عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

تو نمی‌توانی مرا اخراج کنی! من پدرت هستم!!

تو نمی‌توانی مرا اخراج کنی! من پدرت هستم!!
یک شنبه 8 فروردین 1395  10:27 ق.ظ

 

موضوع کاملا مشخص است. سرانجام یکی از اعضای خانواده که جسارت و قدرت ریسک بیشتری دارد، تصمیم می‌گیرد تجارتی را شروع كند...

فرقی نمی‌کند این تجارت در چه شاخه‌ای باشد: از پرورش شترمرغ و بلدرچین و ماهی قزل‌آلا گرفته تا کشت قارچ و خیار و گوجه گلخانه‌ای و یا پرورش گیاهان دارویی یا انجام یک کار خدماتی مثل قبول سفارش چاپ و تکثیر و صدها شغل کوچک و بزرگ دیگر که هر کسی فراخور استعداد، توانایی، آشنایی قبلی و مهارت‌هایی که آموخته تصمیم به انجام آن‌ها می‌گیرد. معمولا هم کارهای نسبتا پردرآمد به تنهایی قابل انجام نیستند. به هر حال باید عده‌ای دور هم جمع شوند و یک سری کار کوچک انجام شود و از کنار هم گذاشته شدن این کارهای کوچک یک محصول یا خدمات بزرگ ظاهر شود. محصول یا خدماتی که مشتری حاضر شود بابت آن پول پرداخت کند، پولی که دوباره به مجموعه تزریق می‌شود و می‌تواند چرخ تولید و درآمدسازی را بچرخاند.

از سوی دیگر با وجود فقر فرهنگی و اقتصادی بسیاری از اشخاص که در بازار مشغول به کار هستند و جذر و مدهای غیر قابل پیش‌بینی در بازار کار آزاد و حساسیت‌های افراد به رعایت مسايل اخلاقی و نیز رعایت طبقه‌بندی بودن اطلاعات فنی و ارتباطی شرکت و بنگاه اقتصادی، معمولا بسیاری افراد ترجیح می‌دهند که به کمک اعضای فامیل و در واقع به صورت یک تشکیلات خانوادگی کارهای شرکت را مدیریت و راهبری کنند.

مهم نیست که آن عضو فامیل در کاری که به او سپرده می‌شود چقدر خبره باشد. حتی اگر در انجام آن کار کاملا ناتوان باشد، چون فامیل است این ناتوانی قابل اغماض می‌شود و آن فرد بلافاصله به عنوان یکی از اعضای با نفوذ شرکت وارد مجموعه راهبری شرکت می‌شود.

این ویژگی فامیل بودن تیم گرداننده شرکت در بعضی اوقات می‌تواند بسیار مفید واقع شود. اعضای چنین تیم‌هایی با تعصب و غیرت خانوادگی از یکدیگر دفاع می‌کنند و هنگام برخورد با مشکلات به صورت تیمی و در واقع خانوادگی دور هم جمع می‌شوند و در ساعات آخر شب و حتی روزهای تعطیل در شرکت را باز می‌کنند و به کارهای عقب‌مانده می‌رسند.

اما مشکل زمانی رخ می‌نماید که چرخ ها به چرخش می‌افتند و هر حلقه زنجیر، مجبور می‌شود در زمان و مکان مشخص وظیفه‌ای خاص را به انجام برساند و محصول نیمه تمام را به حلقه بعدی بسپارد. در این مواقع است که حلقه‌های فامیلی با حلقه‌های کاری مخلوط می‌شود و کار به یک باره متوقف می‌گردد. برای مثال ممکن است یکی از اعضای فامیل که اتفاقا یکی از حلقه‌های کلیدی شرکت نیز هست در مراسم ناهار روز قبل منزل عمه جان، چون به او دوغ تعارف نكردند، ناراحت شده و امروز سر کار نیامده است و در نتیجه چون این شخص به خاطر ارتباط فامیلی امین مجموعه نیز بوده، لذا کلید گاوصندوق و اسناد و مهر شرکت هم دست ایشان است و در نتیجه تمام کار شرکت باید بخوابد و تمام کارمندان می‌بایست به یک مرخصی اجباری و اعلام نشده بروند فقط به این خاطر که فامیل عزیز فعلا میل کار ندارند و تا عمه جان شخصا از ایشان عذرخواهی نکنند نامبرده سرکار حاضر نمی‌شود.

 این جور مواقع به نظر می‌رسد تمام مزایای کار فامیلی به یک باره از بین می‌رود و تمام تار و پود و ساختار شرکتی که با زحمت فراوان سر پا شده است، ناگهان دود می‌شود و به هوا می‌رود. در واقع به زبان خیلی ساده چون کارهای کلیدی شرکت به خاطر موضوع اطمینان و اعتماد به اعضای فامیل سپرده شده، لذا یک موضوع ساده مثل دوغ عمه جان می‌تواند تمام ساختار شرکت را به یک باره در هم بریزد و حتی بسیاری اوقات باعث ورشکستگی کامل تشکیلات شود. مشکلی که در شرکت‌های دیگر اساسا وجود ندارد تا بتواند منبع مقایسه‌ای قرار گیرد.

بیايید با هم نگاهی به بنگاه‌های اقتصادی فامیلی داشته باشیم و ببینیم چرا با وجود این همه مشکل هنوز اولین گزینه در راه‌اندازی بنگاه‌های اقتصادی نوپا، گزینه تیم‌های خانوادگی است؟

1- تیم‌های خانوادگی در اوایل کار به حداقل درآمد راضی‌اند و با گفتن ”فعلا جای دوری نمی‌رود“ بسیاری از انتظارات کارمندان غریبه را مطرح نمی‌کنند. اما با گذشت زمان و جاری شدن سیل درآمد به سوی شرکت، این امتیاز وارونه می‌شود و حتی ساده‌ترین عضو فامیل شرکت انتظار دریافت بالاترین درآمد را دارد.

2- در شرکت‌های فامیلی هر یک از اعضای با نفوذ خانواده، عنوان و جایگاهی بالاتر و لااقل هم شان عضو دیگر را طلب می‌کند. جالب‌ترین نکته در شرکت‌های فامیلی عناوین سردر اتاق‌های این اشخاص است. یک ضرب‌المثل آلمانی می‌گوید اگر در یک شرکت بیشتر از یک معاون هماهنگ کننده وجود داشت فورا بفهمید که معاونین شرکت با ريیس فامیل هستند!

3- در شرکت‌های فامیلی وقتی کسی کاری را انجام می‌دهد احساس می‌کند که در حال انجام لطفی گران به نفع دیگران است. مهم نوع کار نیست. برای مثال مرتب کردن قفسه‌ها و یا رساندن یک نامه به بانک یا دفتر پست برای کسی که در شرکت فامیلی کار می‌کند، جزو بزرگ‌ترین کارها محسوب می‌شود و باید پاداشی کلان از این بابت نصیب‌کننده کار شود. در حالی که اگر همین کار توسط یک خدمتکار یا کارمندی غریبه انجام شود جزو وظایف مسلم آن شخص محسوب می‌شود و اصلا نباید در خصوص اضافه حقوق بابت کارهای این چنینی صحبت شود.

4- در شرکت‌های فامیلی اگر یکی از اعضای فامیل از قیافه و رفتار و گفتار کارمند غریبه‌ای خوشش نیاید، جناب مدیر باید به هر قیمتی که شده آن کارمند بخت برگشته را اخراج كند. معمولا امنیت شغلی کارمندان غریبه در شرکت‌های فامیلی مشروط به راضی‌سازی تک‌تک اعضای فامیل از کوچکترین عضو خانواده گرفته تا عمه بزرگ است.

5- جلسه خصوصی در شرکت‌های فامیلی بی‌معناست و از خصوصی‌ترین موضوعات شرکت باید کلیه اعضای فامیل سر دربیاورند. منشی مدیرعامل ضمن آن‌که امین جناب ريیس است باید هنگام رویارویی با یکی از اعضای فامیل شرکت به شکلی اطلاعات و دانسته‌های خود را از او پنهان کند تا مبادا در آینده‌ای نه چندان دور به بهانه‌ای واهی و مثلا در یک جلسه خانوادگی از کار بر کنار نشود.

6- به محض افزایش درآمد شرکت، همه اعضای فامیل باید به همان نسبت سود ببرند. حال این‌که این افزایش درآمد بابت کار سخت کارمندان غریبه یا تلاش مدیرعامل و نفرات خاصی باشد، به بقیه اعضای فامیل ارتباطی ندارد. مهم این است که سفره‌ای پهن است و همه اعضای فامیل باید از آن به یک میزان بهره‌مند شوند. حال این‌که این اضافه درآمد باید پس انداز شود تا در وضعیت‌های بحرانی آتی شرکت به کار گرفته شود ربطی به اعضای فامیل ندارد و برای آن موقع هم باید همان موقع فکر شود!

7- در شرکت‌های فامیلی به دلیل دسترسی راحت و بی‌دردسر اعضای فامیل به اطلاعات محرمانه شرکت و لیست کامل مشتریان و فروشندگان مواد اولیه، امکان فعالیت موازی و احداث شرکت رقیب توسط یکی از اعضای فامیل کاملا محتمل است. کافی است به یکی از این شرکت‌های خانوادگی با سابقه سر بزنید و ببینید چقدر در مورد یک عضو فامیل که همه چیز را با خودش برده و در جایی همان نزدیکی به کاری دقیقا شبیه کار آن‌ها دست زده و درآمد آن‌ها را نصف کرده صحبت می‌کنند! از روی شباهت اسمی کارخانه‌ها و بنگا‌های نزدیک به هم می‌توان به راحتی به فامیلی بودن اولیه تیم بنیانگذار شرکت قدیمی پی برد.

8- به دلیل اطلاع اعضای فامیل از اسرار خانوادگی معمولا نقاط ضعف بقیه اعضا در مواقع بحرانی توسط عضوهای دیگر فامیل به راحتی لو می‌رود و در واقع وقتی شرایط به هم می‌ریزد اعضای ناخلف فامیل بهترین ابزار را برای باج‌گیری و امتیازستانی از مدیران ارشد در اختیار دارند.

9- چون اعضای فامیل شرایط بی‌سوادی و کودکی یکدیگر را دیده‌اند، برایشان قابل قبول نیست که یکی از اعضای فامیل به خاطر لیاقت و شایستگی و توانایی‌های شخصی‌اش بتواند به مدارج عالی دست پیدا کند. شاید برای بقیه مردم و کارمندان غریبه شرکت توانایی‌های مدیرعامل خارق‌العاده و عالی به نظر برسد. اما برای اعضای فامیل این توانایی‌ها اصلا اهمیتی ندارد و بقیه اعضای فامیل هم به دلیل خصوصیات ژنتیکی می‌توانند همان کار را بدون طی کردن مراحل لازم به صورت بالفطره و خیلی راحت انجام دهند. معمولا در شرکت‌های فامیلی بخشی از جدال‌ها روی به رخ کشیدن توانایی‌های یکدیگر متمرکز شده است.

در مجموع به نظر می‌رسد که شاید در اوایل کار تیم‌های خانوادگی برای برپاسازی شرکت‌های نوپا بهترین گزینه باشند، اما به محض پاگرفتن مجموعه همین امتیاز خانوادگی بودن تیم، در صورت تفاوت فرهنگی و اخلاقی و درآمدی اعضای فامیل و عدم وجود اقتدار و اعتماد به نفس در مدیر عامل شرکت، می‌تواند تبدیل به جدی‌ترین عامل برای زمین خوردن و حتی ورشکستگی کامل شرکت شود.

 

منبع:مجله موفقیت-فرامرز کوثری

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

abdo_61

abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 36476
محل سکونت : ایران زمین
دسترسی سریع به انجمن ها