عضویت العربیة English
امام علی علیه‌السلام: برترین جهاد آن است که انسان روز خود را آغاز کند در حالى که در اندیشه ستم کردن به احدى نباشد. من لا یحضر الفقیه، ح 5762

سنگر ميعادگاه ملاقاتم با خدا است

سنگر ميعادگاه ملاقاتم با خدا است
چهارشنبه 27 بهمن 1389  02:44 ب.ظ

شهيد علم الهدي: سنگر ميعادگاه ملاقاتم با خدا است

 

راستي چه خوب است از اين فرصت استفاده كنم و با قرآن اشنا شوم. آيات جهاد،شهادت،تقوي،ايمان ،.....همه را پيدا كنم و سنگر ،كلاس درسم باشد،و ميعادگاه ملاقاتم با خدا بشود.سنگر،محرابم گردد،خانه اميدم شود و قبله دومم.

من در سنگر هستم .در اين خانه محقر،در اين خانه فرياد و سكوت، فرياد عشق و سكوت،در اين سرد و گرم ،سردي زمستان و گرماي خون،در اين خانه ي ساكن پر جوش و خروش،سكون در كنار رودخانه و هيجان قلب و شور شهادت ،خانه نمناك و شيرين .كوچكي قبر و عظمت آسمان .

امشب پاس دارم.ساعت يك و سي ونه دقيقه،چه شب با شكوهي است .من به ياد انس علي ابن ابيطالب با تاريكي شب و تنهايي او مي افتم .او با آسمان پر ستاره سخن مي گفت،سر ،در چاه نخلستان ميكرد و مي گريست.در همين تاريكي شب علي بر مي خواست و به نخلستان مي رفت .فاطمه وضو مي گرفت ،پيامبر به سجده مي رفت ،وحسن و حسين به عبادت مي پرداختند.اين خانه كوچك است ،اين سنگر ،اين گودي در دل زمين،اين گوني هاي بر هم تكيه داده شده ،پر از حرف است .فرياد است، غوغاست،صداي پر محبت اصغر ، و حرف زدن آرام رضا و خوش زباني منصور ؛بغض،گلويم را گرفته ،قطرات اشكم هديه تان باد .تنهايي عميق ترين لحظات زندگي يك انسان است.

خدايا ! اين خانه ي كوچك را براي من مبارك گردان . در اين چند روز با خاك انس گرفته ام، بوي خاك گرفته ام.حال مي فهمم كه علي ابن ابي طالب چگونه مي فرمايد: سجده اي نماز ،حركت اول ،خم شدن روي مهر،اين معنا را ميدهد كه خاك بوده ايم ، حركت دوم اين معنا را داردكه از خاك بر خواسته ايم،متولد شده ايم ،حركت سوم،رفتن دوباره به خاك،به اين معناست كه دوباره به خاك بر مي گرديم، مرگ . وحركت چهارم ، به اين معناست كه دوباره زنده مي شويم،حيات قيامت.

اما در اين سنگر هميشه در كنار اين خاكيم و خاك پناهگاهمان است .درون سنگر با خود سخن مي گويم.راستي چه خوب است از اين فرصت استفاده كنم و با قرآن اشنا شوم. آيات خدا را بخوانم،حفظ كنم و سپس زمزمه كنم و بعد شعار زندگي قرار دهم. باشد كه اين دل پر هيجان و تپش را آرامش دهد و بعد با آن براي خود توشه سازم و توشه را راهي سفرم گردانم و در انتظار شهادت بمانم. آيات جهاد،شهادت،تقوي،ايمان ،.....همه را پيدا كنم و سنگر ،كلاس درسم باشد،و ميعادگاه ملاقاتم با خدا بشود.سنگر،محرابم گردد،خانه اميدم شود و قبله دومم.از فردا حتما بيشتر قران خواهم خواند.

در اين خانه ي كوچك كه انتخاب كرده ام ،روزها به گونه اي ميگذرد و شب ها به گونه اي ديگر.روزها در تنهايي با خود سخن مي گويم و با دوستانم،در جمع.در لحظاتي كه اسلحه را بر دوش دارم به فكرذوالفقار مي افتم؛به فكر ابوذر و دست پر توان او ...
خدايا اين اسلحه را در دست من به سر نوشت آن شمشيرها نزديك گردان .....


آرزویم تنها اینست که روزی به یک قطره ، تنها یک قطره از دریای پهناور عشق و شعور و نگاه بلند این مردان خدایی برسم.
شهدا دستم را بگیرید.
خواندن این نوشته ها مثل همیشه بر شرم اینگونه زنده بودنم می افزاید.
شهدا رهایم نکنید.
خادم کوچک شما

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها