عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

از استمداد شفا تا کرامات امام رضا(ع)۴

از استمداد شفا تا کرامات امام رضا(ع)۴
جمعه 29 بهمن 1389  02:08 ب.ظ

از استمداد شفا تا کرامات امام رضا(ع)۴

آقا میرزا مردی دانشمند،مقدس،پارسا، شایسته و پاکدامن،بیش از پنجاه سال در جوار سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله(ع) بود.

وی نقل می کند:«زخمی در پای من پیدا شد که دکتر ها از معالجه آن عاجز و از بهبودی آن ناامید شدند.پدرم با اینکه خودش از دکترهای بسیار خوب و حاذق هند بود،هر چه دکتر متخصص بود،همه را برای معالجه پای من حاضر نمود.


هر یک از آنها دقیقا معاینه کرده،به عجز و ناتوانی خود اعتراف نموده،گفتند:«این زخم غیر قابل درمان است».تا اینکه یک دکتر فرنگی که بسیار حاذق و فهمیده و متخصص در جراحت بود،برای معالجه آوردند،جراحت را دید و سپس فتیله ای در داخل زخم فرو برد،بعد فتیله را بیرون آورد و نگاهی کرد و گفت:«تو را جز حضرت مسیح نمی تواند معالجه کند و بهبودی بخشد»


گفت:«این زخم به مغز استخوان رسیده و دیگر قابل درمان نیست؛این مریض بیش از دو روز زنده نمی ماند.»


چون شب فرا رسید و خواب رفتم،در خواب دیدم که:سید و مولای من حضرت سید ابی الحسن الرضا(ع) نزد من آمد و نور از چهره مبارکش می درخشید.بعد مرا صدا زد و فرمود:«ای احمد!به طرف ما بیا!»عرض کردم:«آقای من!شما که می دانید من قدرت و توانایی آمدن به سوی شما را ندارم.»اعتنا نکرد و فرمود:«بیا به طرف من!»بلند شدم و به سوی آن حضرت رفتم،چون به خدمتش رسیدم دست مبارکش را بر جای زخم من کشید.بعد عرض کردم:«ای مولای من !آرزوی زیارت شما را دارم.»فرمود:«امکان پذیرد ان شاءالله تعالی».


وقتی از خواب بیدار شدم اثری از زخم ندیدم،ولی قدرت اینکه این راز را افشا و آشکار کنم نداشتم،به هیچ کس نمی توانستم بگویم،زیرا که از من نمی پذیرفتند،باورشان نمی شد.سرانجام راز از پرده بیرون افتاد و منتشر شد.پادشاه هند،خبردار شد و مرا خواست و به من تبرک جست.



چهل داستان از کرامات امام رضا(ع)

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها