عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده

معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده
چهارشنبه 27 بهمن 1389  07:04 ب.ظ

معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده

معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده

مهناز لنکراني *

چکيده

مقاله ي حاضر با ديدگاهي انتزاعي بنابر مدل برنامه ريزي آموزشي استراتژيک در قالب بازانديشي ساختارهاي آموزش و پرورش به بررسي نظام آموزشي و چالش هاي رو در روي معلمان در 20 سال آينده مي پردازد.

در اين مدل، دورنماي نظام آموزشي و رسالت و مأموريت نظام آموزشي در آينده مورد بررسي قرار مي گيرد و محورهاي اساسي سازمان يونسکو در سال هاي آينده مورد تاکيد واقع مي شود و در پايان مقاله، پيشنهادهاي اصلاحي در نظام آموزشي آينده مطرح مي گردد.

 

معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده، مستلزم پيش بيني زيربناي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، و سياسي جامعه را تشکيل مي دهد و مي توان اين موضوع را با نگاه برنامه ريزي آموزشي استراتژيک مطرح نمود. در مدل برنامه ريزي آموزشي استراتژيک، دورنماي آموزش
و پرورش در سال هاي آينده تبيين مي گردد اين دور نما با توجه به تغييرات ساختاري جامعه در چهار زمينه اصلي جامعه شناسي، سياسي، اقتصادي و تکنولوژي و همچنين تغييرات جمعيتي مورد مطرح و بررسي قرار مي گيرد.

((راجر کافمن و جري هرمن فرايند برنامه ريزي آموزشي استراتژيک را در قالب سه زمينه ي اصلي شامل بازانديشي ساختارها، بازسازي ساختارها و بازآفريني ساختارها بيان نموده اند)) (مشايخ، 1308، ص 61)

امر بازانديشي شامل دورنگري وضعيت آموزشي در آينده است اين وضعيت با گردآوري اطلاعات در مورد درونداد آموزش و پرورش، باورها و عقايد و ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي مأموريت و رسالت آموزش و پرورش و نيازسنجي آموزش و پرورش تحقق مي پذيرد. در دروندادهاي نظام آموزشي اعم از دانش آموزان، نيروي انساني آموزش دهنده، فضاهاي آموزشي، تجهيزات و محتواي منابع آموزشي در 20 سال آينده به کلي متحول مي گردد. در اين دوره، خيز دوم جمعيتي ايران که حاصل رشد جمعيتي سال هاي دهه 60 و 70 در کشور بوده و متولدين سال هاي مذکور به سن تشکيل خانواده رسيده اند، ايجاد مي شود در اين جهش دوباره ي جمعيتي، جمعيت کشور به حدود 90 ميليون نفر در سال هاي 1390 تا 1400 بالغ مي گردد و البته ساختار جمعيتي و هرم جمعيتي باز هم به سمت و سوي جمعيت جوان است بنابراين آموزش و پرورش همواره با مسأله ي بودجه
 و هزينه هاي افزاينده جهت تامين فضاهاي آموزشي جديد و تامين نيروي انساني مواجه است.

ساير اطلاعاتي که در مورد وضعيت آموزشي در 20 سال آينده مورد نياز برنامه ريزان است به تفکيک در زمينه هاي زير مشخص مي گردد (996,OCDE)

* مهناز لنکراني  دکتراي علوم تربيتي

 

 

- سطح سواد جمعيت بزرگسالان

- پراکندگي سطح سواد بر حسب جنسيت

- نسبت جمعيت جوان

- نرخ اشتغال بر حسب سطح تحصيلات

- هزينه ي اشتغال بر حسب سطح تحصيلات

- هزينه ي آموزش منابع انساني و مالي

- هزينه ي آموزش بر حسب درصد توليد ناخالص، درصد توليد ناخالص ملي

- سهم آموزش در هزينه هاي دولت

- تعداد دانش آموز به تعداد معلمان

- تحصيل در سطوح مختلف آموزشي

- نتايج تحصيلات از ديدگاه بازار کار

- سطح تحصيلات و درآمدها

- نرخ بيکاري فارغ التحصيلان نظام آموزشي (مشايخي، 1380،ص 55)

نرخ با سواد بزرگسالان در حال حاضر در کشور ايران 6/68 درصد بوده و نرخ اشتغال به تحصيل در سه سطح نظام آموزشي 84 درصد بوده و نشانگر توسعه ي انساني در کشور برابر 781/0بوده است قابل ذکر است نرخ سواد بزرگسالان در کشورهاي توسعه يافته ي صنعتي 5/98 درصد
و نشانگر توسعه ي انساني برابر 911/0بوده است(
1997,UNDP)

با ملاحظه ي تفاوت اين نشانگرها مأموريت جاري آموزش و پرورش در سطح کلان، که ارتقاء اين شاخص ها تا سطح کشورهاي توسعه يافته است، مشخص مي گردد. افزون بر موارد ذکر شده از جهت کيفيت و تغيير محتواي منابع آموزشي در سال هاي آينده، رويکردهاي جديدي مطرح
مي گردد. در کنفرانس جهاني آموزش و پرورش
(ICE) درباره ي اهميت چالش هاي آموزش و پرورش در سال هاي آينده بيان شده است. استراتژي هاي توسعه ي آموزش و پرورش در آينده بايد مبتني بر محورهاي زير باشد:

- آموزش شهروندي، آموزش مهارت هاي اجتماعي، آموزش پيشگيري از خشونت

- آموزش مبتني بر تنوع و تفاوت هاي فرهنگي، آموزش مبتني بر تنوع زبان مادري

- آموزش ديجيتال و ICT(2001, ICE)

موضوعات ذکر شده بر تفاوت عناوين و محتواي آموزش در حال حاضر و آينده تاکيد مي کند و در حال حاضر فعاليت هاي آموزشي عمدتاً بر انتقال دانش و اطلاعات و با روش هاي سنتي انجام مي شود و معلمان فرايند آموزش و پرورش را شامل تدريس يک کتاب مشخص در زمان مشخص با روش هاي معلم محور و در نهايت امتحان مشخص از اطلاعات فراگيران تلقي مي کنند و دانش آموزان نيز عمده ي فعاليت يادگيري را خواندن و تکرار و از حفظ کردن مطالب تلقي مي نمايند و البته در نظام آموزش و پرورش که هدف عمده ي آن آمادگي براي ورود به دانشگاه و گذر از سد کنکور است راه حل ديگري باقي نمي ماند. بدين ترتيب فارغ التحصيل دبيرستاني با احراز مهارت هاي شهروندي
و مهارت هاي اجتماعي و آموزش هاي سطوح بالاتر، فاصله ي زيادي دارد.

در حالي که 4 محور اساسي يادگيري مورد نظر سازمان يونسکو شامل يادگيري براي دانستن، يادگيري براي انجام دادن، يادگيري براي زندگي و بالاخره يادگيري براي زندگي مسالمت آميز بوده است. در سال هاي آينده محورهاي اساسي يادگيري مورد تاکيد قرار مي گيرد.

 

يادگيري براي يادگيري                                                            Learning to Learning

در زمينه ي يادگيري براي يادگيري و دانستن، فراگيري به جاي حفظ کردن مطالب، همان مسيري را که دانشمند در فرايند توليد علم و دانش طي نموده اند بازآفريني مي کند و با روش حل مسأله، عملاً با نحوه ي ساخت دانش آشنا مي شود.

((در اين شيوه از يادگيري، دانش آموزان با دقت با ارکان يک مبحث علمي يعني نظريه، مفاهيم تازه، اصول و قوانين آشنا شده در موقعيت هاي جديد با مسأله ي جديد مواجه مي شوند و براي حل آن اقدام مي نمايند. آنها جمع آوري و طبقه بندي اطلاعات اقدام مي کنند. و به حدس ها و راه حل هاي احتمالي براي حل مسأله، دست مي زنند. آنگاه فرضيه ها را در عرصه ي عمل مورد آزمون قرار مي دهند و از شواهد و دلايل کافي براي رد يا تاييد آن استفاده مي کنند و در نهايت به پذيرش فرضيه ي مدلل و قابل قبول مي پردازند)) (سعادتمند و همکاران، 1380، ص 37)

شيوه ي حل مسأله و شيوه ي پرورش خلاقيت از روش هاي مؤثر تدريس است که نظريه پردازان شناختي از آن پيروي مي کنند. در اين روش ها دانش آموزان از حالت انفعالي به حال فعال در آمده و فرايند ياددهي ـ يادگيري به فعاليتي لذت بخش تبديل مي گردد.

از ديدگاه فراشناختي، دانش آموزان بر فرايندهاي ذهني خود نظارت فعال دارد و فعاليت هاي ذهني خود را شخصاً تنظيم و بازسازي مي کند و تفکر انتقادي يکي از اجزاي برنامه ريزي درسي تلقي مي گردد (همان منبع، ص 40)

در زمينه ي آموزش براي انجام دادن يا Leaning to diony آموزش بايد متضمن توازن و تعادل ويژه اي بين آموزش نظري و کار عملي باشد. برنامه ي ويژه ي اين امر بايد توسط افراد با صلاحيت و با همکاري مجامع حرفه اي و اولياي امور آموزشي فني و حرفه اي تدوين گردد. اين برنامه بايد بر مبناي برداشت تجربه گرا و حل مسأله و روش تحقيق صورت گيرد به نحوي که دانش آموز با طيفي وسيع از رشته هاي تکنولوژيکي و کارهاي توليدي آشنا شود و مهارت هاي علمي استفاده از ابزار، روش هاي تعمير و  نگهداري ابزار را بياموزد و روحيه ي توليد و خلق و آفرينش داشته باشد.

((توانايي ايجاد ارتباط و اندازه گيري و محاسبه ي دقيق داشته باشد، ارتباط و وابستگي با مقتضيات محيط برقرار کند و آشنايي با فنون و حرفه ها در برنامه هاي آموزش عمومي به نحوي تنظيم گردد که تغييرات تکنولوژيک را درک نموده خود را با آنها سازگار کند و مهارت هاي عملي را براي اصلاح خانه و اجتماع و بهبود کيفيت زندگي و اوقات فراغت به کار گيرد)) (بيهقي، 1377، ص 18)

در زمينه ي يادگيري براي زندگي Learning to Live آموزش و پرورش در سال هاي آينده با چالش هاي زير روربرو است:

- آموزش و پرورش چگونه در نرخ، ساختار و خصوصيات رشد اقتصادي تأثير مي گذارد؟ به عبارت ديگر آيا آموزش و پرورش به رشد نابرابري ها و گسترش فقر کمک مي کند يا آن را کاهش مي دهد
 و هزينه ي فرصت هاي از دست رفته فراگيران که صرف آموزش شده چگونه جبران مي شود؟

- آيا آموزش منجر به اشتغال مي شود؟

- آيا آموزش زنان بر ساختار خانواده و کنترل جمعيت تأثير مثبت دارد؟

- آيا آموزش به کاهش جرم و جنايت و اعتياد منجر مي گردد؟

- آيا آموزش زيربناي اعتقادي و ارزش جامعه را تقويت مي کند؟

- آيا آموزش به کاهش مهاجرت از روستاها به شهر و کنترل رشد شهر نشيني منجر مي شود؟

- آيا آموزش موجب بهبود کيفيت زندگي مي گردد؟

ملاحظه مي گردد آموزش براي زندگي بهتر، مسائل متعددي را مورد نظر قرار مي دهد که هر مقوله، مستلزم برنامه ريزي ويژه اي است و البته اين مهم بدون تعامل با ساير سازمان ها و حمايت عوامل برون سازماني از سياست هاي آموزشي ميسر نيست به عبارت ديگر موفقيت هر برنامه در گرو تعهدي است که ارکان نظام سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي کشور به اجراي آن برنامه دارد.

در زمينه ي آموزش براي زندگي با يکديگر Learning to Live together در کنفرانس جهاني آموزش
 و پرورش
2001 استراتژي هاي زير مطرح شده است.

نقل از Edueation for ALLFor

Learning to Live together 2001 p46

توسعه ي دانش و ظهور رشته هاي جديد

در 20 سال آينده، رشته هاي جديدي در حيطه ي دانش، خودنمايي مي کند اين رشته ها در زمينه هاي مهندسي ژنتيک، بيوشيمي پيشرفته، الکترونيک ديجيتال، اطلاعات اپتيکي، ويدئوهاي متحرک پيشرفته، علم روبوتيک، کامپيوترهاي پيشرفته و تحليلي، ليزرها، اپتيک فيبري، ميکروويو، سفينه هاي پيشرفته، مقاومت هاي فيبري، سوپر هادي ها، طراحي ملکولي و بسياري رشته هاي ديگر که شايد تصور آنها نيز مشکل است (ساليوان، 2004) براي آموزش رشته هاي جديد در قالب نظام آموزشي، تحولات ساختاري عميق در اين نظام اجتناب ناپذير است آيا معلماني که با نظام قالبي، آموخته هاي يکنواخت و غير قابل انعطافي دارند قادر خواهند بود نيازهاي متنوع فراگيران را پاسخ گويند؟

چنانچه معلمان نتوانند خود را با جهان رو به تغيير سازگار نمايند قطعاً با مسائل مختلف و مشکلات علاوه بر مسائل معيشتي، عدم تطابق با نيازهاي فراگيران باشد.

بسياري از معلمان تصور مي کنند، دانش کافي درباره ي موضوعات درسي جهت تدريس مؤثر کافي است در صورتي که علاوه بر احاطه ي علمي، مديريت کلاس و استفاده از ابزار مؤثر در تدريس به همان اندازه مؤثر است. روش چند رسانه اي Multi media از روش هاي موثر در کلاس هاي آينده است (لنکراني، 1382) در اين روش، معلم به عنوان يکي از ابزار و رسانه ها در فرايند تدريس، نقش خود را ايفا مي کند و از ساير رسانه ها از جمله فيلم، ويدئو، کامپيوتر و اينترنت در کلاس درس استفاده ي مؤثر به عمل مي آيد.

استفاده از اينترنت در کلاس درس در کلاس هاي آينده، ضرورتاً مستلزم تسلط معلمان به زبان انگليسي و مهارت هاي کامپيوتر است بنابراين معلمان علاوه بر تخصص در رشته ي علمي خود، مهارت ارتباطي را نيز خواهند داشت به علاوه آموزش از محدوده ي کلاس درس خارج خواهد شد روش هاي آموزش در طول زندگي (Lifelong Learning) اشاعه مي يابد و زمان بندي آموزش بسيار قابل انعطاف است. آموزش هاي نيمه وقت و آموزش ضمن کار و قابليت هاي خودآموزي توسعه خواهد يافت بنابراين آموزش و پرورش از حيطه هاي عمل خارج خواهد شد و همه ي مراکز اشتغال، در زمينه ي آموزش کارکنان در طول مدت اشتغال مشارکت مي نمايند.

Lifelong Learning in Eruope 2004)) افزون بر آن آموزش از حيطه ي دوره ي سني خاص خارج خواهد شد و در تمام سنين، افراد نيازمند آموزش خواهند بود. چنانچه ((در سال هاي 1375 در اسپانيا کلاس هايي براي نسل سوم شروع به کار کرد که در اين کلاس ها ميانگين سن فراگيران بين 50 تا 65 سال بود)) (همان منبع، ص 22).

شيوه هاي آموزش مداوم، مستمراً صلاحيت حرفه اي معلمان را افزايش خواهد داد و سازمان هاي ذينفع لزوماً با تأمين حقوق و دستمزد مناسب و حمايت هاي مادي و معنوي موجب افزايش رضايت شغلي معلمان مي گردند.

((متغيرهاي مؤثر بر رضايت شغل معلمان شامل عوامل سازماني، عوامل محيطي، ماهيت کار
و عوامل فردي است
))
در سازمان هاي آينده که سازمان هاي پيشرو هستند ساختار متمرکز
 و ديوان سالاري رو به کاهش و روش هاي مبتني بر دموکراسي رو به افزايش است. همچنين
صلاحيت هاي حرفه اي معلمان ارتقاء يافته، اثربخشي منابع انساني افزايش مي يابد. بنابراين پرداخت حقوق و ترفيعات نيز به تناسب صلاحيت هاي حرفه اي ايشان افزوده خواهد شد و به تبع آن رضايت شغلي معلمي افزايش مي يابد.

در يک نمودار تحليلي جامعه ي آينده و تغييرات آن معرفي شده است.

 

بحث و نتيجه گيري

چشم انداز آموزش و پرورش در آينده، دورنماي نظام بسيار پيچيده اي است که در نگاه اول بروندادهاي نهايي غير قابل پيش بيني و غير قابل تصور دارد ولي با توجه به اينکه هر آينده ي مبتني بر گذشته است، آينده ي آموزش و پرورش بر اساس عملکرد گذشته ي آن پيش بيني مي شود به عبارت ديگر موقعيت هاي جديد حاصل پويايي و تحرک در موقعيت هاي گذشته است.

تغييرات بنيادي در زيربناي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي هر جامعه، صورت مي گيرد
 و تغييرات در فضاهاي آموزشي، تغيير در اهداف آموزش و پرورش است. تغييرات ديگر شامل تغيير در سطوح آموزش و پرورش و تکنيک هاي يادگيري است. پايه هاي اساسي يادگيري ديگر در
بيست سال آينده يادگيري براي يادگيري، براي انجام دادن، يادگيري براي زندگي و يادگيري براي زندگي با يکديگر، بيش از پيش مورد تاکيد قرار مي گيرد. آموزش و پرورش از چهارچوب آموزش هاي رسمي و مدرسه اي به آموزش هاي نيمه رسمي و غير رسمي، آموزش در محيط کار و زندگي
 و آموزش در طول عمر، اشاعه مي يابد. تنها متولي آموزش جامعه، سازمان هاي آموزش و پرورش نخواهند بود بلکه جامعه ي يادگيرنده با مشارکت همه سازمان ها و افراد ايجاد مي شود. صلاحيت هاي حرفه اي معلمان روز بروز بيشتر شده و ارتقاء علمي معلمان به اصلاح وضعيت معيشتي
و رضايت شغلي ايشان منجر مي گردد و نهايتاً ساختار آموزش و پرورش از وضعيت متمرکز به وضعيت کاملاً غير متمرکز بر اساس نيازهاي اجتماعي مبدل مي شود.

 

پيشنهاد

- اصلاح ساختار نظام آموزشي از وضعيت متمرکز به غير متمرکز در آينده

- اصلاح وضعيت بودجه ي آموزش و پرورش با توجه به ساختار غير متمرکز در آينده

- اصلاح و ارتقاء صلاحيت هاي حرفه اي معلمان بنابر نيازهاي آينده

- اصلاح وضعيت معيشتي معلمان متناسب با صلاحيت هاي حرفه اي ايشان در آينده

- توسعه ي آموزش از چهار چوب هاي سنتي و کلاس درس به سوي جامعه فراگير و محيط کار
 و آموزش در طول عمر

- اصلاحات بنيادي در رشته هاي آموزشي و فرايند آموزش بنا به نيازهاي رو به تغيير آينده

- تاکيد بر يادگيري براي در کنار هم زيستن و همزيستي مسالمت آميز

- اصلاحات در سيستم مديريتي آموزش و پرورش به سوي روش هاي مشارکتي

- اصلاحات در زمينه ي محتواهاي آموزشي و روش هاي آموزشي

 

منابع

1- بيهقي، علي اکبر، آموزش و پرورش ايران 1400 (مجموعه پنجم) تک نگاشت شماره ي 10، تهران، خرداد 1377.

2- سعادتمند، زهره و همکاران، مقايسه ي روش تدريس سنتي با روش حل مسأله دانش
 و پژوهش، شماره ي 9، اصفهان 1380.

3- لنکراني، مقاله ي تأثير آموزش چند رسانه اي در حيطه ي هنرهاي تجسمي، ويژه نامه ي هنرهاي تجسمي، 1382.

4- مشايخ، فريده، ديدگاه هاي نو در برنامه ريزي آموزشي، انتشارات سمت، تهران، 1380.

5- JOB IRAN. COM

6- I.C.E,conference international Education, Geneva,2001

7- Education for ALL,World Education,2001

8- key technologies programe, act online, 2004

9- Lifelong Learning in Europe, abstracts, 2004

10- study of school to Work reform, 2004

دوشنبه 17 دی 1386
مشاهده :552 مرتبه
منبع  :پژوهش و تحقيقات آموزش و پرورش اصفهان
فرستنده : مديريت
hossein3010

hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها