عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

سيد محمد مجاهد

سيد محمد مجاهد
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:47 ق.ظ

سيد محمد مجاهد (متوفاى 1242 ق .)

ولادت  | تحصيلات سيد  | در اصفهان  | شاگردان  | تاءليفات  | زعامت  | عزم جهاد  | فرجام جنگ  | بانگ رحيل

در اين نوشته گوشه هايى از زندگانى يكى از علماى متعهد و دلسوز كه به سهم خود در تحولات سياسى عصر خويش تاءثير گذار بوده بازگو خواهد شد . آيت الله سيد محمد طباطبايى ( معروف به سيد مجاهد ) عالمى ديگر از مناديان جهاد و دعوت كنندگان به عزت در برابر هجوم بيگانگان در عصر سكوت قاجار به شمار مى رود .


ولادت
وى در سال 1180 ق . در خانه يكى از سادات دانشور كربلا چشم به دنيا گشود . پس از گذشت سالها و رسيدن به سن تمييز رفته رفته دريافت كه در چه خانواده اى نشو و نما يافته است بستگان نزديك محمد همه از علما و دانشمندان زمان بودند . پدر بزرگ مادرى اش علامه محمد باقر بهبهانى ( متوفى 1201 ق . ) معروف به وحيد بهبهانى فقيه برجسته و بى نظير آن عصر بود . در دوران مرجعيت وحيد بهبهانى جان تازه اى در كالبد حوزه درسى كربلا دميده شد . حوزه كربلا در آن عصر به مركز علمى جهان شيعه تبديل گشت و شاگردان مكتب كربلا سلسله جنبانان علم و فقاهت در سراسر عالم تشيع شدند و در جاى جاى جهان اسلام ، مشهد، كاشان ، قم ، كاظمين ، نجف ، كربلا، تبريز و هندوستان اقدام به تشكيل حوزه هاى علمى نمودند . دو پسر وحيد بهبهانى ( دايى هاى محمد ) يعنى آقا محمد على طباطبايى و آقا عبدالحسين طباطبايى نيز از علماى ممتاز بودند .(1)
پدر محمد ، آيت الله سيد على طباطبايى با اينكه تحصيلات را دير آغاز كرد اما خيلى زود مراحل مختلف علمى را پشت سر نهاده و به مرحله عالى قدم گذاشت و از شاگردان خاص و شاخص وحيد بهبهانى گشت . حضور زود هنگام او در درس عالم برجسته اى چون وحيد بهبهانى حكايت ازهوش سرشار وى و توفيقهاى الهى در حق او داشت . وى در همين زمان تاءليف كتاب فقهى اش (( رياض المسائل )) را كه اكنون نيز از متون فقهى مطرح و مورد توجه در حوزه هاى دينى است . تاءليف نمود.(2)
و اما مادر محمد نيز از زنان دانشمند و فاضل بود . گفته شده كه وى همسرش را در تدوين بخشى از كتاب رياض المسائل يارى مى كرده است (3). در آن هنگام بيش از يازده سال از عمر محمد نمى گذشت . از آنجا كه در خانواده اى اهل علم و فضيلت پرورش مى يافت تحصيلات ابتدايى را به حسب ظاهر در اين سنين تمام كرده بود و در همين ايام بود كه قدم به مرحله جديدى از زندگيش مى گذاشت .


تحصيلات سيد
وجود كسان دانشمند و فرزانه در ميان بستگان نزديكش بر افكار و آرمانها و او تاءثير گذار بود . تعليم و تربيت او تحت نظر پدرش آغاز شد و تا مراحل عالى ادامه يافت .
محمد گر چه توفيق حضور در مجلس درس پرد بزرگش وحيد بهبهانى را نيافت ليكن از محضر شاگردان شاخص و برجسته وى بهره برد . علاوه بر پدرش از علامه بحر العلوم ( متوفى 1212 ق . ) در نجف بهره جست و از علم و زهد و كرامات توشه هاى آسمانى برگرفت و به افتخار ازدواج با دختر آن عالم گرانقدر نائل آمد . اما توفيق بهره بردن از آن بززگ ديرى نپاييد و علامه بحر العلوم هفت سال پس از وفات وحيد بهبهانى ديده از دنيا فرو بست .(4)
سيد محمد در نجف اشرف چندى نيز از محضر فقيه توانا شيخ جعفر كاشف الغطا ( متوفى 1228 ق . ) بهر برد . شيخ جعفر كاشف الغطاء ( ره ) در استنباط مسائل و فروع فقهى بسيار مسلط و توانا بود . وى فردى بسيار متواضع بود و علاوه بر رياست دينى ، پيشواى شجاع ملى نيز به شمار مى آمد . درك زمان و نيازهاى زمان نيز از خصوصيات شايسته كاشف الغطا بود . تاءليف كتابى در رد اخبارى گرى و نيز كتابى در رد فرقه وهابى بر همين اساس بود.(5)
سيد محمد طباطبايى از اساتيد خود تنها فقه نياموخت ، احساس مسئوليت در برابر مسائل اجتماع و شهامت نيز آموخت . پس از آن خود عالمى فاضل گشته بود كه ديگر از تحصيل نزد استاد بى نياز مى نمود . بعد از آن نيز آنجه بود گذشت زمان بود و غناى هر چه بيشتر علمى در رهگذر تحقيق و تدريس و تاءليف . اين فصل از زندگانى او به طور مشخص در اصفهان آغاز شد .
در سال 1216 ق . كربلا مورد هجوم وحشيانه وهابيها قرار گرفت و بيش از سه هزار نفر از جمله بسيارى از علما كشته شدند . بخش اعظم بارگاه امام حسين ( ع ) و اماكن بسيارى مورد تخريب قرار گرفت و اموال مردم به غارت رفت . آنان پس از قتل و غارت و تخريب ، شهر را ترك كردند(6) . اين واقعه عمده موجب مهاجرت سيد محمد طباطبايى به اصفهان شد .


در اصفهان
زمانى كه سيد محمد طباطبايى در اصفهان اقامت اختيار كرد حوزه اصفهان همچنان يكى از حوزه هاى معتبر جهان شيعه به شمار مى آمد و با حضور برخى از علماى تراز اول كربلا و شاگردان برجسته وحيد بهبهانى يا تربيت يافتگان شاگردان او از رونق و اعتبار برخوردار بود . بزرگانى چون محمد اصفهانى تقى اصفهانى ، محمد ابراهيم كلباسى ، شيخ محمد حسين اصفهانى ، سيد محمد باقر شفتى معروف به (( حجت الاسلام )) .
سيد محمد طباطبائى در مدت ده سال اقامت در اصفهان در جو مناسب حوزه اصفهان تنها به تدريس و تاءليف مشغول بود و از پذيرش ديگر مناصب چشم پوشيده بود . نقل شده است يكى از امورى كه باعث شهرت سيد محمد باقر شفتى مجتهد است ؟ او در جواب گفت : (( شاءن او بالاتر از آن است كه من او را تاءييد كنم ، بلكه از او بپرسيد كه آيا سيد محمد مجتهد است يا نه .(7 )))
مجلس درس او بسيار مورد استقبال و توجه دانش پژوهان حوزه اصفهان قرار داشت . آنگاه كه تاءليف كتاب (( لمفاتيح فى الاصول )) خود را آغاز نمود قبل از آنكه تاءليف كتاب به اتمام رسيده باشد فصلهاى مختلف آن نزد طلاب و فضلا دست به دست مى گشت و از آن رونويسى مى كردند .(8)
بايد گفت سيزده سال اقامت آيت الله سيد محمد طباطبايى در اصفهان سالهاى تعميق نظرات علمى و غناى فقهى از رهگذر تحقيق ، تاءليف و تدريس بود .


شاگردان
او از اساتيد برجسته حوزه كربلا و اصفهان به شمار مى آمد ، به گونه اى كه همه علما در مجلس درس او حاضر مى شدند . بيانى زيبا و شيوا داشت و مسايل پيجيده و مطالب دقيق را به بهترين شيوه بيان مى كرد ، به طورى كه هر كس حتى افراد مبتدى ، درس او را مى فهميدند.(9)
برخى از شاگردان سيد كه از خرمن دانش او بهره ها جستند از اين قرارند :
1 - سيد ابراهيم موسوى قزوينى معروف به صاحب كتاب ضوابط ( متوفى 1262 ق . )
2 - مولى محمد صالح برغانى ( متوفى 1283 ق . )
3 - ملا محمد نورى
4 - ملا حسن يزدى ( متوفى بعد از 1242 ق . )
5 - شيخ احمد كرمانشاهى ( متوفى 1235 ق . )
6 - ملا اسدالله بروجردى ( متوفى 1271 ق . )
7 - ملا صفر على لاهيجانى ( متوفى قبل از 1264 ق . )
8 - شريف العلما مازندرانى ( متوفى 1264 ق . )
9 - سيد شفيع بروجردى ( متوفى 1280 ق . )


تاءليفات
آثار قلمى او كه از تتبع و بررسى نظرات ديگران آكنده است به اين شرح است ، دو تاءليف عمده ايشان در اصول فقه و فقه كه اولى (( المفاتيح فى الاصول )) و ديگرى (( المناهل فى فقه آل الرسول )) مى باشد .
(( الوسائل الى النجاه )) در اصول فقه ، (( اصلاح )) در فقه كه به صورت ذكر فتوا و رساله عمليه وى بوده و تخيصها و ترجمه هاى متعددى به فارسى داشته است . (( جامع الاخبار )) در فقه كه به منزله دايره المعارفى در زمينه فقه شيعه بوده است ، (( الجهاديه )) رساله اى در زمينه احكام ; جهاد و نيز (( مشكوه الجهاد فى ترجمه مصابيح الجهاد )) در زمينه جهاد و احكام آن .(10)


زعامت
آيه الله سيد محمد طباطبايى سال 1232 ق . در پى وفات پدر بزرگوارش به كربلا بازگشت در حالى كه غم از دست دادن پدرى كه سالها در جوار افاضه اش باليده بود بر دلش سنگينى مى كرد .
پس از گذشت روزها رفته رفته گذشت زمان بر داغ از دست دادن پدر مرهم مى نهاد و نيازها و مسائل زمان كه از سوى مردم ابراز مى شد وى را به بازگشت به فعاليت و قبول مسووليتهاى جديد وادار مى كرد .
پس از چندى به كاظمين شهر امام كاظم عليه السلام و امام جواد عليه السلام مهاجرت كرد و در آن شهر مقدس اقامت كرد . در حالى كه مقام مرجعيت جهان تشيع را بر عهده داشت .


عزم جهاد
در دوران زعامت آيت الله سيد محمد طباطبايى دوره دوم جنگ ايران و روسيه آغاز گرديد و روحانيت به زعامت آن فقيه گرانقدر در آن نقش موثر را به عهده داشت و به همين سبب نيز ايشان به آيت الله مجاهد شهرت يافت .
دوران سلطنت فتحعلى شاه كه بخشى از آن معاصر با زندگانى آيت ا... مجاهد بود يكى از حساس ترين و بحرانى ترين مراحل تاريخ ايران و جهان محسوب مى شود . در آن زمان در ميان دولتهاى قدرتمند جهان رقابت شديدى در دست يابى به مناطق آسيا و آفريقا شروع شده بود . اين سياست از سوى دول قدرتمند (( سياست مستعمراتى )) نام گرفته بود . نقش ايران در آسيا به موجب رابطه اهميتى كه با هند زرخيز داشت از اهميت خاصى بر خوردار بود و از اين رو ايران در آغاز عصر سياست استعمارى در ميدان رقابت قدرتهاى استعمارى قرار داشت .(11)
پس از جنگهاى دوره اول ايران و روسيه و شكست ايران در سال 1228 ق . پيمان متاركه جنگ موسوم به عهدنامه گلستان بين ايران و روسيه با امضا رسيد و به موجب آن ، دربند، باكو، شيروان ، قراباغ و قسمتى از خاك ايران جدا و به روسيه ملحق شد و دولت ايران از هر گونه ادعايى نسبت به گرجستان و داغستان و مينگرلى و آبخازى صرف نظر كرد.(12)
اما در اثر تعيين نشدن خط مرزى بين دو كشور ، بار ديگر از سوى روسها اختلافات بروز كرد و مساعى عباس ميرزا وليعهد فتحعلى شاه ، كه از آغاز جنگهاى دوره اول در آذربايجان فرماندهى جنگ را به عهده داشت ، نيز براى تعيين مرز به جايى نرسيد .
مذاكرات در اين باره بى نتيجه بود و قواى روسيه در اثناى جنگ ايران و عثمانى ( 1236 - 1238 ق . ) به فرماندهى ژنرال يرمولف از فرصت استفاده كرده ، قطعه هايى از خاك ايران را در بالغ لووگوگجاى تصرف كردند . اما از آنجا كه روسيه به جنگ با فرانسه مشغول بود تحركات شديدى از سوى روسها صورت نمى گرفت و صلح سيزده ساله اى ( از عهدنامه گلستان تا آغاز جنگهاى دوره دوم ) بين ايران و روسيه به وجود آمد . در طى اين سالها فتحعلى شاه بارها سعى كرده بود از طريق مسالمت آميز مناطق اشغالى ايران را باز پس بگيرد اما دولت مقتدر و و زورگوى روسيه از اين امر خوددارى مى كرد . در سال 1241 اخبار ناگوارى تهران را بر آشفت . روسها محصولات زراعت كاران اهالى مناطق اشغال شده را به اجبار از آنان مى گرفت . روسها مسلمانان را مجبور مى كردند كه كودكان خود را به مدارس مسيحى بفرستند . آنان به مساجد و قرآن اهانت مى كردند و اهالى مسلمان را از هر جهت در تنگنا قرار داده بودند .
اهالى مناطق مناطق اشغالى با ارسال نامه اى به مرجع دينى زمان آيت الله سيد محمد مجاهد وضع خود را تشريح كرده و از او خواستند كه فكرى به حال آنها بكند. (13) از سوى ديگر عباس ميرزا نيز توسط برخى از نزديكان خود آيت الله مجاهد را از وضعيت موجود مطلع كرد و از وى استمداد نمود.(14) هدف عباس ميرزا از اين كار جلب نظر مرجعين شيعه و آنگاه وادار كردن شاه به مقابله با تجاوزات و تعديات قواى روس بود . همان گونه كه شاه و وليعهدش در جنگ دوره اول نيز از علما استمداد كردند .
در آن برهه ، علما از جمله آيت الله سيد على طباطبايى ، ( پدر آيت الله مجاهد ) و شيخ جعفر كاشف الغطا نيز به دعوت حكومت ايران پاسخ مساعد دادند و با نوشتن رساله اى جهاديه و ترغيب مردم به جنگ با نيروهاى روسيه ، حياتى تازه به قواى ايران بخشيدند . در آن حال نيز چشم اميد وطن دوستان و دين خواهان به كاظمين دوخته شده بود . در چنين موقعيتى آيت الله مجاهد ديگر علما را از وقايع مطلع كرد و همه در صدور فتواى جهاد عليه روسيه متفق شدند .
پس از آن وى با ارسال نامه هايى به فتحعلى شاه از او خواست تا جلو ظلم و تعدى قواى روس را بگيرد ; كه اگر او اين كار را نكند خود براى آن قيام خواهد كرد. (15)
شاه به موجب نفوذ شخصيت مذهبى و وجهه مردمى آيت الله مجاهد كه حتى تاج و تخت او را تحت الشعاع خود قرار مى داد مجبور به پذيرفتن نبرد شد . او دو راه در پيش روى خود مى ديد : رويارويى با ملت يا جنگ با روسيه .(16)
پس از صدور فتواى جهاد آيت الله مجاهد به همراه جمعى از علما و طلاب به ايران مهاجرت كرد و در تهران علما را به پايتخت دعوت نمود .
به دنبال اين دعوت علما در تهران گرد آمدند و در جنگ با روسيه متفق گرديدند . حضور روحانيت به رهبرى آيت الله مجاهد شور و جنبش همگانى و زايد الوصفى را در ايران موجب گشته و نيروهاى عظيم مردمى را از سراسر ايران گرد آورده بود .
پس از آمادگى و اعزام نيروها آيت الله مجاهد و جمعى از علما از جمله آيت الله محمد جعفر استرآبادى ، ملا محمد تقى برغانى ، ميرزا عبدالوهاب قزوينى ، ملا احمد نراقى ، سيد نصرالله استرآبادى ، سيد محمد قزوينى ، سيد عزيزالله مجتهد طالشى و آخوند ملا محمد مامقانى به تبريز مهاجرت كردند .
جنگهاى دوره دوم ايران و روسيه بدون اعلان رسمى شروع شد . در عوض نيروهاى ايران در سه هفته موفق شدند اغلب نقاطى را كه به موجب عهدنامه گلستان به روسيه تسليم شده بود به كمك اهالى محل باز پس بگيرند .
اما فتحعلى شاه كه در آن هنگام در چمن سلطانيه ( مركز فرماندهى نيروهاى ايران در نزديكى تبريز ) اردو زده بود با عجله تصميم گرفت از فتوحاتى كه نصيبش شده بود ، استفاده كرده ، هر چه زودتر با روسها صلح كند . ولى سفير ويژه وى حتى موفق به ورود به خاك روسيه از مرز قفقاز نشد و پس از چند ماه سرگردانى در كشور عثمانى و لهستان ، و تقاضاى ميانجيگرى از اتريش و لهستان بدون نتيجه به ايران بازگشت . مشكل اصلى و عمده اى كه در اين زمان وجود داشت اين بود كه فتحعلى شاه به دليل بى كفايتى و دون همتى قصد جنگيدن نداشت .


فرجام جنگ
اولين شكست فاحش نيروهاى ايران در 23 صفر سال 1242 در حوالى گنجه صورت گرفت . اين شكست در اثر اشتباهى جزئى در سپاه ايران به وقوع پيوست .(17) پس از آن به فاصله كمى ، دربند و گنجه بار ديگر به دست روسها افتاد يك ستون از سربازان روسى از رود ارس عبور كرده ، و به طرف تبريز روانه شد . اما عباس ميرزا توانست به زحمت بسيار در اول جمادى الاخر 1242 ق . روسها را به آن سوى ارس براند .
فتحعلى شاه پس از گذشت كمتر از دو ماه از اين وقايع به جنگ پشت كرد و به تهران بازگشت . در واقع آهنگ عقب نشينى و شكست از طرف شاه زده شده بود .
روحانيون در طول اين مدت در جبهه هاى جنگ حضور داشتند و محل ثابت استقرار آنان در تبريز بود . ليكن برخى افراد مغرض و نادان پس از شكستهاى اوليه نسبت به آيت الله مجاهد ، جسارت به گردن را آغاز كردند .
بى گمان تبليغات پنهان عمال شاه و دربار ، كه از ابتدا با جنگ موافق نبودند در اين امر بى تاءثير نبود . شاه پس از اينكه در تبريز به ديدار علما رفته بود جبهه هاى جنگ و حاميان راستين مملكت و حافظان حقيقى اسلام و ايران را رها كرد و اين امر بر جراءت مخالفان و نادانان افزود .


بانگ رحيل
سيد محمد مجاهد همچنان در تبريز ماند اما پس از چندى دچار سوء هاضمه سختى گرديد و مجبور به ترك تبريز شد . در طول راه در شهر قزوين نيز مظلومانه مورد اسائه ادب جاهلان و آماج توهين و تمسخر نا اهلان قرار گرفت . وى در 13 جمادى الثانى 1242 ق . در شهر قزوين در اثر همان بيمارى ، در اوج مظلوميت و اندوه چشم از جهان فرو بست و پيكر مطهرش به كربلا انتقال داده و در آنجا به خاك سپرده شد و بارگاهى بزرگ بر مزار او بنا گرديد كه اكنون نيز وجود دارد .
پس از وفات آيت الله مجاهد تا يك سال ديگر جنگ ادامه داشت . آنچه كه در اين مدت مشخص گرديد كارشكنيها و سهل انگاريهاى شاه در جنگ بود .
وى از ارسال كمك مالى به عباس ميرزا خوددارى مى كرد و مى گفت مخارج جنگ بايد از ماليات آذربايجان تاءمين شود . اين در حالى بود كه روسها نيز از اختلاف شاه و وليعهد مطلع شده بودند . تحركات جديد روسها و ضعف مالى سپاه ايران و به تبع آن تقليل نيروهاى ايرانى باعث شد كه پس از هشت روز جنگ خونين ، ايروان به دست ژنرال پاسكويج فتح گردد و به اين ترتيب سراسر زمينهاى ماوراى رود ارس به دست روسها افتاد . آنگاه تبريز نيز در سال 1243 ق . بدون زحمت به تصرف نيروهاى روس در آمد . سپس روسها به منظور اعمال فشار بيشتر براى پذيرش شرايط خود از سوى ايران ، اردبيل و آستارا را تصرف كردند و آماده حمله به تهران شدند .
عاقبت عباس ميرزا كه از سوى روسيه تهديد به رسميت نشناختن وليعهدى و نا اميد و از ادامه جنگ شده بود با وساطت انگلستان در پنجم شعبان 1243 ق . ( دهم فوريه سال 1828 م ) عهد نامه تركمنچاى را با دولت روسيه به امضا رساند .
به موجب عهدنامه تركمانچاى سراسر اراضى آن سوى رود ارس ملحق به روسيه گرديد و امتيازات ديگرى نيز به آن دولت واگذار گرديد.(18)
اكنون با گذشت نزديك به دو قرن از آن واقعه تلخ ، حقيقت از ميان ابرهاى تزوير و ريا سر بر آورده و واقعيت روشن گرديده است ; گره چه آن روز مقام آيت الله مجاهد را پاس نداشتند و منزلت او را حرمت ننهادند . خداوند او را رحمت كند و به نيت پاكش اجر صابران و مجاهدان عنايت فرمايد .



1- درباره وحيد بهبهانى ( ره ) و فرزندانش مى توانيد به كتاب وحيد بهبهانى ، على دوانى ، انتشارات امير كبير مراجعه كنيد
2- قصص العلما ، ميرزا محمد تنكابنى ، انتشارات علميه اسلاميه ، ص 175 به بعد ; اعيان الشيعه ، محسن امين ، دار التعارف للمطبوعات ، قطع رحلى ، ج 8 ، ص 314 ; فوائد الرضويه ، شيخ عباس قمى ، انتشارات كتابخانه مركزى ، ص 324 .
3- وحيد بهبهانى ، ص 259 .
4- همان ، ص 178 به بعد .
5- همان ، ص 195 .
6- همان ، ص 340 .
7- قصص العلماء ، ص 143 .
8- روضات الجنات ، محمد باقر موسوى خوانسارى ، ج 7 ، ص 145 ، انتشارات اسماعيليان .
9- الروضه البهيه فى طرق الشفيعيه ، شفيع بروجردى ، احوال آقا سيد محمد ، چاپ سنگى .
10- الذريعه الى تصانيف الشيعه ، شيخ آقا بزرگ تهرانى ، ج 20 ، ص 212 و ج 22 ، ص 353 ، دار الاضواء .
11- تاريخ اجتماعى و سياسى ايران در دوره معاصر ، سعيد نفيسى ، ج 1 ، ص 77 ، موسسه مطبوعات شرق .
12- تاريخ روابط خارجى ايران ، عبدالرضا هوشنگ ( بدوى ) ، ص 223 ، انتشارات امير كبير .
13- الروضه البهيه ، احوال آقا سيد محمد ، صاحب مفاتيح .
14- ناسخ التواريخ ، سلاطين قاجاريه ، محمد تقى سپهر ، ج 1 ، ص 357 ، انتشارات كتابفروشى اسلاميه
15- اعيان الشيعه ، ج 9 ص 443 .
16- روضه الصفا ، رضا قليخان هدايت ، انتشارات ج 8 ، ص 642 ، كتابفروشى مركزى .
17- آهنگ سروش ، محمد صادق مروزى ، گرد آورند حسين آذر ، ص 248 به بعد ; تاريخ روابط خارجى ايران ، ص 232 ; ناسخ التواريخ ; روضه الصفا .
18- تاريخ روابط خارجى ايران ، ص 236 .


سيد حميد ميرخندان

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32613
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها