عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

فناوري اطلاعات و ارتباطات و نقش آن درآموزش و پرورش

فناوري اطلاعات و ارتباطات و نقش آن درآموزش و پرورش
چهارشنبه 27 بهمن 1389  07:07 ب.ظ

فناوري اطلاعات و ارتباطات و نقش آن درآموزش و پرورش

 

فناوري اطلاعات و ارتباطات و نقش آن درآموزش و پرورش

 شادروان حميده معين پور*

مقدمه:

در شرايطي كه سخن از تغييرات بنيادين در آموزش و پرورش است، يكي از اقدامات اساسي آگاهي از آخرين يافته­هاي اطلاعاتي و فرهنگي و . . .  مي باشد. منابع اطلاعات از جمله ضرورياتي هستند كه به هيچ وجه نبايد از آنها چشم پوشيد.

شبكه­هاي آموزش جهاني، پالس­هاي كامپيوتري، آزمايشگاه جهاني و كلاس­هاي درس جهاني همه و همه حاصل فعاليت، كارگروهي و همفكري معلمان چند كشور مي باشد. هدف غايي و نهايي آموزش و پرورش هم بهره­گيري از رهنمودهاي ديگران براي پيشرفت، تسريع آموزش و نيل به اهداف مطلوب در مدت زمان معين است.

خوشبختانه در هزاره­اي كه آغازشده بر خلاف گذشته، تكنولوژي از حالت انحصار خارج گرديده و در دسترس همگان قرار گرفته است. فناوري اطلاعات و جهاني كردن آن از جمله تلاش­هايي است كه شاهد آن بوده­ايم. بنابراين در عصري كه اطلاعات با استفاده از آخرين پيشرفت­هاي جهاني در اختيار علاقمندان قرار دارد، تأكيد بر طراحي، سازماندهي و استفاده از ايده­ها و خلاقيت­هاي گوناگون و انتخاب بهترين­ها در امر تعليم و تربيت علي­الخصوص در برگزيدن روش­هاي مناسب آموزشي امري عاقلانه است، زيرا انقلابي فناورانه در آموزش و پرورش در شرف وقوع است و خواه ناخواه دانسته­هاي ما و اصولاً علم را تحت تأثير قرار خواهد داد. حتي بر نحوه­ي زندگي ما نيز مؤثر خواهد بود. اين انقلاب در حال شكل دادن به نحوه­ي تدريس و فرايند ياددهي _ يادگيري نيز مي باشد.

فناوري رايانه در حال متحول ساختن آموزش و پرورش است و اين تحول در مسير هجوم اطلاعات و آگاهي­ها غير قابل اجتناب است .

* كارشناس ارشد برنامه ريزي آموزشي _ مدرس مراكز تربيت معلم و آموزش عالي  فرهنگيان اصفهان.

     

 

پژوهشگر برگزيده سال 1382

 

در اينجا اين سؤال پيش مي­آيد كه آگاهي يافتن از مسائل و مقتضيات چه سودي دارد؟

آگاهي به مقتضيات زمان، آدمي را از سوء ظن به محيطش باز مي دارد و او را نسبت به واكنش هاي مناسبي كه در پاسخ به پيرامونش بايد از خود بروز دهد، مطلع مي­سازد. بدين ترتيب اعتماد ريشه مي­دواند و در فضايي مشحون از امنيت و هوشمندي، استعدادها مجال بالندگي مي يابند، و اين يعني گامي به سوي جامعه­ي آرماني.

آگاهي يافتن به اين مقتضيات با دست يابي به دنياي ارتباطات و اطلاعات ميسر است. البته صاحب چشماني تيزبين شدن فقط نيمي از داستان ارتباطات است و آرامش خيال يافتن، نيم ديگر آن.

بنابراين آموزش و پرورش ما بايد در اين مسير گام بردارد و دست­اندر كاران نظام آموزشي در نظر داشته باشند كه دنياي امروز، دنياي شكار لحظه­هاست و شكار لحظه­ها در گرو سرعت در تصميم­گيري است. اما نه تصميم­گيري­هاي عجولانه، بلكه تصميمي متكي به اطلاعات دقيق، تازه و قابل استناد. وقتي اينگونه تصميم گرفتيم، ديگر كمترپشيمان مي شويم يا كمتر ملامت مي شنويم و موفقيت، پي در پي به سراغمان خواهد آمد.

 

مفهوم فناوري اطلاعات و ديدگاه­هاي موجود

(2)

(1)

در اصطلاح فناوري اطلاعات، دو واژه « فناوري » و « اطلاعات » جلب نظر مي كند. ابتدا واژه « فناوري » كه اشاره دارد بر « استفاده از نتايج دانش و يافته­هاي علمي با به­كارگيري مهارت هاي علمي » و يا « دانش كاربردي در برابر علم محض »، زيرا نتايج حاصل از بررسي موضوعات علوم نظري به صورت مفاهيم، قوانين و نظريه ها به صورت خام قابل استفاده نيست و ضرورت دارد به قوانين كاربردي تبديل گردد. دوم واژه « اطلاعات  » كه از ريشه اطلاع به معناي « واقف گرديدن » و « آگاه شدن » گرفته شده است.

فناوري اطلاعات شامل اتخاذ تصميمات و انجام اقدامات در امر اطلاع رساني است كه بايد مبتني بر اصول علمي باشد تا بتوان كاربرد حجم عظيمي از امكانات

 

و توانائي هاي بالقوه را در اين زمينه توجيه كرد. به عبارتي كليه­ي روش­ها و دستورالعمل­هائي كه با استفاده از آخرين يافته­هاي علمي در جهت آگاه نمودن افراد جامعه بالاخص و نظام هاي آموزشي به كار گرفته مي شود، در حيطه­ي فناوري اطلاعات قرار دارد. در اين راستا استفاده از پيشرفته­ترين پديده­ها و اختراعات موجود شامل مجموعه­اي از ابزارهاي مكانيكي و الكترونيكي، دستيابي به انواع يافته هاي علمي را امكان پذير مي سازد. بعبارت ديگر فناوري اطلاعات به مجموعه­ي ابزارها، ماشين ها، دانش فني، روش ها و مهارت هاي استفاده از آنها در توليد، پردازش، انباشت، بازيافت، جابجايي، انتقال و مصرف اطلاعات اطلاق
مي گردد.

ديدگاه هاي متفاوتي در زمينه فناوري اطلاعات وجود دارد. يك رويكرد، فناوري اطلاعات را بخشي از مديريت مي­داند و مي­گويد همانگونه كه مديريت از ابزارهاي مديريت در اداره­ي امور استفاده مي كند، مي­تواند فناوري اطلاع رساني را نيز به خدمت گيرد. ديدگاه ديگري كه در برابر اين نظر وجود دارد مي­گويد فناوري اطلاعات ابزار نيرومندي است كه مي تواند به همه چيز تغيير شكل دهد و در هر قلمرويي كه كاربرد داشته باشد، آنرا دگرگون مي سازد. از اين ديدگاه موج فناوري اطلاعات فراگيرتر از آن است كه يك حوزه­ي خاص بخواهد آن را از آن خود كند و مهارش را در دست بگيرد.

 

اطلاعات و علم اطلاع رساني

واژه­ي اطلاعات، ديگر تنها به نوشته هاي چاپي گفته نمي شود. اين واژه مواد ديگري چون اطلاعات روي فيلم، اسلايد، نوار تلويزيوني و نوار رايانه اي را نيز در بر مي گيرد. علم اطلاع رساني مطالعه در چگونگي ارتباط آدمي است. اين علم با كشف راه­هاي بهتر براي رسانيدن سريع اطلاعات به كساني كه به آن نياز دارند و با يافتن اطلاعات تازه­تري كه در كتابخانه­ها و ساير مراكز اطلاعاتي ذخيره شده است، سرو كار دارد. اين علم حوزه­اي است جوان. مردم همه جا با انفجار اطلاعات روبرو هستند، اما نمي دانند با آن چه كنند. هر نظام اطلاعاتي كه دانش و اطلاعات را بين مردم توزيع مي كند بايد سه نياز اساسي را برآورده سازد:

 

     1- بايد بتواند به استفاده كننده بگويد اطلاعاتش را كجا بيابد.

2- بايد بتواند هر آن كه استفاده كننده تصميم گرفت و خواست، اطلاع را به او برساند.

3- بايد بتواند در محدوده­اي از زمان كه استفاده كننده تعيين مي كند، پاسخ بگويد.

علم اطلاع رساني براي پيشرفتش به زمينه هاي مختلفي روي مي آورد. برخي از اينها عبارت است از: رياضيات، منطق، هنرهاي كلامي، روانشناسي، تكنولوژي رايانه، ارتباطات، ريز عكاسي (ميكروعكاسي) و . . . با اين حال، دست كم سه ابزار اصلي وجود دارد كه هر عالم اطلاع رساني بايد استفاده از آن را بياموزد:

(3)

نخست، بايد درباره­ي رايانه اطلاع داشته باشد، زيرا رايانه مي تواند اطلاعات را در قالب حروف همان گونه با كارآمدي پردازش كند كه ارقام را محاسبه مي كند. دوم آن كه بايد از ارتباطات با خبر باشد، زيرا اين تكنولوژي مي تواند اطلاعات را در قالب كلام و تصوير با سرعت­هاي زياد در ميان مردم، صرف نظر از اين كه كجا زندگي مي كنند، توزيع كند. و بالاخره بايد درباره­ي ريز عكاسي مطلع باشد، زيرا تكنولوژي فيلم اين امكان را به وجود مي آورد كه اطلاعات در جاي كوچكي متراكم شود.

 

انفجار اطلاعات

شمار مردمي كه اكنون روي زمين زندگي مي كنند، از مجموع همه­ي مردمي كه تاكنون در تاريخ مكتوب زيسته اند، بيشتر است. به اين پديده انفجار جمعيت مي گويند. مردم ناگزيرند همواره با دنياي امروز ارتباط داشته باشند و همان طور كه جمعيت جهان افزايش مي يابد، لازم مي شود كه براي توزيع اطلاعات مورد نياز راه­هاي بهتري يافته شود و به همين دليل اطلاعات بيشتر و سريع تر از گذشته توليد مي شود و در حال حاضر نيز به سرعت رو به افزايش است. اين پديده انفجار اطلاعات نام دارد.

سرعت تبديل دانش و معرفت هر عرصه­ي علمي به دانش منسوخ و جايگزين شدن آن با معرفت و دانش جديد، روشن است كه موجب افزايش سريع حجم اطلاعات و يافته هاي علمي مي گردد.

 

طبق بررسي هاي به عمل آمده هر روزه 000/164صفحه و در هر ساعت 6833 صفحه مطلب جديد به بازار علم و فن عرضه مي شود كه اطلاع از آنها

(4)

اساس و پايه­ي كار محققان و صاحبان فنون و حرف و به ويژه معلمين مشاغل در هر دوره­ي آموزشي مي باشد.

هم اكنون در سراسر جهان 000/100 مجله، در سال بيش از 4 ميليون مقاله منتشر مي كنند. در ضمن امروزه اختراع ها به رقم نجومي 13 ميليون رسيده است. اگر همه­ي اين ارقام را با هم جمع كنيم، در هفته به ازاي هر عالم 1600 صفحه منتشر مي شود . حتي اگر عالم بيچاره همه­ي وقتش را صرف مطالعه­ي مطالب مورد نظرش كند، بيش از يك دهم انديشه هايي كه ديگران مطرح كرده اند نخواهد آموخت و تازه هيچ مجالي نمي ماند كه كار كند و انديشه­هاي خودش را مطرح سازد.

تا كنون رشد مستمر جريان اطلاعات ديده شده است. در آينده ظاهراً اين رشد ادامه خواهد يافت. كاربرد گسترده­ي رايانه­ها در بازاريابي اطلاعات و ديگر جنبه­ها كمك خواهد كرد تا رشد اطلاعات، مادام كه تمدن ها وجود دارد، با فاصله­ي مطمئني تا نابودي تحت كنترل قرار گيرد، هر چند كه آتشفشان اطلاعاتي همچنان در غليان باشد.

 

وسايل ارتباط جمعي، اطلاعات و آموزش

(5)

وسايل ارتباط جمعي نيز همچون نهاد آموزش و پرورش سنتي قدمتي ديرينه دارد ولي در قرن اخير دريچه هاي جديدي را از نظر وسعت، تعدد و شعاع به سوي بشريت باز كرده است. افراد تحت تأثير كانال هاي ارتباطي و اطلاعاتي متعدد قرار دارند: ارتباط شفاهي، خطي و الكترونيكي.

(6)

« مك لوهان  » ، جامعه شناس معروف در كتاب « كهكشان گوتنبرگ » ، اهميت و ابعاد مختلف تحول وسائل ارتباطي را مورد بررسي علمي قرار داده است و بر اين باور است كه با پيشرفت روز افزون جامعه، افراد بشر تأثير بيشتري از فشارها و شوك هاي ناشي از رسانه ها و وسائل ارتباطي مي گيرند و نظام آموزشي نيز از اين فشارها مصون نخواهد ماند.

(7)

 


(8)

جامعه شناسان براين عقيده­اند كه انتشار اطلاعات علاوه بر«آموزش توده ها » مي تواند روابط اجتماعي مردم را تغيير داده و روابط تازه اي را در عرف ايجاد كند. در اين راستا، تمام جوامع به كمك ابزارهاي انتشاري و تبليغي كوشش هاي فراواني به عمل مي­آورند تا با آگاه سازي و اطلاع رساني، پرده برداشتن از حوادث و بالا بردن سطح آموزش به اهداف آرماني خويش دست يابند. استفاده از پيشرفته ترين فناوري هاي ارتباطي و انعكاس اطلاعات به طور مستمر در ابعاد انتشار اخبار، آموزش و سرگرمي به كار گرفته مي شود كه بي ترديد مهم­ترين جنبه­ي آن در گستره­ي آموزش و تأثير بر فرهنگ جامعه است.

 درروند سلب عادات و ايجاد باورها بايد از وسايل و عناصر اطلاعاتي موجود در جوامع بخصوص رسانه هاي جمعي، استفاده­ي كافي برد و از هر كدام با توجه به ويژگي­ها و تأثير پذيري افراد از آنها استفاده­ي شايسته و بهينه به عمل آورد و اين امر تحقق نمي يابد مگر اين كه نسبت به نيازهاي فكري و ذهني مخاطبان و عملكرد هر يك از رسانه ها و چگونگي به كارگيري آنها آگاهي و شناخت كافي داشته باشيم، زيرا تأثير رسانه ها در ابعاد مختلف آموزش و پرورش غير قابل انكار است.

رسانه ها بايد با ايجاد روابط و روش صحيح در افراد فرهنگ سازي كنند و اگر چنين نكنند، دوام نيافته، ضربه پذيري مردم از آنها روز به روز بيشتر مي شود و يا مبدل به رسانه هايي خنثي و بي محتوا مي­گردند و اين دقيقاً همان شرايطي است كه براي رشد ونمو قارچ هاي سمي و ظهور تهاجم فرهنگي برون مرزي لازم است. وضعيتي كه بيگانگان براي دستيابي به اين بستر فرهنگي لحظه شماري مي كنند و نوك پيكان اين تهاجم جوانان هستند. البته اين نگراني ها در كليه­ي فعاليت هاي فرهنگي _ آموزشي قابل تعميم است.

لازم است دست اندركاران و برنامه سازان فرهنگي از تحولات و پيشرفت هاي نظام هاي اطلاعاتي و ارتباطي به نفع فرهنگ خودي استفاده كنند و از تكنولوژي وارداتي در جهت سازنده بهره برداري نمايند. ما به لحاظ فقدان ابزار تكنولوژيك كافي، شايد نتوانيم همگام با آنها حركت كنيم، اما مي توانيم در استفاده از وسايل آنان دست به انتخاب بزنيم.

 

 

انقلاب در آموزش و پرورش

(10)

اريك اشباي از نخستين كساني بود كه استفاده از رسانه هاي الكترونيكي را در آموزش و پرورش در سال 1967 مطرح كرد. ولي اين انقلاب از آن چه پيش بيني مي شد، پيش­تر هم رفته است. ماهواره مواد آموزشي و غير آموزشي را در دسترس بينندگان قرار مي دهد. پيوند ديسك فشرده و فناوري رايانه­اي ما را قادر مي سازد تا كليه­ي امكانات يك كتابخانه را در اختيار داشته باشيم. اتصال شبكه هاي رايانه­اي در سراسر دنيا از طريق اينترنت به يكديگر، دسترسي به منابع عظيم اطلاعات را امكان پذير ساخته است. اين انقلاب با تأكيد بر جادوي الكترونيك _ يعني رايانه _ كه به شاهراه هاي اطلاعاتي متصل شده است، مي­تواند اطلاعات جهاني را با تمام عظمت و شكوهش در دسترس همگان قرار دهد.

 (12)

(11)

قبل از سال­هاي 1950، بيشتر متخصصان آموزش و پرورش، فناوري آموزشي را منحصر به سخت افزار مي­دانستند، در حالي كه تا دهه­ي 1990 و پيدايش نظريه­ي ساخت­گرايي  اين مقوله را به گستره­ي علوم رفتاري و ماهيت يادگيري ارتباط و از حالت انحصار سخت افزاري خارج نمود. گانيه و بريگز بر اساس مدل « پردازش اطلاعات » كه بر قواي شناختي انسان پايه گذاري شده بود به توجه و تأكيد نسبت به اين قواي اعجاب آور مبادرت ورزيد.

در حال حاضر گروهي كثير از انديشمندان نظريه­ي ساخت­گرايي را پذيرفته اند. پيام اصلي اين زمينه­ي فكري اين است كه دانش نمي تواند به يادگيرندگان انتقال يابد، بلكه يادگيرندگان بايد دانش را براي خود بسازند ولي اكثريت طراحان آموزشي نظريه شناختي را مطرح مي نمايند.

بهر حال فناوري در هر عرصه منحصر به جنبه­ي سخت افزاري آن نيست، بلكه بعد محتوايي و نرم افزاري آن شامل روش ها، دستورالعمل ها، الگوها، راهبردها و طبقه بندي هاي آن نيز از اهميت خاصي برخوردار است.

پيوند فناوري اطلاعات با آموزش و عجين بودن اين دو امري واضح و غير قابل انكار است. انفجار اطلاعات همگام با فناوري رشد و تكوين الگوهاي آموزشي و همچنين تعامل بين نگرش سيستمي و اصول و نظريه هاي علوم ارتباطات موجب افزوده شدن بعد جديدي به آموزش و پرورش شامل مجموعه فراگردها و

 

 

روش هاي طراحي نرم افزار يا مواد آموزشي جديد گرديد. بنابراين به عنوان عنصر لا ينفك و محور اصلي هر آموزشي، شرايط يادگيري را تحت تأثير قرار
مي دهد و فراگيران با مسأله­ي انتخاب روش يا رسانه­ي آموزشي و استخراج مطالب مورد نياز از بين انبوه اطلاعات روبرو مي شوند، در نتيجه نحوه­ي انتخاب اطلاعات مورد نياز معلمان و دانش آموزان خواهد بود.

 

رسالت آموزش و پرورش در به كارگيري فناوري اطلاعات

(13)

دست اندركاران آموزش و پرورش با يك تغيير بنيادي و ايجاد تحول در نظام آموزشي بايد زمينه­اي را فراهم سازند تا فراگيران بتوانند حقايق و واقعيت ها را در زماني كه به آنها نياز مبرم دارند به راحتي به دست آورند و به كارگيرند و ساختار آموزش و پرورش به عنوان مهم­ترين نهاد متحول كننده­ي جامعه به گونه­اي دگرگون شود تا ضمن هماهنگي با جهان، مبدأ خيري براي ميليونها انساني شود كه چشم اميد به الگويي بسته اند كه بتواند آنان را از خطر سقوط در چاه ويل فرهنگ غربي برهاند.

با عنايت به اين نكات بهتر است روند تغييرات را بشناسيم و خود را براي واقعيتي كه ما را نيز در برخواهد گرفت آماده كنيم. البته درست است كه تمامي 6 ميليارد بشر بر روي يك كره زندگي مي كنند، اما جهان هاي آنان گوناگون است و لذا در تحليل اين گونه قضايا نسبي گرايي صادق است. براي دانش آموز فعلي حتي كافي نيست كه زمان حال را بشناسد، زيرا بزودي محيط اينجا و اكنون از بين خواهد رفت. او بايد ياد بگيرد كه درباره­ي آينده به پيش فرض هاي مكرر، محتمل و دراز مدت دست بزند و مستلزم اين امر آن است كه معلمان نيز به همين گونه عمل كنند.

شعاعي (1379)، نقش فناوري را در اجتماع آموزشي آينده چنين ترسيم مي نمايد:

1- تكنيك و فناوري، توسعه، افزايش و تعميق دانش و بينش را پيش روي نسل آينده قرار داده است و به عنوان بستر ساز نوآوري و ابداع روش هاي جديد انديشيدن، طراحي كردن، پياده كردن و نقد طرح ها و اصلاح آنها محسوب مي­گردد.

 

 

2- فناوري به عنوان پيش بيني انديشه هاي نو براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد.

3- فناوري به عنوان عامل اصلاح كننده­ي خطاهاي موجود و پيشگيري كننده از ايجاد خطاهايي جديد در انديشه و بينش و كاربرد.

4- فناوري به عنوان هموار كننده­ي رابطه بين گذشته، حال و آينده در بين قوميت ها و ملل مختلف.

5- فناوري به عنوان فرايند حذف زبان هاي گوناگون و خلق زباني واحد آن چنان كه در كنار هر دستگاه اينترنت ابزار ترجمه ساز مطلب به زبان مطالعه گر برنامه هاي اينترنت موجود باشد.

6- فناوري به عنوان درمانگر همه­ي كاستي هاي ذهني و توسعه و تعميق همه­ي ظرفيت ها آن چنان كه كوتاه سالي ديگر نشاني از عقب ماندگي ذهني در لا به لاي CD هاي كهنه يافت نشود و هر نوع از استعدادي را كه در انسان سراغ داريم به شكل مطلوب توسعه بدهيم.

7- فناوري به عنوان جريان كنترل كننده بيش فعال نسل آينده كه به هيچ وضعيت و موقعيتي قانع نيست و هر تازگي را آغاز كهنگي مي داند.

8- فناوري به عنوان چراغ هدايت انسان ها به سوي خداي آفرينش و اثبات اين امر كه فناوري هر چه پيش تر مي رود مي فهمد كه در آغاز راه است.

 

عملكرد متفاوت فناوري اطلاعات در عرصه­ي آموزش

اگر چه فناوري حاصل و دستاورد علم است، اما به اندازه علم جهاني نيست و اصولاً هزينه بري آن موجب مي شود محدوديت هاي محلي و منطقه اي پيدا كند، ضمن آن كه پيوسته دستخوش تحول مي شود. متأسفانه در بعضي از كشورهاي داراي اقتصاد كمپرادور از بعضي لحاظ فناوري نسبت به علم پيشي مي گيرد كه خود مضراتي در پي خواهد داشت. به هر جهت ثابت شده است كه هر اختراع جديدي اثرات اجتماعي مهمي در زندگي انسان دارد. در اين راستا به گفته­ي جامعه شناسان، راديو و تلويزيون در حدود صد و پنجاه نوع تغيير اجتماعي را سبب شده است. با توجه به اين مقوله بايد ديد كه تأثيرات متنوع و

(14)

 


مثبت ويا منفي فناوري­هاي پيشرفته­تر از قبيل شاهراه­هاي اطلاعاتي چگونه است؟

امروزه در جوامع اروپايي و بيش از آن در جامعه­ي آمريكا صميميت و تعامل بين افراد رو به افول است.

و در حال حاضر افراد به وسيله­ي رايانه از نمرات واحدهاي درسي خود در دانشگاه مطلع مي گردند، اولياء از همين طريق با مدرسه­ي فرزند خويش تماس مي گيرند و امور آموزشي وي را مورد بررسي قرار مي­دهند.

عنصر نرم افزار، داراي مجموعه­ي زيادي از سرويس دهي است به نحوي كه انسان ها را از ارتباط فيزيكي بي نياز مي­كند. كاهش تماس انسان با انسان در تمامي دنيا ظاهر گرديده است و اين سؤال مطرح مي شود كه آيا ملاقات هاي عادي با ارزش ترند يا ارتباط هاي الكترونيكي؟ البته در جوامع پيشرفته هنوز بعضي از همسايه ها به هنگام بروز مشكلات براي يك خانواده با آنها اظهار همدردي مي كنند و به ملاقات آنها مي روند اما ديگران ناراحتي و اظهار همدردي خود را به وسيله نوشتن پيغام­هايي توسط رايانه، اظهار مي كنند.

كلاس هاي درس الكترونيكي و مجازي نيز ره آورد ديگر اين فناوري است. با تكيه بر اين دستاوردها، كتابخانه به شكل هاي جديد عرضه مي گردد، به طوري كه كتاب هاي قديمي به مثابه مسافرت هاي قديم كه با درشكه يا اسب انجام مي گرفت به نظر مي­آيند. مطالب كتاب ها به صورت توالي يكپارچه­اي از صدا، تصاوير و كلمات بر روي نمايشگر الكترونيكي مشاهده مي شوند. فروش فرهنگ نامه هاي الكترونيك از همتاي خود يعني فرهنگ نامه هاي چاپي بيشتر شده است. اگر چه گروهي از مردم هنوز به كتاب هايي كه بر روي صفحات انتشار مي يابند عشق مي ورزند، اما سرانجام كساني كه در برابر فناوري جديد مقاومت مي كنند، تسليم خواهند شد.

 

فناوري و قدرت انسان

 لازم به ذكر است كه فناوري اطلاعات _ با توجهاتي كه به آن معطوف شده _ هنوز در برابر قدرت مغز انسان « عقب مانده » است. محققان تخمين مي زنند كه يك مغز عادي، كاتريليون ارتباط بين سلول­هاي عصبي دارد كه اين مقدار

 

(15)

بيشتر از كل تماس­هاي تلفني است كه در دهه­ي گذشته در ايالات متحده صورت گرفته  است. اما قدرت انسان در رابطه با كنترل اطلاعات، سخت ناتوان است و موقعيت جغرافيايي مناطق و كشورهاي مختلف ايجاب مي كند كه فناوري اطلاعاتي به كار گرفته شود، زيرا ميل انسان براي كسب اطلاعات رشد فزاينده اي دارد.

هر چند كه مغز در انباشتن اطلاعات ظرفيت زيادي دارد، اما اگر آن را با مقدار اطلاعات موجود در جهان مقايسه كنيم، اندازه­ي آن در واقع بسيار كوچك است. فقط مي توان قسمتي از هر چيزي را كه بايد شناخته شود آموخت و با اين حال، مغز آدمي در طول زندگي فقط يك هفتم ظرفيت كاملش را به كار مي برد. از اين گذشته، عمل به ياد آوردن بسيار زياد اطلاعات به اين معني نيست كه آدمي به طور خودكار فهيم يا دانا شود.

دانش و آگاهي فقط مي تواند حاصل شناخت و استفاده از اطلاعات باشد. فهيم كسي است كه مي تواند تكه هاي اطلاعات را در الگويي فكري، كه به عمل هوشمندانه خواهد انجاميد، كنار هم بچيند و دانا كسي است كه مي داند اين الگوها را چگونه در مسائل مختلف خلاقانه به كار بندد.

به هر حال مردم دنبال تازه ها هستند، اطلاعات جديد مي­خواهند و ظهور شبكه­ي بين المللي اطلاعات اين امر را ميسر ساخته است. حتي زماني خواهد رسيد كه رايانه ها تفكر انسان را تقليد كنند و مانند انسان توانايي ديدن يعني دقيقاً « حس باصره » را دارا باشند.

در رأس فعاليت­هاي اجتماعي، نظام آموزشي نيز نيازمند بهره­گيري از اين فناوري است. اما بايد خرد و بينش افراد به كار گرفته شود تا در امر گزينش اطلاعات و بهره مند شدن از آن امر آموزش و فرايند ياددهي _ يادگيري تسهيل ايجاد شود.

در جايي « اينشتين » بيان­كرده است كه قلمرو علم چيزي نيست جز پالايش افكار هر روزه­ي ما و در اين عصر آنچه كه افكارما را تحت تأثير مستقيم قرار مي دهد هجوم اطلاعات به طرق مختلف است. آنچه كه از اهميت وافري برخوردار مي باشد آنست كه بتوانيم جهت پالايش افكار توانمندي لازم را كسب نموده، نوجوانان و جوانان را نيز در اين زمينه تقويت كنيم.

 

از يك­سو پيشرفت هاي علمي و فناوري و تحولات عظيم در وسايل ارتباط جمعي و از سوي ديگر لزوم ارتباط ناگسستني نظام آموزشي و در رأس آن معلمان به عنوان ركن حياتي اين نظام با درياي اطلاعات، ايجاب مي كند كه به ابزار، شيوه و تكنيك هاي لازم مجهز گردند تا بتوانند در جهت ايفاي نقش خويش توفيق حاصل نمايند.

 

نقش فناوري اطلاعات در پژوهش

يكي ازرايج­ترين و جالب­ترين امكانات فناوري براي تحقيقات، وجود پايگاه­ها يا بانك هاي اطلاعاتي است. به مجموعه­ي اطلاعات سازمان دهي شده­ي مربوط به يك موضوع خاص، بانك اطلاعاتي گفته مي شود كه امروزه از گستره­ي وسيعي برخوردار است.

(16)

از آن جايي كه پيش نياز هر گونه تحقيق، برنامه ريزي و تصميم گيري، دانستن اطلاعات صحيح و دقيق است و بانك هاي اطلاعاتي نقش اساسي در فراهم كردن آن ايفا مي كنند، بنابراين داده ها و اطلاعات تخصصي در هر موضوع، منبعي بسيار با ارزش است كه وجود آن براي انجام تحقيقات و پيشرفت علم ضرورت دارد.

با پيشرفت فناوري اطلاعات، سرعت عمل در استخراج مطالب مورد نياز افزايش يافته است. روز آمد بودن و قابليت گسترش منابع اطلاعاتي و عدم نياز به سازماندهي مجدد، افزايش دقت در استخراج اطلاعات و امكان ذخيره كردن آن روي ديسكت هاي كامپيوتري از جمله مزايايي است كه نسبت به مخازن اطلاعاتي قديمي دارا مي باشد. امكان دسته بندي اطلاعات بر اساس نياز محققان

نيز از محاسن ديگر تكنيك هاي اطلاعاتي با استفاده از رايانه است. همچنين اين امكانات به ما اجازه مي دهد كه هم زمان بتوانيم درباره­ي بيش از يك موضوع جست و جو نمائيم.اين گونه تحولات در امر فناوري اطلاعات و استفاده از آنها، نيازمند افزايش دانش محققان و معلمان در حوزه­ي آموزش و پرورش است. زيرا آنان بايد بكوشند تا اطلاعات خود را روز آمد كنند.

 

 

رايانه و حوزه­ي آموزش و پرورش

رايانه در اكثر شئون جهان ريشه دوانيده و در همه­ي رشته هاي تحصيلي نيز كاربرد پيدا كرده است. از اين رو داير نمودن اين واحد درسي در همه­ي مقاطع تحصيلي امري اجتناب ناپذير است. در كشورهاي پيشرفته، درس كامپيوتر از دوره­ي ابتدايي شروع و مطابق با توان فكري و نياز افراد تدريس مي شود. با اينكه در آموزش و پرورش كشور ما نيز تدريس كامپيوتر شروع شده لكن با آنچه در كشورهاي پيشرفته مطرح است فاصله زيادي دارد.

(17)

با توجه به اين كه فناوري به عنوان مهمترين ابزار انفورماتيك در آموزش، حتي در كشورهايي چون مصر، چين و هند به كار رفته است، متأسفانه در كشور ما هنوز توانائي هاي آموزشي اين ابزار ناشناخته مانده و جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است. اما به دليل توانائي هاي بالقوه آموزشي كامپيوتر، به ويژه با توجه به طبيعت محاوره­اي آموزشي از طريق كامپيوتر و ايجاد محيط يادگيري فردي و تطبيق پذيري با الگوهاي يادگيري هر فراگير مي توان انتظار داشت كه در سالهاي آينده در آموزش و روش هاي يادگيري تغييرات اساسي پديد آيد.

استفاده از رايانه هاي بزرگ در دهه­ي 1360 تا 1370 ميلادي مرسوم شد. اين دستگاه ها بسيار حجيم، سنگين و گران قيمت بودند و استفاده از آنها نيز براي همه امكان پذير نبود. معمولاً ارتش و كارخانه هاي بزرگ و برخي دانشگاه­ها از نظر مالي توانايي استفاده از اين رايانه را داشتند.

(19)

(18)

در سالهاي ميان 1978 تا 1982 شركت هاي رايانه اي توانستند نخستين رايانه هاي شخصي را به بازار عرضه كنند. اگر چه ساخت اين رايانه ها تحول عظيمي به وجود آورد، اما كار با آنها نسبتاً پيچيده بود و تنها متخصصان رايانه قادر به استفاده از آنها بودند.در سال 1948نخستين رايانه هاي مكينتاش

كه كار با آنها آسانتر بود به بازار عرضه شد. نرم افزارهاي اين رايانه طوري طراحي شده بود كه علاقمندان با گذراندن يك دوره­ي آموزشي كوتاه مدت مي توانستند با آن كار كنند.

اگر چه زمان زيادي از ساخت رايانه­هاي شخصي و گسترش آن در مراكز علمي و تحقيقي  نمي گذرد، اما تحولات و بهبود كيفيت رايانه در بعد سخت افزار

 

و نرم افزار در همه­ي حيطه ها به گونه اي است كه صاحب نظران از پيش بيني دقيق رخ دادهاي آينده در زمينه­ي رايانه ها عاجز هستند.

استفاده از رايانه در مؤسسات دولتي، تجاري و صنعتي سالهاست كه در كشور ما متداول گشته و دامنه­ي كاربرد آن همچنان رو به گسترش است. پا به پاي كاربرد آن در جامعه، دانشگاه هاي كشور نيز بخش هايي از امكانات خود را به مطالعه، تحقيق و تدريس كامپيوتر اختصاص داده اند. ليكن بعد آموزشي آن به عنوان يك ماده درسي و نيز كاربرد آن به عنوان وسيله اي در امر آموزش و تدريس در سطح تحصيلات پيش از دانشگاه نه تنها در كشور ما بلكه در بسياري از كشورهاي جهان سوم هنوز رواج نيافته است. در خصوص فرايند استفاده از آن در فرايند يادگيري _ ياددهي ترديد فراواني وجود دارد و نمي توان به سهولت و سرعت درباره­ي كاربرد يا خودداري از كاربرد آن در مدارس، تصميم گرفت. بلكه بايد مطالعات گسترده و فراواني انجام داد و براساس تحقيق و پژوهش به نتايجي در اين زمينه دست يافت.

البته برخي از كشورهاي صنعتي نيز هنوز در مورد ورود كامپيوتر به آموزش و پرورش و بهترين روش استفاده از آن ترديد دارند. اما بسياري از كشورها تصور مي كنند كه ورود كامپيوتر به آموزش و پرورش امري لازم و اجتناب ناپذير است، زيرا آنها احساس مي كنند كودك امروز براي برخورد با دنياي تكنولوژي پيشرفته­ي فردا ناگزير از داشتن اطلاعات در اين باره است.

براي بهره­گيري از كامپيوتر الزام اساسي آن است كه دست اندركاران تعليم و تربيت مشخص كنند كه:

الف) نظام مناسب تعليم و تربيت براي زمان حال و آينده چيست؟

(20)

ب) چگونه مي توان از كامپيوتر براي توسعه­ي نظام مناسب مورد نظر تعليم و تربيت استفاده كرد؟ حل اين مسأله براي نظام آموزش و پرورش هر جامعه اي بسيار ضروري است و فوريت فراوان دارد. نكته­ي در خور توجه اين كه چون نظام تعليم و تربيت يك مسأله­ي ملي است بايد طراحي و اجراي فرايند ياددهي _ يادگيري با استفاده از فناوري كه داراي توان­مندي­هاي بسيار است به مثابه مسأله­ي ملي مورد توجه و تأكيد قرار گيرد.

 

 

در كنار استفاده از دستاوردهاي فناورانه بايد در نظر داشت، آموزش و پرورش فرايندي است كه در جريان آن اطلاعات، دانش، معرفت علمي، مهارت، شيوه­ي رفتار خاص و مجموعه­ي ميراث فرهنگي به فرد يا افراد جامعه انتقال داده مي شود. افرادي كه در اين نظام مقدس فعاليت مي­كنند، مي بايست در انديشه­ي خلق انسان هاي نو باشند. انسان هائي كه علاوه بر تخصص برخوردار از فرهنگ توسعه وتعهد نيز باشند. اين امر مستلزم آگاهي از پيشرفت هاي علمي _ تكنولوژيك در دنياي متمدن، داشتن انديشه اي پويا، دانشي روز افزون و بينش صحيح است. آنها مي بايست بدانند كه جامعه­ي امروز ما صرفاً به تخصص نياز ندارد، چرا كه تحول فكري و فرهنگي نيز همگام با آن ضروري است و اين امر در مراكز آموزشي از جمله آموزش و پرورش ميسر خواهد بود.

تأكيد بر اين نكته كه شناخت دقيق توسعه­ي تكنيكي، جايگاه فناوري در آموزش و ساير فعاليت­ها و ابعاد مختلف آن مي تواند موجبات جهش هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي را فراهم سازد، امر مهم و لازم مي باشد.

رايانه به عنوان سمبل فناوري و به سبب برخورداري از قدرت پاسخ گويي به دانش آموزان، داشتن ظرفيت گسترده و ارائه­ي خدمت به تعداد زيادي دانش آموز در آن واحد، به طور وسيعي در مجامع آموزشي دنيا مورد استفاده قرار گرفته است. رايانه قدرت كنترل و ارائه­ي انواع مواد از قبيل صدا، تصوير ثابت و متحرك، فيلم هاي كارتوني و اطلاعات نوشتاري را دارد. هم چنين مي تواند پاسخ هاي دانش آموزان را كه به وسيله­ي صفحه كليد يا ماوس وارد شده ضبط و بررسي كند و نسبت به آنها عكس العمل نشان دهد.

(21)

در جامعه­ي كنوني، سواد رايانه اي _ كه به قدرت درك استفاده از رايانه اطلاق مي شود _ پديد آمده است. البته هنوز درباره­ي معلومات ومهارت هايي كه دانش­آموزان بايد داشته باشند، توافق عمومي وجود ندارد، زيرا مهارت هاي افرادي كه اطلاعات و توانايي رايانه اي دارند، در طول يك خط ممتد قرار مي گيرد و نمي توان آنها را در طبقه هاي جدا و مجزا قرار داد. براي مثال سواد كار بردي شامل استفاده از برنامه هاي كاربردي مانند واژه پردازي و بانك اطلاعاتي براي انجام وظايف پيچيده مستلزم داشتن سواد مفهومي و آگاهي از اصطلاحات و مفاهيم رايانه اي است.

 

(22)

بهر حال از سال 1980، به دنبال تحولات و پيشرفت هاي چشمگير در عرصه­ي به كارگيري رايانه، يادگيري براساس استفاده از رايانه، از حالت ارائه مطالب خارج شد و در قلب مدارس و درون خانه ها جاي گرفت. رايانه ها نقش خود را در آموزش و پرورش سراسر دنيا به سرعت گسترش مي دهند. اين دستگاه­ها بيشتر براي جوانان جذاب هستند و روز به روز بر جذابيت آنها افزوده مي شود. از آن جا  كه جوانان با تلويزيون و احياناً بازي هاي الكترونيكي آشنا هستند و با آن­ها بزرگ شده اند، با اعتماد به نفس بيشتري، از فناوري هاي رايانه اي استفاده
مي كنند. طبيعت تعاملي بودن رايانه همه­ي مزاياي آن را تحت الشعاع قرار
مي دهد. دانش آموزان مي توانند به سادگي امكان دسترسي به اطلاعات فراوان را داشته باشند. رنگ، موسيقي و گرافيك هاي كاريكاتوري، صدا و برنامه هاي ويديوئي به برنامه هاي ارائه شده واقعيت بيشتري مي بخشد ولي از سوي ديگر محدوديت هاي استفاده از رايانه از قبيل: هزينه بر بودن آن، كوتاه بودن عمر رايانه و نياز به تعمير و تجديد نرم- افزارها و سخت افزارهاي آن، عدم دسترسي به برنامه هايي كه با اهداف درس به درستي مطابقت داشته باشد و به طور كلي، يافتن و تهيه نرم افزارهاي مناسب و قابل اعتماد دشواري هايي را در اين مسير ترسيم مي نمايد.

(23)

برنامه هاي جست و جوگري رايانه ها زمينه­ي دستيابي دانش آموزان و معلمان به اطلاعات ضبط شده بر روي ديسكت هاي فشرده و اينترنت را فراهم مي سازند. اين نوع جست و جوگري در مرحله­ي اوليه، براي دسترسي به اطلاعات نوشتاري است. در مرحله­ي بالا، جست و جوگري چند رسانه اي شامل انتخاب يكي از منابع اطلاعاتي و جست و جوگري نظام مند در آن است. از محتواي دائره المعارف ها گرفته تا كتب كتابخانه ها و سوژه هاي معروف دنيا و صفحات وب  كه براي مقاصدي از قبيل حل مشكل يا نوشتن گزارش به كار مي روند، همه و همه انواع منابع اطلاعاتي هستند كه در اين برنامه مورد استفاده قرار مي گيرند. كاربردهاي كلي رايانه در آموزش و يادگيري شامل كاربردهاي تعليم دهنده، تعليم گيرنده و ابزاري مي باشد. منظور از كاربردهاي تعليم دهنده شامل سري برنامه هاي آموزشي است كه البته بهترين نوع استفاده از منابع رايانه اي نيستند.

 

 

كاربردهاي تعليم گيرنده، نقش سنتي دانش آموز و رايانه را وارونه ساخته اند. در اين نوع فعاليت دانش آموز با به كارگيري زبان رايانه اي به رايانه
مي آموزد كه وظايف جديد و پيچيده اي را انجام  دهد و در نهايت كاربردهاي ابزاري رايانه اي دانش آموز را قادر مي سازد كه با توجه به مشخصه هاي

(24)

نرم افزار، موضوع مورد بررسي را به صورتي كاملاً منحصر به فرد مرتب كرده، با آن كار كند. وقتي دانش آموزان از بسته هاي نرم افزارهاي كاربردي از قبيل واژه پرداز، بانك اطلاعاتي يا برگه­ي گسترده استفاده مي كنند، مهارت­هايي را
مي آموزند كه شبيه به مهارت­هاي استفاده از مداد يا قلم، ماشين تحرير يا ماشين حساب است. اين برنامه ها به فراگيران آموزشي نمي دهد بلكه تسهيلاتي را براي درگيري آنان با محتوا فراهم مي آورند.

كاربرد ابزاري شامل واژه پردازها، برگه هاي گسترده، بانك هاي اطلاعاتي، برنامه­هاي توليد مواد نمايشي چند رسانه­اي، برنامه­هاي ارتباطات دور و برنامه­هاي گرافيكي است. ضرورت دارد معلمان نيز در زمينه ي انتخاب و ارزشيابي مواد رايانه اي از آموزش كافي بهره مند گردند تا نتايج مطلوبي بدست آيد.

از زمان اختراع «آزمونگرهاي خودكار» پيشرفتي در اين كار حاصل شده است. رايانه­ي قوي، اگر به طرز مناسبي طراحي شده باشد، مي­تواند ده­ها يا صدها
دانش­آموز يا دانشجو را بر اساس روش سازگار شده­فردي آموزش دهد و اين آموزش را با كارآمدي بيشتري به اجرا در آورد.رايانه­هاي آموزشگر به خوبي مي توانند دوره­ي آموزشي را به نصف يا حتي كمتر از نصف تقليل دهند تا خود را با آخرين پيشرفت­هاي علم وتكنولوژي همگام كنند،يعني انفجار اطلاعات را تعديل نمايند.

البته خطاست اگر بپنداريم كه رايانه، معلم انساني را به كلي كنار خواهد زد. اين واقعه هيچ گاه روي نخواهد داد. هيچ اختراعي هر چند هوشمندانه نمي تواند جاي انسان را بگيرد. چرا كه، نه واژه هاي ماشيني، بلكه كلام انسان ضرورت اساسي دارد و كلام انسان است كه به ديگران مي آموزد. معلم انساني باقي خواهد ماند، اما مسؤوليت بيشتر و وظيفه­ي جدي تري بايد انجام دهد كه همان گردآوردن و روز آمد كردن برنامه براي آموزش مناسب و انطباق يافته با اهداف و ارائه دادن نقشي است كه هيچ رايانه اي نمي تواند بازي كند.

 

شاهراه هاي اطلاعاتي و امر آموزش

افزايش در مقدار جريان اطلاعات جهاني، در قالب گفت و گوها، پيام ها و گزارش ها، همواره با گسترش متناسبي در ظرفيت علمي تجهيزات ارتباطي و پيشرفت هايي در اطمينان انتقال همراه بوده است.

در سال 1969 ميلادي، فكر ايجاد يك شبكه­ي مستحكم، به منظور اتصال چندين محل تحقيقاتي به يكديگر به وجود آمد. در آن زمان، شبكه هاي رايانه­اي بسيار شكننده و آسيب پذير بودند، به اين معنا كه اگر يك قسمت از شبكه از كار مي افتاد، كليه­ي شبكه كارايي خود را از دست مي داد. پس از چندي خطوط ارتباطي به صورت شبكه­ي اينترنت به وجود آمد كه به عنوان مادر شبكه هاي در سراسر دنيا به يك سيستم عظيم ارتباطات جهاني تبديل گرديد. مزاياي بسيار و اميدوار كننده­ي شبكه شامل مبادله­ي پست الكترونيكي و اطلاعات در محيطي بسيار وسيع، تبادل نظر و كنش متقابل استفاده كنندگان اين شبكه، شركت در كنفرانس هاي الكترونيكي، دريافت انتشارات الكترونيكي و دسترسي به نرم افزارها و برنامه هاي رايانه اي رايگان و مشترك افزار مي باشد.

تصور كنيد كه دانش آموزان در سراسر كره­ي زمين از طريق پست الكترونيكي با يكديگر ارتباط دارند، و از راه اينترنت در كنفرانس هاي ويديوئي شركت مي كنند!

در حال حاضر ، معلمان و متخصصان آموزش و پرورش بيشتر از قبيل از استفاده از موضوعات يادگيري از پيش تعيين شده جهت جوابگويي به نيازهاي دانش آموزان فاصله مي گيرند و بر عكس به سمت « يادگرفتن اين كه چگونه ياد بگيريم » و « اختيار داشتن » به پيش مي روند. مردم شيفته­ي رايانه و ارتباطات از راه دور هستند ... اطلاعات چيزي است كه در رايانه قرار داده شده اما علم و آگاهي، طريقه­ي استفاده از اين اطلاعات است. معلمان و دانش آموزان با استفاده از اينترنت به روش هاي پوياي تعاملي مطالب علمي را در كلاس مي توانند به كار گيرند.

ارتباط كلاس _ با _ كلاس، مدل ديگري از استفاده­ي پوياي اينترنتي است كه معلمان درگير ساختن دانش آموزان خود براي همكاري در طرح ها استفاده

 

 

(25)

مي كنند. يكي از سازمان­هايي كه در زمينه­ي ايجاد چنين همكاري هايي فعاليت مي كند IEARN  است كه پروژه هاي 14 هفته اي، طرح ريزي مي كند و دانش آموزان 6 تا 8 كلاس درس را با هم به تحقيق درباره­ي آن وا مي دارد. خود معلم نيز مي تواند از مدارس ديگر در نقاط مختلف دنيا كه بر روي اينترنت هستند براي شركت در انجام پروژه هاي تحقيقي دعوت كند.

گاهي اوقات نيز دانش آموزان يا معلمان از اينترنت براي انجام نظر خواهي استفاده مي كنند. اين كار در جهت جمع آوري نظرات و يافته هاي علمي انديشمندان صورت مي گيرد.

شبكه­ي تار عنكبوتي جهاني وب منبعي عجيب و شگفت آور براي معلمان است. ولي با وجود اين، همه­ي اطلاعات موجود توسط منابع موثق و معتبري بر روي وب نصب نشده است. به همين دليل ارزشيابي از منابع روي وب مبارزه­ي منحصر به فردي را براي معلمان به وجود آورده است. معلمان نه تنها بايد بدانند چگونه سايت­هاي وب را ارزشيابي كنند،بلكه بايد نحوه­ي ارزشيابي از اين سايت­ها را به دانش آموزانشان نيز آموزش دهند.

براي استفاده از امكانات بيكران در محيط هاي آموزشي وجود دو عامل ضروري است: دسترسي و استفاده. اولين ركن چنين امكاناتي،دسترسي معلمان و دانش آموزان وخانواده-­ها به اين نوع امكانات است ولي تنها دسترسي نمي تواند ايجاد محيط هاي كاملاً باز آموزشي را سبب شود.

(26)

استفاده­ي خلاق و سازنده از چند رسانه اي ها و فناوري هاي شبكه­ي رايانه اي، مبارزه اي آشنا را به معلمان ارائه مي دهد. پس از سال­ها سر و كله زدن با كتاب هاي درسي، نقشه ها، تصاوير ثابت، نوارهاي صوتي، فيلم ها و نوارهاي ويديوئي و ... معلمان سرانجام دريافته اند كه وارد ساختن دانش آموزان به
« نوشيدن از چشمه­ي علم و دانش » بيش از صرفاً « راهنمايي كردن آنها به سرچشمه » است، اين امر مستلزم برنامه­ريزي و طراحي است.

(27)

كجا مي رويم؟ هيچكس نمي داند!

كتاب « فارنهايت 451 » نوشته­ي « راي برادبري » در اوايل سال 1950 ميلادي چندي پس از ظهـور تلويزيون و رايـانه به نگـارش در آمـده است. در اين

 

 

داستان تخيلي شخصيت هاي داستان تمايلي به خواندن هيچ نوع كتاب و نشريه

ندارند، ولي در عوض اشتياق فراواني به تماشاي نمايشگرهاي الكترونيكي نشان مي دهند كه در آنها هزاران نوع سرگرمي براي مردم تدارك ديده شده است. در طول داستان مأموران آتش نشاني مسؤوليت دارند هر جا كتابي يافتند آتش بزنند. هر گاه آنها خانه يا محل پر از كتابي را پيدا مي كنند و به آتش مي كشند، مردم عادي كه از كتاب دلزده شده اند، به شدت ابراز شادماني مي كنند. سردسته­ي آتش نشانان، توده­ي مردم را « انباري از داده هاي غير قابل احتراق » مي نامد و مي گويد: « آنها را آنقدر از واقعيات پر كنيد تا احساس اشباع در آنها به وجود آيد و كاملاً از اطلاعات « درخشان » شوند. در نتيجه مردم احساس مي كنند كه در حال فكر كردن هستند و در خود جنبشي را حس خواهند كرد، بدون آنكه از خود حركتي داشته باشند» .

(28)

اكنون باگذشت بيش از نيم قرن از زمان نگارش اين كتاب، عقيده بر اين است كه ديگر زمان زيادي نمانده تا اين داستان تخيلي به حقيقت بپيوندد. البته در اين ميان بايد از رشد تلويزيون و رايانه ياد كرد كه باعث پيشرفت در روند توسعه­ي جريان هاي ديجيتالي صدا، تصاوير ونمايشگرها گرديده و شرايطي را مهيا كرده تا زمان ما كاملاً از اطلاعات « درخشان » گردند.

دانستن اين كه تكنولوژي اطلاعاتي ما را تا كجا خواهد برد، غير ممكن است. زيرا قانون غير قابل پيش بيني بودن حوادث، در تمامي انقلاب هاي فناورانه حكم فرماست. (صرف نظر از اين كه كشور ما علي الخصوص نظام آموزشي ما فاصله­ي زيادي با ورود جدي به عرصه­ي فناوري ها دارد).

اگر چه هيچكس قادر نيست تمامي تأثير و خط سير انقلاب اطلاعاتي را پيش بيني كند ولي تغييرات آن در زندگي روزمره­ي مردم دنيا مشهود است. امروزه، در كلاس هاي درس، معلمان اين نكته را دريافته اند كه براي سرعت بخشيدن به تدريس مي توانند از برنامه هاي رايانه اي به نحو مؤثري استفاده كنند.

البته معلمان حرفه اي و متعهد به اين امر واقف هستند كه مجهز بودن به نيـامده است. دانـايي صرف يـا در اختيـار داشتن دانش و اطلاعات به خودي خود

 

 

دانش و اطلاعات نوعي فرزانگي است و اگر فاقد آن باشيم اين فرزانگي به دست

كارايي ندارد و اگر با توانايي، يعني شگردهاي به كارگيري و بهره مندي از دانش

(29)

و اطلاعات همنشين نشود ابتر مي ماند. اما اگر دانايي با رفتار و كردار همراه و همگام شود يعني با توانايي دمساز گردد، كارآمد مي شود. كارآمدي همان راز نهفته­اي است كه نياز عصر دانايي است. بنابراين در كنار استفاده از فناوري اطلاعات ويافته هاي جديد در پهنه­ي آموزش و پرورش و ارتقاء سطح دانايي معلمان، توانمند سازي آنان به منزله­ي كليد پرورش توانايي هاي نونهالان، كودكان و نوجوانان كشور گام مؤثري مي باشد.

 پي نوشت ها :

1. Technology                                  2. Information

  3. عبدالحسين آذرنگ، 1378، ص 26.

4. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي؛ آموزش و پرورش براي فردا، آموزش و پرورش براي  آينده، 1370.

5. Mac-Luhan

6. نسرين صفوي زاده، 1379، ص 225.

7. Mass Education                 8. Propaganda                         
9. Eric Ashby

10. شهناز ذوفن، 1379، ص 2.

11. Constructivism                12. Gagne and Briggs

13. علي عليان، 1379 ، ص 283.

14. Information Superhighways

15. محمد رضا عظيمي، 1378، ص 26.

16. احمد رضا نصراصفهاني، 1377، ص 140.

17. احمد رضا نصر اصفهاني،  1380، به نقل از اميني، ص 53.

18. Personal computers (PC s)              

19. Macintosh

20. احمد رضا نصراصفهاني، 1380، به نقل از عباسي ، ص 20.

21. شهناز ذوفن، 1379، ص 207.

22. همان منبع، ص 211.

23. Web                                 24. Applied Packages

25. International Education and Resources Network(http://
iearn. Org)

26. شهناز ذوفن، 1379، ص 425.

27. Ray Bradboury

28. محمد رضا  عظيمي، 1377، ص 26.

29. علي رئوف، 1380، ص 30.

 

منابع و مآخذ :

1.                                         آذرنگ، عبدالحسين. (1378) شمه اي از اطلاعات و ارتباطات. تهران: نشر كتابدار.

2.                                         رئوف، علي (1380)، « تربيت معلمان مؤثر». رشد تكنولوژي آموزشي. وزارت آموزش و پرورش.

3. ذوفن، شهناز و لطفي پور، خسرو (1379). رسانه هاي آموزشي براي كلاس درس. شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران.

4. شعاري نژاد، علي اكبر (1376). فلسفه آموزش و پرورش. تهران: انتشارات اميركبير.

5. شعاعي، خليل (1379)، « معلم آينده »، مجموعه مقاله هاي « همايش معلم، جامعه، مسؤولان» : اداره كل آموزش و پرورش استان اصفهان.

6. صفوي زاده، نسرين (1379). « معلم در آينه روزنامه اطلاعات در سال­هاي 1377 و1378»، مجموعه مقاله هاي همايش « معلم، جامعه و مسؤولان» : اداره كل آموزش و پرورش استان اصفهان.

7. طايفي، علي (1370)، «مقدمه اي بر توسعه منابع انساني »، اطلاعات سياسي _ اقتصادي.

8. عظيمي، محمد رضا (1378) « انقلاب اطلاعاتي »، پيام پست و مخابرات، شماره دوم.

9. عليان، علي (1379)، « معلم آينده، جامعه آينده »، مجموعه مقاله هاي همايش « معلم، جامعه، مسؤولان » : اداره كل آموزش و پرورش استان اصفهان.

10.                                        نصراصفهاني، احمدرضا (1377)،« نقش رايانه در پژوهش­هاي علوم اجتماعي » .                 پژوهش در مسائل تعليم و تربيت شماره 9 و 10.

11. نصر اصفهاني، احمد رضا (1380)، « تحليل محتوا و روش تدريس درس دو واحدي كامپيوتر در رشته هاي كارشناسي مديريت و برنامه ريزي آموزشي ». مقاله پذيرش شده در همايش مربوط به فناوري.

دوشنبه 17 دی 1386
مشاهده :586 مرتبه
منبع  :پژوهش و تحقيقات آموزش و پرورش اصفهان
فرستنده : مديريت
hossein3010

hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها