عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم
یک شنبه 29 اسفند 1395  06:41 ق.ظ

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

 

http://uupload.ir/files/n5d0_img17385427.jpg

 

نقل کرده اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟ 

 شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و میداند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سوال قرار میگیرند، در پاسخ می‌نویسد: من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده ام ولی در جوانی قدری آن را دیده ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید: 

هرکسی از ظن خود شد یار من                            از درون من نجست اسرار من 
وقتی مولوی درباره معاصران خود در 600 سال قبل می‌گوید: که اینان تشخیص نمی‌دهند که من چکاره ام، من چگونه درباره او قضاوت کنم. 


مرحوم شیخ با دقت و به گونه ای جواب می‌دهند که مسئولیت شرعی نداشته باشد.1

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب حکایت پارسایان
a433b6090c

a433b6090c
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 12933
محل سکونت : خراسان جنوبی
ravabet_rasekhoon ehsan007060 nazaninfatemeh omiddeymi1368 تشکرات از این پست

پاسخ به: قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم
پنج شنبه 3 فروردین 1396  10:39 ب.ظ

ممنون از مطلب خوبتون . خدا كنه عمل كنيم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

ayeneh

ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2635
محل سکونت : تهران
ravabet_rasekhoon ehsan007060 تشکرات از این پست

🔥 شيطان در کمين است
شنبه 5 فروردین 1396  03:06 ب.ظ

🍀 #برگ_سبز

🔥 شيطان در کمين است

🍃 يکي از شاگردان مرحوم شيخ انصاري  مي گويد: در زماني که در نجف در محضر شيخ به تحصيل علوم اسلامي اشتغال داشتم يک شب شيطان را در خواب ديدم که بندها و طنابهاي متعددي در دست داشت.

🍃 از شيطان پرسيدم: اين بندها براي چيست؟ پاسخ داد: اينها را به گردن مردم مي افکنم و آنها را به سوي خويش مي کشانم و به دام مي اندازم. روز گذشته يکي از اين طنابهاي محکم را به گردن شيخ مرتضي انصاري انداختم و او را از اتاقش تا اواسط کوچه اي که منزل شيخ در آنجا قرار دارد کشيدم.

🍃 ولي افسوس که عليرغم تلاشهاي زيادم شيخ از قيد رها شد و رفت.
وقتي از خواب بيدار شدم در تعبير آن به فکر فرو رفتم. پيش خود گفتم: خوب است تعبير اين رؤيا را از خود شيخ بپرسم

🍃 از اين رو به حضور معظم له مشرف شده و ماجراي خواب خود را تعريف کردم.
شيخ فرمود: آن ملعون (شيطان) ديروز مي خواست مرا فريب دهد ولي به لطف پروردگار از دامش گريختم.

🍃 جريان از اين قرار بود که ديروز من پولي نداشتم و اتفاقا" چيزي در منزل لازم شد که بايد آن را تهيه مي کردم. با خود گفتم: يک ريال از مال امام زمان (عج) در نزدم موجود است و هنوز وقت مصرفش فرا نرسيده است. آن را به عنوان قرض برمي دارم و ان شاء الله بعدا" ادا مي کنم.

🍃 يک ريال را برداشتم و از منزل خارج شدم. همين که خواستم جنس مورد احتياج را خريداري کنم با خود گفتم: از کجا معلوم که من بتوانم اين قرض را بعدا" ادا کنم؟

🍃 در همين انديشه و ترديد بودم که ناگهان تصميم قطعي گرفته و از خريد آن جنس صرف نظر نمودم و به منزل بازگشتم و آن يک ريال را سرجاي خود گذاشتم.

 



 

ehsan007060

ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 9453
محل سکونت : خراسان رضوی
دسترسی سریع به انجمن ها