عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

برای آمدنت بی قرارم... *⚜♥یاابن.الزهرا♥⚜

برای آمدنت بی قرارم... *⚜♥یاابن.الزهرا♥⚜
چهارشنبه 18 فروردین 1395  08:01 ب.ظ

یا صاحب الزمان ...
●●●▬▬▬ஜ از طرف بنده و منتظران ظهور فرج به خدمت شما ؛ یاابن الحسن ஜ▬▬▬●●●

 



الان میدونم اگر این پست طنز بود تا آخرش میرفتین اما خیلی ها حوصله نمیکنن کامل بخونن متن رو... این پست رو زدم برا بچه هایی که این عصر ، دلشون گرفته و میگیره ، میتونستن برن بیرون ولی ترجیح دادن بمونن تو راسخون.. دلشون برا آقاشون تنگه.. حس میکنن یه چیزی تو زندگیشون کمه.. متن رو بخونید و چندتا نماهنگ و سخنرانی کوتاه بعدش رو گوش کنید.. اگر چشماتون بارونی شد ، فقط برای ظهورش دعا کنید ، همین... چیز دیگه اے نمیخوام... برا امام زمانت وقت بزار تورو خدا...یا علی

آقاجان...
سلام مهربانم ...*
♥♡ قلب ♡♥ پاره پاره ام بهانه می گیرد...
جوابش با خودت... من دیگر نمی توانم پاسخگوے بیچارگی اش باشم...
حواله ام نکن به این در و آن در *جز.تو.درے.نیست جز تو گشایشی نیست...
ای به فداے دل تنهاے تو.. "چقدر کم هستم" ... چقدر براے "فداے تو شدن" کم هستم..
*مرا_ببخش که حتی لایق به فداے تو شدن هم نیستم ای تو نزدیکتر از نزدیکان..دوریت داغ بزرگیست...

*آقاجان...
1180 و اندے بهار و خزان گذشت و *نیامدے. سالهاست نگاهم پشت پنجره اے ک متعلق به فرداست قاب گردیده و گرد و غبار هجران بر آن سایه افکنده...

عمری است که برای آمدنت بی قرارم... *⚜♥یاابن.الزهرا♥⚜ ، ببـین از فراقت سخت بارانیم. ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند...

*آقا جان! حیف نیست *ماه_شب_چهارده پشت ابرهاے تیره و پاره پاره پنهان بماند ، حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد؟

بیا و قرار دل بیقرارم شو. بیا و صداقت آینه را ب زلال آبی نگاهت پیوند بزن. بیا تا سر ب دامانت بگذارم و عقده هاے چندین ساله ام را باز کنم. تو که *معنای_سبز_لحظه_هایی بیا ؛ تو که ترنم الطاف حق تعالی ای بیا . بیا که از هجرت چون اسپندے بر آتشم...

*یوسف_فاطمه...

کی طنین دلنواز ⚜انا_بقیه_ا...⚜ تو از *کعبه مقصود ، جانها را معطر می نماید؟

کی کعبه ، به خود می بالد و *زمین بر قامت دلربایت طواف *عشق می گذارد و جان در سعی و صفاے نگاه تو محرم می شود و مناسک حج و قربان را بجاے می آورد؟

برای *آمدنت تمام دلهاے عشاق دنیا را به ضریح چشمهاے قشنگ و عباس گونه ات گره زده ایم و در مراسم اعتکاف شبهاے فراق برای گرفتن حاجتمان دست به *دعا برداشته ایم. آقا جان براے آن لحظه که *سبز.پوش با پرچم *یالثارات_الحسین در انتهاے افق غبارے بپا می شود و شما با ذوالفقار حیدر و سوار بر اسب سفید قصه ها می آیی ؛ لحظه ها را بدست باد می سپارم...

بگذار صادقانه بگویم که *کهانسالترین_آرزوی_دلم-آرزوی_وصال_توست!

*نازنینم! تو زیبا ترین دلیل برای شبهاے قدر و شب زنده داری هاے منی تو ضیاعین و دلیل امّن یُجیب منی ...

*آقاجان! می خواهم برایت قصه بگویم . قصه *سیب و *گندم و مردے که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده ، قصه خوشه خوشه انتظار و چشمانی که درو میکنند ، قصه *باران و سطرهایی که *دلواپس پونه هاست ، قصه اسب و خیال آمدن تو در *باران ، قصه هایی که مشق هر شب من است...

کاش می شد واژه ها را شست و ♥انتظار♥ را تفسیر کرد ولی افسوس...

میدانی مرز *انتظار کجاست!؟ آنجا که *قطره_اشک منتظر سدے از دلواپسی ساخته و *قطره_قطره انتظار را ذخیره می کند ، آنجا که وجودش چون جرعه اے آب از تشنه ای رفع *عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر *شیعیان ما ، مرا به اندازه قطره اے آب بخواهند هر لحظه *ظهور من نزدیکتر می شد..

حس می کنم نزدیکی آنقدر *نزدیک که با آمدن یک *نسیم تو را *احساس کرد و بویید...

خوب می دانم که آخر دل *سنگ و *طلسم نحس قصه را می شکنی و آنگاه *زمان وصل و جان نثارے می رسد..

پس بیا از پس کوچه هاے انتظار ، بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند ، بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو *بغض چندین ساله ام، بیا که غزلهایم *مضمون ندارند و مثنوے *عشق نا تمام است...

محبوبم! هر روز که میگذرد بیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود. ♥عشق♥ تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو *حک گردیده و کنون ای *بهار_عشق! می ترسم از خزان عمر ؛ ترسم از ندیدن است بگو که تا *خزان من آیا فرصت *بهار دیدن است؟

یابن الزهرا! "لیت شعرے أین استقرت بک النوی"... کاش میدانستم که کجا و کی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت...

*بنفسی_أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به *انتظارت خواهم ماند و لحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم و سکوت ثانیه ها را به ازای فریاد *زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصالت...

*آقاجان! در وادے *انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون *شمع ذره ذره آب می گردد. کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای *فاطمه(س) کی می آیی؟

✅ کی می آیی که کران تا *بیکران دلم را برایت چراغانی کنم و چشمانم را *فرش قدومت نمایم؟

✅ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست و ♥قلبم♥ جویبار اشکهایی که هر روز و شب برای *فراق تو ریخته می شوند...

✅ به فدای نخ آن شال سیاهت ... به فدای رخت ای ماه بیا !

*یاس_سفیدم! بیا که با ظهورت آیه "والنهار اذا تجلی" تأویل گردد... بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده و فریاد العطش برآورده ، بیا تا از نرگس چشمانت عطرے برای سجاده ام بگیرم... بیا و مرا زائر شهر قاصدکها کن ، بیا...

دلم برای *ورود هر عشقی غیر از ♡عشق♡ تو بن بست است و دیده ام جز برای *فراق تو نمی بارد. بیا ک هجر تو آیه "ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید..

*آقاجان! بحق *کوچه و *چادر خاکی بیا ، بیا که *سید.علی ما تنهاست و چاهی ندارد که غصه هایش را با او در میان بگذارد. بیا و رأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر *یاس سرگردان کوچه هاے هاشمیند..

*ای_پیداترین.پنهان.من! تا تو بیایی مروارید چشمانم را برای سلامتیت *صدقه می دهم و برای آمدنت روزه *سکوت می گیرم و با جام وصال تو افطار می نمایم. نذر کرده ام که بیایی تا جان *شیرین را فرش قدمهایت نمایم. پس بیا که نذر خود را ادا کنم...

*ای_آفتاب_عمر! تا تو بیایی *انتظار را قاب میکنم و بر لوح دلم می کوبم. فریاد را حبس می کنم و به سکوت اجازه حضور می دهم. در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم و سر به دوش *هجران می نهم و براے آمدنت دعا می کنم. به امید آن روز هزار و صد و هشتادمین شمع را روشن می کنیم و منتظرت می مانیم..

اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه...

*مهدے.جان ، کاش می شد انتظار منتظر ب پایان رسد و هوا میزبان یاس ها ونسترن ها خاک پاے مهدے زهرا شود...

*مهدے.جان ، کاش می شد که در این دیار غربت و میان موج غمها به سکوت سرد و سنگین رخصت خاتمه می داد..

*مهدے.جان ، به خدای کعبه می سپارمت و سبد سبد نرگس و یاس چشم براهت میکنم..

*مهدے.جان ، کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوے و برای فرج دعا کنی ...

*مهدے.جان ، کاش می شد دیده ناقابل ما فرش گیسوے تو می شد......

*مهدے.جان ، کاش می شد جمعه ما شاهد ابروے زیباے تو می شد...

*مهدے.جان ، کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد...



▼ پی نوشت ها :

₪ خودمان را کشتیم کلیپی بارگذاری کنیم ، که نشد... کلی هم زحمت کشیدیم ولی قسمت نبود !
₪ آقـــا جـــان... نـیـاز کــه "تــــــــــــــــو " بــاشـــی تـمـام ِ مــن مـی شـود " نیازمـنــــدیـهـــــا "... !
₪ مجنون شده ام ، از بهر خدا... ز آن زلف خوشت ، یک سلسله کن...
₪ اللهم عجل لولیک الفرج بحق حسین علیه السلام . . .
₪ مهربانم! عالم از توست غریبانه چرا میگردی؟
₪ آقا جان ، خوهشا بیا

منبع : سایت افسران جوان جنگ نرم

 

.... ..

                      

rezamzd

rezamzd
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1842
محل سکونت : تهران
nazaninfatemeh تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها