عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

کودکی مسأله‌آموز صد پیر

کودکی مسأله‌آموز صد پیر
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395  11:54 ق.ظ

امام موسى‏ بن‏ جعفر علیهماالسلام 20 سال از عمر شریف خود را تحت سرپرستى و نظارت پدر بزرگوار خود سپرى كرد و امام صادق علیه السلام همواره او را سرور فرزندان خود و حجّت بعد از خویش مى‏نامید.


امام كاظم علیه السلام از همان كودكى‏ با سایرین تفاوت داشت و هرگز عمل لهو و لعب از او صادر نمى‏شد، آن چنان حلیم و بردبار و عابد و صالح و امانت‏دار بود كه او را كاظم، عبد صالح، صابر و امین لقب داده بودند.

امام صادق علیه السلام همواره سایر فرزندان خود را درباره موسى‏ بن‏ جعفر علیهماالسلام سفارش كرده و مى‏فرمود: شما را درباره برترین فرزندان من كه جانشین و قائم مقام من است و پس از من حجّت خداوند عزّ و جلّ بر تمام خلایق است سفارش مى‏كنم.[1]

 

هدایتگری در گهواره

همانگونه که به گفته قرآن کریم پیامبری چون حضرت عیسی در گهواره سخن گفت و مردم را هدایت کرد؛ امام هفتم شیعیان نیز در گهواره به هدایت گری پرداختند. شاهد مدعی داستان ذیل است:

از یعقوب سراج روایت شده كه گفت: من خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم، دیدم آن حضرت بالاى سر موسى بن جعفر علیهماالسلام كه در گهواره بود ایستاده و موسى بن جعفر علیهماالسلام آن حضرت را خوش‏حال و مسرور می كرد. وقتى كه حضرت صادق علیه السّلام از گفتگوى با امام‏ كاظم‏ علیه السّلام فارغ شد به من فرمود: جلو بیا و بر مولاى خود سلام كن! من جلو رفتم و به حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام سلام كردم، آن بزرگوار جواب سلام مرا ردّ كرد. بعد از آن امام‏ كاظم‏ علیه السّلام به من فرمود: برو نام دختر خود را كه دیروز متولد شده عوض كن! زیرا اسم دختر تو اسمى است كه خدا آن را دوست ندارد، تو نام دختر خود را حمیراء نهادى (و خدا این نام را دوست ندارد). امام صادق علیه السّلام به من فرمود: امر آن حضرت را اجرا كن تا هدایت شوى! من رفتم و نام دختر خود را عوض كردم.[2]

 

معجزه‏اى در کودکی

روایت شده گروهى از یهودان خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند و گفتند: چه معجزه‏اى دارى كه دلالت بر نبوت حضرت محمد صلى الله علیه و آله بكند؟

فرمود: كتاب مهیمن و حیران‏كننده عقول به آنچه در مورد حلال و حرام و سایر چیزهائى كه به ایشان داده شده.

امام كاظم علیه السلام از همان كودكى‏ با سایرین تفاوت داشت و هرگز عمل لهو و لعب از او صادر نمى‏شد، آن چنان حلیم و بردبار و عابد و صالح و امانت‏دار بود كه او را كاظم، عبد صالح، صابر و امین لقب داده بودند

یهودان گفتند: از كجا ما بفهمیم كه این مطالب شما همان طورى است كه نقل مى‏كنید؟ امام موسى‏ بن‏ جعفر علیهماالسلام كه در آن وقت كودكى‏ بود و حضور داشت فرمود: ما از كجا بفهمیم دلائلى كه براى حضرت موسى شما نقل مى‏كنید و معجزات او همان طور است كه شما مى‏گوئید؟

گفتند: این مطالب به وسیله اشخاص راستگوئى به ما رسیده.

موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: اینك صدق گفتار ما را به وسیله تلقینى كه خداوند به طفل كوچكى نموده بدون تعلیم و نقل از دیگران بشناسید.

گفتند لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه و گواهى دادند به امامت ائمه هدى علیهم السلام و حجت‏هاى پروردگار بر مردم. امام صادق علیه السلام از جاى حركت كرد و پیشانى موسى بن جعفر علیهماالسلام را بوسید، سپس فرمود: تو قائم بعد از من هستى.[3]

 

بر در خانه کودکی شگفت آور

روایت شده كه ابوحنیفه رفت درب خانه صادق آل محمّد صلى اللّه علیه و آله تا مسئله‏اى پرسش نماید، به او اجازه ندادند، درب خانه نشست كه شاید او را اجازه دهند، امام كاظم علیه السلام كه در سنّ پنج سالگى بود از خانه بیرون آمد، ابو حنیفه گفت: اى جوان مسافرین در این شهر شما كجا باید قضاء حاجت كنند؟ حضرت موسى بن جعفر علیهماالسّلام به دیوار تكیه كرد و فرمود: اى پیر مرد! باید از كناره‏هاى جویها، محل ریختن میوه‏جات، منزلگاه مسافرین، وسط جاده‏ها، مقابل مسجدها، نزدیك درب آنها، رو به قبله بودن و پشت به قبله بودن خوددارى نماید و خود را بطورى پنهان كند كه دیده نشود (غیر از این چند مكانى كه گفته شد) در هر جا كه قضاء حاجت كند مانعى ندارد. [4]

امام صادق علیه السلام همواره سایر فرزندان خود را درباره موسى‏ بن‏ جعفر علیهماالسلام سفارش كرده و مى‏فرمود: شما را درباره برترین فرزندان من كه جانشین و قائم مقام من است و پس از من حجّت خداوند عزّ و جلّ بر تمام خلایق است سفارش مى‏كنم

[ابو حنیفه گوید:] از مطالبى كه از كودكى نوپا شنیدم شگفت زده شده و بدو گفتم: نامت چیست؟ گفت: موسى‏ بن‏ جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب، از او پرسیدم: اى پسر گناه از چه كسى صادر مى‏شود؟ فرمود: ارتكاب گناهان از سه حال خارج نیست: یا از خداوند سر مى‏زند، و هرگز چنین چیزى نیست- و اصلا شایسته پروردگار نیست كه بنده را بخاطر گناهى كه نكرده عذاب كند، و یا از خدا و بنده؛ هر دو با هم سر مى‏زند- كه چنین نیست- زیرا شایسته نباشد كه شریك قوى به شریك ضعیف ستم كند، و یا اینكه از بنده سر مى‏زند- كه همین طور هم هست- پس اگر خداوند درگذرد و عفو فرماید؛ از روى جود و كرمش خواهد بود، و چنانچه مجازات كند پس بجهت گناه و جرم بنده است. ابو حنیفه گوید: بى‏آنكه با أبو عبد اللَّه صادق علیه السّلام ملاقات نمایم بازگشته و بدان چه شنیدم بى‏نیاز و مستغنى گشتم.[5]

 

دفاع عالمانه از عملکرد معصوم

عیسى شلقان گفت: من نشسته بودم موسى بن جعفر علیهماالسّلام رد شد با او چارپائى بود گفتم: غلام نمى‏بینى پدرت چه می كند به ما كارى را دستور می دهد؛ بعد ما را از آن نهى میكند. به ما دستور داد نسبت به ابوالخطاب مهر بورزیم، اینك‏ دستور می دهد او را لعنت كنیم و از او متنفر باشیم.

حضرت موسى‏ بن‏ جعفر علیهماالسّلام كه در آن وقت كودكى‏ بود فرمود: خداوند گروهى را براى ایمان آفریده كه ثابت هستند و گروهى را نیز براى كفر كه آنها نیز ثابت هستند و گروهى را بین این دو دسته قرار داده كه ایمان را عاریه به آنها داده هر وقت بخواهد از آنها می گیرد؛ ابو الخطاب از كسانى است كه ایمان او عاریه است.[6]

گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و آنچه به موسى بن جعفر علیهماالسّلام گفته بودم و جواب ایشان را برایش عرض كردم فرمود: او از نژاد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است.[7]

 

 

 

پی نوشت:

1.فاطمه مشایخ، قصص الأنبیاء، انتشارات فرحان‏ تهران‏، چاپ:اول 1381 ش‏، ص797 و 798

2. على بن حسین مسعودى، ترجمه إثبات الوصیة، مترجم محمدجواد نجفى، ‏ناشر: اسلامیة تهران‏، چاپ: دوم- ‏1362 ش‏، ص358

3. موسى خسروى‏،احتجاجات-ترجمه جلد چهارم بحار الانوار ناشر: اسلامیه‏ تهران‏، چاپ: اول‏1379 ش‏، ج‏2، ص 232 و 233

4. ترجمه إثبات الوصیة، ص 359

5. تحف العقول-ترجمه جعفرى، ناشر: اسلامیه‏ تهران‏، چاپ:اول 1380 ش‏، ص387 و 388

6. ابو الخطاب محمد بن مقلاص اسدى كوفى است كه در آغاز كارش از اصحاب حضرت صادق علیه السّلام و از بزرگان آنها بود سپس برگشت و مذاهب باطلى اختراع كرد و امام صادق علیه السّلام او را لعن كرد و از او بیزارى جست، و روایات بسیارى در مذمت او رسیده كه دلالت بر كفر و لعنش كند، و گویند كه درباره حضرت صادق علیه السّلام غلو كرد تا بدان جا كه آن حضرت را خدا می خواند و خود را از طرف آن حضرت، پیغمبر بر اهل كوفه می دانست. (اصول كافى،ترجمه مصطفوى، ج‏4،ص147)

7. موسى خسروى،‏زندگانى حضرت امام موسى كاظم علیه السلام(ترجمه بحارالانوار)، ناشر اسلامیه‏ تهران‏، چاپ:دوم 1377 ش‏، ص99 و 100

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59190
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها