عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

لودری که آمبولانس مجروحین شد!

لودری که آمبولانس مجروحین شد!
جمعه 10 اردیبهشت 1395  06:16 ب.ظ

به گزارش تا شهدا؛ شلمچه بودیم. گلوله صاف اومد رو آمبولانس و تیکه تیکه اش کرد. اسماعیل گفت: «حالا با نادعلی چیکار کنیم؟» حاجی گفت: «لودرو بیارید جلو» بعد دست و پای نادعلی رو گرفتند و گذاشتنش داخل بیلِ لودر. حاجی گفت: «تند ببریدش اورژانش، اما با احتیاط! مواظب باشید اذیت نشه!»
 
اسماعیل پرید بالا و پیرمرادی هم ایستاد کنارش. لودر رو بستند به گاز و رفتند تا رسیدند درِ اورژانس. پیرمرادی پرید پایین و رفت تا امدادگرها رو خبر کنه. اسماعیل بازی اش گرفت. بیلِ لودر رو کمی آورد بالا. پیرمرادی و امدادگرها با برانکارد دویدن بیرون.
 
گلوله خمپاره ای خورد نزدیک لودر. اسماعیل حواسش رفت طرف گلوله. پیرمرادی داد زد و دستشو تکون داد. اسماعیل نگاش کرد و بیلو برد بالاتر. پیرمرادی دوباره جیغ زد و دستشو به طرف پایین تکان داد. گلوله ای دیگه به زمین خورد. اسماعیل حسابی قاتی کرده بود. فکر کرد میگه بیلو خالی کن. دسته رو فشار داد. سر بیل، وارونه شد. امدادگر، جیغ زد. اسماعیل یاد نادعلی افتاد؛ که دیگه کار از کار گذشته بود و نادعلی زخمی و خونی مثل گونی ولو شد رو زمین و جیغش رفت به آسمون.
 
اسماعیل ترسید. خواست بپره پایین. پاش گیر کرد به دسته ای و از بالای لودر پرت شد رو زمین. دم در اورژانس شده بود خنده بازار. حالا نخند و کی بخند!

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59296
محل سکونت : تهران
shirdel2 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها