عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

اخراجي‌ها باز هم منجي سينماي ايران خواهد شد/ "اينجا بدون من" پرداخت تئاتري با داستان عميق/ كيميايي،

اخراجي‌ها باز هم منجي سينماي ايران خواهد شد/ "اينجا بدون من" پرداخت تئاتري با داستان عميق/ كيميايي،
پنج شنبه 28 بهمن 1389  06:34 ب.ظ

اخراجي‌ها باز هم منجي سينماي ايران خواهد شد/ "اينجا بدون من" پرداخت تئاتري با داستان عميق/ كيميايي، ايرج قادري روشنفكرها

گروه فرهنگي- علیرضا پورصباغ

اینجا بدون من (بهرام توکلی)
 
اثری اقتباسی بر اساس نمایش نامه ای از تنسی ویلیامز و پرداختی کاملا تئاتری، اما داستانی عمیق و همانند سایر آثار توکلی نگاهی به جنبه های ناشناخته و گوشه های تاریکی زندگی فردی اشخاص دارد.
 
جرم (مسعود کیمیایی) مسعود کیمیایی، ایرج قادری روشنفکران
 
آثار مسعود کیمیایی پس از فیلم اعتراض در نزد مردم و منتقدان آنچنان مورد استقبال قرار نمی گیرد، از آن پس کیمیایی سعی می کند آثارش را رنگ و لعاب بزند که حکماً شکل این رنگ و لعاب تعبیری از بزک کردن است. افزودن موسیقی و استفاده از دکورهایی نظیر کافه همانند آثار قبل از انقلاب.
 
کیمیایی سینمایی بسیار نزدیک به سینمای فارسی دارد. در واقع کیمیایی، ایرج قادری جامعه روشنفکری به شمار می رود، جرم نیز ملغمه ای آشفته از همان داستان یکه سواری است که این بار اسب سوار نمی شود و هفت تیر به‌دست و بی هدف مرتکب قتل می شود. آقایان در چند رشته جرم را کاندیدا کرده اند، گویا حافظه اشان را از دست داده اند که فیلم محاکمه در خیابان در تیتراژ انتهایی‌اش مبتنی بر تصاویر حوادث پس از انتخابات بود و رنگ سبز نیز به عنوان رنگ محوری پوسترهای آن فیلم انتخاب شد، ریاکاری محض برای فروش بیشتر فیلم و تهییج شماری از مردم، حال تمامی جرم در یک جمله استراتژیک خلاصه می شود. «اون بیرون شلوغ تر از اینجاست یه پاسبون با با توم زده سر یه جوونو شکسته وقتی از سر یه جون خون بیاد انقلاب می شود». حال خودتان قضاوت کنید که نهایت اپوزیسون نوازی حضرات به کجا رسیده که جرم در 11 مورد کاندیدا می شود.
 
برای اینکه مسعود کیمیایی از جعفر پناهی حمایت کرده است و گویا مد شده هر که در سینما جبهه سیاسی‌اش فعال تر شد، کاندیداي جوایز بیشتری می شود. واقعا نگاهی به لیست و جوایزی که امشب توزیع می شود، اپوزیسون نوازی نگارنده را بیشتر در ذهن شما متبادر می کند.
 
ندارها (محمدرضا عرب)
 
یک از خوش ساخت ترین و بهترین فیلم های نمایش داده شده در جشنواره فیلم فجر آخرین ساخته محمدرضا عرب با عنوان ندارهاست. اگر از زوایه کاملا مستقلی به فیلم نگاه کنیم، آخرین ساخته عرب در جهت سیاست‌های دولت دهم ساخته شده و نمایش عمومی این فیلم می تواند نسبت به سیاست گذاری‌های دولت در بخش اقتصاد برای همراه شدن با مردم در "طرح تحول اقتصادی" یک کمک بزرگ فرهنگی تلقی شود. داستان فیلم به صورتی مستقیم مرتبط است با طرح تحول اقتصادی و همسان سازی زندگی کلیه افراد جامعه است.
 
پاریس تا پاریس (محمد حسین لطیفی)
 
کارگردانی که سرش بسیار شلوغ باشد و نداند قرار است فردا چه کاری کند، ماحصل زحمتش تبديل می شود به آنچه که امروز از او در جشنواره فیلم فجر دیده ایم. او در میان تولید سریال قلب یخی به یک‌باره هوس می کند رونالدو را بسازد و ناگهان رویه کاریش را تغییر می دهد و در اواسط فیلمبرداری قلب یخی یک‌باره از فرانسه سر در می آورد و خلاصه مشخص نیست لطیفی قرار است چه کند، همین سردرگمی کارگردان در آخرین ساخته اش متجلی می شود و سرگردانی در نوع روایت و محتوای این اثر بسیار شعاری و کلیشه ای از کار در می آِید.
 
پایان نامه (حامد کلاهداری)
 
کارگردان‌هایی که در حوزه سیاست بتوانند مویی سپید کرده باشند و فیلم سیاسی بسازند، کم نیستند؛ نمونه اش ابوالقاسم طالبی است که فهم سیاسی عمیقی دارد و می تواند سکاندار ساخت فیلم ها سیاسی باشد اما به جای فراهم آوردن امکانات برای طالبی محیط برای کلاهداری فراهم می شود. حامد کلاهداری بسیار جوان است، سرما و گرمای دوران مختلف سیاسی را نچشیده است. نگاه احساسی او به یک جریان سیاسی سبب شده همان رویکرد از سر شور نه از سر شعور، فیلم و پیامش را نابود کند، سئوال اینجاست واقعا فیلم کلاهداری یک فیلم سیاسی بود؟
 
جواب این سئوال به یک کلمه ختم می شود: خیر. در حقیقت فیلم کلاهداری یک اکشن بی محتوا، بی انگیزه و فاقد روایتی محکم است. واقعا دانشجویانی که نمی توانند پایان نامه خود را سر وقت به استادشان برسانند از دیوار خانه اش بالا می روند، کلاهداری در فیلم اولش یک فیلم شبه روشنفکری به نام شکلات داغ ساخته است که در مضمون و محتوایش نگاهی نهيليستی به زندگی دارد، حال چطور این جوان کم تجربه در عرصه سینما می تواند فیلم سیاسی بسازد. فارغ از این نگاه‌ها آخرین اثر حامد کلاهداری یک اکشن درجه چندم است.
 
ضمن اینکه در تمامی دوران پس از انتخابات تمامی رسانه های معارض تمامی تلاش خود را معطوف کردند به انتشاراخباری مبنی بر چند دستگی وانشقاقی بزرگ در میان نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات، خصوصا سپاه، فیلم کلاهداری دقیقا بروی این مسئله صحه می گذارد و از این جهت، وزارت اطلاعات باید فیلم را دقیق تر بررسی كند.
 
خیابان های نا آرام (کمال تبریزی)
 
طبیعتا پس از حوادث سال گذشته، عده ای سعی دارند که فیلم سیاسی بسازند و کمال تبریزی نیز جز همان عده محسوب می شود که پس از ساخت فیلم مارمولک علاقه مند است فیلم‌های خلاف جریان مرسوم در سینما بسازد. این فیلم‌ها نهایتا یا توقیف می شوند و یا با سر زمین می خورند. در مورد خیابان‌های آرام باید همین جمله را نوشت و گفت. این اثر برای فرار از القائات مستقیم سیاسی، غرق در فانتزی می شود و نتیجه این غرق شدن، رسوب خط اصلی قصه فیلم است.
 
گلوگاه شیطان (حمید بهمنی)
 
گاه شماری از وقایع جنگ که به صورتی دراماتیک نمایش داده می شود، همین دراماتیزه کردن داستان به شخصیت ها بسط پیدا کرده است و برای نخستین بار بروی پرده سینما می بینیم که دشمن یک ابله ترسو نیست و نگاه متعادل کارگردان در پرداخت شخصیت ها سبب شده با فیلمی متفاوت از سینمای دفاع مواجه شویم.
 
سعادت آباد (مازیار میری)
 
با توجه به سیاست های ساختاری که امسال رویکرد اصلی کارگردان‌های مطرح به حساب می آید، سعادت آباد فیلم بدی نیست، اما چندان هم خالی از ضعف نیز نیست، ضعف های ساختاری ماحصل نگاه های کلیشه ای در نوع جریان ساخت فیلم های مستقل و اجتماعی است. کلیشه نگاری مستقل سینمای روشنفکری که به مرزهای واحد فرمی و محتوایی می رسد.
 
اخراجی‌ها (مسعود ده‌نمکی)
 
سومین بخش از تریلوژی اخراجی‌ها یقینا بار دیگر منجی اقتصاد سینمای ایران خواهد شد، داستان فیلم ده‌نمکی نگاهی موشکافانه و مرتبط به مسائل سیاسی روز دارد.
 
نمایش اخراجی‌ها در اکران سال نو دوباره همان حرف های و حدیث های گذشته درباره ده‌نمکی را تکرار خواهد کرد. بسیاری از منتقدان و روزنامه نگاران درتریبون‌های مطبوعاتی خود، به مناسبت های مختلفی سعی دارند ده‌نمکی را به سطحی نگری متهم کنند. این تئوری ها فقط به طرح در نشریات محدود نمی شود بلکه در جمع های خصوصی، سابقه سیاسی او را به چماق‌داری پیوند می زنند و همیشه سعی می کنند او را به عنوان متهم ردیف اول سینما معرفی کنند و پیشینه ای سیاه، کاملا اغراق شده از گذشته سیاسی ده‌نمکی نشان دهند.
 
کمی تامل کنید و با هر سلیقه سیاسی در این جمله نگارنده اندیشه کنید، کارگردانی با نگاه ارزشی چماق را از او بگیرند و دوربین را به دست او دهند و او منجی اقتصاد سینمای ایران شود. خطاب به آن دوستان باید گفت شما و نوع نگاه شما به سینما و مطبوعات در حال حاضر طیف غالب به شمار می رود، شما هم کسی را معرفی کنید که با همان نگاه شما بتواند منجی اقتصاد سینما باشد، تنها جوابی که می توان به یاوه گویی هاي این طیف ظاهرا روشنفکر داد، همین است. ضمن اینکه اگر ده‌نمکی متهم به سطحی نگری باشد، توده های مختلفی از بخش‌های مختلف طبقاتی برای دیدن این سطحی نگری هزینه کرده اند و به تماشای فیلم او شتافته اند. ضمن اینکه مردم همین سطحی نگری را تقدیس می کنند و واقعا این سطحی نگری بدون هیچ قضاوت عجولانه ای بسیاردوست داشتنی است.
کد خبر:79354 -رجا نیوز

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

omegaa

omegaa
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1734
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها