عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

جشن هاي ايران باستان(جشن سده)

جشن هاي ايران باستان(جشن سده)
چهارشنبه 27 بهمن 1389  06:55 ب.ظ

جشن هاي ايران باستان(جشن سده)

 

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.”

 

برگزاري جشن سده:

الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.

ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.

ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان، و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.  

ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

سده همان سدمين است-

درحاشيه مقاله   محمد دادفر

پرداختن به جشن هاي آب و آتش ايراني کار پسنديده اي است و برگزاري اين جشن ها در سرزمين ما کاري شايسته .برگزاري جشن هاي سده و مهرگان و يلدا و ... نماد باستان گرايي يا کهنه پرستي و کهنه ستايي نيست بلکه احترام به مردم اين سرزمين و نياکان آنهاست . شکست سرما، پيدايي آتش ، آغاز بارش و يا زنده و سبز شدن زمين چيزهايي نيست که به دين خاصي بسته باشد و يا موهومات خرافي باشد.هرکه در ايران زندگي مي کند مي داند با آبان سرما و بارندگي سر مي رسد و از نيمه بهمن کمر سرما شروع به شکستن مي کند و در نوروز شکوفه ها و سبزه ها مي رسند و " جهان جوان مي شود" .
 مسلمانان عزيز در کشور هاي عربي جشن مهرگان ايرانيان را گرفته اند و به هر بهانه اي "مهرجان" برگزار مي کنند و راديو تلويزين ما هم از برگزاري آن ها خبر مي دهد در حالي که هنوز در ايران تلاش مي کنند نوروز و سده و مهرگان را به خرافات پيوند بزنند و از تقويم بزدايند.
به اميد روزي که به جاي همه سوگ ها سور بنشيند و ميهن ما بهاران در بهاران باشد.
به گمان من بهترين تعريف سده ، همان سدمين روز زمستان بايد باشد. مشکلي که در تعريف اين جشن و جود دارد اين است که دريافت "سدمين" روز زمستان در همه جاي سرزمين ايران قابل درک و دريافت نيست . اولين کساني که جشن سده را پايه گذاشته اند در نواحي مرکزي ايران و تقريبا فارس و اصفهان کنوني زندگي مي کرده اند. در اين نواحي و به ويژه فارس و تخت جمشيد و پاسارگاد زمستان ١٥٠ روزه – اول آبان تا آخر اسفند- و تابستان ٢١٠ روزه – از نوروز تا پايان مهر - مفهوم پيدا مي کند.شرايط اقليمي تهران امروز يا خراسان و خوزستان متفاوت از آن نواحي است .
اغلب کساني که به تعريف سده پرداخته اند به شرايط اقليمي نگاه نداشته اند و همين سبب شده به اجتهاد بپردازند و تعاريف و معاني گوناگون بيافرينند.
اگر به آن سامان برويد متوجه مي شويد - مثلا در  شيراز- از دهم بهمن که به اصطلاح محلي ها سهيل مي زند و "تک" سرما مي شکند ، چقدر تغيير هوا به سمت اعتدال مشهود است.
 سرمازدگان عهد قديم که کار و کشت را کنار گذاشته و در بيداد سرما مي سوخته اند، شکست سرما را بايد جشن مي گرفته اند . آن ها که مثل امروز از نعمت نفت و گاز و برق برخوردار نبوده اند و ماشين هايشان هم بخاري نداشته و آبگرمکن هم نداشته اند تا مداوم با آب گرم خود را بشويند، بنا براين سرما را ديوي مي پنداشته اند که بر زندگي آنها سايه افکنده و شکست او بازگشت زندگي دوباره است.
 البته بدانيم که در همان زمان سرما در بسياري نقاط ديگر تازه جان گرفته و به بيداد مشغول است.مثلا در آذربايجان يا کردستان ، شکست سرما  در اين زمان معني ندارد و پايان  سرما در نوروز است و طبيعي است اگر بدون در نظر گرفتن شرايط اقليمي ، جشن سده تعريف شود شکستن سرما در پايان چله دوم مصداق پيدا نکند.
دوشنبه 22 بهمن 1386
مشاهده :421 مرتبه
منبع  :ویکی پدیا
فرستنده : رزا-رام
اطلاعات كامل
hossein3010

hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها