عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

وصیتنامه شهید محمد مرکوبی بیدگلی

وصیتنامه شهید محمد مرکوبی بیدگلی
چهارشنبه 27 بهمن 1389  07:57 ب.ظ

بسیجی لشگر ۱۴ امام حسین (ع)
محل تولد: بیدگل| تحصیلات: شش کلاس| سن: ۲۰ سال
تاریخ شهادت: ۱۱/۶/۱۳۶۵ | محل شهادت:سکوی الامیه | عملیات: کربلای ۳

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
ای آنان که ایمان آوردید بردبار باشید و شکیبایی ورزید و خویش را آماده جنگ نگهدارید و بترسید از خدا باشد که رستگار شوید
انا لله و انا الیه راجعون
ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم
شهادت سرآغاز پایندگی است       نترسم ز مرگی که خود زندگی است
شهادت می دهم به یگانه بودن خداوند که وظیفه هر مسلمانی است این شهادت دادن
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علی ولی الله

باری وصیتم را با سلام و درود فراوان بر رهبر عصر امام زمان (عج) و یاری دهنده مستضعفان و در هم کوبنده ستمگران یعنی حضرت مهدی (عج) شروع می نمایم و با سلام و درودی دیگر خدمت رهبر عالی قدر و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی و نایب بر حق امام زمان یعنی خمینی کبیر و با سلام و درود فراوان دیگری به تمام شهدای اسلام اولین شهید اسلام سمیه تا آخرین شهیدان این مرز و بوم اسلامی چه در جنوب و چه در غرب کشور.
سخنم را خدمت پدرم و مادرم و دیگر برادران و خواهران و دوستانم عرض می دارم.
خدمت پدر و مادر عزیزم
سلام بر تو ای پدر عزیز و تو ای مادر مهربانم، اگر چنانچه من در راه خدا کشته شدم شما باید خوشحال باشید که فرزندتان در راه خدا به درجه رفیع شهادت نایل گشته و به آرزوی خود رسیده است. ای پدر و مادرم! شما باید چون کوه استوار باشید. مبادا یک وقت برای خاطر من متاثر و غمگین شوید. شما باید افتخار کنید که فرزند کوچکتان در جهاد فی سبیل الله شرکت نموده و علیه ظلم و ستم جنگیده و تا توانسته در راه او یعنی خدا کشته شده که ان شاء الله در صف دیگر شهدای اسلام قرار گیرم. این را بدانید که مالک و صاحب من خداوند تبارک و تعالی است و هر چه او خواست ما راضی هستیم که هر چه خدا خواست همان است و رضای ما بسته به رضای اوست. 

پدر عزیزم! درود بر تو که همچون ابراهیم فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی و بدان و آگاه باش که اسماعیلت به فرمان خدای بزرگ عمل خواهد کرد و هرگز از فرمان خدا سرپیچی نخواهد کرد و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمی داند و زندگی را جز جهاد در راه عقیده نمی داند و شهادت را جزء بهترین نعمت های خداوند می داند و من در این راه هیچ گاه از خود ترسی و هراسی نشان نخواهم داد.

خدمت مادرم:
مادرم! به من درس آموختی و من هم از آن سرمشق گرفته ام و امیدوارم بتوانم پایم را به جای پای حسین بن علی (علیه السلام) بگذارم و به “هل من ناصر ینصرنی” او لبیک گویم که چه کشته شویم و چه بکشیم باز هم پیروزیم. مادر مهربانم! این را بدان که من در دنیا به هیچ چیز دل نبسته ام و نخواهم بست. من اگر در این راه کشته شوم به آرزویم رسیده ام و اگر هم باز سالم برگشتم همیشه یک راه انتخاب خواهم کرد و همچنان که انتخاب کردم و همان راه الله است و یکتاپرستی و جهاد در راه خدا و برای خاطر او که ان شاءالله خدا از من قبول می فرماید.
مادرم! گریه نکن برای من و هر وقت خواستی برای من گریه کنی برای علی اکبر و علی اصغر گریه کن که من از آنان عزیزتر نمی باشم. آن فرزند شش ماهه امام حسین (علیه السلام) و آن حضرت عباس که هر دو دستش را از بدن جدا نمودند و به شهادت رساندند. پس من که از آن بزرگواران بزرگتر و عزیزتر نیستم. بلکه من یک بنده گنهکارم و جز جهاد در راه خدا را نمی توانم بهتر انتخاب کنم و تو مادرم در عوض به جای گریه کردن ندای لااله ال الله و الله اکبر و خمینی رهبر را بر زبان جاری نما و سخن شهیدان راه خدا را به دیگر مردم برسان که همانا سخن شهیدان پیروی از قرآن و خدا و پیغمبر می باشد. مادرم افسرده و ناراحت مشو که هرگونه افسردگی و ناراحتی باعث عذاب روح من می شود. تو فقط خوشحال و امیدوار باش و صبر نما که خدا با صابرین است.
مادرم! من نتوانستم دین خود را به تو ادا نمایم و تو را خوشحال و شاد کنم اما تو مرا ببخش، عفو کن.

برادران عزیزم!
شما نیز هوشیار باشید و به غیر از اسلام فکر نکنید و بدانید که هر چه خیر و صلاح انسان است در این کتاب که همان قرآن است می باشد و شما نیز سعی کنید که ترویج دهنده راه خدا باشید و در این راه از جان و مال خود بگذرید و در راه او خرج نمایید و پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا باشید و خود را برای جهاد در راه خدا مهیا سازید و به فرامین امام گوش دهید. چون زمان زمان حسینیان و هابیلیان و ابراهیمیان است و هر روز ما عاشورای حسینی است و امروز روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز پیروزی خون بر شمشیر است.
برادرانم! شما پوینده و کوشنده در این راه که راه خدا و بهترین راه است باشید و مبارزه در راه خدا را از یاد نبرید.
خدمت خواهرانم!
خواهرانم! شما از این به بعد رسالت زینب گونه در پیش دارید و باید زینب گونه پیام شهیدان راه خدا را به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه راه شهیدان را ادامه دهید. چون وقت آن رسیده که رسالت زینب وار خود را نشان دهید و از زینت های دنیوی بپرهیزید و به زینت های اخروی فکر کنید.
خدمت برادران و خواهران و دیگر دوستان عزیزم:
من از شما خواهش می کنم که هیچ وقت این رهبر و امام عزیز و بت شکن را تنها نگذارید و گوش به فرمان او باشید و امیدوارم که هر کدام از شما از من حقیر کوچکترین اشتباه یا بدی دیده اید ببخشید و مرا حلال کنید و امیدوارم خداوند تبارک و تعالی از گناهان من بگذرد و این عمل ناچیز و بی ارزش مرا قبول کند تا شاید در جمع شهیدان قرار گیرم.
و در پایان حرف من این است که در آینده خواهند فهمید که ما که بودیم و چه کار کردیم و چه خواستیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها