عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

سرباز عراقی که دلش با اسرا بود

سرباز عراقی که دلش با اسرا بود
یک شنبه 12 اردیبهشت 1395  01:01 ب.ظ

در یکی از صحبت هایمان از من راجع به تفسیر المیزان پرسید. من با وجود نداشتن اطلاعات کافی، چیزهایی سر هم کردم و به او گفتم. راستش خجالت می کشیدم یک نفر عراقی، که برایش داشتن تفسیر المیزان جرم محسوب می شد، اطلاعاتی راجع به این کتاب، از من که به راحتی به آن دسترسی داشتم، بپرسد و من نتوانم پاسخی به او بدهم.

به گزارش تا شهدا؛ در تمام این مدت ارتباط مان با محمد، همان نگهبان شیعه ی عراقی حفظ شده بود. هر وقت نوبت نگهبانی او می رسید، همه ی اسرا خوشحال می شدند. محمد برای اسرا خیلی دل می سوزاند و درحد توانش کار بچه ها را راه می انداخت. بعضی وقت ها غذای اضافه می آورد ولی از همه مهم تر، اخبار جبهه و جنگ را برایمان می آورد. معمولاً او فقط با من ارتباط می گرفت و بقیه ی بچه ها بعد از رفتن او اخبار جدید را از من می پرسیدند.

 

یک روز محمد بالای سرم آمد و بعد از احوال پرسی گفت: «تدری اش صایر» یعنی؛ می دونی چی شده؟ گفتم: «لا» یعنی؛ نه! گفت: «بعد اشویه تسقط بصره.» یعنی؛ نزدیکه که بصره سقوط کنه. ایرانیا تا حالا ۷۰ تا هواپیما را از صدام زدند. واقعاً عملیات بزرگی کردند. منظورش عملیات کربلای ۵ بود.

 

بعدش ساکت شد و با حالتی غمگین گفت: «با اینکه ایرانیا توی این عملیات پدر بعثی ها رو درآوردند، ولی توی عملیات قبلی(منظورش کربلای ۴ بود) بعثی ها شما را مثل مرغ جمع کردن و آوردند اینجا.» وقتی می گفت شما را مثل مرغ جمع کردند، حالتی داشت که می خواست بفهماند، از آن عملیات ما خیلی ناراحت است. دلش با ما بود و از شکست ایران در عملیات کربلای چهار که بعثی ها نامش را “حصاد الاکبر”(دروی بزرگ) گذاشته بودند، خیلی ناراحت بود. نگاهی به اطراف انداخت و گفت: «ما اگدر اهوایه احاچیک، خاف  ایشوفونی و ایخابرون علی» یعنی؛ نمی تونم زیاد باهات صحبت کنم؛ چون ممکنه بعثی ها منو ببیند و گزارش کنند. بعد هم رفت.

 

در یکی از صحبت هایمان از من راجع به تفسیر المیزان پرسید. من با وجود نداشتن اطلاعات کافی، چیزهایی سر هم کردم و به او گفتم. راستش خجالت می کشیدم یک نفر عراقی، که برایش داشتن تفسیر المیزان جرم محسوب می شد، اطلاعاتی راجع به این کتاب، از من که به راحتی به آن دسترسی داشتم، بپرسد و من نتوانم پاسخی به او بدهم.

 

گفت: «بالعراق بیع و شری هذا الکتب ممنوع فقط بیع و شری کتب فساد مومشکله» یعنی؛ توی عراق خرید و فروش این کتاب ها ممنوعه و فقط کتاب های فاسد خرید و فروش می شن.

 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59296
محل سکونت : تهران
mehdi0014 shirdel2 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها