عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

مهمترین حوادث تاریخ اسلام

مهمترین حوادث تاریخ اسلام
جمعه 21 مهر 1396  09:22 ب.ظ

فرشته‌ای از طرف خدا مأمور‌ شـد‌ آیـاتی‌ چـند بعنوان طلیعه و آغاز کتاب هدایت و سعادت به«امین قریش»برساند و او را بکسوت نبوت‌ مفتخر سازد،آن فـرشته،همان‌ «جبرئیل»و آن روز همان«روز مبعث»بود و در‌ شمارهء آینده دربارهء تعیین‌ این‌ روز گفتگو خواهیم کـرد.

 

مهمترین حوادث تاریخ اسلام

فرشته‌ای از طرف خدا مأمور‌ شـد‌ آیـاتی‌ چـند به عنوان طلیعه و آغاز کتاب هدایت و سعادت به«امین قریش»برساند و او را به کسوت نبوت‌ مفتخر سازد، آن فـرشته، همان‌ «جبرئیل»و آن روز همان «روز مبعث» بود و در‌ شماره ی آینده درباره ی تعیین‌ این‌ روز گفتگو خواهیم کـرد.
جای شک نیست کـه روبـرو شدن با فرشته آمادگی می خواهد،تا روح شخصی بزرگ‌ و نیرومند نباشد تاب تحمل بار نبوت و ملاقات فرشته را نخواهد داشت، «امین قریش‌» این‌ آمادگی را به وسیله عبادت های طولانی،و تفکرهای ممتد و عنایات الهی بدست آورده بـود و به نقل بسیاری از سیره‌نویسان پیش از روز مبعث خواب ها و رؤیاهائی می دید که مانند روز روشن دارای واقعیت بود‌،پس‌ از مدتی لذت بخش‌ترین ساعات برای او ساعت خلوت و عبادت‌ در حال تنهائی بود؛او به همین حال بسر می برد،تا اینکه در روز مـخصوصی فـرشته‌ای پیام‌ الهی را آورد و به او‌ گفت‌:«اقرء»او از آنجا که امی و درس نخوانده بود؛پاسخ داد که من‌ توانائی خواندن را ندارم،جبرئیل او را سخت بیفشرد سپس دستور خواندن داد،و همان‌ جواب را‌ شنید‌؛فرشته نیز او را سخت فشار داد،ایـن عـمل سه بار تکرار شد و پس از فشار سوم او توانائی خواندن لوحیکه در دست«جبرئیل»بود پیدا نمود و آن آیات‌ که‌ در‌ حقیقت دیباچه‌ کتاب سعادت بشر‌ بشمار‌ می رود‌ به قرار زیر است:

رسـول اکرم هنگامی که با صورت مـلکوتی‌ و واقـعی‌ فـرشته روبرو می شد،و یا آن را در صورت‌ انسانی می دید؛آثاری در پیشانی‌ و بدن‌ مقدسش‌ دیده نمی شد،ولی هنگامی که به طور ناگهانی‌ بدون دیدن صورت او بر پیـامبر اکـرم نـازل می گردید‌،آثار‌ انفعال‌ و تغییر در پیکرش مشاهده‌ می گشت،بـدن مـبارکش سنگین می شد،بی‌حالی مفرطی به او‌ دست‌ می داد،و قطرات عرق از جبین مبارکش می ریخت،روح بزرگش غرق در دیدار فرشته روحانی می گشت؛و عـکس‌ العـمل‌ آن در پیکرش ظاهر می شد،و پس از آنکه نزول وحی پایان می‌یافت‌ آنچه‌ را در عـالم وحی شنیده بود تمام‌ را‌ ثبت‌ خاطره میدید.


اقرء باسم ربـک الذی خـلق،خلق الانسان من علق اقرء و ربک الاکرم‌ الذی علم بالقلم؛علم الانسان ما‌ لم‌ یعلم
(سوره علق آیه‌های 1-5):«بخوان بنام‌ پروردگارت که موجودات را‌ آفرید‌،کسی که انسان را از خون بسته خلق کـرد،بـخوان و پروردگـار تو گرامی است؛آنکه قـلم را تـعلیم داد،و بـه آدمی‌ آموخت‌ آنچه‌ را که نمی دانست»
جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و پیامبر‌ نیز پس از شنیدن آیات از کوه«حرا»پائین
آمد،و به سوی خانه«خدیجه»رهسپار شـد،آیـات فـوق برنامه ی اجمالی‌ رسول‌ اکرم را روشن می کند و به طور آشـکار مـی رساند که‌ اساس آئین او‌ را‌ قرائت و خواندن،علم و دانش و قلم تشکیل می دهد؛و اینکه اول از آفرینش‌ عمومی تمام موجودات جهان سخن‌ می گوید‌،سـپس‌ بـه طور خـصوصی آفرینش انسان را مورد گفتگو قرار می دهد،نیز به منظور بالا‌ بـردن‌ مقام‌ انسان است.

جهان‌بینی یک مرد مادی

ترقیات روز افزون دانش های طبیعی،قدرت تعمق در‌ بعضی‌ از‌ مطالب را از بسیاری‌ دانشمندان ربـوده و شـعاع فـکر آنها را محدود کرده است.چنین‌ تصور‌ می‌کنند که جهان،همین‌ جـهان مـاده است،و هستی غیر از ماده چیز دیگری‌ نیست‌،و هر‌ چیزیکه با اصول و قوانین مادیگری‌ پیوند ندارد امـریست مـوهوم و بـاطل.
ناگفته پیدا است آنان‌ کوچکترین‌ گواه بر نبودن جهان دیگر که وحـی و الهـام از آن سـرچشمه می گیرد‌،ندارند‌ فقط‌ می گویند:تجربه و آزمایش،حس و علوم مادی ما را به آن رهبری‌ نـمی کند و از وجـود چـنین موجودات‌ گزارشی‌ در اختیار ما نمی گذارد،و به اصطلاح زیر چاقوی‌ تشریح خود روان را نمی‌بینیم‌ و یا‌ در‌ آزمایشگاه‌ ها اثـری از ایـن موجودات،زیر ذره‌ بین ها مشاهده نمی شود و در نتیجه چون ابزار فعلی،ما‌ را‌ به سوی‌ آنها هـدایت نـمی کند؛پس نـاچار وجود خارجی ندارد.
این گفتار،خلاصه ی مطالب‌ مادی ها‌ است،چنانکه روشن است«عدم وجـدان»را بـه جای‌ «عدم وجود»بکار برده و چون با ابزار فعلی‌ بآن‌ حقایقی که دانشمندان خـداپرست مـعتقدند نـمیرسند،نتیجه میگیرند که پس تمام آنها‌ بی‌اساس‌ است.
جای شک نیست که اساس گفتار‌ دانشمندان‌ خـداپرست‌ بـرای مادی ها مفهوم نشده است و هرگاه در‌ یک‌ محیط مناسب،که از هرگونه غرض و تـعصب خـالی بـاشد،هر دو گروه بگفتگو‌ بپردازند‌ تصور می رود که فاصله ی مادی‌ و الهی‌ بزودی از‌ بین‌ برود‌،و این اخـتلاف کـه دانـشمندان را به دو‌ گروه‌ تقسیم کرده است برداشته شود.
الهیون ده ها گواه و دلیل قـطعی بـر وجود‌ خدا‌ اقامه نموده و ثابت کرده‌اند که همین‌‌ علوم ما را به چنین‌ نیروئی‌ هدایت می کند؛و همین نـظام شـگفت‌انگیز‌ که‌ در درون و برون‌ تمام موجودات مادی حکمفرماست،دلیل قاطع بر وجود پدید آورنـده‌ ایـن‌ نظام است تمام‌ جهان مادی‌ از‌«کهکشان‌»گـرفته تـا«اتـم‌»روی‌ یک سلسله قوانین منظم‌ و مرتب‌ بـه پیـش می روند؛ و هیچگاه طبیعت کور و کر،توانائی ندارد،که مبتکر و پایه‌گذار این نظام‌ بـدیع‌ گـردد،و این همان برهان«نظم هـستی‌»اسـت‌ که اسـاس‌ ده ها‌ کـتاب‌ و نوشته است که‌ از‌ طرف دانشمندان خـداپرست مـنتشر شده است و از آنجا که این دلیل برای تمام طبقات مفهوم‌‌ و قابل‌ اسـتفاده اسـت، -لذا-بیشتر در نوشته‌ های‌ عمومی‌ روی‌ همین‌ تـکیه‌ شده و هرکس از‌ طریقی‌‌ آن را پرورانـده است و دلیل های دیگر که چـندان جـنبه ی عمومی ندارند در کتاب‌های فلسفی و کلامی‌ به طور مشروح‌ نیز‌ از‌ آنها بحث شده است.

روح مـجرد

اعـتقاد‌ به روح‌ از‌ آن مسائل‌ بغرنج‌ و دشواریست‌ کـه انـظار دانـشمندان رابخود جلب کـرده و گـروهی که می خواهند همه چیز را زیـر چـاقوی تشریح ببینند،آن را انکار کرده فقط بروانی‌ معتقدند که جنبه مادی دارد و تحت‌ قـوانین طـبیعی است.
وجود روح و روان غیر مادی از آن مسائلی اسـت کـه از طرف خـداپرستان و مـعتقدین بـه عوالم‌ روحانی به طور دقیق مـورد بررسی قرار گرفته است،و گواه های فراوانی برای وجود‌ یک‌ چنین‌ «موجودی غیر مادی»آورده‌اند کـه اگـر در یک محیط مناسب با آشنائی کـامل بـاصول ادله ی الهـیون‌ مـورد بحث قرار گـیرد؛کـاملا مورد تصدیق قرار می گیرد و آنچه دانشمندان خداشناس‌ درباره ی فرشته،و روح و وحی و الهام سخن گفته‌اند،تمام روی اساسی اسـتکه قـبلا آنـرا با گواه های‌ محکم پی‌ریزی کرده‌اند،و اینکه گـاهی در بـرخی از نـوشته‌ها‌ بـه چشم‌ مـی خورد کـه مسئله وحی‌ با‌ قوانین‌ طبیعی تطبیق نمی کند،روی غفلتی است که نویسنده از اساس آئین های آسمانی نموده‌ است؛کسی که معتقد به وحی و الهام؛و اتصال روحانی می شود،روی ادله‌ی قاطعی است‌ که‌ بـر وجود روان و عوالم‌ روحانی‌ در اختیار دارد.

تنویم مغناطیسی

کسانی که می خواهند همه چیز را روی تجربه و آزمایش مادی بفهمند ممکن است به نوشته های فراوانی که درباره ی این موضوع منتشر شده است مراجعه کنند،یکی‌ از‌ مـؤسسین ایـن فن‌ دکتر«مسمر»آلمانی است.الان دو قرن از ابتکار او می گذرد،و روز به روز از طرف دانشمندان‌ مورد تأیید قرار می گیرد،او عده‌ای را که از نظر ساختمان‌ مزاجی‌ و فکری برای‌«تنویم» (خواب کردن)مناسب بودند تربیت کـرد؛و در حـضور بسیاری از دانشمندان موفق شد همان‌ افرادی را‌ که قبلا آزمایش ها روی آنها نموده بود؛خواب کند،و روح آنها‌ را‌ از‌ بدنشان‌ آزاد کرده و گزارش هائی درباره ی حوادث گذشته و آینده تـحصیل نـماید و دو قرن است که‌ این عـلم از ‌‌جـهات‌ مختلفی رو به تکامل است آنان پس از آزمایش‌ها موفق به اثبات نتیجه‌های‌ زیر شدند‌:
1-انسان‌ علاوه‌ بر خرد و ادراک ظاهری،یک خرد و ادراک باطنی نیز دارد که از ظاهری رساتر است‌.
2-هـر دو نـیز در حالت خواب مصنوعی مـی‌توانند از دور بـشوند،پشت پرده‌ را ببنند و اجمالا از‌ حوادث‌ آینده خبر بدهند،حوادثی که کوچکترین نشانه ظاهری بر وجود آن نیست.
3-با اجراء قوانین«تنویم مغناطیسی»می توان روح شخص را از تن او جدا نمود که‌ روح او ناظر تن بی‌ روح‌ او بـشود.
4-نـظام روح یک نحوه استقلال دارد.
5-با متلاشی و پراکنده شدن اجزاء بدن روح از بین نمی رود.
و همچنین نتائج دیگری،که اگرچه ما نمی‌ توانیم تمام آنها را به طور دربست بپذیریم‌‌ ولی‌ نتیجه اجمالی این آزمایش ها که در ظـرف دو قـرن انجام یـافته و بسیاری از دانشمندان خاور و باختر ناظر آن آزمایش ها بوده‌اند؛همان وجود روح و اصالت و استقلال آنست که منظور ما هم‌ هـمین‌ قسمت است کسانی که مایل باشند می‌توانند شرح این آزمایش ها را در کـتاب های ایـن‌ فـن مطالعه فرمایند.

وحی یا شعور مرموز

اعتقاد بوحی اساس تمام رسالت ها و ادیان آسمانی است‌؛و پایه‌ آن داشتن روح مـجرد ‌ ‌نـیرومند و فوق العاده‌ایست که بتواند معارف الهی را،بدون واسطه یا به وسیله ی فرشته‌ای دریافت‌ کـند و دانـشمندان دربـارهء وحی چنین گفته‌اند:الوحی تعلیمة تعالی من اصطفاه‌ من‌ عباده‌‌ کل ما اراد اطلاعه علیه‌ مـن‌ الوان‌ الهدایة و العلم ولکن بطریقة خفیة غیر معتادة للبشر:وحی عبارت از این اسـت که خداوند به یکی از بـندگان بـرگزیده خود راه های‌ هدایت‌‌ و انواع‌ علوم را بیاموزد،ولی با یک طریق مرموز‌ و خارج‌ از متعارف.

اقسام وحی

روح بر اثر کمالاتی که دارد از راه های گوناگون می‌تواند با عالم روحانی تماس بگیرد‌، و ما‌ در‌ اینجا خلاصه ی آنچه را در روایـات پیشوایان اسلام وارد شده‌ است،درج می‌کنیم: (برای تفصیل بیشتر به کتاب«بحار»صفحات‌193-194-255-256 ج 8 از طبع‌ جدید مراجعه‌ شود‌)

اعتقاد بوحی اساس تمام رسالت ها و ادیان آسمانی است‌؛و پایه‌ آن داشتن روح مـجرد ‌ ‌نـیرومند و فوق العاده‌ایست که بتواند معارف الهی را،بدون واسطه یا به وسیله ی فرشته‌ای دریافت‌ کـند و دانـشمندان دربـارهء وحی چنین گفته‌اند:الوحی تعلیمة تعالی من اصطفاه‌ من‌ عباده‌‌ کل ما اراد اطلاعه علیه‌ مـن‌ الوان‌ الهدایة و العلم ولکن بطریقة خفیة غیر معتادة للبشر:وحی عبارت از این اسـت که خداوند به یکی از بـندگان بـرگزیده خود راه های‌ هدایت‌‌ و انواع‌ علوم را بیاموزد،ولی با یک طریق مرموز‌ و خارج‌ از متعارف.


1-گاهی‌ حقایق الهی بطور الهام در می‌آید،و آنچه بر قلب او القاء‌ می شود‌،حکم‌ علوم بدیهی را پیـدا مـی‌کند و شک و تردید در آن راه نخواهد یافت.
2-جمله‌ها و کلماتی را‌ از‌ جسمی‌(مانند کوه و درخت)می شنود(سخن گفتن موسی با خدا از این قرار بوده‌ است‌)
3-خواب‌ های‌ واقعیت‌ داری می‌ بیند،که در داشتن حقیقت از روز روشن کمتر نمی‌ باشد.
4-فرشته‌ای از طـرف‌ خـدا‌ مأمور‌ می شود که کلام مخصوصی را به او برساند که تمام‌ قرآن از این طریق برای‌ رسول‌ اکرم نازل شده است و خود قرآن نیز در سوره«شعراء»آشکارا می فرماید:
نزل‌ به‌ الروح‌ الامـین عـلی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین
192-195:روح الامین(جبرئیل‌)آن‌(قرآن)را بر قلب تو نازل کرده است تا از گروه‌ ترسانندگان بوده‌ باشی‌(پیامبران‌ مردم را از مجازات خدا می ترسانند)

علائم و آثـار«وحـی»

رسـول اکرم هنگامی که با صورت مـلکوتی‌ و واقـعی‌ فـرشته روبرو می شد،و یا آن را در صورت‌ انسانی می دید؛آثاری در پیشانی‌ و بدن‌ مقدسش‌ دیده نمی شد،ولی هنگامی که به طور ناگهانی‌ بدون دیدن صورت او بر پیـامبر اکـرم نـازل می گردید‌،آثار‌ انفعال‌ و تغییر در پیکرش مشاهده‌ می گشت،بـدن مـبارکش سنگین می شد،بی‌حالی مفرطی به او‌ دست‌ می داد،و قطرات عرق از جبین مبارکش می ریخت،روح بزرگش غرق در دیدار فرشته روحانی می گشت؛و عـکس‌ العـمل‌ آن در پیکرش ظاهر می شد،و پس از آنکه نزول وحی پایان می‌یافت‌ آنچه‌ را در عـالم وحی شنیده بود تمام‌ را‌ ثبت‌ خاطره میدید.

گفتگو با یکی از دانشمندان‌

دانشمندی‌ با کمال کنجکاوی سؤال می کرد کـه:چـطور مـی شود،بشری بتواند از خدا خبر‌ بدهد‌،احکام و فرمان هائی به وسیله ی فرشته یا‌ بـدون‌ واسـطه دریابد؟و این‌ مطلب‌ از‌ قوانین طبیعی‌ بیرونست.
او به طور مرتب‌ فرمول های‌ علمی را درباره ی انتقال صوت می خواند و در انتظار پاسخ بـود؛ نـگارنده بـه او‌ گفت‌:جائی که بشر با کشف رازهای نهفته‌ طبیعت می تواند به وسیله ی رادیو‌،بـی‌ سیم‌، تـلفن و..سـخنان خود را به دورترین‌ نقطه‌ برساند،و یا صفحه و نواری را پر کرده و به هر نقطه‌ای‌ می خواهد ببرد،و سخنان گـوینده‌ را‌ دو مـرتبه بـشنود،آیا آفریدگار‌ این‌ بشر‌،پدیدآورنده این‌ نظام‌ بزرگ‌ نمی تواند سخنان خود را‌ به وسیله ی فرشته‌ای یـا بـدون واسطه بیکی از بندگان برگزیده‌اش‌ برساند؟!
البته آنچه گفته شد بعنوان مثال‌ بود‌ و الا حقیقت«وحـی»فـوق ایـن قوانین‌*


منبع:
درسهایی از مکتب اسلام » فروردين 1340، سال سوم - شماره 2

تبیان

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

nazaninfatemeh

nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 59296
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها