به تبیین روش صحیح برخورد ذیل همان مثال می پردازیم:

مادر وقتی دید که فرزندش فنجان را می غلتاند، می توانست آن را از او بگیرد و جانشین مناسبتری برای فنجان، مثلاً یک توپ در اختیار او قرار بدهد تا کودک با آن بازی کند. یا وقتی فنجان شکست، می توانست پسرش را در جمع آوری تکه های فنجان شکسته یاری کند و همزمان با آن، دربارۀ اینکه فنجانها بسادگی می شکنند و اینکه چه کسی فکر می کرد که فنجان به این کوچکی چنین شلوغکاری بزرگی براه بیندازد، اظهار نظرها و توصیه هایی به او بکند. شگفتی ای که از چنین لحن آرام و ملایمی پدید می آید، سبب می شد تا فرزند خودش را اصلاح کرده و به خاطر حادثه ای که باعث بوجودآمدنش شده بود، عذر خواهی کند. فرزند شاید با نبودن داد و فریاد و تنبیه، حتی این آماده گی فکری را می داشت تا پیش خود نتیجه بگیرد که فنجا نها برای بازی ساخته نشده اند.

اتفاقات ناگوار ناچیز و ارزشهای اصلی-کودکان می توانند از اتفاقات ناگوار اما ناچیزی که روی می دهد، ارزشهای اصلی را یاد بگیرند. کودک ضرورتاً باید از والدینش بیاموزد که کدام اتفاقات صرفاً ناخوشایند و رنجش آورند و کدام اتفاقات، غم انگیز و فاجعه آمیز. ❗️بسیاری از والدین در برابر یک تخم مرغ شکسته طوری واکنش نشان می دهند که انگار با ساق پای شکسته ای مواجه هستند ویا با شیشۀ خرده شدۀ یک پنجره طوری برخورد می کنند که گویی در برابر یک قلب خرد شده قرار گرفته ا ند.

بدشانسیهای جزئی را باید از این طریق به کودکان خاطر نشان کرد:

(تو باز هم دستکشت را گم کرده ای. چه بد شد، آخر ما برای این دستکش تو پول داده بودیم. آدم افسوس می خورد، اما خوب، گم شدن یک دستکش هرگز بلا و مصیبت نیست. اشکالی ندارد.)

گمشدن یک دستکش و یا پاره شدن یک پیراهن نباید باعث تندخویی والدین شود.

 

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

 

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

 @koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست

46- صفات توهین آمیز
چهارشنبه 4 فروردین 1395  10:00 ق.ظ

46- صفات توهین آمیز

صفات توهین آمیز، همچون تیرهای سمی، بایستی فقط بر علیه دشمنان بکار گرفته شوند، نه برعلیه بچه های کوچک. وقتی یکی می گوید: (این چه صندلی زشتی است)، اتفاقی برای آن صندلی نمی افتد. نه اهانتی به صندلی می شود و نه مایۀ شرمساری آن فراهم می آید. صندلی در همان حال خودش باقی می ماند گویی که آن صفت زشت بکار رفته درباره اش تاثیری به حال او ندارد. با وجود این، وقتی به کودک می گویند که زشت، احمق یا دست و پا چلفتی است به طور حتم اتفاقی برای او می افتد. در بدن و در روح او واکنشهایی پدید می آید. در درون او، انزجار و خشم و نفرت ایجاد می شود. کودک خیال انتقام پیدا می کند و نسبت به این خیالات انتقام آمیز خود احساس گناه می کند و از این احساس گناه او نیز، اضطراب و تشویش پدیدار می شود و شاید رفتار نامطلوب و عوارضی هم در او بوجود بیاید.

به طور خلاصه، رشته ای از واکنشها پدید می آید که سبب می شود کودک و والدینش دچار تیره روزی و بدبختی شوند.

وقتی به کودک گفته می شود که دست و پا چلفتی است، این امکان وجود دارد که وی ابتدا با جواب”نه، من دست و پا چلفتی نیستم”، مقابله کند، اما بیشتر مواقع کودک گفته والدینش را باور می کند و در نهایت خودش را آدمی دست و پا چلفتی به حساب می آورد. وقتی کودک برحسب تصادف زمین می خورد، ممکن است با خودش چنین بگوید:”تو خیلی دست وپا چلفتی هستی.”از آن به بعد، وی شاید از موقعیتهایی که مستلزم چابکی و چالاکی هستند، پرهیز کند زیرا بر این باور است که خیلی دست و پا چلفتی است و نمی تواند در این موقعیتها موفق شود.

وقتی والدین و معلمان پشت سر هم به کودک می گویند که خنگ و احمق است، وی بالاخره این نظر را باور می کند و پس از آن، قبول می کند که براستی خنگ و احمق است. وی سپس تلاشهای ذهنی را رها می کند، زیرا این احساس را داردکه برای مورد تمسخر دیگران واقع نشدن باید از رقابت و مسابقه دوری کند. وی می بیند که برای کسب امنیت و آرامش خود نباید تلاش کند؛ وی در زندگی از این شعار پیروی خواهد کرد:”اگر تلاش نکنم، شکست نخواهم خورد”.

برگرفته از کتاب «رابطه والد و فرزند»

 

منبع: کانال تلگرامی تربیت دینی و علمی کودک

@koodak_tarbiat

mhzahraee

mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2614
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها