عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

حزب الله، محبوب قلوب مردم خاورميانه

حزب الله، محبوب قلوب مردم خاورميانه
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:02 ق.ظ

سيد حسن نصرالله دبير کل حزب الله
يک استاد دانشگاه در امور روابط عمومي و بين‌الملل معتقد است؛ جنبش مقاومت حزب الله با صدها هزار پيرو، از حمايت مردمي ميليون‌ها نفر از اقشار مختلف جامعه برخوردار است.


پرس تي وي با تاناسيس کامبانيس، نويسنده و استاد دانشگاه، در خصوص دنياي زيباي حزب الله و جاذبه‌اش براي اعضاي اين حزب و حاميانش مصاحبه‌اي کرده است که در ادامه مي‌خوانيد.

تاناسيس کامبانيس نويسنده کتاب امتيازي براي مرگ است.

پرس تي وي: تاناسيس کامبانيس کارشناس کهنه‌کار مسائل خاورميانه و گزارش‌گر ويژه اين منطقه از سال 2003 در روزنامه‌هاي امريکايي بوستون گلوب، نيويورک تايمز و گلوبال پست بوده است. افزون بر اين، از همان سال از عراق و ديگر کشورهاي خاورميانه گزارش تهيه کرده و گزارش‌گر اختصاصي بوستون گلوب در حوزه خاورميانه و بغداد نيز بوده است. وي در دانشکده بين المللي روابط عمومي در دانشگاه کلمبيا تدريس مي‌کند و همچنين واحدهاي تحصيلات تکميلي روابط بين‌الملل را در دانشگاه نيواسکول واقع در شهر نيويورک نيز برعهده دارد.

امتيازي براي مرگ: دنياي سپاهيان حزب الله و جنگ پايان‌ناپذير آن‌ها با اسرائيل، اولين کتاب وي است که در آن با فراز و نشيب زندگي چند خانواده حزب الله در زمان جنگ 2006 با رژيم اسرائيل همراه مي‌شود. اين خانواده‌ها در آن زمان خود را براي رويارويي ديگري آماده مي‌کردند. تاناميس با نوشتن اين کتاب به ما اجازه مي‌دهد تا گفت و گوهاي صميمانه اعضاي حزب الله را در زمان صرف غذا و در جبهه جنگ بشنويم. گزارش‌هاي تاناسيس کامبانيس چهره‌اي انساني به حزب الله مي‌بخشد و ما از اين طريق مي‌توانيم گروه‌هاي ايدئولوژيک و مذهبي درگيري امروز خاورميانه را بهتر بشناسيم.

تاناسيس کامبانيس: در روزهاي پاياني جنگ سال 2006 اسرائيل عليه لبنان، من در خط مقدم حضور داشتم و از آنجا گزارش تهيه مي کردم. در واقع قصد داشتم انگيزه‌هاي رزمندگان حزب الله را بفهمم. در ابتداي ماه اوت (مرداد) آن سال، اسرائيل هشدار داد که هر خودروي عبوري از رودخانه ليطاني را هدفي نظامي تلقي خواهد کرد. جنوب لبنان را به مقصد بيروت که در آن زمان امن‌تر بود، ترک کردم. در حالي که فاصله‌اي با صداي راکت‌ها و انفجار بمب‌ها نداشتم، شاهد بمباران‌هاي اسرائيل بودم که همچنان پايتخت لبنان را مي‌لرزاند. در پي اين جنگ و آتش‌پراکني‌ها اين سوال مهم به ذهن من رسيد که اسرائيل و حزب الله بارها با يکديگر درگير شده‌اند اما حزب الله اکنون به اين نتيجه رسيده است که ادعاي اسرائيل مبني بر اينکه حزب الله عامل بي‌ثباتي منطقه است، بهانه‌اي براي جنگ‌افروزي است.

حزب الله اين ايده را به مردم قبولانده که رزمندگان عرب مي‌توانند بيش از ترساندن رژيم اسرائيل آن را شکست دهند و به طور کلي نابود کنند.

من سه سال در کشورهاي عربي و بيش‌تر از همه در بغداد بوده‌ام. در اين مدت رويدادهاي سياسي جديدي را پوشش مي‌دادم که به‌ويژه نشان‌دهنده ظهور شيعيان در محافل سياسي عراق بود. هر جا که به عنوان خبرنگار مي‌رفتم و با فعالان صحبت مي‌کردم آن‌ها همواره به حزب الله اشاره مي‌کردند. الگويي که آنها براي اجراي سياست‌هاي خود دنبال مي‌کردند، نوع سازماني که مي‌خواستند تاسيس کنند، ايده‌هاي الهام‌بخش آن‌ها همه و همه از حزب الله ناشي مي‌شد. بنابراين من به‌شدت علاقمند شدم تا در مورد حزب الله اطلاعات بيشتري به دست آورم.

بنابراين وقتي در سال 2006 جنگ بين حزب الله و اسرائيل درگرفت، به‌سرعت به لبنان رفتم و هدف من واقعاً دست يافتن به اطلاعات بيشتر در مورد حزب الله نه‌تنها به عنوان يک حزب بلکه جنبشي مردمي و محبوب بود. پي بردن به عقايد و خواسته‌هاي اعضاي حزب الله به مهم‌ترين سؤال درذهنم تبديل شده بود. در پي اين امر يک ماه يا بيشتر را زير بمباران اسرائيل در لبنان، روستاهاي جنوب اين کشور و همراه با حاميان حزب الله گذراندم و متقاعد شدم که بايد کتابي در اين مورد بنويسم که در آن بيشتر از همه به مخاطبان امريکايي‌ام توضيح دهم که چه عاملي حزب الله را معتبر و محبوب ساخته است همچنين به چه دليل اعضاي اين جنبش تا اين حد به آن وفادارند؟

پرس تي وي: همان‌طور که در کتابتان اشاره کرده‌ايد، اين اثر در مورد ايدئولوژي حزب الله يا سياست‌هاي آنها نيست يا کتابي درسي در موردانگيزه‌هايشان به شمار نمي‌آيد...بلکه در مورد حمايت مردم از اين گروه است.

تاناسيس کامبانيس: بله؛ مهم‌ترين نکته مطرح‌شده در گزارش من يافتن اين مسئله بود که چه فرد يا افرادي از حزب الله حمايت مي‌کنند، چه انگيزه‌اي باعث پيوستن آنها به اين حزب است، داوطلبند يا حامي؟ آنها در ازاي زندگي خود چه مي‌خواهند؟ با گفت و گو در اين خصوص با مردم و وارد شدن در زندگي‌هاي آنها دانستم که بسياري از صحبت‌هاي آنها به ايدئولوژي حزب الله، برنامه‌هاي سياسي‌اش، اعتقادات شيعه آنها و شيوه اجرايي کردن اين اعتقادات برمي‌گردد. اما بين همه گروه‌هاي شيعه‌اي که من در مورد آنها گزارش تهيه کرده‌ام، حزب الله از هواداران وفادار و باريشه‌اي برخوردار است که همواره با شور و هيجاني همسان از آن حمايت مي‌کنند. بنابراين نه‌تنها در زمان بحران يا جنگ و بن‌بست‌هاي سياسي بلکه در هر زمان از زندگي خود به حزب الله رجوع مي‌کنند و نه‌تنها به عنوان سازمان دهنده اهداف سياسي‌شان بلکه به عنوان مسئول زندگي اجتماعي خود به آن مي‌نگريستند.

پرس تي وي: دليل تبديل شدن حزب الله به نيروي قدرتمند نه‌تنها در لبنان بلکه در همه کشورهاي مسلمان چيست؟ من به ياد مي‌آورم که در لبنان با مسيحي‌ها و ديگر اقشار جامعه صحبت مي کردم و آنها مي‌گفتند که درنهايت همواره به حزب الله تکيه و کاملاً از حزب الله حمايت مي‌کنند؛ زيرا اين گروه از آنها دفاع مي‌کند اين محبوبيت از کجا ناشي مي‌شود؟

تاناسيس کامبانيس: اجازه بدهيد با هسته اصول عملياتي حزب الله آغاز کنيم. به نظر من دو نکته وجود دارد که حزب الله را معتبر و محبوب مي‌سازد. اول اينکه، حزب الله بازگشت به اصلي را مد نظر قرار داده که من "کمال حقيقي اسلامي" توصيف مي‌کنم. روشي براي عمل به اعتقادات و درخواست از مردم براي اجراي اعتقادات ديني در همه امور زندگي‌شان؛ طوري که خود و خانواده‌هايشان را ارتقا دهند، درست عمل کنند، مسئول و زاهدانه زندگي کنند.

نکته ديگر جنگ هميشگي با اسرائيل است. اين امر يقيناً باعث شده حزب الله نه‌تنها در چشم مردم لبنان بلکه در تمام کشورهاي عربي يا همه جهان اسلام محبوب و منحصر به فرد جلوه کند. اما حزب الله توانسته با موفقيت اين اصول را ترکيب کند و اين امر باعث شده تا به نوعي در آن سوي مرزهاي طبيعي حوزه عملکردش؛ يعني لبنان مورد توجه باشند.

حماس يک گره شيعه اسلام گراست و خود را مقاومت اسلامي مي‌نامد. با وجود اين، مهم‌ترين حامي آنها در داخل لبنان حزب سکولار مسيحي است. مسئله يادشده از اين بابت حائز اهميت است که در خارج از لبنان، عرب‌هاي سني در مصر، معمولاً سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله، را به عنوان محبوب‌ترين رهبر در جهان عرب توصيف مي‌کنند. ترک‌ها نيز که عرب و سني هم نيستند، ديدگاه مشابهي از حسن نصرالله دارند. دليل اين امر چيست؟ بخشي از اين امر به نظر من به اين دليل رخ داده است که سياست کشورهاي عربي کاملاً شکست‌خورده است. بنابراين اگر با سياست‌هاي اسرائيل مخالفيد، يا از عملکرد امريکا در خاورميانه ناراضي هستيد و به دنبال جنبشي مي‌گرديد که اين ايده‌ها را در خود منعکس کند، گزينه‌هاي موفق ديگري غير از حزب الله وجود ندارد. در واقع جنبش ديگري نتوانسته با موفقيت سياست‌هاي امريکا و اسرائيل را در منطقه مورد چالش قرار دهد.

دوم اينکه، محبوبيت حزب الله به دليل موفقيت اين حزب است. مردم جنبش‌هايي را مي پسندند که توانسته باشند ايده‌هاي خود را با موفقيت اجرا کنند و در شرايط کنوني اسرائيل به دليل حزب الله کاملاً در وضعيت دفاعي قرار دارد در حاليکه هيچ جنبش ديگري در جهان عرب غير از حزب االله پيش از اين نتوانسته بود اسرائيل را اين حد عقب براند. حزب الله اشغال جنوب لبنان از سوي اسرائيل را در سال 2000 پايان داد و از نظر بسياري از مردم و کشورهاي جهان پيروز نبرد سال 2006 تلقي مي‌شود، بنابراين فکر مي‌کنم اين توضيحات نشان مي‌دهد به چه دليل گروه‌هاي سکولار مانند مردم مسيحي، آتيئيست‎ها (بي دين) و کمونيست‌ها از اين حزب حمايت مي‌کنند با آنکه به اسلامي بودن آن علاقه‌اي ندارند؛ اما در واقع مجذوب مقاومت اين جنبش شده‌اند.

پرس تي وي: عده‌اي معتقدند حزب الله بعد از جنگ سال 2006، بازهم قوي بود با آنکه اسرائيل برچسب تروريستي بودن به آن چسباند و حتي واشنگتن نيز در برخي موارد از آن پيروي کرد. آيا به نظر شما امريکا و اسرائيل به اين امر انديشيده‌اند که کجا مرتکب خطا شده‌اند؟

تاناسيس کامبانيس: به نظر من امريکا و اسرائيل هنوز اين واقعيت را نپذيرفته‌اند که حزب الله ايدئولوژي خود را تغيير نخواهد داد و نمي‌توان با قدرت نظامي با آن مقابله کرد و آن را منحل ساخت. اصول عملياتي ائتلاف غرب شامل امريکا و اسرائيل، خواستار پايان دادن به مقاومت اسلامي حزب الله در لبنان است. اين امر ممکن نيست؛ زيرا حزب الله جنبشي گسترده و باريشه با حدود يک ميليون هوادار و سرباز است و نمي‌توان آن را ريشه‌کن کرد. اگر حزب الله تصميم بگيرد مقابله نظامي با اسرائيل را کنار بگذارد، به دليل شرايط سياسي خاصي و ورود به فرآيندي سياسي اين اقدام را صورت خواهد داد. اما مطمئن نيستم که سياست‌گذاران اسرائيلي و غربي به اين امر مهم پي برده باشند. ديدگاه آنها از حزب الله هنوز به اندازه خود حزب الله، تکامل نيافته است. روش‌هاي نظامي اصلي حزب الله 30 سال پيش شامل بمب‌گذاري عليه اهداف نرم از جمله سفارت‌خانه‌ها بود.

اکنون تاکتيک‌هاي آنها روش‌هاي استاندارد چريکي عليه اهداف نظامي را در بر مي‌گيرد و در بيشتر موارد قوانين و نرم‌هايي را رعايت مي‌کنند که ارتش‌هاي نظامي غربي نيز همان روش‌ها را اجرا مي کردند. البته به استثناي اين امر که حزب الله اهداف غيرنظامي را مورد حمله قرار نمي‌دهد؛ اما اسرائيل همين کار را با لبنان مي‌کند. بنابر اين، حزب الله واقعا تغيير کرده است.

تغيير به اين معنا نيست که امريکايي‌ و اسرائيل از اين پس آنها را مي‌پذيرد، بلکه ممکن نيست که به حزب الله اشاره کرده و گفت همان سازماني است که ناوگان دريايي امريکا را سه دهه گذشته منفجر کرد.

هر سياستي که غرب در برابر حزب الله اتخاذ کند، ميليون‌ها هوادار اين گروه بايد آن را به رسميت بشناسند و به همين دليل آنها موضوع کتاب من هستند. زيرا اگر روزي حسن نصرالله از رهبري اين حزب به هر دليلي کنار برود و اگر حزب الله، سياست‌ها و برنامه‌هايش را عوض کند، اين اعضاي ميليوني به‌شدت به باورها و روش‌هاي حزب الله اعتقاد دارند و همچنان در لبنان بدون توجه به اينکه در رهبري حزب الله چه اتفاقي رخ خواهد داد، به زندگي خود ادامه مي‌دهند.

پرس تي وي: شما در کتابتان در مورد مادران طبقه متوسط و افرادي صحبت مي‌کنيد که از امريکا به لبنان مراجعت کرده اند؛ زيرا مي خواستند کودکانشان در محيطي رشد پيدا کنند که حزب الله در آن حضور دارد، زيرا باور داشتند محدوده‌اي امن و از نظر اخلاقي درست است، مي‌توانيد کمي بيشتر در مورد اين شخصيت‌ها توضيح دهيد. سربازان پياده نظام حزب الله که لزوماً هم مسلح نيستند.

تاناسيس کامبانيس: بله اين افراد، حتماً عضو حزب الله نيز نيستند، بلکه حاميان برنامه‌ها و ايدئولوژي اين حزب به شمار مي‌آيند و حتي بدون کار کردن براي حزب يا عضو شدن در آن اين اقدام را صورت مي‌دهند. همين نکته يکي از منابع کليدي قوت حزب الله است. يکي از اين افراد، فارس جمال نام دارد و من در مورد او بسيار صحب کرده‌ام. او و امثال اين فرد نشان‌دهنده جذابيتي است که حزب الله براي افراد تحصيل‌کرده، متوسط و ثروتمند خاورميانه دارد.

جمال در منهتن زندگي مي‌کرد چند فرزند و درآمد خوبي داشت. اما به روستاي عيتا الشعب در جنوب لبنان و مرز اسرائيل آمد؛ زيرا از نظر وي جاي امن‌تري براي بزرگ کردن کودکانش بود. اين امر براي شنوندگان غربي به‌شدت عجيب خواهد بود؛ زيرا اين اتفاق دقيقاً وقتي روي داد که جنوب لبنان هنوز در اشغال رژ يم اسرائيل بود و اين منطقه به طور کلي منطقه کاملاً جنگي به شمار مي‌آمد که ساکنان آن هر روز شاهد بمباران و کشته‌شدن عده‌اي از مردم و همسايه‌هاي خود بودند.

خود او در اين منطقه به دنيا آمده و بزرگ شده بود، دوباره به اينجا بازگشت، خانه‌اي ساخت و کسب و کاري راه انداخت. هزاران نفر مثل او وجود دارند. من با تعداد بي‌شماري از آنها صحبت کرده‌ام. علاوه بر اين، افراد ديگري هم وجود دارند که در تعطيلات به لبنان مي‌آيند به خانواده‌هايشان سر مي‌زنند و به آنها مي‌گويند با وجود فقر، بي‌ثباتي و احتمال اينکه زندگي مردم به دليل جنگ‌هاي مخرب به طور کلي قطع شود. مي‌خواهند به اينجا اسباب‌کشي کنند. آنها اين نوع زندگي را انتخاب مي‌کنند زيرا به ارزش‌هايي اعتقاد دارند که حزب الله آنها را مقاومت جامعه اسلامي ناميده است و چهارچوب کاملي براي زندگي انسان‌هاست. اين امر تنها به جنگ در برابر رژيم اسرائيل يا اعتقاد و باوري خاص منحصر نمي‌شود. بلکه همه جنبه‌هاي زندگي را در بر مي‌گيرد. همان اردوي پيشاهنگي است که فرزندانتان را يکشنبه‌ها و تابستان‌ها به آن مي‌فرستيد، گروه زناني است که دور هم جمع مي‌شوند تا در مورد اعتقادات مذهبي گفت و گو کنند و براي امور خيريه پول جمع کنند، درمانگاه‌ها و خدمات بهداشت و درمان و آموزشي است که حزب الله به اعضايش ارائه مي‌دهد. بنابراين شبکه‌اي از خدمات و اعتقاداتي است که در مجموع دنياي عميقي را پديد مي‌آورد.

پرس تي وي: در غرب چه سوءبرداشت‌هايي از حزب الله وجود دارد؟ آيا اين همان تنوع در اين گروه است که ما به‌سختي مي‌توانيم آن را بفهيم؟

تاناسيس کامبانيس: به نظر من مهم‌ترين سوءتفاهم در مورد حزب الله به يکي از اصول آنها بر مي‌گردد و غربي‌ها معمولاً در فهم آن مشکل دارند و آن اعتقاد به شهادت و تمايل براي مرگ به عنوان مفهومي است که در افرادي ديده مي‌شود که ديوانه کشتن و در عطش خون نيستند.

براي نمونه، تفاوت حزب الله با القاعده چيست؟ اين سوال معمولاً از من پرسيده مي‌شود و بعد به عنوان کتاب من به نام "امتيازي براي مرگ" اشاره مي‌شود. اما بايد بگويم عنوان اين کتاب، نقل قول از فردي است که به من گفت مردن براي نصرالله اولويتي براي اوست.

در غرب نيز ناظران نمي‌توانند بفهمند چطور اين امر مي‌تواند اعتقادي سازنده براي اين مرد و در تضاد با اعتقادي مخرب مانند روش القاعده باشد. آنها فکر مي‌کنند اعضاي حزب الله کساني هستند که از زندگي، مدرنيته متنفرند و تنها مي‌خواهند بميرند و هر چه در توان دارند براي نابودي اسرائيل به کار بندند و براي اين هدف از جان خود بگذرند.

اما من سعي کرده‌ام از طريق شيوه مبارزه و زندگي آنها وقتي در حال جنگ نيستند نشان دهم که اين اعتقاد آنها بيشتر شبيه اعتقادات ميهن‌پرستي امريکايي هاست.

وفاداري و تمايل براي مرگ نه‌تنها بين اعضاي حزب الله و رزمندگان آن بلکه همه هواداران اين حزب در اين حقيقت نهفته است که آنها نمي‌خواهند بميرند و انتظار ندارند که بميرند، بلکه اگر بايد براي آرمان خود بميرند براي مرگ آماده‌اند و آن را اولويت و افتخاري تصور مي‌کنند.

اين نوع اعتقاد نسبت به مرگ بيشتر از اعتقاد به مرگ بين نيروهاي القاعده، ماندگار است. برخي از اين سربازان پياده‌نظام القاعده واقعا ترجيح مي‌دهند بميرند تا زنده باشند. اين امر به ايدئولوژي حزب الله ربطي ندارد و همين امر نقطه قوت حزب الله به شمار مي‌آيد. اين حقيقت که هواداران حزب الله حاضرند در راه آرمان خود، زندگي، خانه و همه داشته‌هايشان را فدا کنند، نشان مي‌دهد اين آرمان تا چه حد براي آنها مقدس است. انگيزه آنها ريشه ديني دارد و ناشي از جامعه آنهاست و به نظر من امريکايي‌ها به سختي مي‌توانند آن را باور کنند.

پرس تي وي: آينده حزب الله را چطور مي‌بينيد؟

تاناسيس کامبانيس: به نظر من حزب الله بخش جدايي‌ناپذيري از لبنان و دنياي سياست اعراب خواهد بود. همچنين باور دارم حزب الله پوياترين و منسجم‌ترين گزينه در برابر رژيم‌هاي عربي است. معتقدم که حزب الله محور اصلي مقاومت است و ايده مقاومت نيرويي متحدکننده مخالف هژموني يا نفوذ غرب است.

همچنين، ايده‌اي تندورست. بعضي از رژيم‌هايي که از حزب الله حمايت مي کنند، در بعضي موارد حزب الله به آنها هشدار مي‌دهد شفاف، مسئوليت پذير و ارائه‌دهنده خدمات عمومي باشند. جالب است که ايران، سوريه، حزب الله و حماس در اين زمينه با يکديگر برابرند اما هر کدام از آنها تفاوت‌هاي فراواني در نوع حکمراني و تعامل با اعضا و مردمشان دارند.

با همه اينها بايد پذيرفت که حزب الله قطعاً بخش بزرگي از سياست خاورميانه خواهد بود بدون توجه به اينکه چه اتفاقي در آينده رخ دهد. البته ممکن است شرايط در آينده به‌شدت تغيير کند.

تنها نکته حائز اهميت اين است که اکنون حزب الله با شبح فرقه‌گرايي مواجه است: آنها گروهي شيعه هستند که موضع خود را به عنوان نيرويي متحدکننده و غيرفرقه‌اي نشان داده‌اند؛ اما بسياري از سني‌ها، مسحيان و شيعيان اسلام‌گراي متعصب آنها را به مثابه بنيادگرايان مي‌بينند. حزب الله نيز گام‌هاي فرقه‌اي برداشته است از جمله درگيري در خيابان‌هاي بيروت در سال 2008 که حتي علامه شيخ فضل الله، روحاني شيعه لبنان، در خصوص نادرستي آن هشدار داد. اين اقدامات باعث شده تا حزب الله بيشتر به عنوان گروهي شيعه شناخته شود نه يک گروه متحدکننده ملي. بنابر اين آنها در اين زمينه با خطرهايي مواجهند.

به نظر من حزب الله براي رفع اين مشکل برنامه‌ريزي کرده است. آنها سعي کرده‌اند منابع مستقل مالي خود و توانايي‌شان را براي بقا و ادامه عمليات در صورتي که بعضي از حاميانشان از آنها فاصله بگيرند، افزايش دهند.

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

hojat20

hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها