عضویت العربیة English
امام على علیه‌ السلام: فاطمه علیها السلام، همواره مظلوم و از حق و میراث خود محروم بود. امالى طوسى، ص 155

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
شنبه 14 فروردین 1395  02:35 ب.ظ




شعر مولانا,اشعار عاشقانه,اشعار عاشقانه مولانا

 

 

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش   

مستانه شد حديثش پيچيده شد زبانش

گه می فتد از اين سو گه می فتد از آن سو

آن کس که مست گردد خود اين بود نشانش

چشمش بلای مستان ما را از او مترسان

من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه

برجه بگير زلفش درکش در اين ميانش

انديشه ای که آيد در دل ز يار گويد

جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش

آن روی گلستانش وان بلبل بيانش

وان شيوه هاش يا رب تا با کيست آنش

اين صورتش بهانه ست او نور آسمانست

بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش

دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد

پس اين جهان مرده زنده ست از آن جهانش

مولانا -

ali_81

ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 5388
محل سکونت : اصفهان
zahra_53 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها