عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

غلام سفید

غلام سفید
جمعه 20 فروردین 1395  03:22 ب.ظ

 وقتی که امیرالمومنین (علیه السلام) او را از بازار برده فروشان به 150 دینار خرید، (1) شاید انتخابی کرد برای روز واقعه تا سیاهان هم سهمی در دفاع از خاندان عترت داشته باشند. شاید در چهره ی سیاه و نه چندان زیبای «جون»، وفاداری با اصل و نسب ترین بندگان آزاد را دیده بود. او یک غلام آزاده خرید تا به همه ثابت کند که رنگ و قوم و نژاد ملاک برتری نیست.


«جون» به ابوذر بخشیده شد. در تمام مدت عمر ابوذر، غلامی وفادار ماند و حتی وقتی او را به ربذه تبعید کردند هم با او رفت. پس از مرگ ابوذر، به مدینه برگشت و غلام علی (علیه السلام) شد و بعد غلام امام حسن (علیه السلام) و در آخر هم شد غلام و همراه حسین بن علی (علیه السلام). همه جا با او بود و آماده به خدمت. وقتی امام حسین (ع) مدینه را به قصد کوفه ترک کرد، او هم با کاروان همراه شد. یک همراه ثابت قدم.

ظهر عاشورا، بعد از شهادت عمرو بن قرطه، به محضر امام رسید و اذن جهاد خواست. امام (ع) به او فرمود: «تو آزاد هستی. اجازه داری بازگردی؛ زیرا تو تابع ما شدی تا به رفاه و آسایش برسی. حالا به بلای ما مبتلا مباش.» (2)

اما جون مرد میدان بود و آزاده. آزادی را چیزی جز با حسین (ع) بودن نمی دانست. به همین خاطر در جواب امام (ع) گفت: «ای پسر رسول خدا (صلوة الله علیه)، تا در رفاه و آسایش بودید، روزی خور شما بودم و به نعمت های شما پرورش یافتم. حالا که هنگام سختی و بلا و مصیبت است تو را تنها بگذارم و برگردم؟ هرگز ... . به خدا قسم بوی جسد من مکروه و بد است و حسب و نسب من تباه و فرومایه و رنگ بدنم سیاه. پس بر من اجازه ی یاری بده و بر من منت بگذار و بهشت را به من هدیه کن تا بویم خوشبو و رویم سفید و نسبم شریف شود. به خدا قسم هرگز از شما دوری نمی کنم و از یاریتان دست بر نمی دارم تا خون سیاه و تباه من با خون های مبارک شما مخلوط شود.» (3)

وقتی امام (ع)، استقامتش را دید، به او اجازه ی میدان داد. هرچند سنش کمی بالا بود و دیگر شور جوانان را نداشت، اما با عشقی که در سینه داشت، مثل جوانان، با رشادت جنگید و عده ی زیادی از سپاه دشمن را هلاک کرد تا اینکه به درجه ی بالای شهادت رسید.

امام حسین (ع) خود را بالای سر او رساند و برایش دعا کرد: «خداوندا! روی او را سفید گردان و بوی او را پاک و خوش عطر نما و او را در زمره ی نیکوکاران محشور کن و میان او و محمد و آل محمد (ص) آشنایی بینداز.» (4)

امام محمد باقر (علیه السلام)، می فرمایند: «وقتی بعد از ده روز بعد از کشته شدن آن بزرگوار، او را برای دفن کردن یافتند، بوی مشک از جسد مطهرش ساطع بود.» (5)

 

 



1.      http://www.fetrat.com/WFM_News.aspx?FLD_ID=2081
2.      محن الابرار، ترجمه و شرح مقتل علامه مجلسی، فصل ششم، ص882
3.      همان، ص 883
4.      همان، ص 885
5.      همان، ص885

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59296
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها