عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

غیبت کبری

غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:58 ق.ظ


معمرين

  معَمربه معناى دراز عمر است و به كسانى گويند كه عمر طولانى كرده اند.
در طول تاريخ دراز عمران بسيارى وجود داشته است كه پيروان هر دين و مذهبى دركتاب هاى مذهبى خود و دركتب تاريخ، لا اقل با نام يكى دو نفر از آنها آشنا هستند . مانند: نوح، هود و خضر(ع) .
در قرآن مجيد به داستان هاى يونس، اصحاب كهف و نوح كه دركتاب هاى اديان ديگر به طور مفضل آمده، اين گونه اشاره شده كه اگر يونس از تسبيح كنندگان نبود، مى بايست تا روز قيامت در شكم ماهى بماند يعنى عمر ماهى كه تا روز قيامت مسلم گرفته شده، يونس هم ممكن بود چنين سرنوشتى داشته باشد.
در سوره كهف به زنده ماندن اصحاب كهف سيصد و نه سال، و در سوره عنكبوت به دوران رسالت حضرت نوح كه 950 سال بوده اشاره شده است. اما دراز عمران تاريخ:
طبقه اول: كسانى كه بين صد تا دویست سال عمركرده اند: ابراهيم خليل 200 سال و به قولى 175 سال، اسماعيل ذبيح 137 سال، ساره همسر ابراهيم 27 1 سال ، اسحاق 160سال، يعقوب 147 سال، يوسف 120 سال، منوچهر 120 سال پادشاهى كرد، عمران 137 سال، كيقباد 0 2 1 سال پادشاهى كرد، كيكاوس 150 سال پادشاهى کرد.
طبقه دوم: كسانى كه دویست تا سيصد سال زندگى كردند: صفى بن رياح 270 سال، صبيرة بن سعيد بن سهم 220 سال، حرب بن كعب مذحجى 260سال، خثعم بن عوف بن خذيمه250 سال، صالح پيامبر 0 28 سال، سنان مصرى 234 سال، معدى كرب حميرى 0 25 سال، عضوان از پادشاهان چين 250 سال، سبق بن وهب طايى 250 سال، شعيب پيامبر 242 سال.
طبقه سوم: كسانى كه بين سيصد تا چهارصد سال عمر نمود ه ا ند: ربيع بن ضيع قرارى 380 سال، عامر بن شالح 340 سال، اكثم بن سيفى اسدى تميمى 360 سال، اميد بن وليد 360سال، ذو الاصبع عدوانى300 سال، عبد المسيح بن بقيله 350 سال، عمروبن تميم 380 سال، عمرو بن ربيعی لحى 340 سال، سوى بن كاهى 330 سال، عمرو ربيعه بن كعب 330 سال.
طبقه چهارم: كسانى كه بين چهارصد تا پانصد سال عمر داشتند :
عمر بن جمه دوسى 400 سال، بنيادس از پادشاهان كلدانى 400 سال، قبطيم از فراعنه مصر 480 سال، قنطريم از فراعنه 400 سال، كشن از پادشاهان هند 400 سا ل، عبد شمس بن يشخب بن يعرب بن قحطان ملقب به سبا 0400سال، شالح 493 سال، دويد بن زيد بن لند قضاص ،456 سال، تبع فزارى 420 سال، سلمان فارسى 400 سال.
طبقه پنجم: كسانى كه بين پانصد تا ششصد سال عمركرده اند:
لقمان بن عاد بزرگ 500 سال، جلهمه بن عدد 500 سال، هوشنگ پسركيومرث 500 سال، فيروز راى از پادشاهان هند 537 سال، حام بن نوح 560 سال، مريم مادر حضرت مسيح ع 500 سال، حميد بن سبا از مردم تبع 500 سال، يحا بن مالك بن عدد 500 سال، فريدون بن اثغيان 500 سال.
طبقه ششم: كسانى که بين ششصد تا هفتصد سال عمركرده اند:
قيس بن ساعده ايادى 750 سال، سالم بن نوح 600 سال، رستم پسر زال 600 سال، هبل بن عبدالله كنانه 600 سال، فرعون معاصر حضرت موسى 600 سال، مازيان بن اوس 660 سال.
طبقه هفتم: كسانى كه بين هفتصد تا هشتصد سال عمركرد ه ا ند:
هود پيغمبر مدت دعوت او670، سال و مدت عمر افراد قوم 400 سال بوده و آورده اند كه هود962 سال عمركرد، سليمان پيغمبر 712 سال، جمشيد 716 سال، گرشاسب از پادشاهان كيان ايران 705 سال، لود بن مهلائيل 732 سال، عزيز مصر 0 70 سال، لمك بن متوشلخ بن ادریس پيغمبر 700 سال، ريان بن دومغ 700 سال، مصرايم بن بصير بن حام بن نوح 700 سال، سطيح 700 سال.
طبقه هشتم: كسانى كه بين هشتصد تا نهصد سال عمركرد ه اند:
عمرو بن عامر از فرمانروايان سرزمين سبا 800 سال، طهمورث 800 سال، ادریس پيغمبر 962 سال.
طبقه نهم: كسانى كه بين نهصد تا هزار سال عمركرده اند:
آدم صفى الله 930 سال، حؤا 931 سال، شداد بن عاد معاصر هود 0 90 سال، شيث بن آدم 912 سال، انوش 965 سال، متوشلخ بن ادریس 917 سال، عديم از پادشاهان مصر 926سال، قينان 920 سال، بمرد بن مهلائيل 976 سال، سر بانك پادشاه هند 935 سال.
طبقه دهم: كسانى كه بيش از هزار سال عمركرده اند:
كيومرث، نخستين پادشاه ايران 1000 سال، يوشالفرس بن كالب 1000 سال، ضخاك 1200 سال، صاحب مهرگان 1500 سال، بخت النصر 1507 سال، بيوراسف بن ارونداسف 1000 سال، حضرت نوح بنابر مشهور 2500 سال، عناق دختر حضرت آدم 3000 سال، عوج بن عناق 3600سال، لقمان حكيم 4000 سال.
طولانى ترين افراد فرزندان آدم از جهت عمر، حضرت خضر مى باشد و شايد سن او از 9000 سال تجاوزكرده باشد . دركتاب كنزالفوائد آمده است كه ازكهنسالان، خضر است كه عمر و زندگى او تا آخر زمان متصل مى باشد. (1)

  1- آخرین امید داود الهامى ص 346.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:58 ق.ظ



 

دوران حيرت

  برهه اى است كه امام زمان(ع(، سايه پدر را از دست داد وخود عهده دار منصب امامت شد و در حقيقت، دوران غيبت صغرى را درره حيرت و محنت شيعيان ناميده اند. (1)
در اين دوران، بر دوستداران اهل بيت (ع) بسيار سخت گذشت. از يك سو فرقه ها و نحله هاى گوناگونى پيدا شدند كه در رابطه با امامت، افكار وانديشه هاى متضادى داشتند ومردم را به شبهه وترديد مى انداختند وشيعيان، به دنبال ملجأ و مرجعى مى گشتند، تا بتوانند در اين عرصه خطرناك، در پناه او بمانند و از افكار و انديشة خود به دفاع برخيزند.
از سوى ديگر، دشمن احساس كرده بود كه امام يازدهم (ع) فرزندى دارد، از اين روى درصدد د ستگيرى و نابودى وى برآمده بود.
مجموعه اين حوادث، فضاى حيرت و سرگردانى را دو چندان مى ساخت وبه فرموده امام رضا (ع) بعد از درگذشت سومين فرزندم امام حسن )ع (فتنه فراگير وطاقت فرسايى فرا مى رسد كه بسيارى از خوبان ونخبگان در آن فرو مى افتند. (2)
در آن دوران، دشمنان از هيچ تبليغ ناروا وسختگيرى كوتاهى نكردند. مؤمنان بسيارى دچار حيرت شدند واختلاف به اندازه اى رسيدكه به نقل شيخ مفيد، چهارده انشعاب در شيعه به وجود آمد كه از آن ميان، فقط سه فرقه به وجود مهدى (ع) يقين داشتند. گسترش دامنه شبهات، مؤمنان و انديشورانى راكه بر اساس تفكر شيعى، به غيبت مهدى (ع) پايبند مانده بودند، به نوشتن كتاب هايى در اين موضوع وا داشت(3).
اخبارى مربوط به بيست سال پيش از شروع غيبت كبرى در حدود سال) 352 هـ. ق (وجود دارد كه نشان مى دهد، حيرت و نا اميدى از بازگشت سريع امام دوازدهم، ویژگى بارز محافل اماميه بوده است.
حملات شديد به غيبت وفلسفه آن از سوى معتزليانى چون ابوالقاسم بلخى، و زیديه همچون: ابو زيد علوى (4) و صاحب بن عباد، اين حيرت را در ميان اماميه، از نيشابور تا بغدادگسترش داد، تا آن كه شمارى عقايد خود را ترك گفتند(5).

  1- غيبة نعمانى، ص 185.
2- بحار الانوار ج 51، ص 11.
3- غيبة نعمانى ص 801 , كمال الدين ص 370 سفينة البحار ج 2، ص 703.
4- چشم به را ه مهدى، ص 314.
5- المغنى ج 2 ص 176.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:59 ق.ظ

 


 

فائده غيبت طولانى چيست

  امام قائم (عج ) بخاطر عدم پذيرش جامعه ، از نظرها پنهان است ، او همچون امامان معصوم عليه السلام ديگر اگر آشكار بود، مردم همان كه با آن امامان كردند با او مى كردند، اما او غائب است تا مردم آمادگى پذيرش او را در طول زمان و با برنامه ريزيهاى دراز مدت و تكامل معنوى و مادى پيدا كنند. غيبت او چنانكه در روايات آمده همچون پنهان شدن خورشيد پشت ابرها است ، گر چه ابرها از تابش مستقيم خورشيد ممانعت مى كنند، ولى هرگز نمى توانند تابش خورشيد را بطور كلى محو سازند.
غيبت امام قائم (عج ) دهها فايده دارد كه در اينجا به طور اختصار به چند فايده آن اشاره مى كنيم . 1- غيبت او به پيروانش اميد مى بخشد و آنها را دلگرم مى كند كه داراى چنين رهبرى هستند، با توجه به اينكه اميد، آن هم اميدى اين چنين ، سازنده است .
2- غيبت آن حضرت پيروانش را قدم به قدم آماده مى سازد تا آن حضرت را از عزلت بيرون آورند. 3- آن حضرت در عين اينكه غائب است گاه در مسائل مهم با فقهاء و بزرگان اسلام تماس مى گيرد و آنها را راهنمايى مى كند (چنانكه شواهد آن بسيار است و بعضى از آنها در اين كتاب آمده است .)
4- گفتگو درباره قيام مهدى (عج ) و تشكيل كنگره ها و كنفرانسها و تنظيم نوشته ها و مقالات در طول زمان با فرصت كافى موجب پرورش نفوس و آمادگى ، در انديشه انقلاب جهانى بودن و هدف دارى و... مى شود، در نتيجه آمادگيهاى فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى ، صنعتى ، اقتصادى و بالاخره نظامى در همه جا پيدا مى شود و به اين ترتيب زمينه سازى ظهور آن حضرت مهيا مى گردد.
5- شناخت موانع يك انقلاب جهانى در تمام ابعاد و براندازى آن موانع نياز به طول زمان و كمك فكرى بسيار در سطح جهان دارد، اين نيزيكى از فوائد غيبت امام قائم (عج ) مى باشد.
6- از طرفى طول غيبت و دورى مردم از رهبر مصلح و عادل موجب فساد در تمام زمينه ها شده ، و همين فساد موجب خستگى و ناراحتى و نارضايتى مردم مى شود و در دل اين فساد، جرقه هاى انقلاب بروز مى كند و مردم ، تشنه مصلح واقعى و عدالت مى شوند، چرا كه تا همه ، رنج ظلم و فساد را نبرند آماده درك لذت عدالت و اصلاح نخواهند شد، چنانكه در روايات مربوط به حضرت مهدى (عج ) بسيار آمده كه :
يملاء الارض عدلا و قسطا و نورا كما ملئت ظلما و جورا و شرا
آن حضرت زمين را پر از قسط و عدل و نور خواهد كرد همان گونه كه پر از ظلم و جور و بدى شده باشد
و انقلاب واقعى ، انقلابى است كه طبيعى و خودجوش و از متن توده ها برخيزد، و همگان به خوبى آن را درك كنند.
البته اين سخن به اين معنى نيست كه ما تن به ظلم و فساد دهيم ، و مبارزه با ظلم و فساد نكنيم كه شرع و عقل چنين اجازه اى به ما داده ، بلكه اين سخن خبر از آينده مى دهد، و حاكى است كه مردم بر اثر دورى از يك مصلح عادل و آگاه چگونه در لجن فساد فرو مى روند، در اين صورت بايد براى يافتن آن مصلح به پاخاست و خود گرفتارى مردم ، آنها را براى يافتن راه حل برمى انگيزاند.
آرى بايد مدتها بگذرد، تا مردم تكامل يابند و حقائق برايشان كشف گردد، و با تجربيات تلخ خود روى حكومتهاى باطل از آنها روگردان گردند و تشنه وجود امام قائم (عج ) شوند.
در قرآن كريم مى خوانيم :
سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق
بزودى آيات خود را از هر سوى جهان و در وجود خود مردم نشان مى دهيم تا براى آنها آشكار گردد كه او حق است . (1)
در مورد اينكه منظور از ضمير(او) به كجا بازگشت مى كند امام صادق عليه السلام در ضمن روايتى فرمود:
منظور خروج (عج ) است كه او حق است (و حقانيتش آشكار مى گردد). (2)

  1- سوره فصلت ، آيه 53.
2- بحار، ج 51 ص 62 منظور از اين تفسير اين است كه يكى از مصاديق روشن حق كه پس از طول زمان آشكار خواهد شد وجود قائم (عج ) است
.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  08:59 ق.ظ



 

طول عمر حضرت

  درباره طول عمر حضرت مهدى (ع) سخن هاى بسيارى گفته اند.
مهم ترين مسأله دخيل در طول عمرِ حضرت، قدرت الهى است.
اگركسى به كتب آسمانى به ويژه قرآن كريم آشنايى داشته باشد، مى داند كه كارهاى خارق العاده بسيارى در عالَم واقع شده و معجزات بسيارى صادرگرديده كه همگى حاكى از قدرت لا يزال الهى است از قبيل:
طوفان نوح (1)، سرد شدن آتش براى ابراهيم (ع) (2)، عصاى موسى (ع) وتبديل شدن به اژدها (3)، بى پدر متولد شدن حضرت عيسى (ع) (4)، و سخن گفتن او درگهواره (5)، وامثال اين ها. اگر خداوند قادر است اين كارهاى خارق العاده را انجام دهد، قادر است حجت وولى خود را نيز سال هاى متمادى نگه دارد. (6)
واما طول عمر از نظر ادیان :همه اديان از عمر طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده اند، به عنوان مثال در اصحاح (سوره) پنجم از سفر تكوين تورات، آيات ،8,5 1 1، 14، 17، 20، 27، 31 در اصحاح نهم، آيه 29 و اصحاح يازده آيه 0 1 تا 17 و در موارد ديگر، افرادى را از پيامبران و ديگران نام برده و عمرهاى طولانى هر يك را كه متجارز از 400، 600، 700، 800 و 900 سال بوده به صراحت بيان داشته است.
اديان باستانى ديگر مانند زرتشتى، بودايى، برهمايى و... نيز از عمرهاى طولانى جمعى از افراد بشر مخصوصاً رهبرانشان خبر داده اند و همه قائل به طول عمر، بلكه بقاى حيات اشخاص تا اين زمان هستند. (7)
ومسيحى ها عمومأ معتقدندكه حضرت عيسى (ع) پس از قتل زنده شده وتاكنون زنده است.
طول عمر از دیدگاه قرآن : با مراجعه به قرآن كریم معلوم مى شود كه بعضى ها از عمر طولانى برخوردار بوده وهستند، به عنوان نمونه درباره حضرت نوح (ع) مى خوانيم كه قبل از توفان، 950 سال در ميان قوم خود بوده (8) وپس از توفان نيز زنده بود.
در تاریخ تا 2500 سال درباره طول عمر آن حضرت نوشته اند 0 همچنين درباره حضرت عيسى (ع) وقتى يهوديان گفتند: ما او را به دار آویخته وكشته ايم، قرآن كريم نظر آنان را مردود دانسته وفرمود: خداوند او را به آسمان برده است. (9)
لذا در روايات داریم كه حضرت عيسى (ع) زنده و در آسمان است وپس از ظهور حضرت مهدى (ع) از آسمان نازل شده وپشت سر حضرت نماز مى خواند. در مورد زندگى حضرت خضر(ع) گر چه در قرآن ذكر نشده، امَا در داستان حضرت موسى (ع) (10)، و پیرمراد ومعلم او در روايات آمده كه آن رجل الهى حضرت خضر بوده و همچنان زنده است. پس طبق آيات قرآن و روايات، داشتن عمر طولانى امرى ممكن و قابل تحقق است
. طول عمر از منظر تاریخ : در بيشتركتبى كه دانشمندان درباره زندگى ووجود امام زمان (ع) نوشته اند بابى را به معمرين اختصاص داده واسامى افرادى را كه عمر طولانى داشته اند، ضبط كرده اند كه ما اسامى برخى از آنان را در باب معمرين آورده ايم.
طول عمر در تحقیقات جهان پزشکی :از نظر علم پزشكى، عمر انسان محدود به هفتاد و هشتاد سال نيست، بلكه تمام اعضاى بدن انسان، جداگانه براى يك عمر طولانى ساخته شده است.
يكى از دانشمندان در مقام مقايسه عمر انسان با ساير موجودات، مطالعات فراوانى نموده وبالاخره ثابت كرد كه بدن آدمى براى آن ساخته شده كه هزاران سال عمركند. (11)
يكى از پزشكان مى گويد: براى مدت زندگانى انسان، حدى كه تجاوز از آن محال باشد، معين نشده است. (12)
يكى ديگر از دانشمندان مى گويد: اگر مى توانستيم نيم پايين روده ها را از تفاله پاك نگهداريم ونگذاريم بدن از آن ناحيه مسموم شود، مرگ را جواب مى گفتيم وبعض ديگر اين ادعا را درباره جهازات ديگركرد ه ا ند. (13)
چيزى كه تاكنون ثابت شده است، اين است كه علت اصلى مرگ، امراض وعوارضى است كه به يكى از اعضاء عارض شده، در نتيجه آن عضو را از انجام كار باز مى دارد وبه واسطه ارتباط واتصالى كه ميان اعضاء برقرار است، از مرگ آن عضو، مرگ ساير اعضاء نيز فرا مى رسد .
امروزه بشر در اين فكر است كه به كرات دور دست آسمانى كه احتمالاً صدها ويا هزارها سال وقت مى خواهد سفركند، وچون عمركوتاه انسان با اين نوع مسافرت هاى طولانى وفق نمى دهد در اين صدد برآمده اند كه براى رسيدن به كرات آسمانى، اول بايد عمر انسان را زیادتركرد.
لذا امروز در دانشگاه هاى مهم دنيا، كرسى دو علم جديد ژریاترى وجرونتولوژى به همين منظور مشغول فعاليت است و دانشمندان پيش بينى مى كنند كه روزى خواهد رسيدكه بشر، هم عمر خود را به هزاران سال مى رساند وهم به كرات دور دست آسمانى سفر مى كند. لذا عمر انسان از نظر علمى حد ثابت ومعينى ندارد، بلكه انسان قابليت آن را داردكه هزارآن سال عمركند.
واما حضرت آيت الله وحيد خراسانى درباره كلمه امام زمان (ع) مى گوید: اگر درباره كلمه امام زمان و صاحب الزمان دقت كنيد مى بينيد آن حضرت، جلوى زمان است و زمان، پشت سرِ اوست .
آن حضرت، امام وصاحبِ زمان است وچون مقدم بر زمان است، بر زمان هم امامت مى كند. اگركسى عمق اين مطلب را بفهمد، خواهد دانست كه چرا امام زمان (ع) پير نمى شود. (14) پس با اين همه، طول عمر هم امكان دارد وهم واقع شده است.

  1- سوره هود 38 تا 48.
2- سوره انبیاء ص69.
3- سوره قصص 32 و طه 20 و شعراء 32.
4- سوره انبیاء 91.
5- سوره مريم 27 تا 34.
6- سیما یآفتاب حبیب الله طاهری 99.
7- امامت ومهدويت، ج 2 ص373.
8- سوره عنکبوت 14 .
9- سور ه نساء، 158.
10- سوره كهف 65 تا 82.
11- اولين دانشگاه وآخرین پيامبرج 2، ص 220.
12- مصلح جهانى، ص 67.
13- آخرین امید داود الهامی ص 337.
14- پيام امام زمان حجازى، ص 173.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:00 ق.ظ



 

ادله وجود خارجى حضرت مهدى (عج) در عصر غيبت كبرى

  در موضوع مهدى (عج) با اين تعبير كه وى رهبرى، منتظر است تا در سطحى برتر جهان را دگرگون كند سخنان بسيارى از پيامبر اسلام ص و امامان (ع) به دست ما رسيده است، به طورى كه در اصالت و صحّت آن نمى توان هيچ ترديد رواداشت بايد گفت تنها از طريق اهل سنت بيش از چهار صد حديث در اين خصوص از پيامبر ص گزارش شده است و اگر اخبار رسيده از طريق شيعه و سنى را شمارش كنيم به بيش از 6000 روايت در مورد امام مهدى (عج) بر مى خوريم كه مسلماً شماره بزرگى است براى تجسم اين انديشه در امام دوازدهم (عج) و پذيرش آن نيز دلايل كافى و روشن وجود دارد كه همه را مى توان در دو دليل خلاصه كرد كه يكى اسلامى و ديگرى علمى است ; با دليل اسلامى ; وجود رهبر منتظر ثابت مى شود و با دليل علمى ; روشن مى گردد كه مهدى (عج)تصور و افسانه نيست بلكه حقيقتى است كه وجود آن با تجربه تاريخى ثابت شده است.
1 ـ دليل اسلامى :
درصدها روايتى كه از پيامبر عظيم الشأن ص و امامان شيعه ع به ما رسيده و ويژگيهاى مهدى (عج) را برشمرده، در مى يابيم كه او از اهل بيت و فرزندان حضرت فاطمه و نهمين فرزند امام حسين ع و دوازدهمين امام از ائمه دوازده گانه است. و از جمله احاديثى كه در اينجا به آن اشاره مى نماييم روايتى از پيامبر خدا ص درباره جانشينان و پيشوايان پس از خود است كه فرمود:
آنها (جانشينان من) دوازده نفرند و از قريش هستند.
متن اين حديث از راههاى گوناگون و با الفاظ متفاوت روايت شده است. و برخى روايت شماران كه روايت اينگونه را شمرده اند، به بيش از 270 روايت رسيده اند كه همه آنها از معروفترين كتابهاى حديثى شيعه و سنى گرفته شده است. و از قلم كسانى همچون بخارى و مسلم و ترمذى و ابوداوود و احمد، در مسند و حاكم در مستدرك بر صحيحين بازگو گرديده است. و بايد گفت، اين حديث روشنگر يك حقيقت خدايى است كه بر زبان پيامبر اكرم ص جارى شده است.
2 ـ دليل علمى:
پايه دليل علمى، بررسى و تجربه زمانى 70 ساله غيبت صغرى است. غيبت صغرى نشان دهنده مرحله نخست امامت مهدى (عج) است ; زيرا سرنوشت حتمى امام اين بود كه از ديده هاى مردم پنهان بماند ; اگرچه دل و فكرش در ميان مردم باشد. ولى در اين زمان نيز امام با نايبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار مى نمود و سؤالات شفاهى و كتبى مردم را پاسخ مى دادند.
آرى غيبت صغرى يك تجربه علمى شمرده مى شود تا چيزى كه واقعيت عينى و خارجى دارد، اثبات كند و پذيرش واقعيت رهبرى امام مهدى (عج) را با ويژگيهاى ولادت و زندگى و غيبت كبرى آن حضرت ممكن سازد.

  پاورقي وجود ندارد

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:00 ق.ظ

 

   

اقامتگاه حضرت

  از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مطرح است، مكان و محل زندگی ايشان است.
رواياتى كه دراين زمينه وجود دارد سه دسته اند:
1- برخی ازآن ها محل خاصى را تعيين نمی كند وجايگاه حضرت را در بيابان ها وكوه ها معرفى می كند
. ازآن جمله، حضرت مهدى(ع( به پسر مهزيار مى فرمايد : فرزند مهزيار! پدرم امام حسن)ع(از من پيمان گرفت ... و فرمان داد كه براى سكونت، كوه هاى سخت وسرزمين هاى خشك ودور دست را برگرينم
. اين بخش از روايات گوياىآن است كه حضرت ازحوزه دسترسى مردم به دوراست و به سختى و دشوارى زندگى می كند وكسی ازمحل زندگى وىآگاه نيست
. 2- برخى روايات، منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند ومحدوده آن را نيز تعيين می كنند
: الف) مدینه و پیرامون آن : ابی بصیر می گوید از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: صاحب الزمان را عزلت وغيبتی است كه درآن، نيرومنداست به سى نفرى كه با حضرت هستند ووحشت وتنهايى رااز وى دور می كنند؟ و خوب جايگاهی است مدينه. (2)
روايت دیگرىاست كه مكان حضرت را كوه رضوى، دراطراف مدينه نام مى برد. راوى می گويد: باامام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء اطراف مدينه كه رسيديم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود:اين كوه رضوى نام دارد. خوب پناهگاهی است براى خائف امام زمان(ع) در غيبت صغرى وكبرى(3).
ب) مکه و پیرامون آن :برخى روايات استفاده مى شودكه آن حضرت در مكانى به نام ذى طوى پیرامون مكه زندگى می كند واز همان جا نيز همراه يارانش قيام خواهدكرد.امام باقر(ع ( فرمود: امام زمان(ع) را غيبتی است در بعضی از دره ها واشاره كرد به منطقة ذى طوى (4) درادامه اين روايت و روايات ديگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مركز تجمع ياران و دوستان وى نيز، همين منطقه ياد شده است.(5)
3- دسته سوم اخبارىايست كه مانند دسته اول، جايگاهى خاص را نام نمى برد، ولی از وى به عنوان فردى كه با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگى می كند، نام برده است امام صادق(ع)مى فرمايد: صاحب الامر(ع) در ميان مردم رفت وآمد می كند، در بازار قدم مى زند، لكن او را نمى شناسند تا زمانى كه خداوند به وىاذن دهد تا خود را معرفى كند... (6)
بين اين سه دسته از روايات، تضاد وتنافى نيست نام بردن مكانى خاص، با زندگى به شكل ناشناس قابل جمع است انتخاب کوه ها و مکانهای دست نیافتنی در حال ضرورت و نیاز نیز امری است طبیعی و موافق با اصل تقیه.(7)

  1- غيبة طوسى ص 266.
2- بحارالانوار، ج 52 ص 153 اصول كافى، ج1، ص 340 .
3- غيبة طوسى، ص 162.
4- غيبت نعماني ص 182.
5- همان ص 315 .
6- همان ص 164 .
7- چشم به راه مهدى، ص 351
.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:01 ق.ظ



 

تاريخ عصر غيبت كبرا

  خلاصه ‏ى جواب براى چالش شناخت امام غايب
خلاصه ‏ى رفع اشكال نخست به شرح زير است:
1- امكان شناخت و وسائل لازم براى تحقّق شناخت و آگاهى عامه‏ ى مردم، به ويژه نخبگان جامعه، از وجود و استمرار حيات دوازدهمين اختر تاب‏ناك آسمان ولايت، فراهم شده است.
اين آگاهى‏ها، از سوى قرآن كريم و پيامبر اكرم صلّى‏اللّه ُ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم و امامان پيشين و نواب خاص امام مهدى عليه‏ السّلام و دانشمندان دوران حضور و دوران غيبت صغرا، و دوران غيبت كبرا نيز به گونه‏اى مستمر و پيوسته، در اختيار عموم مردم و حق‏جويان قرارداده شده است.
2- دلائل عقلى و مجموعه ‏ى دلائل حسّى و عينى؛ يعنى، كرامت‏هاى ثبت شده، در طول شصت و نه سال دوران ارتباط با امام مهدى عليه ‏السّلام ، آن هم به دست افراد گوناگون جامعه امرى مشهود و مسموع، و در ميان سطوح و اقشار مختلف، از جمله علما و دانشمندان نيز رايج بود، اين دلايل مهم‏ترين ابزار تحقّق ايمان در دوران غيبت كبرا بود. 3- مدعيان مهدويّت و سوء استفاده كنندگان از نام امام مهدى عليه ‏السّلام در دوران غيبت صغرا و سپس دوران غيبت كبرا، دانشمندان و فرهيختگان جامعه را به دفاع از حريم امامت و امام مهدى عليه‏ السّلام و مسئله‏ ى مهدويّت وادار كرد و به طور غيرمستقيم شناخت مردم به امام مهدى عليه ‏السّلام را بالا برد.
4- در كتاب‏هاى كلامى و تاريخى و حديثى، به دلائل عقلى و نقلى و حسّى، به خوبى، پرداخته شده است.
5- يكى از مهم‏ترين دلائل قرآنى كه براى عموم صاحبان خرد سؤال برانگيز هم بوده و هست، سوره ‏ى مبارك قدر است. فعل مضارع تنزّلُ در سوره‏اى كه در سال‏هاى آغازين بعثت پيامبر صلّى‏اللّه ُ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم نازل گشته است، چه معنايى دارد؟ ملائكه و روح، بر چه كسى و براى چه، در شب قدر، از غروب تا طلوع فجر، پيوسته فرود مى‏آيند؟
روايت‏ هاى گوناگون در تفسير اين آيه و آيات مشابه، وجود شب قدر در هر سال را تصريح دارد. از اين سوره، وجود يك انسان شايسته براى فرود آمدن ملائك حتى پس از دوران پيامبر اكرم صلّى‏اللّه ُ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم فهميده مى‏شود.
تمام مسلمانان جهان، بلكه تمام جهانيان، به چنين مطلبى دست‏رسى داشته و دارند و مى‏توانند از آن آگاه شوند. اين مطلب خصوصاً در دورانِ غيبت، بسيار قابل تأمّل مى‏باشد.
شناخت مطلوب و راه رسيدن به آن
در اين شماره، به پاسخ چند سوال ديگر درباره ‏ى شناخت و ايمان عموم مردم به امام زمان عليه ‏السّلام در دوران غيبت كبرا بايد بپردازيم.
سؤال يكم - چ‏گونه ممكن است شناخت مردم از امام مهدى عليه ‏السّلام در عين غيبت از ديده ‏هاى آنان، هم چون شناخت آنان از او در حال حضورش باشد؟
سؤال دوم - با توجّه به غيبت امام مهدى عليه ‏السّلام و احساس نكردن آثار وجودى او در جامعه، چگونه مى‏توانيم شناختى عميق از او پيدا كنيم؟
سؤال سوم - با توجه به دو سؤال گذشته، آيا ممكن است ايمان به وجود او در دوران غيبت كبرا به ايمانى در حدّ يقين برسد؟
كليد حل اين سه سؤال را در شماره‏ ى پيش تقديم شد، و روشن شد كه مسئله ‏ى امام مهدى عليه‏ السّلام در دوران غيبت، به ويژه غيبت كبرا، يكى از مصاديق ايمان به غيب است. و همان طور كه شناخت و ايمان به خداى نامحسوس، امكان‏ پذير است و قابليّت رشد را نيز دارا است، شناخت و ايمان به امام معصوم و غائب كه امامت او در قرآن و سنّت منصوص است، امرى امكان‏ پذير بوده و هست.
همان‏ طور كه رسيدن به مرز يقين، در موضوع ايمان به خدا، امكان ‏پذير است، رسيدن به مرز يقين در مورد ايمان به امام معصوم و غايب نيز امكان ‏پذير است. البته، اين ايمان و رشد آن، به ابزار و وسائلى منطقى و علل طبيعى نياز دارد - كه فراهم مى‏باشند.
بنابراين، بايد در وهله‏ ى علل ضعف شناخت و ضعف ايمان را بشناسيم تا بتوانيم در رفع اين ضعف كوشا باشيم.
علل ضعف شناخت امام در غيبت كبرى
به طور كلّى، مى‏توانيم علل ضعف شناخت مردم را معلول چند امر بدانيم:
1- نداشتن تصوّرى روشن از موضوع مورد اعتقاد؛
2- نداشتن دليل يا دلائل كافى براى عقيده‏ ى خود؛
3- مقايسه ‏ى مطالب عقلى با مطالب حسّى، و انتظار پيدا كردن دلائل حسّى براى همه‏ ى مطالب عقلى؛
4- سست بودن برخى از دلائل ارائه شده، يا عدم هضم آن دلائل براى مقطع سنّى معيّن يا مقطع زمانى موردنظر؛
5- غفلت از آثار و نتائج و بركات امام معصوم در حالى كه انسان در آن بركات غرق شده باشد. البته جهان و جامعه، هيچ وقت، بدون وجود امام معصوم، تجربه نشده است.
6- شبه ‏پراكنى‏هاى پياپى و ضعف پاسخهاى داده شده؛
7- تلاش دشمنان اسلام، براى دور كردن جامعه از معنويّت و اركان هدايت و غرق شدن در لذّت‏هاى مادى؛ و در نتيجه از دست دادنِ حساسيّت لازم نسبت به حضور امام معصوم در جامعه.
علل ضعف ايمان به امام در دوران غيبت كبرا
ضعف ايمان نيز، جداى از ضعف شناخت، مى‏تواند معلول چند امر باشد:
1- ضعف شناخت و كافى نبودن اطّلاعات موجود درباره ‏ى امام غايب؛
2- ناقص ‏بودن استدلال يا كافى نبودن دلائل ضرورت و اهميّت وجود امام معصوم عليه ‏السّلام در جامعه در تمام دوران‏ها؛
3- عدم احساس به آثار وجودى امام غايب؛
4- عدم احساس به حضور او در صحنه‏ ى زندگى؛
5- جهل فوائد وجود امام عليه ‏السّلام در دوران غيبت؛
6- ضعف ارتباط روحى با امام معصوم عليه ‏السّلام در دوران غيبت و استتار؛
7- اعتقاد به امكان ادامه ‏ى زندگى فردى و اجتماعى منهاى وجود امام معصوم؛
8- شبهات مطرح شده در باره‏ى امام مهدى عليه ‏السّلام گاهى اصل شناخت را زير سؤال مى‏برد و گاهى ايمان به او را متزلزل مى‏سازد؛
9- فقدان عنصر صبر و بردبارى و يا فقدان روحيه ‏ى تلاش و تحقيق كه در فرض طولانى شدن غيبت، مى‏تواند انسان را از ظهور امام عليه ‏السّلام مأيوس گرداند.
به همين جهت، در برخى دعاهاى ويژه دوران غيبت، روحيه ‏ى استعجال نكوهش شده است، و در مقابل روحيه‏ ى انتظار امام غايب عليه‏ السّلام ستايش و تقويّت شده است، بلكه مؤمنان بايد براى به دست آوردن صفت و ملكه‏ ى صبر و مقاومت و بردبارى درخواست جدّى و دعاى واقعى كنند، و اين امر نشانه‏ ى برخى آسيب‏ هاى جدّى در اين زمينه است.
پرسش‏هاى بى‏جا و غير مفيد، و اعتراض‏هاى نا به ‏جا نيز انسان را به سمت يك نوع سستى در ايمان مى‏كشاند. انتظار اطّلاع و آگاهى از تمام اسرار هستى، انتظارى بى‏جا است كه انسان را در كشف اسرار نهفته، حريص مى‏گرداند، ولى او را به جايى نمى‏رساند. به همين دليل يك انسانِ منتظرِ ظهور امام مهدىعج نبايد انتظار داشته باشد كه سرّ همه چيز را بداند.
فراموش كردن وجود امام معصومِ غايب، منتظر نبودن ظهور او، قطع ارتباط روزانه با او، ترك صلوات فرستادن بر او، ترك دعاى تعجيل فرج براى او، مى‏تواند ايمان انسان را به او سست كند و انسان را از آمادگى براى ظهور او محروم گرداند.
پديده‏ ى استعجال - كه در روايات و دعاها، بسيار نكوهش شده است - مى‏تواند معلول يكى از دو عامل باشد:
الف) نزديك بين بودن انسان و فقدان دورنگرى و عادت ندادن خود به ديدن افق‏هاى بسيار دور زندگى و توجّه به منافع و مصالح بسيار نزديك و محسوس و زودگذر و غفلت از مصالح آينده و اهداف بزرگ رسالت جهانى و فراگير امام زمان عليه‏ السّلام؛
ب( آگاه نبودن به مسير طبيعى و منطقى تحوّلات اجتماعى، و عدم شناخت قوانين حاكم بر تحوّلات اجتماعى.
آسيب ‏زدايى از شناخت و ايمان به امام غايب
اهل بيت پيامبر عليهم ‏السّلام به شناخت و ايمان مردم به امام معصوم عليه‏ السّلام در زمان غيبت او، توجّه شايان داشته ‏اند و در آثار گران‏بهايشان، اين اهتمام، به خوبى، به چشم مى‏خورد.
در دعاها و زيارت نامه ‏ها و روايات اهل بيت عليهم ‏السّلام به بسيارى از علل ضعف شناخت و ايمان به امام غايب نيز توجه ى ويژه مى‏بينيم.
البته، بسيار روشن است كه با توّجه به عللِ ضعفِ شناخت و ضعفِ ايمان، بايد در رفع اين مشكل بكوشيم، و خلاصه ‏ى درمان اين مشكل، در بسيارى از دعاها و زيارت نامه‏ هاى مخصوص حضرت مهدى عليه‏ السّلام در دوران غيبت كبرا، مطرح شده است.
1- به عنوان نخستين گام، به دست آوردن شناخت صحيح از مسئله‏ ى مهدوّيت و شخص امام مهدى عليه ‏السّلام امرى ضرورى است. اين مهم، با دقّت كافى در دعاها و زيارت‏نامه‏ ها، تأمين مى‏گردد؛ زيرا كه، شناخت صحيح و لازم را در آن‏ها مى‏يابيم.
2- گام دوم به دست آوردن دلائل كافى و لازم، و اثبات كننده‏ى وجود امام معصوم و غايب است. هر چند اين دلائل را در كتب كلامى مى‏يابيم، امّا دعاها و زيارت‏نامه ‏ها، از اين دلائل نيز برخوردارند، بلكه در برخى دعاها و زيارت‏نامه‏ ها، صريحاً، و در برخى ديگر، با اشاره‏ى گويا، اين مبحث مطرح شده است. زيارت جامعه‏ ى كبيره و زيارت وارث و دعاى عصر روز جمعه(1)، به طور ويژه، به اين امر پرداخته است.
3- گام سوم شبه زدايى است. بايد به همه ‏ى شبهات تزلزل ‏آفرين، توجّه شود و حل گردد. برخى از اين شبهات را كتاب‏هاى كلامى و حديثى و برخى نيز در دعاهاى ويژه امام زمان عج، مطرح و پاسخ داده شده است.
4- گام چهارم، زدودن مشكل يأس و نااُميدى است. اين مشكل، با شناخت و تبيين قوانين اساسى حاكم بر تحوّلات اجتماعى منطقه‏اى و جهانى و فهم روند تحوّلات فرهنگى و اجتماعى قابل رفع است.
شناخت اين قوانين، راه‏هاى گوناگون دارد. از جمله‏ ى اين راه‏ها، بهره‏ بردارى صحيح از تاريخ است. شناخت صحيح از تاريخ، راه را براى شناخت مسير و قوانين حاكم بر تحولاّت اجتماعى، هموار مى‏كند. قرآن كريم، بيش‏ترين توجّه را به اين راه معطوف داشته است.(2)
در برخى از دعاهاى ويژه‏ ى امام زمان عليه ‏السّلام يقين به قيام حضرت مهدى عليه‏ السّلام را همانند يقين به قيام حضرت رسول خدا صلّى‏اللّهُ‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم(3) قرار داده است. و در حقيقت، ما را از گذشته‏ ى يقين ‏آور به آينده‏ ى نيازمند يقين، توجّه مى‏دهد. بنابراين يقين لازم را نيز مى‏توانيم از راه مطالعه و تحقيق در تاريخ به دست آوريم و براى ديگران تبيين كنيم. و با استفاده از تاريخ بيشترين زمينه ‏هاى لازم براى تحقق يقين فراهم مى‏گردد.
5- گام پنجم، توجّه به افق‏هاى بسيار دور، در عين توجّه به افق‏هاى بسيار نزديك و بالفعل است، دورنگر بودن، همزمان با غافل نبودن از واقعيّت ‏هاى موجود بسيار لازم است؛ بنابراين، مشكل زمان را بايد براى خود حل كنيم و مراقب باشيم كه توجه به آينده‏ ى بسيار دور عامل يأس و سستى و در نتيجه مانع برنامه‏ ريزى دراز مدت و پايدار نگردد.
قرآن كريم، مى‏فرمايد: إنهم يرونه بعيداً ونراه قريباً(4)؛ برخى از مردم، قيامت يا قيام مهدى عليه‏ السّلام را بسيار دور مى‏بينند، در حالى كه ما آن را بسيار نزديك مى‏بينيم.
6- پس از رفع شبهات و زدودن شك‏ها و ترديدهاى مطرح شده در مورد دلائل قطعى كه ثابت‏ كننده ‏ى وجود و حضور امام در پشت پرده ‏ى غيبت است، لازم است ارتباط معنوى ما با امام ناظر و غايب عليه ‏السّلام - كه مهم‏ترين عامل رشد معرفت و ايمان به او به شمار مى‏رود - تقويت گردد.
تقويت ارتباط معنوى با امام غايب، با وسائلى چند تحقق‏ پذير مى‏باشد:
الف) دعاهاى روزانه و هفتگى و در مناسبت ‏هاى گوناگون؛
ب) زيارت‏هاى روزانه و هفتگى و در مناسبت‏هاى مختلف(5)؛
ج) انتظار صحيح و سازنده و مبارزه با انتظار منفى كه خود از عوامل سستى‏زا و يأس ‏آور است؛
د) توجّه به مسئله‏ ى عَرضه ‏ى اَعمال مردم بر امامِ زمانِ خود، و لازمه‏ ى آن احساسِ نظارت هميشگى امام عليه ‏السّلام بر اعمال مان(6)؛
ه) توجّه به ويژگى شب قدر و نحوه‏ى ارتباط معنوى و شايسته با امام زمان عليه ‏السّلام در اين شب مهم(7) در هر سال؛
و ارتباط مالى و عاطفى با امام عليه‏ السّلام، توجّه به وجوب خمس بر مردم كه از آنِ امام مى‏باشد، و استحباب پرداخت صدقه يا نذر براى سلامتى امام زمان عليه ‏السّلام؛ كه مستلزم يك ارتباط واقعى و معنوى با امام است.
ز) ارتباط پيوسته اعتقادى و تشكيلاتى و عاطفى با نايبان عام امام زمان عليه ‏السّلام(8)؛
ح) ارتباط سياسى و اجتماعى و عاطفى سالانه با امام زمان خود عليه ‏السّلام در عرصه ‏ى حج و در روزهاى ويژه ‏ى حج؛ زيرا، همه ساله، امام عليه ‏السّلام در موسم حج حاضر مى‏گردد و به حجّاج آن سال توجّه ى ويژه مى‏كند.
ط) توسّل به امام زمان خود و توجه ويژه به او در تنگناها و مشكلات فردى و اجتماعى و درخواست شفاعت وقت خاصى ندارد و براى هميشه ممكن و تحقق ‏پذير است.
ى) تبليغ و ترويج نام و ياد امام مهدى عليه ‏السّلام) در ميان افراد خانواده و افراد محله و ميان هم نشينان و دوستان و در ميان ساير افراد جامعه(9) آثار روانى مثبتى در جهت تحكيم ارتباط حقيقى با امام زمان عج مى‏باشد؛
ك) توجّه يافتن و توجّه دادن به ضرورت وجود و حضور امام معصوم در تمام عرصه ‏هاى اجتماعى؛
عموماً، آموزه ‏هاى زيارت‏نامه‏ ها و دعاهاى رسيده از معصومين عليهم ‏السّلام درباره‏ ى حضرت مهدى عليه ‏السّلام بسيار زيبا و گويا، و نشان‏دهنده ‏ى نوع درمان مناسب و راه ‏حل‏ هاى دقيق براى رفع مشكلات زمان غيبت است.
استفاده از عنصر تبيين مسئوليّت‏هاى امام عليه ‏السّلام در دوران غيبت، مى‏تواند در اشكال زدائى نسبت فوائد و آثار وجودى امام غايب مؤثر باشد. كه تبيين آن، اشكالِ لغويتِ وجود امام غايب، مرتفع مى‏گردد. و يكى از سببهاى سُستى ايمان و ضعف ارتباط مرتفع مى‏گردد.
استفاده از عنصرِ تبيينِ مجموعه وظايف پيروان امام مهدى عليه ‏السّلام و منتظران واقعى او نيز نشان دهنده ‏ى توجّه به اشكال بر فايده‏ ى انتظار امام غايب است. رفع اين اشكال، ضرورى، بلكه يك نوع مبارزه با انتظار منفى است.
در ضمن، راهى براى معالجه و درمان مشكل سوء استفاده‏ ى دشمنان از غيبت امام معصوم عليه ‏السّلام است. و انتظار منفى يكى از زمينه‏ هاى ايجاد بحران‏هاى فكرى و سياسى و اجتماعى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.
استفاده از عنصرِ خطاب و سخن گفتن مستقيم با امام غايب عليه ‏السّلام - كه در زيارت‏نامه ‏ها و دعاها، به چشم مى‏خورد نشان دهنده ‏ى اهميّت توجّه مؤمنان و منتظران به ضرورت داشتن احساس واقعى نسبت به حضور امام معصوم در تمام صحنه‏ هاى زندگى آنان است.
استفاده از عنصرِ تكرار بيان وظايف به منتظران و ياران امام زمان عليه ‏السّلام نشان دهنده‏ ى ضرورت تربيت آنان همراه با تذّكر و يادآورى‏هاى پيوسته نسبت به ضرورت آمادگى بالفعل براى يارى رساندن به امام، و ايجاد آمادگى واقعى و لازم در خود و ديگران براى ظهور امام عليه ‏السّلام و ضرورتِ آمادگى براى فرمان بردارى از او مى‏باشد.
تقريباً همه‏ ى آسيب‏هاى دوران غيبت - كه دوران انتظار فرج است - در دعاها و زيارت نامه ‏هاى موجود، به طور چشم‏گيرى تذكّر داده شده، و راه ‏حل‏ هاى آن‏ها نيز در بيشتر دعاها مطرح گشته است.(10)
در اين دعاها و زيارت نامه‏ ها، برنامه ‏هاى آينده ى امام نيز به گونه ‏اى بسيار گويا و روشن، مطرح شده است و چشم ‏انداز حركت آينده ‏ى امام عليه‏ السّلام(11) را نيز به پيروان او گوش زد مى‏كند تا به سمت آن اهداف بلند حركت كنند و خود را به او و اهداف او، هر چه سريع‏تر، نزديك كنند.
در برنامه ‏هاى ويژه ي منتظران - كه يك برنامه‏ ى كامل براى ايجاد آمادگى، و در حقيقت، نشانه ‏ى يك آماده باش كامل و تمام عيار است - مقدّمات ظهورى كه در اختيار منتظران و دل‏باختگان و شيفتگان ظهور حضرت است برنامه ريزى شده است، و اين خود نقشى فعّال و عملى در زمينه‏ سازى واقعى را ايفا مى‏كند.
بنابر اين، بسيارى از چشم ‏اندازها و مشكلات مطرح در عصر غيبت و راه‏حل‏هاى اين مشكلات، در خصوص دوران غيبت كبرا در دعاها و زيارت‏نامه‏ ها و صلوات ويژه ‏ى حضرت مهدى عليه‏ السّلام به گونه ‏هاى مختلف، با اجمال و تفصيل، و گاهى با تكرار و تأكيد فراوان، به چشم مى‏خورد. و اين، مطلب نشان مى‏دهد كه همه ‏ي امامان معصوم عليه ‏السّلام در دوران حضورشان، به مسئله‏ ى غيبت و مشكلات آن، توجّه ى كامل داشته ‏اند. خود حضرت صاحب الامر عليه ‏السّلام در دعاهاى گوناگونى كه به پيروان خود تعليم نموده است، در صدد علاج بسيارى از اين مشكلات و چالش‏ ها بوده است.
پس مهم‏ترين عنصر در تقويت ارتباط معنوى با امام غايب عليه ‏السّلام همين دعاهاى روزانه و هفتگى ويژه ‏ى امام زمان عليه‏ السّلام است كه يك برنامه ‏ى حساب شده و منظّم را در پيش روى منتظران قرار مى‏دهد و ترسيم مى‏كند تا طبق اين الگو، زندگى خود را تنظيم كنند و به سوى روزهاى ظهور، يك حركت جدّى و حساب شده و با شتاب، داشته باشند.(12)
در اين دعاها، همين بس است كه عنصر اميد در وجود انسان زنده مى‏شود. توجّه به عنصر ايمان و عنصر يقين كه اوج اعتقاد مطلوب است، در اين دعاها، بسيار چشمگير است. به همين خاطر، عوامل سلب يقين را گوش زد، و راه‏ حل‏ هاى گوناگونى براى اين آسيب بيان شده است.
البته، جا دارد كه خوانندگان اين نوشتار، براى يك بار هم كه شده، در اين زمينه، به دعاهاى ويژه امام زمان عليه‏ السّلام در عصر جمعه مراجعه كنند تا ببينند امامِ غايب، براى حل مشكل‏ها و چالش‏ هاى دوران غيبت خود، چه راه‏ حل‏ هايى مطرح كرده است.
بنابر اين، با رفع هر گونه ابهام براى منتظران و يا ردّ اشكالات احتمالى و رفع مشكلات قطعى، آسيب‏ هاى دوران غيبت امام مهدى عليه ‏السّلام شناسانده و زدوده مى‏شود، و راه جلوگيرى از ضررهاى احتمالى نيز بيان مى‏گردد.
البته، برخى آسيب‏ هاى مطرح شده، حتّى در عصر حضور امام معصوم نيز مشاهده مى‏شود. تاريخ ما، اين آسيب‏ ها را به طور فراوان نشان مى‏دهد. تعداد و نوع آن‏ها، بستگى به درجه‏ ى رشد فرهنگى جامعه و افراد با ايمان دارد.
در دوران غيبت، زمينه براى آزمايش برتر فراهم مى‏گردد و با خالص شدن نيروهاى تحت امر امام عليه ‏السّلام معجزات الهى، زمينه‏ ى ظهور خواهد داشت.
تاريخ اسلامى ما، نشان داده است كه بيش‏ترين آسيب‏ها و ضربه‏ ها زمانى است كه نيروهاى ناخالص از نيروهاى خالص جدا نشده ‏اند و دوستان از دشمنان، تمييز داده نشده باشند، و در حقيقت، دشمنان واقعى، در لباس دوستانِ نزديك در آمده باشند.
بنابر اين، بالا رفتن سطح آگاهى و بالا بودن ذخيره ‏ى تجربياتِ سخت در دوران غيبت، دو اصلِ اجتناب ‏ناپذير براى رسيدن نيروهاى تحت امر حضرت عليه ‏السّلام به وضع مطلوب است.

  1) منظور، دعايى است كه سيد بن طاووس آن را ذكر كرده است. اين زيارت، در آخر مفاتيح الجنان نقل شده است. آغاز آن: اللهم! عرفنى نفسك... است.
2) كتابهاى تبيين كننده‏ ى سنتهاى تاريخى قرآن خصوصاً تفسير موضوعى شهيد سيد محمدباقر صدر در اين جا راه‏ گشا مى‏باشد.
3) ويكون يقيننا في ذالك كيقيننا بقيام رسولك عليه ‏السّلام دعاى عصر روز جمعه، مفاتيح الجنان، ص 783؛ انتشارات علميّه‏ ى اسلاميّه.
4) معارج: 7 - 6.
5) اين دعاها و زيارت‏نامه‏ ها را در سرتاسر كتاب شريف مفاتيح الجنان مى‏يابيم.
6) در تفسير آيه‏ى شريفه وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون روايات فراوانى در عرضه‏ ى اعمال بندگان بر پيامبر و امامان معصوم رسيده است. در عصر غيبت، فلسفه‏ ى اين كار بسيار قابل توجّه و تأمّل بيشتر است.
7) در شب قدر، ملائكه و روح، بر حجّتِ خدا، در هر عصر فرود مى‏آيند. همه ساله، اين پديده‏ ى بسيار مبارك و مهم، تحقّق مى‏يابد.
8) نايبان عام امام زمان عليه‏ السّلام عالمان فرهيخته و عادل و با تقوا كه شايسته ‏ى منصب رهبرى مردم از طرف او در عصر غيبت هستند، نمايانگر حضور خط امامت و ولايت در صحنه‏ ى زندگى فردى و اجتماعى مردم مى‏باشند. ارتباط با آنان در امر تقليد در احكام دين و رساندن خمس و زكات و اداى حقوق مالى ويژه ‏ى منصب امامت به نايبان امام زمان، نشانه ‏ى ضرورت برقرارى ارتباط تشكيلاتى - مذهبى اعتقادى و عاطفى با خط امامت است. اين كار، يادآور وجود و حضور او، از جهتى، و نشان دهنده ى مظلوميت او، از جهتى ديگر است كه مؤمنان را در انتظار ظهور او آماده ‏تر مى‏كند. زيرا، هيچ كس جايگزين امام معصوم نمى‏شود. اين مطلب، در تار و پود فرهنگ شيعيان نهفته است.
9) البته، جمع ‏آورى و نشر آثار و بركات وجودى امام زمان عليه‏السّلام در ترويج نام و ياد او بسيار مؤثّر است. سهيم بودن انسان در اين امر و احساس او به سهيم بودنش دراين زمينه، در بارورى ايمان او و اعلام آمادگى براى ظهور امام عليه‏السّلام بسيار مؤثّر است.
10) مثلاً در آخر دعاى افتتاح، در شكايت ‏هاى مطرح شده، مهم‏ترين آسيب ‏ها، تذّكر داده شده است.
11) در دعاى مورد اشاره. در پاورقى شماره‏ ى 1 همه ‏ى برنامه ‏هاى حضرت در زمان ظهور، به طور نسبتاً مفصّل يادآورى شده است در حقيقت، خطوط روشن حركتِ امام و اهداف مورد نظر او در اين نهضت جهانى، بيان گرديده است.
12) جمع ‏بندى و طبقه ‏بندى محتواهاى نغز كليه دعاها و زيارت‏نامه ‏ها ويژه حضرت مهدى عليه ‏السّلام عموماً كارى بسيار مهم و مفيد و ضرورى به نظر مى‏رسد كه به ويژه براى ياران و منتظران حضرت بسيار مفيد مى‏باشد.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:02 ق.ظ



 

دين دارى در عصر غيبت

  انسان ديندار، در صدر اسلام عقايد و باورهاى دينى را از پيامبر(ص(مى گيرد وتعاليم خالص دين را با دريافت مستقيم از مفسر واقعى وحى دريافت مى كند.
رسول خدا(ص)را مى بيند واز روش و منش و سيره او الهام مى گيرد وپايه باورهاى خود را استوار مى سازد و اين امور در آسان كردن پذيرش حق، نقش به سزايى دارند. اما انسان ديندار در اين عصر، از تمامى اين دريافت هاى حسى به دور است وتنها بر اساس درك عقلى وتاريخى، پيامبر وامامان)ع (را مى شناسد و به رسالت و امامت ايشان ايمان مى آورد.
پيامبر(ص)مى فرمايد: برادران من كسانى هستندكه پس از شما اصحاب زندگى مى كنند. به من ايمان مى آورند ... در حالى كه مرا نديده اند. (1) بى گمان ديندار بودن در روزگارغیبت، ايمان افزون ترى را مى طلبد، چرا كه ايمان به وجود پيامبر)ص(امامان معصوم )ع (وغيبت مهدى )ع( به نوبه خود، ايمان به غيب است. (2)
ديندارى در روزگار غيبت، نيازمند بينشى است كه انسان ديندار در پرتو آن، بتواند در برابر تحريف ها، مسخ ها، شبهه ها، ترديدها، تزلزل ها و سركوفت ها از درون و بيرونِ حوزه دين، همچنان رويكرد دينى خود را نگاه دارد وبا هيچ يك از اين عوامل، خلوص دينى وديندارى را در فكر وعمل از دست ندهد . پيامبر(ص(فرمود: به زودى پس از شما، كسانى مى آيندكه يك نفر از آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد .
گفتند: اى رسول خدا ما در جنگ بدر و احد وحنين در ركاب شما جهاد كرد ه ايم ودرباره ما آيه قرآن نازل شده است حضرت فرمود: زيرا اگر آن چه از آزارها و رنج هاكه بر آنان مى رسد بر شما آيد، به سان آنان، شكيبايى نخواهيد داشت (3).
پايدارى بر دين در روزگارغیبت، به پذيرش سختى ها و بيم ها و محروميت ها وتنگناهاى مادى خلاصه نمى شود، بلكه تحت فشارهاى سخت روحى ومعنوى نيز، بر آنها افزوده مى گردد وچنان چه ديندارى با صبر و شكيبى آگاهانه توأم نباشد، به تدريج، نا اميدى ها روى مى آورد و باور را از روح و فكر مى ستاند .
امام صادق (ع(مى فرمايد: به تحقيق براى صاحب الامرغیبتى است، كسى كه در آن زمان دينش را نگهدارد، هم چون کسى است كه درخت خار قتاد را با دست بتراشد . كدام از شما قدرت داردكه خار آن درخت را به دستش نگهدارد(4).
حضرت در حديث ديگرى مى فرمايد:.. سوگند به خدا شكسته مى شويد مانند شكسته شدن سفال به درستى كه سفال هرگز به صورت نخست برنمى گردد، به خدا سوگند حتماً شما امتحان خواهيد شد، به خدا سوگند قطعاً شما غربال خواهيد شد، چنان كه دانه تلخ از ميان گندم جدا شود. (5)
سوگندهاى پی در پی حضرت، دلالت بر اصل امتحان و دشوارى ديندارى در عصر غيبت دارد.

  1- بحا رالا نوا ر ج 52، ص 132.
2- در بعضى روايت ها، الذین یومنون بالغیب سوره بقره آيه 2 به غيبت مهدى )ع( منطبق شده است بحارالانوارج 52، ص 241.
3- بحا رالانو ر ج 25 ص 130.
4- غیبة طوسى ص 75.
5- بحار الانوار ج 52ص101.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:02 ق.ظ

 

   

شاخص هاى ديندارى

  ديندارى در دوران غيبت، نيازمند بينشى است كه انسان ديندار در پرتو آن بتواند در برابر تحريف ها وترديدها، رويكرد دينى خود را حفظ كند. اما شاخص هاى ديندارى كه در روايات اسلامى بر آن تاكيد شده است عبارتند از:
1- انتظار فرج : پیامبر ص مي فرماید انتظار فرج داشتن، برترين عمل امت من است (1).
2- نگهداشت ايمان دینی: حضرت على (ع)مى فرمايد: به سبب غيبت مهدى (ع)، سردرگمى به وجود مى آيد كه گروهى گمراه مى شوند وگروهى ديگر بر هدايت مى مانند. (2)

  1- بحارالانوار ج52 ص 281.
2- بحارالانوا ر ج51ص 181.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:03 ق.ظ

 

   

مردان آخر الزمان

  در روايات براى مردانى كه در آخرالزمان دچار آسيب شده اند، نشانه هايى ذكر شده است.
معمولاًا سلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينى و مهابت الهى داشته باشد.
روايات حاكى است كه در سيماى مبارك خود امام زمان (ع) هم مهابت الهى وجود دارد. يعنى در چهره مبارك امام زمان (ع (در عين ملاحت و شيرينى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد . و تركيبى از ملاحت و مهابت درآن ديده مى شود. اما در آخرالزمان بنابرآن چه از روايات به دست مى آید، اگر شما در بين بيست مردكمتر يا بيشتر، چهره هايى را مورد ارزیابى و شناسايى قرار دهيد، نمى توانيدكسى را پيداكنيدكه در چهره اش هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. اهل معصيت خيلى راحت در برابرشان مرتكب معصيت مى شوند وآن ها هم هيچ عكس العملى از خود نشان نمى دهند .
روايت دوم درباره نشانه ها و خصلت هاى منفى مردان آخر الزمان مى فرمايد يطیع الرجل زوجته و يعصى والديه مردان دوره آخر الزمان از اطاعت و احترام والدين دورى مى كنند، در عين حال يك گرايش و اطاعت وپیروى صد درصد از همسران خود در رفتارشان ديده مى شود. باز روايت ديگر مى فرمايد: يكون الرَجل همه بطنه و قبلته زوجته و دينه دراهمه:
مردانى وجود دارندكه تمام همت و عزم شان براى پركردن شكم هاى شان است و اصلاً به فكر معيشت ديگران نيستند. همسران شان قبله آن ها مى باشند قبلته زوجته گويا اين زن ها خداى مردان خود شد ه اند و براى آن ها اطاعت از همسر، اطاعت از خدا به حساب مى آید؟ و دين آن ها هم پولشان مى گردد . يعنى براى آن ها مقدس ترین و مهم ترين مسئله پول و ثروت است .
روايت ديگرى از اين حكايت مى كندكه مردان از مرد بودن خودشان خسته مى شوند: لعن الله المخنثین من الرجال . تعبير روايت اين است كه اين ها از صفات مردانه خود خسته شده و سعى مى كنند كه گرايش ها، تمايلات و حالت هاى زنانه را در خودشان نمايان كنند. اين گرايش ها ممكن است در حرف زدن، آرايش و آراستگى، طرز پوشش و يا تفكر باشد. در نقطه مقابل هم حتى روایتى داريم كه والمترجلات من النساء زنانى هم پيدا مى شوند كه اين ها مى خواهند خصوصيات مردان را در خودشان ايجادكنند و مثل مردان شوند
. روايت ديگرى مى فرمايد: يتسمن الرجال للرجال والنساء للنساء و يا يا يتمشط الرجل كما يتمشط المرأة لزوجها امَا يكى از آفت هايى كه در دوره آخر الزمان براى مردان به وجود مى آید اين است كه به جاى آراستگى دست به آرايش مى زنند. آراستگى با آرايش امر بسيار متفاوتى است. يا در روايت ديگر مى فرمايدكه: بعضى از مردها در دوره آخرالزمان خود را براى ديگران آرايش مى كنند، همانند نوعروسى كه براى داماد آرايش مى كند
. آفت خطرناك تر، اين كه در آخرالزمان يتنافس فى الرجل يغار علیه من الرجال يعنى در آخرالزمان باندهايى به وجود مى آيند كه طرفدار همجنس بازى هستند و در اين راستا مردان، هوسرانى هاى خودشان را به يكديگر اختصاص مى دهند. روايت مى فرمايد كه يتنافس فى الرجل ؟ يعنى ممكن است با هم رقابت داشته باشند و بعد مى فرمايد :يغار علیه من الرجال ؟ يعنى ممكن است دو مرد بر سر مرد ديگرى يا فرد ديگرى، با هم غيرت و حسادت داشته باشند و هر يك رقيب ديگرى براى رسيدن آن فرد باشد(1).

  1- نشريه موعود شماره32 ص 13.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:04 ق.ظ

 

   

حكومت اسلامى در غيبت كبرى

  بعضي از فقهاى شيعه، تشكيل حكومت اسلامى را در دوره غيبت ضرورى مى دانند و بر اين باورندكه فقهاى عادل، بايد به اين مهم اقدام كنند و اگر يكى از آنان تشكيل حكومت داد، بر ديگران واجب است كه از او پيروى كنند .
در مقابل، شمارى برآنند كه اقامه حكومت از شؤون امام معصوم (ع) است، بنابراين در عصر غيبت تشكيل حكومت جايز نيست. اين تفکر، كه نخست به صورت يك اختلاف نظر فقهى كلامى مطرح بود، در اين اواخر رنگ سياسى به خود گرفت.
اين تفكر، چون تضادى با خودكامگى حکام نداشت، بلكه غير مستقيم، توجيه گر اعمال آنان نيز بود، از سوى آنان حمايت و ترويج شد، تا جايى كه پيش از انقلاب اسلامى، هواداران اين انديشه به صورت تشكيلاتى منسجم درآمدند. با نگاهى به گفته ها و نوشته هاى طرفداران اين نظريه و دلايلى كه بدان استناد كرده اند، مى توان گفت كه اين باور از سه راه سرچشمه گرفته است.
1. برداشت از رواياتى كه گسترش ستم و فساد را از نشانه هاى ظهور امام زمان (ع) معرفى مى كند.
2- استناد به رواياتى كه از هرگونه قيامى در عصر غيبت، نهى و به سكوت و سكون و صبر در بلاها دعوت كرده است.
3- تفسير از امامت و رهبرى و تصور اين كه تشكيل حكومت در عصر غيبت، دخالت در قلمروكار امام معصوم (ع) ا ست.
و اما تلاش مردم، به ويژه فقها براى حاكميت قسط و عدل و ايجاد حكومت اسلامى جايز بلكه واجب است. آيا مى توان گفت كه در طول مدت غيبت صغرى، كه بيش از هزار سال از آن مى گذرد و ممكن است هزارها سال ديگر ادامه داشته باشد، اجراى احكام اسلام لازم نيست بدون ترديد، پاسخ منفى است چراكه لازمه سخن فوق، اين است كه احكام اسلام، محدود به صدر اسلام و زمان حضور معصوم باشد و اين بر خلاف ضروريات اعتقادى اسلام است و به گفته حضرت امام خمينى (رحمه الله ): اعتقاد به چنين مطالبى، يا اظهار آن ها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است... هركه اظهاركندكه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلا م را انكاركرده است،(1).
بر همين اساس، بعضي از فقهاى شيعه، از جمله امام خمينى، در دوره غيبت، تشكيل حكومت اسلامى را واجب مى دانند و بر اين باورندكه اگر يكى از فقها تشكيل حكومت داد، بر ديگران واجب است از او پیروى كنند و اگر تشكيل حكومت اسلامى به جز از راه قيام و اقدام دسته جمعى امكان پذير نباشد، همگان بايد بدين مهم اقدام كنند و در صورتى كه تشكيل حكومت ممكن نباشد، باز هم تكليف ساقط نيست و بايد به اندازه توان، احكام اسلامى را اجرا كنند. (2)
پس انتظار فرج و حكومت جهانى مهدى (ع) به هيچ روى، ناسازگارى با قيام هاى پيش از ظهور ندارد، بلكه برخى از قيام ها و حكومت ها، زمينه ساز قيام و حكومت جهانى حضرت خواهند بود. (3)

  1- ولا يت فقيه امام خمينى ص 27 انتشارات آزادى قم.
2- كتاب البيع امام خمينى ج 2ص 465اسماعیلیان قم.
3- چشم به راه مهدى ص 108 و 150.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:04 ق.ظ

 

   

فقيهان

  عالمان و فقيهان، حافظان دين خدا در روى زمين اند و راهنمايى و ارشاد مردم در دست آنان است.
آنان با تحمل زحمات، مسائل دينى را از منابع شرعى استخراج كرده، در دسترس مردم قرار مى دهند، ولى در آخر الزمان وضع دگرگون مى شود و عالمان روزگار بدترین عالمان خواهند بود . رسول خدا(ص) دراين باره مى فرمایند
: فقيهان آن روزگار، بدترين فقيهانى اندكه در زير آسمان به سر مى برند. فتنه و آشوب، از آنان آغاز مى شود و به آنان نيز باز مى گردد(1).

  1- بحا رالا نوا رج 52، ص 190 ثواب الاعمال ص 130.

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غیبت کبری
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:05 ق.ظ

 


 

با مرزداران حريم تفكر شيعى

  علماى شيعه در طول دوران پرفراز و نشيب غيبت كبرى همواره چون مرزدارانى جان بركف پاسدار حريم مقدس تفكر شيعى ، با همه ابعاد آن ، اعم از فقه ، حديث، كلام و ...، بوده‏اند و در هر زمان كه احساس كرده‏اند شياطين جن و انس از روزنه‏اى قصد نفوذ و تجاوز به اين حريم مقدس را داشته و در صدد ايجاد شبهه در اذهان ضعفاى شيعه مى‏باشند با تمام توش و توان خويش به مقابله با متجاوزان فرهنگى و غارتگران فكرى پرداخته‏اند.
نكته مهمى كه در بررسى آثار علماى گرانقدر شيعه به چشم مى‏خورد اين است كه هرگز اشتغال آنها در عرصه‏هايى همچون فقه و حديث، مانع از پرداختن به وظيفه اصليشان; يعنى دفاع از حريم اعتقادات شيعى و تبيين و ترويج جانمايه تفكر شيعى ، و يا به عبارتى انديشه ولايت نشده و آنها بطور مستمر خود را رويارو با جريانهايى كه در صدد لطمه زدن به اركان اين انديشه بوده‏اند ، مى‏ديدند و از همين رو، بسته به مقتضيات زمان و با توجه به شبهاتى كه در هر عصر متوجه تفكر ناب شيعى بوده است‏به تدوين كتابها و رساله‏هايى براى پاسخگويى و رد آن شبهات مى‏پرداختند.
مرورى بر آثار علماى بزرگوارى همچون شيخ صدوق (م 381 ق)، شيخ مفيد (328 -413 ق)، شيخ طوسى (385 - 460 ق)، علامه حلى (648 -726 ق)، علامه مجلسى (1037 - 1111 ق) و ... صحبت مدعاى بالا را اثبات كرده و نشان مى‏دهد كه اين بزرگان ، آنى از احوال شيعيان آل محمد(ص)، غافل نشده و در هر زمينه كه احساس كرده‏اند جامعه شيعه دچار ضعف و ناتوانى است‏به تاليف كتاب و رساله پرداخته‏اند. ساير علماى شيعه نيز هر يك در عصر خود چونان خورشيدى درخشيده و به طالبان، نور و روشنايى و حيات و زندگى بخشيده‏اند.
اما در ميان، موضوعات مختلفى كه علماى پيشين بدانها پرداخته‏اند موضوع غيبت امام عصر7، از جايگاه خاصى برخوردار بوده است و علماى شيعه عنايتى خاص به اين موضوع داشته و در اين زمينه دست‏به تاليفات فراوانى زده‏اند، تا جايى كه به نقل كتابشناس بزرگ شيعه مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى در «الذريعه‏» افزون بر چهل كتاب و رساله با عنوان «الغيبة‏» از سوى فقها، متكلمان و محدثان بزرگ شيعه در طى قرون متمادى به رشته تحرير درآمده است. (1)
كه از جمله اين بزرگان مى‏توان به ابومحمد فضل بن شاذان (م 260 ق)، ابوجعفر محمد بن على بن العزافر (م‏323 ق)، ابوبكر محمد بن القاسم البغدادى (م 332 ق)، ابو عبدالله محمد بن ابراهيم بن جعفر النعمانى (م 360 ق)، ابوجعفر محمد بن على بن حسين معروف به شيخ صدوق (م 381 ق) ، ابو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان معروف به شيخ مفيد (م‏413 ق)، ابوالقاسم على بن حسن الموسوى معروف به سيد مرتضى علم الهدى (م‏436 ق)، ابوجعفر محمد بن حسن بن على معروف به شيخ طوسى (م 460 ق) و ... اشاره كرد.
حتى پاره‏اى از بزرگان شيعه به تاليف يك كتاب و رساله اكتفا نكرده و كتابها و رساله‏هاى متعددى در زمينه موضوع غيبت موعود آخرالزمان تاليف كردند، چنانكه شيخ مفيد با حدود سيزده رساله (2) و شيخ صدوق (3) با حدود ده رساله در صدر اين سلسله جليله قرار دارند.
اما بدون ترديد آنچه كه همه اين بزرگان را به تلاش و مجاهده براى زدودن زنگارهاى جهل و خرافه از موضوع غيبت آخرين ذخيره الهى حضرت بقية‏الله الاعظم(ع) واداشته ، شناخت و معرفتى بوده است كه آنها نسبت‏به وظيفه خود در قبال موضوع يادشده داشته‏اند، وظيفه‏اى كه از سوى امامان شيعه: براى علماى اين مذهب ترسيم شده و آنها را وا مى‏دارد كه با تمام توان خود در راه ترويج و تبليغ اين موضوع تلاش كنند. چنانكه در روايتى كه از امام هادى(ع) نقل شده وظيفه علماى شيعه در زمان غيبت‏بدين گونه تصوير شده است:
لولا من يبقى بعد غيبته قائمكم(ع) من العلماء الداعين اليه و الدالين عليه و الذابين عن دينه بحجج‏الله و المنقذين لضعفاء عبادالله من شباك ابليس و مردته من فخاخ النواصب لمابقى احد الا ارتد عن دين الله و لكنهم الذين يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كمايمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل. (4)
اگر بعد از غيبت قائم شما نبودند علمايى كه مردم را به سوى او مى‏خوانند، و به سويى او را راهنمايى مى‏كنند، و با برهانهاى الهى از دين او پاسدارى مى‏كنند ، و بندگان بيچاره خدا را از دامهاى ابليس و پيروان او و همچنين از دامهاى دشمنان اهل بيت رهايى مى‏بخشند، هيچ كس بر دين خدا باقى نمى‏ماند. اما علماى دين دلهاى متزلزل شيعيان ناتوان را حفظ مى‏كنند، هم چنانكه كشتيبان سكان كشتى را حفظ مى‏كند. اين دسته از علما در نزد خداوند داراى مقام و فضيلت‏بسيارى هستند.
و در روايت ديگرى نيز كه از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است مى‏خوانيم:
علماء شيعتنا مرابطون فى‏الثغرالذى يلى ابليس و عفاريته ، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا و عن ان يتسلط عليهم ابليس و شيعته و النواصب. (5)
علماى شيعه در مرزهايى كه شيطان و ايادى او در پشت آنها كمين كرده‏اند پاسدارى داده و آنها را از اينكه بر شيعيان ناتوان هجوم برند باز مى‏دارند، و اجازه نمى‏دهند كه شيطان و پيروان او و دشمنان اهل بيت‏بر ضعفاى شيعه تسلط يابند.
همچنين در روايتى از امام جواد(ع) وظايف علماى دين به هنگام غيبت امام از جامعه چنين بيان شده است:
من تكفل بايتام آل محمد(ص)المنقطعين عن امامهم، المتحيرين فى‏جهلهم، الاسارى فى‏ايدى شياطينهم و فى‏ايدى النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حيرتهم و قهرالشياطين برد وساوسهم و قهر الناصبين بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، ليحفظوا عهدالله على‏العباد بافضل‏الموانع ، باكثر من فضل‏السماء على الارض و العرش والكرسى والحجب على‏السماء.
كسى كه سرپرستى يتيمان ال محمد(ص) را ، كه از امام خود دورافتاده ، در نادانى خويش سرگرادن مانده و در دستان شياطين و دشمنان اهل بيت گرفتار آمده‏اند ، به عهده گيرد و آنها را از چنگال دشمنان رهايى بخشد و از حيرت و جهالت‏خارج سازد و وسوسه‏هاى شياطين را از آنها دور كند، و با دلايل پروردگارشان و برهانهاى امامانشان دشمنان اهل بيت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترين شكل حفظ نمايد، برترى چنين شخصى بر ساير مردم از برترى آسمان بر زمين، و برترى عرش و كرسى و حجابها بر آسمان بيشتر است، و او بر ديگر بندگان خدا فضيلت دارد همچنانكه ماه شب چهارده بر كوچكترين ستاره آسمان فضيلت دارد. (6)
حال بايد ديد آيا ضرورتهايى كه استوانه‏هاى فقاهت‏شيعه را به تدوين كتاب و نگارش رساله در زمينه شناخت آخرين حجت‏حق و ديگر موضوعات مرتبط يا غيبت امام عصر7 واداشته است از بين رفته است‏يا خير؟
آيا آن نگرانى كه خاطر شيخ صدوق را پريشان ساخته و او را وادار به تاليف كتاب كمال الدين و تمام‏النعمة‏ نمود، ديگر برطرف شده و جايى براى نگرانى خاطر باقى نمانده است!؟ (7)
آيا آن شبهات و سؤالات گوناگون پيرامون غيبت كه شيخ مفيد را وا مى‏داشت‏براى پاسخ به آنها رساله‏هاى گوناگونى همچون الفصول العشرة فى‏الغيبة‏ (8) ، خمس رسائل فى‏اثبات الحجة‏ (9) ، فى سبب استتار الحجة‏ (10) و ... را به رشته تحرير درآورد ديگر از بين رفته است!؟
آيا آن احساس ضرورتى كه شيخ طوسى را وادار مى‏ساخت كه با همه اشتغالات علمى و درگيرى در عرصه‏هايى همچون فقه، تفسير، حديث و رجال دست‏به تاليف كتاب الغيبة‏ بزند، ديگر زمينه‏اى ندارد!؟ آيا ديگر هيچ خطرى سرمايه اعتقادى شيعيان آل محمد(ص) را تهديد نمى‏كند!؟
آيا ديگر ضعفاى شيعه به چنان امنيتى دست‏يافته‏اند كه مرزداران حريم تفكر شيعى بتوانند سلاح بر زمين گذاشته و پايان ماموريت‏خود را اعلام كنند!؟
آيا جوانان و نوجوانان كشور كه به تعبير امام راحل قدس‏سره كشور ائمه هدى و كشور صاحب الزمان(ع) است، به آن حدى از شناخت نسبت‏به حجت عصر رسيده‏اند كه علماى شيعه و دعوت كنندگان به سوى قائم بتوانند با خاطرى آسوده سر به بالين بگذارند!؟
آيا فكر مى‏كنيد همين كه در هر نيمه شعبان با چند سخنرانى از آن امام غايب ياد مى‏كنيم و مردم را متوجه وظيفه خود نسبت‏به آن حضرت مى‏سازيم براى زمينه‏سازى ظهور كافى است!؟
اينها سؤالهايى است كه در مقطع كنونى متوجه علماى گرانقدر شيعه و بزرگ پاسداران حريم اعتقادات شيعى مى‏باشد.
براستى آيا حوزه‏هاى علميه شيعه ، علماى گرانقدر تشيع ، نهادها و مراكز فرهنگى ، تحقيقاتى و تبليغاتى كشور دين خود را نسبت‏به صاحب اصليشان ، آن وجود شريفى كه امام راحل امت قدس‏سره در شانش فرمود:
رهبر همه شما و همه ما وجود مبارك بقية‏الله است و بايد ماها و شماها طورى رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت‏خداست‏به دست‏بياوريم‏ (11) به انجام رسانده‏اند؟!

  1- الطهرانى ،الشيخ آقا بزرگ، الذريعة الى تصانيف الشيعة ، بيروت ، دارالاضواء، ج‏16 ، ص‏83 - 75.
2- الرفاعى، عبدالجبار، معجم ما كتب عن الرسول و اهل‏البيت‏9، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1371، ج‏9 ، ص‏86 -247 .
3- همان ماخذ، ص 162 - 240 .
4- الطبرسى، احمد بن على بن ابى طالب ، الاحتجاج ، نجف اشرف ، النعمان للطباعة و النشر، 1368 ه ق ، ج 1 ، ص‏9 .
5 - همان ماخذ، ص 8 .
6- همان ماخذ، ص‏9.
7- الشيخ الصدوق، ابوجعفر محمدبن على بن الحسين ، كمال‏الدين و تمام‏النعمة، تهران ، دارالكتب الاسلاميه 1395 ق ، ج 1 ، مقدمه كتاب در بيان انگيزه شيخ از تاليف كتاب مزبور.
8 - الرفاعى، عبدالجبار ، پيشين ، ج‏9 ، ص‏86 -247 .
9- ر . ك: همان ماخذ، ص 154.
10- ر . ك: همان ماخذ، ص‏227.
11- صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمينى 1 ...). ج 14، ص 94، تهران سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى. 1369، ج 14 ، ص 195 .

 
 
 
mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 227390
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز
دسترسی سریع به انجمن ها