عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

دار و ندار جریان فتنه در 25 بهمن

دار و ندار جریان فتنه در 25 بهمن
چهارشنبه 27 بهمن 1389  07:11 ب.ظ

 

به گزارش «تابناک» از روزی که زمزمه های راهپیمایی به بهانه انقلاب مردم مصر به پا شد، مقامات رژیم صهیونیستی صفحه ای را برای ارسال عکس از حوادث ایران اختصاص دادند. حوادثی که آنان می خواستند خونین باشد اما آن دو نفری که خود را پیرو امام می دانند، هیچ نگفتند. امامی که می گفت اسرائیل غده سرطانی است و باید از صحنه روزگار محو گردد، اما اینک حامی به اصطلاح دو تن از یاران امام شده است.

 به راستی این چه تناقضی است؟ اسرائیل عوض شده است یا آن به اصطلاح دو یار؟ نتانیاهو که اکنون در اسرائیل حکومت می کند که افراطی تر از همه نخست وزیران آن رژیم در مواجهه با ایران و اسلام است، طبیعتا وی در مواجهه با اسلام و ایران جری تر از اسلاف خود می باشد، پس این چه همراهی شگفت آوری است و رفتار این آقایان از چه کینه ای نشات می گیرد که حتی برای حفظ آبروی خود پیش حضرت امام(ره) نیز حاضر نیستند از این کینه بگذرند.

 راستی انسان آزاده ای وجود دارد که حمایت اسرائیل را از آقایان و عدم تمایل آنان برای رد چنین حمایتی را ببیند و به آنان شک نکند. حمایت و تشویق گروهک تروریستی منافقین که دیگر جای بحث ندارد، همان سال هایی که آقایان بر تخت های قدرت در نخست وزیری و مجلس تکیه زده بودند، دسته دسته از جوانان این وطن با هر عقیده ای قربانی عملیات تروریستی سازمان منافقین می شدند اما اکنون رئیس آن گروهک منحرف از غائله 25 بهمن حمایت می کند اما اینان هیچ نمی گویند. آیا منافقین، اسلام خواه، آزادی طلب، وطن دوست و... شده اند، یا اینان عوض شده اند؟
 
علاوه بر این، بهانه این مدعیان آزادی، حمایت از جنبش مردمی مصر و شریک شدن در شادی آنان برای رفتن حسنی مبارک دیکتاتور بود. اما همین حسنی مبارک دیکتاتور در حوادث سال گذشته از خود آنان و رفتار قانون شکنانه آنان حمایت کرده بود. این دیگر چه تناقض و سکوتی است که همراهی دیکتاتور را پاس می دارند و رفتنش را شادباش می گویند، اگر حسنی مبارک دیکتاتور و مخالف آزادی بود که بود، چرا این آقایان حمایت وی را رد نکردند؟ مگر می توان هم آزادی خواه بود و هم مورد تشویق دیکتاتور قرار گرفت. بالاخره یا مبارک دیکتاتور نبود و یا آنان  آزادیخواه نیستند. این مساله آنقدر بدیهی است که به فرموده حضرت امام تصورش موجب تصدیقش خواهد شد.

این تناقضات برای مردم از فردای انتخابات ریاست جمهوری هویدا گشت و گرنه قبل از آن و پیش از محرز شدن شکست و بالاتر بودن آرای باطله از آرای یکی از نامزدها، همه ساختارهای نظام قانونی بود، نهادها مشروع بودند و... پس به یک باره چه شد که همه اینها زیر سوال رفت!؟

 به نظر می رسد همه این مسائل از سال گذشته تاکنون از کینه و لجاجتی کور نشات می گیرد، کینه ای که از یک سو عقده های 30 ساله همه دشمنان ـ اعم از ضد انقلاب، سلطنت طلب، منافقین، بهاییت، وهابیت و... ـ را بر خود سوار کرد و از دیگر سو با سوار شدن بر احساسات و عواطف جوانان ایرانی برخی از آنها را هم قربانی هوس بازی های خود کرد و یک سال و اندی کشور را به مخاطره انداخت و هنوز هم دست بردار نیست.

در غائله 25 بهمن ماه نیز که پروژه ای طراحی شده برای خروج آمریکا و اسراییل از بن بست خاورمیانه بود، تمام ترفندهای یک سال گذشته برای ضربه به نظام به کار گرفته شد، شبکه های اجتماعی به شدت به تشویق و تبلیغ و حتی جعل شایعه پرداختند. شبکه های خارجی هم چون بی بی سی فارسی سردمدار تبلیغ رسانه ای علیه نظام گردید. هجمه بزرگ سایبری به بیش از نیمی از سایت های خبری داخلی برای از کار انداختن اطلاع رسانی آنان با همکاری مستقیم پنتاگون و موساد انجام شد. شعارهای ساختارشکنانه به وفور جعل و ساخته شد، شبیه سازی های عجیب و غریب درست کردند، برخی از نمایندگان مجلس ششم که در خارج از کشور به سر می بردند، با حرارت اعلام کردند که فردا خود در خیابان ها حضور خواهند یافت، نبرد با سطل های آشغال بالا گرفت و در نهایت خون دو تن از جوانان وطن ریخته شد.

اما حمایت رسانه های غربی معاند نظام در واقع یک بازی برد ـ برد برای آنان بود، چرا که اگر دامنه آشوب ها بالا می گرفت، آنان مدعی پیروزی بودند و اگر هم مانند آنچه اتفاق افتاد ناکام می ماند با پخش چند عکس بهره برداری لازم را می کردند و در این میان خون های جوانان وطن بر زمین می ماند.

 مگر بازیچه بودن غیر از این است؟ مگر در عملیات مرصاد، صدام سازمان منافقین را بازیچه نکرد تا خود بهره برداری کند. صدام مدعی بود اگر منافقین در مرصاد پیروز شوند، پیروزی اوست و اگر آنان شکست می خوردند که خوردند، صدام باز بهره برداری خاص خود را می کرد و این سازمان منافقین و رهبران فریب خورده بودند که بازیچه قرار گرفتند. فرموده مولا علی (ع) چه قدر زیباست که چه زیادند عبرت ها و چه کم هستند عبرت گیرنده ها.

همه این وقایع اگر چه آنقدر حقیر و ناچیز بود که نتوانست در حد خراشی هم بر چهره انقلاب اسلامی باشد، اما از آنجا که دعوت کنندگان آن خود در برج های آهنین خود نشسته اند و با همراهی رسانه هایی خاص جوانان وطن را به نزاع هم می فرستند، قابل توجه و بررسی است. به راستی آنان تاکنون از خود پرسیده اند که آیا حس انتقام جویی و کینه ورزی، ارزش آن را دارد که جوانان وطن را درگیر نزاعی خانمان سوز با هم بکنند و زندگی هایی را به تباهی بکشانند تا حس قدرت خواهی شان و انتقام گیری شان ارضاء شود؟

به هر حال به نظر می رسد این لجاجت توأم با حماقت دیگر حتی از مفهوم نفاق هم جهش کرده و این شمشیرهای از رو بسته شده که با خیانت های آشکار، کمر به هدم میراث امام و شهدا بسته اند خیال کوتاه آمدن ندارند، که اگر داشتند مگر کم استدلال و منطق و برهان برای فهم بازیچه بودن و در توهم به سر بردن آنان ارائه شد، ولی چه سود؟ هر استدلالی را به بهانه ای و هر مستندی را با نیرنگی در ذهن خود و هوادران خود مخدوش کردند تا توجیهی باشد بر راه باطلشان و زیر بار یک کلمه عذرخواهی از ملت نروند.

و اما یک نکته در پایان:

قطعا ملت شهید داده ایران اسلامی زیر بار خیانت عده ای از خود راضی نخواهد رفت و با تمام توان از حیثیت، انقلاب، نظام و رهبر خود که ثمره خون هزاران شهید این آب و خاک است دفاع خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که عمله های بیگانه دسترنج سی و دو سال زحمت را از بین ببرند. این را هم شما بدانید و هم اربابان خارجی تان. 
mostafa_101

mostafa_101
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 960
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها