به محراب رفتگان کربلایی(برخی دیگر از یاران امام حسین علیه السلام 2)

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 17774
محل سکونت : اصفهان

به محراب رفتگان کربلایی(برخی دیگر از یاران امام حسین علیه السلام 2)

عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام

مادر وی دخت شلیل بن عبدالله بجلی برادر جریر بن عبدالله بود که این دو برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرده بودند. شیخ مفید می گوید: وقتی مالک بن نسر کندی با شمشیر ضربتی بر سر مبارک حسین فرود آورد و او را ناسزا گفت! امام علیه السلام کلاه خود را انداخت و قطعه ای پارچه و کلاهی دیگر خواست و سر مبارک را با آن پارچه بست و کلاه را پوشید و بر آن عمامه نهاد، شمر و همراهانش به جای خود بازگشتند. پس از اندکی درنگ با همراهان خود بازگشت و اطراف حضرت حلقه زدند، عبدالله بن حسن که به سن بلوغ نرسیده بود از زنان حرم جدا شد و به سرعت خود را به عمو رساند و کنار حضرت ایستاد.
زینب کبری علیه السلام خود را به او رساند تا از رفتن وی جلوگیری کند، ولی نوجوان نپذیرفت. امام علیه السلام به خواهرش زینب فرمود: احسبیه یا اخیة؛ ((خواهرم! عبدالله را با خود ببر و نگاه دار))، ولی عبدالله به شدت از این درخواست امتناع کرد و گفت: به خدا سوگند! از عمویم جدا نخواهم شد.
بحر بن کعب(125) با شمشیر بر حسین علیه السلام حمله ور شد، عبدالله نوجوان بر او بانگ زد: ای فرزند زن ناپاک! می خواهی عمویم را بکشی؟ بحر، شمشیر را بر حسین فرود آورد و عبدالله دست خود را سپر کرد و دست مبارکش به پوست آویزان شد، صدا زد: یا اماه! در کجایی؟ حسین علیه السلام، او را در آغوش کشید و فرمود: یابن اخی اصبر علی ما نزل بک و احتسب فی ذلک الخیر، فان الله یلحقک بآبائک الصالحین.
((برادرزاده عزیزم! در آن چه برایت رخ داده صبر و شکیبایی کن و در انتظار پاداش نیک باش، خداوند تو را به نیای شایسته ات ملحق خواهد نمود)).
آن گاه حسین علیه السلام دست های مبارکش را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:
اللهم أمسک علیهم قطر السماء و امنعهم برکات الارض، اللهم فان متّعهم الی حین ففرّقهم بدداً، و اجعلهم طرائق قدداً، و لا ترض الوُلاة عنهم أبداً، فانهم دعونا لینصرونا ثم عدوا علینا فقتلونا)).(
((خدایا! این مردم را از باران رحمت و برکات زمین محروم گردان و اگر به آنان عمر طبیعی داده ای، به بلای تفرقه و پراکندگی مبتلایشان نما و هیچگاه حکام و فرمانروایان را از آنان خشنود نگردان، آنان ما را به وعده نُصرت و یای به این دیار دعوت کردند، ولی سپس به جنگ با ما برخاسته و ما را قتل عام کردند.))
ابوالفرج روایت کرده که: قاتل عبدالله، حرملة بن کاهن اسدی بوده است.

عون بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیه السلام

مادر عون، عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری علیهاالسلام دخت امیرالمؤمنین علیه السلام و مادر زینب، فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
سیره نگاران گفته اند: وقتی حسین علیه السلام از مکه خارج گردید، عبدالله بن جعفر طی نامه ای به آن حضرت از او درخواست نمود از تصمیم خود منصرف شود و نامه را توسط پسرانش ((عون و محمد)) نزد حسین علیه السلام فرستاد. آن دو در وادی عتیق قبل از این که حسین به نواحی مدینه برسد، خدمت حضرت شرفیاب شدند. سپس عبدالله بن جعفر نزد عمرو بن سعید بن عاص فرمانروای مدینه رفت و از او امان نامه ای برای حسین علیه السلام درخواست نمود. وی امان نامه ای نوشت و توسط برادرش یحیی نزد عبدالله بن جعفر فرستاد و عبدالله به اتفاق یحیی از شهر بیرون رفته و در منطقه ذات عرق(128) با حسین علیه السلام دیدار کردند. عبدالله نامه را برای امام علیه السلام خواند، ولی حضرت پذیرای امان نامه از آن دو نشد و فرمود: انی رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی منامی فأمرنی بالمسیر و انی مُنتة الی ما أمرنی به. 
((رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم که به من فرمان ادامه مسیر داد و همانگونه که آن حضرت به من دستور داده، عمل خواهم کرد)).
امام علیه السلام پاسخ نامه عمرو بن سعید را مرقوم فرمود و جعفر و یحیی از آن حضرت جدا شده و به مدینه بازگشتند. عبدالله به پسرانش سفارش نمود که از حسین علیه السلام جدا نشوند و خود، از عدم حضور در کنار وی پوزش طلبید.)
به گفته مورخان: زمانی که خبر شهادت امام حسین علیه السلام و عون و جعفر به مدینه رسید، عبدالله بن جعفر در خانه خود نشست و مردم برای عرض تسلیت نزد وی می آمدند. غلام او ابوسلاس) گفت: این مصیبت از ناحیه حسین بر ما وارد شده است عبدالله لنگ کفش خود را به سوی او پرتاب کرد و گفت: فرزند لخناء، تو به حسین چنین نسبت می دهی؟! به خدا سوگند! اگر در خدمت آن بزرگوار بودم هرگز از او جدا نمی شدم تا کشته شوم. به خدا سوگند!من از زندگی فرزندانم در راه حسین گذشتم، آن چه مصیبت آن ها را برایم آسان می کند این است که فرزندان من همراه برادر و پسر عمویم به شهادت رسیدند و آنان را یاری کرده و صبر و شکیبایی ورزیدند و آن گاه رو به حاضران کرد و گفت: سپاس خدای را که مرا با شهادت حسین سربلند ساخت، اگر خویشتن نتوانستم حسین را یاری کنم، با تقدیم فرزندانم او را یاری رساندم.(
سروی می گوید: عون بن عبدالله جعفر به میدان نبرد با دشمن شتافت و این رجز را می خواند: 
اءنْ تنکرونی فانا ابن جعفر - شهید صدق فی الجنان ازهر 
یطیر فیها بجناح اخضر - کفی بهذا شرفاً فی المحشر 
یعنی: اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر طیارم، شهید راستینی که با چهره درخشان در بهشت جای دارد. و با بال های سبز در آن جا به پرواز در می آید و روز قیامت همین افتخار و سربلندی مرا کافی است.
عون، شمشیر میان دشمن گذاشت و سی سوار و هیجده تن پیاده از آنان را به هلاکت رساند، آن گاه عبدالله بن قطنه طایی نبهانی(132) بر او ضربتی وارد ساخت و وی را به شهادت رساند.)
سلیمان بن قتة() تیمی در اشعاری که در مصیبت امام حسین علیه السلام سروده از عون چنین یاد می کند.
تیمی در اشعاری که در مصیبت امام حسین علیه السلام سروده از عون چنین یاد می کند.
عینی جودی بعبرة و عویل - و اندبی اءنْ بکیت آل الرسول 
ستة کلهم لصلب علی - قد اصیبوا و سبعة لعقیل 
واندبی اءنْ عوناً اخاهم - لیس فیما ینوبهم بخذول 
فلعمری لقد اصیب ذو والقر - بی فبکی علی المصاب الطویل 
یعنی: ای دیده! کرم نما و سرشکی با ناله بیفشان و بر خاندان پیامبر نوحه سرایی کن. شش تنشان از نسل علی و هفت تن از تبار عقیل به شهادت رسیدند. در مصیبت برادرشان عون، آه و فغان نما که در صحنه کارزار دست از یاری آن ها برنداشت. به جانم سوگند! از این مصیبت به ذوالقربی بس صدمه وارد شد.

 

محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیه السلام

مادر وی خوصاء دخت حفصة بن ثقیف بن ربیعة بن عائذ بن ثعلبة بن عکابة بن صعب بن علی بن بکر بن وائل() و مادر خوصاء، هند دختر سالم بن عبدالعزیز( بن مخزوم بن سنان بن مولة بن عامر بن مالک بن تیم اللات بن ثعلبه و مادر هند، میمونه دختر بشر بن عمرو بن حارث بن ذهل بن شیبان بن ثعلبة بن حصین بن عکابة بن صعب بن علی() است.
سروی می گوید: محمد، قبل از عون به میدان نبرد رفت و در برابر دشمن قرار گرفت و این رجز را زمزمه می کرد: 
اشکو الی الله من العدوان - فعال قوم فی الردی عمیان 
قد بدلوا معالم القرآن - و محکم التنزیل و التبیان )
یعنی: از دشمنان به خدا شکایت می کنم، جنگ با مردمی که کورکورانه در گمراهی اند. آن ها دستورات قرآن را رها کردند و نشانه ها و آیات محکم آن را به فراموشی سپردند.
وی ده تن از سپاهیان دشمن را به هلاکت رساند، آن گاه لشکریان، وی را به محاصره در آورده و عامر بن نشهل تمیمی وی را به شهادت رساند.
سلیمان بن قته در اشعار گذشته درباره او می گوید: 
و سمی النبی غودر فیهم - قدر علوه بصارم مصقول 
فاذا ما بکیت عینی فجودی - بدموع تسیل کل مسیل 
یعنی: همنام پیامبر میان آنان تنها ماند و آن ها با شمشیر آبدیده به سراغش آمدند. پس ای دیده من! چون خواستی گریه کنی، سیلاب اشکت را بر آنان فرو ریز.

***قاتل عبدالله بن حسن که بوده است ؟***

پاسخ در همین تاپیک ارسال شود.

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

پنج شنبه 19 مهر 1397  09:58 ق.ظ
تشکرات از این پست
v_saeidi124 mansoor67 faraji5 rezahossiny saraalighanbari1360 niny200527 lotfi64431 asker1333 kafokhon mr_nariiman sahel401 fsmuosavi rozgol ms57bd45 nargesza 13321342 alirezazaeri aza1393 fatemehza ma1393 f_assa
دسترسی سریع به انجمن ها