عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

يک روز درباغ وحش تهران

يک روز درباغ وحش تهران
چهارشنبه 27 بهمن 1389  02:34 ب.ظ


نويسنده:ارمغان زمان قمشي،وجيهه تيموري
درسرزميني ديگر!
آقاي«الهامي»مديرباغ وحش ارم تهران،مهندس علوم دامي است و با 34 سال سن و سابقه ده سال کاردراينجا ،بسيارجوان به نظرميرسد.ايشان دوسال به عنوان سرپرست حفاظت محيط زيست باغ وحش ،دوسال به عنوان کارشناس تغذيه و بهداشت حيوانات و ازشش سال پيش به عنوان مديريت باغ وحش ارم کارکرده است.
همان طورکه ما را به دفترش راهنمايي ميکند،ازخودم ميپرسم آيا ايشان اين مسافت رابه استقبال ما آمده يا از قضا درآن حوالي مشغول قدم زدن بوده؟!ديدن توله ببرچهارماهه زيبايي که مثل يک بچه گربه درمحوطه اين طرف و آن طرف ميرود،شوک دوم راوارد ميکند و مراکه عاشق گربه سانان هستم به سمت خود ميکشد.«ببري»راازتايلند آورده اند و قراراست همبازي و جفت آينده اش هم تا دوهفته ديگربه اينجا بيايد.
اينجا،سرزمين ديگري است!
درباغ وحش ارم چه ميگذرد؟
بي ترديد دوعامل اصلي موفقيت هرمجموعه کاري،تخصص و علاقه عوامل آن است،چيزي که درصحبت هاي آقاي الهامي به وضوح حس ميشود:«من ازبچگي به حيوانات علاقه مند بودم و با اينکه درتهران زندگي ميکرديم،يک دستگاه جوجه کشي درخانه داشتيم.تخم پرنده ها راتهيه و توسط دستگاه،جوجه کشي ميکردم.تعدادي پرنده تزييني ازقبيل قرقاول و کبک داشتم و به مارها علاقه مند بودم.رشته هاي انتخابي من براي تحصيل ،جانورشناسي،زيست شناسي و دامپزشکي بودند و بعدازقبولي دردانشگاه هم به فکرانجام کارمرتبط باعلاقه ام بودم.»
-«وبه اينجا آمديد.»
-«بله،ارم،تنها باغ وحش تهران است و ازسال 1371 ازخيابان وليعصر (روبه روي پارک ملت)به اينجا منتقل شده.105 گونه جانوري درچهارگروه پستانداران،پرندگان،خزندگان و آبزيان دراينجا نگهداري ميشوند،ازجمله پلنگ ايراني و آفريقايي،شير،توله ببر،شامپانزه،خرس قهوه اي،گوزن زرد ايراني(ازگروه پستانداران)،درناي تاجدار،بالابان،فلامينگو،کرکس،قرقاول و طاووس(ازگروه پرندگان)،تمساح پوزه کوتاه ايراني ،مارپيتون و بزمجه(ازگروه خزندگان )وچند گونه لاک پشت آبي ازگروه آبزيان.»
-«فکرميکنم نسل گوزن زرد ايراني مدتي پيش درخطر انقراض قرارداشت.درست است؟»
-«دوسال قبل تعدادي گوزن زرد ايراني دردشت ناز ساري و اروميه وجود داشتند و تعدادي هم توسط سازمان محيط زيست به حوالي کرخه برده شده بودند .ما با سازمان محيط زيست مکاتبه کرديم.مهندس جوادي و مديرکل دفترحيات وحش،مهندس محمدي ،بعدازبررسي و بازديد باغ وحش ،مکان مناسبي رادراينجا پيشنهاد دادند و پس ازطي مراحل کارشناسي،مجوزلازم ازسوي دکترنجفي صادرشد وما دوراس گوزن زرد ايراني ازپارک طبيعت پرديسان به باغ وحش آورديم.يک نرسه ساله و يک ماده دوساله.»
تغذيه
-«نگهداري کدام حيوان ازلحاظ تغذيه پرهزينه تراست؟»
-«شيرها،شيردرهروعده غذايي بين 15 تا 17 کيلو گوشت مصرف ميکند.»
-«گوشت راچگونه تهيه ميکنيد؟»
-«گوشتخواران باغ وحش،ازگوشت الاغ تغذيه ميشوند.هرهفته براي تغذيه شير،عقاب،شغال،گربه وحشي،سياهگوش و... 12 راس الاغ درکشتارگاه ذبح و جيره بندي ميکنيم.مسوولان هرقسمت،سهم غذاي حيوانات آن قسمت رامطابق برنامه تحويل ميگيرند،به عنوان مثال شيرها يک روز غذا ميخورند و درطبيعت هم همين طوراست.»
مراقبت و بهداشت
-«ديگرچه کارهايي لازم است براي حيوانات انجام داده شود؟»
-«هرروزصبح جايگاه حيوانات سرکشي ميشودواگرحيوان ازلحاظ ظاهر و سلامتي مشکلي نداشت،مرحله بعدي،نظافت کف قفس است که اگرسيماني باشد شستشو و ضد عفوني ميشود و اگرخاک باشد،جارو و سمپاشي هفتگي.سپس مسوول قسمت،براساس جيره غذايي،سهم گوشت،ميوه،ماهي و ...رابه حيوان داده و غذاخوردنش راکنترل ميکند،مثلا اگرازده حيوان،يکي ازآنها براي خوردن غذا جلو نيامد بايدمعاينه شود تا زخم دهان،دل درديا مساله ديگري نداشته باشد.مسوول قسمت همچنين بايد مراقب رفتارحيوانات و بازديد کننده ها باشد،چرا که حيوانات ممکن است باهم درگيرشوند- مثل گوزنها درفصل جفتگيري -وبازديد کننده ها نيز ممکن است فرضا دستشان راتوي قفس ببرند که خطرناک است.»
-«تا به حال اتفاقي هم براي بازديد کننده اي افتاده؟»
-«دراينجا خير،البته براي خودم چرا.يک روز که براي تزريق دارو وارد قفس بزهاي کوهي شده بودم،يکي ازبزها هول شد،خواست جست بزند اما با وزن حدود 70 کيلو به من برخورد کرد ،بطوري که بي هوش شدم...»
حتي وقتي اين خاطره راتعريف ميکند،لحن شاکي ندارد و کاملا مي تواني حس کني که ذره اي ازعلاقه اش به حيوانات کم نشده.خانم تيموري که او هم به حيوانات بسيارعلاقه دارد و همين علاقه ،مبناي تهيه اين گزارش شده ،دوست دارد درباره همه چيز بداند:«شيرسلطان جنگل است،آيا درقفس افسرده نمي شود؟»
-«ما آنها رادريک روز درميان به يک حياط 1500 متري ميبريم تا آزادترباشند البته همه رابا هم نمي شود برد،اگرهمه شيرهاي نر راباهم ببريم،رييسشان ميزند شيرهاي کوچکتر راناکارميکند!رييس و ملکه رابا هم ميبريم،بچه ها راجدا و ماده ها راجدا...»
من که بيشتربه سختي کارو هزينه ها فکرميکنم،باشنيدن اين جمله و تشابه آن با شعري که مهران مديري درنقش شاعر«مردهزارچهره»سروده بود،لبخند ميزنم:شير و پلنگ و خرس...گوشت و ميوه و ماهي...تميزکردن قفس جدا!ميپرسم:«البته گربه سانان با ليسيدن ،خودشان راتميز ميکنند اما ما به خاطر تميزي ظاهرآنها،با اسپري آب،به کمکشان مي رويم. درقفس آنها ديوارکاذبي وجود دارد که وقتي حيوان براي تغذيه به قسمت پشتي هدايت ميشود،مسوول آن ،درقسمت ديگربه تميز کردن قفس ميپردازد.»
گوزن لب شکري
-«آيا تا به حال جانورناقص الخلقه اي درباغ وحش به دنيا آمده؟»
-«حيوانات ناقص معمولا ميميرند اما مواردي داشتيم مثل گوزن لب شکري که شيرخوردن برايش سخت بودوچون سوراخ هاي بيني اش ازبين رفته بود نمي توانست تنفس کند...ياحيواني که بصورت يا حيواني که بصورت مادرزاد،يک چشمش نابينا بوده.»
-«حيواناتي راکه مي ميرند چه ميکنيد؟»
-«آنها بايد کالبدشکافي شوند تا اگرتشخيص داده شد که دچاربيماري مسري بوده اند اقدامات لازم براي جلوگيري ازانتقال بيماري به ديگران انجام شود.به همين دليل امکان تاکسيدرمي کردنشان وجود ندارد و اجساد بعداز قرارگرفتن درکيسه و چاه مخصوص ،آهک پاشي ميشوند تا هرچه زودترتجزيه شوند.»
خانه يا باغ وحش؟مساله اين است!
-«نظر شما درموردنگهداري حيوانات درخانه چيست؟»
-«خوب ما بهترنياز حيوان رادرک ميکنيم،مثلا شما حيواني رادرخانه داريد و شنيده ايد که گوشت ميخورد،همان را بدون توجه به ساير شرايط حيوان به آن ميدهيد،آن هم مجبور است بخورد!»
خانم تيموري که درخانه،لاک پشتي رانگهداري ميکند،دوباره ميپرسد:«آيا مردم ميتوانند حيوانشان رابه باغ وحش بسپارند؟»
-«بله ،بعد هم مي توانند به رايگان آمده و آن راببينند ،ما هم درمورد سلامتي اش به آنها تعهد ميدهيم.
گاهي پيش آمده مردم حيواني راکه درجاده با ماشين تصادف کرده،پيش دامپزشک ميبرند و بعد چون بازگشت آن حيوان به طبيعت،برايش سخت است،به باغ وحش تحويلش مي دهند .»
-«عجيب ترين حيواني که مردم اهدا کرده اند چه بوده؟»
-«گرگ وعقاب هم آورده اند،اما معمولا طوطي،سنجاب،مرغ عشق ،آهو و قوچ است.البته گربه هم مي آورند اما ما نميپذيريم.خودمان سه گربه پرشين داريم که کافي است.»
-«فروش هم داريد؟»
-«بله اگرکسي مجوز محيط زيست رابگيرد مي توانيم حيوان موردنظرش رابه او بدهيم،فرضا حيواناتي رابه باغ وحش هاي شهرهاي ديگر فروخته ايم.البته مواردي مثل مرغ عشق،فنچ،مرغ و خروس وخرگوش نيازي به اخذ مجوز ندارند و به صورت روزمره به فروش ميرسند.»
-«زادوولد زياد جانوراني مثل خرگوش دراينجا چگونه کنترل ميشود؟آيا  ازعقيم سازي استفاده يمکنيد؟»
-«لزومي ندارد،اغلب با جدا کردن نروماده اين کاررا انجام ميدهيم.حيواناتي مثل خرگوش هم براي تغذيه و گوشتخواران و مارها استفاده ميشوند.گاهي مازاد حيوانها رابه باغ وحش هاي ديگرميدهيم.»
-«کانگورو آدم را به ياد استراليا مي اندازد و گاو درهند،مقدس به شمارميرود.ايران با کدام جانورانش شناخته ميشود؟»
-«پلنگ ايراني ،گورايراني ،گوزن زرد و يوز ايراني .تمساح ايراني ...»
-«که به انسان کاري ندارد!»
-«بله،تمساح ايراني خجالتي است و تا تحت استرس و تحريک شديد قرارنگيرد،کاري به آدم ندارد.»
درانتظارفيل!
-«اضافه کردن هرگونه جانوري به باغ وحش چقدرهزينه و درد سر دارد؟»
-«بعضي گونه ها رادراينجا نداريم،مثل فيل و زرافه.امسال قراراست«وزير ورزش و محيط  زيست»سريلانکا ،يک جفت فيل آسيايي به ما بدهد.بعضي گونه ها رااصولا نمي توان با شرايط آب و هوايي تهران مطابقت داد،مثل خرس قطبي سفيد و پنگوئن و اسب آبي که گرم کردن محل زندگي اش دشواراست.نگهداري از زرافه هم آسان نيست.به هرحال درمواردي که امکان نگهداري وجوددارد ،مانهايت تلاشمان رامي کنيم ،به عنوان مثال من،خودم تمساح ها رابا هواپيما ازچابهار به اينجا منتقل کردم.اينها صدسال عمرميکنند و من آن موقع ديگرنخواهم بود اما خوشحالم که مي توانم به پسرم بگويم من اين رادرآورده ام.اگرازگونه اي کم داشته باشيم-مثل پلنگ ايراني و سياهگوش که هرکدام فقط يک قلاده اند-باسازمان هاي مربوطه جهت تامينش مکاتبه ميکنيم ودرهمين جا ازآنها تقاضا ميکنم کماکان و همان طورکه قبلا با ما همکاري کرده اند،به باغ وحش ارم کمک کنند تا گونه هايمان تکميل شود.اينجا خصوصي نيست و به بنياد مستضعفان تعلق دارد.گمرک فرودگاه مي تواند وقتي حيواني رااز مختلفي ميگيرد،صورت جلسه نموده و به جاي معدوم کردن ،آن رابه باغ وحش هديه کند.من باغ هاي وحش کشورهاي خارجي راديده ام،ممکن است شيکترازمال ما باشند اما قيمت بليتشان هم 20 دلاراست،يعني تقريبا بيست برابر بليت هزارتوماني اينجا .آنها براي ورود دوربين و عکس انداختن با حيوانات هم پول جداگانه اي دريافت ميکنند و ما تنها باغ وحش دردنياييم که براي اين کارپول نمي گيريم.خوشبختانه درميان مردم هم افرادي هستند که به باغ وحش لطف دارند و کمک ميکنند،مثلا مي آيند و مي گويند که مي خواهند باهزينه شخصي براي حيوانها جايگاه بسازند يا ما شماره حساب شرکت رابراي کمک دراختيارشان ميگذاريم.»
چيزهايي که نمي دانيم
-«بازديد کننده هاي معمولي چه نکاتي رابايد هنگام بازديد ازباغ وحش رعايت کنند؟»
-«متاسفانه بعضي ها که بدون داشتن اطلاعات و مطالعه قبلي مي آيند،فکرميکنند به حيوانات رسيدگي نمي شود،مثلا ميگويند چرا شيرها خوابند و تحرک ندارند،درحالي که شيردرطبيعت هم 16 الي 17 ساعت درشبانه روز مي خوابد يا لم ميدهدو 7-8 ساعت ،آن هم درسايه و خنکاي عصر و صبح زودبه شکار،چرا وبازي مي پردازد،طبيعتش اين است که درطول روزاغلب بخوابد...يا مثلا ميگويند قفس گرگ ها بو مي دهد و خيال ميکنند تميزنمي شود درحالي که ما هرروز قفس ها راتميز و ضدعفوني ميکنيم اما بعضي حيوانات از خودشان بو متصاعد مي کنند ياادرارو مدفوعشان بوي خاصي دارد که ممکن است بلافاصله بعدازتميزکردن جايگاهشان نيز،اين بو به مشام برسد.
گاهي به ظاهرحيوان گير ميدهند که اين چرا اين شکلي است،درحالي که حيوانات درطول سال ممکن است تغيير پوشش بدهند ،به عنوان مثال موي بدن شتردرفصل زمستان بلند ميشود و بعد ميريزد.
ما مي توانيم دريک مرحله با ماشين موهايش رابزنيم اما شتر آزرده ميشود چون دوست دارد خودش رابه زمين و درخت بمالد تا اينکاربه شکل طبيعي انجام شود. حالا يک نفر درطي اين مراحل مي آيد و مي گويند چرا شتر گري گرفته است!گوزنهاي نرهم سالي يک بار شاخ اندازي دارند و شاخ هاي جديد و بلندتري درمي آورند که از روي آنها مي توان سنشان راتعيين کرد.بدنيست افراد بامطالعه قبلي به اينجا بيايند. متاسفانه ما درکتب درسي دوران تحصيل بچه هايمان ،درسي با عنوان باغ وحش يا نگهداري حيوانات نداريم و به ذکر چندنکته مختصر درکتاب علوم بسنده ميکنيم اما دربعضي کشورهاي خارجي دبيرستان هاي مخصوصي براي افراد علاقه مند وجود دارد که کارشناساني دراين زمينه تربيت کند.مسوولان صدا و سيما هم ميتوانند براي ترويج فرهنگ دوستي با حيوانات،سياست هايي اتخاذ کنند و به مردم آموزش بدهند.بعضي ها مي آيند و دوست دارند هرکاري ميکنند،کسي چيزي به آنها نگويند،برفرض به سمت حيوان پفک يا سنگ پرت ميکنند تا تکان بخورد.من از اين عزيزان مي خواهم که با رفتار طبيعي حيوان کاري نداشته باشند،مثلا طاووس نرفقط درشرايط خاص و براي جفتيابي درفصل بهارپرباز ميکند و اگربخواهيم اورابا آزاردادن مجبور به اين کارکنيم کاردرستي انجام نداده ايم.»خانم تيموري ميگويد:«بله،من کساني راديده ام که به طاووس مي گويند«پاهات زشته،پاهات زشته» تا به آن بر بخورد و براي نشان دادن زيبايي اش،پربازکند!»آقاي الهامي ادامه ميدهد:«اگرهم بخواهيد به حيوانات غذايي بدهيد آن را دراختيار مسوول قفس بگذاريد چون اولا براي بعضي حيوانها پرخوري خوب نيست ثانيا ممکن است حيوانات سرهمان غذا با هم درگير بشوند و يکيشان بيشتربخورد و ديگري کمتر.»
چه کسي ميتواند ببري رادرآغوش بگيرد؟!
با توضيحات کامل و مفيد آقاي الهامي ،به اين نتيجه ميرسيم که حالا مي توانيم مثل دوبازديد کننده متمدن(!)و فهميده به ملاقات حيوانات برويم!
درآغاز به جايگاه گربه سانان سرميزنيم،جايي که آقاي «صادقي» 26 سال است مسووليت آن رابرعهده دارد.او همچنان که با «ببري» بازي ميکند،پلنگ 9 ساله ايراني به نام «ريکا»و پلنگ 12 ساله آفريقايي به نام «لاسا»رانشانمان ميدهد.پلنگ ايراني خوش اندامتر و به يوزشبيه است،درحالي که پلنگ آفريقايي شکم نسبتا بزرگي دارد.درآغوش گرفتن «ببري»که احتمالا طي چندماه آينده،ديگرجرات نزديک شدن به او رانخواهيم داشت،حس خوبي به ما ميدهد.اين توله ببر زيبا، هر4 ساعت يکباربا گوشت مرغ وشيرتغذيه ميشود.
نعره شيرها طنين عجيبي درفضا دارد ،بطوري که حتي از پشت ميله هاي قفس ،آدم رامي ترساند.دوشير نر به خواب فرو رفته اند:«سلطان»که 16 سال و 6 ماه دارد و «اسد»که 17 ساله است.
ازآقاي الهامي مي پرسم که چه کسي و برچه اساس براي آنها اسم انتخاب ميکند؟:«سعي ميکنيم با توجه به نوع جانور،يک اسم شاد برايش انتخاب کنيم.اسم «ببري»و«شروين»(شامپانزه باهوش و دوست داشتني باغ وحش)رامن گذاشته ام .براي شيرها ازاسامي مثل قدرت،سلطان،تيزپنجه،و ملکه استفاده کرده ايم.»
-«آيا حيوان خاصي هست که خود شما اورابيشتردوست داشته باشيد؟»
-«من هميشه به جوجه پرندگان و گربه سانان بيشترعلاقه داشتم.گاهي پيش مي آيد که حيواني رادوست داري و به بچه آن هم علاقه مند ميشوي.بطورکلي پستانداران عاطفي ترند،بخصوص گربه سانان و پريماتاها(ميمونها)،قوچ،آهو،اسب،سگ و گربه اما همه حيوانات محبت رامي فهمند.گاهي يک نفر براي ميموني موزيا آبميوه و بستني مي آورد و حيوان ديگر اوراميشناسدو برايش پشتک ميزند و جلو مي آيد و بااو دست ميدهد! حتي شيرکه ظاهري خشن دارد،وقتي مسوول قفسش که با او آشناست ،به نرده ها دست ميکشد،مي آيد و صورت خودش رابه کف دست او مي مالد.»
-«ازخاطرات تلخ و شيرينتان براي ما بگوييد.»
-«تلف شدن يک حيوان مي تواند خاطره بدي باشد اما بچه دارشدن آنها خوشحالمان ميکند.»
مهرباني با حيوانات
باتشکرازآقاي الهامي،ازايشان خداحافظي ميکنيم تا بقيه قسمت هاي باغ وحش راببينيم .کاملا واضح است که نمي توان باغ وحش ارم رابا باغ وحشي که قبلا دريکي ازشهرستانها ديده بودم مقايسه کرد.اينجا تميز و مرتب است و به نظر ميرسد حيوانات،غمي به جزدوري از ديارندارند!
بچه هاي پيش دبستاني پيام به همراه مربيشان،آقاي سلطاني ،براي خوردن ناهار درگوشه اي نشسته اند.
دنبال قفس ميمون ها ميگرديم،چون تعريفشان رازياد شنيده ايم.کمي مانده به مقصد،با کمال تاسف پسري راميبينيم که سيگارروشنش راازبين ميله ها به سم سگ بيچاره اي گرفته اما باديدن ما از شيطنت منصرف ميشود.مسوول بخش ميمونها هم درتوضيحاتش به حرکات زشتي مشابه اين اشاره ميکند:«پيش آمده که يک نفر روي پفک چسب ريخته و آن رابه ميمونها تعارف کرده تا دهان و انگشتان حيوان بيچاره به هم بچسبند يا لا به لاي ميوه تيغ ميگذارند و به ميمون بينوا مي دهند.»
آموزه هاي ديني و فرهنگ باستاني ما همه و همه مهرباين با حيوانات و گياهان راتوصيه ميکنند.
چگونه است که اين قدربي رحمانه به آنها بي توجهيم ،بطوري که حتي گاهي آدم شک ميکند باغ وحش،آن طرف ميله هاست يا اين طرفشان؟!
کنارقفس ميمونها،درست همان صحنه اي راکه آقاي الهامي درموردش هشدارداده بود ميبينيم.
يک نفربراي ميمون سياه که دستش رابه علامت خواستن خوراکي از لا به لاي ميله ها دراز کرده،نوشابه اي پرت ميکند و بقيه ميمونها هم براي آنکه بي نصيب نمانند جلو آمده و همگي با هم درگير ميشوند.
اميدوارم شما چيزهايي ازاين گزارش ياد گرفته باشيد که اگربه يکي از باغ وحشها سرزديد،به درد ساکنان بي زبان آنجا بخورد!
منبع:جوانان امروز،شماره 2075.

nikaeen

nikaeen

nikaeen
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1389 
تعداد پست ها : 225
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها