عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

زندگی نامه سردار بزرگ علیرضا نوری

زندگی نامه سردار بزرگ علیرضا نوری
چهارشنبه 27 بهمن 1389  07:38 ب.ظ

با آغاز جنگ تحميلی عليرضا با استفاده از تجربياتی که در دوران سربازی کسب کرده بود يک گروه هفتاد و دو نفره از پرسنل راه آهن را آموزش نظامی داد و به نام هفتاد و دو شهيد کربلا راهی جبهه های جنوب کرد. اين گروه در محور سوسنگرد و بستان استقرار يافت. محاصره سوسنگرد توسط همين نيروهای اعزامی شکسته شد.
قبل از اينکه در پايگاه ابوذر مشغول کار شود مسئوليت رياست راه آهن را به او پيشنهاد کردند ولی نپذيرفت و در پاسخ گفت: «در اين شرايط که بچه ها به جبهه می روند، پيشنهاد مسئوليت برای من امتحان است که کدام را انتخاب کنم. من جبهه را می پذيرم.»
پس از شکست محاصره سوسنگرد در سال ۱۳۵۹ در حماسه ديگری به نام عمليات امام علی (ع) شرکت کرد که در کوههای اللّه اکبر در غرب سوسنگرد انجام گرفت. در اين عمليات از ناحيه پا به سختی مجروح شد و علاوه بر آن دوازده ترکش به قسمتهای مختلف بدنش اصابت کرد.
او را به بيمارستان شيراز منتقل کردند، پزشکان تصور می کردند که او شهيد شده است و مهر شهيد به سينه او زدند. پس از مدتی متوجه شدند هنوز جان دارد و می توان او را نجات داد. بلافاصله به تهران انتقال يافت و تحت مرقبتهای ويژه قرار گرفت و بهبود يافت. پس از بهبودی با عکسی که در بيمارستان از او در زمانی که مهر شهيد به سينه داشت، گرفته بودند، عکس جديدی انداخت که بسيار ديدنی بود. يکی از خواهرانش گفت: خوشا به حالت امتحان الهی را به بهترين نحو پاسخ گفتی. با لبخندی جواب داد: خواهرم هنوز خيلی مانده است. نوری که حدود شش سال در مناطق جنگی بود .به گفته مادرش پنجاه بار زخم برداشت که چهار بار جراحت او شديد بود. هر بار که مجروح می شد سه الی چهار ماه در بيمارستان يا منزل بستری بود.
علاوه بر اين در جريان عمليات والفجر در سال ۱۳۶۱ دست راستش بر اثر انفجار مين قطع شد. اما هيچ يک از اين آسيبهای جدی او را تلاش و فداکاری باز نداشت


 

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها