عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

فرزند جبیب و امام سجاد (علیه السلام)

فرزند جبیب و امام سجاد (علیه السلام)
پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395  06:18 ق.ظ

فرزند جبیب و امام سجاد (علیه السلام)

http://file.tebyan.net/a433b6090c/43327619205092465883_thumb.png

حماد بن حبیب كوفی گوید: سالی به قصد حج بیرون رفتم همین كه از منزلی به نام زباله كوچ كردیم، بادی ‏سیاه و تاریك وزیدن گرفت؛ بطوری كه قافله را از هم پراكنده ساخت و من در آن بیابان سرگردان ماندم. پس ‏خود را به دره‌ای خالی از آب و گیاه رسانده، در پس درختی پناه گرفتم چون تاریكی شب مرا گرفت، جوانی ‏به سوی من می‌آمد كه جامه‌های سفیدی بر تن داشت و بوی مشك از او به مشام می‌رسید با خود ‏گفتم: این شخص باید یكی از اولیا خدا باشد پس ترسیدم اگر او متوجه حضور من شود به جای دیگر برود؛ ‏از این رو تا توانستم خود را پنهان كردم جوان مهیای نماز شد و نخست چنین گفت: « یا مَن حاز كلَ شیء ‏ملكوتاً و قهَر كلَ شیء جبروتاً صل علی محمد و آل محمد و اولِج قَلبی فَرح الاقبال علیك و اَلحِقنی بمیدان ‏المطیعین لك » ای آن كه به ملك و ملكوت دست یافتی و بر هر چیزی با قهر و غلبه پیروز گشته‌ای، بر ‏محمد و آل محمد درود فرست و دلم را از شادی روی آوردن به پیشگاهت آكنده نما و مرا به جمع پیروان ‏خود رهنمون شو.

و آن گاه وارد نماز شد. چون دیدم كه اعضای او آرام گرفت، برخاستم و در همان مكانی كه آماده نماز شده ‏بود رفتم دیدم چشمه ای آب می‌جوشد من نیز آماده شدم و پشت سرش ایستادم دیدم گویا محرابی برای ‏من مجسم شد و در حال نماز می‌دیدم كه هر وقت به آیه ای می‌رسید كه در آن وعده و وعید و بیم و ترس ‏بود، با ناله و سوز آن را تكرار می‌كرد چون تاریكی شب پایان یافت، از جای خود برخاست و گفت: « یا من ‏قصد الضالون فاصابوه مرشدا، و أمه الخائفون فوجدوه معقلا و لجأ الیه العابدون فوجدوه موئلا، متی راحة من ‏نصب لغیرك بدنه و متی فرح من قصد سواك بهمته، الهی قد تقشع الظلام و لم اقض من خدمتك وطرا... ‏صل علی محمد و آل محمد و افعل بی أولی الامرین بك، یا ارحم الراحمین » ای آن كه چون جویندگان آهنگ ‏او كردند، وی را راهنما یافتند و چون بیم ناكان به او روی آوردند، مأوایش دیدند و هنگامی كه پرستش ‏كنندگان به او پناه آورند او را پناهنده یافتند؛ آسودگی كسی كه خود را برای جز تو كاهید، چه زمانی است ‏و شادمانی اندوهناكی كه برای یافتن جز تو كمر همت بست، چه وقت است؟ بار پروردگارا، شب رو به پایان ‏است اما هنوز بخشی از تكالیف خود را نسبت به تو انجام نداده ام؛ بر محمد و آل محمد درود فرست و آن ‏چه را كه شاسته آنم برایم انجام ده ای مهربان‌ترین مهربانان.

بسیار نگران شدم كه مبادا او از نظرم ناپید شود و امرش بر من پوشیده ماند پس محكم او را گرفتم عرض ‏كردم: تو را سوگند می‌دهم به كسی كه ملال و خستگی و رنج و تعب از تو بر گرفته و لذت رهبت را در كام ‏تو نهاده، بر من رحمت آور و مرا در جناح مرحمت و عنایتت جای ده كه من در این بیابان گم شده ام و ‏آرزومندم كه به كردار تو روم و به گفتار تو شوم.

فرمود: اگر توكل تو از روی صدق و راستی باشد، گم نخواهی شد، لیك به دنبال من باش.

پس به كنار همان درخت آمد و دست مرا گرفت، من نیز چنان كه راه می‌رفتم چنین به نظرم رسید كه زمین ‏در زیر قدم هایم حركت می‌كند همین كه صبح طلوع كرد به من فرمود: بشارت باد تو را كه این جا مكه ‏معظمه است.

با شنیدن صدای ضجه حجاج، به آن جوان عرض كردم، تو را سوگند می‌دهم به آن كه امیدواری به او در روز ‏قیامت، تو كیستی؟

فرمود: اكنون كه سوگند دادی، من علی بن حسین بن علی بن ابی طالب هستم.(1)‏

‏1- الخرایج و الجرایح ج 1، ص 266؛ منتهی الامال، ج 2، ص 11

 

a433b6090c

a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 13412
محل سکونت : خراسان جنوبی
دسترسی سریع به انجمن ها