عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

تعارف آمد، نیامد دارد!

تعارف آمد، نیامد دارد!
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:37 ق.ظ

یک روز ظهر وقتی میرزا به طرف خانه می‏رفت، به تعدادی از دوستانش برخورد. ضمن تعارفات معمول از آنها دعوت کرد ناهار به خانه‏اش بروند.

میرزا فکر نمی‏کرد که آنها تعارف او را جدی بگیرند؛ اما در عین ناباوری دید که دوستانش دعوت او را با خوشحالی پذیرفتند و به طرف خانه‏اش راه افتادند.

میرزا آدم فقیری بود و تقریباً هیچ‏وقت نمی‏توانست غذای کافی برای خانواده‏اش فراهم کند؛ به این خاطر در طول راه مشغول کشیدن نقشه‏ای بود تا خیلی مودبانه از دست این دوستان بی‏ملاحظه خلاص بشود.

به چند قدمی خانه که رسیدند، میرزا فوراً داخل خانه پرید و در را پشت سرش بست، و خیلی سریع جریان را به زنش گفت.

دوستان میرزا فکر کردند حتماً او برای آماده کردن مقدمات ناهار جلوتر وارد خانه شده است و منتظر ماندند.

اما بعد از مدتی که از او خبری نشد، آنها ناراحت شدند و محکم در خانه را کوبیدند و با داد و فریاد میرزا را صدا زدند. میرزا که وضع را چنین دید، از زنش خواست تا از داخل پنجره به آنها بگوید که شوهرم در خانه نیست.

یکی از دوستان میرزا داد زد: «شوهرم خانه نیست.

یعنی چه؟! ما الان با خود او به در خانه آمدیم و او جلوی چشم ما وارد خانه شد. حالا تو می‏گویی نیست؟!!»

میرزا از ترس آبروریزی پیش همسایه‏ها، خودش پشت پنجره آمد و به دوستانش گفت: «ای بابا! چه خبر است؛ چرا شلوغ می‏کنید؟ خانه ما دو در دارد. حتماً میرزا از در دوم بیرون رفته است!»

 يا علي مولا
 
sabz_ac

sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی
دسترسی سریع به انجمن ها