عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي

خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:01 ب.ظ

در این تایپیک  خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي گردآوری خواهند شد

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

ارتباط و کار امام با مردم

تاریخ: 1358/05/24

 

ارتباط و کار امام با مردم


رهبر و امام ما با آن قدرت الهی بزرگ و با عظمتش مردم را همیشه به حساب آورد. در روزهای اوّلی که امام از پاریس به تهران وارد شده بودند_یعنی در حساس‌ترین لحظات این تاریخ، در آن لحظاتی که تمام نگرندگان جهانی، همه‌ی ناظران سیاسی ایران را به عنوان کانون بزرگترین حوادث قرن به حساب می آوردند و همه نگران بودند که در ایران چه خواهد شد و چه به وقوع خواهد پیوست._در آن لحظات حسّاس وقتی وارد شد از اولین لحظات رفت میان مردم. پیرمرد هشتاد ساله استراحت و خواب و آسایش خود را گذاشت به حساب مردم و در اختیار مردم. ساستمداران آمدند گفتند به آقا بگوئید اینقدر وقتش را صرف مردم نکند، اجازه بدهد سیاستمداران، متفکران، هوشمندان بیایند بنشیند با آقا صحبت کنند در زمینه‌ی مسائل بزرگ سیاسی. امام در جواب همه‌ی اینها گفت من با سیاستمداران و مغزها و کله‌گنده ها کاری ندارم من با مردم کار دارم. می آیند، بیایند توی مردم و او درست فهمید، و او درست تشخیص داد و اگر قرار بود پای صحبت سیاستمداران بنشیند هنوز که هنوز است ما ب

خاطرهٔ آیت‌الله خامنه‌ای از ۱۲ فروردین ۵۸

تاریخ: 1364/01/10

 

خاطرهٔ آیت‌الله خامنه‌ای از ۱۲ فروردین ۵۸


سوال: ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید همان‌طور که می‌دانید در آستانه‌ی فرا رسیدن هفتمین سالگرد استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم. شش سال پیش در چنین روزی ملت ما با شرکت گسترده‌ی خود در رفراندم جمهوری اسلامی ایران به جمهوری اسلامی رأی آری داد اگر در این زمینه مطلبی دارید و یا احیانأ خاطره‌ی شیرینی از آن روزها به یاد دارید برای ما بیان کنید.

 


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

 


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22253/13920111.jpgمطلب در باب روز جمهوری اسلامی و روز رفراندم خیلی زیاد است و البته خاطراتی هم از آن روز طبعاً داریم که لابد نمی‌شود همه‌ی آن مطالب را در این گفتار کوتاه آورد به طور خلاصه روز جمهوری اسلامی یک مقطع تاریخی بی‌نظیری در تاریخ کشور ماست، زیرا که برای اولین بار بعد از صدر اسلام و پس از فَترَت کوتاه اولین سالهای فتح ایران به دست مسلمین یعنی که در آن سالهای کوتاه البته حکومتها تا حدود زیادی اسلامی بودند در طول این تاریخ ممتدی که کشور ما داشته، برای اولین بار بعد از آن فَترَت و بعد از آن دوران کوتاه صدر اسلام یک حکومتی اعلان شد، یک نظامی اعلان شد که دارای دو خصوصیت مردمی بودن و الهی بودن هست؛ یعنی جمهوری اسلامی.
اصلاً این خاطره را با هیچ خاطره‌ای در تاریخ کشورمان نمی‌شود مقایسه کرد. نقطه‌ی مکمل و متمم انقلاب بیست‌ودو بهمن بود یعنی خلاصه محصول بیست‌ودو بهمن روز جمهوری اسلامی روز دوازدهم فروردین بود.
از یک نظر دیگر هم روز جمهوری اسلامی بسیار مهم است و آن این‌که این اولین نمونه در دنیای امروز هست که با مکتبها، نظامها، سیاستها، دیدگاههای مختلف، شیوه‌های گوناگون حکومت را به مردم دنیا عرضه می‌کند، دارد عرضه می‌شود؛ این اولین نمونه‌ای است که مردم دنیا دارند می‌بینند جمهوریهای دیگری که اعلان می‌شود جمهوریهای سوسیالیستی، جمهوریهای به سبک دموکراسی غربی به انواع واقسامش هیچ کدام چیز جدیدی نیست اصل جمهوری هم چیز جدیدی نبود اما آن جمهوری‌ای که مبانی و ارزشهای اساسی‌اش و قواعد اصلیش از اسلام گرفته شده این یک چیز بی‌نظیری است.
یک خصوصیت دیگر هم در روز جمهوری اسلامی ما هست و آن این‌که آن روز عید فقط ما مردم ایران نیست، بلکه عید همه‌ی کسانی می‌تواند باشد که مسلمانند، یعنی نزدیک به یک میلیارد جمعیت. آنها هم، یعنی ملتهای مسلمان عادت کردند که اسلام را در حال دفاع در موضع انفعال، درحال انزوا ببینند. آن وقتی که یک ملتی در موضع تهاجم به قدرتهای سلطه‌گر و تهاجم به نظامهای بشری ناقص قرارمی‌گیرد و اعلان یک جمهوری براساس اسلام می‌کند این برای همه‌ی ملتهای مسلمان مایه‌ی مباهات و سربلندی است خلاصه خصوصیات گوناگونی در روز جمهوری اسلامی هست.
خاطره، من البته در آن روز، روز رأی‌گیری کرمان بودم از طرف امام یک مأموریتی به من محول شده بود که بروم بلوچستان و سر بزنم به شهرهای بلوچستان و مردم آن‌جا را از نزدیک دیدار بکنم و پیام امام را برای آن مردم ببرم. پیام محبت و دلسوزی را که ملاحظه می‌کنید از همان روزهای اوّل امام به فکر افتادند که با این مستضعفین دورافتاده‌ای که به کلی فراموش شده بودند، حتی در نظام گذشته ملاطفت و محبت کنند و من را که آن‌جا سابقه داشتم آشنائی نسبتاً زیادی داشتم فرستادند آن‌جا برای این کار.
کرمان رسیده‌بودم من در راه بلوچستان که روز رأی‌گیری بود، در فرودگاه بچه‌های حزب‌الهی و داغ کرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر کدام می‌خواستند که بیاورند من تویش رأی بیاندازم. آنها هم من را می‌شناختند. یعنی سابق که کرمان رفته بودم و مردم کرمان با من آشنا بودند. من هم خیلی به مردم کرمان از قدیم علاقه داشتم مردم خیلی بامحبت و جالب بودند همیشه در چشم من. خیلی لحظه‌ی شیرینی بود برای من، آن لحظه‌ای که این رأی را من می‌انداختم توی صندوق و می‌دیدم آن شور و هیجانی را که مردم کرمان از خودشان نشان می‌دادند در رأی دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهوری اسلامی آری بود.
خاطره‌ای که فقط اشاره می‌کنم مخالفتهایی است که با رأی‌گیری به این شکل وجود داشت که از طرف جناحهای مختلف این مخالفتها بود همه هم خودشان را بعدها نشان دادند. هم آن جناحهایی که بر مطبوعات کشور مسلط بودند، روشنفکرهای چپ و نیمه چپ و لیبرال و التقاطی، اینها که مطبوعات آن روز را اطلاعات، کیهان آن روز را توی مشت داشتند که خب بحمدالله بعد همه ازاله شدند و روزنامه‌ی حسابی دیگری هم نبود یعنی همین روزنامه‌ی جمهوری اسلامی که نبود روزنامه‌ی دیگری هم که بشود مورد اتفاق باشد همین‌طور. هرچه دلشان می‌خواست می‌نوشتند. رفته بودند این‌جا و آن‌جا این روشنفکرهای گروهکی سیاسی ملحد و نیمه‌ملحد از شخصیتهای گوناگون نظر خواسته بودند که به نظر شما آری یا نه درست است؟ یا بیائید چندجور حکومت را مطرح کنیم و رأی بگیریم. مقصودشان هم این بود که مردم را از آن یکپارچگی خارج کنند، اگرچه فرقی هم نمی‌کرد یعنی تأثیری هم نداشت. اگر مردم خب طبیعی بود که به آن شیوه‌های دیگر رأی نمی‌دادند و به خصوص بعداز آنی که امام آنجور صریح فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک زیاد، لکن آنها کار خودشان را می‌کردند به امید این‌که شاید بتوانند شکاف بیندازند این رأی زیاد مردم را کم کنند، رأی را تقسیم کنند از این کارها می‌کردند و اوضاعی داشتیم ما در شورای انقلاب با آن جناح لیبرال و به اصطلاح ملی‌گرا که بیشترین خصوصیتشان مخالفت با خط اصیل انقلاب بود که این شیوه‌ای را که بعد هم انجام گرفت این شیوه را اثبات کنیم که این شیوه‌ی درستی است.

 


مصاحبه درباره‌ی روز دوازدهم فروردین ۱۳۶۴/۱/۱۰

ایستی از مجلس شورای غیر ملّی نطق آقای بختیار را بشنویم. آمد با مردم رو برو شد، بین او و مردم حفاظ و حجابی نبود، صد بار هزاربار گفتند آقا جان شما در خطر است، گفت بگذارید در خطر باشد من اگر کشته هم بشوم برای این ملت نافع خواهد بود. بدون حفاظ، ... در مقابل هزارها هزار مردم ایستاد با آنها صحبت کرد؛ زن ها، مردها، کودکان آمدند بچه ها را از بغل ها گرفت بوسید، نوازش کرد، به مادرهایشان به پدرهایشان برگرداند، میان مردم آمد، با مردم کار خود و تلاش خود را ادامه داد، روی مردم حساب کرد و دیدید که پیروز شد.
سخنرانی با موضوع اهمیت هوشیاری عمومی در مقابل توطئه‌ها 1358/05/24

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

ایستادگی با شکوه تنهایی یک تک درخت

تاریخ: 1358/05/31

 

ایستادگی با شکوه تنهایی یک تک درخت


روزی بود که رهبر عزیز ما تنهای تنها بود؛ دو گروه مبارز در این مملکت بودند، هر دو تز رهبر ما را رد می کردند، قبول نداشتند. یک عدّه سیاسیون راحت‌طلب پشت میز نشین بر روی بستر راحت استراحت کن؛ آنهایی که عادت کرده بودند بنشینند، بخورند، بورس بگیرند، آقایی کنند با تبختر و تکبّر یک کلمه حرفی بزنند، وجیه الملّة بشوند، یک وقتی هم در یک جریان سیاسی یک کلمه ای بگویند، امّا دردسری قبول نکنند. اینها با شیوه‌ی رهبر ما مخالف بودند، می گفتند آقا بیخود این همه به پر و پایه‌ی شاه می‌پیچند، شاه که رفتنی نیست از این مملکت. اقلاً اگر شاه را رد می‌کنند نیابت سلطنت را قبول کنند. امام قرص ایستاد، گفت هر کسی که شعار ما را قبول نمی کند به ملاقات ما نیاید. اذن دخول امام در پاریس برای رجال سیاستمدار پرمدعّا این بود که باید اوّل سلطنت و پادشاهی  را در ایران رد بکنند، محکوم بکنند، بعد بتوانند بار بیابند و به خدمت امام بروند؛ حتّی حاضر نبود با اینها صحبت بکند، مذاکره بکند، قرص ایستاد؛ این یک گروه. گروه دیگر گروهی بودند که با ادّعای تندروی و چپ‌روی و فداکاری در میدان مبارزه حاضر می شدند، طرفدار جنگ مسلّحانه، تنها ره رهایی جنگ مسلّحانه است. می گفتند آقا بی خود اصرار می کند، با اینجورها این مبارزه به پیروزی نخواهد رسید، بی‌خود معطّل نشوید؛ باید جنگ مسلّحانه، باید تفنگ به دست بگیریم. باید مردم بسیح عمومی بشوند. هر کسی را که فکر می کردند ارتباطی با امام دارد دورش را می گرفتند فریاد می کشیدند که ما را مسلّح کنید. البته این توده‌ی مردم بودند غالبا که می گفتند ما را مسلح کنید، امّا تز مال گروههایی بود که شعار جنگ مسلّحانه را شعار خودشان قرار داده بودند. می گفتند فایده ای ندارد، تا سلاح دست نگیرید، تا مردم را مسلّح نکنید، شاه از این مملکت رفتنی نیست. امام هیجان‌زده نشد، دستپاچه نشد، خطّ مشی خودش را گم نکرد، راه خودش را ادامه داد؛ گفت با مبارزه‌ی سیاسی آنچنان ضیق خناقی برای این رژیم درست می کنیم که یا خودکشی کند یا مجبور به فرار بشود، و دیدیم که شد. گروههای مبارز در این مملکت مخالف تز امام بودند. بگذریم از گروههای راحت طلب مرتجعی که اساساً ضدّ مبارزه می اندیشیدند و هر گونه مبارزه ای را محکوم می کردند؛ آنها که هیچ. امّا تنها و به تنهایی یک امّت (انّ ابراهیم کان امّة) خودش تنها یک امّت بود. باشکوه تنهایی یک تک‌درخت، در یک کویر لم یزرع که بر طوفانها و شنها و آفتابهای داغ و سوزان و تشنگیها و بی آبیها پیروز می شود و فضا را سرسبز و معطّر می کند، ایستاد. ایستاد و مبارزه را به این‌جا رساند.
سخنرانی با عنوان جلوه‌ی سرگذشت دیرین مبارزات پیغمبران در زمان ما 1358/05/31

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

یک قاعده‌ی انقلابی

تاریخ: 1358/11/23

 

یک قاعده‌ی انقلابی


 برادران و خواهران! ما از قدیم یک فرمولی داشتیم، آن فرمول این بوده که هر نهادی، هر حرکتی، هر جریانی که از طرف دشمنان انقلاب و دشمنان مردم و دشمنان اسلام تقویت شد، آن نهاد، آن انقلاب باطل است، یا لااقل رگه‌ای از باطل در او هست و هر نهادی و هر جریانی و هر جمعیتی که از طرف دشمنان انقلاب مورد تعریض قرار گرفت، آن جریان حق است، آن جریان، رشد است، آن جریان درست است. باید تعقیبش کرد، باید تقویتش کرد، باید حفظش کرد. مردم این فرمول را سالهاست فهمیدند، امام - یک وقتی با اعضای شورای مرکزی حزب رفته بودیم خدمتشان یکی از برادران اظهار کرد یا در ضمن صحبتهایش بود که مثلاً طرح، تحمیلهایی می‌شود به حزب، حملاتی می‌شود، کسانی حمله می‌کنند، - فرمودند که از این حملات همیشه به ما هم می‌شده. و ما از این حملات سود می‌بردیم. می‌گفتند که من در سال 42، 43 برای شاه پیغام دادم که تو و دستگاه ساواکت که این قدر مرا می‌کوبید این به نفع من است. برای خاطر این‌که مردم به اصالت و حقانیّت من اعتقاد پیدا می‌کنند، می‌فهمند که ما درست می‌گوئیم، اگر درست نمی‌گفتیم شما اینقدر ما را نمی‌کوبیدید. و به ما می‌گفتند که چون شما مورد حملات و هجوم و ضربات هستید پس راهتان، راه درستی است. حقانیّت خودتان را بفهمید و درک کنید. و این یک واقعیت است. این فرمول برای ما یک فرمول حجّتی است.
سخنرانی با عنوان ضرورت و تداوم تشکیلات 1358/11/23

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

ماجرای حضور آیت‌الله خامنه‌ای در دزفول در روزهای موشک‌باران

تاریخ: 1359/08/09

 

ماجرای حضور آیت‌الله خامنه‌ای در دزفول در روزهای موشک‌باران

 


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
بعد از آنی که در شهر دزفول مردم بی‌پناه و بی‌دفاع مورد تجاوز سلاحهای دورزن مزدوران عراقی قرار گرفتند که ما همان شب اتفاقاً در دزفول بودیم، من صبح وارد شهر شدم و در خیابانها حرکت می‌کردم، شب را در پایگاه نیروی هوایی گذراندیم که خارج شهر است، روز گفتم بروم ببینم با این حادثه‌ی فاجعه‌آمیزی که در این شهر رخ داده است و شاید بیش از صد نفر زن و مرد و کودک بی‌گناه و بی‌دفاع نیمه‌ی شب کشته شدند، بروم ببینیم روحیه‌ی مردم چگونه است.
در این شهر نشانه‌ای از حیات ایمانی و عزم و تصمیم به چشم می‌خورد. در مقابل عظمت و شجاعت این مردم - چه زنشان و چه مردشان و چه جوانشان و چه پیرشان - انسان مبهوت می‌ماند. رژیم مزدور عراقی برای این‌که دزفول را تخلیه بکند از مردم و نیروهای انقلابی را از آن‌جا خارج کند دست به این توطئه‌ی رذالت‌آمیز و پست زده است، مردم شهر را هدف موشکهای دورزن قرار می‌دهد ... اما مردم مثل این‌که هیچ اتفاقی در شب گذشته در شهرشان نیافتاده است.
البته جوانهای پرشور شعار می‌دادند می‌گفتند به ما سلاح بدهید تا ما برویم انتقام بگیریم. من برای مردم صحبت کردم عصر همان روزی که شبش آن حادثه اتفاق افتاده بود هزاران نفر جمعیت، با شور، با هیجان، در مسجد جامع شهر دزفول جمع شدند، من سپاس و شکرانه‌ی خودم را از این همه شجاعت به عنوان یک انسانی که علاقه‌مند به شجاعت است، علاقه‌مند به ایمان است، علاقه‌مند به مردم فداکار است، به آن مردم فداکار عرض کردم الان هم از این تریبون عظیم نماز جمعه، از این تریبون میلیونی و از میان شما برادران و خواهران نمازگزار به تمام مردم شهر دزفول از زن و مرد و پیر و جوان درود می‌فرستم. مردمان شجاع، مؤمن، متوکل به خدا.
خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ ۱۳۵۹/۸/۹
 

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

نسبت ملت با امام

تاریخ: 1359/02/09

 

نسبت ملت با امام


ملت با شخص امام ارتباطشان چه جور است واقعاً، ارتباط عاشق و معشوق است، واقعاً ملّت عشق می‌ورزند به امام.
شاعری را من دیدم که در روزهای بیماری امام که تازه آمده بودند به تهران که خب در آن وهله‌ی اوّل یک لحظاتی امام در تلویزیون دیده شدند بعد دیگر ده پانزده روز فاصله شد، این شاعر آن وقت در مسافرت بوده، ظاهراً همان دفعه اول هم مثلاً شاید چهره‌ی امام را،[زیاد] ندیده ده پانزده روز چهره‌ی امام را که معمولاً هر هفته یکبار دوبار در تلویزیون ظاهر شدند و برای عده‌ای صحبتی کرده بودند و این را ارائه می‌دادند، این را ندیده بود یک شعری یک قصیده‌ای گفته که واقعاً دل سنگ را آب می‌کند که ای امام عزیز ای امام بزگوار من پانزده روز است که از تو چهره‌ای ندیدم، تو را ندیدم و یک قصیده‌ی عجیب است. خب ببینید شعر تبلور احساسات یک ملّت است، شعر بیخودی نمی‌جوشد، وقتی یک شاعر یک شعر می گوید، در حقیقت یک اندیشه، یک فکر، یک احساس در جامعه جای می‌افتد آن وقت شاعرِِ آن جامعه آن شعر را می‌گوید، قراردادی نیست طبیعی است. به تحمیل و به زور نمی‌شود یک اندیشه‌ای را داد به یک شاعری که این را بگو ... و این در جامعه ما به صورت یک عرف است این احساس وجود دارد خب این رابطه‌ی ما[است] بین مردم و امام این کیفیت صمیمیّت و رفاقت و دوستیِ ما بین مردم و دولت و دولتی که بر سرکار است و شورای انقلاب، این ارتباطات از اختصاصات این انقلاب است و آن هم موضع‌گیرهایش در مقابل دشمنان خارجی. لذاست که این انقلابِ شما امید ایجاد کرده واقعاً امید ایجاد کرده یعنی واقعاً دریچه‌ای باز شده. خوب لذا شرق و غرب در مقابل این انقلاب ایستاده‌اند دارند کارشکنی می‌کنند مقابله می‌کنند معارضه می‌کنند. خدا هم کمک می‌کند، الحمدللَّه
سخنرانی در سمینار انقلاب فرهنگی در کانون توحید با عنوان عمل‌زدگی 1359/02/09

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

ایمان امام خمینی(ره) به توده مردم و نقش روحانیت

تاریخ: 1359/04/12

 

ایمان امام خمینی(ره) به توده مردم و نقش روحانیت


یک روزی بعد از یک سخنرانی که امام مبالغی صحبت کرده بودند، ما خدمت‌شان شرفیاب شدیم. حقیقت این است که آدم نگران است از اینکه امام زیاد و بلند و با شور و هیجان صحبت کنند. ایشان از یک بیماری قلبی تازه برخاستند و آدم نگران می‌شود، طبیعی است، همه هرکسی توجه پیدا کند نگران می‌شود. خدمت‌شان عرض کردیم که خوب است شما یک قدری این سخنرانی‌ها، این صحبت‌ها را کم کنید. لااقل اگر قرار است صحبت بفرمائید، طولانی صحبت نکنید، یک ربع ساعت مثلا. نه سه ربع ساعت و یک ساعت که گاهی دیده شده در همین اواخر ایشان فرمودند که من آرام صحبت می‌کنم. بعد فرمودند وقتی که عده‌ای از همین مردم، از همین عامه‌ی مردم این‌جا می‌آیند، من می‌توانم نروم و برای‌شان صحبت نکنم؟
این ایمان به توده‌ی مردم است و بدانید که اگر این ایمان به توده‌ی مردم نبود این انقلاب حالا حالاها پیروز نشده بود.
سخنرانی با عنوان مساله امامت پیشوایی (نیمه شعبان)۱۳۵۹/۴/۱۲

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

امام، قاطع و صریح

تاریخ: 1359/04/27

 

امام، قاطع و صریح


در مقابل دنیا ما نباید دچار رودربایستی بشویم؛ این یک واقعیت است که ما بسیاری از چیزهایی که جزو عرف فرهنگ سیاسی دنیاست نمی‌توانیم قبول کنیم. با فرهنگ ما، با ایدئولوژی ما، با فکر ما نمی‌سازد؛ نمی‌توانیم قبول کنیم؛ این را صریح به دنیا بگوئیم. با زبان دیپلماسی اگر با سیاستمداران جهانی حرف می‌زنیم جوری نباشد که حقایق و اصول مکتب فراموش بشود. ما به دنیا بگوئیم که ما آن آزادی و بی‌بندوباری‌ای را که دنیا امروز برای زن و مرد قبول کرده است قبول نمی‌کنیم، خجالت نکشیم. ما به دنیا بگوئیم که شیوه‌ی حکومت کردن و شیوه‌ی اقتصاد را - که چه در شرق و چه در غرب هر کدام به نحوی رائج است - قبول نداریم، شرممان نیاید -و متأسفانه بعضی از رجال سیاستمدار ما این اصل را در نظر نمی‌گیرند؛ گویا که از مردم دنیا و چهره‌های دنیا خجالت می‌کشند- همچنانی که امام این امت خجالت نکشید، صاف و صریح حرفش را زد. آن روزی توی این مملکت گفت ما سلطنت نمی‌خواهیم که هیچکس از این سیاستمداران پُرمدعای امروز به خود جرأت نمی‌داد حتی فکرش را بکند. صریح و قاطع حرفش را گفت؛ ما هم صریح و قاطع حرفمان را بزنیم. ما معتقدیم به اسلام، ما معتقدیم به حکومت اسلامی، ما هر حکومتی و هر اندیشه‌ای که توحید را و اسلام را و خدا را قبول ندارد، کفر می‌دانیم و کافر می‌دانیم؛ این را بگوئیم به مردم - به مردم عالم - شرممان نیاد. این نوعی وجاهت‌طلبی است که انسان سعی کند در دنیا به عنوانی یک چهره‌ی بانزاکت سیاسی معروف بشود، و می‌بینید امام یکی از اسرار قدرت و توان الهی‌اش این است که این ملاحظات را هرگز نکرده. سیاستمدار برجسته‌ی دنیا اوّل قدرتمند عالم، یعنی رئیس جمهور امریکا بر می‌دارد نامه‌ی خصوصی می‌فرستد، امام می‌دهد نامه را در رادیو می‌خوانند. این خلاف عرف و نزاکت بین‌المللی است، امّا این کار را می‌کند. ما با امریکا نمی‌توانیم بسازیم، ما با روسیه هم نمی‌توانیم بسازیم. ما با این قدرتهای بزرگ نمی‌توانیم بسازیم، با قدرتهای کوچک کاری نداریم. اگر قدرتهای کوچک هم بخواهند به ما تعریض کنند با آنها هم سر سازش نداریم، این را انسان صریح در دنیا بگوید؛ مرگ یکبار، شیون یکبار. لذا می‌بینید در اظهارات مقامات مقیّد و پابند به اصول و روشهای امام این شیوه وجود دارد که قاطع و صریح اعلام می‌کنند که ما در مقابل شرق و غرب ایستاده‌ایم.
سخنرانی با عنوان مفاهیم اسلامی 1359/04/27

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

بار اصلی انقلاب بر دوش حزب‌الله است

تاریخ: 1360/03/31

 

بار اصلی انقلاب بر دوش حزب‌الله است


روزی که امام به ایران آمده بودند نیز بودند کسانی از مدعیان که امام را به لحاظ صرف وقت طولانی در اجتماعات فشرده‌ی مردم ملامت می‌کردند و به جای آن، نشست و برخاست با سیاسیون و به قول خودشان با آدم‌های حسابی را پیشنهاد می‌نمودند. (حزب‌الله) که آقای رجائی از آنان تشکر کرد و باید هم می‌کرد، همین مردم کوچه و بازار و همین عامه‌ی مردم متوسط و پایین هستند که رجل سیاسی تحقیرشان می‌کنند. مجاهد [مجاهدین خلق] و پیکاری و غیره هم آنها را می‌زند و می‌کشد و هم متهمشان می‌سازد و روشنفکرنمای وابسته به شرق و غرب باران تهمت و افترا را برسرشان می‌بارد. در عین حال بار اصلی انقلاب بر دوش آن‌هاست، ارتش و سپاه و بسیج متشکل از آن‌هاست، جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها گرم از آن‌هاست، دشمن نگران حضور آن‌هاست و امام امت پشتیبان و مدافع آن‌هاست و من نیز به عنوان یکی از همین مردم به آن‌ها از همین تریبون توصیه می‌کنم که حضور خود را حفظ کنند و صحنه را برای دشمن خالی نکنند.
 نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر ۱۳۶۰/۳/۳۱

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

دل آشنا با قرآن

تاریخ: 1360/11/09

 

دل آشنا با قرآن


 امام که آمده بودند ایران - سال 57 - خب ما اوّل یک نظر امام را دیدیم، سالی که ایشان، روزی که ایشان وارد شدند آن‌جا زیارت کردیم امام را بعد هم شب که آمدند مدرسه‌ی رفاه یک نظر دیدیم، نزدیک هم نرفتم که مبادا مزاحمشان بشویم که همه‌ی دورشان را گرفته بودند، می‌بوسیدند، من گفتم، من یک نفر حداقل اذیت نکنم امام را، نرفتم،[گفتم] بعد می‌رویم خدمت امام. فردا شبش بود ظاهراً، یا یکی دو شب بود که آن مدرسه‌ی علوی بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیه‌ی برادرانی که عضو شورای انقلاب بودیم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن می‌خوانند. حالا کِی است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهایی که شماها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطه‌ی اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولوله‌ی جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند. حالا غیر از این‌که مردم آمده‌اند مراجعه کردند، افراد خصوصی، سیاستمداران، روحانیون، - نمی‌دانم - دوستان قدیمی، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، یکی پیشنهاد کرده، یکی پرسیده، یکی چیزی گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ایشان در این همه غوغا که حالا بعدش هم باز یک عدّه‌ای بخواهند ملاقات کنند، یک عدّه‌ای کار دارند، تا آخر شب باز امام کار داشت، در همه‌ی این غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یک اتاق تنها انگار که در این دنیا هیچ خبری نیست قرآن را باز کرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنی امام یک روز هم قرآن خواندن یادشان نمی‌رفت؛ مرتب قرآن می‌خواند. ببینید این دل با قرآن آشناست که این‌جوری است.
درس تفسیر قرآن کریم 1360/11/09

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

عملیات شناسایی با شهید چمران

تاریخ: 1360/10/16

 

عملیات شناسایی با شهید چمران


می‌رفتیم برای شناسایی؛ در منطقه‌ای که معروف به (دبّ حردان) است؛ دب حردان در غرب اهواز واقع است. ما این دفعه از طرف شمال می‌خواستیم برویم، از جاده‌ای که می‌رود طرف سوسنگرد، از وسط جاده یک راهی بود آمدیم آن‌جا و بچه‌ها در آن‌جا، مواضع خمپاره مستقر کرده بودند و ما هم داشتیم می‌آمدیم برویم طرف دب حردان، شناسایی کنیم ببینیم دشمن کجاهاست، چه جوری است. چون مهم بود، خود دکتر چمران متقبل شده بود که این شناسایی را انجام بدهد، من هم بودم، یک عده هم از بچه‌ها بودند.
آمدیم به یک نقطه‌ای رسیدیم، بچه‌ها تقسیم شدند به چند قسمت که بروند از طرف‌های چپ و راست و روبه‌رو شناسایی کنند. آن عده‌ای که روبه‌رو رفته بودند با دستپاچگی آمدند و گفتند چند تا نفربر عراقی آمده این‌جا و حالا یا برای شناسایی آمدند یا این‌که ماها را دیده‌اند و آمده‌اند که ما را بگیرند که احتمال اسارت و این چیزها بود. دکتر دید که اینها آرپی‌جی ندارند. چند تا آرپی‌جی‌دار را فرستاد، بعدهم خودش نتوانست آرام بگیرد. گفت من هم می‌روم. من هم می‌خواستم بروم نگذاشت، گفت نه شما نیا، هر چه اصرار کردم نگذاشت بروم، گفت شما همین جا باشید تا ما برگردیم. البته می‌شنیدیم صدای نفربر را، اینجور خیال می‌کنم که خیلی دور نبود، چند صد متری مثلاً فاصله داشت. دکتر و اینها رفتند، ما هم نشستیم با چند تا از بچه‌ها، البته ما هم آرپی‌جی‌زن داشتیم و سلاح انفرادی هم داشتیم؛ ژِ۳ و کلاشینکف.
نشسته بودیم منتظر که ببینیم اگر آنها احتیاج به کمک داشتند برویم جلو، اگر هم برگشتند که برگردیم عقب. در همین حین دیدیم که دور و بر ما را دارند با توپخانه می‌کوبند. اتفاقاً زیر یک درختی نشسته بودیم، چون هوا هم گرم بود زیر یک درختی نشسته بودیم که سایه باشد، داشتند همان درخت را که یک گرایی محسوب می‌شد خودش، یک نشانی محسوب می‌شد آن‌جا را داشتند می‌کوبیدند. ما یک قدری دراز کشیدیم و خودمان را محافظت می‌کردیم، بعد دیدیم نه این‌جا را سخت دارند می‌کوبند، گفتیم برویم آن‌طرف‌تر یک خرده، ببینیم چه می‌شود باز هم می‌کوبند یا نه. بنا کردیم با حالت خنده به سرعت خودمان را کشیدیم عقب، در همین حین البته چند تا توپ زدند که ما خوابیدیم؛ خب من  دقیقاً یادم است واقعاً لطف خدا بود که اینها به ما اصابت نمی‌کرد. همین‌طور که دراز کشیده بودیم اطراف ما این ترکشهای خمپاره می‌خورد زمین؛ تَرَک تَرَک تَرَک من می‌شنیدم صدایش را. حتی یک جوی آبی نزدیکمان بود، می‌ریخت توی آب؛ تِک تِک تِک همچین پشت سر هم می‌ریخت توی آب، داغ بود، جسم آهن داغی که خب توی آب بخورد یک صدایی می‌کند. یک مقداری که عقب رفتیم دیدیم همان نقطه‌ای که ما نشسته بودیم - که درخت بود و اینها - همان نقطه را، دقیقاً همان نقطه را زدند که اگر ما آن‌جا بودیم این گلوله‌ی توپ می‌خورد وسط جمع مثلاً شش، هفت نفری ما و لابد یک چند تا شهید داشتیم. غرض سعادت شهادت نداشتیم یا سعادت زنده ماندن داشتیم.
بیانات در تاریخ ۱۳۶۰/۱۰/۱۶

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

امام؛ اعلم فقها و علمای زمان

تاریخ: 1360/09/29

 

امام؛ اعلم فقها و علمای زمان


این رهبر عظیمی که امروز این جامعه را دارد هدایت می‌کند و نوزده سال است که این انقلاب را- از سال 41 تا امروز- دارد هدایت میکند و حرکت می‌دهد، اعلم علمای زمان ماست، اعلم فقهای زمان ماست. این را کسی دارد به شما میگوید که پای درس تمام فقهای زمان ما و بسیاری از فقهایی که قبلاً رفته‌اند نشسته. بنده درسهای همه‌ی این فقهائی را که شما می‌شناسید -الّا ما شذ منها و ندر- دیده‌ام و اعتقاد بنده این است که امام اعلم، یعنی افقه از اینهاست، البته بسیاری از این بزگوارها مجتهدهای قطعی و مسلّمند و در این شک نیست، امّا خب فقیه و افقه داریم دیگر.
این بزرگواری که فقیه‌ترین است و علاوه‌ی بر فقاهت، در فلسفه و عرفان و علوم اینچنینی هم وارد است و درس خوانده و درس گفته، از زمان جوانی و نوجوانی -یعنی از سنین شماها- در مسائل سیاسی وارد بوده؛ از همان دوران جوانی در مسائل سیاسی وارد بوده. ایشان با سید حسن مدرّس سیاستمدار روحانی عظیم ارتباط داشته؛ ایشان در در سنین نزدیک چهل سالگی -در سال [1323]- آن نوشته را توی دفتر یادبود مرحوم وزیریِ یزد نوشته؛ ایشان در سنین نزدیک چهل سالگی یک نوشته‌ای دارد که شما آن نوشته را که نگاه کنید، ایشان را یک انسان انقلابی سیاستمدار آگاه از همه‌ی مسائل عمده و امهات مسائل سیاسی خواهید دید. آن نوشته را بنده به خط خود ایشان در دفتر یادبود مرحوم وزیری در یزد دیده‌ام که الان هم جزو نفائس است و در یزد هست. ایشان دو سه صفحه نوشته‌اند و از این آیه شریفه شروع کرده‌اند: (قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا للَّه مثنی و فرادی ثم تتفکروا)؛ ایشان این آیه را عنوان کرده‌اند و بعد درباره‌ی (قیام للَّه) بحث مفصلی کرده‌اند و این آیه را درست منطبق کردند با وظیفه‌ی اجتماعی و انقلابی مردم در زمان خودشان. این انسان اینجور در تفکر انقلابی و جهت‌گیری انقلابی وارد و مصمّم و آگاه و خبیر است.
در دیدار اساتید و طلّاب مدرسه‌ی علمیه‌ی حاج ملا محمد جعفر (مدرسه‌ی آیت‌الله مجتهدی) 1360/09/29

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

روزی که آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

تاریخ: 1360/07/19

 

روزی که آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد


به مجرد ورود به مشهد که سال چهل‌وسه بود، جوانها و روشنفکرها و یک عده از افرادی که خب دورادور با ما یک آشنائی‌هایی داشتند و اینها، شنیدند من آمدم مشهد و بناست بمانم، آمدند دور و ور ما و از من خواستند که من برایشان جلسات درس و این چیزها درست کنم. ما هم شروع کردیم. از سال چهل‌وسه چندین اقدام من کردم. یک اقدام، شروع یک درس قرآن بود، که درس تفسیر بود، برای یک عده‌ای از مردم که جوان‌ها و دانشجوها و محصلین و اینها می‌آمدند، بعد درس‌هایی در حوزه شروع کردم؛ درس‌های فقه و اصول برای طلاب، که اگر چه که درس فقه و اصول بود، واقعاً هم فقه و اصول بود، اما در لابلای مباحث فقهی و اصولی، مباحث سیاسی اینها را مطرح می‌کردیم و شاگردهای من، آن کسانی که آن روز آن درس‌های من می‌آمدند، بعدها همه‌شان جزو کسانی بودند که در میدان‌های سیاست و مبارزه و کارهای انقلابی جزو افراد برجسته و نام‌آور بودند، الان هم هستند. الان هم در مشهد شاگردهای آن روزِ ما خوشبختانه هر کدامی مسؤولیت مهم ارزنده‌ای را از کارهای انقلابی و پرزحمت بر دوش دارند. بعد، یک درس تفسیر شروع کردم، که در حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد هیچ درس تفسیری تا آن وقت نبود و لااقل به طور عمومی نبود. بعد از این‌که من درس تفسیر را شروع کردم که سال چهل‌وهفت بود خیال می‌کنم یا چهل‌وشش بود یا چهل‌وهفت بود، که درس تفسیر شروع کردم، بعد البته یک درس تفسیر ارزنده‌ی خوبی از طرف یکی از علمای بزرگ مشهد شروع شد لکن تا آن زمانی که ما شروع کردیم درسی نبود و آن درس هم مجمع طلاب و فضلا و جوانهای پرشور حوزه‌ی علمیه بود و این درس پنج سال ادامه پیدا کرد یعنی از سال چهل‌وهفت یا چهل‌وشش، چهل‌وهفت این درس شروع شد تا سال پنجاه‌ویک ادامه داشت، و سال پنجاه‌ویک ساواک این درس را تعطیل کرد که من بعد تبدیلش کردم به درسی از عقاید، یعنی کلام جدید شروع کرده بودم. بعد باز پیرو این دیدم که جوان‌های دانشجو کمتر می‌توانند به این درس طلبه‌ها که در حوزه‌ی علمیه و در مرکز حوزه، مدرسه‌ی میرزاجعفر، میرزاجعفرِ آن روز، تشکیل می‌شد که مرکز و قلب حوزه‌ی علمیه بود، کمتر می‌توانند آن‌جا بیایند، من یک درسی مخصوص دانشجوها شروع کردم، درس تفسیر قرآن که بسیار پرشور و جالب بود و بیشترِ آن کسانی که در آن درس‌ها شرکت می‌کردند،بلکه همه‌شان شاید، آن عده‌ی چند صد نفری که شرکت می‌کردند، بعدها همه جزو این گروههای مبارز و انقلابی بودند، البته بعضی راه درست را تا امروز هم ادامه دادند، بعضی هم در این ریخت و پاشهای انحرافی که ما در این مدت داشتیم، بدبختانه دچار انحراف شدند و از راه‌های دیگر رفتند، به‌هرحال آن‌جا یک پایه‌ی متینی بود برای ارائه‌ی تفکر اسلامی و آشنایی جوان‌ها با قرآن. ساواک هم مرتباً مزاحم بود دیگر، یعنی مسأله‌ی یک بار و دوبار و ده بار نبود، مرتب اذیت می‌کردند، مزاحمت می‌کردند، درس را تعطیل می‌کردند، من را می‌خواستند، شاگردها را می‌خواستند، اندک چیزی را بهانه می‌گرفتند. بالأخره هم بعد از مدتی آن درس را تعطیل کردند، این درس تفسیر جوان‌ها را هم مثل آن درس دیگر تعطیل کردند و بنده ممنوع‌التفسیر شدم در مشهد، یعنی سخنرانی اگر می‌کردم یک جایی اشکال نداشت اما تفسیر قرآن حق نداشتم بگویم. من بعد از این‌که این درس‌ها تعطیل شد، نماز جماعت می‌رفتم در یکی از مساجد مشهد به نام مسجد کرامت و همچنین مسجد دیگری به نام مسجد امام حسن، امام جماعت بودم در دو مسجد. آن‌جا بعد از نماز، هر شب بدون هیچ تعطیلی و وقفه‌ای ما معارف اسلامی را از روی متون اسلامی بیان می‌کردیم، چه حدیث و چه نهج‌البلاغه به خصوص و چه قرآن و این شیوه‌ی تخته‌نویسی را یعنی بردن تخته سیاه توی مسجد و نوشتن روی تخته و ارائه‌ی به مردم از طریق سمعی و بصری این را ما در مشهد باب کردیم که خیلی هم علاقه‌مند پیدا کرد، جمعیت‌های زیادی جمع می‌شدند، آن زمان‌های دوران اختناق که خب جمعیت‌ها مثل امروز، امروز جمعیت‌ها صحبت یک میلیون و پانصد هزار و اینهاست، آن وقتها هزار نفر، دو هزار نفر، سه‌هزار نفر، پنج‌هزار نفر جمعیت جمع می‌شد، اما آن جلسات ما گاهی چند ده هزار نفر جمعیت جمع می‌شدند، توی خیابانها پر می‌شد دور و ور و جلسات خیلی موفق و خوبی بود، بالأخره آنها را هم تعطیل کردند، یعنی ساواک باز بنده را خواستند و گفتند که این مسجد کرامت باید تعطیل بشود، آن هم تعطیل شد.
مصاحبه با صداوسیما پس از مراسم تحلیف ۱۳۶۰/۰۷/۱۹
 

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

بنی‌صدر می‌گفت من از امام محبوب‌ترم!

تاریخ: 1360/03/31

 

بنی‌صدر می‌گفت من از امام محبوب‌ترم!


یکی دیگر از مسائل، ماجرای فتاوی نظرخواهی ایشان [بنی‌صدر] است در مورد محبوبیت در بین مردم، که ایشان یک نظرخواهی کرده بودند که نتیجه‌اش این بود که آقای بنی‌صدر (شاید ارقام را اشتباه کنم، درست یادم نیست، ولی نسبت‌ها نزدیک به این مقدار است.) در میان 80 درصد مردم محبوبیت دارد، امام 53 درصد در میان مردم محبوبیت دارد و بقیه هم که جای خود دارند. ایشان این را آوردند در شورای انقلاب و گفتند که نظرخواهی ما این را نشان می‌دهد که محبوبیت من از امام امروز در جامعه بیشتر است! و همین را ایشان در یک مصاحبه‌ی خارجی گفته بود و بعد در شورای انقلاب مطرح شد. آقای بهشتی سؤال کرد که شما این را گفتی؟ گفت: (نه، این یک دروغ است.) یادش نبود که خودش در شورای انقلاب این را به ما هم گفته است و از اصل قضیه اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد.
نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر ۱۳۶۰/۳/۳۱
 

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:خاطرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي
جمعه 1 اردیبهشت 1396  01:06 ب.ظ

رأی‌گیری تلفنی برای سرپرست رادیو و تلویزیون!

تاریخ: 1360/03/31

 

رأی‌گیری تلفنی برای سرپرست رادیو و تلویزیون!


مسأله‌ی آقای فراحی هم از همین قبیل است. ایشان [بنی‌صدر] یک روز در شورای انقلاب حاضر شدند، در حالی که چند ساعت قبل رادیو اعلام کرده بود که آقای فراحی از سوی شورای انقلاب به سرپرستی رادیو تلویزیون منصوب شده است. ما چند ساعت بعد که در جلسه شرکت کردیم و شدیداً به ایشان اعتراض کردیم که چرا این کار را کردی؟ گفت که من رأی‌گیری کردم و تصویب شد. ما گفتیم که این مسأله مطرح نشده و تصویب نشده است. گفت من رأی گرفتم. گفتیم که از کی رأی گرفتی؟ گفت که دکتر شیبانی موافقت کرده است. گفتیم آقای دکتر شیبانی شما موافقت کردی؟ گفت نه. گفت که آقای بازرگان موافقت کرده است. آقای بازرگان آمد، ایشان هم گفت که موافقت نکرده است. بعد [معلوم شد] ایشان نشسته پای تلفن به آقای بازرگان تلفن کرده و گفته آقا بقیه موافق هستند، شما موافقید که آقای فراحی سرپرست رادیو و تلویزیون باشد؟ آقای بازرگان هم گفته بود خوب. بعد تلفن کرده به آقای شیبانی که آقا بقیه موافقند، شما هم موافقید؟ تلفنی، از دور با این زبان از اعضای شورای انقلاب موافقت گرفته. البته ظاهراً از شش نفر که با خود ایشان می‌شود هفت نفر. ما این را رد کردیم و گفتیم این رأی قانونی نیست. البته چون اعلام شده بود از سوی رئیس‌جمهور و در رادیو اعلام شده بود که آقای فراحی سرپرست رادیو تلویزیون است، شورای انقلاب مصلحت نمی‌دانست که علناً و صریحاً مخالفت کند.
نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر ۱۳۶۰/۳/۳۱

شارژ مستقیم سیم کارت شما با 30 درصد تخفیف

در صورت تمایل پیام بدین

siryahya

siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 145725
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂
دسترسی سریع به انجمن ها