عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

اعداد، میراث ماندگار فرهنگ عامه

اعداد، میراث ماندگار فرهنگ عامه
یک شنبه 5 اردیبهشت 1395  11:23 ب.ظ


 

 

اعداد، میراث ماندگار فرهنگ عامه

 

توجه به اعداد و قائل شدن ویژگی‌های غیركمی برای آنها، سابقه دیرین در زندگی بشری دارد. در بسیاری از فرهنگ‌ها همچون فرهنگ بابلی، هندو، فیثاغورثی و... اعداد، اصل و بنیان جهان عینی محسوب گردیده و هماهنگی نهفته در عالم به شمار می‌روند.

در پی این موضوع، بابلیان و فیثاغورثیان همواره سعی داشتند كه با فراموش‌نكردن عددی، آن را نرنجانند. همچنین فیثاغورث و یارانش اعتقاد داشتند كه همه نمودهای جهان، چه زمینی و چه آسمانی بازتابی از اعداد هستند. این اعتقاد توسط برخی نو فیثاغورثیان اینچنین بیان شده است كه «هر چیز كه بتوان آن را شناخت، عدد دارد. زیرا ممكن نیست كه بتوان بدون عدد چیزی را درك كرد یا شناخت.»

از نظر افلاطون نیز اعداد مظهر هماهنگی عالمند و از نظر ارسطو، عدد منشأ و جوهر همه چیز است. همچنین در فلسفه یونانی، برای اعداد، جنیست قائل می‌شوند.

امروزه نیز با جستجو در اكثر جنبه‌های زندگی بشری، نمونه‌های بسیاری از این قبیل می‌توان یافت كه در آن، اعداد علاوه بر ارزش كمی، از جایگاه و ویژگی كیفی و معنوی نیز برخورد می‌باشند. به طوری كه وجه كمی آنها در پس این خصلت، فراموش شده و ویژگی، ارزش و جایگاه متفاوتی به خود گرفته و اعتقاد، رفتار و عملكرد مردم را تحت تاثیر قرار می‌‌دهند.

قائل‌شدن خصلت‌هایی همچون «مقدس»، «خوش‌یمن»، «بدیمن»، «نحس» و از این قبیل، عمومی‌ترین و برجسته‌ترین مواردی است كه به اعداد نسبت داده می‌شود. به عبارتی دیگر در حوزه فرهنگ و باور عامه، اعداد به 2 دسته خوش‌یمن (مقدس) و بدیمن (نحس) تقسیم می‌شوند كه براساس این باور، دسته اول باعث خوش‌شانسی شده و دسته دوم بدشانسی به همراه دارد. مثلا نزد مسیحیان عدد 4 و 7 مقدس و در مقابل عدد 6 منفور شمرده می‌شود. در پی این موضوع، عدد 666 عدد بدیمنی در میان مسیحیان است و حتی آن را نماد شیطان می‌دانند. بابلی‌ها و ایرانی‌ها، 60 و مضارب 60 را ترجیح می‌داده‌اند. در آیین مانوی عدد 5 و سپس 7، كمال اهمیت را دارد. در چین «8» عدد شانس مردم است. تا بدانجا كه اساس بسیاری از برنامه‌ریزی‌های مردم این كشور قرار می‌گیرد. علاوه بر عدد 8، چینی‌ها به اعداد 6، 7 و 9 هم علاقه‌مندند و از اعداد 4، 3 و 1 می‌پرهیزند. همچنین در این كشور و تایوان به دلیل شباهت تلفظ عدد 4 به كلمه «مردن»، نحس و منفور است. از این‌رو، در بیشتر هتل‌ها، طبقه یا اتاقی با شماره 4 ساخته نمی‌شود و حتی در چینش صندلی اتوبوس‌ها نیز، صندلی با شماره 4 وجود ندارد. یا در بیشتر كشورها نسبت به عدد 13 دیدگاه‌ها و باورهای منفی وجود دارد و آن را عدد نحسی می‌دانند. یا در باور مردم سنندج، عدد 46 بسیار نحس و منفور است. به طوری كه برخی از ساكنان این شهر كه پلاك منزلشان46 است اقدام به تعویض آن می‌كنند و حتی این باور بر قیمت خودرو، سیمكارت و دیگر كالاهایی كه دارای شماره 46 است، تاثیر منفی گذاشته است.

در میان این اعداد، 13 فراگیرترین و آشناترین عددی است كه در ایران و اكثر كشورهای دیگر نامیمون و نحس شناخته شده و افراد همواره از آن دوری می‌جویند. مثلا در ایران اگر از برخی كوچه پس كوچه‌های قدیمی گذر كنیم، هنوز پلاك‌های 1+12 را خواهیم دید كه ساكنانشان برای در امان ماندن از نحسی عدد 13، آن را جایگزین عدد واقعی پلاك كه 13 است، كرده‌اند و حتی برخی با وحشت از جادوی عدد 13، در هنگام شمارش، با گفتن واژه «زیاده» از آن می‌گذرند و جالب این‌كه هواپیماهای بسیاری از شركت‌های هواپیمایی نیز به مانند شركت هواپیمایی هما، با توجه به این باور، صندلی ردیف 13 ندارد! و از سوی دیگر، نامباركی و نحسی این عدد در باور مردم، زمینه‌ساز مراسم سیزده به در گردیده است كه در پی این اعتقاد، برای رهایی از شر آن، به دامان طبیعت پناه برده و نحسی 13 را با خوشگذرانی، خوشگویی و خوش‌خوری به در می‌كنند، تا شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتند! (هرچند بسیاری با رد این بحث، معتقدند در فرهنگ ایران هیچ روزی نحس نبوده و همه روزها مقدس و مبارك می‌باشند. و پناه بردن به دامن مام طبیعت را مربوط به الهه باران می‌دانند كه روز سیزدهم فروردین به آن متعلق است)‌.

در هم ریختن زمین و آسمان بعد پایان 12 هزار سال و شروع آغازه هزاره 13 در اساطیر ایران، اعتقاد به حضور 13 نفر بر سر سفره آخرین غذاى حضرت عیسى (شام آخر) و مصلوب شدن مسیح در پی خیانت یكى از آنان، گرفتارى حضرت مسیح در روز سیزدهم ماه در مسیحیت و... نمونه‌های دیگری دال بر این باور است.

در مقابل این اعداد، اعدادی به مانند 7 و 40، از جمله اعدادی هستند كه با تصور هاله‌ای از تقدس و تبرك برای آنها، در اكثر جوامع و فرهنگ‌ها، از ارج و منزلت خاصی برخوردار هستند.

عدد 7 از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده و اغلب در امور ایزدی و نیك به كار می‌رفته است. وجود عواملی مانند تعداد سیاره‌های مكشوف جهان باستان و همچنین رنگ‌های اصلی (زرد، آبی، نارنجی، سرخ، بنفش، سبز و نیلی)، بازگوی رجحان و جنبه ماوراء‌الطبیعی این عدد گردیده و این امر در فرهنگ مردم ایران مانند بسیاری از فرهنگ‌های جهان به طور برجسته‌ای نمایان است. طبق نظر ریاضیدانان «عدد 7‌ كه‌ جمع‌ اعداد 3‌ و 4 است، به‌ سبب‌ شكل‌ هندسی‌ مثلث‌ و مربع‌ كه‌ اشكال‌ همگن‌ و كامل‌ به‌ شمار می‌آیند، نمایانگر كمال‌ و به‌ شكلی‌ نمادین، به‌ مفهوم‌ كثرت‌ و تكامل‌ است.»

اگر چه «سومریان، قدیمی‌ترین قومی هستند كه به عدد 7 توجه داشتند» اما در سابقه تمامی جوامع و اقوام این توجه به اشكال مختلف قابل بررسی است. در سال 1889 میلادی درخصوص شیوه شمارش در میان قبیله‌ای از «تورس» مطالبی در كتاب یك جهانگرد آمده كه علاوه بر ارائه اطلاعاتی در خصوص شیوه شمردن در آغاز شكل‌گیری مفهوم عدد، تا حدود زیادی تقدس و برداشت معنایی«بسیار و تكامل» را از عدد 7 تصدیق می‌كند: «آنها برای شمردن، فقط از 2 واژه «یك» و «دو» استفاده می‌كردند. مثلا برای عدد 3 می‌گفتند «دو و یك»، برای 4 «دو و دو»، برای 5 «دو و دو، یك» و برای 6 «دو و دو و دو». ولی برای عددهای بزرگ‌تر از 6 می‌گفتند «خیلی». بعدها كه برای عددهای بزرگ‌تر هم نامی در نظر گرفتند برای عدد «7» از همان واژه قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده كردند. عدد 7 كه سده‌های متوالی برای آنها ناشناخته بود، اندك‌اندك به صورت عددی مقدس درآمد. وقتی كه مصری‌ها، بابلی‌ها و دیگر امت‌ها توانستند پنج سیاره نزدیك‌تر به خورشید را بشناسند، با اضافه كردن ماه و خورشید، به عدد 7 رسیدند و این بر تقدس عدد 7 افزود.»

علاوه بر آن در نزد مصریان،7، نماد زندگانی جاودان و ابدی بوده و به همین دلیل حرف Z كه چیزی جز دو 7 نیست، گرامی می‌دارند، در اندیشه‌های بودایی، 7، عدد صعود و عروج به بالا و دستیابی به مركز است. در فرهنگ میترایی، غار میترا 7 در و محراب دارد و روی برخی نقوش برجسته مهرپرستی 7 سرو دیده می‌شود و درجات تشرف به این آیین، 7 مرحله است. در یونان باستان، اسطوره‌ای با نام 7 خدای، در ذهن مردم نقش بسته است و در اندیشه‌های فیثاغورسی، 7 عدد كیهانی و شامل 3 آسمان و 4 جهان است. زمین نزد اهل هند 7 طبقه است كه آن را سپت تال می‌گویند و برای هر یك نامی دارد. در ماه عربی 7 روز را نحس می‌دانند و به كاری مهم دست نمی‌زنند.

تورات نیز 7 را به عنوان عدد تمام و كامل می‌داند. در تورات نقل است كه «7 نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند» و به نظر مسیحیان فرقه كاتولیك كه هفت عددیست در نهایت تمامیت و كمال، 7 نوع شادی، 7 گناه كبیر و 7 پیمان و غسل مقدس، 7 افتخار در تاریخ مریم عذرا، شعائر هفتگانه و... وجود دارد. 7 معجزه از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذكر كرده و در این كتاب، از 7 روح پلید صحبت شده است.

در اسلام و قرآن نیز تقدس و عظمت عدد 7 بحثی عمیق است. «در اندیشه‌های اسلامی، نخستین عدد كامل، 7 است» قرآن را به روایتی «7 سبعه» نامیده‌اند و آن را شامل 7 بخش و 7 موضوع می‌دانند (وعد، وعید، وعظ، قصص، امر، نهی و ادعیه)، اولین سوره قرآن (سوره الفاتحه) 7 آیه دارد و لقب «سبع المثانی» دارد و با مراجعه به سوره‌هایی همچون بقره، یوسف، بنی‌اسرائیل، فصل، كهف و... عظمت و ارزش عدد 7 را درمی‌یابیم. «آیات بسیاری در قرآن می‌توان یافت كه همه نشانگر آفرینش آسمان‌ها، زمین و استواری آنها بر عدد 7 و نشانگر عدم تغییر و تبدیل در آفرینش الهی و دلیلی هم بر تقدس كمال این عدد است: آسمان و زمین در این جهان و بهشت و جهنم در جهان آخرت، 7 طبقه دارد. گناهان اصلی 7 عدد است؛ برای پیروان محمد(ص) آخرین مكان عروج، آسمان هفتم محسوب می‌شود. علاوه بر اینها، مواردی چون 7 ملك (= فرشته، موكل برآنند)، 7 قبله، 7 بار طواف دور كعبه، قرار گرفتن 7 عضو بدن هنگام سجده نماز، پاك شدن اشیاء ناپاك با 7 بار شستن، 7 عضو اصحاب كهف، 7 نفر قاری قرآن معروف در اسلام، 7 نفر مردان خدا، 7 عنصر صحیح جهت تیمم، 7 مكان ممنوع برای نماز، 7 غسل واجب، 7 عامل باطل‌كننده وضو، 7 چشمه در بهشت، 7 آتش در جهنم، 7 سال خشكسالی و 7 سال فراوانی به عنوان تعبیر 7 گاو لاغر و 7 گاو چاق در خواب فرعون، 7 قدم پشت میت راه رفتن، 7 مرتبه صلوات، 7 قل هوالله در سنت مسلمانان و... از دیگر نمودهای حضور این عدد در اسلام می‌باشد و حتی طبق نظری، «7 با نقطه اوج عمر كه 63 (9×7) یا (7 ـ 70) باشد ارتباط پیدا می‌كند. 63 سنی است كه پیامبر اسلام در آن سن وفات یافت. تركمن‌های ایران وقتی به سن 63 سالگی می‌رسند مراسم خاصی برپا می‌كنند».

و درخصوص دین زرتشت (به عنوان مذهب قبل از اسلام ایرانیان) نیز به عمیق‌ترین و گسترده‌ترین شكل، تقدس عدد 7 وجود دارد. در این آیین و مذهب، آداب و رسوم و اعتقادات فراوانی وجود دارد كه نشأت گرفته از همین جایگاه و ارزش است. «آیین‌هایی مثل «7 سین» نوروزی كه بسیاری 7 سیاره (7ان) را در امر تقدس این عدد موثر دانسته و گمان بر این دارند كه اگر كسی هر7 را در اختیار داشته باشد، نظر لطف هر 7 سیاره را به خود جلب كرده و خوشبخت می‌شود» و گروه كثیری نیز آن را نشات گرفته از جایگاه ارزشمند 7 امشاسپند در این آیین می‌دانند.

در این دین و فرهنگ، باور به 7 امشاسپند و 7 عامل شر (سردیوان)، 7 صفت اهورا مزدا و 7 آتشكده مقدس و 7 ستاره و 7 آسمان (پرده 7 رنگ نیز كنایه از آسمان است)، 7 پایه آسمان، 7 جشن پارسایی، 7 اقلیم، 7 كشور، 7 دریا، 7 كوه، هفتاد و 7 سال عمر زرتشت، 7 شبانه‌روز بودن وجود زرتشت در خرد اهورا مزدا وجود داشته و 7 سالگی را سن گذر از كودكی می‌دانند. و در سمبل فروهر 7 رمز وجود دارد.

در طالع‌بینی آریایی، در معرفی این عدد چنین آمده كه: «عدد 7، نماد و جوهره از خودگذشتگی، اخلاق‌مداری، اشراق و شفقت، پاكی، روشنایی، ذات منزه آفریدگار، نیروی آفرینش و جهان هستی و معنویت است. عدد سحرآمیز 7، همگام با تحركات هستی است و خرد را پیروز می‌كند. و هر كسی طالعش تحت تاثیر عدد 7 باشد آن را خوش‌یمن می‌داند...»

با تورق تاریخ اساطیر نیز به موارد بسیاری از تجلی این عدد برمی‌خوریم. در تاریخ اساطیر ایران می‌خوانیم كه مشیه و مشیانه (به عنوان نخستین زوج آدمی)، 7 جفت فرزند به دنیا می‌آورند و برای ادامه نسل بشر هر كدام روانه یكی از 7 كشور می‌شوند، هفتمین آفریده مقدس و نیك هرمزد، آتش است كه درخشش او از روشنی بیكران هرمزد است یا در داستان مسافرت ایشتر (الهه آفرینندگی و باروری) به زیرزمین، روایت است كه این الهه برای رسیدن به زیرزمین از 7 دروازه عبور نمود و موارد دیگر: «هفت‌گونه خط دبیری كه اهریمن پنهان كرد ولی تهمورث آشكار ساخت» ( صفی‌زاده، 1383: 167)، بنا نهادن 7 كاخ در بالای كوه البرز توسط كیكاوس پس از یافتن فرمانروایی مطلق بر 7 كشور و تمامی دیوان و آدمیان، كشته‌شدن زرتشت در سن هفتاد سالگی (مشتق عدد 7)، 7 گنج و عجایب هفت‌گانه بارگاه خسرو وپرویز كه در هاله‌ای از اسطوره است.

در ادبیات ایران (مكتوب و شفاهی) نیز این مساله قابل تعمق است. اكثر شاعران و نویسندگان به آن توجه خاصی نشان داده‌اند، تا بدانجا كه در همه افسانه‌ها، قصه‌ها و دیوان اشعار به این عدد برمی‌خوریم. شاعرانی چون فردوسی با «7‌خوان رستم»، «7 خوان سهراب»، «7 پهلوان» و داستان «هفت‌واد»، نظام گنجوی با «7 پیكر»، امین احمد رازی، با «7 اقلیم»، جامی با «7 اورنگ»، هاتفی خرجردی با «7 منظر»، محتشم كاشانی با «7 بند»، عطار نیشابوری با «مراحل 7گانه سیر و سلوك» و «7 شهر عشق» (7‌ شهر عشق‌ را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم‌ یك‌ كوچه‌ایم‌)، جامی با «7 مثنوی»، فردوسی «با 7 كتاب شاهنامه»، خواجه عبداله‌انصاری با «7 حصار»، دكتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی با «آسیاب 7 سنگ»، «كوچه 7‌ پیچ»، ‌«اژدهای 7 سر»، «زیر این 7 آسمان»، «سنگ 7 قلم»، «نای 7 بند» و...

علاوه بر آن در امثال و كنایات عامیانه نیز به وفور «7» جلوه‌گر است. كه اكثر به معنی كثرت و فراوانی است: «7 قلم آرایش» (= «هر 7 كرده»، «7 ونه»، «7 رنگ»)، كنایه از «آرایش بسیار و فراوان»، «فلانی 7 جان دارد»، «7 كفن پوساندن»، «7 بار گز كن یك بار پارچه كن»، «گربه 7 بار جای بچه‌هایش را عوض می‌كند، «7 كوه در میان»، «7 دریا سبو نمی‌دارد»، «كار 7 ملا كردن»، «7 پادشاه را خواب دیدن»، «7 قرآن در میان»، «7 درویش بر گلیمی بخسبند ولی دو پادشاه در اقلیمی نگنجند»، «7 بخت یا 7 بختان»، «7 خانه به یك دیگ محتاج شدن»، «7 پشت»، «7 كچلان» (كنایه از عائله‌مندی) و... نمونه‌هایی از این مقوله است در آنها 7 معنای فراتر از رقم «7» گرفته و به مفهوم بسیار و كمال نمود می‌یابد و این نظر كه سفره «7 سین» در ابتدا «7 چین» بوده است، نیز برگرفته از همین برداشت معنایی و به معنی «بسیار بچین» است.

آداب و رسوم و اعمال و باورداشت‌های بسیاری نیز در بین ایرانیان رواج دارد كه ارتباط عمیقی با عدد 7 دارد كه مهم‌ترین آن «سفره هفت‌‌سین» است كه در هاله‌ای از تقدس و رمز و راز، از گذشته‌‌های بسیار، میهمان خوان نوروزی ایرانیان است.

عدد 40: نماد كمالیت و تمامیت است. در تایید این موضوع، در كتاب «آیین‌های گذر در ایران» آمده است كه: «عدد 40، عدد كمال و مقدس است: به چله نشستن درویشان، ریاضت 40 روزه صوفیان، چهلم فوت (اربعین)، چهلم تولد كودك، چله تابستان و چله زمستان، 40 سالگی (سن كمال فكری انسان) سن انبعاث پیامبر(ص)‌ و این‌كه حضرت یونس، 40 سال در دل ماهی ( نهنگ) بود تا پالوده و پاك از كام او بیرون آمد» و هزاران مورد دیگر نمودهایی از جایگاه این عدد است.

آنا كراسنولسكا (Anna krasnowolska) ، پژوهشگر لهستانی درخصوص وجود دوره‌های خاص 40 روزه در زندگی افراد می‌نویسد: «... در آیین‌های خانوادگی، چله دوره 40 روزه‌ای است كه شخص و موجودیت او با یك وضع مهم و حساس برخورد پیدا می‌كند. این مواقع عبارتند از: تولد، ازدواج یا مرگ. طی مدت 40 روز بعد از هر یك از این مراحل، شخص و خانواده‌اش به طور خاصی آسیب‌پذیر می‌شوند و در معرض حمله ارواح شیطانی قرار می‌گیرند. این به معنای یك دوره اغتشاش و فترت است كه بعد از هر انتقال به یك مرحله تازه از زندگی اتفاق می‌افتد...»

همچنین دانشمندان مسلمان، بویژه آنان كه مشرب عرفانی دارند؛ به عدد 40 در زمینه خودسازی با دیده اهمیت می‌نگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و كامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تاثیری ویژه، قائل می‌شوند.

عدد 40 در قرآن، روایات اسلامی سمبل آغازین تكامل و كمال، جلوه پختگی است: میقات 40 روزه موسی (ع)، مبعوثی پیامبر در 40 سالگی، اتمام خلقت آدم بعد از 40 صباح، انقطاع وحی بر پیامبر به مدت 40 روز، توقف 40 روز آدم بر كوه صفا و سجده برای خدا، 40 ذرع بودن حریم مسجد. گریه 40 روز آدم(ع) در فراق بهشت، محكوم شدن قوم بنی‌اسرائیل به 40 سال سرگردانی در پی كفران نعمت و پرستش گوساله، برگزاری مراسم چهلم برای مرده در پی قطع علاقه روح با بدن در چهلمین روز وفات و... نمونه‌هایی از اسرار عدد 40 است.

منبع:جام جم

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145726
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂
دسترسی سریع به انجمن ها