عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

بازی پدربزرگ و نوه

بازی پدربزرگ و نوه
پنج شنبه 28 بهمن 1389  09:13 ق.ظ

بازی پدربزرگ و نوه

 

حضرت محمد (ص) از یک میهمانی برمی گشتند. از میدان کوچکی که محل بازی کودکان مدینه بود، می گذشتند.بجه ها مشغول بازی بودند، اما تا چشمشان به حضرت محمد (ص) افتاد، دست از بازی کشیدند و به احترام، ایستادند. حضرت محمد (ص)، ناگهان امام حسین(ع) را که در آن زمان خردسال بودند، در میان بچه ها شناختند. به طرف نوه شان رفتند تا بغلش کنند، ولی امام حسین(ع) از دست پدر بزرگ خود فرار کردند.

حضرت محمد (ص)  راه فرار را به روی ایشان بستند. امام حسین(ع) به چپ و راست و هر طرف که فرار می کردند، حضرت محمد (ص) به همان طرف دست هایشان را باز می کردند. حضرت محمد (ص) هم می خندیدند. امام حسین(ع) هم، همان طور که فرار می کردند، غش غش می خندیدند. تا این که بالاخره گیر افتادند.

حضرت محمد (ص) امام حسین(ع) را محکم بغل کردند. یک دستشان را زیر چانه نوه شان گذاشتند و با دست دیگرشان پشت گردن ایشان را گرفتند و امام حسین(ع)رابوسیدن و گفتند: حسین از من است و من از حسین هستم. آن کس که حسین را دوست می دارد خدا دوستش بدارد.

امام حسین(ع) وقتی که خردسال بودند، لباس حضرت محمد (ص) را می گرفتند و از سینه ایشان بالا می رفتند. حضرت محمد (ص) صبر می کردند تا امام حسین(ع) به خیال خود به هدفشان که شانه های پدربزرگ بود، برسند. وقتی به شانه رسول الله می رسیدند، حضرت محمد (ص) بازوهایشان را باز می کردند و امام حسین را بغل می کردند و ایشان را می بوسیدند.

 يا علي مولا
 
sabz_ac

sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی
hojat20 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها