عضویت العربیة English
امام علی علیه‌السلام: با هیچ آزمندى مشورت مکن، که بدى را بر تو آسان مى‌نماید و حرص و ولَع را در نظرت مى‌آراید. غرر الحکم، ح10353

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم
یک شنبه 29 اسفند 1395  06:41 ق.ظ

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

 

http://uupload.ir/files/n5d0_img17385427.jpg

 

نقل کرده اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟ 

 شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و میداند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سوال قرار میگیرند، در پاسخ می‌نویسد: من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده ام ولی در جوانی قدری آن را دیده ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید: 

هرکسی از ظن خود شد یار من                            از درون من نجست اسرار من 
وقتی مولوی درباره معاصران خود در 600 سال قبل می‌گوید: که اینان تشخیص نمی‌دهند که من چکاره ام، من چگونه درباره او قضاوت کنم. 


مرحوم شیخ با دقت و به گونه ای جواب می‌دهند که مسئولیت شرعی نداشته باشد.1

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب حکایت پارسایان
a433b6090c

a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 12419
محل سکونت : خراسان جنوبی
ravabet_rasekhoon ehsan007060 nazaninfatemeh omiddeymi1368 تشکرات از این پست

پاسخ به: قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم
پنج شنبه 3 فروردین 1396  10:39 ب.ظ

ممنون از مطلب خوبتون . خدا كنه عمل كنيم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

ayeneh

ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2556
محل سکونت : تهران
ravabet_rasekhoon ehsan007060 تشکرات از این پست

🔥 شيطان در کمين است
شنبه 5 فروردین 1396  03:06 ب.ظ

🍀 #برگ_سبز

🔥 شيطان در کمين است

🍃 يکي از شاگردان مرحوم شيخ انصاري  مي گويد: در زماني که در نجف در محضر شيخ به تحصيل علوم اسلامي اشتغال داشتم يک شب شيطان را در خواب ديدم که بندها و طنابهاي متعددي در دست داشت.

🍃 از شيطان پرسيدم: اين بندها براي چيست؟ پاسخ داد: اينها را به گردن مردم مي افکنم و آنها را به سوي خويش مي کشانم و به دام مي اندازم. روز گذشته يکي از اين طنابهاي محکم را به گردن شيخ مرتضي انصاري انداختم و او را از اتاقش تا اواسط کوچه اي که منزل شيخ در آنجا قرار دارد کشيدم.

🍃 ولي افسوس که عليرغم تلاشهاي زيادم شيخ از قيد رها شد و رفت.
وقتي از خواب بيدار شدم در تعبير آن به فکر فرو رفتم. پيش خود گفتم: خوب است تعبير اين رؤيا را از خود شيخ بپرسم

🍃 از اين رو به حضور معظم له مشرف شده و ماجراي خواب خود را تعريف کردم.
شيخ فرمود: آن ملعون (شيطان) ديروز مي خواست مرا فريب دهد ولي به لطف پروردگار از دامش گريختم.

🍃 جريان از اين قرار بود که ديروز من پولي نداشتم و اتفاقا" چيزي در منزل لازم شد که بايد آن را تهيه مي کردم. با خود گفتم: يک ريال از مال امام زمان (عج) در نزدم موجود است و هنوز وقت مصرفش فرا نرسيده است. آن را به عنوان قرض برمي دارم و ان شاء الله بعدا" ادا مي کنم.

🍃 يک ريال را برداشتم و از منزل خارج شدم. همين که خواستم جنس مورد احتياج را خريداري کنم با خود گفتم: از کجا معلوم که من بتوانم اين قرض را بعدا" ادا کنم؟

🍃 در همين انديشه و ترديد بودم که ناگهان تصميم قطعي گرفته و از خريد آن جنس صرف نظر نمودم و به منزل بازگشتم و آن يک ريال را سرجاي خود گذاشتم.

 



 

 

ehsan007060

ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 7980
محل سکونت : خراسان رضوی
دسترسی سریع به انجمن ها